مکتوبات
— 54 —

مكتوب دهم

(پاسخ دو سؤال است)
بِاسْمِهِ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اول: حاشيه عبارت طولاني "مقصد دوم كلام سي‌ام" كه مربوط است به تعريف تحولات ذره:
تعابير «امام مبين» و «كتاب مبين» در جاهاي مختلف قرآن حكيم مكرر ذكر شده است. گروهي از اهل تفسير گفته‌اند اين دو تعبير يكي‌ست و گروه ديگر آن‌ها را متفاوت از هم دانسته‌اند. ديدگاه مفسرين درباره‌ي حقيقت اين تعابير مختلف است. خلاصه مطلب از اين قرار است كه گفته‌اند اين دو "عناوين علم الهي‌اند."
اما من با فيض قرآن چنين معتقدم كه «امام مبين» عنواني‌ست براي نوعي از علم و امر الهي، كه بيش از عالم شهادت متوجه عالم غيب است، يعني بيش از زمان حال بر ماضي و مستقبل نظر دارد؛ به عبارت ديگر بيش از ظاهر هر امري به اصل و نسل و ريشه و هسته‌‌ي آن توجه مي‌كند. دفتري از قَدَر الهي‌ست. وجیود اين دفتر در كلام "بيست و ششم" و حاشيه كلام "دهم" اثبات شده است.
— 55 —
آري "امام مبين" عنوان نوعي از علم و امر الهي‌ست، يعني مبادي و ريشه‌ها و اصل‌هاي اشيا با كمال انتظام و به غايت هنرمندانه وجود اشيا را نتيجه مي‌دهند و از اين نظر نشان مي‌دهند كه براساس يكي از دفاتر اصول علم الهي تنظيم شده‌اند؛ نتايج و نسل‌ها و هسته و برنامه و فهرست موجوداتي كه در آينده به وجود خواهند آمد را در بردارند، لذا اعلام مي‌دارند كه مجموعه كوچكي از اوامر الهي مي‌باشند. مثلاً يك هسته در حكم تجسم برنامه‌ها و فهرست‌هاي تنظيم كننده تشكيلات تمام درخت و اوامر تكوينيه‌يي‌ست كه اين برنامه‌ها و فهرست‌ها را تعيين مي‌كند.
نتيجه:" امام مبين" فهرست و برنامه درخت آفرينش است كه پيرامون ماضي و مستقبل و عالم غيب شاخه‌هاي خود را گسترانيده است؛ امام مبين بدين معنا دفتري از دفاتر قَدَر الهي و مجموعه فرامين خداوند مي‌باشد كه ذرات با املا و حكم دستورهاي مزبور به سوي خدمات و وظايف‌شان در وجود اشيا سوق داده مي‌شوند.
و اما «كتاب مبين» بيش از عالم غيب نظر بر عالم شهادت دارد، يعني بيش‌تر از ماضي و مستقبل به زمان حال نظر دارد و بيش از علم و امر عنوان و دفتر و كتابي براي قدرت و اراده الهي‌ست. اگر "امام مبين" دفتر قَدَر باشد "كتاب مبين" دفتر قدرت است. يعني كمال صنعت و نظم موجود در هستي و ماهيت و صفات و شئونات هر چيز نشان مي‌دهد كه براساس قواعد يك قدرت كامل و قوانين يك اراده نافذ وجود مي‌يابد؛ صورت‌هاي‌شان تعيين و مشخص مي‌گردد و مقدار معين و شكل مخصوصي به آن‌ها داده مي‌شود. پس بايد گفت قدرت و اراده مذكور مجموعه قوانين كلي و عام و دفتر بزرگي دارد كه وجودها و صورت‌هاي خاص هر چيزي براساس آن بريده و دوخته و پوشيده مي‌شود. وجود اين دفتر مانند "امام مبين" در اثناي طرح مسايل مربوط به قَدَر و اختيار جزيي انسان اثبات شده است. حماقت اهل غفلت و ضلالت و فلسفه را ببين كه آن لوح محفوظِ قدرت فاطر و مثال جلوه و تبلور كتاب بصيرانه‌ي حكمت و اراده رباني را در اشيا احساس كرده‌اند، اما آن را حاشا "طبيعت" نام نهاده و بي‌ارزش نموده‌اند. قدرت الهي در ايجاد اشيا، سلسله موجودات را ی كه هر يك آيتي از اويند ی با املاي امام مبين
— 56 —
يعني به حكم و قاعده قَدَر در صحيفه مثالي زمان كه "لوح محو و اثبات" ناميده مي‌شود مي‌نويسد، ايجاد مي‌كند و ذرات را به حركت در مي‌آورد. پس معلوم مي‌شود حركت ذرات از آن كتابت و استنساخ؛ در گذر موجودات از عالم غيب به عالم شهادت، و از علم به قدرت، خود اهتزاز و حركت مي‌باشد.
ليكن "لوح محو و اثبات" دفتر تبديل شونده يا تخته سياه لوح محفوظ اعظم ی كه ثابت و دائمي‌ست ی در دايره ممكنات ی يعني در اشيايي كه دائماً مظهر موت و حيات، و وجود و فنا هستند ی مي‌باشد. و اين يعني حقيقت زمان. آري، هم‌چنان كه هر چيزي را حقيقتي‌ست، حقيقت آن‌چه زمان مي‌ناميم و چون نهر عظيمي در كائنات جاري‌ست به منزله صحيفه و مُركّب كتابت قدرتي‌ست كه در "لوح محو و اثبات" قرار دارد.
لا يَعْلَمُ الغَيْبَ إلّا الله
سؤال دوم: صحراي محشر كجاست؟
پاسخ:
﴿ وَ الْعِلْمُ عِندَ الله ﴾
حكمت عاليه آفريدگار حكيم در هر چيزي وجود دارد، حتي در شيئي واحد و بسيار كوچك، حكمت‌هاي بسيار بزرگي قرار داده است و اين حقيقت به صراحت نشان مي‌دهد كه كره زمين (با گردش خود) بي‌هدف دايره‌يي عظيم رسم نمي‌كند. بلكه حول چيز با اهميتي مي‌گردد و دايره‌ي محيط "ميدان اكبر" را ترسيم مي‌كند و نشان مي‌دهد؛ پيرامون نمايشگاه بزرگي مي‌گردد و محصولات معنوي خود را بدان‌جا تحويل مي‌دهد تا در آتيه در آن محل در مقابل ديدگان مردم به نمايش در آيد. معلوم مي‌شود در دايره محيطي تقريباً بيست و پنج هزار ساله، بنا به روايت، شام شريف در حكم هسته‌يي شده، و ميدان بزرگ حشري كه آن دايره را پر كند در آن بسط خواهد يافت. تمام محصولات معنوي كره زمين به دفاتر و الواح آن عرصه كه فعلاً زير پرده غيب است فرستاده مي‌شود و در آينده وقتي ميدان محشر پديدار شد ساكنانش را نيز در آن ميدان پياده خواهد كرد و محصولات معنوي مذكور نيز از غيب به شهادت در خواهند آمد. آري، كره زمين به عنوان مزرعه، چشمه، و معيار براي پر كردن ميدان مذكور به قدر كافي محصول و دستاورد ارائه كرده است و آفريدگاني كه قادرند آن را در برگيرند، از آن جريان يافته و مصنوعاتي كه قرار است پُرش كنند
— 57 —
از آن صادر گشته‌اند. پس كره زمين همانند دانه‌يي، و صحراي محشر با همه‌ي آن‌چه در خود دارد چون درختي و سنبله‌يي و مخزني‌ست. آري، هم‌چنان كه يك نقطه نوراني به واسطه حركت سريع، خط يا دايره مي‌شود، كره زمين نيز با حركت سريع و حكيمانه‌اش مدار تمثّل يكي از دواير وجود و با محصولات آن دايره عامل شكل ‌گيري محشر كبرا مي‌باشد.
﴿ قُلْ إنَّما الْعِلْمُ عِندَ الله ﴾
"اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى"
سعيد نورسي