شعاعات
— 874 —

شعاع هشتم

كرامت علوي سوم
افاده مرام
(پوشيده نماند كه من با بيان ارزش و اهميت رساله نور در پي اعلام حقايق قرآن و اركان ايمان هستم و مي‌خواهم كساني را كه دچار ضعف ايمان‌اند بدان سو دعوت كنم و قدرت و حقانيت‌شان را به ديگران نشان دهم؛ وگرنه حاشا! به هيچ وجه در پي نشان دادن و مدح و ثناي خود و نفس اماره‌ام كه ابداً علاقه‌يي به آن ندارم نيستم.
هم‌چنين مدح رساله نور را از آن نظر كه ظاهراً اثر من است نمي‌گويم، بلكه از اين حيث مزايايش را بيان مي‌كنم كه يكي از تفاسير قرآن است؛ ترجمان حقيقي قرآن و ملهم از آن مي‌باشد؛ و مبلغ ايمان است و حجت‌هاي آن را در بر مي‌گيرد. هم‌چنان كه قسمي از رساله‌ها را بدون اختيار نوشته‌ام، در بيان اهميت رساله نور نيز در حكم فردي بي‌اختيار هستم. در نگارش رساله شعاع هفتم كه امام علي (رض) نام "آيت الكبري" بر آن نهاده است متحمل زحمات فراواني شدم. لذا شكي ندارم كه اين كرامت "جلجلوتيه" به عنوان پاداش فوري، نشانه مقبوليت و عاملي براي تشويق از سوي عنايت الهي عطا شده است. پس مطلب حاضر را از باب قدرشناسي و به جا آوردن شكر نعمت تحت نام "شعاع هشتم" نوشتم؛ وگرنه مي‌خواستم براهين توأم با معجزه‌ي يك آيه مهم را درباره حشر بنويسم.)
— 875 —
﴿ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴾
(كرامت سومي‌ست از امام علي (رض) درباره رساله نور)
آري، حضرت علي (رض) در قصيده جلجلوتيه‌اش علاوه بر تأييد و تقويت دو كرامت باهر خود ی كه در لمعه‌هاي "هجدهم و بيست و هشتم" به تفصيل بيان و اثبات شده‌اند ی از سراج النور به صراحت خبر مي‌دهد و باز در آن قصيده به مشهورترين رساله‌هاي سراج النور اشاره و تو گويي تمجيدشان مي‌كند و با رموزي هشتگانه قسمي از رساله‌هاي نامدار را نشان مي‌دهد:
رمز نخست: بعد از عبارت
«‌تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ سِرًّا بَيَانَةً‌»
كه بر رساله نور تصريح دارد، با زبان سرياني از اسماء الحسني استمداد و با سُوَر قرآني مناجات مي‌كند. مناجات را دقيقاً همراه با سي و سه سوره چنان عجيب و بامعنا ذكر مي‌كند كه معلوم است مي‌خواهد قسمي از اسرار و اخبار غيبي را بازگو نمايد. وقتي شعاع هفتم را ی كه امام علي (رض) آيت الكبري نام نهاده است ی در زمان دشواري به اتمام رساندم، (معتقدم به عنوان اجرت و پاداشي فوري) شب هنگام "جلجلوتيه" را خواندم. ناگهیان چون تذكیري غيبي بر قلب‌ام خطاب شد: امام علي (رض) كاملاً سرگرم رساله نور است. او هم‌چنان كه از مجموع رساله نور خبر داده است به رساله‌هاي ارزشمند آن نيز به رمز و ايما، اشاره مي‌كند. اگر خبر دادن صريح از غيب به دليل مضرات فراواني كه دارد و منافي بودن‌اش با حكمت از سوي حكمت الهي ممنوع نمي‌شد تصريح مي‌كرد. براي نمونه وقتي سوره‌ها را بر مي‌شمرَد و به سوره بيست و پنجم مي‌رسد مي‌گويد:
‌بِحَیقِّ تَبَیارَكَ ثُمَّ نُیونٍ وَ سَائِلٍ ٭ وَ بِسُورَةِ التَّهْمِيزِ وَ الشَّمْسُ كُوِّرَتْ‌
‌وَ بِالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا وَ النَّجْمِ اِذَا هَوى ٭ وَ بِاِقْتَرَبَتْ لِىَ اْلاُمُورُ تَقَرَّبَتْ‌
‌وَ بِسُیوَرِ الْقُرْانِ حِیزْبًا وَ ايَةً ٭ عَدَدَ مَا قَرَأَ الْقَارِى وَمَا قَدْ تَنَزَّلَتْ‌
فَاَسْئَلُكَ يَا مَوْلاَىَ بِفَضْلِكَ الَّذِى ٭ عَلى كُلِّ مَا اَنْزَلْتَ كُتْبًا تَفَضَّلَتْ‌
— 876 —
حضرت امام علي (رض) در عبارات فوق و در مرتبه بيست و نهم كه سوره‌هايي ذكر مي‌كند و بر مي‌شمرَد با وَالشَّمْسُ كُوِّرَتْ به "گفتار بيست و نهم" اشاره مي‌كند كه دادگاه جرايم سنگين اسكي شهير را متحير كرده است و با كرامتي كه در كتابت‌اش مي‌توان ديد و با حجت‌هاي عالي‌اش در اثبات قيامت و حشر شهرت يافته؛ زيرا "گفتار بيست و نهم" كاملاً مطابق با سوره اِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ی كه به طرز دهشتناكي از وقوع قيامت خبر مي‌دهد ی از حجت‌هاي قطعي قيامت، تخريب عالم، موت دنيا، حيات آخرت، و احياي اموات مي‌گويد و تصوير وحشتناك اين سوره را بيان مي‌دارد؛ لذا تطابق اين دو در مرتبه بيست و نهم به لحاظ معنا اشاره مذكور را اثبات مي‌كند.
هم‌چنين حضرت امام علي (رض) در مرتبه سي‌ام با سوگند «‌وَبِالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا» به «رساله ذرات» اشاره مي‌كند كه «گفتار سي‌ام» ناميده مي‌شود و ماديون را كه در بحث تحول ذرات غرق‌اند مجبور به سكوت كرده و تحول و حركت ذرات و وظيفه و انتظام‌شان را به صورت بي‌نظيري اثبات مي‌كند. آري، در اين اشاره، سوره‌ي وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا و "رساله ذرات" از نظر لفظ و صورت مشابه‌اند؛ هم‌چنين به لحاظ معنا نيز مناسبتي بين آن‌ها وجود دارد، زيرا در ابتداي سوره‌ي وَالذَّارِيَاتِ بيان مي‌شود كه تموج‌هاي هوا كه گمان مي‌رود تصادفي و بي‌نظم‌اند كاملاً حكيمانه و مسئولانه اوامر تكويني ربوبيت را به اطراف و اكناف مي‌رسانند؛ "رساله ذرات" نيز به همين صورت حركت ذرات را كه ماديون تصادفي و بي‌نظم مي‌دانند، با براهين قطعي و محكم اثبات مي‌كند كه كاملاً حكيمانه است و همه ذره‌ها موظف به انجام وظايفي دقيق مي‌باشند.
حضرت امام علي (رض) در مرتبه سي و يكم به رساله "معراج" اشاره دارد كه معراج محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را با دلايل عقلي، و به غايت معقول و قطعي اثبات مي‌كند و "گفتار سي و يكم" ناميده مي‌شود و در مرتبه سي و يكم است. او با عبارت
﴿ وَ النَّجْمِ اِذَا هَوَى ﴾
كه به صراحت معراج احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و مشاهده و مكالمه‌يي را كه در قاب قوسين اتفاق افتاده بيان مي‌دارد و در آغاز سوره‌ي
﴿ وَ النَّجْمِ اِذَا هَوَى ﴾
قرار دارد، به طرزي نزديك به صراحت به رساله مذكور اشاره مي‌كند. حضرت امام علي (رض) بدون پرداختن به سوره «وَ الطُّور» بعد از
— 877 —
«وَالذَّارِيَاتِ» سوره «وَ النَّجْمِ» را ذكر مي‌كند و اين موجب استحكام بيشتر اشارت مورد نظر است.
حضرت امام علي (رض) ، با اقتباس از سوره‌
﴿ اِقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ﴾
ی كه شقّ قمر را به نص صريح بيان مي‌دارد ی با عبارت
«‌وَ بِاِقْتَرَبَتْ لِىَ اْلاُمُورُ تَقَرَّبَتْ ‌»
كه در ادامه مرتبه سي و يكم ذكر شده، به رساله‌يي اشاره مي‌كند كه در آخر مرتبه سي و يكم است و "رساله شقّ القمر" ناميده مي‌شود؛ اين مطلب در ذيل رساله معراج قرار دارد كه معجزه شق القمر را در برابر منكران با دلايل محكم اثبات مي‌كند. اشاره مذكور با شيوه‌يي نزديك به صراحت صورت گرفته است.
مشخص است كه رساله نور در ابتدا عبارت است از سي و سه گفتار، و از آن با نام "گفتار‌ها" (سوزلر) ياد مي‌شود. ليكن گفتار سي و سوم، مستقل نيست بلكه متشكل از سي و سه مكتوب مي‌باشد و با نام "مكتوبات" از آن ياد مي‌كنند. به همين صورت سي و يكمين مكتوب هم مستقل نيست بلكه از سي و يك لمعه تشكيل و با نام "لمعات" شناخته مي‌شود. نيز لمعه "سي و يكم" نيز مستقل نبوده است. آن نيز ان شاء الله مشتمل بر سي و يك شعاع خواهد بود. آيت الكبري شعاع هفتم و رساله حاضر نيز شعاع هشتم است. پس بايد گفت خاتمه گفتارها، "گفتار سي و دوم" است، رساله خارقه و جامعي متشكل از سه موقف كه شاگردان رساله نور آن را خورشيد ستارگان اين مجموعه مي‌دانند؛ اين رساله گفتار سي و دوم ناميده مي‌شود و از جهتي ختم گفتار‌ها و نتيجه جامع آن‌ها محسوب مي‌شود. حضرت امام علي (رض) براي نشان دادن اهميت فوق العاده و جامعيت رساله مذكور با تعداد قابل توجهي از سوره‌هاي قرآن ناگهان با سوگند
«‌وَ بِسُوَرِ الْقُرْآنِ حِزْبًا وَ آيَةً ‌»
در مرتبه سي و دوم به آن رساله جامع ی كه در مرتبه سي و دوم قرار دارد ی اشاره مي‌كند.
گفتار سي و سومِ رساله نور نيز همان‌طور كه پيش‌تر بيان كرديم عبارت از سي و سه مكتوب بوده و با نام "مكتوبات" شامل سي و سه كتاب و بيش از صد رساله مي‌باشد. حضرت امام علي (رض) در مرتبه سي و سوم‌ و سوگندش براي آن كه به يك‌باره تمام صد و ده كتاب و مكتوبات‌اش را كه اجزاي گفتار سي و سوم هستند
— 878 —
مورد اشاره قرار دهد كلام زير را بيان مي‌كند كه به معني استمداد از صد و ده كتاب مختصر به نام صد و ده صُحُف آسماني و آن كتاب‌هاي بزرگ مقدس است:
‌وَاَسْئَلُكَ يَا مَوْلاَىَ بِفَضْلِكَ الَّذِى ٭ عَلى كُلِّ مَا اَنْزَلْتَ كُتْبًا تَفَضَّلَتْ‌
بديهي‌ست كه در علم بلاغت و فن بيان براي دلالت بر معاني دور و پنهان، از نشانه‌ها و مناسبت‌هايي كه "قرينه" خوانده مي‌شود استفاده مي‌كنند؛ حال اگر يكي از اين قرينه‌ها وجود داشته باشد معناي دور و مفهوم پنهان و اشاري، نسبت به قوت قرينه، هم‌چون معناي صريح و ظاهري قبول مي‌گردد. بر مبناي اين قاعده، قراين و نشانه‌هاي متعددي براي معاني اشاري مذكور وجود دارد؛ هم‌چنين ساير موارد مشابه نيز قرينه‌هايي براي آن‌ها مي‌شوند. هر يك از عبارتهاي صريح نيز كه خبر از مجموع رساله نور مي‌دهند قرينه محكمي براي هر كدام از آن‌ها مي‌باشند.
رمز دوم: حضرت امام علي (رض) پس از اشاره به مكتوبات، به لمعات مي‌پردازد و در اين حين با نظر بر شعاع‌ها به رساله شعاع هفتم اشاره مي‌كند كه نشان از حقيقت كبرا و تفسير اكبرِ آية الكبراي قرآن يعني
﴿ تُسَبِّحُ لَهُ السَّموَاتُ السَّبْعُ وَاْلاَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ اِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ﴾
(اسراء: ٤٤)
دارد و هديه الهام شده‌يي در ماه مبارك رمضان است. مي‌فرمايد:
«‌وَ بِاْلايَةِ الْكُبْرى اَمِنِّى مِنَ الْفَجَتْ ‌»
امام علي با اين عبارت اشاره دارد كه شاگردان رساله نور به سبب رساله آيت الكبري دچار مصيبت خواهند شد و با كرامت و بركت آن به امنيت و سلامت دست خواهند يافت. اين كرامت عَلَويه دقيقاً تحقق يافت؛ شاگردان رساله نور به دليل رساله مذكور زنداني شدند و به سبب حقايق محكم آن نجات يافتند.
با تبعيت از معناي ظاهري و با معناي پشت پرده‌اش كه در علم بلاغت "مُسْتَتَبَعاتُ التَراكيب" و "مَعَارِيضُ الْكلام" گفته مي‌شود، متناسب با قوت قرينه‌هاي متعدد به رساله نور اشاره مي‌كند؛ و به آن رساله شگفت و عالي و حجت الكبراي توحيد كه از علايم كبراي آية الكبري و تفسير اعظم آن است «آيت الكبري» نام مي‌نهد؛ و با اين نام هم عظمت منبع‌اش يعني آية الكبري را اعلام مي‌كند و هم از
— 879 —
قیدرت فوق العاده شعاع هفتم ی كه برهان اعظم وحدانيت و توحيد است ی خبر مي‌دهد. هر كس كه به شايستگي رساله مذكور به التفات حضرت امام علي (رض) شك دارد آن را يك بار مطالعه كند؛ اگر لياقت و شايستگي‌اش را تأييد نكرد "واي بر تو" بگويد.
آري، قرآن در هر عصر، قهرمانان و دژهاي معنوي فراواني داشته است كه با اعتراضات انتقام جويانه و هزار ساله‌ي بي‌دينان مقابله نموده، شبهات متراكم فيلسوفان كافر را كه در اين مقطع امكان انتشار يافته حل و رفع مي‌كرده‌اند، و حملات گروهي از مسيحيان مغرور و يهوديان معاند را كه در پي ضربات سنگيني كه قرآن بر آنان وارد كرده، و درصدد انتقام از آن بوده‌اند، دفع مي‌كرده‌اند. اينك نياز از يكي دو مورد به صد مورد افزايش يافته و بر عكس، تعداد مدافعان از صد نفر به دو سه نفر كاهش يافته است.
فرا گرفتن حقايق ايماني از طريق مدرسه ديني و آموختن علم كلام نيازمند زمان زيادي‌ست كه البته آن نيز در زمانه فعلي برچيده شده است. رساله نور كه عميق‌ترين حقايق را خيلي زود و به شيوه‌يي قابل فهم براي همه، تعليم مي‌دهد طبيعي‌ست كه شايستگي توجه و التفات امام علي (رض) را دارد.
امام علي (رض) در دهمين مرتبه‌يي كه بر مي‌شمارد عبارت
«‌وَبِسُورَةِ الدُّخَانِ فِيهَا سِرًّا قَدْ اُحْكِمَتْ‌»
را كه سوره دهم بوده و ناظر است بر قيامت و ليله برائت (نيمه شعبان)، ذكر كرده و با معناي اشاري‌اش به "رساله حشر" اشاره مي‌كند كه «گفتار دهم» نام دارد و در مرتبه دهم است؛ هم‌چنين با ايما و رمز از اهميت فوق العاده آن رساله و استحكام قابل توجه‌اش خبر مي‌‌دهد و آن را در حكم چراغداني در ليله برائت مي‌داند كه تاريكي‌هاي مه آلود آن زمان را از بين مي‌برد؛ نيز با نكاتي چون دخان كه از علايم حشر و قيامت مي‌باشد، و تفريق و تقسيم حكيمانه و سالانه‌ي امور در شب برائت، و ذكر قراين ديگر با رمز و اشاره خبر مي‌دهد.
آري، گفتار دهم، بلاي بسيار مهمي را دفع كرد. منافقاني كه منكر حشر بودند در زمان رواج آزاديِ انديشه و دغدغه‌هاي مربوط به جنگ جهاني، فرصت بدست آوردند و در بسياري جاها شروع به نشر افكار مسموم خود كردند؛ گفتار دهم در چنين زمانه‌يي منتشر شد. هزار نسخهي آن در اطراف توزيع گرديد؛ هر كس اين
— 880 —
رساله را ديد با كمال اشتياق و كنجكاوي مطالعه كرد. اين كتاب افكار كافرانه زنديقان را به طور كامل در هم ريخت و آنان را ساكت كرد. گفتار دهم به اين ترتيب ثابت نمود كه شايستگي تقدير امام علي (رض) را داشته، و هر كس در اين مورد ترديدي دارد آن را به دقت بخواند و ببيند كه چه برهان محكمي براي حشر است.
حضرت امام علي (رض) با عبارت زير نوزدهمين سوره يعني سوره "نور" را ذكر مي‌كند و به گفتار بسيار مختصر نوزدهم و به مكتوب نوزدهم كه مكتوب بسيار كاملي‌ست اشاره مي‌كند.
‌بِسِرِّ حَوَامِيمِ الْكِتَابِ جَمِيعِهَا ٭ عَلَيْكَ بِفَضْلِ النُّورِ يَا نُورُ اُقْسِمَتْ‌
او به اين منظور با تكرار لفظ نور، از مرتبه مكتوب‌ها خبر مي‌دهد، يعني در اشاره به ناقص ماندن مكتوب چهاردهم، سوره نور را باز هم در پانزدهمين مرتبه تكرار مي‌كند و به اين صورت خبري لطيف و دقيق مي‌دهد؛ هم‌چنين يادآوري مي‌كند كه دو رساله مزبور دو نور بزرگ رساله نوراند.
آري، گفتار نوزدهم كه مربوط است به رسالت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ، و مكتوب نوزدهم كه به سه جهت، عالي و با كرامت است، الحق كه هر يك درخشان‌ترين نور رساله نور هستند. به مناسبت برائت عايشه صديقه رضي الله عنها، ضمير عبارت مَثَلُ نُورِهِ در آيه‌ي نور به‌واسطه وجهي از وجوه سه گانه به محمد عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام باز مي‌گردد، لذا سوره نور با ذات محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام بسيار مرتبط است؛ لذا با سوره مذكور، و با دو لفظ نور و حتي سه كلمه نور به دو رساله ياد شده كه رسالت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را اثبات مي‌كنند اشاره دارد، نيز به رساله معراج كه ثابت كننده رسالت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است اشاره مي‌كند.
من اعتراف مي‌كنم كه ناقص ماندن مكتوب چهاردهم را فراموش كرده بودم. با مشاهده تكرار يك سوره (دوباره) توسط حضرت امام علي (رض) به خاطر آوردم و از دقتي كه در اشارات او بود شگفت زده شدم، ليكن تكرار مزبور صرفاً مربوط به گفتار و مكتوب نوزدهم مي‌شود و به موارد بعدي ربطي ندارد.
— 881 —
رمز سوم: با عبارتهاي زير كه در لمعه بيست و هشتم توضيح آن‌ها آمده و اثبات شده‌اند از سه وضعيت مهم رساله نور خبر مي‌دهد:
‌تُقَیادُ سِیرَاجُ النُّیورِ سِرًّا بَيَانَةً ٭ تُقَادُ سِیرَاجُ السُّرْجِ سِیرًّا تَنَوَّرَتْ‌
‌بِنُیورِ جَلاَلٍ بَازِخٍ وَ شَیرَنْطَخٍ ٭ بِقُدُّوسِ بَرْكُوتٍ بِهِ النَّارُ اُخْمِدَتْ‌
عبارتهاي فوق از نظر معنا و علم جفر اشاره‌يي قريب به صراحت به رساله نور دارند و بنا بر توضيحي كه در لمعه هجدهم آمده، در اين‌جا فقط سه سرّ بيان مي‌شود كه نظر امام علي (رض) را جلب كرده و در لمعه مذكور نيامده است:
سِرّ اول: در حالي كه شايسته است رساله نور در دست مبلغان و بين مسلمانان گردانده شود و نمايش داده شود متأسفانه بسيار مخفيانه منتشر مي‌شود و همه مجبورند آن را پنهان كنند. امام علي (رض) با اشاره به همين موضوع است كه دو بار عبارات «سِرًّا بَيَانَةً» و «سِیرًّا تَنَوَّرَتْ‌» را به‌كار مي‌برد. منظور از «سِیرًّا» اين است كه فقط مي‌تواند مخفيانه منتشر شود و با تعجب از آن خبر مي‌دهد.
سِرّ دوم: رسالهي نور با جلوهي اسم اعظم و تجلي اسم رحيیم و حكيم ظهور كرده است لذا ويژگي ممتازش اسیتواري بر مباني جلال و كبیرياي مقتبس از «اَللهُ اكبَرُ» ، شفقت و مرحمت مستفيض از «بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» ، و حكمت و نظم برخاسته از وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ است. روح و حيات رساله نور همين‌هايند. به جاي "عشق" در مشرب‌هاي ديگر، در رساله نور شفقت مشتاقانه و محبت رأفت منشانه وجود دارد؛ هم‌چنان كه حضرت امیام علي (رض) با عبارت «‌تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ‌» به صورت صريحي از تاريخ تأليف "سراج النور" ياد مي‌كند و زمان كامل‌ شدن‌اش را مي‌گويد و از نام مشهورش خبر مي‌دهد؛ به همين ترتيب در عبارت
«‌بِنُورِ جَلاَلٍ بَازِخٍ وَ شَرَنْطَخٍ‌... الي آخر»
هم از مباني سراج النور خبر مي‌‌دهد، زيرا «جَلاَلٍ بَازِخٍ» عزت و عظمت و جلال و كبرياست. «شَرَنْطَخٍ‌» به سرياني «رئوف» معنا مي‌دهد و «بَرْكُوتٍ‌» ، "رحيم" است. معلوم مي‌شود حضرت امام علي (رض) سراج النور را تعريف مي‌كند و ويژگي ممتازش را اين مي‌داند كه حيات و نورانيت‌اش را از كبريا و عظمت و رأفت و رحيميت اخذ مي‌كند.
سرّ سوم: حضرت امام علي (رض) در عبارت بالا با جمله «‌بِهِ النَّارُ اُخْمِدَتْ» مي‌گويد: ان شاء الله در "هزار و سيصد و پنجاه و چهار" به‌واسطه سراج النور يعني
— 882 —
نورانيت رساله نور آتش تجاوزكار ضلالت خاموش خواهد شد، يعني سراج النور كاري خواهد كرد كه آتش فتنه ديني تخريباتي نداشته باشد يا اين كه تجاوزهاي بيش‌تر آن را در هم خواهد شكست.
اگر تقويم هجري را در نظر بگيريم، مي‌بينيم دو سال پيش، تجاوز افكار وحشتناكي كه با استفاده از فرصتِ به‌وجود آمده براي جدا كردن دين از دنيا، به ضرر دين و قرآن پيش مي‌رفتند، متوقف شد، كه البته دليل اين امر وجود مانعي قوي در برابر آن‌ها بود. براساس نشانه‌هاي فراوان دانسته مي‌شود كه مانع مذكور براهين محكم و حجت‌هاي برّنده رساله نور بوده است كه در زمانه فعلي به كرات منتشر مي‌شود. اشارت عَلَويه موجود در احتمال دوم نيز مؤيد همين مطلب است
در اين حال راز إنّا أَعطَينَاكَ تا حدودي محقق شده است؛ چرا كه قوي‌ترين و وحشتناك‌ترين ركن از چهار ركن سفيانيت به طور كامل كنار رفت و زير خاك در حال عذاب كشيدن است. ارتباط بزرگ‌ترين‌شان هم عملاً قطع شده است. او محكوم و بازيچه كميته فراماسونري بوده و سرگرم عذاب خويش است. فقط سايه او حكم مي‌راند. نه تنها جلوي تجاوزش گرفته شده كه تا حدودي در حال عقب نشيني هم هست. دو شخص باقي مانده نيز اگر بتوانند اقدام به بازسازي خواهند كرد.
حساب جفري «‌بِهِ النَّارُ اُخْمِدَتْ» چنين است: "خ" ششصد، "ت" چهارصد، "ر" دويست، "ن" مشدد صد، "م" چهل، "د" و سه "الف" هفت، "ب" در "بِهِ" دو، "ه" پنج، و مجموع آن‌ها "هزار و سيصد و پنجاه و چهار". خداوند را سپاس كه سراج النور رساله‌هاي متعددي چون آيت الكبري دارد. هر كدام آن‌ها در حكم چراغ پر قدرتي هستند كه صراط مستقيم را نشان مي‌دهند و موجب تصديق خبر امام علي (رض) مي‌شوند.
حضیرت امیام علي (رض) در "ارجیوزه" به مناسبت سرّ سیوم، عيناً هم‌چیون «‌بِیهِ النَّارُ اُخْمِدَتْ» كه با مقام جفري‌اش ناظر است بر سال "هزار و سيصد و پنجاه و چهار"، با رمز و ايما به دو لقب مشهور سعيد (رض) اشاره دارد، و دستور
— 883 —
مي‌دهد "از خود محافظت كن" و تلويحاً اعلام مي‌‌كند كه او در آن زمان بيش از هر كس ديگري با خطرات متعددي مواجه مي‌شود.
‌فَاسْئَلْ لِمَوْلاَكَ الْعَظِيمِ الشَّانِ ٭ يَا مُییییدْرِكًا لِذلِكَ الزَّمَیانِ‌
‌بِیییاَنْ يَقِيكَ شَیییرَّ تِلْكَ الْفِتْنَیةِ ٭ وَ شَرَّ كُلِّ كُرْبَةٍ وَ مِحْنَةٍ‌
حضرت امام علي (رض) با عبارت فوق كه در بخش پاياني "ارجوزه" آمده است، مي‌گويد: «يا سعيد الكردي! اگر تا سال » هزار و سيصد و پنجاه و چهار" عمر كردي، از مولاي بزرگ‌ات التماس و درخواست كن تا از فتنه و شرور آن زمان و آن دوره در امان بماني". آري، در توضيح اولين كرامت عَلَويه كه در لمعه هجدهم آمده، اشارات غيبي قصيده "ارجوزه" درباره رساله نور و مؤلف‌اش بيان شده است. با يكي از شاگردان‌اش كه همواره با اسماي سته مشهور كه از آن‌ها به اسم اعظم و سكينه تعبير مي‌كند مشغول مي‌باشد، سخن مي‌گويد و به او تسلي خاطر مي‌دهد. نشانه‌ها و قرينه‌هاي فراوان ثابت مي‌كنند كه شاگرد ياد شده، سعيد است، او در آن‌جا به شاگردش مي‌گويد:
‌اَحْرُفُ عُجْمٍ سُطِّرَتْ تَسْطِيرًا بِتَّ بِهَیا اْلاَمِيرُ وَالْفَقِيرَا‌
يعني حروف بيگانه را در سال "هزار و سيصد و چهل و هشت" تعميم خواهند داد؛ كوچك و بزرگ، اميران و فقيران به اجبار با درس‌هاي شبانه سعي در ياد گرفتن خواهند كرد.
در جمله «‌سُطِّرَتْ تَسْطِيرًا‌» ، دو "ت" هشتصد، دو "س" صد و بيست، دو "ر" چهارصد، دو "ط" هجده، يك "يا" ده، و مجموع آن‌ها "هزار و سيصد و چهل و هشت" است. در همان سال به زور مردم را وا داشتند براي يادگيري حروف لاتين درس‌هاي شبانه بخوانند.
آن‌گاه امام علي (رض) نظر بر سعيد (رض) مي‌كند كه با (دعاي) سكينه مشغول است و با او سخن مي‌گويد. در ادامه مي‌گويد:
«‌يَا مُدْرِكًا لِذلِكَ الزَّمَانِ‌».
او در يكي دو جا با اشاره‌يي محكم خطاب به شاگردش كه نام سعيد بر او نهاده مي‌گويد: «با خواندن دعاي سكينه در حفاظت خود بكوش!» بعد از "ي" ندا براساس قرينه‌ها و نشانه‌هاي متعدد، سعيد هست، يعني عبارت چنين است:
«يَا سَعِيدُ مُدْرِكًا لِذلِكَ الزَّمَانِ‌».
اين عبارت با كلمه «مُدْرِكًا» به لحاظ لفظ و علم جفر ناظر است بر لقب
— 884 —
«الكُردي» ؛ زيرا «مُدْرِكًا» بدون "م" مي‌شود "درِكًا" كه قلب شده "كرد" است. "م" نيز كاملاً موافق "ل" و "ي" است. يعني اگر بر عكس خوانده شود چنين خواهد شد. همين طور با كلمه «الزمان» بر لقب "بديع الزمان" كه نام ديگر اوست اشاره مي‌كند و با مقام جفري "هزار و سيصد و پنجاه و چهار يا پنج"، حقيقت حال سعيد (رض) ، وضعيت خلاف عادت وي، نيايش فراوان او براي حفظ و مراقبت، و خلوت و انزواي او را به طور كامل بيان مي‌كند، و در اين قصيده براي تسلي خاطر او قريب به صراحت، انگشت اشاره بر سر او مي‌گذارد. در اين‌جا هم رساله نور را كه مظهر سرّ «‌بِهِ النَّارُ اُخْمِدَتْ» شده است تشويق مي‌كند.
پوشيده نماند كه
«‌اَلْقَسَمُ الْجَامِعُ وَالدَّعْوَةُ الشَّرِيفَةُ وَاْلاِسْمُ اْلاَعْظَمُ‌»
روح و اساس "جلجلوتيه" است. حجت الاسلام امام غزالي (رض) كه مهم‌ترين و دقيق‌ترين شاگرد اويسي امام علي (رض) و يكي از درخشان‌ترين و مشهورترين حجت‌هاي اسلام است مي‌گويد: "زماني كه اين مطالب توسط وحي بر پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام نازل شد، پيامبر به علي (رض) فرمود: "بنويس" و او هم نوشت، آن‌گاه آن‌ها را به نظم درآورد". امام غزالي (رض) مي‌گويد:
«اِنَّ هذِهِ الدَّعْوَةَ الشَّرِيفَةَ وَ الْوِفْقَ الْعَظِيمَ وَ الْقَسَمَ الْجَامِعَ وَ اْلاِسْمَ اْلاَعْظَمَ‌ وَ السِّرَّ الْمَكْنُونَ الْمُعَظَّمَ بِلاَ شَكٍّ كَنْزٌ مِنْ كُنُوزِ الدُّنْيَا وَ اْلاخِرَةِ».
امام غزالي با گرفتن درس از امام نورالدين "جلجلوتيه" را به لحاظ كلمه‌هاي سُرياني و ارزش و حيثيت شرح كرده است.
رمز چهارم: امام علي (رض) پس از آن‌كه از سراج النور خبر مي‌دهد سي و سه و به جهتي سي و دو اسم سرياني را بر مي‌شمارد و در اين حين اشاره محكمي دارد به رساله «معجزات قرآنيه و گفتار سي و دوم» كه در ميان اجزاي ديگر رساله نور قوي‌ترين و ارزشمندترين مي‌باشند؛ هم‌چنين مطالب او به رمز يا اشاره يا تلويح بر ساير رساله‌ها هم ناظر است.
آري، حضرت امام علي (رض) با نظر بر رساله نور، اسم‌هاي سرياني را ذكر كرده و مطلب را با دعا خاتمه مي‌دهد:
— 885 —
‌تُقَیادُ سِیرَاجُ النُّیورِ سِیرًّا بَيَانَةً ٭ تُقَادُ سِیرَاجُ السُّیرْجِ سِیرًّا تَنَوَّرَتْ‌
‌بِنیُورِ جَلاَلٍ بَیازِخٍ وَ شَیرَنْطَخٍ ٭ بِقُدُّوسِ بَرْكُوتٍ بِهِ النَّارُ اُخْمِدَتْ‌
‌بِيَیاهٍ وَيَیا يُیوهٍ نَمُیوهٍ اَصَیالِيًیا ٭ بِطَمْطَامٍ مِهْیرَاشٍ لِنَارِ الْعِدَاسَمَتْ‌
‌بِهَیالٍ اَهِيلٍ شَلْعٍ شَلْعُوبٍ شَالِعٍ ٭ طَهِىٍّ طَهُیوبٍ طَيْطَهُوبٍ طَيَطَّهَتْ‌
‌اَنُوخٍ بِيَمْلُوخٍ وَ اَبْرُوخٍ اُقْسِمَتْ ٭ بِتَمْیلِيخِ آيَیاتٍ شَمیُوخٍ تَشَیمَّخَتْ‌
‌اَبَاذِيخَ بَيْذُوخٍ وَ ذَيْمُوخٍ بَعْدَهَا ٭ خَمَارُوخٍ يَشْرُوخٍ‌بِشَرْخٍ تَشَمَّخَتْ‌‌
ناظر است بر گفتار مشهور بيست و نهم در زمينه حشر، بعد معراج و ضميمه‌اش شق القمر.
‌بِبَلْخٍ وَ سِمْيَانٍ وَ بَازُوخٍ بَعْدَهَا ٭ بِذَيْمُوخٍ اَشْمُوخٍ بِهِ الْكَوْنُ عُمِّرَتْ
بِشَلْمَخَتٍ اِقْبَلْ دُعَائِى‌
حضرت امام علي (رض) از رساله نور كه در آغاز به صراحت خبر داده بود، در مرتبه نخست، با نام‌هاي "سراج النور و سراج السُرج" آشكارا از آن ياد مي‌كند و به مرتبه "بيست و پنج" رسيده مي‌گويد:
«بِتَمْیلِيخِ آيَیاتٍ شَمیُوخٍ تَشَیمَّخَتْ‌».
مشهورترين و درخشان‌ترين رساله در ميان مجموعه رساله نور رساله "معجزات قرآنيه" است كه گفتار "بيست و پنجم" ناميده مي‌شود؛ اين رساله معجزات آيات قرآني را بيان مي‌دارد و با چهل دليل معجزه بودن قرآن را طي وجوه كلي هفتگانه به اثبات مي‌رساند. اين‌كه از سراج النور در ابتدا و در مرتبه نخست ياد مي‌شود، نيز وجود كلمه «آيَاتٍ» در عبارت «بِتَمْلِيخِ آيَاتٍ» ، و ذكر آن در مرتبه بيست و پنجم، قرينه محكمي‌ست كه امام علي‌ (رض) به گفتار بيست و پنجم كه آيات بسياري را ذكر نموده و اعجاز و اسرارشان را بيان مي‌كند، از منظر معناي مجازي مي‌نگرد؛ و در برشماري سوره‌ها باز هم در مرتبه "بيست و پنجم" با تغيير عبارت به نحوي كه گويي از ابتدا آغاز مي‌كند مي‌گويد: «‌بِحَقِّ تَبَارَكَ‌» و از اهميت گفتار بيست و پنجم به عنوان پرخيرترين و بابركت‌ترين رساله از رسايل نور ياد مي‌كند.
بعد، در مرتبه "بيست و ششم و بيست و هفتم" مي‌گويد:
«‌اَبَاذِيخَ بَيْذُوخٍ وَ ذَيْمُوخٍ بَعْدَهَا‌».
— 886 —
آن گاه در مرتبه "سي و سي و يكم" با گفتن
«‌بِبَلْخٍ وَ سِمْيَانٍ وَ بَازُوخٍ بَعْدَهَا‌»
عبارت را دوباره تغيير داده، كلمه «بَعْدَهَا‌» را ذكر مي‌كند. براساس قرينه‌يي كاملاً روشن و محكم با كلمه «بَعْدَهَا‌» به ضميمه‌ي رساله اجتهاد يعني گفتار "بيست و هفتم" كه مربوط به مطالب بسيار مهم و ارزشمندي درباره صحابه مي‌باشد، و به ضميمه رسالهي معراج يعني گفتار "سي و يكم" كه بحث شق القمر را در بر مي‌گيرد و به آن بسيار نياز است، پر قدرت اشاره مي‌كند به نحوي كه گويي نشان‌شان مي‌دهد. من اعتراف مي‌كنم كه ضمايم مزبور را فراموش كرده بودم و با يادآوري امام علي (رض) آن‌ها را به خاطر آوردم. شق القمر را در گذشته نوشته‌ام و اينك ضميمه‌يي را كه مربوط به صحابه بود به خاطر آوردم. مادام كه در علم بلاغت و فن بيان، معناي مجازي را مي‌شود فقط با يك قرينه مراد كرد، و اگر با يك مناسبت به مفهومي اشاره شود، آن مفهوم به عنوان معناي اشاري پذيرفته مي‌شود؛ البته صرف نظر از قرينه‌ها و نشانه‌هاي آشكار و فراوان، اين‌كه فقط در همين دو جا و دقيقاً در مقام هر دو ضميمه كلمه «بَعْدَهَا‌» را كه به معني ذيل و ضميمه است تكرار نموده و سخن را تغيير مي‌دهد قرينه كاملي‌ست براي اين‌كه بگوييم حضرت امام علي (رض) به غير از معناي حقيقي، درصدد بيان يك معناي مجازي و اشاري هم هست.
سپس در مرتبه بيست و نهم به طرز پر هيبتي مي‌گويد:
«خَمَارُوخٍ يَشْرُوخٍ بِشَرْخٍ تَشَمَّخَتْ‌».
كلمه «تَشَمَّخَتْ‌» را كه به معناي آگاهي از اسرار است و بحث آن در مرتبه بيست و پنجم گذشت، تكرار مي‌كند و ‌چنان كه پيش‌تر گفتيم با قرينه‌يي محكم به گفتار خارق العاده بيست و نهم اشاره مي‌كند.
آن‌گاه براي جلب توجه به گفتار "سي و دوم" كه رساله جامعي‌ست و در مرتبه سي و دوم در حين برشماري سوره‌ها با اهميت بر آن اشاره دارد، مي‌گويد:
«‌ذَيْمُوخٍ اَشْمُوخٍ بِهِ الْكَوْنُ عُمِّرَتْ‌»
و در نسخه‌يي ديگر «بِهِ الْكَوْنُ عُطِّرَتْ‌» ؛ يعني با تجلي اسم عدل و اسم حكم، و با عدالت و ميزان و نظم و حكمت آن، دنيا بازسازي مي‌شود و از تخريب مي‌رهد. دنيا به سبب رايحه طيبه و شميم دل‌نشين دو اسم مذكور در نسخه دوم، بوي خوشي خواهد گرفت؛ و چون دكان عطار بوي خوش خواهد داد.
— 887 —
به اين ترتيب امام علي (رض) بر گفتار "سي و دوم" كه آيينه درخشان اسم عدل و اسم حكم و در حكم تفسير آن‌هاست اشاره مي‌كند و با معناي مجازي مطالب مربوطه را بيان مي‌دارد.
او با تكرار كلمه «‌ذَيْمُوخٍ» بر اين مطلب اشاره دارد كه "گفتار‌ها" سي و سه‌اند اما مرتبه‌يي از آن شامل مكتوبات است و گفتار "سي و دوم" مرتبه آخر مي‌باشد. من معناي تمام كلمات سرياني را نمي‌دانم، امام غزالي (رض) نيز همه آن‌ها را توضيح نداده است، لذا فعلاً از اشاره حضرت امام علي (رض) به رساله‌هاي ديگر مي‌گذرم.
رمز پنجم: مادام كه جلجلوتيه با وحي بر پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام نازل شده و به موجب علم علام الغيوب افاده معنا مي‌كند؛ و نيز مادام كه در عبارت «‌تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ‌» و «‌اَقِدْ كَوْكَبِى‌» با معناي مجازي صراحتاً به رساله نور اشاره مي‌شود ی كه حقيقت آن قصيده را ثابت كرده ی و نيز با اشاره از سيزده رساله مهم آن خبر مي‌دهد؛ همچنين از مؤلف رساله نور كه با «الاِسْمُ الْمُعَظَّمُ‌» كه در «فَيَا حَامِلَ اْلاِسْمِ الَّذِى جَلَّ قَدْرُهُ » از پايه‌هاي قصيده مذكور مي‌باشد، همواره مشغول بوده و از آن استمداد طلبيده، و از سيزده واقعه مهم زندگاني او به رمز و ايما و اشاره و به‌واسطه معناي مجازي خبر مي‌دهد.
هم‌چنين مادام كه براي حصول مفهوم اشاري با معناي مجازي، قرينه‌يي ضعيف، نشانه‌يي پنهان و مناسبتي واحد كفايت مي‌كند؛ و مادام كه اشاره به رساله نور و رساله‌هايش، و مؤلف و احوال‌اش، قرينه يك‌ديگرند؛ بلكه عموم اشارت‌ها به اعتبار وحدت موضوع، همراه با قرينه‌ها، براي هر يك، قرينه‌يي محكم و نشانه‌يي قوي‌ست.
البته مي‌توان گفت حضرت امام علي (رض)‌ هم‌چنان كه در آغاز مي‌گويد:
‌بَدَئْتُ بِبِسْمِ اللّٰهِ رُوحِى بِهِ اهْتَدَتْ اِلى كَشْفِ اَسْرَارٍ بِبَاطِنِهِ انْطَوَتْ‌
يعني با گفتن "با
﴿ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴾
گنجينه اسرار است آغاز كردم. روح من با بسم الله بود كه آن گنجينه را كشف كرد؛" به قرينه ساير اشارت‌ها، به صورت معنايي اشاري و مدلولي مجازي به "رساله بِسْمِ اللّٰهِ" كه "گفتار نخست" ناميده شده و كوتاه و غايت پر قدرت بوده و در حكم "بِسْمِ اللّٰهِ" يا فاتحه يا بِسمِله
— 888 —
رساله نور مي‌باشد و حقيقت راز بزرگ موجود در «بِسْمِ اللّٰهِ» را بيان مي‌كند ايما، بلكه رمز حتي اشاره مي‌كند. من معتقدم درست به همين ترتيب به‌واسطه مناسبت و قرينه ساير اشارت‌ها، و به طرزي كه گويا ماهيت رساله‌هاي هشتگانه كوچكي موسوم به رموزات ثمانيه را ی كه مربوط به اسرار حروف قرآني‌ست ی به ياد آوَرَد، با تغيير عبارت و با قرينهي لطيفِ آغاز استمداد با اسرار حروف، و در آخرِ دعا و مناجات معظم و قَسَم جامع استمداديه و بعد از اشاره به "گفتار‌ها" و "مكتوبات" و با عبارت
«‌بِوَاحِ الْوَحَا بِالْفَتْحِ وَالنَّصْرِ اَسْرَعَتْ‌»
به مهم‌ترين موارد هشت رساله كوچك از مكتوب بيست و نهم كه "رموزات ثمانيه" نام دارند و قسمي از اسرار حروف قرآني را بيان مي‌كنند نظر دارد؛ نيز با بيان اسرار سوره
﴿ اِذَا جَاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ ﴾
كه از بسياري فتوحات اسلامي چون فتح مكه، فتح شام، فتح قدس، و فتح استانبول خبر غيبي مي‌دهد؛ به رساله‌هاي "فتح و نصر" اشاره مي‌كند كه نظر حضرت امام علي (رض) پهلوان فتوحات اسلامي را به خود جلب كرده‌اند؛ نيز با ايما يا اشاره به رساله كوچكي كه "رساله آيت فتح" ناميده مي‌شود نظر دارد؛ رساله‌ي به غايت ارزشمندي كه نظر قهرمان اسلام حضرت امام علي (رض) را جلب كرده و به پنج وجه، اعجاز آيه پاياني و مهم‌ترين آيه سوره فتح را اثبات و بيان مي‌كند. اگر كسي به چنين موردي باور هم نداشته باشد، نبايد اعتراض كند.
رمز ششم: مادام كه حضرت امام علي (رض) بنا بر درسي كه از استاد قدسي‌اش گرفته است از حوادث آتي مرتبط با قرآن خبر داده و با گفتن «از من سؤال كنيد» خبرهاي متعدد و درستي مي‌دهد، و با چنين كرامت‌هايي ثابت مي‌كند كه شاه ولايت است.
مادام كه در اين زمان رساله نور است كه در برابر سيل ضلالت و حمله وحشتناك بي‌دينان اروپا و منافقان گمراه مقاومت كرده، رازهاي قرآني را كشف و از حقايق‌اش محافظت نموده است؛ نيز مادام كه حضرت امام علي (رض) در عبارت
‌اَقِدْ كَوْكَبِى بِاْلاِسْمِ نُوراً وَ بَهْجَةً ٭ مَدَى الدَّهْرِ وَ اْلاَيَّامِ يَا نُورُ جَلْجَلَتْ‌
به صورت قريب به صراحت ی كه در لمعه بيست و هشتم اثبات شده ی به رساله نور اشاره كرده و نيز متذكر #مي‌شود كه آيه نور در سوره نور به رساله نور اشاره ٨٨٩
دارد؛ و مادام كه عبارت «‌اَقِدْ كَوْكَبِى بِاْلاِسْمِ نُوراً» به لحاظ معنا و از نظر علم جفر كاملاً مطابق رساله نور است؛ پس بي‌هيچ ترديدي مي‌توانيم بگوييم در عبارت زير كه در پي عبارت فوق آمده به قرينهي «‌اَقِدْ كَوْكَبِى» از دوازده رسالهي كوچك رساله نور ياد مي‌شود كه در شروع كار، منتشر و به نام "دوازده گفتار" شهرت يافته بود. دوازده كلمه سرياني موجود در اين عبارتها هر يك اشاره‌يي بر آن‌هاست.
‌بِاجٍ اَهُوجٍ جَلْمَهُوجٍ جَلاَلَیةٍ ٭ جَلِيلٍ جَلْجَلَيُّوتٍ جَمَاهٍ تَمَهْرَجَتْ‌
‌بِتَعْیدَادِ اَبْرُومٍ وَ سِمْرَازِ اَبْرَمٍ ٭ وَ بَهْیرَةِ تِیبْرِيییزٍ وَ اُمٍّ تَبَیرَّكَیتْ‌
نسخه‌يي كه من از جلجلوتيه در اختيار دارم صحيح‌ترين و مورد اطمينان‌ترين نسخه است. امامان متعددي چون امام غزالي (رض) جلجلوتيه را شرح كرده‌اند. از آن‌جا كه معناي كلمات سرياني را به طور كامل نمي‌دانم و از طرفي نسخه‌هاي مختلف داراي تفاوت‌هايي مي‌باشند، و من از وجه اشارت و مناسبتِ هر كدام آن‌ها آگاهي ندارم، فعلاً از آن مي‌گذرم.
نتيجه: حضرت امام علي (رض) يك بار با عبارت «‌اَقِدْ كَوْكَبِى» دعا كرده و ظهور رساله نور در آخرالزمان را از الله درخواست مي‌كند؛ و چون رساله نور در بدايت امر عبارت از دوازده رساله بود، او نيز فقط به دوازده رساله اشاره مي‌كند. بار دوم با عبارت «‌تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ‌» صريح‌تر به مدح و ثناي رساله نور مي‌پردازد و با اشاره به كامل شدن آن، از عموم "گفتار‌ها"، "مكتوبات"، و "لمعات" به رمز خبر مي‌دهد.
همچنين رساله‌هاي كوچكي كه تحت عنوان "دوازده گفتار" به وفور منتشر شده‌اند، هم‌چون كلمه‌هاي عبارت فوق از نظر اسم و صورت شبيه هم‌اند، لذا با كلمه "جلجلوتيه" به معني "بديع" مطابقت داشته و هر كدام از آن‌ها به طرزي بديع با تمثيلي زيبا، يكي از حقايق بزرگ و ژرف قرآن را تفسير و اثبات مي‌كنند.
اگر فرد معاندي بگويد:"منظور حضرت امام علي (رض) همهي اين معاني مجازي نبوده است". مي‌گوييم: فرض مي‌كنيم حضرت امام علي (رض) اين معاني را اراده نكرده باشد؛ اما كلام‌اش بر اين مطلب دلالت دارد و با قوت قراين و با دلالت‌هاي اشاري و ضمني، معاني مذكور را در بر مي‌گيرد. هم‌چنين مادام كه آن معاني
— 890 —
مجازي و مفاهيم اشاري مذكور، حق، راست و منطبق بر واقع مي‌باشند و شايسته اين توجه و التفات هستند و از قراين محكم برخوردار مي‌باشند، فرض مي‌كنيم حضرت امام علي (رض) توجه كلي نداشته كه همه اين معاني اشیاري را اراده كند؛ اما جلجلوتيه وحي است و استاد حضرت امام علي (رض) پيامبر ذي‌شأن عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام مي‌باشد ی كه صاحب حقيقي اين قصيده است ی لذا موارد اشاره شده از توجه كلي او و احاطه علمي استاد استاد حضرت امام علي (رض) ، يعني حضرت ذوالجلال برخوردار خواهد بود و خداوند آن‌ها را در دايره اراده خويش قرار داده است.
يكي از دلايل باور من در اين خصوص كه قطعي و يقيني‌ست چنين است: در نگارش شعاع "هفتم" كه تفسير اكبر آية الكبراست، در ميان مشكلات بزرگ، متحمل زحمات فراواني شدم، لذا واقعاً به يك تسلي و تشويق قدسي نياز داشتم. تاكنون بارها تجربه كرده بودم كه در حالات مشابه، عنايت الهي به مددم مي‌آمد. درست وقتي كه رساله را به پايان رساندم (با اين‌كه اصلاً به يادم نمي‌آمد) ظهور ناگهاني كرامت عَلَويه بي‌ترديد به من ثابت كرد كه اين نيز عنايت رب رحيم بوده و مانند ساير عنايات الهي به ياري‌ام آمده است. عنايت نيز فريب نمي‌دهد و بدون حقيقت نمي‌شود.
رمز هفتم: حضرت امام علي (رض) با بيان بخش نخست مطلب زير به شعاع هفتم (از رساله نور) اشاره كرده است:
وَ بِاْلآيَةِ الْكُبْرَى اَمِنِّى مِنَ الْفَجَتْ * وَ بِحَقِّ فَقَجٍ مَعَ مَخْمَةٍ يَا اِلهَنَا * وَ بِاَسْمَائِكَ الْحُسْنَى اَجِرْنِى مِنَ الشَّتَتْ * حُرُوفٌ لِبَهْرَامٍ عَلَتْ وَ تَشَامَخَتْ * وَ اسْمُ عَصَا مُوسَى بِهِ الظُّلْمَةُ انْجَلَتْ
هم‌چنين امام علي (رض) در بخش مذكور به "بيست و نهمين" لمعه عربي اشاره دارد كه تفكرنامه‌يي عالي و معرفت‌نامه‌يي برتر درباره توحيد مي‌باشد. امام با قسمت دوم و با جمله‌ي
«وَ بِاَسْمَائِكَ الْحُسْنَى اَجِرْنِى مِنَ الشَّتَتْ»
به رساله "شش نكته از اسماي الهي" كه لمعه "سي‌ام" ناميده مي‌شود و در پي لمعه "بيست و نهم" مي‌آيد و حقايق اسماي سته‌ي مشهور را تحت نام"اسم اعظم" و"سكينه" به طرز بسيار عالي بيان و اثبات مي‌كند، اشاره دارد. آن‌گاه در اشاره به
— 891 —
شعاع نخست لمعه "سي و يكم" كه در پي رساله "اسماء" مي‌آيد، اشارهي "سي و سه" آيهي قرآن به رساله نور را قيد مي‌كند، و با تعبير
«حُرُوفٌ لِبَهْرَامٍ عَلَتْ وَ تَشَامَخَتْ»
به همين رساله اشاره دارد كه به مناسبت حساب جفر، از ابتدا تا انتها مانند رساله‌يي در حروف ديده مي‌شود و در حكم معجزه‌يي از معجزات قرآن است. در ادامه نيز با كلام
«وَ اسْمُ ‌عَصَا مُوسَى بِهِ الظُّلْمَةُ انْجَلَتْ»
به رساله "عصاي موسي" اشاره دارد كه در ادامه‌ رساله حروفيه مي‌آيد، و از "آيتُالكبري" و رساله‌هاي ديگر نور تركيب يافته؛ "عصاي موسي" نام گرفته و هم‌چون "عصاي موسي" سحر ضلالت و شرك را باطل مي‌كند و فعلاً رساله پاياني و آخرين بخش رساله نور است؛ علاوه بر اين امام علي (رض) بشارت مي‌دهد كه اين اثر ظلمت‌هاي معنوي را از بين خواهد برد.
آري، اشاره حضرت امام علي (رض) به شعاع هفتم كه با كلمه «وَ بِاْلآيَةِ الْكُبْرَى» بيان مي‌شود، با قرينه‌‌هاي محكمي به اثبات مي‌رسد؛ در عين حال، همين كلمه با معنايي ديگر براساس قاعدهي «مُسْتَتْبِعاتُ التَّراكيب» معاني مشترك در كلمه ناظر است بر لمعهي "بيست و نهم" كه عربي‌ بوده و الحق تركيبي‌ست از روح بيش‌تر رساله‌هیا و به منزلهي آيت الكبراي رساله نور، و آن را داخل افرادش قرار مي‌دهد. پس مي‌توان گفت امام علي (رض) نيز با بيان فوق، بر اين مطلب نظر داشته و به آن اشاره مي‌كند.
هم‌چنين حضرت علي (رض) به قرينه اشارات ديگر، با عبارت و طرز متفاوتي به "لمعات" كه پس از مكتوبات قرار دارد اشاره مي‌كند؛ و با معناي مجازي و مفهوم اشاري درباره تأليف درخشان‌ترين لمعه در زماني هولناك و براي رهايي از اعدام و زندان و به دست آوردن امنيت و سلامت، زبان خويش را به حساب مؤلف ی كه با خطرات بزرگي مواجه بود ی به كار مي‌برد و مي‌گويد:
«وَ بِاْلآيَةِ الْكُبْرَى اَمِنِّى مِنَ الْفَجَتْ» ،
يعني پروردگارا مرا نجات ده! و امن و امانم ده! و با اين دعا و تناسبي كه در قراين هست دقيقاً به تأليف لمعه "بيست و نهم" و وضعيت صاحب آن اشاره مي‌كند كه در زندان "اسكي شهير" با خطر اعدام و زندان طولاني مدت مواجه بود. كلام ضمني و اشاري بر اين مطلب دلالت مي‌كند، لذا مي‌توانيم بگوييم كه حضرت امام علي (رض) نيز از اين طريق به آن واقعه اشاره مي‌نمايد.
— 892 —
هم‌چنين با نظر بر رساله "اسماء" كه حاوي شش نكته است و لمعه سي‌ام ناميده مي‌شود مي‌فرمايد «بِاَسْمَائِكَ الْحُسْنَى» كه به قرينه ساير اشارت‌ها و اين قرينه ی كه رساله مذكور در ادامه لمعه "بيست و نهم" مي‌آيد ی هم‌چنين قرينه توافقي كه هر دوي آن‌ها در اسم و لفظ اسماء دارند، نيز با نظر به وضعيت مؤلف اثر كه با تشتت حال و غربتي پر مخاطره و پريشان حالي مواجه بوده و به بركت تأليف آن تسلي خاطر يافته و مشكلات را تحمل كرده؛ نيز به لحاظ معناي مجازي، حضرت امام علي (رض) به زبان خويش و براي خود دعا مي‌كند كه
«وَبِاَسْمَائِكَ الْحُسْنَى اَجِرْنِى مِنَ الشَّتَتْ»
يعني پروردگارا به بركت "رساله اسماء" كه اسم اعظم است مرا از تشتت خاطر و پريشان حالي محافظت فرما! لذا مي‌توانيم بگوييم معناي عبارت كاملاً با آن رساله و وضعيت مؤلف‌اش توافق دارد و با همين قرينه است كه كلام، مجازي بر آن دلالت كرده و امام علي (رض) نيز اشاره غيبي مي‌كند.
هم‌چنين مادام كه اصل "جلجلوتيه" وحي و پر از اسرار است و ناظر بر زمان آتي مي‌باشد و از امور غيبي آينده خبر مي‌دهد؛ و مادام كه به اعتبار مفاهيم قرآني، زمان حاضر عصر دهشتناكي‌ست و به حساب قرآن، رساله نور در اين عصر ظلمت زده رويداد مهمي‌ست؛ و مادام كه رساله نور با قراين و نشانه‌هاي متعدد به درجه صراحت وارد جلجلوتيه شده و در مهم‌ترين جاي آن قرار دارد؛ و مادام كه رساله نور و اجزايش شايسته اين جايگاه است و لياقت تقدير و تحسين حضرت امام علي (رض) را دارد و ارزش آن را داشته است كه ايشان از اين رساله خبر بدهد؛ و مادام كه حضرت امام علي (رض) پس از خبري كه به صورت واضح از "سراج النور" مي‌دهد در پس پرده و در مرتبه دوم از گفتار‌ها و بعد، از مكتوبات و سپس، از لمعات به همان ترتيب و مقام و شماره‌يي كه دارند خبر داده است؛ پس با سوق قرينه‌هاي پر قدرت، دلالت كلام فوق و اشارت امام علي (رض) به رساله نور اثبات مي‌شود و عبارت
«بَدَئْتُ بِبِسْمِ اللّٰهِ رُوحِى‌ بِهِ اهْتَدَتْ اِلَى كَشْفِ اَسْرَارٍ بِبَاطِنِهِ انْطَوَتْ»
در وهله‌ي‌ اول ناظر است بر نخستينِ همه رساله‌ها و گفتار اول كه رساله‌‌ي «بِسْمِ اللّٰهِ» است؛ به نظر مي‌رسد آخر قَسَم جامع معظمه نيز طرز بياني دارد كه ناظر است بر لمعه‌هیا و شعاع‌هیاي واپسين ی كه بخش پاياني رساله‌هیا
— 893 —
هستند ی مخصوصاً لمعه خارق العاده "بيست و نهم" كه به زبان عربي‌ست و آيت كبراي توحيد مي‌باشد، و رساله "اسماي سته" و رساله "اشارات حروف قرآني" و به خصوص به رساله‌يي كه فعلاً شعاع آخر است و مانند "عصاي موسي" داراي ماهيت باطل كننده همه سحرهاي معنوي گمراهي‌ها، به رساله خارق العاده‌يي كه به معنايي نام "آيت الكبري" گرفته است اشاره دارد. و مادام اماره‌ها و قرينه‌هايي كه در يك مسأله وجود دارند به لحاظ وحدت مسأله به هم قوت داده و تراوشي با مناسبتي ضعيف نيز به سرچشمه‌اش ملحق مي‌شود؛ در استناد به اين هفت پايه مي‌گوييم: حضرت امام علي (رض) هم‌چنان كه به "گفتار"‌هاي مشهور براساس ترتيبي كه دارند اشاره كرده و به ترتيب مطالبي ناظر بر مهم‌ترين لمعه‌ها و بخشي از مكتوبات بيان فرموده است، به همان ترتيب با عبارت
«وَبِاَسْمَائِكَ الْحُسْنَى اَجِرْنِى مِنَ الشَّتَتْ»
بر لمعه سي‌ام يعني آخرين رساله كتاب "لمعات" كه رسالهي "اسماء سته" ناميده مي‌شود نظر تحسين آميز داشته است؛ و با كلام
«حُرُوفٌ لِبَهْرَامٍ عَلَتْ وَ تَشَامَخَتْ»
نيز از رساله "اشارات حروف قرآني" كه در پي لمعه "سي‌ام" مي‌آيد تقدير كرده و با اشاره آن را تأييد مي‌كند. با كلمه
«وَ اسْمُ عَصَا مُوسَى بِهِ الظُّلْمَةُ انْجَلَتْ»
نيز از رساله‌يي كه در حال حاضر آخرين رساله است و در دست توحيد و ايمان مانند عصاي موسي خارق العاده مي‌باشد و قوي‌ترين برهان‌ است، يعني انگار مجموعه "عصاي موسي" را به رمز و تحسين نشان مي‌دهد؛ و ما با توجه به اين طرز بيان و با اطمينان حكم مي‌كنيم كه: حضرت امام علي (رض) از رساله نور و اجزاي بسيار مهم آن با معاني حقيقي و مجازي به صورت رمزي و اشاري و ايمايي و تلويحي خبر مي‌دهد. هر كس در اين مورد شبهه‌يي دارد به رساله‌هايي كه اشاره شد يك بار به دقت توجه كند. گمان مي‌كنم اگر اهل انصاف باشد شبهه‌يي برايش نخواهد ماند.
زيباترين و لطيف‌ترين قرينه‌ها، مناسبت اسم‌هاست كه در اين‌جا با رعايت همان ترتيب به معاني اشاري و مدلول‌هاي مجازي داده مي‌شود. براي مثال به تعداد "بيست و نُه، سي، سي و يك، و سي و دو" به گفتارهاي "بيست و نُهم، سي‌ام، سي و يكم، و سي و دوم" نام‌هاي به غايت مناسبي مي‌دهد؛ در رأس مطالب، به نخستين گفتار ی كه آغاز گفتارهاست ی با همان سرّ بسمله و در آخر،
— 894 —
به آخرين رساله نام شايسته‌يي كه فعلاً در برگيرنده‌ي ماهيت آخرين رساله است داده و به آن اشاره دارد؛ اگر چه اين امر پنهان مي‌باشد، ليكن بسيار زيبا و لطيف است.
من اعتراف مي‌كنم شايسته آن نيستم كه مظهر چنين اثر مقبولي شوم و به هيچ وجه لياقت اين مقام را ندارم. اما بايد توجه داشت كه آفريدن درختي بزرگ چون كوه از دانه‌يي كوچك و بي‌اهميت از شئونات قدرت الهي‌ست و عادت اوست و دليل عظمت او مي‌باشد. من سوگند مي‌خورم و اطمينان مي‌دهم كه مقصودم از ثناي رساله نور، تأييد و اثبات و نشر حقايق قرآن و اركان ايمان است. صدها هزار بار خالق رحيم خود را سپاس مي‌گويم كه مرا مورد پسند خودم قرار نداد و عيوب و كوتاهي‌هاي نفس‌ام را به من نشان داد، و اين آرزو را كه بخواهم ديگران نفس اماره‌ام را بپسندند در من باقي نگذاشت. فردي كه در ورودي قبر انتظار مي‌كشد اگر به دنياي فاني پشت سرش رياكارانه نگاه كند، حماقتي قابل ترحم و خسارتي هولناك است. با همين حالت روحي، مناسبت لطيفي را بيان مي‌كنم تا روشن شود رساله نور ی كه فقط ترجمان حقايق ايماني‌ست ی درست و بر حق مي‌باشد. به اين ترتيب كه: "جلجلوتيه" به زبان سرياني يعني بديع؛ معناي بديع مي‌دهد. رساله نور كه عباراتي بديع دارد در جلجلوتيه موقعيت مهمي داشته و در بيش‌تر جاها نشانه‌يي از آن وجود دارد لذا به نظر مي‌رسد نام قصيده با نظر بر آن گذاشته شده است. من اينك مي‌فهمم لقب بديع الزمان كه بر خلاف شايستگي‌ام از گذشته تاكنون بر من نهاده‌اند از آن من نبوده بلكه نام معنوي رساله نور است. به امانت و به عاريه بر ترجمان ظاهري‌اش نهاده‌اند. اينك اسم اماني مذكور به صاحب حقيقي‌اش عودت داده شده است. پس گمان مي‌كنم نام جلجلوتيه كه در سرياني معناي بديع دارد و در قصيده بارها تكرار مي‌شود مي‌خواهد به صورت اشاري بگويد اين نام با بديع بودن رساله نور ی كه بديع البيان و بديع الزمان است و در زمان بدعت منتشر مي‌شود ی به لحاظ عبارت و معنا و اسم، مناسبت داشته و قصيده مذكور تا جايي بر آن نظر دارد و چون رساله نور در مسماي اين اسم، جاي زيادي را گرفته، پس داراي حق است.
﴿ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا اِنْ نَسِينَا اَوْ اَخْطَاْنَا ﴾
— 895 —
رمز هشتم: پيش از بيان اين رمز، پاسخ دو سؤالِ به غايت مهم به شرح زير نوشته مي‌شود:
سؤال اول: وجه اختصاص رساله نور در بين همه كتاب‌هاي ارزشمند به اشارت و التفات قرآن، تقدير و تحسين حضرت امام علي (رض) ، و توجه و بشارت غیوثِ اعظم (قدس سرّه) چيست؟ حكمت اهميتي كه آن دو شخصيت (گران‌قدر) براساس كرامت به رساله نور داده‌اند كدام است؟
پاسخ: آشكار است كه برخي اوقات، يك دقيقه به اندازه يك ساعت يا يك روز و حتي شايد به اندازه سال‌ها؛ و يك ساعت ممكن است به اندازه يك سال يا يك عمر نتيجه بدهد و مهم باشد. مثلاً كسي كه در يك دقيقه به شهادت مي‌رسد ولايتي كسب مي‌كند؛ يا يك ساعت نگهباني دادن در زماني كه از شدت سرما احتمال منجمد شدن هست يا زماني كه احتمال حمله دشمن مي‌رود مي‌تواند ارزش يك سال عبادت كردن را داشته باشد. دقيقاً به همين صورت، اهميتي كه به رساله نور داده مي‌شود مربوط به اهميتي‌ست كه زمانه از آن برخوردار است، در اين دوره در شريعت محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و شعائر احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام تخريبات هولناكي ايجاد كردند، و آحاد امت از قديم الايام تاكنون در خصوص فتنه آخر الزمان استعاذه كرده و مي‌كنند؛ رساله نور با توجه به اين شرايط و در مسير نجات ايمان مؤمنان در رويارويي با چيرگي فتنه‌ها اهميتي كسب كرده است كه قرآن با اشاره‌ي قوي به آن توجه نشان داده و حضرت امام علي (رض) با سه كرامت (ظهور) آن را بشارت داده و غوث اعظم (قدس سرّه) از سر كرامت از آن خبر داده و ترجمانش را تشجيع مي‌كند.
آري، برج و بارويي كه مورد استناد عقايد تقليدي بود در برابر وحشت اين زمان به لرزه در آمده، فاصله گرفته و زير پرده و پوشش واقع شده است، لذا هر مؤمني نيازمند ايماني به غايت مستحكم و تحقيقي‌ست تا بتواند به تنهايي در برابر حمله دسته جمعي گمراهان ايستادگي كند. رساله نور اين مسئوليت را در زمانه‌يي بسيار وحشتناك و در هنگامه‌يي بسيار حساس و لازم، و به طرزي همه فهم بر عهده گرفته و ژرف‌ترين و پنهان‌ترين حقايق قرآن و ايمان را با محكم‌ترين برهان‌ها به اثبات مي‌رساند؛ حتي شاگردان صادق و مخلص رساله نور ی كه حامل
— 896 —
ايمان تحقيقي ياد شده مي‌باشند ی در قصبات و قريه‌ها و شهرهاي‌شان به اعتبار خدمت ايماني، هم‌چون قطبي پنهان، نقطه استناد معنوي مؤمنان شده و با اين كه شناخته نمي‌شوند، ديده نمي‌شوند، و ديداري ندارند، قدرت معنوي و اعتقادي‌شان، مانند افسري شجاع قوه‌ي معنوي را به قلب اهل ايمان منتقل كرده و به لحاظ معنا به مؤمنان روحيه مقاومت و شجاعت مي‌دهند.
سؤال دوم: با اين‌كه عدم اظهار كرامت اولي است، تو چرا آن را اعلام مي‌كني؟
پاسخ: اين كرامت متعلق به من نيست، اكرامي رباني و انعامي الهي‌ست كه به صورت كرامت از تفسير خاص قرآن و از اعجاز معنوي‌اش سرچشمه مي‌گيرد و به ما و اهل ايمان عطا مي‌شود. البته معجزات قرآن و لمعات آن را مي‌توان اظهار كرد. نعمت را نيز اگر به نيت شكر و سپاسگزاري اعلام كنند تحديث نعمت خواهد بود. آيه
﴿ وَ اَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ﴾
(ضحى: ١١) به اظهار آن فرمان مي‌دهد.
من سوگند مي‌خورم و اعتراف مي‌كنم فاقد لياقت و شايستگي‌اي هستم كه مايه غرور و تكبر شود. من چون دانه‌يي پوسيدم و خشكيدم. معتقدم كه همه ارزش و حيات و افتخار، به درخت رساله نور و معجزه معنويه قرآنيه‌ي برآمده از همان دانه منتقل شده است. به دليل چنين اعتقادي‌ست كه مطالب را به حساب اعجاز قرآني بيان مي‌كنم. همه ارزش‌ها به رساله نور متعلق بوده كه يك معجزه قرآني‌ست. حتي نام بديع الزمان كه از گذشته بر من اطلاق مي‌شد متعلق به آن بوده و دوباره به همان اعاده شد. رساله نور نيز متعلق به قرآن و معناي آن است. در اين رمز، نشانه‌ها و قراين فراواني وجود دارد كه مخصوص خودم است و نظر شخصي مرا تأييد مي‌كنند، اما چون نتوانسته‌ام آن‌ها را براي ديگران اثبات كنم قادر به نوشتن‌شان نيستم. البته مناسبتي براي اشاره به سه مورد از آن‌ها مهيا شده است:
مورد اول: هنگامي كه "جلجلوتيه" را مي‌خواندم احساس مي‌كردم برخلاف مناجات‌هاي ديگر، خودم با حس و حال خويش در حال مناجات هستم، يعني احساس مي‌كردم مناجاتي با لسان ديگران و به صورت تقليدي نيست. براي من زمينه‌ي شيريني بود كاملاً فطري، مرتبط با دردهايم و سازگار با تفكرات روحي‌ام.
— 897 —
چند سال بعد متوجه كرامت‌هاي آن و مناسبات‌اش با رساله نور شدم و دانستم كه حالت مذكور ريشه در همين مناسبت‌ها داشته است.
مورد دوم: حضرت امام علي (رض) در عبارت
«‌رُوحِى بِهِ اهْتَدَتْ اِلى كَشْفِ اَسْرَارٍ بِبَاطِنِهِ انْطَوَتْ‌»
در آغاز؛ و در
«‌وَاَمْنِحْنِى يَا ذَا الْجَلاَلِ كَرَامَةً؛ بِاَسْرَارِ عِلْمٍ يَا حَلِيمُ بِكَ انْجَلَتْ‌»
در ميانه؛ و در
«‌مَقَالُ عَلِىٍّ وَ ابْنِ عَمِّ مُحَمَّدٍ؛ وَ سِرُّ عُلُومٍ لِلْخَلاَئِقِ جُمِّعَتْ»
در انتها،
يك گنجينه‌ علوم نشان مي‌دهد؛ در حالي كه متن مذكور در ظاهر فقط يك مناجات است و حتي مناسبت كامل‌اش با اسرار علمي، مانند ساير قصايد مملو از حقيقت و مناجات‌هاي ديگر علميِ امام علي (رض) به چشم نمي‌آيد. نظر شخصي من اين است: مادام كه جلجلوتيه رساله نور را در خود جاي داده، به سينه فشرده و آن را چون فرزند معنوي خود مي‌داند؛ شكي نيست كه با عبارت
«‌وَ سِرُّ عُلُومٍ لِلْخَلاَئِقِ جُمِّعَتْ»
رساله نور را كه بخشي از الماس‌هاي گنجينه‌اش را در آخر الزمان نشر خواهد داد، شاهد نشان مي‌دهد، و به حق، خود را به عنوان خزانه علوم و گنجينه علمي، مدح و ثنا مي‌كند.
مورد سوم: بديهي‌ست كه گاه نشانه‌يي به غايت كوچك تحت شرايطي خاص مي‌تواند در حكم دليلي به غايت محكم درآيد و در حد يقين، اطمينان بخش باشد. در بين مثال‌هاي متعددي كه سبب ايجاد چنين ديدگاهي در من شده فقط يك نمونه ی كه آن را هم قبلاً بيان كرده‌ام ی برايم كافي‌ست، مطلب چنين است:
حضرت امام علي (رض) با عبارت «‌تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ‌» ؛ از رساله نور و تاريخ، اسم‌ها، ماهيت، مباني، خدمت، و وظيفه‌اش ياد كرده آن‌گاه اسم‌ها را به سرياني بر شمرده به مناجات مي‌پردازد. در اسم‌هاي سي و دو، يا سي و سه گانه، دو مرتبه كلمه‌ي «بَعْدَهَا‌» را تكرار مي‌كند؛ كه يكي از آن‌ها در مرتبه بيست و هفتم «وَذَيْمُوخٍ بَعْدَهَا‌» و ديگري در مرتبه سي و يكم «‌وَ بَازُوخٍ بَعْدَهَا» مي‌باشد.
"گفتار"‌هاي رساله نور "سي و سه" يا از جهتي "سي و دو" گفتار را در بر مي‌گيرند... رساله‌هاي موسوم به "مكتوبات" نيز از جهتي "سي و دو" و از جهت ديگر "سي و سه" مكتوب محسوب مي‌شوند؛ لذا مناسبت و مطابقتي با مناجات مذكور دارند، البته دو ضميمه هم به صورت رساله دارند كه يكي از آن‌ها ضميمه
— 898 —
مهم گفتار "بيست و هفتم" و ديگري ضميمه ارزشمند گفتار "سي و يكم" مي‌باشد؛ اين دو رسالهي ضميمه مرتبه و شماره مستقل ندارند و كلمه «بَعْدَهَا‌» نيز از آن نظر كه در همان مكان و معني مطابقت و توافق دارد، مرا در حد حاصل‌ضرب دو در دو مي‌شود چهار مطمئن مي‌كند كه حضرت امام علي (رض) براي آن‌كه با معنايي تبعي و مفهومي اشاري به رساله نور و حتي ضمائم‌اش نظر داشته باشد، چنين كرده است. قرينه‌ها و مناسبت‌هاي بسياري وجود دارد كه به "گفتاري" به طور جداگانه اشاره شده است. اما به دليل ظرافت و پنهان بودن‌شان بيان نشد.
براي نمونه در مرتبه بيست و هشتم با كلمه «‌وَ بِسُورَةِ التَّهْمِيزِ‌» به برهان بسيار محكمي درباره جهنم اشاره مي‌كند كه در بخش پاياني گفتار "بيست و هشتم" قرار دارد و چون در جاي ديگر به بحث مربوط به بهشت در آغاز ی كه در قالب دو سه سؤال و پاسخ آمده ی اشاره كرده لذا مناسبت مزبور در اين جا پنهان مانده است.
يا مثلاً با كلمه «يس» در مرتبه دوم، كه ناظر است بر "گفتار دوم، مكتوب دوم، لمعه دوم، و شعاع دوم"؛ مناسبت به خاطر گستردگي پنهان شده است.
به همين ترتيب «و كافٍ و هَاياءٍ و عَينٍ و صادها» يعني «كهيعص» به دليل اين‌كه در مرتبه پنجم واقع شده، به گفتار پنجم، مكتوب پنجم، لمعه پنجم، رساله آيت حسبيه كه شعاع چهارم است، و مناجات كه شعاع سوم است، نظر دارد، لذا مناسبت گسترده و پنهان شده است. موارد ديگر نيز بر همين منوال قياس شود.
لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ ٭ وَاللّهُ اَعْلَمُ بِالصَّوَابِ‌
‌اَستَغْفِرُ اللّهَ مِنْ خَطَائِى وَخَطِيئَاتِى وَ مِنْ سَهْوِى وَغَلَطَاتِى وَالْحَمْدُ ِللّٰهِ عَلى نِعْمَةِ اْلاِيمَانِ وَ الْقُرْانِ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ الْمَقْرُوئَةِ وَ الْمَكْتُوبَةِ وَ الْمُتَمَثِّلَةِ فِى الْهَوَاءِ فِى عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ حَيَاتِى فِى الدُّنْيَا وَ الْبَرْزَخِ وَ اْلاخِرَةِ‌
اَللّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِهِ وَ اَصْحَابِهِ بِعَدَدِهَا وَارْحَمْنَا وَ ارْحَمْ طَلَبَةَ رَسَائِلِ النُّورِ بِعَدَدِهَا امِينَ وَ اَلْحَمْدُ للّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ‌
﴿ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا اِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ‌ ﴾