مکتوبات
— 38 —

مكتوب پنجم

بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ
﴿ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ ﴾
امام رباني (رض) ی كه قهرمان و يكي از خورشيدهاي (تابان) سلسله نقشبنديه است ی در مكتوبات خود مي‌گويد: «ظهور و بروز مسأله‌يي از حقايق ايماني را بر هزاران مورد از اذواق و مواجيد و كرامات ترجيح مي‌دهم».
او هم‌چنين مي‌گويد:"نقطه پايان تمام طريقت‌ها ظهور و بروز و نمايان شدن حقايق ايماني‌ست."
نيز مي‌گويد: "ولايت سه قسم است، اول ولايت صغرا كه همان ولايت مشهور است، دوم ولايت وسطي و سوم ولايت كبرا. ولايت كبرا نيز راه يافتن مستقيم به حقيقت است از طريق وراثت نبوي بي آن‌كه وارد برزخ تصوف شويم."
و باز هم مي‌گويد: "در طريقت نقشبنديه سلوك با دو بال صورت مي‌گيرد." يعني داشتن اعتقاد محكم به حقايق ايماني و عمل به فرايض ديني. اگر كسي در اين دو جناح مشكل داشته باشد نمي‌تواند وارد آن راه شود؛ بنابراين طريقت نقشبنديه داراي سه پرده به شرح زير است:
پرده اول: كه مهم‌ترين و اصلي‌ترين است: مستقيماً خدمت به حقايق ايماني‌ست كه امام رباني (رض) نيز در سال‌هاي پاياني عمرش به آن پرداخت.
پرده دوم: خدمت به فرايض ديني و سنت سَنيّه تحت لواي طريقت است.
پرده سوم: تلاش براي ازاله امراض قلبي از طريق تصوف و سلوك با پاي دل است. مورد اول فرض، دوم واجب و سوم نيز سنت (مستحب) است.
— 39 —
حال كه حقيقت چنين است من گمان مي‌كنم كه: اگر بزرگاني چون شيخ عبدالقادر گيلاني (رض) و شاه نقشبند (رض) و امام رباني (رض) در زمان حال مي‌زيستند تمام همّ خود را صرف تقويت حقايق ايماني و عقايد اسلامي مي‌كردند، زيرا اين حقايق مدار سعادت اخروي‌ست و اگر در آن‌ها كوتاهي شود موجب شقاوت ابدي مي‌گردد. كسي بدون ايمان نمي‌تواند وارد بهشت شود اما بدون تصوف بسياري به بهشت مي‌روند. انسان بدون نان نمي‌تواند زنده بماند اما بدون ميوه مي‌تواند به زندگي‌اش ادامه دهد. تصوف ميوه، و حقايق اسلامي غذاست. در گذشته با سير و سلوكي از چهل روز تا چهل سال به سختي موفق به درك برخي از حقايق ايماني مي‌شدند، اما امروز اگر با رحمت و عنايت حضرت حق راهي پيدا شود كه در چهل دقيقه انسان را به آن حقايق برساند، طبيعي‌ست كه بي‌تفاوت ماندن در برابر آن، عاقلانه نخواهد بود...
كساني كه "كلام‌ها" را (متشكل از سي و سه كلام) با دقت مطالعه كرده‌اند معتقدند اين كتاب راه قرآني مذكور را مي‌گشايد. مادام كه حقيقت چنين است معتقدم "كلام‌ها"ي نوشته شده‌ي مربوط به اسرار قرآني، مناسبت‌ترين علاج و مرهم براي زخم‌هاي زمانه كنوني، و درست‌ترين راهنما براي كساني‌ست كه سرگردان و حيران گرفتار وادي ضلالت شده‌اند و مفيدترين نور براي جامعه اسلامي بوده، كه مورد هجوم ظلمات واقع شده است. شما مي‌دانيد كه ضلالت اگر ريشه در جهالت داشته باشد از بين بردنش كار ساده‌يي‌ست، اما اگر سر منشأ ضلالت، علم و دانش باشد از ميان بردنش امر دشواري‌ست. مورد دوم در گذشته يك مورد از هر هزار مورد را تشكيل مي‌داد و از هر هزار نفري كه چنين بودند به سختي ممكن بود يك نفر با ارشاد به راه بيايد، زيرا اين قبيل افراد خودپسندند، نادان‌اند و خود را دانا نيز مي‌پندارند. تصور من اين است كه حضرت حق در زمانه فعلي و در برابر ضلالت زنادقه مذكور به "كلام‌ها" ی كه از لمعات اعجاز قرآني‌ست ی خاصيت پادزهر گونه‌يي بخشيده است.
"اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى"
سعيد نورسي