سخنان
— 561 —

فهرست

فهرست مجمل "مجموعه ی گفتارها" است که نوعی تفسیر آیات قرآنی می باشد و جزیی از اجزای رسایل نور است.
گفتارها
١
گفتار اول ٦
یک راز از راز های مهم و بسیار زیاد بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ را با تمثیل زیبایی تفسیر می کند و نشان می دهد که "بسم الله" چه شعار ارزشمند اسلام است.
مقام دوم از پرتو چهاردهم ١٠
پنج- شش راز از مهم ترین راز های بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ را تفسیر می کند و نشان می دهد بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ یک خلاصه و یک فهرست و یک کلید قرآن است و ضمن اینکه یک خط قدسی نورانی امتداد یافته از عرش تا فرش است، کلیدی است که دروازه ی سعادت ابدی را باز می کند و منبعی از انوار است و به هر چیز مبارک فیض و برکت می دهد. این مقام دوم به گفتار اولی که اولین رساله است نگاه می کند. گویا اجزای رساله ی نور، حکم یک دایره را به خود گرفته پایانش با آغاز آن با خط مبارک بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ اتحاد می کند. و قرار بود در این مقام به جای شش راز، سی راز نوشته شود. در حال حاضر شش ماند. کوتاه است اما حقیقت بس بزرگ را در بر می گیرد. کسی که این را به دقت خواند، پی می برد که بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ چه خزینه ی قدسی ارزشمند است.
گفتار دوم ٢٢
یک راز بسیار مهم مفهوم اَلَّذ۪ينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ و آیات متعلق به ایمان را با یک تمثیل بسیار معقول تفسیر می کند.
— 562 —
گفتار سوم ٢٥
یک حقیقت بسیار مهم مفهوم آیه ی يَٓا اَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا و آیات متعلق به عبودیت را با یک تمثیل منطقی تفسیر می کند.
گفتار چهارم ٢٨
یک راز مهم مفهوم آیه ی اِنَّ الصَّلٰوةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِن۪ينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا و آیات متعلق به نماز را با یک تمثیل بسیار معقول و منطقی تفسیر می کند و کسی را که ذره ی انصاف داشته باشد به تسلیم مجبور می سازد.
گفتار پنجم ٣١
یک راز مهم مفهوم آیه ی مبارکه ی اِنَّ اللّٰهَ مَعَ الَّذ۪ينَ اتَّقَوْا وَالَّذ۪ينَ هُمْ مُحْسِنُونَ و آیات متعلق به تقوا و عبودیت را و وظیفه ی عبودیت و تقوا را با یک تمثیل بسیار زیبا تفسیر می کند. آن تفسیر هر کس را قانع می سازد.
گفتار ششم ٣٤
ضمن تفسیر یک راز مهم مفهوم آیه ی اِنَّ اللّٰهَ اشْتَرٰى مِنَ الْمُؤْمِن۪ينَ اَنْفُسَهُمْ وَاَمْوَالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ و آیات متعلق به فروختن نفس و مال به جناب حق تعالی، با یک سرّ بسیار منطقی تفسیر می کند آنانی که نفس و مال شان را به جناب حق تعالی فروخته اند، پنج درجه فایده در فایده می کنند و آنانی که نفروخته اند، پنج خسارت در خسارت می بینند را با تمثیلی به غایت مقنع تفسیر می کند و دروازه ی مهمی به روی حقیقت باز می کند.
گفتار هفتم ٤٠
یک راز مهم مفهوم آیه ی يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْاٰخِرِ ٭ اِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيٰوةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ و آیات متعلق به "ایمان بالله و الیوم الاخرة" و زندگی دنیوی را با یک تمثیل بسیار معقول تفسیر نموده به گونه ی قطعی ثابت می کند که برای اهل غفلت دنیا چقدر وحشتناک، و أجل چقدر ترسناک، و عجز و فقر چقدر درد ناک است و برای اهل هدایت چهره ی
— 563 —
درونی زندگی دنیوی چقدر زیبا، و قبر و أجل و عَجز و فقر چگونه وسیله ی سعادت است. راه منتهی به سعادت دارین را نشان می دهد.
گفتار هشتم ٤٥
یک راز مهم مفهوم آیات "الله لا اله الا هو الحی القیوم" و اِنَّ الدّ۪ينَ عِنْدَ اللّٰهِ الْاِسْلَامُ و آیات متعلق به ماهیت دنیا و در دنیا به ماهیت انسان و در انسان به ماهیت دین را با یک تمثیل بسیار زیبا و تابان (که اصل آن در صحف ابراهیم موجود است) تفسیر می کند و ما هیت دنیا و روح انسان در دنیا و ارزش دین در انسان را نشان می دهد و ثابت می کند که انسان بی دین بدبخت ترین مخلوق است و از جانب دیگر طلسم این عالم را می گشاید و چاره های نجات بخشیدن روح بشر از تاریکی ها را نشان می دهد و با یک موازنه ی بسیار لطیف و زیبا وضعیت ترسناک آدم بدبخت فاسق را و وضعیت پر سعادت آدم بختیار صالح را نشان می دهد.
گفتار نهم ٥٣
یک راز مهم مفهوم آیه ی فَسُبْحَانَ اللّٰهِ ح۪ينَ تُمْسُونَ وَح۪ينَ تُصْبِحُونَ ٭ وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّمٰوَاتِ وَالْاَرْضِ وَعَشِيًّا وَح۪ينَ تُظْهِرُونَ و آیات متعلق به نماز را با "پنج نکته" بیان می کند، و حکمت تخصیص پنج وقت نماز معلوم را به آن اوقات، چنان زیبا و شیرین بیان می کند که انسانی که ذره ی شعور داشته باشد، در برابر این حکمت جاذبه دار و حقیقت تابان مجبور به تسلیم می شود. و به صورت قطعی بیان می کند آن گونه که جسد انسان به هوا، آب و غذا محتاج است، روح انسان نیز محتاج نماز می باشد.
گفتار دهم ٦٣
یک حقیقت مهم مفهوم آیه ی فَانْظُرْ اِلٰٓى اٰثَارِ رَحْمَتِ اللّٰهِ كَيْفَ يُحْيِى الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا اِنَّ ذٰلِكَ لَمُحْيِى الْمَوْتٰى وَهُوَ عَلٰى كُلِّ شَيْءٍ قَد۪يرٌ و آیات متعلق به حشر و آخرت را با دوازده صورت تمثیلی معقول و منطقی و با دوازده حقیقت قطعیه ی باهره تفسیر می کند، و ایمان بالاخرت را چنان قوی ثابت می کند که: انسانی که قلبش کاملاً نمرده و عقلش کاملاً خاموش نشده است، در برابر آن اثبات تسلیم
— 564 —
می شود. با اجازه ی الهی ایمان می آورد و اگر ایمان نیاورد مجبور می شود از انکار دست بکشد.
گفتار یازدهم ١٥١
یک حقیقت بلند و گسترده ی آیات
﴿ وَالشَّمْسِ وَضُحٰيهَا ٭ وَالْقَمَرِ اِذَا تَلٰيهَا ٭ وَالنَّهَارِ اِذَا جَلّٰيهَا ٭ وَ الَّيْلِ اِذَا يَغْشٰيهَا ٭ وَ السَّمَٓاءِ وَمَا بَنٰيهَا ٭ وَ الْاَرْضِ وَمَا طَحٰيهَا ٭ وَ نَفْسٍ وَمَا سَوّٰيهَا فَاَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوٰيهَا ٭ قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّٰيهَا ٭ وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسّٰيهَا ٭ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْاِنْسَ اِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴾
را و اشاره ی معجزانه سوره ی شمس را و این را که کاینات را به صورت یک قصر منظم نشان می دهد، با یک تمثیل علوی و وسیع تفسیر می کند و وظیفه ی عبودیت موجود در ماهیت انسان را و جهازات انسانی و مقابله های عبودیت انسانی در برابر انواع تجلیات ربوبیت الهی را چنان زیبا ثابت می کند که: اشاره ی معجزانه ی سوره ی شمس را به صورت خارق العاده و در بزرگ ترین دایره یک ربوبیت اعظم را با یک عبودیت اکمل مقایسه می کند.
گفتار دوازدهم ١٦٤
یک حقیقت مهم مفهوم آیات
﴿ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ اُوتِىَ خَيْرًا كَث۪يرًا ٭ وَ بِالْحَقِّ اَنْزَلْنَاهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ ﴾
و صدها آیه ی متعلق به فضیلت حکمت قرآنی به صورت موازنه ی حکمت فلسفه با حکمت قرآنی با یک تمثیلی کاملاً تابان تفسیر می کند و بدین طریق یک معجزه و یک اعجاز قرآن را و عَجز و سقوط حکمت فلسفه در برابر آن را به صورت خارق العاده ثابت می کند و به نابینایان نیز نشان می دهد. این گفتار مانند گفتار یازدهم بسیار مهم است. هر کس محتاج آن ها است.
گفتار سیزدهم ١٧٢
"دو مقام است."
مقام اول ١٧٢
یک راز مهم مفهوم آیه ی وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْاٰنِ مَا هُوَ شِفَٓاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِن۪ينَ و آیه ی وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغ۪ى لَهُ و آیات متعلق به قدسیت و وسعت حکمت قرآن و مستغنی بودن آن از شعر را تفسیر می کند و حکمت بلند
— 565 —
و معجزانه ی قرآن معجز البیان را با حکمت پست و تنگ فلسفه موازنه می کند. و با بیان مختصر کثرت و وسعت موجود در حکمت قرآن و فقر و افلاس فلسفه، نشان می دهد که سبب استغنای قرآن از شعر و عدم تنزّل آن، بلندی حقایق قرآن و تابندگی آن است. و با یک تمثیل مهم نوعی اعجاز قرآنی را بیان می کند.
مقام دوم ١٧٨
درسی است که با ارائه مثال هایی توضیح می دهد و ثابت می کند: آنچه که جوانی را از گمراهی و افتادن در پرتگاه های سفاهت نجات می دهد ایمان است و در ایمان، در این دنیا نیز لذت یک جنت حقیقی و در ضلالت هم یک عذاب و مشکل جهمنی وجود دارد.
حاشیه ی مقام دوم ١٨٦
چهار مکتوب در خصوص تسلّی به زندانیان.
ذیل مقام دوم ١٩٤
یک مسئاله ی مهم اخطار شده در شب قدر.
ششمین مسئاله از رساله ی میوه ١٩٦
نکته ی هو ٢٠٢
گفتار چهاردهم ٢٠٦
برخی از حقایق بلند و گسترده ی قرآنی را که در عقل های تنگ نمی گنجد با امثال و نظایر قابل رؤیت آن، به فهم نزدیک می کند. به طور مثال: حقایق بسیار بلند و بسیار گسترده ی آیات: خَلَقَ السَّمٰوَاتِ وَالْاَرْضَ ف۪ى سِتَّةِ اَيَّامٍ با تمثیل و تنظیر به عقل می قبولاند و به گونه ی بیان می کند که قلب را قانع می سازد.
خاتمه ی گفتار چهاردهم ٢١٤
یک مشت و یک درس عبرت است بر سر غافل، در پایانش سیلی مؤثر ایقاظ برای نفس امّاره وجود دارد. کسی که اسیر نفس شده است اگر آن را بخواند و قبول کند، از اسارت نجات می یابد.
— 566 —
ذیل گفتار چهاردهم ٢١٧
جوابی است بر شش سوال مهم در خصوص زلزله.
گفتار پانزدهم ٢٢٤
یک راز مفهوم آیه ی وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَٓاءَ الدُّنْيَا بِمَصَاب۪يحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاط۪ينِ و آیات متعلق به مبارزه ملائکه با شیاطین را که در عقل های تنگ ستاره شناسان نمی گنجد، زیر نام "هفت زینه" با هفت حجّت محکم و یک مقدمه ی متین تفسیر می کند. و اوهام شیطانیه را از آسمان این آیه رجم و طرد می کند.
ذیل گفتار پانزدهم ٢٣٣
رساله ی بلیغی است نوشته شده به صورت مناظره که کلام الله بودن قرآن و رسول الله بودن حضرت محمد (ص) را با دلایل مقنع ثابت می کند.
گفتار شانزدهم ٢٤٥
حقایق عالیه ی قرآنی را مفهوم آیه ی
﴿ اِنَّمَٓا اَمْرُهُٓ اِذَٓا اَرَادَ شَيْئًا اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ٭ فَسُبْحَانَ الَّذ۪ى بِيَدِه۪ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَاِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴾
و آیات زیاد دیگر در خصوص: "کلیت افعال الهی با احدیت ذاتی اش، و عمومیّت بی معین ربوبیت با وحدت شخصیه اش، و شمولیت بی شریک تصرفات با فردیتش، و حاضر بودنش در هر جا، با منزهیّت اش از مکان؛ و نزدیک بودنش به هر چیز با نهایت علویّت اش؛ و به دست گرفتن هر چیز بالذات ضمن یک ذات احدی بودن" آری، یک راز مهم همه مطالب مذکور را با نام "چهار شعاع" تفسیر می کند. عقل های مستقیم و قلب های سلیم را در برابر آن حقایق تسلیم می سازد.
گفتار هفدهم ٢٥٦
یک راز مهم مفهوم آیات اِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْاَرْضِ ز۪ينَة و آیاتی را که بیانگر مرگ در لذت زندگی و درد زوال در سرور و وصال اند، و نیز جلوه های اسم رحمن را در برابر اسم قهار به صورت بسیار زیبا تفسیر می کند. و برای اهل ایمان نشان می دهد که ماهیت دنیا به مثابه ی یک تجارتگاه سیّار و یک مهمانخانه ی موقت و یک نماشگاه چند روزه است و دستگاهی است که به مدت کوتاهی کار
— 567 —
می کند و بازاری است ساخته شده بر سر راه، جهت داد و گرفت؛ و بدین طریق سیاحت انسان را از دنیا به طرف برزخ و آخرت، محبوب می سازد و دهشتش را بر طرف می کند. و در پایان این گفتار، در برخی از نسخه ها چند حقیقت ارزشمند و جذّاب و شعر گونه تحت نام "میوه ی توت سیاه" وجود دارد.
مناجاتی است که به زبان فارسی به قلب خطور کرده است ٢٦٤
لوحه ی اول حقیقت دنیای اهل غفلت را به تصویر می کشد ٢٧٥
لوحه ی دوم به حقیقت دنیای اهل هدایت و حضور اشاره می کند ٢٧٦
در ییلاق "بارلا" میوه ای است از درختان کاج، سدر، سَرو کوهی و سپیدار ٢٧٨
ستاره نامه ی که ستارگان را به سخن در آورده است ٢٨٤
گفتار هژدهم ٢٨٦
این گفتار دو مقام دارد.
مقام دوم نوشته نشده است.
مقام اول، سه نقطه است.
اول: یکی از رازهای آیه ی لَا تَحْسَبَنَّ الَّذ۪ينَ
که بر کلّه نفس اماره خود بینی که فریفته فخر، مبتلا به شهرت و گرفتار مدح است، سیلی تأدیب می زند.
دومی: یک راز اَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ را که نشان دهنده جهات زیبایی چیز های که به ظاهر زشت است و بحث آن خلاف ادب به نظر می رسد را بیان می کند.
سومی: راز آیه ی اِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّٰهَ فَاتَّبِعُون۪ى يُحْبِبْكُمُ اللّٰهُ را که نشان دهنده یک دلیل باریک اما نیرومند رسالت احمدی (ص) است، تفسیر می کند.
گفتار نوزدهم ٢٩٢
رسالت احمدیه (ص) را که مهم ترین حقایق آیات يٰسٓ ٭ وَالْقُرْاٰنِ الْحَك۪يمِ ٭ اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَل۪ينَ و صدها آیه ی دیگر است، زیر عنوان "چهارده رشحه" با چهارده برهان قطعی و درخشند و محکم ، تفسیر و اثبات می کند و معاند ترین خصم را
— 568 —
نیز ملزم می سازد. رسالت احمدی عیله الصلاة والسلام را مثل خورشید آشکار می سازد.
گفتار بیستم ٣٠٧
دومقام است.
مقام اول : در آغاز سوره بقره: سه شعبه خطرناک شیطان را در مقابل سه آیه ی مهم که از سجده فرشتگان بر آدم و ذبح یک بقره و بیرون شدن آب از سنگ ها بحث می کند؛ به گونه ی رد و محو می کند که: شیطان و انسان های شیطان مانند را از آن نوع دسیسه ها پریشان و دست بردار می سازد چون آن ها با تنقید و اعتراض هایشان دروازه لمعات اعجاز را باز کردند. از آن سه آیه سه لمعه ی اعجاز نمایان شد.
مقام دوم ٣١٦
با نشان دادن یک معجزه قرآنی درخشنده در چهرهٔ‌ معجزات انبیاء علیهم السلام نشان می دهد که آیات قرآنی مربوط به معجزات انبیاء چقدر پرمعنا و پرحکمت اند. و تذکر می دهد که در قرآن دفینه های سربسته بسیار زیادی موجود است.
گفتار بیست و یکم ٣٣٧
دو مقام است.
مقام اول: ارزش و فایده نماز را چنان زیبا نشان می دهد که به تنبل ترین و فاسق ترین آدم نیز شوق نماز دست می دهد و او را به غیرت می آورد.
مقام دوم: مهم ترین دسیسه های شیطان را که زیاد استعمال می کند، باطل می سازد و به پنج زخمی که با وسوسه هایش در قلب مؤمنان باز کرده است، مرحم های خوبی معرفی می کند.
گفتار بیست و دوم ٣٥٢
یک حقیت بسیارمهم مفهوم آیه ی
﴿ فَاعْلَمْ اَنَّهُ لَٓا اِلٰهَ اِلَّا اللّٰهُ ٭ اَللّٰهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ﴾
و صد ها آیه ی متعلق به توحید حقیقی را با دو مقام تفسیر می کند.
— 569 —
مقام اول: با یک حکایت تمثیلی بسیار زیبا و درخشان و محکم و با "دوازده برهانی" که درحکم دوازده زینه اند، وحدانیت الهی را چنان قطعی ثابت می کند که : متمرد ترین مشرکان را نیز به توحید مجبور می سازد. و به صورت آسان اما نیرومند، ساده اما درخشان وجود واجب الوجود و وحدتِ احدیتش را با همه صفات و اسمایش ثابت می کند.
اما مقام دوم: حقیقت توحید و توحید حقیقی را زیر نام "دوازده لمعه" زیر پرده ی حکایت تمثیلی با دوازده برهان باهره، وحدانیت الهی را ثابت می کند و اوصاف جلالیه و جمالیه و کمالیه اش را در وحدانیت به اثبات می رساند. دلایل آن لمعه ها چنان قطعی هستند که جای هیچ شبهه ای نمی ماند و آن قدر کلی هستند که: به تعداد موجودات و حتی به شمار ذرّات، پنجره هایی به سوی معرفت الله باز می کنند. و با آن وجود واجب الوجود را با همه صفات و اسمایش در برابر معاند ترین افراد اثبات می کند.
گفتار بیست و سوم ٣٩٥
حقایق نهفته در آیات لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ.. و بسیاری از آیات دیگر را در خصوص ایمان و ترقیات و تدنیّات انسان با پنچ نقطه و پنچ نکته و با ده مبحثی که به هرکس تعلق دارد و هرکس محتاج آن است، آن راز بزرگ را تفسیر می کند. و استعدادها و وظایف انسانی را به صورت بسیار معقول و مقبول بیان می کند.
این گفتار آن طور که تا کنون هزاران انسان را از خواب غفلت نجات داد، بسیاری را نیز به ایمان مشّرف ساخته است و ضمن آن که بسیار ارزشمند و عالی است، فهم آن با تمثیل ها آسان شده است و هر کس زبان آن را می فهمد.
گفتار بیست و چهارم ٤٢٥
یک حقیقت بزرگ مفهوم آیه ی اَللّٰهُ لَٓا اِلٰهَ اِلَّا هُوَ لَهُ الْاَسْمَٓاءُ الْحُسْنٰى و بسیاری از آیات متعلق به جلوه های اسماء حسنی را زیر عنوان پنج شاخه با مباحث بزرگی تفسیر می کند. شاخه های اول و دوم آن یک خزانه ی مختصر اسرار مهم می باشد. شاخه سوم اوهام وارده بر احادیث را با دوازده قاعده رد می کند. ریشه های اوهام را می برد. شاخه ی چهارم، راز استخدام طایفه های
— 570 —
نباتات و حیوانات و انسان و ملائکه را در قصر کاینات، و وظایف عبودیت و تسبیحات زیبا و حشمت ربوبیت الهی را به طرز جاذبه داری بیان می کند.
شاخه ی پنجم، از میوه های بی شمار درخت نورانی آیه ی اَللّٰهُ لَٓا اِلٰهَ اِلَّا هُوَ لَهُ الْاَسْمَٓاءُ الْحُسْنٰى پنج میوه را به صورت بسیار درخشان و زیبا نشان می دهد. این پنج میوه و پنچ میوه ی آخر گفتار سی و یکم بسیار شیرین اند. کسانی که خواهان علم شیرین اند آن ها را بگیرند و بخوانند.
گفتارها
٢
گفتار بیست و پنجم ٥
اعجاز قرآن را تفسیر می کند، اعجازی که مهم ترین حقیقت صدها آیات است و این آیات هم حقیقت آیه ی قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْاِنْسُ وَالْجِنُّ را تأیید می کنند. در سه شعاع چهل وجوه اعجازی را بیان و تفسیر می کند و کلام الله بودن قرآن را آن گونه که روشنی روز، وجود خورشید را نشان می دهد، به همان گونه نشان می دهد و اثبات می کند. نصف اول هر چند به سرعت تألیف شده است، اما به دلیل نوشته شدنش با استراحت قلب، واضح است. نصف آخر بنابر بعضی اسباب مهم مختصر و مجمل مانده است. اما با آن هم نظر به هر طایفه (و دارای هر فکری که باشد) این گفتار مبارک اعجاز قرآن را به او نشان می دهد و ثابت می کند. این گفتار تا کنون معاندان زیادی را در برابر اعجاز قرآن سرفرو ساخته به سجده آورده است.
گفتار بیست و ششم ١٤٠
حقیقیت بسیار مهمی را در خصوص راز قدری مفهوم آیات بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ وَاِنْ مِنْ شَيْءٍ اِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه۪ و برای اثبات "ایمان بالقدر" "خیره و شرّه من الله تعالی" حقیقت بسیار مهمی را با چهار مبحث به چنان صورتی تفسیر می کند که:
— 571 —
اسرار مربوط به قدر را که فکر خواص به آن نرسیده است، به اذهان عوام الناس نزدیک ساخته بیان می کند.
در خاتمه اش: اساس کوتاه ترین، سالم ترین و مستقیم ترین طریق را زیر عنوان "چهار خطوه" چهار درس مهم می دهد که مدار تزکیه ی نفس و تکمّل روح می باشد. و در خاتمه ی خاتمه، شش مسئله ی متفرقه وجود دارد که یکی از آن شش، یک راز اعجازی آیه ی اخیر سوره ی فتح را می گشاید.
گفتار بیست و هفتم ١٦٤
یک حقیقت بسیار مهم مربوط به اجتهاد آیاتی مانند مفهوم آیه ی وَلَوْ رَدُّوهُ اِلَى الرَّسُولِ وَ اِلٰٓى اُولِى الْاَمْرِ مِنْهُمْ را تفسیر می کند. و آنانی را که در این زمان از حدّشان گذشته دَم از اجتهاد می زنند، سر جای شان می نشاند، و راز اختلاف مذاهب را زیبا بیان می کند. و خطا و اشتباه آنانی را که می گویند: "در این زمان نیز می توانیم مثل زمان های گذشته اجتهاد کنیم" ثابت می سازد. و در ذیل این گفتار، بلند بودن اصحاب گزین از اولیاء را به صورت بسیار درخشان و قطعی ثابت می کند و در ضمن به اثبات می رساند که اصحاب در نوع بشر، بعد از انبیاء ممتازترین شخصیت ها هستند و رسیدن به آنان ممکن نیست.
گفتار بیست و هشتم ١٨٨
یک حقیقت بسیار مهم صد ها آیه ی تأیید کننده ی حقیقت متعلق به جنت و سعادت ابدی را که در آیه ی وَبَشِّرِ الَّذ۪ينَ اٰمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مطرح شده است با دو مقام تفسیر می کند. مقام اول: زیر "پنج سوال و جواب" مسایلی را که خصوص لذت های جسمانی جنت و حوریان مدار انتقاد واقع شده است، چنان زیبا بیان می کند که، هر کس را قانع می سازد. مقام دوم: با عبارت عربی که با دوازده کلمه ی لا سیّما شروع می شود و بسیار نیرومند و قطعی است و به هیچ وجه تزلزل به خود راه نمی دهد و در خصوص حشر و حقایق جنت و جهنم یک برهان باهر است و هزاران برهان را دربر می گیرد که آن برهان منشأ و اساس و خلاصه ی گفتار دهم می باشد.
— 572 —
گفتار بیست و نهم ١٩٧
سه حقیقت مهم مفهوم آیات قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّ۪ى و صد ها آیه ی هم مفهوم را در خصوص حشر و بقای روح و ملائکه، تفسیر می کند. بقای روح را چنان زیبا به اثبات می رساند که: مثل وجود جسد، بقای روح را نشان می دهد. و وجود ملائکه را مثل وجود انسان های امریکا ثابت می کند. و وجود تحقق حشر و قیامت را به چنان صورت عقلی و منطقی ثابت می کند که هیچ فیلسوف و هیچ منکری، مجال اعتراض نمی یابد. اگر تسلیم هم نشد ملزم می شود. به خصوص در آخر این گفتار زیر نام "سرّ نکته ی رمزدار" اسباب موجبه ی حشر اکبر و حکمت های آن را به چنان طرزی بیان می کند که یک معّما از سه معّمای طلسم کاینات را به صورت بسیار درخشان حل می کند.
(٭):گفتار بیست و نهم کرامتی دارد که با چشم دیده شده است. از جمله در شانزده صفحه ی آن بدون اختیار، بدون تصنّع در آغاز سطر های هر صفحه شانزده الف آمده است. کسانی که می خواهند این توافق را ببینند، به نسخه ی حروف قدیمی آن مراجعه کنند.
گفتار سی ام ٢٤١
دو راز مهم مربوط به حقیقت مطرح شده در مفهوم آیات قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّٰيهَا در خصوص انانیت انسان و تحولات ذرّات را با دو مقصد بیان می کند.
مقصد اول: با گشودن معّمای عجیب انانیّت انسان، منشأهای سلسله ی دیانت و سلسله ی فلسفه را به شیوه ی بسیار تابان نشان می دهد.
مقصد دوم: طلسم تحولات ذرات را کشف می کند. حرکات ذرات را چنان با حکمت و منتظم نشان می دهد و با دلایل قطعی ثابت می کند که عموم آن ذره ها یک اردوی محتشم و معظّم سلطان ازلی هستند و مأموران مطیع و مسخّر او می باشد. آن گونه که گفتار بیست و نهم یکی از سه معمّای طلسم کاینات را کشف کرده است، این گفتار سی ام نیز دو معمّا از سه معمای آن طلسم را که عقل ها را در حیرت مانده و فیلسوف ها را سردرگم ساخته، حل کرده است. به خصوص در خاتمه اش: با هفت حکمت و هفت قانون بزرگ تجلّی یک اسم اعظم را نشان داده، حکمت تحولات ذرات را به صورت بسیار قطعی و درخشان نشان داده و نیز اجسام ذی حیات را برای سیر و سفر آن ذرّات به مثابه ی یک مهمانخانه و یک قشله و یک مکتب نشان می دهد و ثابت می کند.
— 573 —
گفتار سی و یکم ٢٧٤
یکی از مهم ترین حقیقت آیاتی که حقیقت آیات
﴿ سُبْحَانَ الَّذ۪ٓى اَسْرٰى بِعَبْدِه۪ ٭ وَ النَّجْمِ اِذَا هَوٰى ﴾
را تأیید می کنند معراج احمدی است. این گفتار هم معراج احمدی (ص) را و در درون آن معراج کمالات محمدیه (ص) را و در درون آن کمالات، رسالت احمدیه (ص) را و در درون آن رسالت، بسیاری از اسرار ربوبیت را تفسیر می کند. و با دلایل قطعی به اثبات می رساند. از طبقات مختلف انسان ها هر کسی که این رساله را دیده، در برابر آن حیران مانده و قبول کرده است که مسئلهٔ‌ معراجِ دور از عقلش را به ظاهرترین، واجب ترین و لازم ترین گونه نشان داده است. به خصوص در اواخر آن درخت نورانی معراج، از پنجصد میوه "پنج میوه اش" را چنان زیبا تصویر می کند که کسی که ذره ای ذوق و شعور داشته باشد مفتون آن ها می شود.
ذیل ٣١٣
اعتراض هایی را که فیلسوفان این زمان بر معجزهٔ‌ شقّ قمر کرده اند، با پنج نکته به صورت بسیار قطعی رد می کند و نشان می دهد که هیچ مانعی در برابر وقوع انشقاق قمر وجود نداشته است. و در آخر با "پنج اجماع" به وقوع پیوستن شق قمر را به صورت بسیار مختصر ثابت می کند. معجزه ی احمدیه ی شق قمر را مثل خورشید نشان می دهد.
گفتار سی و دوم ٣١٨
سه موقف است.
موقف اول ٣١٨
مهم ترین حقیقت دایر بر وحدانیت مطرح شده در صدها آیهٔ‌ هم مفهوم با آیات
﴿ لَوْ كَانَ ف۪يهِمَٓا اٰلِهَةٌ اِلَّا اللّٰهُ لَفَسَدَتَا ٭ قُلْ هُوَ اللّٰهُ اَحَدٌ ٭ اَللّٰهُ الصَّمَدُ ﴾
را به چنان صورتی ثابت می کند که: راه شرک و کفر را محال و ممتنع نشان می دهد. در اطراف کاینات کفر و شرک را طرد می کند. و بیان می دارد که به تعداد ذرات، دلایل وحدانیت وجود دارد. و به صورت یک محاورهٔ‌ تمثیلی بسیار لطیف و بلند
— 574 —
و منطقی، مسایل بی شمار و گسترده را در آن تمثیل درج می کند و نشان می دهد. و در ذیل آن چند مسئلهٔ‌ بسیار لطیف وجود دارد که با آن که حقیقت اند، اما از خیال گسترده شعر و از درخشان ترین شعر، درخشان تر و گسترده تر هستند.
موقف دوم ٣٣٦
تشکیکات و اوهام وارده بر سِرّ احدیّت و وحدت مطرح شده در حقیقت
قُلْ هُوَ اللّٰهُ اَحَدٌ ٭ اَللّٰهُ الصَّمَدُ را إزاله می کند. اعتراضاتی را که اهل ضلالت در برابر اهل توحید کرده اند، به صورت قطعی رد می کند. با قوّتی بیش از قوّت موقف اول، اثبات های معجزانهٔ‌ آیات قرآنی را دایر بر وحدانیت، نشان می دهد. حقیقت معظم قرآنی را که عبارت است از تدبیر و تربیهٔ‌ یکباره و همزمان اشیاء با احدیت ذاتیه، با یک تمثیل بسیار زیبا و واضح ثابت می کند. عقل را اقناع نموده قلب را به تسلیم مجبور می کند.
و به خصوص پیش از خاتمهٔ‌ موقف دوم، در نتیجهٔ‌ تمثیل دوم واقعاً زیبا ثابت می کند که هیچ چیز از ذات اقدس الهی پنهان نیست و هیچ چیز نمی تواند خود را از او پنهان کند و هیچ فرد از او دور نمانده است و هیچ شخص نمی تواند بدون کسب کلیّت قدسیه خود را به او نزدیک کند و در ربوبیت و تصرّفش یک کار، مانع کار دیگر نمی شود و هیچ جای، از حضور او خالی نمی ماند و در هر چیز جلوهٔ‌ سمع و بصر (بینائی و شیوائی) اش وجود دارد، و سلسلهٔ‌ اشیاء برای سرعت جریان اوامرش حکم یک تار و یک رگ گرفته است و اسباب وسایط صرف یک پردهٔ‌ ظاهری هستند، و با آن که در هیچ جا وجود ندارد در همه جا با علم و قدرتش موجود است، و محتاج هیچ گونه تحیّز و تمکّن نمی باشد، و دوری و نیرومندی و پرده های طبقات وجود مانع قربیت و تصرّف و شهود او نیستند، و خاصه های مادی ها، ممکن ها، کثیف ها، کثیرها و محدود ها نمی توانند به دامن عزت او نزدیک شوند، و از اموری مانند تغیّر و تبدّل و تحیّز و تجزّی مجرد و منزّه و مبرّا و مقدس است. در خاتمهٔ‌ این موقف دوم، پارچهٔ‌ بسیار مهم عربی العباره در خصوص راز أحدیت همراه با ترجمه اش به صورت بسیار درخشان مسایل مهم زیادی را بازگو می کند. به خصوص برای محاسبهٔ‌ اعمال انسان، به وجود آوردن حشر و نشر، تغییر و تبدیل و تخریب و تعمیر کاینات بزرگ را بیان می کند.
— 575 —
موقف سوم ٣٦٦
یک حقیقت مهم صدها آیهٔ‌ هم مفهوم با آیات
﴿ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّح۪يمِ ٭ وَمَا الْحَيٰوةُ الدُّنْيَٓا اِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ٭ وَ اِنَّ الدَّارَ الْاٰخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوَانُ ﴾
را با یک موازنهٔ‌ بسیار مهم بیان می کند. و نشان می دهد که در حق اهل ضلالت زندگی دنیوی چه نتایج مدهشی در پی دارد و در حق اهل هدایت چقدر نتایج و غایه های زیبائی می دهد. به خصوص، نشان می دهد که ثمرات دنیوی و اخروی محبت، برای اهل ضلالت چقدر دردناک و برای اهل هدایت چقدر خوش است. در باره ی این موقف سوم، برخی از دوستان مدقق ما گفته اند: "اگر رسایل دیگر ستاره باشند، این خورشید است." دیگری در مقابل آن گفته است: "هر رساله، در عالم خودش و در آسمان حقیقت مخصوص به خودش، یک خورشید است. برای آنانی که دور اند ستاره و برای آنانی که نزدیک اند شمس است."
گفتار سی و سوم ٤٠٣
﴿ سَنُر۪يهِمْ اٰيَاتِنَا فِى الْاٰفَاقِ وَف۪ٓى اَنْفُسِهِمْ حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ اَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ اَنَّهُ عَلٰى كُلِّ شَيْءٍ شَه۪يدٌ ﴾
سی و سه پنجره است که یک یک حقیقت سی و سه آیه را تفسیر می کند. با آنکه لایق سی و سه رساله شدن است، اما بخاطر نوشته شدنش در زمان بسیار مستعجل، پنجره های یک و یا نیم صفحه ای اش نشان می دهند که در قوت یک رساله هستند و ماهیتی دارند که دربر گیرندهٔ‌ یک رساله است. اما با تأسف پنجره های آغازین بسیار مجمل و مختصر مانده اند، اما رفته رفته انبساط یافته پنجره های نصف آخر واضح شده است.
لمعات ٤٦١
برای شاگردان رساله ی نور یک مثنوی کوچک و یک دیوان ایمانی است.
جواب کلیسای آنگلیکان ٥٣٢
کنفراس ٥٣٣
فهرست ٥٦٢
٭ ٭ ٭