سخنان
— 28 —

گفتار چهارم

اَلصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّين
اگر می خواهی ارزش و اهميت نماز را بدانی و به ارزان بودن و آسان بدست آوردن آن پی ببری و اگر می خواهی از ديوانه و زيانكار بودن تاركِ نماز و پايمال كنندة حق آن آگاه شوی .. بیا و در اين حكايت تمثيلي كوتاه تأمل كن:
روزي حاكم بزرگي دو نفر از مستخدمين خود را به مزرعة زيبايي که در فاصله دو ماهه قرار داشت مي فرستد، و به هر كدام از آنها مبلغ بيست و چهار سكة طلايي مي دهد، تا براي خريدن بليط و نياز هاي راه و محل اقامت صرف كنند، رسيدن به ايستگاه يك روز طول می کشد، در آنجا انواع وسايط نقليه از قبيل: اتومبيل، هواپيما، كشتي و قطار يافت مي شد.
هر دو مستخدم بعد از شنيدن توصيه ها خارج مي شوند، يكي از آن دو نفر، آدم نيكبخت و خوش شانس بود، زيرا مقدار اندكي از سرمايه اش را تا رسيدن به ايستگاه در تجارتی سودمند مصرف كرد و چنان سودی به دست آورد كه اربابش از او ابراز رضايت نمود و در نتيجه، سرمايه اش به چندین برابر افزايش يافت.
اما خادم دیگر که بدبخت و بد شانس بود تا رسيدن به ايستگاه بيست و سه سكة طلایی اش را در لهو و قمار مصرف كرد، وقتي هم که به ايستگاه رسيد فقط يك سكة طلايی اش باقي مانده بود.
دوستش به او گفت:
"اي مرد! با اين يك سكة باقي مانده بليط سفر را خريداري كن و آن را بیهوده از دست مده، ارباب ما كريم و رحيم است، شايد تو را مشمول رحمتش بگرداند و لغزشي را كه از تو سر زده است مورد عفو قرار دهد. او روزی به ما اجازه خواهد داد تا سوار بر هواپيما با هم به محل اقامت خود برويم. و اگر به گفته هايم عمل نكردي آنوقت مجبور
— 29 —
خواهي شد دو ماه كامل در اين بيابان بدون وقفه پياده راه پيمايي كني که در این صورت گرسنگي تو را از پای در خواهد آورد و در اين دشت تنها خواهي ماند."
حال ببين! اگر اين شخص عناد كند و به جاي تهيه بليط سفر كه به منزلة كليد گنجي براي اوست ، سكة باقي مانده را در راه شهوت زود گذر و لذت مؤقت مصرف كند آيا اين عملش بدين معني نيست كه او واقعاً يك بدبخت زيانكار و يك ابله نادان است؟! مگر اين واقعیت را كودن ترين انسان درك نمي كند ؟
پس اي تارك نماز! و اي نفسم كه از نمازخوشت نمي آيد!
آن حاكم، پروردگار و آفريدگار ما است.
و از آن دو مستخدم مسافر، يكي انسان متدين است كه نماز را با شوق بر پا داشته و كما حقه ادا مي كند و ديگري شخص غافل و تارك نماز است.
و اما آن بيست و چهار سكة طلايي، بيست و چهار ساعت هیییر شبانه روز عمر ما است. و اما آن مزرعة مخصوص، جنت است.
وآن ايستگاه، قبر است.
و آن سفر، سفري است كه بسوي قبر مي رود و از حشر مي گذرد و به دارالخلود منتهي مي شود، و هر کدام از رهروان این راهِ دراز با درجات متفاوتی و بر حسب عمل و میزان تقوایش، آن را طی می کند. جمعي از پرهيزگاران مسافت هزار ساله را همچون برق در يك روز مي پيمايند، و عده اي از آنان در يك روز، مسافت پنجاه هیزار ساله را همچون اسب طی مي كنند. قرآن كريم در دو آية مبارك به اين حقيقت اشاره كرده است.
اما آن بليط، نمازهايي است كه پنج وقت آن همراه با وضو گرفتن، بیشتر از يك ساعت طول نمی کشد!
چه خسارت بزرگي كرده است كسي كه بيست و سه ساعتش را در زندگي دنياي كوتاه صرف مي كند و فقط يك ساعت را در راه آن حيات ابدي مصرف نمي كند!
اين چه ظالمي است كه بر خود ظلم مي كند!
و او چقدر احمق و نادان است!
— 30 —
اگر دادن نصف مال به قمار "لاتري" كه هزار نفر در آن مشارکت دارند و احتمال برد، يك در هزار است، كار معقولي محسوب مي شود، پس شخصي که در راه بدست آوردن فايدة بزرگ و رسيدن بیه خزانه ابدي كیه به احتمال نود و نه در صد تضمين شده است، از دادن يك سهم از بيست و چهار سهم دريغ مي ورزد، واقعاً دور از عقل و منطق بودن عملش بر كسی پوشيده نيست.
نماز نه تنها يك عمل خسته كننده نيست، بلكه بزرگترين آرامش روح و قلب و عقل در نماز است و علاوه بر آن، سایر اعمال دنيوي مباح نماز گزار، اگر با نيت خوبي انجام گیرند، برايش عبادت محسوب مي شوند، پس نماز گزار مي تواند تمام سرمايه عمرش را برای آخرت ذخیره سازد و در بدل عمر فاني اش، عمري جاويدان بدست آورد.