— 9 —
رساله نور چگونه تفسيريست؟
تفسير دو نوع است:
نوع اول، تفسيرهاي معلوم و شناخته شدهاند كه به بيان و توضيح و اثبات عبارات، كلمات و جملات قرآن ميپردازند.
در نوع دوم تفسير، حقايق ايماني قرآن با براهين محكم، بيان و اثبات و ايضاح ميگردد. اين نوع تفسير داراي اهميت فراواني است. تفسيرهاي معمول و در دست، گاه به طرز مُجمل به اين موضوع ميپردازند. ليكن رساله نور، مستقيماً نوع دوم را مبناي كار قرار داده و تفسيري معنويست كه به طرز بينظيري، فيلسوفان معاند را به سكوت وادار ميكند.
رساله نور مجموعهييست كه به دور از نظريات و مطالعاتِ صرفاً ذهني، حقايق كتاب مقدسمان را ی كه در هر عصر ميليونها نفر تحت رهبري و هدايتاش هستند ی به صورت عقلاني و عيني توضيح داده و براي استفاده انسانها عرضه مينمايد.
رساله نور تفسيرِ نوراني آيات قرآن است و از ابتدا تا انتها مُدلَّل به حقايق ايمان و توحيد ميباشد؛ اين مجموعهي تفسيري طوري تهيه و تأليف شده كه همهي اقشار جامعه ميتوانند از آن بهره ببرند. رساله نور داراي علوم مبتني بر اثبات بوده و شكّاكان و منتقدين را قانع ميكند؛ از عوامترين فرد تا خواصترين را مورد خطاب قرار داده و معاندترين فيلسوفان را نيز مجبور به تسليم مينمايد.
رساله نور مجموعهيي نورانيست كه صد و سي اثر را در بر ميگيرد، و در قالب رسالههاي كوچك و بزرگ به نيازهاي زمانه پاسخ كامل ميدهد؛ اين اثر عقل و دل را مطمئن كرده و در قرن بيستم تفسير معنوي قرآن كريم است نه تفسير لفظي.
— 10 —
رساله نور به هر سؤالي كه به ذهن انسان خطور كند پاسخ داده، و وحدانيت الهي، حقيقت نبوت و مراتب ايمان را اثبات ميكند.
اين اثر شاهكاريست كه از طبقات زمين و آسمان، بحث ملائكه و روح، حقيقت زمان، وقوع حشر و قيامت، موجوديت بهشت و جهنم و ماهيت اصلي مرگ گرفته تا منبع سعادت و شقاوت ابدي، همه مسائل ايماني را كه به ذهن كسي خطور بكند يا نكند با قطعيترين دلايل به صورت عقلي و منطقي و علمي اثبات مينمايد. رساله نور افراد را به فراگيري علوم مبتني بر اثبات تشويق كرده، و طرف مقابل را با دلايلي قطعيتر از مسائل رياضي قانع ميكند و نگرانيها و كنجكاويها را از بين ميبرد.
اين تفسير معنوي از چهار بخش بزرگ با عناوين «گفتارها، مكتوبات، لمعات و شعاعها» تشكيل ميشود و مجموع آن متشكل از صد و سي رساله است.
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ
در اين روزگار غريب همچنان كه اهل ايمان به "رساله نور" و اهل فن و معلمان مدارس به "عصاي موسي" بسيار نيازمندند، حافظان و عالمان نيز بينهايت محتاج "ذوالفقار"ند.
"ذوالفقار" نام يكي از آثار بديع الزمیان است كه در آن به معجیزات قرآن و حضرت پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ميپردازد. م.
براي نمونه، در جاهايي كه بيشتر آياتِ مربوط به بحث اعجاز قرآن محل اعتراض و مدار شُبهه بودهاند، لمعات اعجاز و نكتههاي زيباي قرآن اثبات گرديده است.
به نام عموم شاگردان رساله نور
سعيد نورسي
— 12 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ
﴿ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ ﴾
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًا
برادران صادق و عزيزم!
حال كه تكثير و گسترش رساله نور با ماشين تايپ آغاز شده است، و اينك كه بسياري از دانشگاهيان و اساتيد رشتههاي فلسفه و حكمت جديد، جذب رساله نور ميشوند، لازم است حقيقتي بيان گردد.
فلسفهيي كه مورد سرزنش رساله نور بوده و سيلي محكمي از آن خورده است، قسمت مضّر آن است؛ زيرا آن بخش از حكمت و فلسفه كه در خدمت حيات اجتماعي انسانهاست و براي اخلاق و كمالات و ترقي صنايع بشري مفيد بوده، با قرآن سازگار است، حتي خادم حكمت قرآني ميباشد و با آن معارضهيي ندارد. رساله نور نيز با اين بخش از فلسفه مخالفتي ندارد.
رساله نور در موارد متعدد، با موازين محكم و مقايسههاي برهاني، با آن بخش از فلسفه مخالفت ميكند كه موجب گمراهي و الحاد و سقوط در باتلاق طبيعت ميشود و با فسق و فجور و لهو و لعب، غفلت و ضلالت را نتيجه ميدهد و با آموزههاي سحرگونه به مقابله با حقايق اعجازآميز قرآن ميپردازد؛ رساله نور به اين بخش از فلسفه كه از مسير خارج شده است، سيلي ميزند و هرگز متعرض فلسفه صحيح و نافع نميگردد. به همين علت است كه دانشگاهيان بدون اكراه و اعتراض به رساله نور ميپيوندند و بايد هم بپيوندند.
اما منافقان پنهان، همانطور كه بخشي از روحانيیون را ناروا و كاملاً بيمیورد به مخیالفت با رسیاله نیور ی كه دارايیي حقيقي اهیل مدرسیه و روحانيیون است ی وا داشتهاند، احتمالاً در صدد تحريك غرور علمي برخي فلسفهدانان برخواهند آمد تا آنها را نيز به مخالفت با رساله نور ترغيب كنند؛ لذا مناسب است اين حقيقت در ابتداي مجموعههاي "عصاي موسي" و "ذوالفقار" آورده شود.
سعيد نورسي
— 13 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ
امام علي (رض) در قصيده "جَلجَلوتيه" قوياً و نزديك به صراحت از رساله نور و رسالههاي مهم آن با شمارههايشان خبر داده است. اين مطلب در "لمعه بيست و هشتم" و "شعاع هشتم" بهطور كامل اثبات شده است. امام علي (رض) در قصيده جلجلوتيه با عبارت زير از واپسين رساله نور خبر ميدهد:
وَ اسمُ عَصَا مُوسي بِهِ الظُّلمَةُ انجَلَت
ما يكي دو سال پيش گمان كرديم "آيت الكبري" آخرين رساله است، حال با اتمام نگارش كليات رساله نور در سال "١٣٦٤ رومي" مصادف با "١٩٤٨م"، و تأمل در معناي عبارت عَلَوي، كه از رسالهيي خبر ميدهد كه ظلمت را زائل خواهد كرد و همچون عصاي موسي (ع) روشنايي خواهد بخشيد و سحرها را ابطال خواهد نمود؛ و از طرف ديگر چون بخشي از اين مجموعه كه "ثمره" ناميده ميشود، در حكم دفاعيهيي، ظلمتهاي ظالمانه و دهشت انگيزي را كه بر سرمان آوار شده بود از بين برد؛ و بخش "حجتها"ي آن نيز تاريكي و ظلمات فلسفي مقابل رساله نور را از ميان برداشت و هيأت كارشناسي آنكارا را به تسليم و تحسين وا داشت و نيز وجود علايم فراواني كه نشان ميدهد در آينده نيز ظلمتها را از بين خواهد برد؛ همچنين با توجه به اين مطلب كه عصاي موسي (ع) در سنگي، دوازده چشمه جاري كرد و مدار يازده معجزه گرديد؛ اين واپسين مجموعهي رساله نور نيز به همان ترتيب با رساله ثمرهاش كه در برگيرندهي يازده مسألهي نورانيست و بخش "حجة الله البالغه" آن كه حاوي يازده حجت قطعيه است، به يقين نشان داد كه امام علي (رض) با بيان جمله مزبور، مستقيماً مجموعه عصاي موسي (ع) را در نظر داشته و با تحسين از آن خبر ميدهد.
سعيد نورسي