تاریخچه حیات
— 836 —

رساله نیور و كشورهاي ديگر نگاهي اجمالي به موفقيت‌هاي رساله نور در خارج

رساله نور با شيوه‌يي مثبت و متناسب با سطح علم و دانش قرن بيستم و با مخاطب قرار دادن عقل و دل انسان‌ها از روش اقناع و اثبات استفاده مي‌كند، لذا نه فقط در تركيه كه در كشورهاي خارج نيز با اقبال مواجه شده است. پيش از آن‌كه رساله‌هاي نور در كشور ما (تركيه) با حروف جديد و در چاپ‌خانه‌ها منتشر شوند در ممالك ديگر اسلامي و در رأس آن‌ها پاكستان و عراق به عربي، اردو، انگليسي و هندي چاپ و در جهان اسلام معرفي شده و با جلب توجه فوق العاده خوانندگان فراواني يافتند.
بديع الزمان شخصيت ممتازي‌ست كه از چهل ی پنجاه سال پيش نه فقط در كشورهاي اسلامي، كه در تمام جهان شناخته شده است. هيچ‌كس نتوانسته بود او را در زمينه مسايل علمي حتي در سنين كودكي شكست دهد به همين دليل نظرها را در داخل و خارج به خود جلب نمود. دانشگاه الازهر ی مركز علمي جهان اسلام ی توسط علماي مُدققي چون "شيخ بخيت" رييس دانشگاه به مرتبه علمي و نبوغ برجسته او پي برد و در همان حال خبر آگاهي همه جانبه او از علوم مثبته در تمام جهان گسترش يافت. در مطبوعات مصر مقاله‌هايي درباره او منتشر مي‌كردند و از او با عنوان "نابغه عصر" ياد مي‌شد. او خود ٤٥ ی ٥٠ سال پيش در شام در خطبه مهمي كه در مسجد اموي براي ده هزار نفر از حاضران كه حداقل
— 837 —
صد نفر از آنان اهل علم بودند ايراد كرد، دلايل عقب ماندگي جهان اسلام و چگونگي پيشرفت آن‌ها را توضيح داد و ميزان ضرورت اتحاد مسلمانان را بيان نمود.
در سراسر عالم اسلام با شيفتگي از خطبه مذكور استقبال شد و در مجالس علمي شروع به بحث از سعيد نورسي كردند. هزاران نفر با آگاهي از مجاهدات و مبارزات بديع الزمان و مطالعه آثارش به‌شدت به او علاقمند شدند. طلبه‌هاي با غيرت دانشگاه الازهر معناي يكي از احاديث را كه موجب كج فهمي‌هايي شده بود از استاد بديع الزمان سؤال كردند؛ استاد بيمار بود؛ طلبه‌هايش مطالب مرتبط با موضوع را از رساله نور جمع آوري كردند و همراه پاسخي كه استاد قبلاً با در نظر گرفتن سؤال‌هاي احتمالي درباره آن حديث به صورت قطعي و يقيني داده بود ارسال نمودند، طلبه‌هاي دانشگاه از پاسخ مذكور تقدير و تشكر فراواني كردند. علي اكبر شاه وزير معارف پاكستان (رييس فعلي دانشگاه سند) هنگام سفر به تركيه با بديع الزمان ديدار كرد و زمان ترك كشور، در مورد استاد بديع الزمان و آثارش براي جوانان سخنراني نمود و پس از ورود به ميهن خود نيز ترتيبي داد كليات نور كه نسخه‌يي از آن را به پاكستان برده بود در دانشگاه‌ها تدريس شود و براي ترجمه آن به زبان اردو كارهاي لازم صورت پذيرد. در پاكستان روزنامه‌ها و مجلاتي كه به زبان عربي و انگليسي منتشر مي‌شد اقدام به معرفي استاد و آثارش به مردم نمودند. آن‌ها مي‌نوشتند، كه گشايش اسلامي پديد آمده در تركيه يكي از نتايج فعاليت رساله نور است و استاد بديع الزمان رهبر معنوي جهان اسلام مي‌باشد. درباره او از تعبير "حضرت بديع الزمان سعيد نورسي" استفاده مي‌كردند و درباره‌اش مقاله‌هاي متعددي مي‌نوشتند. امروز رساله نور در عالم اسلام به عنوان سپري قرآني شناخته مي‌شود كه حملات عليه اسلام را در هم مي‌شكند.
در آمريكا و اروپا و آفريقا نيز از رساله نور استقبال شده و در بسياري از ممالك و در رأس آن‌ها در آلمان و فنلاند شروع به مطالعه آن كرده‌اند. در نمازخانه دانشگاه فني برلين رساله نور گذاشته‌اند و در بخش الهيات دانشگاه شرق‌شناسي،
— 838 —
كنفرانسي درباره رساله نور برگزار كردند. رساله نور در پيروزهاي اسلامي در آلمان نقش بزرگي داشته است.
در شهر "گومُلجنه يونان" به همت حافظ علي افندي درسخانه‌اي افتتاح شده و در آن‌جا درس‌هاي رساله نور را هم تحصيل مي‌كنند؛ صدها طلبه رساله نور در آن‌جا آموزش ديده، و تربيت مي‌شوند.
رييس جماعت اسلامي فنلاند رساله نور را منتشر كرد و در سايه همين فعاليت تعداد قابل توجهي از مردم آن ديار در حال مسلمان شدن هستند.
رساله نور در ژاپن و كره هم خوانندگان فراواني دارد. تعدادي از طلبه‌هاي نور كه به سبب جنگ كره به آن كشور رفتند همه كليات رساله نور را با خود به كره بردند. بخشي از اين آثار به دانشگاه‌هاي ژاپن و بخش ديگر آن به كتاب‌خانه‌هاي كره اهدا شد. با همين اقدام جماعت مسلمان ژاپن نيز شروع به مطالعه رساله نور نمود.
مسلمانان اندونزي و هند نيز از رساله نور بي‌نصيب نمانده‌اند. يكي از طلبه‌هاي نور كه عازم سفر حج شده بود كليات رساله نور را به يكي از علماي هندي هديه مي‌دهد؛ اين عالم هندي نيز مي‌گويد اين آثار را به هندي ترجمه خواهد كرد و اين كار را مسؤوليت بزرگي براي خود مي‌داند.
در آمريكا برخي از رساله‌ها به مسجد واشنگتن اهدا شده و به اين ترتيب امكان مطالعه رساله نور براي مسلمانان آمريكايي نيز فراهم آمده است.
به مناسبت ارسال رساله‌هاي نور از عراق به آمريكا، از سوي دبيركل مركز فرهنگ اسلامي در واشنگتن براي طلبه‌يي كه رساله‌ها را فرستاده بود نامه‌ي تقدير آميزي فرستاده شده است.
مطالب بيان شده چند نمونه از موفقيت‌هاي رساله نور در كشورهاي ديگر در محدوده اطلاع و آگاهي ماست.
— 839 —
در "قرآن معجزه‌دار" مقصود از "قرآن معجزه‌دار"، قرآني‌ست كه به شيوه‌ي خاصي نگارش شده و نمايان‌گر بعضي از معجزات قرآن كريم است. كه به زودي منتشر مي‌شود؛ علاوه بر مراقبت از خطاطي حافظ عثمان، اعجاز لفظي قرآن نشان داده شده است. شكي نيست كه عالم اسلام و همه جهان از اين قرآن استقبال چشم‌گيري خواهند كرد.
آيا همه اين موارد نشانه و علامت آن نيست كه رساله نور در حال پر كردن خلائي بزرگ در گستره جهان مي‌باشد؟ تمام بشريت به قرآن و از اين رو نيز رساله نور ی كه اعجاز معنوي قرآن را در زمان كنوني بيان و اثبات مي‌كند ی نيازمند است.
در اين بخش تعدادي از مقالات مربوط به استاد بديع الزمان و رساله نور را كه در كشورهاي ديگر منتشر شده؛ هم‌چنين برخي از نامه‌هاي ارسالي براي استاد و طلبه‌هايش را درج مي‌كنيم.
نامه‌يي كه علي اكبر شاه رييس ارجمند دانشگاه سند براي يكي از طلبه‌هاي نور در آنكارا نوشته است
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ
برادر عزيز و صديقم!
از اين‌كه مدت‌هاست براي شما نامه ننوشته‌ام عذرخواهي مي‌كنم. ان شاء الله از اين پس نامه‌هاي زيادي مي‌نويسم. از شما هم خواهش مي‌كنم همواره برايم بنويسيد. در محبت و علاقه من هيچ كاستي حاصل نشده و بر عكس بيش‌تر و بيش‌تر مي‌شود.
تركي نمي‌دانم اما رساله شما را مي‌بينم و بسيار مي‌پسندم.
زبان يار من تركي و من تركي نمي‌دانم
چه خوش بوده اگر بوده زبانش در دهانم
چه‌قدر خوب است كه نام كليات رساله شما "نور" است و داعي نور مي‌باشد. بين ما رابطه‌يي روحاني وجود دارد. از خداوند مي‌خواهم اين تعلقات روحاني را
— 840 —
بسيار بسيار پايدار فرمايد. زماني كه در تركيه بودم با دوستان شما هم ديدار كردم. از اوضاع آن‌ها هم برايم بنويسيد و سلام و احترام مرا نيز به آن‌ها ابلاغ فرماييد؛ ممنون مي‌شوم. حضرت نور چگونه‌اند؟ درباره ايشان برايم بنويسيد و سلام و ارادتم را به ايشان اعلام كنيد و بگوييد كه در خدمت‌شان هستيم. با صابر احسان اوغلو ديدار كردم و در حال حاضر با او نشسته و درباره تركيه و شما بحث مي‌كنيم. ما كمي بيش‌تر فعاليت كرده و اگر خداوند ياري كند در خدمت دين خواهيم بود.
در پايان اين نامه براي صحت و سلامت (شما) دعا مي‌كنم و از حضرت حق عاجزانه مي‌خواهم به مسلمانان امنيت عطا فرمايد.
برادر ديني شما
سيد علي اكبر شاه
رييس دانشكده الهيات دانشگاه سند
حيدر آباد - غرب پاكستان
— 841 —
نامه‌يي از رييس انجمن دانشجويان مسلمان پاكستان به جناب استاد بديع الزمان
‌اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
مفتخر هستيم خبر برگزاري كنگره سالانه انجمن دانشجويان پاكستان را در كراچي پايتخت پاكستان در روزهاي ١٤، ١٥، ١٦ ربيع الآخر١٣٧٧، مصادف با روزهاي ٨، ٩، ١٠ دسامبر ١٩٥٧ به اطلاع شما برسانيم. تقاضا مي‌كنيم براي تقويت روحيه جواناني كه در راه اسلام فعاليت مي‌كنند و در ارتباط با كنگره‌يي كه برگزار مي‌شود، پيامي ارسال فرماييد.
حضرت استاد حتماً واقف‌اند كه انجمن دانشجويان پاكستان اسلام را شعار خود قرار داده... و معتقد است فقط دين اسلام قادر به حل مستقيم مسايل دشوار جهان مي باشد.
اين انجمن قدرتمندترين انجمن و محكم‌ترين ساختار اجتماعي در پاكستان است و از ده سال پيش تاكنون براي اثبات انديشه جهان‌ شمول اسلام و نظام‌هاي عالي آن براي دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي تلاش مي‌كند.
اميد قطعي داريم كه به طرز شايسته ما را از ياري‌هاي خود برخوردار فرموده، نااميدمان نخواهيد كرد.
باتشكر و سپاس فراوان
درود
برادر ديني شما
ابصار عالم
رييس انجمن دانشجويان مسلمان پاكستان
— 842 —
نامه‌يي از م. صابر نويسنده چهار روزنامه بزرگ، و مدير گروه تاريخ ترك در دانشگاه كراچي كه عهده‌دار انتشار رساله نور در پاكستان است و باعث شده بسياري از مردم پاكستان رساله نور را مطالعه كنند.
بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ‌
‌اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران ارجمند ديني!
نامه ارزشمندتان را دريافت كردم و بسيار بسيار متشكرم.
صحت و سلامتي جناب استاد سعيد نورسي چگونه است؟ مردم و دانشجويان علاقمند او در اين باره سؤال مي‌كنند؛ خواهش مي‌كنم به من خبر دهيد.
در ماه جاري عليه صهيونيست‌ها و كفار سرخ كه دشمنان واقعي ترك‌ها و مسلمانان‌اند چهار مقاله منتشر كردم. درباره گذشته و پايه‌هاي دوستي تركيه و پاكستان در كراچي ياداشتي منتشر و نسخه‌يي از آن را براي شما نيز ارسال نمودم. در نشريه‌يي ماهانه به نام "امام" مقاله‌يي با نام"مسلمان ستمديده در روسيه" نوشتم. اين را هم فرستادم؛ براي روزنامه‌هاي اردو زبان هم ارسال كردم. هدف من خدمت به اسلام، معرفي ادبيات تركيه و نوشتن و فعاليت در برابر دشمنان ملت ترك است.

........

مي‌خواهم در اين‌جا كتاب مهمي منتشر كنم به همين دليل به شما نامه مي‌نويسم. در همين مورد "خلقي‌ها"
منظور سر دمداران حزب جمهوري خلق است. م.
را معرفي مي‌كنم و مي‌گويم كه عليه ترك‌ها فعاليت كرده و به نام جمهوريت مردم را فريب داده و مسلمانان را زنداني كرده بودند. مي‌خواهم اين مقالات را كه در كراچي منتشر شده‌اند به صورت يك كتاب چاپ كنم. هر قدر مطلب براي ما بفرستيد در اين‌جا منتشر مي‌شود.
— 843 —
بعد از پايان اين نامه براي شما نامه مهم ديگري خواهم نوشت و نشان خواهم داد كه استاد چرا بزرگ‌ترين شخصيت ديني جهان اسلام است و چرا نظير او در اندونزي و شبه جزيره هند و پاكستان و دنياي عرب و آفريقا ظهور نكرده است.
دوستان نورجي من! براي دوستي تركيه و پاكستان تلاش كنيد. كمونيست‌ها را تحت نظر بگيريد. افتخار مي‌كنيم به اين‌كه تركيه و پاكستان عضو پيمان بغداد هستند. راه ما اسلام است نه عرب گرايي و ايران گرايي ...
ماه گذشته سيد علي اكبر شاه مرا دعوت كرد. او در سال ١٩٥٠ با استاد ديدار كرده است. مطالب بسيار مفيدي به من گفت. او طي مقالاتي استاد را معرفي نموده و عليه يهودي‌ها مطالبي نوشته است. اين شخص به استاد سلام مي‌كند و دعاگوي طلبه‌هاست و مي‌گويد: "من تحت تأثير دو نفر بوده‌ام؛ مولانا و سعيد نورسي."
م. صابر احسان اوغلو
نامه ديگري از م. صابر احسان اوغلو

........

براساس يك خبر، دولت مَندرس دستور انتشار رساله نور از آثار مهم و اسلامي جناب استاد سعيد نورسي انديشمند بزرگ جهان و عالم اسلام را صادر كرده است. در پاكستان كساني كه مشغول فعاليت‌هاي ديني هستند از شنيدن خبر فوق بسيار خوشحال شدند. به همين مناسبت به جناب سعيد نورسي، طلبه‌هاي او و برادران ديني ترك از جان و دل تبريك گفته، سپاسگزار همه دمكرات‌ها و در رأس آن‌ها مَندرس هستيم كه ملت را از ظلم و استبداد و بي‌ديني نجات دادند.
به سبب همين اقدام، تبليغاتي كه در خارج عليه ملت تركيه صورت مي‌گرفت پايان يافته و محبت گذشته جهان اسلام نسبت به تركيه دوباره جان مي‌گيرد. من به عنوان يك مسلمان پاكستاني هيچ گاه سفري به تركيه نداشته و سعيد نورسي را هم نديده‌ام، اما بخش‌هايي از كتاب‌هاي منتشر شده توسط طلبه‌هاي نور دانشگاه استانبول را مطالعه كرده و حقيقتاً لذتي روحاني برده‌ام؛ اينك در اين فاصله دور يكي از شاگردان نور هستم.
— 844 —
چنين آثاري به اردو كه زبان مادري من است نوشته نشده و قهرماني ديني چون سعيد نورسي در هند و پاكستان وجود ندارد. اين يك حقيقت است. اين آثار اگر به اردو ترجمه شوند اميد آن هست كه خدمتي بزرگ و اسلامي انجام گيرد. در حقيقت مبارزه با كمونيسم از طريق نشريات امري بسيار ضروري‌ست و دمكرات‌ها در اساس‌نامه‌هايشان به اين مطلب پرداخته‌اند. ان‌شاء‌الله با فعاليت‌هاي اسلامي از اين قبيل، كمونيست‌ها و فراماسون‌ها و كساني كه دشمن تركيه هستند از بين مي‌روند و تركيه در آينده جايگاه پيشين خود را به‌دست خواهد آورد... آمين.
م. صابر احسان اوغلو
الرّبادي
از شاگردان نور در پاكستان
— 845 —
(نامه‌يي از طلبه‌هاي نور در كراچي)
طلبه‌هاي نورِ كراچي پاكستان
م. صابر احسان اوغلو، م. آ. (پره و)
بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ‌
‌اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
سرور گرامي! آثار مهم استاد عزيز و بزرگ‌مان جناب بديع الزمان سعيد نورسي را دريافت كردم. آثار ديگر ايشان را نديده بودم و شما آن‌ها را اولين بار براي من ارسال كرديد. به امتحانم چيزي نمانده است. بعد از ماه مي درباره جناب استاد و خدمات ايماني و قرآني ايشان مقاله‌هايي خواهم نوشت. ان شاء الله نسخه‌هايي از مطالب منتشر شده را براي شما مي‌فرستم. من اگر به لحاظ مادي و ظاهري با شما آشنا نباشم به لحاظ معنا شما را مي‌شناسم. براساس آيات قرآن همه مسلمانان چون برادراني واقعي هستند... من اين مطالب را براي شما مي‌نويسم چون شما را برادر اسلامي و مخصوصاً مسلمان تركيه‌يي و نورجي مي‌دانم. من يك پاكستاني هستم؛ تركيه‌يي نيستم. زبان مادري‌ام تركي نيست، اما طلبه نور هستم. بديع الزمان سعيد نورسي را بزرگ‌ترين عالم و انديشمند ديني مي‌دانم و خود را طلبه نور معرفي مي‌كنم. جناب سعيد نورسي نه فقط استاد شما كه استاد همه جوانان مسلمان است. متأسفانه در شهر ما كسي كه تركي بداند وجود ندارد، اين است كه با خدمات استاد آشنا نيستند.
از پاكستان در باره رساله نور مطالبي را به اطلاع شما مي‌رسانم:
درباره استاد و تركيه مطالب بسيار اندك است. من دو سالي هست كه تا حدودي فعاليت مي‌كنم. در روزنامه‌هاي پاكستان، بخارا و برمه مقالاتي منتشر كردم. قدرداني زيادي كردند و از من درباره ترك‌ها و رساله نور مقاله مي‌خواستند،
— 846 —
ولي من در ابتدا درباره استاد مطلب زيادي نمي‌دانستم اين بود كه با جواني به نام "صالح اوزجان" مكاتبه كردم و از او خواستم كتاب‌هايي درباره تركيه برايم بفرستد. او هم فرستاد. يكي از موارد ارسالي كتاب "سردنگچدي" بود كه در آن مقاله‌يي درباره رساله نور ديدم. مطالعه و استفاده كردم. شروع به جمع آوري مطلب درباره رساله نور نمودم. خيلي دوست داشتم آثار او را بخوانم و كتابت كنم. از همان موقع نوشته‌هاي او را مطالعه كردم و درباره‌اش انديشيدم. دانستم كه دشمنان اسلام در خارج عليه او تبليغات كرده‌اند. درباره او تا به امروز دوازده مقاله نوشته‌ام. مطالبم در روزنامه‌هاي دعوت (دهلي)، استقلال (رانگون)، تسنيم (لاهور)، المنير (لايلپور)، آسيا (لاهور)، مسلم (داكا)، انقلاب (كراچي)، انجام و جنگ (كراچي) و برخي روزنامه‌هاي ديگر منتشر شده است.
اين مقاله‌ها كه درباره استاد نوشته شده، به زبان‌هاي ديگر هم ترجمه گرديده‌اند. امروز هزاران و شايد ميليون‌ها نفر مسلمان و غير مسلمان او را مي‌شناسند. از من مطالب بيش‌تري درباره او درخواست مي‌كنند. هر روزنامه‌يي مي‌خواهد درباره او مطلبي منتشر كند. ان شاء الله سه ماه بعد، با تمام توان در اين زمينه كار خواهم كرد. من از دشمنان اسلام واهمه‌يي ندارم. در كراچي كتاب‌هاي استاد و ديگر كتاب‌هاي تركي را گردآوري و كتاب‌خانه كوچكي راه اندازي كردم. همه كتاب‌هاي ارسالي از تركيه در اين كتاب‌خانه است.
ما امسال در نظر داريم جمعيتي به نام "اتحاديه دانشجويان تركيه و پاكستان" را تأسيس كنيم. از دوستان نورجي خواهشمندم براي استحكام پيوندهاي دوستي تركيه و پاكستان بكوشند؛ زبان اردو هم ياد بگيرند. در اين شبه جزيره زبان ملي ١٣٠ ميليون مسلمان اردو است. ما در اين‌جا براي آموزش زبان تركي تلاش مي‌كنيم. شمار كساني كه تركي مي‌دانند از سيبري تا آلباني ٦٠ ميليون مسلمان و در تركيه ٢٥ ميليون تُرك است.
به برادران نورجي‌ام مي‌گويم: "هر كجا كه هستيد با صهيونيسم مبارزه كنيد." مؤسسان كمونيسم فقط و فقط يهوديان‌اند. كمونيست‌ها تا امروز بر ايديل ی اورال، قفقاز، آلمان، كريمه، آذربايجان، تركستان غربي و همسايه ما تركستان شرقي تسلط يافته‌اند. حقوق ٦٠ ميليون نفر از برادران‌مان پايمال شد. هند نيز يك دولت امپرياليست است. نهرو و هندوهاي ديگر دشمن اسلام‌اند. متأسفانه دولت‌هاي
— 847 —
اسلامي از اين مطلب آگاه نيستند. مسلمانان كشمير به دستور نهرو كشته مي‌شوند. نزد سعيد نورسي برويد و درباره مسلمانان هند به او بگوييد در كشورش در مخالفت با اين موضوع مطلب بنويسد. در اين‌جا براي جناب سعيد نورسي احترام فراواني قائل‌اند. ما او را دوست داريم و براي سلامت و طول عمرش دعا مي‌كنيم. سعيد نورسي در جهان اسلام نظيري ندارد. در مصر "حسن البنا" بود كه به شهادت رسيده است. در شهر "يوطمز" هم "اقبال" بود كه از دنيا رفته است. فعلاً يك "مودودي" هست، البته شخصيت‌هاي بزرگ ديگري هم هستند، اما مانند استادمان وجود ندارد. استاد گوهر جهان اسلام است. (متأسفانه) مطلب درباره او كم است. آثار او به فارسي، انگليسي و اردو ترجمه نشده است، اما در آينده خواهد شد.
اين آرزو بر آورده شد و بعد از اندك مدتي ترجمه آثار شروع گرديد.
زندگاني باارزش استاد در زندان سپري شد. خلقي‌ها منظور سردمداران حزب جمهوري خلق است.م. ظلم‌هاي زيادي به او كردند. الحمدلله دوره استبداد اين‌ها به‌سر رسيد و دمكرات‌ها در حاكميت‌اند. ما پاكستاني‌ها به همين دليل از دولت مَندرس حمايت مي‌كنيم. اگر دمكرات‌ها نبودند نه دوستي تركيه و پاكستان تحقق مي‌يافت و نه پيمان بغداد شكل مي‌گرفت و نه تعلقات ايماني با شما ...
عذرخواهي مي‌كنم؛ سلام و احترام مرا به جناب استاد ابلاغ كن. به دوستان نورجي هم سلام برسان. عكسي خوب و بزرگ از استاد برايم بفرست.
زنده باد اخوت اسلامي و دوستي تركيه و پاكستان.
آدرس منزل من: كراچي ی ميسيون رود ی دانشگاه هوستل ی اتاق شماره هشت.
الباقي هو الباقي
شاگرد پاكستاني نور
م. صابر احسان اوغلو الرّبادي
٣٠/٣/١٩٥٧
— 848 —
نامه‌‌يي از م. صابر احسان اوغلو مبني بر خوشحالي او از گشايش‌هاي اسلامي در تركيه
بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ‌
‌اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز، صديق و محترم!
چهار نامه مهم شما را همراه عكس‌ها و كتاب جناب استاد به نام "كلام ها" دريافت كردم. چنان خرسند و شاد شدم كه قابل بيان نيست. نوشته بوديد در تركيه براي اسلام و رساله نور گشايشي حاصل مي‌شود؛ از اين بابت بسيار خوشحال شدم. متأسفانه دولت پيشين با استاد دشمني كرده و ظلم‌هاي زيادي در حق او روا داشت، اما مَندرس كه مسلمان واقعي‌ست اسلام را از زير فشار بيرون آورد. خدا حفظش كند. تركيه ان شاء الله به زودي موقعيت عالي گذشته خود را به‌دست مي‌آورد.
در تركيه عالمان ديني مهمي چون منتشران رساله نور و معرِّفان استاد وجود دارند. چرا دولت شما آن‌ها را به گردهمآيي‌هاي اسلامي اعزام نمي‌كند. تعداد افراد شايسته و با كفايت در تركيه كم نيست. من فكر مي‌كنم مانند استاد در جهان وجود ندارد. در كشور ما عالمي مانند استاد بر نخاست. متأسفانه از روسيه سرخ و چين كافر، علماي زيادي مي‌آيند و كنفرانس مي‌دهند و جوانان را از نظر فكري به‌تدريج فاسد مي‌كنند. اگر دولت ترك علماي بزرگ‌اش را اعزام كند، در پاكستان و تمام جهان اسلام تأثير به‌سزايي خواهد داشت.
ما پاكستاني‌ها تركيه را رهبر جهان اسلام مي‌دانيم.
تركيه دروازه غربي جهان اسلام است. اتحاد اسلام بدون تركيه امكان ندارد. مقاله‌هايم را درباره استاد به شما فرستادم. مقاله‌يي درباره استاد و مقاله‌ي ديگرم را تحت عنوان "امپرياليسم چين در تركستان شرقي" منتشر كردم.
در پاكستان نه مدرسه‌يي براي آموزش تركي هست نه كتاب‌خانه‌يي نه افراد فعالي و نه در سفارت‌خانه شما افرادي هستند كه اردو بدانند. آن‌ها با جوانان
— 849 —
پاكستاني ارتباطي ندارند. نشرياتي به زبان اردو هم ندارند. اگر برخي افراد آن‌ها را هم دعوت كنند آن‌ها مشاركت نمي‌كنند. در رايزني مطبوعاتي‌ شما هم كتاب يا نشريه‌يي مرتبط با دين وجود ندارد.
چندي پيش در لاهور جلسه‌يي اسلامي و مشورتي برگزار شد. از تركيه هيچ شخصيت مشهوري نيامده بود. دكتر رهبر كه پاكستاني‌ست و عضو هيأت علمي دانشگاه آنكارا، عليه اسلام سخنراني كرد. همه اعضاي مسلمان آن جلسه لعنت و نفرين نثارش كردند، ليكن مردم عوام با مطالعه روزنامه‌ها او را ترك پنداشتند و بسيار حيرت كردند. او دين و ترك‌ها را تحقير كرد. من به "سبيل الرشاد" خبر خواهم داد.
آدرس شخصي جناب استاد چيست؟ مي‌خواهم براي ايشان يك جلد قرآن كريم و مجموعه‌هايي كه مقالات مربوط به او را منتشر كرده‌اند بفرستم. درباره شما مقالات متعددي نوشته‌ام. در نظر دارم آن‌ها را جمع آوري كرده به صورت يك كتاب منتشر كنم.
شخصيت‌هاي مهم پاكستاني هميشه حال جناب استاد را مي‌پرسند و از سلامتي ايشان جويا مي‌شوند. ما با طلبه‌هاي نوري كه اين‌جا هستند جناب استاد را دعوت مي‌كنيم.
"الباقي هو الباقي"
برادرتان
م. صابر احسان اوغلو
— 850 —
ظفر آفاق انصار رييس كنگره اسلام در مقاله خود تحت عنوان"رستاخيز بزرگ اسلام" كه در "صداي دانشجويان" بزرگ‌ترين نشريه پاكستان منتشر شد، از مؤلف محترم و معزز رساله نور به اين صورت ياد مي‌كند:........
مركزيت اصلي اين حركت‌ها دانشگاه و مراكز فرهنگي‌ست كه تعداد قابل توجهي از طلبه‌هاي سعيد نورسي را در خود جاي مي‌دهند. آن‌ها به نام طلبه‌هاي رساله نور شناخته مي‌شوند. اين جوانان مي‌گويند ما قرآن را قانون خود قرار داديم. هدف‌مان اين است كه لذت را در راه خدا بيابيم و اسلام را در تمام جهان گسترش دهيم؛ عليه جريان‌هايي مانند صهيونيسم و كمونيسم و الحاد كه ضد اسلام هستند مبارزه نماييم، تلاش كنيم همه جوانان ترك به معناي كامل كلمه از اسلام جانب‌داري كنند؛ در برابر هر نوع خطري از تركيه دفاع كنيم؛ و تفاوت‌هاي قومي و نژادي را كنار گذاشته، اتحاد اسلام را ايجاد نماييم.
كليات رساله نور كه توسط جناب استاد نورسي نوشته شده و شامل ١٣٠ كتاب و رساله مي‌شود توسط طلبه‌هاي مذكور منتشر مي شود.
نمونه‌‌ي مطالب منتشر شده درباره رساله نور و استاد سعيد نورسي در مطبوعات پاكستان
نشريه "صداي دانشجويان" كه هر پانزده روز يك‌بار توسط انجمن دانشجويان مسلمان پاكستان منتشر مي‌شود و هدفش تربيت دانشجويان طبق موازين متعالي اسلام است تا بتوانند در آينده عهده‌دار كارهاي بزرگ شوند ارگان انتشاراتي انجمن مذكور است. اين نشريه در شماره ٣١ ژانويه ١٩٥٨خود مقاله‌يي تحت عنوان "جوانان ترك بيدار مي‌شوند" منتشر نمود كه بخش‌هايي از آن را مي‌خوانيم:
— 851 —
آمار گروه‌ها و سازمان‌هايي را كه در ممالك اسلامي براي اتحاد اسلام تلاش مي‌كنند تنظيم كرديم؛ طلبه‌هاي رساله نور در تركيه نيز در همين فهرست نام برده مي‌شوند؛ بعد از اين مسأله بود كه ما طلبه‌هاي نور را كه براي اتحاد اسلام مي‌كوشند و بهترين دوستان پاكستان هستند شناختيم. استاد طلبه‌هاي نور، عالم بزرگي به نام سعيد نورسي‌ست كه ٨٥ سال سن دارد. مبارزه‌يي كه در راه حقيقت اسلام پيش بُرد موجب شد مدت سي سال در ميهن خود (تركيه) حياتي توأم با شكنجه داشته باشد و همواره در زندان‌ها به‌سر برد، تا اين كه در سال ١٩٥٢ او را آزاد كردند. اما نگرش‌هاي اين پيرمرد هنوز آتشين است. با سي سال زندان و شكنجه نتوانستند او را شكست دهند. او با مبارزاتش توانست توده‌يي از طلبه‌هاي نور را تربيت كند كه پيوند مستحكمي بين‌شان وجود دارد. استاد سعيد نورسي به‌واسطه رساله نور موفق شد جوانان ترك را از دام‌هاي مكارانه بزرگ‌ترين دشمنان ايدئولوژي اسلام يعني صهيونيست‌ها و كمونيست‌ها نجات دهد. وقتي عدنان مَندرس نخست وزير تركيه اجازه انتشار كليات رساله نور را داد، تبريك و تقدير خود را به اين مرد بزرگ توسط جناب "صلاح الدين رفعت اربيل" سفير تركيه در پاكستان اعلام كرده و درودهاي خود را نثار استاد سعيد نورسي و طلبه هايش نموده بوديم. نامه تبريك ما در هزاران نسخه تكثير و در مناطق مختلف تركيه توزيع شده بود. برنامه‌هاي ما به زبان تركي ترجمه شد. ما نيز چند جلد از رساله‌هاي مهم را به اردو ترجمه كرديم.
در دهمين سالگرد تأسيس انجمن دانشجويان مسلمان پاكستان نمايشگاه ادبيات اسلامي ترك‌ها به منظور معرفي حركت اسلامي تركيه برگزار شد. در اين نمايشگاه نشريات دانشكده الهيات، سازمان امور ديانت، برخي آثار اسلامي ترجمه شده به تركي و ١٥ عنوان از رساله‌هاي نور هم به نمايش گذاشته شد. در نمايشگاه مزبور فعاليت طلبه‌هاي نور از طريق نقشه‌ها و تصاوير و نمودارها توضيح داده شد.
— 853 —
بخشي از مقاله "بيداري مثبت در جهان اسلام" كه در تاريخ ٣٠ آوريل ١٩٥٨ در نشريه "صداي دانشجويان" منتشر شده است:
در همه ممالك اسلامي صحبت از مبارزات افتخارآميزي‌ست كه براي برقراري حاكميت اسلام انجام مي‌شود و شايسته تقدير است. دولت تركيه در نتيجه مبارزات ملت، بندهايي را كه بر آزادي‌هاي ديني تنيده بودند از هم گسست. محمد عاكف كتابي به نام "صفحات" نوشت و به تقبيح ملي گرايي ماترياليست پرداخت؛ كتابي كه نشاط ديگري نصيب مردم خواهد كرد.
جناب سعيد نورسي نستوه و خستگي ناپذير در راه حقيقت اسلام مبارزه نمود. او را در تركيه متهم به فعاليت عليه ايده‌هاي آتاترك كرده‌اند، كه بزرگ‌ترين جنايت تلقي مي‌شد. هر چند عليه سعيد نورسي مطالب فراواني منتشر شد، اما اين ظلم و ستم موجب اقبال بيش‌تر مردم به او گرديد. استاد كه صاحب اثري متشكل از ١٣٠ رساله مي‌باشد بر اثر مسموميت در زندان در حال حاضر بيماري و سالمندي خود را طي مي‌كند و اين وضع با اين كه بيش از ٨٠ سال دارد مانع مبارزه او در راه حقيقت اسلام و سعادت مسلمانان نشده است.
نامه يكي از شخصيت‌هاي ساكن در مدينه منوره كه حقيقت رساله نور را ادراك نموده و در خدمت اسلام مي‌باشد
خدمت جناب استاد بسيار محترم و مُكرمي كه فاتح دل‌هاست
دستان مبارك‌تان را مي‌بوسم و صحت و سلامتي هميشگي جناب عالي و همه طلبه‌هاي عزيز و صادق‌تان را از بارگاه كبريايي مسألت دارم.
آزادي شما كه بايد از آن به عنوان بزرگ‌ترين عيد مسلمانان ياد نمود؛ هم‌چنان كه همه نورجي‌ها را شاد و مسرور كرد اين بنده را نيز به قدر دنيا خرسند
— 854 —
و شادمان نمود ... چگونه ممكن است آزادي شما و آثارتان موجب شادي نشود كه معنايش غلبه روح بر ماده، نور بر ظلمت، ايمان بر كفر، حق بر باطل، توحيد بر شرك، و عرفان بر جهل و ناداني‌ست.
آبشار نور كه سال‌هاست پرتگاه‌هاي دهشت انگيز و موانعي به بزرگي كوه‌ها را در مقابلش گذاشته بودند سرانجام به صورت اعجازآميزي همه سدها را در هم شكست، موانع را پشت سر گذاشت و با روشنايي، تمام ظلمت‌ها را از بين برد.
گفته‌اند قلم‌ها در توصيف تجليات الهي كه با خوارق اعجازآميز ظاهر مي‌شوند در هم مي‌شكنند، افكار باز مي‌ايستند و الهام‌ها مي‌سوزند و خاكستر مي‌شوند. بنده اينك در برابر اين پيروزي استثنايي واقعاً عجز و ناتواني مذكور را با تمام وجود احساس مي‌كنم، زيرا چشم انداز گسترده‌يي در برابر انديشه و الهامم گشوده مي‌شود. جهان براي من يادآور معبد باشكوهي از نور شده است. احساس مي‌كنم همه چيزهاي پيرامونم و همه‌جا در وجد و استغراق از خود بي‌خود شده‌اند. سرّ سبحاني
﴿ وَ اِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ﴾
در هر ذره‌يي تجلي مي‌كند...
اين است كه نمي‌دانم اين رويداد خجسته را يك پيروزي باشكوه بنامم يا فتحي شاهانه يا نجاتي الهي يا عيدي جهان شمول؟ زيرا اين پيروزي الهي كه نصيب مبارزه‌يي مقدس شده است در سراسر عالم انسانيت و اسلام به عزم مجاهدان قوت، به روح هاي‌شان نشاط، و به ايمان آن‌ها شتاب و ثبات داده است.
آري، بسياري از مسلمانان كه عزم و ايمان و عشق و آمال‌شان هنوز به كمال نرسيده بود متأسفانه در نا اميدي دردآوري به‌سر مي‌بردند و تحقق اين پيروزي را محال و خيال مي‌ديدند، اما كتاب‌هاي رساله نور ی كه تمام نورانيت و فيض خود را از قرآن كريم مي‌گيرد، كه براي ارشاد و هدايت انسان‌ها به صورت خورشيد الهي از افق‌هاي درخشان عرش اعظم نازل شده است ی دل‌هاي چون بركه‌هاي خاموش و بي‌حركت را به درياهاي پر جوش و خروش بدل كرد و زنجير ترسناك سال‌هاي بي‌رحمي و هجران بر اميدها و آرزوها را در هم شكست. آثاري كه فوران‌شان از چشمه نور بود و فيض و حكمت از آن‌ها ساطع مي شد، به نيازهاي ازلي و ابدي حس‌ها، انديشه‌ها و مخصوصاً روح‌ها و وجدان‌هايي كه در ميان زبانه‌ها مي‌سوختند
— 855 —
پاسخ داده، و آن‌ها را از موج‌هاي فضاي ظلماني و كُشنده به سوي افق‌هاي پاك و پاكيزه نور رهنمون مي‌شدند.
اين پيروزي مقدس كه چون خورشيدي الهي از پس سال‌ها سكوت طولاني و غفلتي عميق و ظلمتي خفقان آور درخشيدن گرفت بشارت مي‌دهد انسان سر گشته كه در جستجوي راهي به‌سوي نور است در آينده نزديك بيدار خواهد شد، زيرا نياز به دين نيازي نيست كه مختص مسلمانان باشد نياز ازلي و ابدي همه انسان‌هاست.
بشر درمانده، هجران و بيچارگي محروميت از دين را امروز با دلي پردرد تحمل مي‌كند. در نتيجه‌ي وحشتناك همين بحران دردآور است كه در مدت يك ربع قرن وارد دو جنگ بزرگ شده و جنون جنگ سوم را هم بروز مي‌دهد.
اسلام تنها قدرتي‌ست كه مي‌تواند همه انسان‌ها را برادر هم كند و زير پرچمي جهان شمول گرد آورد كه با نسيم رفاه و خوشبختي، و آرامش و امنيت بر آمده از افق‌هاي نوراني بهشت‌هاي سر سبز در اهتزاز است، زيرا وضعيت امروز بشر درست مانند حال و روز دردناك جوامع انساني پيش از ظهور اسلام است، لذا اسلامي كه توانست بشريت را از فلاكت دردناك آن روز نجات دهد امروز هم مي‌تواند موجب رهايي انسان گردد ... آري، يگانه دست مهرباني كه قادر است زخم عميق و خونين سال‌هاي متمادي را در قلب ميليون‌ها و ميلياردها انسان مداوا كند اسلام است. هر چند گاهي در افق‌ها روشنايي‌هاي غير واقعي هم مشاهده مي‌شود، اما آينده از آنِ ستاره‌يي‌ ازلي و ابدي‌ست كه همه نورانيت و فيض خود را نه از خورشيدها، كه مستقيماً از رب العالمين مي‌گيرد؛ ستاره‌يي كه با توقف عالم‌ها، متوقف خواهد شد و كساني را كه در پي خاموش كردنش هستند نيست و نابود خواهد كرد.
استاد بسيار ارجمندم!
فاضلانه آگاهيد اخيراً حركت‌هاي ارشادي و روشنگرانه‌يي براي خدمت به مبارزه مقدس پا به عرصه وجود گذاشته‌اند، اما متأسفانه هيچ يك از آن‌ها موفق به انجام كار مهمي كه "كليات رساله نور" به انجام رساند نشدند، و موفقيت‌هاي الهي آن را كسب نكردند، زيرا اين راه، راه مقدس انبيا، اوليا، عرفا، صالحين و به‌ويژه
— 856 —
شهداي قهرماني‌ست كه جان خود را بااخلاص تقديم جانان كردند و تعدادشان بيش از ميليون‌ها نفر است. از اين پس كساني كه تصميم به پيمودن اين مسير دشوار گرفته‌اند مي‌بايست موانع دهشتناكي را كه هر لحظه ممكن است در برابرشان ظاهر شود در نظر داشته باشند. آري، رهروان اين راه بايد از ايمان مستحكمي چون ايمان شما، عرفان الهي و متعالي، به‌ويژه اخلاص كامل و فراغت لازم برخوردار باشند، زيرا اصول تبليغ و روشنگري و ارشاد مورد نظر رساله نور در اين وادي مهم ويژگي‌هاي كاملاً متفاوتي دارد. دعا بفرماييد به افتخار طرح اين بحث عميق در اثري مستقل و مفصل براي هم‌دلان ديني و دوستان، نائل شوم؛ بحثي كه افق‌هاي متفاوت و جديدي در مقابل انديشه و احساس، و روح و وجدان انسان مي‌گشايد ... زيرا اين مبحث نوراني چنان ژرف و مهم است كه به هيچ‌وجه نمي‌توان آن را در نامه يا مقاله‌يي چند صفحه‌يي بيان نمود.
جواناني كه شما به نور ايمان و قرآن، قلوب پاك‌شان را فتح كرديد، مهم‌ترين افراد و باارزش‌ترين گوهرهايي هستند كه درخشان‌ترين دليل پيروزي الهي شما را تشكيل مي‌دهند. جوانان پاكي كه در هر مصراع شعر "نغمه‌هاي نور" روح اصيل و خردمند آن‌ها را خطاب قرار داده‌ام، عاشقان دل‌سوخته همين حق و حقيقت‌اند. اين منظومه را كه با الهامي مملو از وجد حاصل از پيروزي اخير مبارزه نوراني و مقدس‌مان سرورده‌ام تقديم مي‌كنم. اميدوارم و درخواست مي‌كنم آن را بپذيريد.
استاد عزيز و بسيار ارجمند! بارها و بارها دست‌تان را مي‌بوسم و در انتظار دعاهاي خيرتان هستم.
از فرزندان معنوي شما
علي علوي
— 857 —
تلگراف تبريكي از بغداد به مناسبت صدور حكم برائت رساله "راهنماي جوانان" در دادگاه استانبول
به: نشريه سبيل الرشاد/ استانبول
خبر آزادي عالم بزرگ جهان اسلام جناب بديع الزمان موجب شادماني بي‌نهايت ما شد. از طريق نشريه شما و مستند به حكم عادلانه صادر شده ی كه وسيله‌ي سرورمان شد ی از دادگاه و وكلاي افتخاري تشكر مي‌كنيم و به استاد و برادران‌مان تبريك مي‌گوييم.
عراق
امجد زهاوي
نامه‌يي از يك طلبه رساله نور در عراق به مناسبت درخواست طلاب پاكستاني نور از استاد سعيد نورسي براي ارسال پيام
چند روز پيش كنفرانس دانشجويان در پاكستان برگزار شد. آن‌ها پيامي از جناب استاد درخواست كرده و گفته بودند اين امر تأثيري تاريخي خواهد داشت. باخبر شديم كه صالح به نام طلبه‌هاي نور پيامي فرستاده است. براي شما هم نوشته بودند كه موضوع را فوراً به جناب استاد اطلاع دهيد ... در كنفرانس مذكور از جناب استاد و رساله نور تقدير فراواني كرده اند. كمونيست‌ها اعتراضاتي كرده‌اند، اما رييس گردهم‌آيي همه آن‌ها را رد كرده است. تصاوير استاد را به نمايش گذاشتند. قرار است به‌زودي نوشته مفصل و مصوري درباره رساله نور و استاد را در يك مجموعه منتشر كنند. با سلام و دعاهاي بي‌پايان
احمد رمضان
— 858 —
ترجمه مقاله عيسي عبدالقادر نويسنده روزنامه عربي "الدفاع" چاپ بغداد
روزنامه عربي "الدفاع" چاپ بغداد در بحث از طلبه‌هاي نور مي‌نويسد: طلبه‌هاي نور در تركيه با سازمان اخوان المسلمين چه ارتباطي دارند و مناسبت آن‌ها چيست؟ چه تفاوت هايي با هم دارند؟ آيا طلبه‌هاي نور در تركيه مانند سازمان‌هايي چون اخوان المسلمين كه در مصر و بلاد عربي براي اتحاد اسلام تلاش مي‌كنند، جمعيتي مستقل يا (زير مجموعه) آن‌ها هستند؟ من نيز پاسخ مي‌دهم:
اگر چه هدف طلبه‌هاي نور و اخوان المسلمين خدمت به حقايق قرآني و ايماني و تلاش براي سعادت دنيوي و اخروي مسلمانان در دايره اتحاد اسلام است، اما طلبه‌هاي نور از شش جنبه زير با آن‌ها تفاوت دارند:
تفاوت اول:
طلبه‌هاي نور به سياست نمي‌پردازند و از سياست گريزان‌اند. آن‌ها اگر مجبور به سياست‌ورزي شوند سياست را ابزار دين مي‌كنند تا تقدس دين را به آنان كه سياست را ابزار بي‌ديني مي‌كنند نشان دهند. آن‌ها به هيچ وجه داراي سازمان سياسي نيستند، اما اخوان المسلمين به سبب اوضاع و شرايط كشور به نفع دين به امور سياسي مي‌پردازند و داراي سازمان سياسي نيز هستند.
تفاوت دوم: نورجي‌ها با استادشان اجتماع نمي‌كنند؛ اجباري در اين كار نيست. آن‌ها خود را مجبور به در كنار استاد بودن نمي‌بينند. لزومي ندارد كه براي درس گرفتن در كنار استاد باشند. كشوري بزرگ براي آن‌ها در حكم درسخانه است. كافي‌ست رساله نور به دست آن‌ها برسد؛ اين كتاب به جاي استاد به آن‌ها درس مي‌دهد. هر رساله در حكم يك سعيد (نورسي) است. آن‌ها هر قدر بتوانند (رساله نور را) رايگان استنساخ مي‌كنند و به نيازمندان مي‌دهند كه آن را مطالعه كنند يا مطالبش را بشنوند. به اين صورت است كه يك كشور بزرگ، مدرسه مي‌شود.
اما اخوان المسلمين براي ديدار با مرشد و رهبرشان به مركز عمومي همايش‌ها مي‌روند و از او درس‌ها و دستورها را فرا مي‌گيرند. در شعبات عام سازمان نيز با استاد بزرگ، نائبان و شخصيت‌هايي كه نمايندگان او هستند ديدار و گفتگو مي‌كنند، و از آن‌ها درس‌ها و دستوراتي فرا مي‌گيرند؛ هم‌چنين آن‌ها با پرداخت
— 859 —
بهاي مجلات و نشرياتي كه در مركز عمومي منتشر مي‌ شوند، و ابتياع آن‌ها، مطالب لازم را مي‌آموزند.
تفاوت سوم: طلبه‌هاي نور درست مانند آن‌چه در يك مدرسه عالي وجود دارد يا مانند دانشجويان دارالفنون يك دانشگاه توسط سيستم خبر رساني علمي مطالب را فرا مي‌گيرند. استاني بزرگ مانند يك مدرسه مي‌شود. افراد با اين‌كه هم‌ديگر را نديده‌اند و نمي‌شناسند و از هم دور هستند، به يك‌ديگر درس مي‌دهند و با هم به مطالعه مي‌پردازند.
اما اخوان المسلمين به اقتضاي اوضاع خود و كشورشان كتاب و مجله منتشر كرده و در اقصي نقاط جهان توزيع مي‌كنند و به اين ترتيب هواداران با يك‌ديگر آشنا شده و از مسايل باخبر مي‌شوند.
تفاوت چهارم: طلبه‌هاي نور امروز و در اين زمان در اكثر بلاد اسلامي حضور دارند و تعدادشان افزايش نيز يافته است. با اين‌كه تعداد آن‌ها بيش‌تر شده و در كشورهاي مختلف با حكومت‌هاي گوناگون به‌سر مي‌برند، اما نيازمند اجازه گرفتن از دولت‌ها نيستند تا بتوانند دور هم جمع شوند و فعاليت كنند. مشرب آن‌ها سياسي نيست و سازماني ندارند، لذا خود را ملزم به اخذ مجوز از دولت‌ها نمي‌دانند.
اما اخوان المسلمين به اعتبار وضعيتي كه دارند نيازمند پرداختن به امور سياسي و تشكيل سازمان و افتتاح مراكز و شعبه‌ها هستند، لذا از دولت‌هايشان بايستي اجازه فعاليت بگيرند. آن‌ها مانند نورجي‌ها نيستند كه تشكيلات شناخته شده‌يي نداشته باشند؛ پس براي مراكز عمومي كه در مصر و سوريه و لبنان و فلسطين و اردن و سودان و مغرب و بغداد دارند شعبات بسياري باز كرده‌اند.
تفاوت پنجم: طلبه‌هاي نور طبقات مختلفي دارند. گروه‌هاي مختلفي از كودكان ٧ ی ٨ ساله كه در مساجد براي فراگيري قرائت قرآن الفبا مي‌آموزند تا سالمندان ٨٠ ی ٩٠ ساله، زن و مرد، از يك روستايي و باربر تا يك نماينده مجلس، و از يك سرباز تا فرماندهي بزرگ را مي‌توان در ميان نورجي‌ها مشاهده كرد. همه نورجي‌ها به رغم گروه‌هاي متعددشان عموماً هدف واحدي دارند، و آن هم هدايت يافتن توسط قرآن مجيد و كسب نورانيت از حقايق ايماني‌ست. تمام هم و غم آن‌ها گسترش علم و عرفان و حقايق ايماني‌ست. اشتغال آن‌ها به چيزي جز آن‌چه گفته
— 860 —
شد قابل درك نيست. معارضان دسيسه‌گر و بدخواه و دادگاه‌هاي هولناك در طول ٢٨ سال گذشته نتوانستند جز خدمت مقدسي كه بيان شد در آن‌ها چيزي بيابند، لذا موفق به محكوم كردن و از بين بردن‌شان نشدند؛ هم چنين نورجي‌ها خود را ملزم به يافتن هوادار و طرفدار نمي‌دانند، مي‌گويند وظيفه ما خدمت است دنبال هوادار نمي‌گرديم آن‌ها بايد به دنبال ما بيايند و ما را پيدا كنند. آن‌ها به كميت اهميت نمي‌دهند. در نظر آن‌ها كسي كه از اخلاص واقعي برخوردار است بر ١٠٠ نفر ترجيح دارد.
اخوان المسلمين هر چند مانند نورجي‌ها مردم را به تمسك به علوم و معارف اسلامي و حقايق ايماني تشويق مي‌كنند، اما وضعيت آن‌ها، اوضاع كشور و دخالت‌هايي كه در سياست مي‌كنند بيش‌تر شدن تعداد افراد و اهميت دادن به كميت را اقتضا مي‌كند، لذا آن‌ها در جستجوي طرفداران بيش‌ترند.
تفاوت ششم: نورجيان واقعاً مخلص، براي منافع مادي اهميتي قائل نيستند، به همين دليل گروه زيادي از آنان تهي‌دست و اهل قناعت و ميانه‌روي مي‌باشند و با صبر و بي‌‌نيازي از مردم و از خودگذشتگي و اخلاص واقعي به خدمت قرآني مي‌پردازند؛ آن‌ها براي مغلوب نشدن در برابر اهل ضلالت كه كثيرند و اهل خشونت، و براي اين‌كه در دعوت نيازمندان به‌سوي حقيقت و اخلاص شبهه‌يي ايجاد نشود و خدمت قدسي خود را جز براي رضاي خدا وسيله هيچ چيز نكنند، از منافع مادي زندگي اجتماعي فاصله مي‌گيرند.
اخوان المسلمين با اين‌كه از نظر هدف، واقعاً مانند آن‌ها هستند و از همان هويت برخوردارند، ليكن به دليل مكان و موضوع و برخي اسباب و عوامل نمي‌توانند مانند طلبه‌هاي نور ترك دنيا كنند و خود را مجبور به فداكاري در بالاترين شكلش نمي‌دانند.
عيسي عبدالقادر
— 861 —
عيسي عبدالقادر نويسنده روزنامه مهم و سياسي "الدفاع" چاپ بغداد مي‌گويد:
خوانندگان روزنامه "الدفاع" درباره بديع الزمان سعيد نورسي مرشد طلبه‌هاي نور به من مي‌گويند: "درباره طلبه‌‌هاي نور در تركيه و استادشان سعيد نورسي مطالبي به ما بگو" من نيز درباره آن‌ها مطلب كوتاهي مي‌نويسم. زيرا استاد، رساله نور و طلبه‌ها بر گردن عرب‌ها حق دارند و عرب‌ها مي‌بايست درباره آن‌ها به طور جدي بحث كنند. اعراب كه خمير مايه اصلي اسلاميت هستند شروع به مطالعه‌ي فراوان رساله نور كرده‌اند.
طلبه‌ها و رساله نور در تركيه و در بلاد عربي سد محكمي در برابر كمونيسم هستند.

.........

اين نوشته مربوط به زماني‌ست كه هنوز دمكرات‌ها به حاكميت نرسيده بودند. به همين دليل در خصوص شمار طلبه‌هاي نور، مانند گفته مدعي العموم، فقط ٥٠٠ هزار نفر نيستند، بلكه در حال حاضر متجاوز از ميليون‌ها نفرند و هر روز نيز تعدادشان بيش‌تر مي‌شود.

.........

رساله نور نيز در چنان مقياس وسيعي گسترش يافته كه نه تنها در تركيه و بلاد اسلامي بلكه در كشورهاي بيگانه هم علاقمندان مشتاقي دارد. هيچ چيز قادر به از بين بردن شوق و ذوق طلبه‌هاي نور نيست. طلبه‌هاي نور، رساله نور و خدمت بزرگ قرآني آن‌ها از كارهاي نيك و بزرگ دولت دمكرات‌هاست، لذا حركت اسلامي موجود در جهان اسلام، حكومت دموكراتيك را تحسين كرده و از آن تقدير مي‌نمايد. تمام مردم مسلمان عراق اعم از عرب و ترك و كرد و فارس از اين خدمت اسلامي و جهاد مقدس كاملاً خرسند و شادمان‌اند. برادران ترك ما در تركيه معتقدند با چنين فعاليت‌هايي در حال مقاومت در برابر تأثيرات منفي غرب مي‌باشند.
عيسي عبدالقادر
— 862 —
نامه تبريك دانشجويان ترك در دانشگاه الازهر به مناسبت آزاد اعلام كردن رساله "راهنماي جوانان"
نامه از قاهره به تاريخ ١٣/٤/١٩٥٢
استاد محترم جناب بديع الزمان سعيد نورسي!
آثار شما همه روشنايي بخش ايمان قلوب، ستون نظام عمومي و نقشه واقعي راه آخرت‌اند و از قرآن كريم الهام مي‌گيرند؛ ما با خوشحالي غيرقابل وصفي خبر برائت يكي از رساله‌هاي‌تان را به نام "راهنماي جوانان" شنيديم؛ كتابي كه ادعا مي‌كردند مطلب مجرمانه‌يي در آن وجود دارد بنابراين محاكمه‌اش ادامه داشت و در نهايت رأي بر برائت آن دادند. با دل و جان خدمت شما استاد ارجمند و قضات عادل دادگستري دمكرات تركيه تبريك مي‌گوييم.
اي مجاهد بي‌نظير در زمانه كنوني و اي استادي كه زندگاني خويش را وقف سلامت اسلام كرده و خدمت به ملت ترك را عزت و افتخار مي‌دانيد! بشريت و جهان اسلام سپاسگزار شما هستند. ما براي بيان ذره‌يي از اين سپاس، احترامات و تقديرهاي خود را تقديم نموده در انتظار دعاهاي مبارك‌تان هستيم. خداوند از شما و دوستداران‌تان خشنود باد!
از طرف دانشجويان ترك در دانشگاه الازهر
حاجي علي قلينچ آلپ
نامه يك طلبه ايراني رساله نور به استاد بديع الزمان
(تقديم به فاضل محترم جناب بديع الزمان كه مقيم بارلا از توابع اسپارتاي جمهوري تركيه مي‌باشد.)
پيش از هر چيز سلام و احترام ويژه خود را تقديم كرده و طول عمرتان را توأم با صحت و تندرستي از حضرت قادر مطلق مسألت دارم. اگر از سر لطف جوياي
— 863 —
احوال اين جانب باشيد عرض مي‌كنم وجود فاني‌ام در ايرانِ باقي در منطقه مرگوار استان رضاييه روستاي ديزه ادامه حيات مي‌دهد.
در چهل سال گذشته غرق تحولات زمانه بوده و سر از مناطق بسيار دور در آورده‌ام، لذا از سلامت و عافيت شما بي‌خبر مانده و پرس و جو درباره وجود مبارك‌تان اولين خواسته و آرزويم بوده است. حضرت حق را سپاس فراوان كه اين روزها خبر سلامتي شما را از برادرمان سرهنگ طيب كه ايراني‌ست دريافت كردم و بسيار خوشحال و با نشاط شدم. قادر ذوالجلال شما را سال‌هاي سال براي خدمت به دين مبين اسلام زير سايه لطف و حمايتش مصون و محفوظ نگاه دارد؛ آمين.
از تأليفات ارزشمند شما "اولين درگاه نور"، "عصاي موسي"، "راهنماي جوانان" و تعداد ديگري از كتاب‌هاي‌تان توسط برادر محترم‌مان به دستم رسيد و بي‌نهايت خرسند شدم. ان شاء الله از آن‌ها بهره‌مند مي‌شويم. اين اولين نامه من است، لذا از تصديع زياد اجتناب مي‌كنم و نامه را به پايان مي‌برم؛ صحت و سلامتي شما آرزوي من است، و دوام سلامت وجود مبارك‌تان را از آفريدگار مطلق مسألت دارم.
به دريافت نامه محبت آميزتان اميدوارم و ارسال آن را از حضرت‌تان تقاضا مي‌كنم.
دوستدار شما سيد عبدالله
فرزند مرحوم سيد عبدالقادر
نامه يكي از طلبه هاي كم سن و سال رساله نور از سوريه به جناب بديع الزمان
٢٢/ شوّال/ ١٣٧٣
به فخر اسلام، استاد اعظم جناب بديع الزمان! سيما و ديدگانم را با كمال احترام بر خاك پاي ذات عالي شما مي‌سايم و آن را مي‌بوسم. من ٦ سال دارم. در بيست و ششمين روز ماه مبارك رمضان قرآن كريم را ختم كردم. كوچك‌ترين طلبه نور در سوريه‌ام. يازده طلبه ديگر از دوستانم نيز قرآن كريم را ختم كردند. ما همه نماز مي‌خوانيم. عكس‌ام را با اين نامه توسط
— 864 —
طلبه‌هاي نور در اورفا براي ذات عالي مقام آن جناب ارسال مي‌كنم. به جد خواهشمندم با دست‌خط شريف‌تان براي من در پشت عكس يكي دو جمله دعا بنويسيد و از سر لطف عكس را دوباره برايم ارسال كنيد. پدرم عبدالهادي خاك پاي حضرت عالي را مي‌بوسد و از شما طلب دعا دارد.
حسين عبدالهادي
از طلبه‌هاي رساله نور
در روستاي عاليه از توابع منطقه درباسيه سوريه
رساله نور در اروپا نيز مانند كشورهاي اسلامي با اقبال و حُسن توجه مواجه شده است. براي نمونه دو نامه از حبيب الرحمان شاكر، امام "المحلة الاسلامية"
در فنلاند را درج مي‌كنيم: الامام حبيب الرحمن شاكر امام حبيب الرحمان شاكر
امام المحله الاسلاميه في تامبري امام محله اسلامي در تامپري
القائم بتبليغ الدعوة الاسلاميه بفنلانده آدرس: تامپري؛ فنلاند وللامونقاتو ٢١
برادر بسيار ارجمندم
‌وَ عَلَيْكُمْ اَلسَّلاَمُ وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَكَاتُهُ
اثر گران‌قدري را كه به عنوان هديه ارسال كرده بوديد، يعني كتاب "المثنوي العربي من رسالة النور" را دريافت كردم. از جناب عالي تشكر مي‌كنم. دعا مي‌كنم خداوند كريم همه خواسته هاي‌تان را بر آورده كند.
هديه ذي قيمت شما براي من بسيار مفيد خواهد بود و ان شاء الله در كارهاي تبليغي به كارم خواهد آمد؛ ترديدي نيست كه اجر و ثواب آن نيز براي شما به عنوان صدقه جاري، دائمي خواهد بود.
تقاضا مي‌كنم مؤلف كتاب (جناب سعيد نورسي) را نيز به ما بشناسانيد.
با احترام و درودها
حبيب الرحمان شاكر
— 865 —
نامه ديگري از حبيب الرحمان شاكر طلبه رساله نور در فنلاند به عنوان نمونه‌يي از استقبال اروپايي ها از انتشار رساله نور و حُسن اقبال از آن وللامونقاتو ٢١ ١٢/٢/١٩٥٨
برادران بسيار ارجمندم!
‌وَ عَلَيْكُمْ اَلسَّلاَمُ وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَكَاتُهُ
نامه محبت آميز شما را همراه رساله‌هاي "اخلاص"، "ذيل الحباب"، "نامه‌يي درباره رساله نور كه براي مؤلفش ارسال شده"، و "كنفرانس‌هاي ايراد شده درباره رساله نو" دريافت كردم. تشكرهاي خود را تقديم مي‌كنم.
آري، ترديدي نداريم كه استاد بزرگ جناب سعيد نورسي از نوابغ كبير زمان و از محبوب‌ترين بندگان خداوند است. حتي اگر اين شخصيت را از مجددان قرن چهاردهم بدانيم به گمانم مبالغه نكرده باشيم. خداوند را بارها سپاس كه اين گوهر ظهور يافته از گنجينه‌هاي ملت ترك را از غرق شدن در دهليزهاي انقلاب و ضايع شدن تا به امروز مصون داشت و عصر حاضر را با وجود او زينت بخشيد؛ هم‌چنان كه موساي نبي را در دامان فرعون پرورش داد اين ذات مبارك را نيز در ميان ستمگران بي‌دين به رغم جفاهاي بسيار پروراند. از خداوند يكتا مسألت داريم در آينده نيز با صحت و سلامت سال‌هاي سال زنده باشد. اين عقيده و نظر ما درباره استاد بديع الزمان است.
خواهشمند است در صورت امكان عرض اخلاص و محبتِ از راه دور ما را به ايشان اعلام كنيد و از آن حضرت بخواهيد براي ما دعا فرمايند. با احترام و درود
برادر ديني و ملي شما
مخلص، حبيب الرحمان شاكر
— 866 —
نامه‌يي كه پروفسور كرسي حقوق تطبيقي روم و اسلام در دانشگاه سوربن و رييس افتخاري مركز فرهنگ اسلامي پاريس به استاد بديع الزمان نوشته است ٢١/ جمادي الآخر/ ١٣٧٧یی اسلامبول
استاد ارجمند، مجاهد راه خدا!
خداوند عمري طولاني نصيب شما كند. هداياي گران‌بهاي ارسالي، سلام و كتاب‌تان را دريافت كردم و سپاسگزارم. خداوند شما را به سلامت دارد و توفيق مطالعه‌ي آثار گران‌قدرتان را نصيب‌مان كند.
مدت‌هاست اوصاف متعالي جناب عالي و اخبار جهاد بزرگ‌تان را شنيده و هم‌چنان مي‌شنوم. خداوند كساني را كه از يك‌ديگر دورند به هم مي‌رساند. اميدوارم ما را در كسب محبت و رضايتش موفق كند. اين بنده فقير و ذليل از شما كه خادم قرآن و عزيز هستيد تشكر مي‌كند.
دكتر محمد حميدالله
نامه دكتر محمد حبل الله دبيركل مركز فرهنگ اسلامي و جمعيت اسلام در واشنگتن به احمد رمضان طلبه رساله نور در عراق
بابت اهداي كتاب‌هاي بديع الزمان سعيد نورسي "خطبه شاميه" و "موازين رساله نور" به مركز فرهنگ اسلامي واشنگتن تقاضا مي‌كنم سپاسگزاري بي‌پيرايه‌ام را بپذيريد.
مجدداً تشكر مي‌كنم و آرزوي روزهاي خوب و پر سعادتي براي شما دارم.
مخلص
دكتر محمد حبيل الله
دبير كل مركز فرهنگ اسلامي
— 867 —
نامه ناشر رساله نور در يونان به برادران نورجي خود در تركيه او صدها طلبه نور را در يونان تربيت كرده است
برادران بسيار عزيزم كه خادم دين و ايمان، و هادم شرك و كفر هستيد!
(برادران نورجي‌ام عبدالله، حسني، عبدالقادر، محمد، و سليمان)
اولاً: نامه شما را كه با اخلاص و صميمانه نوشته شده بود دريافت كردم و بي‌نهايت خوشحال شدم. بيانات خالصانه و تبريكات دروني شما زاييده عشقي ديني و روح مستغرق‌تان در نوري خاص است؛ امكان ندارد قلب‌هاي منور به روشنايي آن نور به هيجان نيايند و دست‌خوش تموج نگردند. از اين رو در مقابل سلام و محبت‌هايتان، درودها و مودت‌هاي بي‌پايانمان را نثار مي‌كنيم و به‌واسطه اين ارتباط و اشتياق، شما را در آغوش گرفته، با حسرت و صفاي اسلامي چشمان‌تان را مي‌بوسيم.
ثانياً: از دريافت "خطبه شاميه" و "شكوا" كه لطف فرموده همراه رأي صادره دادگاه و ضمايم نامه‌ها ارسال كرده بوديد بيش از حد مسرور شدم. هنگامي كه درصدد ارسال پاسخ بودم مجموعه "كلام‌ها" كه برادرمان احمد رمضان از كركوك فرستاده بود به دستم رسيد. از اين بابت هم غرق احساسات شدم و خود را نيك‌بخت و سعادتمند يافتم. هم اينك با نامه شما براي او هم نامه تشكر آميزي مي‌نويسم. همه افراد جماعت ما در اين خوشحالي و ابراز تشكر شريك‌اند، به شما درود مي‌فرستند و همه طلبه‌هاي عزيز نور را برادر خود مي‌دانند. ......................
تلقي من و همه برادران ديگر از دلبستگي به جناب استاد چنين است: هر عصري نيازمند انسان كاملي‌ست كه آيات بي‌كران را مستدل از آفاق و انفس به بهترين صورت تفسير كند. البته شرق و غرب در زمانه فعلي، تهي از علماي متعدد فاضل و توانا نيست، ليكن بيش از همه به فرد مورد اعتمادي نياز است كه فارغ از منفعت‌هاي فاني باشد و نورانيتش را از نور باقي كسب كند و لذت ببرد و در مقام غوث فريد باشد. استاد كبير متصف به اين صفات است؛ پس او به مثابه قطب زمان مي‌باشد. تبعيت از او به معناي اقتدا به "مقتدي به"‌ است كه شايسته تبعيت كامل مي‌باشد. چون بين مردم و مُجدد زمان و امام كبرا فاصله افتاده، پيوند با چنين
— 868 —
مرشد اعظمي به درجه وجوب رسيده است. همين علت سبب شده كه ما و آن‌ها را بدون هيچ تأملي، به استاد كبير پيوند دهد. آن‌چه موجب اين امر مي‌شود جذب و جلب رشته ايمان آن‌هاست كه داراي نور اصيل مي‌باشد و جاذبه پر قدرتي كه در مركز ثقل چشمه نور وجود دارد. طلبه‌هاي نور با مطالعه رساله‌ها و بحث و مذاكره پيرامون آن‌ها، در مدت كمي ی برخي از آنان نيز بلافاصله ی تحصيل حقيقت مي‌كنند؛ به عبارت ديگر فيض قابليت ادراك مطالب رساله نور را بلافاصله به دست مي‌آورند.
هذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّى ٭ هذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّى
اين است كه در برابر فضل و رحمتش هر قدر حمد و ثنا بگوييم باز هم كم است .........
براي موفقيت در اين خدمت، عزم و متانتي ثابت و مستحكم مانند حركت‌هاي ارشادي و بيدار كننده شما لازم است كه به رغم هزار و يك مشكل انجام مي‌گيرد. تلاشي اين چنين در هر چشم انداز و گستره‌يي ان شاء الله موجب رهايي سراسري اسلام خواهد شد.
حافظ علي
— 870 —
﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴾
يَا اَللَّهُ ٭ يَا رَحْمنُ ٭ يَا رَحِيمُ ٭ يَا فَرْدُ ٭ يَا حَىُّ ٭ يَیا قَيیُّومُ ٭ يَیا حَیكَمُ ٭ يَیا عَیدْلُ ٭ يَیا قُیدُّوسُ‌
به حق اسم اعظم و به حرمت قرآن معجز البيان و به آبروي رسول اكرم (ص)، منتشران اين مجموعه و ياوران ارجمندشان و طلبه‌هاي رساله نور را در جنت‌الفردوس قرين سعادت ابدي فرما؛ آمين ... آن‌ها را در خدمت ايماني و قرآني همواره و هميشه موفق فرما، آمين... و مقابل هر حرف تاريخچه حيات در دفتر حسنات‌شان هزار حسنه ثبت بفرما، آمين ... و در نشر رساله‌هاي نور ثبات و دوام و اخلاص، احسان فرما، آمين ...
يا ارحم الراحمين! همه شاگردان رساله نور را در هر دو جهان سعادتمند فرما، آمين...
آن‌ها را از شر شياطين انس و جن محفوظ فرما، آمين ... و گناهان اين سعيد درمانده و بيچاره را ببخش، آمين ...!
به نام همه شاگردان نور
سعيد نورسي