— 332 —
مكتوب بيست و يكم
بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
﴿ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾
﴿ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا ٭ وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ٭ رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا ﴾
(اسرا:٢٣-٢٥)
اي غافلي كه در خانه، مادر يا پدر سالمند، فرد ناتوان و عاجزي از خويشاوندان، يا از كار افتادهيي از برادران و خواهران ايمانيات را داري! به آيه كريمه فوق با دقت نظركن و ببين كه به پنج صورت جداگانه مهرباني در حق والدين پير را توصيه ميكند. آري، عاليترين حقيقت در دنيا، مهرباني و شفقت والدين نسبت به فرزندانشان است. عاليترين و بلندمرتبهترين حقوق نيز حق حرمت و احتراميست كه آنها در قبال مهربانيشان دارند؛ چرا كه آنها زندگي خود را در كمال لذت فداي زندگي فرزندانشان ميكنند. پس هر فرزندي كه از مرتبه انسانيت سقوط نكرده و شخصيتش حيواني نشده موظف است نسبت به اين
— 333 —
رفيقان محترم، صادق و فداكار، خالصانه احترام گذاشته، و صميمانه خدمتگزاري كند و رضايتشان را به دست آورد و دلشان را خشنود سازد. عمو و عمه در حكم پدر، و دايي و خاله در حكم مادر هستند.
بدان كه احساس سنگيني كردن از وجود اين بزرگواران و آرزوي مرگ آنها را داشتن تا چه حد بي وجداني و پستيست پس بيدار شو! درياب كه آرزوي مرگ كسي كه زندگياش را فداي زندگي تو كرده است چه ظلم كثيف و تا چه حد بيوجدانيست.
اي انسان مبتلا به درد معيشت! بدان كه ستون بركت و وسيله رحمت و دافع مصيبت در خانه تو همان خويشاوند سالمند يا نابيناست كه رسيدگي به او برايت ثقيل و سنگين است. مراقب باش نگويي "معيشتام سخت است نميتوانم گذران زندگي كنم." زيرا اگر بركتي كه به حرمت آنها حاصل ميشود نبود، سختي زندگي تو بسيار بيشتر از اينها ميشد. اين حقيقت را از من داشته باش و آن را باور كن. من دلايل قطعي اين مطلب را ميدانم و تو را هم ميتوانم قانع كنم. ليكن براي جلوگيري از اطاله كلام مختصر ميگويم. سخنم را باور كن. قسم ميخورم اين حقيقت، قطعي و يقينيست؛ حتي نفس و شيطان من نيز تسليم آن شده است. حقيقتي كه عناد نفس مرا در هم شكست و شيطانم را وادار به سكوت كرد ميبايست موجب اعتقاد و اطمينان تو شود.
آري، خالق ذوالجلال و الاكرام كه به گواهي كائنات، بينهايت رحمان و رحيم و لطيف و كريم است بيدرنگ پس از فرستادن نوزادان به اين دنيا، روزيشان را به صورت كاملاً لطيفي از پستان (مادر) چون دو چشمه روانه دهانشان ميكند؛ به همين ترتيب رزق و روزي سالمندان را نيز ی كه حكم كودكان را دارند و بيش از آنها شايسته مهرباني و شفقت مي باشند ی به صورت بركت ميفرستد. تغذيه آنها را بر عهده انسانهاي طمعكار و بخيل نميگذارد. انواع مخلوقات در ميان ذي حياتان، حقيقت مطرح شده در آيات
﴿ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴾
(ذاريات: ٥٨)
﴿ وَ كَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ ﴾
(عنكبوت: ٦٠)
— 334 —
را با زبان حال فرياد ميزنند و اين حقيقت كريمانه را بيان ميدارند.
نه فقط خويشاوندان سالمند، كه رزق و روزي برخي مخلوقات مانند گربه نيز كه به عنوان همدم انسانها آفريده شده و روزيشان در ميان روزي انسانها فرستاده شده به صورت بركت تأمين ميگردد. نمونهيي را در تأييد اين مطلب بازگو ميكنم كه خود به چشمام ديدهام: دوستان نزديك من ميدانند كه دو سه سال پيش هر روز نيمه ناني رزق معين من بود كه كفايت مرا نميكرد. (نان روستايي كه در آن بودم كوچك بود.) بعد، چهار گربه ميهمان من شدند. از آن پس همان رزق روزانهام هم براي من و هم براي گربهها كافي بود، حتي بسياري اوقات بيشتر از مصرف ما هم ميشد. تكرار اين وضع به من آموخت كه از بركت گربهها بهرهمند شدهام. به صورت قطعي و با اطمينان ميگويم: آنها باري بر دوش من نبودند، زير منت من نبودند، بلكه اين من بودم كه زير منت آنها قرار داشتم.
اي انسان! مادام چنين حيواني مهمان خانهي انسانها ميشود و موجب ازدياد بركت ميگردد شكي نميتوان داشت انسان به عنوان گراميترين مخلوق، و اهل ايمان به عنوان كاملترين انسانها، و در ميان اهل ايمان نيز سالمندان عليل و عاجز به عنوان انسانهايي كه از همه بيشتر شايسته احترام و مهربانياند، و خويشاوندان كه در ميان سالمندان عليل و ناتوان بيش از همه شايسته شفقت و خدمت و محبتاند، و در ميان خويشاوندان نيز پدر و مادر كه حقيقيترين دوستان و محبان صادقاند، اگر در زمان سالمندي در خانهيي حضور داشته باشند وسيله بركت و واسطه رحمت (الهي) خواهند بود. براساس سرّ
لَوْلاَ الشُّيُوخُ الرُّكَّعُ لَصُبَّ عَلَيْكُمُ الْبَلاَءُ صَبًّا
يعني اگر نبودند سالمندانتان كه كمرشان خميده است، بلايا چون سيل بر شما جاري ميشد، قياس كن كه سالمندان تا چه حد سبب دفع مصايب و بلايا ميشوند.
اينك اي انسان! عاقل باش! اگر نميري، پير و سالمند خواهي شد. براساس سرّ اَلْجَزَاءُ مِنْ جِنْسِ الْعَمَلِ اگر به پدر و مادرت احترام نگذاري فرزند تو نيز به تو احترام نخواهد گذاشت. اگر به آخرت ات علاقمند هستي، اين گنجينهيي براي توست؛ به آنها خدمت كن و رضايتشان را به دست آور. اگر به دنيا علاقمند
— 335 —
هستي باز هم موجبات رضايت و خشنودي آنها را فراهم كن تا زندگيات به حرمت آنان توأم با آسودگي و رزق و روزيات با بركت شود؛ در غير اين صورت با سربار دانستن آن ها، با آرزوي مرگ آن ها و آزردن دل رقيق و شكننده و زود رنجشان مظهر سرّ خَسِرَ الدُّنيا وَ الأخِرةَ خواهي شد.
اگر خواهان رحمت رحمان هستي بر وديعههاي آن رحمان و امانتهاي او كه در خانه تو هستند رحمت كن.
شخصي بود به نام مصطفي چاووش از برادران آخرتي ام. او را در دين و دنيا موفق ميديدم و سرّ اين مطلب را نميدانستم. بعدها فهميدم سبب موفقيتاش اين بوده است كه بر حقوق پدر و مادر سالخوردهاش واقف بوده و حق آنها را كاملاً رعايت ميكرده و به حرمت آنها راحت و رحمت يافته است. ان شاء الله از همين راه، آخرتاش را هم آباد كرده است. كسي كه ميخواهد سعادتمند شود بايد مانند او عمل كند.
اَللّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ عَلَى مَنْ قَالَ اَلْجَنَّةُ تَحْتَ اَقْدَامِ اْلاُمَّهَاتِ وَ عَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ اَجْمَعِينَ
﴿ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴾