— 25 —
گفتار سوم
﴿ يَٓا اَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا ﴾
(البقرة:٢١)
اگر می خواهی بداني كه عبادت چه تجارت و سعادت بزرگ است و فسق و سفاهت چه خسارت و هلاكت هولناک است، اين حكايت کوتاه تمثيلي را ببین و گوش کن:
زمانی دو سرباز، فرمان رفتن به شهري دور افتاده را دريافت نمودند. هر دو با هم به راه افتادند، تا به دو راهي رسيدند. در آنجا شخصی حضور داشت و برايشان گفت:
"راهي كه در سمت راست واقع است كاملاً امن است و ضمن اینکه هیچ ضرری در آن وجود ندارد، نُه نفر از ده مسافری که از آن می روند آرامش و منفعت بزرگی به دست می آورند. اما راه سمت چپ ضمن اینکه هیچ منفعتی ندارد، نه نفر از ده مسافر آن ضرر می بینند. البته هر دو راه از نظر کوتاهی و درازی یکسان هستند و تنها فرق شان این است که، مسافر راه چپ که راه بی نظم و قانون است، بدون کوله بار و بدون سلاح می رود به همین خاطر یک سبکی ظاهری و یک آرامش دورغین احساس می کند. و اما مسافر راه راست که انتظام عسکری بر آن حاکم می باشد مجبور است یک "چانته" چهار کیلویی پر از عصاره مواد غذایی را حمل کند و یک سلاح مکمل دولتی را به وزن دو کیلو گرام با خود بردارد تا هر دشمن را مغلوب کرده بتواند."
آن دو سرباز پس از شنیدن سخنان آن شخص معرّف (راهنما)، به راه افتادند و سرباز بختیار به راه راست رفت و باری به سنگینی یک سیر را بر دوش خود حمل نمود اما قلب و روحش از هزاران سیر بار منّت و ترس نجات یافت.
اما آن نفر بدبخت، سربازی را رها کرد و نخواست تابع نظام شود لذا به سمت چپ رفت. جسمش از سنگینی یک سیره نجات یافت اما قلبش زیر بار هزاران سیر منّت، و روحش تحت فشار ترسهای بی نهایت پایمال شد. و در وضعیتی به راهش ادامه داد که
— 26 —
از هر کس گدایی می کرد و از هر چیز و از هر حادثه می لرزید. تا اینکه به محل مقصود رسید و در آنجا جزای عصیان و فرارش را دید.
اما شخصی که نظام عسکری را دوست داشت و چانته و سلاحش را محافظت کرده به سمت راست رفته بود، بدون آنکه زیر منّت کسی برود و بدون آنکه از کسی بترسد با قلب و وجدانی راحت، به شهر مطلوب رسید و در آنجا به عنوان یک سرباز وظیفه شناس و پاسدار ناموس پاداشش را دریافت نمود.
اکنون اي نفس سركش!
بدان که از آن دو مسافر، یکی مطیع قانون الهی و دیگری نافرمان و تابع هوای نفسانی است. و اما آن راه، راه زندگی است که از عالم ارواح می آید، از قبر می گذرد و به آخرت می رود. و آن چانته و سلاح هم عبادت و تقوا است. عبادت هرچند یک سنگینی ظاهری دارد اما در معنا چنان آرامش و سبکی دارد که قابل تعریف نیست. زيرا عبادتگزار در نمازش مي گويد:
«اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلهَ اِلَّا الله» يعني خالق و رازقي جز او نيست! نفع و ضرر در دست اوست. او هم حكيم است، هرگز كار بيهوده نمي كند. و هم رحيم است و احسان و مرحمتش فراوان.
و به خاطر داشتن چنین اعتقادی، در هر چیزی دروازه یک گنجینه رحمت را می یابد و با دعا دروازه را می زند. و نیز هر چیزی را مسخّر امر پروردگارش می بیند و به پروردگار خود پناه می برد. و با توکل به او تکیه می کند و در برابر هر مصیبتی در پناه او قرار می گیرد. لذا ایمانش به او یک امنیت کامل می بخشد.
آری منبع شجاعت نیز همچون همه حسنات حقیقی، ایمان و عبودیت است. و منبع ترس و بزدلی نیز همچون همه سیئات و بدیها، ضلالت و گمراهی است.
اگر کره زمين به یک بمب تبدیل شود و انفجار کند، احتمال دارد عابد منور القلب را نترساند چون او این پدیده را يك قدرت خارق العاده صمدانيت می داند و با حيرتی لذت آميز تماشا می کند؛ اما یک فیلسوف فاسق و بی قلب هرچند مشهور به منوّر العقل هم باشد، با دیدن ستاره دنباله داری در آسمان، در جایش می لرزد و می گوید: "آیا ممکن
— 27 —
است این ستاره سرگردان به زمین ما برخورد کند؟" و غرق اوهام می شود.
(زمانی با نمايان شدن ستارة دنباله داري در آسمان امريكا، مردم لرزه بر اندام شدند وحتي بسياري از مردم در آن شب خانه هايشان را ترك کردند).
آری در عین حالی که انسان نیازمند چیزهای بی شماری است، اما سرمایه اش چیزی در حکم هیچ است... و در عین حالی که در معرض مصیبتهای بی نهایت قرار دارد، قدرتش چیزی در حکم هیچ است...گویا دایره سرمایه و قدرتش تا جایی است که دستش به آن می رسد.
و اما دايره آرزوها، تمايلات، دردها و گرفتاريهايش تا حدي وسعت دارد كه چشم و خيالش كار مي كند.
پس آنانی که هنوز به طور کامل کور نشده اند می بینند و درک می کنند که عبادت، توكل، توحيد و تسليم برای روح بشر که تا این حد عاجز، ضعیف، فقیر و محتاج است چه سعادت و نعمت بزرگي است.
زيرا معلوم است که راه بی ضرر، بر راه با ضرر - ولو از ده احتمال یک احتمال هم داشته باشد- ترجیح داده می شود.
حال آنکه راه عبودیت که مسأله مورد بحث ما است، ضمن بی ضرر بودنش، با نُه احتمال از ده احتمال، خزینه یک سعادت ابدی را دربر دارد. و راه فسق و سفاهت هم - حتی به اعتراف خود فاسق- با آنکه هیچ منفعتی ندارد، با نُه احتمال از ده احتمال، شقاوت و هلاکت ابدی را به همراه دارد که این امر با شهادت متخصصان و اهل مشاهده که تعداد شان نیز بی نهایت است به درجه اجماع وتواتر ثابت است و با إخبار اهل ذوق و کشف نیز محقق می باشد.
الحاصل: سعادت دنيا نيز همچون خوشبختي آخرت در گرو عبادت و سربازي كردن در راه الله است. وقتي چنين است ما بايد همیشه بگوییم: «اَلْحَمْدُ لله عَلَی الطَّاعَة وَ التَّوْفِیقِ» و از اینکه مسلمان هستیم شکرگزا باشیم.