مثنوی نوریه
— 25 —

مقدمه اين مجموعه كه به نوعي در حكم مثنوي شريف و عربي "رساله نور" است، داراي "پنج نقطه" به شرح زير ميباشد:

نقطه اول: سعيد قديمي چهل پنجاه سال پيش چون به علوم عقلي و فلسفي، فراوان مي‌پرداخت، در برابر حقيقت الحقايق در پي مسلكي چون اهل طريقت و اهل حقيقت برآمد؛ هم‌چون بيش‌تر اهل طريقت نتوانست به حركت قلبي صرف قناعت كند، زيرا عقل و انديشه‌اش به‌واسطه حكمت فلسفي تا حدي جريحه‌دار بود و نياز به مداوا داشت. آن‌گاه كوشيد به شيوه‌ي عقلي و قلبي از پي برخي بزرگان اهل حقيقت رهسپار شود. متوجه شد كه هر يك از آن‌ها ويژگي جذاب جداگانه‌يي دارند؛ متحير شد كه از كدام‌شان مي‌بايست پيروي كند؟! امام رباني نيز به شيوه‌يي غيبي به او گفته بود "در پي توحيد قبله باش،" يعني "فقط از پي يك استاد روان شو". بر قلب مجروح سعيد قديمي الهام شد كه "استاد حقيقي، قرآن است" و "توحيد قبله نيز با همين استاد امكانپذير است." لذا صرفاً با ارشاد آن استاد قدسي، از نظر قلبي و روحي به طرز كاملًا عجيبي شروع به سلوك كرد. نفس اماره‌اش نيز با شك و ترديدهايش او را مجبور به مجاهده‌يي معنوي و علمي نمود. او اين كار را با چشمان بسته آغاز نكرد؛ بلكه هم‌چون امام غزالي، مولانا جلال‌الدين و امام رباني كه ديدگان عقل و روح و قلب‌شان گشوده شده بود، قدم در اين راه گذاشت و برخلاف اهل استغراق كه در مواردي ديده عقل را مي‌بندند، او مقامات مذكور را با چشمان باز پشت سر گذاشت. حضرت حق را بي‌نهايت سپاس كه به‌واسطه درس و ارشاد قرآن، راهي به‌سوي حقيقت يافت و حتي با رساله نورِ سعيد جديد نشان داد كه مظهر حقيقت وَ فِى كُلِّ شَيْءٍ لَهُ آيَةٌ تَدُلُّ عَلَى اَنَّهُ وَاحِدٌ شده است.
نقطه دوم: از آن‌جا كه مانند مولانا جلال‌الدين، امام رباني و امام غزالي ( رَحْمَةُ الله عَلَيْهِم ) توسط عقل و قلب توأمان طي طريق مي‌كرد، پيش از هر چيز درصدد
— 26 —
مداواي جراحت‌هاي قلب و روح، و رهايي نفس از اوهام بر آمد، فلله الحمد كه سعيد قديمي به سعيد جديد تبديل شد. او نيز مانند مثنوي شريف كه اصلش فارسي‌ست و بعدها به تركي ترجمه شده، درس‌هايي چون "قطره،" "حباب،" "حبه،" "زهره،" "ذره،" "شمه،" "شعله،" "لمعات،" "رشحات،" "لاسيّما‌ها" و ساير دروس را كه نوعي مثنوي و به زبان عربي‌ست به نگارش در آورد و "نقطه" و "لمعات" را به تركي و بسيار خلاصه نوشت و با فرصتي كه يافت، منتشر نمود. او قريب نيم قرن مجموعه افكار مذكور را به صورت رساله نور درآورده، ولي به جاي مجادله با شيطان و نفس درون، آن را در هيبت مثنوي‌هايي كلي و مفصل در اختيار متحيّران نيازمند در خارج و اهل فلسفه‌يي كه در راه ضلالتاند، گذاشت.
نقطه سوم: همچون شكست كامل نفس و شيطان و به سیكوت وا‌داشتنشان ی كه از پيامدهاي مناظره سعيد جديد ميباشد ی و همانند مداواي مجروح طالب حقيقت توسط رساله نور در زماني كوتاه، اين اثر ملحدان و گمراهان را نيز كاملًا شكست داده و به سكوت وا ميدارد. معلوم ميشود اين مجمیوعه كه مثنويِ عربيست، در حكم نوعي نهالستان و دانه براي رساله نور ميباشد. مبارزه اين مجموعه با شيطان و نفس دروني، فرد را كاملًا از شبهات نفس اماره و شياطين انسي و جني ميرهاند. معلومات مذكور در حكم مشهودات، اطمينان بخش بوده و علمُ اليقين نيز يقين و باوري در مرتبه عينُ اليقين حاصل ميدارد.
نقطه چهارم: پرداختن عميق سعيد قديمي به علم حكمت و حقيقت، مناظرهاش با عالمان بزرگ در عميقترين مسايل، و نگارش مطالب متناسب با ميزان درك طلبههاي قديمي‌اش كه درسهاي عالي مدرسه را گذراندهاند، هم‌چنين همزماني نگارش مجموعه مذكور با پيشرفتهاي فكري و قلبي، استفاده از جملات بسيار كوتاه، بياني به غايت مختصر براي حقايقي مفصل و به كارگيري كلمیات و اشیارات موجیز در آن به نحیوي كه فقط خیود او قادر به دركشان ميباشد، موجب ميشود عالمان نكته‌بين هم در فهم بخشهايي از آن دچار مشكل شوند. بايد گفت اگر مطالب مذكور به خوبي توضيح داده ميشد يكي از وظيفههاي مهم رساله نور به انجام ميرسيد.
— 27 —
پس نهالستان مثنوي مانند طرق خفيّه، در بُعد داخلي و انفسي تلاش نموده و به گشودن مسيري در قلب و روح موفق گشته است، اما رسالهي نور كه به منزلهي باغچهي آن است، علاوه بر مسير انفسي، در اكثر موارد مانند طُرُق جهريّه متوجه دايره آفاقي و خارجي گشته و در هر جا راهي وسيع به معرفت الله گشوده است؛ در واقع مانند عصاي حضرت موسي (ع) به هر جا كه ضربه زده، آب فوران نموده است.
همچنين بايد گفت رساله نور مسلك حكما و علما را اختيار ننموده، بلكه به‌واسطه اعجاز معنوي قرآن در هر چيز پنجره معرفت گشوده است. با درك سرّي مخصوص از اسرار قرآن، گويي كار يك ساله را در ساعتي به انجام رسانده است؛ به نحوي كه در زمانه دهشت‌انگيز كنوني، در برابر حملات بي‌حد اهل عناد نه تنها مغلوب نشد، كه بر آنان نيز غلبه يافت.
نقطه پنجم: زماني كه سعيد قديمي به سعيد جديد تبديل شد، هزاران حقيقت مرتبط با صدها علم ارزش آن را داشتند كه موضوع رسالههاي جداگانهيي شوند؛ سعيد در همیان زمان وقتي مطالب خود را تأليف ميكیرد، در آغازِ هر مسأله با قيد "اعلم"ها، هر حقيقت را ی كه اهميت تبديل شدن به رسالهيي را داشت ی در چند سطر، گاه در صفحهيي و بعضاً در يكي دو سطر، ذكر ميكند؛ گويي هر "اعلم" رمز رسالهييست.
"اعلم"ها ناظر بر هم نبوده بلكه حكم فهرست علوم و حقايق مختلفي را دارند؛ لذا خوانندگان مجموعه مزبور، اين نقطهها را در نظر گرفته و اعتراض نكنند.
سعيد نورسي