مثنوی نوریه
— 7 —

فهرست

مختصري از زندگي‌نامه بديع الزمان سعيد نورسي
رساله نور چگونه تفسيري‌ست؟
اعتذار
مقدمه
لمعات
مربوط به توحيد است و بنيان گفتار "بيستودوم" رساله نور را در برگرفته و از وجهي متن عربي آن بهشمار ميرود. رسالهييست كه ظريفترين حقايق توحيد را به مفصلترين شكل، طي چهارده لمعه بيان، و سلسله دلايل و گواهيهايي را در خصوص اين حقيقت كه
وَ فِى كُلِّ شَيْءٍ لَهُ آيَةٌ تَدُلُّ عَلَى اَنَّهُ وَاحِدٌ
مطرح ميكند؛ رسالهي ارزشمنديست كه هركس مانند نان و آب و هوا به آن نيازمند ميباشد.
سه رساله به نامهاي "لاسيماها،" "لمعات" و "رشحات" در بخش آغازين مثنوي نوريه، مانند رسالههاي انتهايي از مسايل متفرقه بحث نميكنند؛ تمركز اين رسالهها بر موضوع واحد است.
رشحات
رساله رشحات، حقيقت نبوت (از اركان سه گانه مهم ايمان) و نبوت احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را با براهين قطعي و درخشان اثبات ميكند. اين مطلب را
— 8 —
به اثبات ميرساند: همانطور كه عدم نورافشاني خورشيد ممكن نيست، الوهيت نيز بدون رسیالت امكان ندارد؛ لذا حقيقت نبیوت را چیون خورشیيد، نمیايان ميسازد. به كساني كه پردهيي در برابر ديدگان خود ندارند و دلهايشان زنگار نبسته است، تفهيم ميكند كه كائنات، قرآن كبير مجسم است و محمد عربي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام آيت الكبراي آن ميباشد.
اين رساله عالي داراي "يازده رشحه" است. در رشحه يازدهم صلوات شريفهيي را بيان ميكند كه بر بيست و يك معجزه احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام اشاره دارد.
پس از رشحه يازدهم، در "اعلم"ي مفصل پيرامون نبوت احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام دليلهاي بينظيري را به شيوه ديگري بيان ميكند.
تركي اين رساله، در گفتار "نوزدهم" رساله نور آمده است.
سه رساله مذكور در بخش آغازين مثنوي نوريه، از آثار "سعيد قديمي" نيستند و به تعبير استاد، اثر "سعيد جديد" مي باشند؛ همچنان كه برخي آثار قديمي استاد وارد رساله نور شدهاند، آثار عربي استاد در زمان تأليف رساله نور نيز بدين صورت وارد مثنوي عربي شدهاند.
لاسيّماها
اين رساله كه در خصوص ايمان به حشر است، در واقع اساس گفتار "دهم" رساله نور را تشكيل ميدهد. استاد در يكي از روزهاي بهاري در بارلا كه آثار رحمت الهي را در باغ و بوستان مشاهده ميكرد، آيه كريمهي
﴿ فَانْظُرْ اِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللّٰه كَيْفَ يُحْيِى الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا اِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِى الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴾
را قريب چهل بار قرائت كرد. اين امر موجب طلوع و پيدايش رسالهيي بسيار ارزشمند، و در زمانه فعلي بسيار ضروري شد كه نظريه انكار حشر را ريشه‌كن ميكند. رسالهيي كه مؤلفاش بر خلاف ابن‌سينا اين نابغه دهر كه معتقد است "حشر يك مسیأله نقليست و عقل را در آن راهي نيست،" حشر را به سادهترين فهمها اثبات كرده، هزاران نمونه حشر را بر روي زمين نشان ميدهد؛
— 9 —
رساله‌يي‌ست كه به اثبات حشر از طريق بسياري از اسماي الهي مقتضي حشر تا ماهيت انساني ميپردازد.
به عنوان يك قاعده نيكو، در آغاز اين رساله نيز مانند رسالههاي ديگر، تحميدات حضرت حق و سلام و صلوات نبي ذي‌شأن آورده شده است. نظر به وجود ارتباطي تام و وابستگي قطعي مابين ايمان به الله، ايمان به پيامبر، ايمان به حشر و شهود كائنات، اين رساله به اختصار از حقايق "توحيد و رسالت" بحث ميكند و تحت عنوان "لاسيما"هايي به مسأله حشر كه موضوع اساسي رساله است، ميپردازد. اين رساله كه مقام دوم گفتار "بيست و هشتم" رساله نور است، بعد از بيست سال به تازگي به دست استاد رسيده است.
قطره
رساله قطره عبارت است از يك مقدمه، يك خاتمه و چهار باب. استاد در مقدمه ميگويد در عمر چهل ساله و سير علمي سي ساله اش، نسبت به سال تأليف اين رساله، چهار كلمه و چهار سخن تحصيل نموده است. اولين كلمه از چهار كلمه مذكور، "معناي حرفي"ست، دومي "معناي اسمي،" سومي "نيت" و چهارمي "نظر"؛ اولين سخن از چهار سخن ياد شده نيز اين است: "من خود بر خودم مالك نيستم،" دومي: اَلْمَوْتُ حَقٌّ، سومي: رَبِّى وَاحِدٌ است و چهارمي اين كه "اَنَا نقطهيي سياه و واحدي قياسيست". اين رساله، حقيقت اَشْهَدُ اَنْ لَا اِلهَ اِلَّا اللّٰهُ را به عنوان باب اول ثابت ميكند و ميگويد هر ركن از اركان كائنات با پنجاه و پنج زبان كلي و به غايت آشكار حقيقت مذكور را اثبات ميكنند.
تقريظ
خاتمه قطره
در اين بخش، از حقايق متفرق و كوتاه اما بسيار لازم و مهم بحث ميشود. در آغاز چهار بيماري نفس (يأس، عجب، غرور، و سوء ظن) را بيان ميكند و بعد، از چهار حقيقت سخن ميگويد و آنگاه حقيقت لَا اِلهَ اِلَّا اللّٰهُ را ی كه در باب نخست "قطره" ذكر شده ی توضيح ميدهد و در ادامه، در باب دوم مراتب
— 10 —
سُبحان اللّٰه، سپس در باب سوم مراتب الحَمدُ لِلّٰه و در باب چهارم نيز مراتب اللّٰهُ اكبُر را بيان ميكند و پس از آن تحت عنوانهاي "نقطه و نكته،" به اعلم هايي با موضوعات متفاوت ميپردازد.
ضميمه قطره
زير عنوان "رمز"ها و "اعلم"ها حقايقي مطرح ميشود كه هر يك از آنها به لحاظ ارزشي كه دارند، ميتوانند موضوع رسالهيي (مستقل) شوند. در آغاز، بعد از سلام و صلوات، در "اعلم" نخست از فضيلت رعايت نماز اول وقت و متوجه كعبه بودن به صورت خيال و اينكه رفتار مذكور چگونه اوهام و وسوسههاي شيطاني را از بين ميبرد و تمام لطايف و حواس نمازگزار به چه نحوي فيض ميبرند، سخن ميگويد.
رسالههاي ياد شده در عين حال كه از اركان ايمان بحث ميكنند، به ايمان و علم و معرفت الله و ذكر هم ميپردازند؛ لذا مطالعه آنها نوعي عبادت است.
حباب
اين رسالهي مهم كه دو ضميمه به زبانهاي تركي و عربي دارد، يكي از دو اثريست كه زمان دعوت استاد به آنكارا به مناسبت انتشار "خطوات سته" نوشته شد. دعوت مذكور براي تلطيف (و قدرداني از) استاد بود. در آن زمان كه تحت تأثير غلبه لشكر اسلام بر يونان، نشئهيي در مؤمنان ايجاد شده بود، استاد مشاهده ميكرد كه در آنكارا تفكر به غايت عجيب زندقه در حال نفوذ به افكار محكم مسلمانان و سم‌پاشي و تخريب آن است، و برخي محافل در اين راستا در حال دسيسه‌چيني هستند.
سیلام و صیلوات آغازين اين رساله بسيار با اهميت است. يكي از خصوصيات فوق‌العاده مثنوي نوريه كه نظيرش در هيچ اثر ديگري مشاهده نميشود، برخورداري از طرز بياني به غايت بليغ است؛ تو گويي با يك حركت انگشت، چند دستگاه در يك آن شروع به كار ميكنند؛ همچنان كه پيشتر گفته شد، همواره امكان دارد كه ذكر و ايمان و تفكر و علم را در اين اثر در كنار هم يافت. مثلًا سلام و صلوات در اين اثر فقط صورت ذكر را ندارد؛ مؤلف دست كم سه مرتبهي
— 11 —
معنايي به آن ميدهد كه ميتوان انكشاف ايمان را بهواسطه آن مشاهده كرد؛ در عين حال با علم روبهرو شد، نيز با حقايقي آشنا گرديد كه مؤمن نمازگزار را از اوهام و شبهات ميرهانند.
در يكي از "اعلم"هاي مهم اين رساله عالي، تفاوتهاي مؤمن مدني با كافر مدني در سيرت و صورت، و ظاهر و باطن به طرز شيوايي بيان ميشود، و براي آن كه تفاوتهیاي مذكور را حتي به نابينايان هم نشیان دهید، ميگويد: "اگر ميخواهي، با خيال خود به قريه نورشين برو و در مجلس استاد شركت كن و در آنجا ملوك و پادشاهان را در لباس تهيدستان، و فرشتگان را در جامه انسان ببين كه چگونه گرم مصاحبتهاي قدسي هستند. بعد به پاريس برو و وارد بزرگترين لژهايشان شو. در آنجا خواهي ديد كه كژدمها چگونه لباس انسان بر تن دارند و عفريتها از چه طريق صورت آدم گرفتهاند...". نويسنده تفاوتهاي ديگر را به "لمعات" و "سنوحات" ارجاع ميدهد.
در "اعلم"ي ديگر، رساله "اجتهاد" را كه در رساله نور گفتار "بيست و هفتم" نام گرفته است، در چهار صفحه خلاصه ميكند.
ضميمه نخست حباب
با مناجاتي فارسي آغاز ميشود. تركي اين مناجات در "اميد هفتم" و ذيل "گفتار هفدهم" موجود است. استاد ما هيچ‌گاه فارسي تحصيل نكرد اما مناجات مذكور با فارسي كاملي نگاشته شده است؛ طوري كه سفير وقت افغانستان اين اثر را با احساس تقدير‌آميزي به كشور خود فرستاد. در ادامهي اين مناجات فارسي، خطابهيي ده مادهيي زير عنوان "اي مجیاهدان اسیلام" قرار دارد كه به زبان تركيست و خطاب به نمايندگان مجلس نوشته شده است. تحت تأثير همين خطابه، نمازخانه مجلس را كه اتاق كوچكي بود، به سالن بزرگي تبديل كردند.
ضميمه حباب
دومين ضميمه حباب نيز حقايق بسيار مهمي را در بر ميگيرد.
حبه
— 12 —
دو ضميمه دارد؛ "اعلم" نخست اين رساله، با شيوهيي به غايت اديبانه بيان ميدارد كه حقيقت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام هم سبب خلقت عالم است، هم هسته، هم ميوه و هم نتيجه آفرينش جهان ميباشد. ميگويد: اگر عالم را كتاب كبيري بداني، مُركب قلم نويسندهاش، نور محمد عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است؛ اگر آن را به صورت درختي ببيني، اولًا هسته و سپس ميوهاش، باز نور محمد عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است؛ اگر عالم را در حالي ببيني كه لباس ذي حيات بر تن كرده است، روح آن، نور محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است؛ اگر عالم را باغي از گل ببيني، عندليب ذي شأن آن، باز هم نور محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است. در انتهاي رساله، تضرع، اظهار نياز و استغفاري به غايت زيبا وجود دارد.
ضميمه حبه
در پیايیان ضميمیهي نخسیت حبه، مراتب
حَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ و لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللّٰه الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ‌ نسبت به لمعه عربي "بيست و نهم،" كوتاهتر و به غايت زيبا آورده شده است.
ذيل الذيل
در ضميمه دوم حبه، صورت خلاصه و كوتاه "رساله طبيعت" به زبان عربي آورده شده است. اين رساله در "عصاي موسي" زير عنوان لمعه "بيست و سوم" قرار دارد. عصاي موسي رسالهي به غايت مهمي‌ست و بارها به عربي و تركي منتشر شده است.
اين رساله پس از آنكه در آنكارا تأليف شد، در چاپخانهيي منتشر گرديد. رساله مذكور، بطلان سه كلمه دهشت انگيز را كه از دهان انسانها خارج مي‌شود، اثبات نموده و كساني را كه در باتلاق طبيعت در حال غرق شدناند، نجات ميدهد.
زهره
اين رساله‌ي بسيار با اهميت كه به نيت نشان دادن فقط بخشي از حقيقتي مفصل و پرتويي از نوري درخشیان نوشته شده است، حاوي حقیايق بسيار
— 13 —
مهميست؛ به همين دليل با درخواست مصرانهي ممتازترين شاگیردان رساله نور ی كه بيشتر آنها عربي نميدانستند ی با شرح برخي بخشها و ارائه معناي مختصر بخشي ديگر، توسط استاد به تركي ترجمه شد و با نام "لمعه هفدهم" طي پانزده يادداشت، به بخش لمعات رساله نور الحاق گرديد تا شاگردان ممتاز از آن بهرهمند شوند.
زهره با چنين حقيقتي آغاز ميشود: هر ذي حياتي در دنيا مانند سرباز موظفيست كه با نام مالك خويش و براي او كار و فعاليت ميكند؛ هر كس خود را مالك خويش پندارد، هلاك ميشود.
آنگاه بعد از سلام و صلواتي مفصل، "اعلم"هاي فراگيري را شروع ميكند كه هر كدامشان گويا خلاصه و هسته اصلي رسالهيي هستند. در يكي از "اعلم"ها شاگرد قرآن و شاگرد فلسفه را از جنبههاي اجتماعي و شخصي مقايسه و احكام باطل قسمتهاي ناسالم و مُضر فلسفه را سست ميكند. مناجاتي به غايت زيبا و حزين نيز آخرين "اعلم" را شامل است. براي مطالب بيشتر، خواننده به رساله تركي "يادداشتها" ارجاع داده ميشود.
در فهرست مثنوي نوريه سعي كرديم با فهم ناقص و بيان قاصر خود، از صدها حقيقت موجود در آن رسالههاي ارزشمند و عالي، فقط يكي دو مورد را نشان دهيم؛ وگرنه نمونههايي كه بيان شد، نه ميتوانند زندهترين نقاط آن علم و عرفان خارق العاده باشند و نه قيمتيترين گوهرهايش؛ فقط پرتويي جزيي از آن خورشيد و قطرهيي ناچيز از آن دريا ذكر شد.
ذره
رسالهيي عیالي و فیوق العاده است كه با بحث از مسايل متفرقه، برخي وسوسههاي شيطان و اهل الحاد را طرد ميكند. اين رساله شامل دو بخش است.
"اعلم"هايي كه از ايمان و اخلاق و نحوه از بين بردن وسوسهها ميگويند و حكمت تشخصهاي وجهيه انسان را بيان ميكنند، از مطالب اين رسالهاند. در يكي از "اعلم" ها با ذكر آيه
﴿ وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّموَاتِ وَالْاَرْضِ وَاخْتِلَافُ اَلْسِنَتِكُمْ وَ اَلْوَانِكُمْ ﴾
از آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف موجود در رنگها و
— 14 —
زبانهاي بشر ميگويد و تأكيد ميكند كه اينها از نشانههاي حضرت خالق ذوالجلال است؛ و اين حقيقت را به طرز بسيار زيبايي بيان ميكند.
ميگويد و اثبات مي كند كه: مشابهت اعضاي اساسي در تمام افراد بشر براي وحدت صانع، و تمايز آنها در تشخصهاي وجهي براي مختار و حكيم بودن صانع، دليليست به غايت باهر و نمايان. شرح ميدهد كه حكمت تفاوتهاي تشخصي افراد بشر چيست و اينكه چنين تفاوتهايي در ميان مخلوقات ديگر، فردي نبوده بلكه نوعيست، و اين اقتضاي حكمت (الهي)ست.
در "اعلم" ديگري وسوسه شيطان انسي و جني درباره بسيار عالي بودن بقره از نظر باطن و مسكين بودناش از نظر ظاهر را طرد ميكند و ميگويد: "اي شيطان انسي كه استاد شيطان جني هستي! اگر صنعت قدير ازلي نبود كه هر چيز را به مقدار مصلحت و به وجه شايسته انجام ميدهد، گوش الاغ تو بايد از تو و استادت عاقلتر و باهوشتر ميبود." به اين ترتيب وسوسه شيطانهاي انسي و جني را بر چهره آنها ميزند و حكمت مطلق بودن باطن بقره يعني گاو و مقيد بودن ظاهرش را به صورت عقلي و علمي و قانع كننده بيان ميكند.
در "اعلم" ديگري پيرامون اخلاق ميگويد: "اي فاسق! بدان كه تمدن بيبند و بار، رياكاري سهمناكي را ايجاد كرده كه امكان نجات متمدنان از آن وجود ندارد؛ زيرا رياكاري را عزت و شرف ميدانند. به جاي رفتار رياكارانه با افراد، تزوير و ريا در برابر اقوام و ملتها و دولتها را تشويق نموده، تاريخ را مشوقشان قرار داده و جرايد يعني روزنامهها را نيز مُبلغ‌شان نموده است. كاري كرده كه مردم مرگ را فراموش كنند؛ تو گويي در بين قوم و ملت خود حياتي (جاويدان) دارند؛ با دسيسهيي از نوع دسيسه ظالمان غدار زمان جاهليت، بشر را به تصنع و رياكاري سوق داده است." اين رساله كه هر قدر مطالعه شود باز هم خواندني‌ست، با استغفار و بيتي از حضرت مولانا به پايان ميرسد.
شمه
اثبات ميكند كه هر موجودي از مجموعه كائنات تا ذره، بر بسياري از نامهاي الهي مانند "الله، رب، مالك، مدبر، مربي، متصرف و ناظم" شهادت ميدهد. در
— 15 —
"اعلم" ديگري نشان ميدهد كه هيچ كس حق شكايت از صانع عالم را ندارد. در "اعلم"ي ديگر طي حقيقتي مفصل بيان ميكند كه قرآن حكيم چگونه فهم و ادراك جمهور مردم را به عنوان اولين و بيشترين مخاطبان خود، مينوازد و چگونه ميزان درك آنها را مراعات ميكند. (شمه) رساله ارزشمنديست كه مؤلف با بيان موضوعات متفرقه در آن، حقايق بسيار ظريفي مانند طي مكان و بسط زمان و ماهيت اَنَا و دو وجه آن را بيان ميدارد.
اين رساله پس از قطعه منظوم زير، با بيان استغفار و دعايي فراگير و مفصل به پايان ميرسد.
مدد اي قافله سالار رسل خُذ بِيَدي
تويي اي نور كرم معتمد جملهي ما
من دل در گروي تو دارم و اين هم سندش بر زبانام:
﴿ ‌لَا اِلهَ اِلَّا اللّٰه مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰه.  ﴾
رساله دهم
اين رساله كه نسبت به موارد مشابه، حجيمتر است، شامل "اعلم" هاييست كه عبارتند از خلاصه برخي از گفتارها و موضوعات مختلف و متفرق.
در "اعلم" اول تفسير آيه كريمه
﴿ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ ﴾
و رجم شياطيني كه قصد دارند به آسمان صعود كنند، طي هفت پله بيان ميشود.
در پله اول با اشاره به نظم و سكوت و آرامش آسمان ميگويد: "اهل آسمان مانند ساكنان زمين نيستند كه با تركيب خيرهیا و شرهیا و اجتماع ضدهیا در بينشان مناقشه و اختلاف و ترديد بهوجود آيد؛ آنها مطيعاني هستند كه فرامين خالقشان را در كمال اطاعت انجام ميدهند."
پس از بيان و اثبات رجم شياطين، استاد در "اعلم" ديگري چهار طريق آموخته از قرآن را طي چهار خطوه به طرز بسيار فشردهيي شرح ميدهد. اين "اعلم" كه توضيح مفصل آن را ميتوان در بخش گفتارهاي رساله نور مشاهده كرد، از اهميت بهسزايي برخوردار است.
— 16 —
در "اعلم" ديگري پس از آنكه ميگويد عبوديت، مقدمه پاداش لاحقه نيست بلكه نتيجه نعمت سابقه ميباشد، به "اعلم"هايي ميپردازد كه معاني وسيعي داشته و از حقايق بسياري برخوردار هستند. اين رساله مهم و ارزشمند با ايضاح حقايقي كه معناي آنها تا حدي در رساله "نخستين دروازه نور" و "گفتارهاي كوتاه" وجود دارد، به انتها ميرسد. يكي از مندرجات نمونه اين رساله ارزشمند را ی كه مانند خورشيد و ماه نوراني ميدرخشد ی بيان ميكنيم: قرآن حكيم چيزهايي را كه در عالم مربوط به انسان و براي او سودمند است، به قصد يادآوري ذكر ميكند؛ وگرنه بيانات قرآن حكيم در اين مورد، منحصر در فايده اشيا نيست؛ زيرا انسان به ذرهيي كه با او مرتبط بوده و برايش فايدهيي داشته باشد، بيش از خورشيدي كه رابطهيي با او ندارد، اهميت ميدهد. مثلًا:
﴿ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ؛ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ﴾
يعني يكي از حكمتهاي بيشمار گردش ماه به دور زمين كه از سوي حضرت حق تقدير شده است، آن است كه بشر بداند و بتواند روزها و ماهها و سالها را محاسبه كند؛ وگرنه تقدير ماه به همين فايده ی كه البته از نظر ما بسيار لازم هست ی منحصر نميشود. هزاران حكمت ديگر هست كه آينهداري اسماي خالق ذوالجلال را مي‌كنند.
در انتهاي اين رساله ارزشمند، رسالهيي كوچك اما بسيار جامعي هست كه اعجاز قرآن را در شش قطره خلاصه ميكند.
رشحه چهاردهم كه متضمن چند قطره از معجزه كبري ميباشد
يكي ديگر از دلايل حقیانيت رسیالت پيیامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام، قیرآنِ معجز البيان است. قريب چهل وجه اعجازي قرآن حكيم، در "لمعات و تفسير اشارات الاعجاز" بيان شده است؛ لذا موضوع بدانجا ارجاع داده شده و قطره نخست به پايان ميرسد.
در قطره دوم، تعريف مربوط به "قرآن چيست؟" كه در گفتار بيست و پنجم آمده، به صورت كوتاه و به عربي بيان شده است.
— 17 —
قطره سوم، شش نقطه است. در نقطه سوم گفته ميشود: همچنان كه انسان در اوقات مختلف نيازمند تأمين حاجات جسماني خود است، مثلًا هر لحظه به هوا احتياج دارد، هميشه به گرما و آب، هر روز به غذا و هر هفته به روشنايي نيازمند است، حاجات معنوي انسان نيز مختلف است؛ به قسمي از آنها هر لحظه محتاج است، مانند لفظ اللّٰهُ؛ به قسمي از آنها هميشه نيازمند است، مانند بِسْمِ اللّٰهِ؛ قسمي در هر ساعت مانند لَا اِلهَ اِلَّا اللّٰهُ؛ و به همين ترتيب قياس كن.
قطره چهارم، شش نكته است. نكته پنجم داراي تعداد قابل توجهي از آيات قرآن است و چون مقام، مقام شرح و توضيح نيست، مطلب به معجزات قرآني ارجاع داده شده و نكته مذكور حذف گرديده است. اين رساله كه گاه در يك حرف قرآني، اعجاز قرآن را اثبات ميكند، چون هم رديفاناش "اشارات الاعجاز" و "معجزات قرآني" همانند شمشير الماس قرآن حكيماند.
قطره ششم، با كشف يكي از اسرار بلاغت قرآني در برابر نظر اديبان كه گفتهاند اُنْظُرْ اِلى مَنْ قَالَ، يعني "چه كسي گفته است،" ميگويد: اُنْظُرْ اِلى مَنْ قَالَ و لِمَنْ قَالَ و لِمَا قَالَ و فِيمَا قَالَ و درخشندگي اعجاز قرآن را به رخ ميكشد. قطره ششم كليد مهمي در بلاغت قرآنيست.
شعله
رسالهيي كم حجم است كه ضميمهيي دو صفحهيي دارد.
ضميمه شعله
نقطه
به دليل اختصار زياد، نيازي به بيان مختصر آن ديده نشد.
روشنگري
درباره مندرجات
‌اَللّٰهُمَّ اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ وَ الْكَرَامَةِ وَ الْبُشْرى امِينَ امِينَ امِينَ‌