مکتوبات
— 618 —

منظومه‌يي درباره رساله نور كه يكي از علماي مهم ساكن مدينه منوره نوشته است.

تقديم به استاد بزرگ فاتح قلب‌ها
استادي كه با نورانيت‌ات سراسر قلبم را فتح نموده‌يي
قلبم با هيجان‌هاي قدسي از تو ياد خواهد كرد
الهام‌ام با شنيدن خبر برائت‌ات جان يافت
و با پيروزي بزرگ‌ات كه موجب شادي مؤمنان شد
ابرهاي تيره و تار از افق كنار رفتند
و فرشتگان در آسمان‌ها اين عيد بزرگ را تبريك مي‌گويند
جهاد تو ايمان ميليون‌ها نفر را نجات داد
يادت در دل‌هاي مملو از ايمان همواره خواهد درخشيد
هزاران يادداشت‌ات ايمان افراد بسياري را به جوش و خروش در مي‌آورد
هنگامي كه تاريخ‌ات را با هيجاني قدسي از صافي عبور مي‌دهي
تجلي جمال‌ات الهام‌ام را مست كرد
و حال‌ات كه رهبراني چون "فاتح" را به ياد مي‌آورد
در ترسناك‌ترين روزها و در برابر فشارهايي كه هر لحظه‌اش پر از مرگ بود
چون كوه پا بر جا بودي
ايمان تو در جهان شگفتي مي‌آفريند
دشمن نيز در برابر ايمان محكم‌ات حيران است
رهبر تو "پيامبربزرگ"مان است زيرا
اثر تو ماندني‌ست و مسيري‌ست كه به جوانان نشان داده‌يي
— 619 —
به فيض ازلي قرآن نائل شدي
و به انسانيت درس ايمان و كمال دادي
اي تاجي كه از افق‌هاي بهشت بر سرها نهاده شده‌يي
جهان به عرفان و ارشاد تو نيازمند است
هر يك از آثارت حامل دريا دريا نور است
تو راهنماي نورجياني هستي كه به سوي خدا روانه‌اند
"كلام‌ها" چون دريايي خروشان، جمعيت‌هاي ميليوني را به خروش وا مي‌دارد
و چون چشماني‌ست كه عوالم بهشت را سير مي‌كند
هر جمله‌اش پُر از حكمت است و برخوردار از نور قرآن
و در هر لمعه‌يي جوش و خروش هزار و يك خورشيد...
الگويي خواهد شد براي انسانيتي كه مسافر نور است
دل‌ها مملو از هيجانات قدسي خواهد شد
آرمانش كه روز به روز به كمال مي‌رسد
عالم درونش غرق شيرين‌ترين وصال مي‌شود
ايمان قلبي‌اش چون درياها به خروش مي‌آيد
قرآن هزاران درس حقيقت نصيب روح اش مي‌كند
از خطراتي كه اسلام را در احاطه دارد آزاد است
زيرا ادعاهايش از لكه‌هاي سياسي بري‌ست
هر اقدامش از قدرت قدسي برخوردار است
و ندايي عُلوي دارد كه وجدان‌ها را سر مست مي‌كند
دل‌ها وقتي به راز ازلي عشق پي مي‌برند
الوان عاشقانه، افق‌هاي ديدش را در بر مي‌گيرند
اي نوري كه سراسر كشوري را فتح كردي
روشنايي‌ات دستور العملي مي‌شود براي همه انسانيت
قرآن با معجزه‌هايي تو را تأييد مي‌كند
اي فاتح باشكوه دل‌ها بي‌هيچ توقفي به پيش
— 620 —
تاريخ زندگاني‌ات پر است از حوادث خارق العاده
چون خورشيدهايي هميشگي در جهان بدرخش
منظومه شمسي را نمايندگي مي‌كني
در فضاهاي باعظمت به سرعت پيش مي‌روي
نسل‌هاي باايمان از تو پيروي خواهند كرد
سال‌ها و قرن‌ها از پي‌ات روان خواهند شد
تو وقتي با همه فرزندان‌ات كه تعدادشان از ميليون‌ها فراتر رفته است
و با شتابي مملو از ايمان، تاريخ را پشت سر مي‌گذاري
در برابر روح من ناگهان جهاني اسرارانگيز گشوده مي‌شود
و ناله‌يي كه در شعرم هست قادر به توصيف عشق من نيست
"علي علوي"