— 4 —
كليات رساله نور كليات رساله نور
از مكتوب بيست و هفتم از مكتوب بيست و هفتم
نامههاي كاستامونو نامههاي كاستامونو
مؤلف:مؤلف:
بديع الزمان سعيد نورسيبديع الزمان سعيد نورسي
مترجم:مترجم:
داود وفاييداود وفايي
— 5 —
مختصري از زندگينامه بديع الزمان سعيد نورسي مختصري از زندگينامه بديع الزمان سعيد نورسي
بديع الزمان سعيد نورسي مؤلف كليات رساله نور ی كه تفسيري قدسي از قرآن كريم در قرن چهاردهم هجري قمريست ی در سال (١٨٧٨م) در روستاي "نورس" از توابع بخش هيزان در استان بيتليس تركيه به دنيا آمد؛ نام پدر او ميرزا و نام مادرش نوريه بود.بديع الزمان سعيد نورسي مؤلف كليات رساله نور ی كه تفسيري قدسي از قرآن كريم در قرن چهاردهم هجري قمريست ی در سال (١٨٧٨م) در روستاي "نورس" از توابع بخش هيزان در استان بيتليس تركيه به دنيا آمد؛ نام پدر او ميرزا و نام مادرش نوريه بود.
بديع الزمان علومي را كه طبق روال عادي در مدارس ديني شرق آناتولي در پانزده سال خوانده ميشد در سه ماه فرا گرفت. او تقريباً اواخر سالهاي ١٨٩٠ به دعوت "طاهر پاشا"، والي شهر وان، به آنجا رفت و با تأسيس مدرسهيي ديني در وان شروع به تربيت طلبه كرد و در همان مقطع به علومي چون فيزيك، شيمي، نجوم و فلسفه هم پرداخت. روزي طاهر پاشا، خبر منتشر شده در روزنامهيي را به او نشان داد كه نوشته بود: "وزير مستعمرات انگلستان در مجلس عوام اين كشور، در حالي كه قرآن را در دست داشت، طي نطقي گفته است: تا وقتي قرآن در دسترس مسلمانان باشد ما واقعاً نميتوانيم بر آنها حكومت كنيم، يا بايد قرآن را از ميان آنها برداريم يا كاري كنيم كه از قرآن دلسرد شوند".بديع الزمان علومي را كه طبق روال عادي در مدارس ديني شرق آناتولي در پانزده سال خوانده ميشد در سه ماه فرا گرفت. او تقريباً اواخر سالهاي ١٨٩٠ به دعوت "طاهر پاشا"، والي شهر وان، به آنجا رفت و با تأسيس مدرسهيي ديني در وان شروع به تربيت طلبه كرد و در همان مقطع به علومي چون فيزيك، شيمي، نجوم و فلسفه هم پرداخت. روزي طاهر پاشا، خبر منتشر شده در روزنامهيي را به او نشان داد كه نوشته بود: "وزير مستعمرات انگلستان در مجلس عوام اين كشور، در حالي كه قرآن را در دست داشت، طي نطقي گفته است: تا وقتي قرآن در دسترس مسلمانان باشد ما واقعاً نميتوانيم بر آنها حكومت كنيم، يا بايد قرآن را از ميان آنها برداريم يا كاري كنيم كه از قرآن دلسرد شوند".
اين سخن تأثير فراواني بر روح بديع الزمان گذاشت. با تمام توان نزد خود عهد كرد و با جديت گفت: "من به جهانيان اثبات خواهم كرد و نشان خواهم داد كه قرآن خورشيدي معنويست؛ نه خاموش ميشود و نه ميتوان آن را خاموش كرد." و در نتيجه فعاليتهاي خود را در اين مسير پيش برد.اين سخن تأثير فراواني بر روح بديع الزمان گذاشت. با تمام توان نزد خود عهد كرد و با جديت گفت: "من به جهانيان اثبات خواهم كرد و نشان خواهم داد كه قرآن خورشيدي معنويست؛ نه خاموش ميشود و نه ميتوان آن را خاموش كرد." و در نتيجه فعاليتهاي خود را در اين مسير پيش برد.
او با هیدف راه اندازي دانشیگاهي به نام "مدرسةُ الزهرا"، كه ميخواست دروس حوزوي و دانشگاهي را توأمان در آن تدريس كند، به استانبول رفت. هدف بديع الزمان اين بود كه با تأسيس دانشگاه مذكور، مانع تفرقه جوانان شرق بر اثراو با هیدف راه اندازي دانشیگاهي به نام "مدرسةُ الزهرا"، كه ميخواست دروس حوزوي و دانشگاهي را توأمان در آن تدريس كند، به استانبول رفت. هدف بديع الزمان اين بود كه با تأسيس دانشگاه مذكور، مانع تفرقه جوانان شرق بر اثر
— 6 —
قوميتگرايي شود. او در شام خطبه بسيار مهمي ايراد كرد و به بيان بيماريهاي جهان اسلام و راههاي مداواي آن پرداخت. در جنگ جهاني اول به عنوان فرمانده هنگ نيروهاي داوطلب به جبهه رفت و همراه با طلبههايش در "بيتليس" توسط روسها اسير شد و در "كاستورما" دو و نيم سال در اسارت به سر برد.قوميتگرايي شود. او در شام خطبه بسيار مهمي ايراد كرد و به بيان بيماريهاي جهان اسلام و راههاي مداواي آن پرداخت. در جنگ جهاني اول به عنوان فرمانده هنگ نيروهاي داوطلب به جبهه رفت و همراه با طلبههايش در "بيتليس" توسط روسها اسير شد و در "كاستورما" دو و نيم سال در اسارت به سر برد.
امّا بديع الزمان موقعيتي به دست ميآورد، از آنجا گريخته و خود را به استانبول ميرساند. استانبول در آن زمان تحت اشغال انگليسيها بود. به مجلس اول در آنكارا دعوت ميشود. با مشاهده گرايش نمايندگان به اروپا و بيقيدي آنها در قبال مسائل ديني مخصوصاً نماز، نطقي ايراد ميكند، سپس آنكارا را ترك كرده و اواخر سال ١٩٢٣ به شهر وان ميرود.امّا بديع الزمان موقعيتي به دست ميآورد، از آنجا گريخته و خود را به استانبول ميرساند. استانبول در آن زمان تحت اشغال انگليسيها بود. به مجلس اول در آنكارا دعوت ميشود. با مشاهده گرايش نمايندگان به اروپا و بيقيدي آنها در قبال مسائل ديني مخصوصاً نماز، نطقي ايراد ميكند، سپس آنكارا را ترك كرده و اواخر سال ١٩٢٣ به شهر وان ميرود.
درسال ١٩٢٥ او را از وان به منطقه بارلا در حومه شهر اسپارتا تبعيد ميكنند. بديع الزمان در آنجا شروع به تأليف "كليات رساله نور" ميكند. فعاليت چاپ و نشر در آن سالها ممنوع بود، لذا طلبههاي نور صدها هزار نسخه از رساله نور را كتابت كرده، و دست به دست توزيع و تكثير ميكنند. بديع الزمان را تا سال ١٩٥٠ از شهري به شهر ديگر تبعيد كرده و از دادگاهي به دادگاه ديگر روانه ميكنند. او را بارها مسموم كردند؛ و جفايي نماند كه تحمل نكند و عزايي نماند كه نبيند. او بعدها در "اسپارتا" به همراه پنج شش نفر از طلبههايش مدرسه نوريهيي تأسيس كرد و در ٢٣ مارس ١٩٦٠ در بيست و ششمين شب ماه مبارك رمضان در شهر اورفا به رحمت ايزدي پيوست.درسال ١٩٢٥ او را از وان به منطقه بارلا در حومه شهر اسپارتا تبعيد ميكنند. بديع الزمان در آنجا شروع به تأليف "كليات رساله نور" ميكند. فعاليت چاپ و نشر در آن سالها ممنوع بود، لذا طلبههاي نور صدها هزار نسخه از رساله نور را كتابت كرده، و دست به دست توزيع و تكثير ميكنند. بديع الزمان را تا سال ١٩٥٠ از شهري به شهر ديگر تبعيد كرده و از دادگاهي به دادگاه ديگر روانه ميكنند. او را بارها مسموم كردند؛ و جفايي نماند كه تحمل نكند و عزايي نماند كه نبيند. او بعدها در "اسپارتا" به همراه پنج شش نفر از طلبههايش مدرسه نوريهيي تأسيس كرد و در ٢٣ مارس ١٩٦٠ در بيست و ششمين شب ماه مبارك رمضان در شهر اورفا به رحمت ايزدي پيوست.
سه ماه بعد، قبر او توسط دولت وقت به صورت مخفيانه در نيمه شبي گشوده شده و جاي آن را تغيير ميدهند و در حال حاضر محل دفن او مشخص نيست.سه ماه بعد، قبر او توسط دولت وقت به صورت مخفيانه در نيمه شبي گشوده شده و جاي آن را تغيير ميدهند و در حال حاضر محل دفن او مشخص نيست.
بديع الزمان در طول حيات خود همواره با فروتني و خضوع و استغنا و ميانهروي زندگي نمود، و از هيچ كس مالي نگرفت مگر اينكه معادلش را پرداخت كرد.بديع الزمان در طول حيات خود همواره با فروتني و خضوع و استغنا و ميانهروي زندگي نمود، و از هيچ كس مالي نگرفت مگر اينكه معادلش را پرداخت كرد.
زندگي او مملو از نمونههاي گذشت و فداكاري بود.زندگي او مملو از نمونههاي گذشت و فداكاري بود.
— 7 —
رساله نور چگونه تفسيريست؟ رساله نور چگونه تفسيريست؟
تفسير دو نوع است: نوع اول، تفسيرهاي معلوم و شناخته شدهاند كه به بيان و توضيح و اثبات عبارات، كلمات و جملات قرآن ميپردازند.تفسير دو نوع است: نوع اول، تفسيرهاي معلوم و شناخته شدهاند كه به بيان و توضيح و اثبات عبارات، كلمات و جملات قرآن ميپردازند.
در نوع دوم تفسير، حقايق ايماني قرآن با براهين محكم، بيان و اثبات و ايضاح ميگردد. اين نوع تفسير داراي اهميت فراواني است. تفسيرهاي معمول و در دست، گاه به طرز مُجمل به اين موضوع ميپردازند. ليكن رساله نور، مستقيماً نوع دوم را مبناي كار قرار داده و تفسيري معنويست كه به طرز بينظيري، فيلسوفان معاند را به سكوت وادار ميكند.در نوع دوم تفسير، حقايق ايماني قرآن با براهين محكم، بيان و اثبات و ايضاح ميگردد. اين نوع تفسير داراي اهميت فراواني است. تفسيرهاي معمول و در دست، گاه به طرز مُجمل به اين موضوع ميپردازند. ليكن رساله نور، مستقيماً نوع دوم را مبناي كار قرار داده و تفسيري معنويست كه به طرز بينظيري، فيلسوفان معاند را به سكوت وادار ميكند.
رساله نور مجموعهييست كه به دور از نظريات و مطالعاتِ صرفاً ذهني، حقايق كتاب مقدسمان را ی كه در هر عصر ميليونها نفر تحت رهبري و هدايتاش هستند ی به صورت عقلاني و عيني توضيح داده و براي استفاده انسانها عرضه مينمايد.رساله نور مجموعهييست كه به دور از نظريات و مطالعاتِ صرفاً ذهني، حقايق كتاب مقدسمان را ی كه در هر عصر ميليونها نفر تحت رهبري و هدايتاش هستند ی به صورت عقلاني و عيني توضيح داده و براي استفاده انسانها عرضه مينمايد.
رساله نور تفسيرِ نوراني آيات قرآن است و از ابتدا تا انتها مُدلَّل به حقايق ايمان و توحيد ميباشد؛ اين مجموعهي تفسيري طوري تهيه و تأليف شده كه همهي اقشار جامعه ميتوانند از آن بهره ببرند. رساله نور داراي علوم مبتني بر اثبات بوده و شكّاكان و منتقدين را قانع ميكند؛ از عوامترين فرد تا خواصترين را مورد خطاب قرار داده و معاندترين فيلسوفان را نيز مجبور به تسليم مينمايد.رساله نور تفسيرِ نوراني آيات قرآن است و از ابتدا تا انتها مُدلَّل به حقايق ايمان و توحيد ميباشد؛ اين مجموعهي تفسيري طوري تهيه و تأليف شده كه همهي اقشار جامعه ميتوانند از آن بهره ببرند. رساله نور داراي علوم مبتني بر اثبات بوده و شكّاكان و منتقدين را قانع ميكند؛ از عوامترين فرد تا خواصترين را مورد خطاب قرار داده و معاندترين فيلسوفان را نيز مجبور به تسليم مينمايد.
رساله نور مجموعهيي نورانيست كه صد و سي اثر را در بر ميگيرد، و در قالب رسالههاي كوچك و بزرگ به نيازهاي زمانه پاسخ كامل ميدهد؛ اين اثر عقل و دل را مطمئن كرده و در قرن بيستم تفسير معنوي قرآن كريم است نه تفسير لفظي.رساله نور مجموعهيي نورانيست كه صد و سي اثر را در بر ميگيرد، و در قالب رسالههاي كوچك و بزرگ به نيازهاي زمانه پاسخ كامل ميدهد؛ اين اثر عقل و دل را مطمئن كرده و در قرن بيستم تفسير معنوي قرآن كريم است نه تفسير لفظي.
— 8 —
رساله نور به هر سؤالي كه به ذهن انسان خطور كند پاسخ داده، و وحدانيت الهي، حقيقت نبوت و مراتب ايمان را اثبات ميكند.رساله نور به هر سؤالي كه به ذهن انسان خطور كند پاسخ داده، و وحدانيت الهي، حقيقت نبوت و مراتب ايمان را اثبات ميكند.
اين اثر شاهكاريست كه از طبقات زمين و آسمان، بحث ملائكه و روح، حقيقت زمان، وقوع حشر و قيامت، موجوديت بهشت و جهنم و ماهيت اصلي مرگ گرفته تا منبع سعادت و شقاوت ابدي، همه مسائل ايماني را كه به ذهن كسي خطور بكند يا نكند با قطعيترين دلايل به صورت عقلي و منطقي و علمي اثبات مينمايد. رساله نور افراد را به فراگيري علوم مبتني بر اثبات تشويق كرده، و طرف مقابل را با دلايلي قطعيتر از مسائل رياضي قانع ميكند و نگرانيها و كنجكاويهاي او را از بين ميبرد.اين اثر شاهكاريست كه از طبقات زمين و آسمان، بحث ملائكه و روح، حقيقت زمان، وقوع حشر و قيامت، موجوديت بهشت و جهنم و ماهيت اصلي مرگ گرفته تا منبع سعادت و شقاوت ابدي، همه مسائل ايماني را كه به ذهن كسي خطور بكند يا نكند با قطعيترين دلايل به صورت عقلي و منطقي و علمي اثبات مينمايد. رساله نور افراد را به فراگيري علوم مبتني بر اثبات تشويق كرده، و طرف مقابل را با دلايلي قطعيتر از مسائل رياضي قانع ميكند و نگرانيها و كنجكاويهاي او را از بين ميبرد.
اين تفسير معنوي از چهار بخش بزرگ با عناوين «گفتارها، مكتوبات، لمعات و شعاعها» تشكيل ميشود و مجموع آن متشكل از صد و سي رساله است.اين تفسير معنوي از چهار بخش بزرگ با عناوين «گفتارها، مكتوبات، لمعات و شعاعها» تشكيل ميشود و مجموع آن متشكل از صد و سي رساله است.
— 9 —
بِاسْمِه ٭ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِبِاسْمِه ٭ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ الْمَكْتُوبَةِ وَالْمَقْرُوئَةِ وَالْمُتَمَثِّلَةِ فِى الْهَییوَاءِ اِلى يَوْمِ الْقِيَامِ أمينَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ الْمَكْتُوبَةِ وَالْمَقْرُوئَةِ وَالْمُتَمَثِّلَةِ فِى الْهَییوَاءِ اِلى يَوْمِ الْقِيَامِ أمينَ
برادران عزيز، صديق و ارجمندم! دوستان با اخلاص و توانمند و با شرفم در خدمت قرآني و ايماني!برادران عزيز، صديق و ارجمندم! دوستان با اخلاص و توانمند و با شرفم در خدمت قرآني و ايماني!
حضرت حق را حمد و سپاس بيپايان كه اميدم را در رساله سالمندان و ادعايم را در رساله مدافعات بهواسطه شما تأييد كرد.حضرت حق را حمد و سپاس بيپايان كه اميدم را در رساله سالمندان و ادعايم را در رساله مدافعات بهواسطه شما تأييد كرد.
آري، لِلّهِ الْحَمْدُ بِعَدَدِ الذَّرَّاتِ مِنَ اْلاَزَلِ اِلَى اْلاَبَدِ كه بهواسطه شما، سي تن، بلكه صد و سي تن يا هزار و صد و سي تن چون عبدالرحمان را ی كه خود ارزش هزار تن را داشت ی نصيب رسالة النور كرد. برادران عزيزي كه هميشه همراهم بودهايد و هيچگاه فراموشتان نخواهم كرد، با ديدن شما و امثال شما حقيقتبينان و قيمتشناسان كه رساله نور را بهطور جدي از آن خود دانسته، و از آن محافظت ميكنيد، و وارث آن هستيد، و وظيفه قرآني و ايماني را به جاي من از من پرتلاشتر و خالصانهتر به انجام ميرسانيد، در كمال شادي و سرور و اطمينان و آرامش درون، خود را آماده مواجهه با اجل و موت و قبر ميكنم و انتظارش را ميكشم.آري، لِلّهِ الْحَمْدُ بِعَدَدِ الذَّرَّاتِ مِنَ اْلاَزَلِ اِلَى اْلاَبَدِ كه بهواسطه شما، سي تن، بلكه صد و سي تن يا هزار و صد و سي تن چون عبدالرحمان را ی كه خود ارزش هزار تن را داشت ی نصيب رسالة النور كرد. برادران عزيزي كه هميشه همراهم بودهايد و هيچگاه فراموشتان نخواهم كرد، با ديدن شما و امثال شما حقيقتبينان و قيمتشناسان كه رساله نور را بهطور جدي از آن خود دانسته، و از آن محافظت ميكنيد، و وارث آن هستيد، و وظيفه قرآني و ايماني را به جاي من از من پرتلاشتر و خالصانهتر به انجام ميرسانيد، در كمال شادي و سرور و اطمينان و آرامش درون، خود را آماده مواجهه با اجل و موت و قبر ميكنم و انتظارش را ميكشم.
من شما را هر روز بارها در نوشتهها و خدماتتان ی كه از خاطرم نميرود ی ميبينم و شوقي را كه نسبت به شما دارم سيراب ميكنم. شما هم ميتوانيد اين برادر بيچارهتان را در رسالهها ببينيد و به مصاحبت با او بپردازيد. زمان و مكان نميتواند مانعي بر سر راه مصاحبت اهل حقيقت شود؛ اگر يكي از آنها در شرق و ديگري در غرب و يكي در دنيا و ديگري در برزخ هم باشند، رابطه قرآني ومن شما را هر روز بارها در نوشتهها و خدماتتان ی كه از خاطرم نميرود ی ميبينم و شوقي را كه نسبت به شما دارم سيراب ميكنم. شما هم ميتوانيد اين برادر بيچارهتان را در رسالهها ببينيد و به مصاحبت با او بپردازيد. زمان و مكان نميتواند مانعي بر سر راه مصاحبت اهل حقيقت شود؛ اگر يكي از آنها در شرق و ديگري در غرب و يكي در دنيا و ديگري در برزخ هم باشند، رابطه قرآني و
— 10 —
ايماني به مثابه يك راديوي معنوي امكان گفتگوي آنها با يكديگر را ايجاد ميكند.ايماني به مثابه يك راديوي معنوي امكان گفتگوي آنها با يكديگر را ايجاد ميكند.
ما شاء الله و بارك الله! كرامات قلم عَلَوي (علي) كه در اين زمان مصدِّق امضاي "كرامات عَلَوي" بر رسالة النور است؛ و قلم خسروي كه كليد زرين قرآن بوده و كرامت خارق العادهي معجزات احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را به ديدگان نشان داده و به قرآن خدمت ارزشمندي ميكند؛ نه فقط ما را كه همه موجودات روحاني و فرشتگان را نيز شاد و مسرور ميكنند.ما شاء الله و بارك الله! كرامات قلم عَلَوي (علي) كه در اين زمان مصدِّق امضاي "كرامات عَلَوي" بر رسالة النور است؛ و قلم خسروي كه كليد زرين قرآن بوده و كرامت خارق العادهي معجزات احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را به ديدگان نشان داده و به قرآن خدمت ارزشمندي ميكند؛ نه فقط ما را كه همه موجودات روحاني و فرشتگان را نيز شاد و مسرور ميكنند.
اين بار ارجمنداني كه صاحب قلمهاي الماسيناند سؤالي پرسيدهاند، كه فعلاً پاسخ آن در اختيارم نيست؛ به دستام برسد براي شما خواهم فرستاد. برادران ارزشمندم رشدي، رأفت، سليمان، ب. م، ح.ك، عبدالله و كساني كه نامشان را ذكر نميكنم هر روز در خاطرم هستند؛ از اينكه با آنان خصوصي سخن نميگويم دلگير نشوند، زيرا به نسبت عظمت و اهميت خدمت شما و قدرت و دسيسهي معارضانتان مجبور به رعايت دقت و احتياط هستيم.اين بار ارجمنداني كه صاحب قلمهاي الماسيناند سؤالي پرسيدهاند، كه فعلاً پاسخ آن در اختيارم نيست؛ به دستام برسد براي شما خواهم فرستاد. برادران ارزشمندم رشدي، رأفت، سليمان، ب. م، ح.ك، عبدالله و كساني كه نامشان را ذكر نميكنم هر روز در خاطرم هستند؛ از اينكه با آنان خصوصي سخن نميگويم دلگير نشوند، زيرا به نسبت عظمت و اهميت خدمت شما و قدرت و دسيسهي معارضانتان مجبور به رعايت دقت و احتياط هستيم.
از اينكه اخوت حافظ علي و خسرو چنان جديست كه گويي محو هماند، دانستم كه مظهر راز رساله "اخلاص" شدهايد و اين امر اميدم را فوق العاده قوت بخشيد.از اينكه اخوت حافظ علي و خسرو چنان جديست كه گويي محو هماند، دانستم كه مظهر راز رساله "اخلاص" شدهايد و اين امر اميدم را فوق العاده قوت بخشيد.
ميخواستم بيشتر بنويسم اما فردي كه ميخواهد به اداره پست برود عجله دارد، لذا مطلبام را كوتاه كردم.ميخواستم بيشتر بنويسم اما فردي كه ميخواهد به اداره پست برود عجله دارد، لذا مطلبام را كوتاه كردم.
محتاج دعايتانمحتاج دعايتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 11 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ اَيَّامِ الْفِرَاقِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ اَيَّامِ الْفِرَاقِ
برادران عزيز و صديقام! دوستان با درايت و توانمندم در خدمت قرآني! زمان فعلي زمان جماعت است. ارزش و اهميت به نسبت شخص معنويست. به ماهيت شخص مادي و فردي و فاني نبايد توجه داشت. مخصوصاً اگر به بيچارهيي چون من هزار برابر بيشتر از ارزشاش اهميت داده شود، مانند آن است كه بر دوش فرد ضعيفي كه قادر به حمل بار يك مَني نيست، هزاران مَن بار نهاده شود؛ بديهيست كه له خواهد شد.برادران عزيز و صديقام! دوستان با درايت و توانمندم در خدمت قرآني! زمان فعلي زمان جماعت است. ارزش و اهميت به نسبت شخص معنويست. به ماهيت شخص مادي و فردي و فاني نبايد توجه داشت. مخصوصاً اگر به بيچارهيي چون من هزار برابر بيشتر از ارزشاش اهميت داده شود، مانند آن است كه بر دوش فرد ضعيفي كه قادر به حمل بار يك مَني نيست، هزاران مَن بار نهاده شود؛ بديهيست كه له خواهد شد.
خدا را شكر! رساله نور بهواسطه تجربهها و رويدادهاي متعدد حتي به نابينايان نيز نشان داد كه معجیزهيي قرآنيسیت و قادر است عصیر فعلي و همچنين آينده را روشنايي بخشد؛ لذا مدح و ثنايتان دربارهي آن به جا و مناسب است اما نميتوانم خود را شايسته حتي يك هزارم آنچه درباره من ميگوييد بدانم. ولي از اينكه با مشاركت و سعي و تلاش طلبههاي حقيقتبيني چون شما مظهر نعمت و موفقيتي بسيار بزرگ شدهام، به حساب رساله نور تا ابد مفتخرم.خدا را شكر! رساله نور بهواسطه تجربهها و رويدادهاي متعدد حتي به نابينايان نيز نشان داد كه معجیزهيي قرآنيسیت و قادر است عصیر فعلي و همچنين آينده را روشنايي بخشد؛ لذا مدح و ثنايتان دربارهي آن به جا و مناسب است اما نميتوانم خود را شايسته حتي يك هزارم آنچه درباره من ميگوييد بدانم. ولي از اينكه با مشاركت و سعي و تلاش طلبههاي حقيقتبيني چون شما مظهر نعمت و موفقيتي بسيار بزرگ شدهام، به حساب رساله نور تا ابد مفتخرم.
برادر صبري كارمند اسكله نور! در مصاحبتهايي كه با "سليمان و خسرو" داريد من هم از دو جنبه و شايد سه جنبه شريك هستم.برادر صبري كارمند اسكله نور! در مصاحبتهايي كه با "سليمان و خسرو" داريد من هم از دو جنبه و شايد سه جنبه شريك هستم.
برادر حافظ علي صاحب عنوان كارخانه نور! نامه فوق العادهات را به شرط ناديده گرفتن شخصيت بياهميت من، بسيار عالي يافتم. اين نامه نشان داد كه درايت فوق العاده و خالصات در حال پيشرفت است؛ به گونهيي كه نزد خود گفتم: "علي، حامل عبدالرحمانهاي بسياريست".برادر حافظ علي صاحب عنوان كارخانه نور! نامه فوق العادهات را به شرط ناديده گرفتن شخصيت بياهميت من، بسيار عالي يافتم. اين نامه نشان داد كه درايت فوق العاده و خالصات در حال پيشرفت است؛ به گونهيي كه نزد خود گفتم: "علي، حامل عبدالرحمانهاي بسياريست".
— 12 —
مصطفيها، كوچك علي، برادران ارجمند و نوراني! نامه شما مانند نامه علي بزرگ بيانگر حقيقتي شگفت بوده، و حقيقت مذكور در خصوص رساله نور، حق است، اما من شايستگي ورود به آن حد و حدود را ندارم.مصطفيها، كوچك علي، برادران ارجمند و نوراني! نامه شما مانند نامه علي بزرگ بيانگر حقيقتي شگفت بوده، و حقيقت مذكور در خصوص رساله نور، حق است، اما من شايستگي ورود به آن حد و حدود را ندارم.
آري، فرموده است:آري، فرموده است:
عُلَمَاءُ اُمَّتِى كَاَنْبِيَاء بَنِىاِسْرَائيِلَعُلَمَاءُ اُمَّتِى كَاَنْبِيَاء بَنِىاِسْرَائيِلَ
ذوات بزرگ و فوقالعادهيي چون "غوث اعظم شاه گيلاني، امام غزالي و امام رباني" هم به لحاظ شخصي و هم به لحاظ مسئوليتي كه داشتهاند با آثار و ارشادهاي ارزشمندشان حديث مذكور را در عمل تصديق كردهاند. زمان آنها از جهتي زمان فرديت بوده، لذا حكمت رباني، نوابغ قدسي و فريدهايي مانند آنها را به ياري امت فرستاده است. اينك نيز رسالة النور را كه در حكم شخصي معنويست و شاگردانش را كه براساس سرّ تساند و همبستگي فرد فريدي هستند، در زمان كنوني كه زمان جماعت است مكلف به انجام دادن همان وظيفه و مسئوليت مهم كرده، با اين تفاوت كه شرايط فعلي، دهشتناك و توأم با مشكلات ميباشد. بر مبناي اين راز، سربازي چون من در مقام و موقعيت سنگين يك ژنرال فقط مسئوليت پسقراولي را دارد.ذوات بزرگ و فوقالعادهيي چون "غوث اعظم شاه گيلاني، امام غزالي و امام رباني" هم به لحاظ شخصي و هم به لحاظ مسئوليتي كه داشتهاند با آثار و ارشادهاي ارزشمندشان حديث مذكور را در عمل تصديق كردهاند. زمان آنها از جهتي زمان فرديت بوده، لذا حكمت رباني، نوابغ قدسي و فريدهايي مانند آنها را به ياري امت فرستاده است. اينك نيز رسالة النور را كه در حكم شخصي معنويست و شاگردانش را كه براساس سرّ تساند و همبستگي فرد فريدي هستند، در زمان كنوني كه زمان جماعت است مكلف به انجام دادن همان وظيفه و مسئوليت مهم كرده، با اين تفاوت كه شرايط فعلي، دهشتناك و توأم با مشكلات ميباشد. بر مبناي اين راز، سربازي چون من در مقام و موقعيت سنگين يك ژنرال فقط مسئوليت پسقراولي را دارد.
برادر رأفت! با اينكه نيازمند و مشتاق بودهام دست كم هر چهار روز يكبار تو را ببينم، بعد از چهار سال توانستيم ديداري خصوصي داشته باشيم. كساني چون تو كه با زبان ارزشمند و مؤثر و قلم لطيف و قدرتمند خويش خدمات بسيار مهمي به رسالة النور ارائه ميدهند، دوستاني هستند كه همواره در خاطرم مخاطبان معنوي من بوده و در عالم خيال نزد من حاضرند. انتشار فوق العاده مؤثر رسالة النور نظرها را جلب ميكند لذا فعلاً لازم است احتياط زيادي كرد. اگر رساله "ميانهروي"، همراه با رسالهي "سوگنامه فرزند" ارسال شود كار مناسبي خواهد بود.برادر رأفت! با اينكه نيازمند و مشتاق بودهام دست كم هر چهار روز يكبار تو را ببينم، بعد از چهار سال توانستيم ديداري خصوصي داشته باشيم. كساني چون تو كه با زبان ارزشمند و مؤثر و قلم لطيف و قدرتمند خويش خدمات بسيار مهمي به رسالة النور ارائه ميدهند، دوستاني هستند كه همواره در خاطرم مخاطبان معنوي من بوده و در عالم خيال نزد من حاضرند. انتشار فوق العاده مؤثر رسالة النور نظرها را جلب ميكند لذا فعلاً لازم است احتياط زيادي كرد. اگر رساله "ميانهروي"، همراه با رسالهي "سوگنامه فرزند" ارسال شود كار مناسبي خواهد بود.
براي همهي برادرانام به ويژه خاصان آنها تك تك سلام و دعا دارم. به خاطر اين دوستان ارجمند و ارزشمند، خويشاوندان و قصباتشان را نيز جزء خويشاوندان و قصبه خود بهشمار آورده، و به اين ترنيب دعا ميكنم و در دستاوردهاي معنويام سهيم مينمايم.براي همهي برادرانام به ويژه خاصان آنها تك تك سلام و دعا دارم. به خاطر اين دوستان ارجمند و ارزشمند، خويشاوندان و قصباتشان را نيز جزء خويشاوندان و قصبه خود بهشمار آورده، و به اين ترنيب دعا ميكنم و در دستاوردهاي معنويام سهيم مينمايم.
— 13 —
برادران عزيز، صديق، فداكار و وفادارم! دليل آنكه نتوانستم با شما مخابرهيي داشته باشم اين است كه بهشدت زير نظرم، و در حصر با تضييق و محدوديتهاي فوق العادهيي مواجهام. خالق مهربانام را بينهايت سپاس كه با صبر و تحمل محكمي كه احسان فرموده است سوء قصدهايشان را عقيم گذاشت. با آنكه هر ماه دوري در اينجا، معادل يك سال حبس انفرادي طاقت فرساست، به بركت دعاي شما، عنايت الهي هر روز را برايم به يك ماه عمر سعادتمندانه تبديل كرده است. بابت راحتي من نگران نباشيد؛ التفات رحمت در تداوم است.برادران عزيز، صديق، فداكار و وفادارم! دليل آنكه نتوانستم با شما مخابرهيي داشته باشم اين است كه بهشدت زير نظرم، و در حصر با تضييق و محدوديتهاي فوق العادهيي مواجهام. خالق مهربانام را بينهايت سپاس كه با صبر و تحمل محكمي كه احسان فرموده است سوء قصدهايشان را عقيم گذاشت. با آنكه هر ماه دوري در اينجا، معادل يك سال حبس انفرادي طاقت فرساست، به بركت دعاي شما، عنايت الهي هر روز را برايم به يك ماه عمر سعادتمندانه تبديل كرده است. بابت راحتي من نگران نباشيد؛ التفات رحمت در تداوم است.
برادر صبري! صبور باش؛ به بيماري عصبي و توهميات كه بيضرر و بياهميت است توجهي نكن. براي شفايت دعا ميكنيم، اما بدان كه اين بيماري بيضرر و بيخطر است؛ همچنان كه انعكاس زشتي در آيينه، زشت نيست، و تصوير مار در آيينه كسي را نيش نميزند، و بازتاب آتش نميسوزاند؛ افكار هم اگر سيئه باشند يعني انديشههاي زشت و پليد و كفرآميز، و بياختيار و بدون رضا بر آيينه دل و خيال منعكس شوند، ضرري نخواهند داشت. زيرا در علم اصول، تصور كفر، كفر نيست، و تخيل ناسزا، ناسزا نيست. اما حسنه چون نورانيست، تصور و تخيلاش نيز حسنه است. بازتاب شي نوراني در آيينه، توليد نور ميكند، و خاصيتي دارد. تمثال شي كدر، مرده و فاقد حيات است و تأثيري ندارد. اگر مشكل ساير تأملات روحاني باشد، در واقع تازيانهيي ربانيست براي عادت دادن به صبر و مجاهده. زيرا حالات قبض و بسط بهواسطهي تجليات جمال و جلال متوجه اهل انتباه ميشود تا فرد با حكمت عدم سقوط در ورطهي يأس و اميد كاذب، و با حفظ موازنه خوف و رجا، صبور و شاكر باشد و اين نزد اهل حقيقت قاعده مشهوري براي ترقي و پيشرفت است.برادر صبري! صبور باش؛ به بيماري عصبي و توهميات كه بيضرر و بياهميت است توجهي نكن. براي شفايت دعا ميكنيم، اما بدان كه اين بيماري بيضرر و بيخطر است؛ همچنان كه انعكاس زشتي در آيينه، زشت نيست، و تصوير مار در آيينه كسي را نيش نميزند، و بازتاب آتش نميسوزاند؛ افكار هم اگر سيئه باشند يعني انديشههاي زشت و پليد و كفرآميز، و بياختيار و بدون رضا بر آيينه دل و خيال منعكس شوند، ضرري نخواهند داشت. زيرا در علم اصول، تصور كفر، كفر نيست، و تخيل ناسزا، ناسزا نيست. اما حسنه چون نورانيست، تصور و تخيلاش نيز حسنه است. بازتاب شي نوراني در آيينه، توليد نور ميكند، و خاصيتي دارد. تمثال شي كدر، مرده و فاقد حيات است و تأثيري ندارد. اگر مشكل ساير تأملات روحاني باشد، در واقع تازيانهيي ربانيست براي عادت دادن به صبر و مجاهده. زيرا حالات قبض و بسط بهواسطهي تجليات جمال و جلال متوجه اهل انتباه ميشود تا فرد با حكمت عدم سقوط در ورطهي يأس و اميد كاذب، و با حفظ موازنه خوف و رجا، صبور و شاكر باشد و اين نزد اهل حقيقت قاعده مشهوري براي ترقي و پيشرفت است.
احتياطِ "توفيق شامي" قابل تقدير است اما براي آنكه خدمات ارزشمند او در گذشته دائماً در دفتر اعمالاش ثواب بنويسد، او نيز همواره بايد تلاش ميكرد. خدا را شكر! كه با قلم الماسيناش دوباره وظيفهاش را شروع كرد و روح من از ايناحتياطِ "توفيق شامي" قابل تقدير است اما براي آنكه خدمات ارزشمند او در گذشته دائماً در دفتر اعمالاش ثواب بنويسد، او نيز همواره بايد تلاش ميكرد. خدا را شكر! كه با قلم الماسيناش دوباره وظيفهاش را شروع كرد و روح من از اين
— 14 —
بابت با اميد و اشتياق مسرور شد. او با اين كار روزهاي بارلا را با حسرت به خاطرم آورد.بابت با اميد و اشتياق مسرور شد. او با اين كار روزهاي بارلا را با حسرت به خاطرم آورد.
برادر صبري! مسئوليت امامت جماعت براي رسالة النور زياني ندارد. فعلاً با نيت عمل به رخصت، كناره گيري نكن.برادر صبري! مسئوليت امامت جماعت براي رسالة النور زياني ندارد. فعلاً با نيت عمل به رخصت، كناره گيري نكن.
برادر خسرو! بيان كامل و تقديري كه از ارزش "شعاع پنجم" كرده بودي بسيار مسرورم كرد. اينكه قرآني مُزين را براي دومين بار كتابت نمودي موجب شادي فوق العاده من شد. نيز از اينكه با قلم مباركاتبرادر خسرو! بيان كامل و تقديري كه از ارزش "شعاع پنجم" كرده بودي بسيار مسرورم كرد. اينكه قرآني مُزين را براي دومين بار كتابت نمودي موجب شادي فوق العاده من شد. نيز از اينكه با قلم مباركات
يكي از الطاف و بركتي كه موجب شگفتي شد اين است: خسرو كه كاتب كارخانه گل* بود و از همين طريق به جمع علاقمندان رسالة النور پيوست دو سال و نيم پيش يك شيشه كوچك روغن گل برايم فرستاد. با اينكه هميشه از آن استفاده كردهام هنوز تمام نشده و باز هم هست. برادرتان امين نزد من است و براي اين بركت شهادت ميدهد. ضمناً به شما سلام ميرساند.يكي از الطاف و بركتي كه موجب شگفتي شد اين است: خسرو كه كاتب كارخانه گل* بود و از همين طريق به جمع علاقمندان رسالة النور پيوست دو سال و نيم پيش يك شيشه كوچك روغن گل برايم فرستاد. با اينكه هميشه از آن استفاده كردهام هنوز تمام نشده و باز هم هست. برادرتان امين نزد من است و براي اين بركت شهادت ميدهد. ضمناً به شما سلام ميرساند.
* كاتب كارخانه گل: استاد اين عنوان را به خاطر كتابت زياد رسالهها توسط خسرو و برخي از طلبهها به آنها اطلاق كرده است. م.* كاتب كارخانه گل: استاد اين عنوان را به خاطر كتابت زياد رسالهها توسط خسرو و برخي از طلبهها به آنها اطلاق كرده است. م.
رسالههاي جديدي را براي من استنساخ كردهيي موجب شد با احساسِ دِين مسرورانه اشك بريزم.رسالههاي جديدي را براي من استنساخ كردهيي موجب شد با احساسِ دِين مسرورانه اشك بريزم.
سلامت، كمال صداقت و ثابت قدمي"رشدي و رأفت"، نگرانيهاي حزينام را از بين برد. به خاطر طلاب اسپارتا، اين شهر را در دعاها با زادگاهام نورس همراه كردهام. حتي براي اموات شهر اسپارتا مانند درگذشتگان قريه نورس دعا ميكنم. من اسپارتا را وطن و شهر حقيقي خود ميدانم.سلامت، كمال صداقت و ثابت قدمي"رشدي و رأفت"، نگرانيهاي حزينام را از بين برد. به خاطر طلاب اسپارتا، اين شهر را در دعاها با زادگاهام نورس همراه كردهام. حتي براي اموات شهر اسپارتا مانند درگذشتگان قريه نورس دعا ميكنم. من اسپارتا را وطن و شهر حقيقي خود ميدانم.
برادر علي كه دستگاهات قويست! به دليل فعاليتهاي جدي و خالصانه شما، اميدوار بودم طلبههاي ثابت قدمِ فراواني چون شما براي رساله نور پا به عرصه بگذارند و كار را ادامه دهند. به برادراني مانند عبدالله كه ميشناسم و آنهايي كه نميشناسم سلام مرا برسانيد و بگوييد كه آنها را در دستاوردهاي معنويام شريك ميكنم. با همه برادراني كه نامشان را در نامهام نمينويسم اما همواره به يادشان هستم، ارتباط زيادي دارم.برادر علي كه دستگاهات قويست! به دليل فعاليتهاي جدي و خالصانه شما، اميدوار بودم طلبههاي ثابت قدمِ فراواني چون شما براي رساله نور پا به عرصه بگذارند و كار را ادامه دهند. به برادراني مانند عبدالله كه ميشناسم و آنهايي كه نميشناسم سلام مرا برسانيد و بگوييد كه آنها را در دستاوردهاي معنويام شريك ميكنم. با همه برادراني كه نامشان را در نامهام نمينويسم اما همواره به يادشان هستم، ارتباط زيادي دارم.
برادران من! بسيار احتياط كنيد، منافقان فراواناند. براي آنكه خدمت رساله نور آسيبي نبيند تا ميتوانيد نگوييد كه رسالهها از اينجا ارسال ميشود. متأسفانهبرادران من! بسيار احتياط كنيد، منافقان فراواناند. براي آنكه خدمت رساله نور آسيبي نبيند تا ميتوانيد نگوييد كه رسالهها از اينجا ارسال ميشود. متأسفانه
— 15 —
من در اينجا كاملاً تنها ماندهام لذا بسياري از حقايق مهم بيآنكه نوشته شوند و ثبت گردند به خاطر خطور كردند و ناپديد شدند. هزاران درود به محضر فعالان مخلص، جدي و ارجمند (قصبه) كوله اونو، طلاب صادق و كوشا و كثير (روستاي) اسلام كوي، دوستان وفادار و ارزشمندم در بارلا، مخصوصاً به برادران فداكار و وفاداري چون حقي و محمد در اگيردير و ساير برادرانام ميفرستم و دعاگويشان هستم.من در اينجا كاملاً تنها ماندهام لذا بسياري از حقايق مهم بيآنكه نوشته شوند و ثبت گردند به خاطر خطور كردند و ناپديد شدند. هزاران درود به محضر فعالان مخلص، جدي و ارجمند (قصبه) كوله اونو، طلاب صادق و كوشا و كثير (روستاي) اسلام كوي، دوستان وفادار و ارزشمندم در بارلا، مخصوصاً به برادران فداكار و وفاداري چون حقي و محمد در اگيردير و ساير برادرانام ميفرستم و دعاگويشان هستم.
برادرتان كه به دعاهايتان كاملاً اعتماد دارد و بسيار نيازمند آن استبرادرتان كه به دعاهايتان كاملاً اعتماد دارد و بسيار نيازمند آن است
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز، صديق، فداكار و وفادارم! دوستان توانا، باارزش، فعال و مقتدرِ خدمت قرآني و ايماني!برادران عزيز، صديق، فداكار و وفادارم! دوستان توانا، باارزش، فعال و مقتدرِ خدمت قرآني و ايماني!
آنچه در اين دنيا موجب آرامش خاطر من است شما هستيد، به شما اميدهاي بزرگي داشتم كه درست بودناش را ثابت كرديد، حضرت حق تا ابد از شما خشنود باد! آمين ...آنچه در اين دنيا موجب آرامش خاطر من است شما هستيد، به شما اميدهاي بزرگي داشتم كه درست بودناش را ثابت كرديد، حضرت حق تا ابد از شما خشنود باد! آمين ...
مطالبي كه فرستاده بوديد مخصوصاً "گفتار دهم" در اينجا آنقدر مفيد بود كه اگر ميتوانستم براي هر صفحهاش هديه بزرگي ميدادم. مدتها بود (رسالهها را) نديده بودم لذا هر كدام را كه ميخواندم ميگفتم اين "بهترين" است. بعدي را كه ميديدم ميگفتم نه، "بهترين" اين است. آن يكي را كه ديدم حيرت كردم و مطمئن شدم كه: كتب رسالة النور را نميتوان نسبت به هم برتر دانست. هر كدام در مقام خود جايگاهي دارند. اين اثر يكي از معجزات معنوي قرآن است كه اين زمانه را روشنايي ميبخشد ...مطالبي كه فرستاده بوديد مخصوصاً "گفتار دهم" در اينجا آنقدر مفيد بود كه اگر ميتوانستم براي هر صفحهاش هديه بزرگي ميدادم. مدتها بود (رسالهها را) نديده بودم لذا هر كدام را كه ميخواندم ميگفتم اين "بهترين" است. بعدي را كه ميديدم ميگفتم نه، "بهترين" اين است. آن يكي را كه ديدم حيرت كردم و مطمئن شدم كه: كتب رسالة النور را نميتوان نسبت به هم برتر دانست. هر كدام در مقام خود جايگاهي دارند. اين اثر يكي از معجزات معنوي قرآن است كه اين زمانه را روشنايي ميبخشد ...
آري، هيأت مجموعه رسالة النور كه در زمان فعلي مرشدي معنوي، علمي و بااهميت است، همچون ساير مرشیدان شخصيِ بزرگ، متناسب با خیويش و مناسب حقيقت علمي، در عرصههاي مختلف مخصوصاً در اظهار و انتشار حقايق ايماني داراي كرامات عظيمي بوده است؛ همچنين قابل ذكر است كه رسالهيآري، هيأت مجموعه رسالة النور كه در زمان فعلي مرشدي معنوي، علمي و بااهميت است، همچون ساير مرشیدان شخصيِ بزرگ، متناسب با خیويش و مناسب حقيقت علمي، در عرصههاي مختلف مخصوصاً در اظهار و انتشار حقايق ايماني داراي كرامات عظيمي بوده است؛ همچنين قابل ذكر است كه رسالهي
— 16 —
معجزات احمديه خود داراي سیه كیرامت ظاهر و آشكار بوده و بسياري از رسالهها مانند "گفتار دهم"و "گفتار بيست و نهم" و "آيت الكبري" نيز هر كدام مخصوص خود داراي كرامتهايي هستند؛ كه اين امر براي من با نشانهها و رويدادهاي فراواني به قطع به اثبات رسيده است. حتي وقايع متعدد بيهيچ شبههيي اثبات كردهاند كه چون مرشدي بر سر طلبههايي كه در سكرات بودند حاضر شده تا ايمانشان را نجات دهد.معجزات احمديه خود داراي سیه كیرامت ظاهر و آشكار بوده و بسياري از رسالهها مانند "گفتار دهم"و "گفتار بيست و نهم" و "آيت الكبري" نيز هر كدام مخصوص خود داراي كرامتهايي هستند؛ كه اين امر براي من با نشانهها و رويدادهاي فراواني به قطع به اثبات رسيده است. حتي وقايع متعدد بيهيچ شبههيي اثبات كردهاند كه چون مرشدي بر سر طلبههايي كه در سكرات بودند حاضر شده تا ايمانشان را نجات دهد.
مثالي از اين را كه «يك ساعت تفكر در حكم يك سال عبادت مستحبيست...» مشاهده كردم و ديدم كه حزب اكبر نور است؛ پس باور كردم.مثالي از اين را كه «يك ساعت تفكر در حكم يك سال عبادت مستحبيست...» مشاهده كردم و ديدم كه حزب اكبر نور است؛ پس باور كردم.
در آغاز سومين منزل آيت الكبري، احمد فاروقي درباره رساله نور ميگويد: "يكي از متكلمين خواهد آمد و تمام حقايق ايماني را با وضوح كامل بيان و اثبات خواهد كرد". زمان ثابت كرد كه فرد مذكور يك فرد نيست بلكه رساله نور است. اهل كشف، رساله نور را در مكاشفات خود به صورت ترجمان (مؤلف) بيمقدار اين اثر مشاهده كرده و او را انسان پنداشتهاند.در آغاز سومين منزل آيت الكبري، احمد فاروقي درباره رساله نور ميگويد: "يكي از متكلمين خواهد آمد و تمام حقايق ايماني را با وضوح كامل بيان و اثبات خواهد كرد". زمان ثابت كرد كه فرد مذكور يك فرد نيست بلكه رساله نور است. اهل كشف، رساله نور را در مكاشفات خود به صورت ترجمان (مؤلف) بيمقدار اين اثر مشاهده كرده و او را انسان پنداشتهاند.
علاقه داشتم حزب اكبر رسالة النور و حزب اعظم قرآن را براي شما بفرستم. اما حزب اعظم بسيار طولانيست و من نتوانستم آن را املا كنم. حزب اكبر را هم خواستم ترجمه كنم اما فعلاً منصرف شدهام. گفتم برادراني چون شما نيازي به ترجمه ندارند، لذا همان متن عربياش را ان شاء الله ارسال خواهم كرد.علاقه داشتم حزب اكبر رسالة النور و حزب اعظم قرآن را براي شما بفرستم. اما حزب اعظم بسيار طولانيست و من نتوانستم آن را املا كنم. حزب اكبر را هم خواستم ترجمه كنم اما فعلاً منصرف شدهام. گفتم برادراني چون شما نيازي به ترجمه ندارند، لذا همان متن عربياش را ان شاء الله ارسال خواهم كرد.
بخشي را كه قبلاً تحت عنوان "خلاصه مقام نخست آيت الكبري" براي شما فرستاده بودم اساس حزبيست كه گفتم. فقرات كوتاه و برخي مطالب ديگر بياختيار به اساس مذكور اضافه شد و يكباره صورت ديگري يافت. با ظهور و بروز بيشتري كه حاصل شد شهادت توحيدياش همچون نمونه كوچك آيت الكبري درخشيدن گرفت، معانياش روشنايي يافت، و شروع به بخشيدن وسعت عظيمي به روح و قلب و انديشهام كرد. من نيز در حالي كه بسيار خسته و به ستوه آمده بودم آن را انديشمندانه خواندم و ذوق و شوق فراواني نصيبام شد.بخشي را كه قبلاً تحت عنوان "خلاصه مقام نخست آيت الكبري" براي شما فرستاده بودم اساس حزبيست كه گفتم. فقرات كوتاه و برخي مطالب ديگر بياختيار به اساس مذكور اضافه شد و يكباره صورت ديگري يافت. با ظهور و بروز بيشتري كه حاصل شد شهادت توحيدياش همچون نمونه كوچك آيت الكبري درخشيدن گرفت، معانياش روشنايي يافت، و شروع به بخشيدن وسعت عظيمي به روح و قلب و انديشهام كرد. من نيز در حالي كه بسيار خسته و به ستوه آمده بودم آن را انديشمندانه خواندم و ذوق و شوق فراواني نصيبام شد.
يادداشتي را كه در پاسخ سؤالي نوشتهام با اين احتمال كه ممكن است براي شما هم فايدهيي داشته باشد بيان ميكنم:يادداشتي را كه در پاسخ سؤالي نوشتهام با اين احتمال كه ممكن است براي شما هم فايدهيي داشته باشد بيان ميكنم:
— 17 —
برخي اشخاص كه كتابهاي علما و دواوين اوليا را فراوان مطالعه ميكنند پرسيدهاند: چرا رساله نور بيش از آثار ذكر شده موجب ذوق و شوق و ايمان و اذعان ميشود؟برخي اشخاص كه كتابهاي علما و دواوين اوليا را فراوان مطالعه ميكنند پرسيدهاند: چرا رساله نور بيش از آثار ذكر شده موجب ذوق و شوق و ايمان و اذعان ميشود؟
پاسخ: اغلب دواوين اشخاص ارجمند سابق و بخشي از رسالههاي علما از نتايج و ثمرات و فيوضات ايمان و معرفت بحث ميكنند. در زمان آنها حملهيي به ريشه و پايههاي ايمان صورت نميگرفت و اركان ايمان متزلزل نميشد، اما امروزه حملهيي شديد و گروهي عليه ريشه و اركان ايمان در جريان است. بيشتر دواوين و رسالههاي ياد شده، افراد و مؤمنان خاص را خطاب قرار ميدهند و قادر به دفع تعرضات وحشتناك امروز نيستند.پاسخ: اغلب دواوين اشخاص ارجمند سابق و بخشي از رسالههاي علما از نتايج و ثمرات و فيوضات ايمان و معرفت بحث ميكنند. در زمان آنها حملهيي به ريشه و پايههاي ايمان صورت نميگرفت و اركان ايمان متزلزل نميشد، اما امروزه حملهيي شديد و گروهي عليه ريشه و اركان ايمان در جريان است. بيشتر دواوين و رسالههاي ياد شده، افراد و مؤمنان خاص را خطاب قرار ميدهند و قادر به دفع تعرضات وحشتناك امروز نيستند.
اما رسالة النور به عنوان يكي از معجزات معنوي قرآن، پايههاي ايمان را نجات ميدهد و به جاي بهرهبرداري از ايمان موجود، با دلايل و براهين درخشان فراوان به اثبات و تحقيقي شدن ايمان و محافظت از آن پرداخته و به رهايي آن از دايره شبهات خدمت ميكند لذا امروز كساني كه صاحبِ نظر دقيقاند، اعتراف ميكنند كه مردم مانند نان و دارو نيازمند آن هستند. دواوين ياد شده ميگويند: «ولي شو تا ببيني، بر مقامات دست بياب تا تماشا كني، و از نورها و فيضها بهرهمند گردي».اما رسالة النور به عنوان يكي از معجزات معنوي قرآن، پايههاي ايمان را نجات ميدهد و به جاي بهرهبرداري از ايمان موجود، با دلايل و براهين درخشان فراوان به اثبات و تحقيقي شدن ايمان و محافظت از آن پرداخته و به رهايي آن از دايره شبهات خدمت ميكند لذا امروز كساني كه صاحبِ نظر دقيقاند، اعتراف ميكنند كه مردم مانند نان و دارو نيازمند آن هستند. دواوين ياد شده ميگويند: «ولي شو تا ببيني، بر مقامات دست بياب تا تماشا كني، و از نورها و فيضها بهرهمند گردي».
اما رسالة النور ميگويد: «هر كه ميخواهي باش؛ ببين و تماشا كن؛ فقط توجه داشته باش و چشمهايترا باز كن و حقيقت را مشاهده كن و ايمانات را كه كليد سعادت ابديست نجات بده». همچنين رسالة النور پيش از ديگران براي اقناع نفس ترجمانش ميكوشد؛ آنگاه به ديگران ميپردازد. بيترديد درسي كه قادر است نفس اماره فرد را كاملاً اقناع كند و وسوسههايش را از بين ببرد، قطعاً درسي خالص و قدرتمند است كه ميتواند به تنهايي با شخص دهشتناك معنوي ضلالت ی كه در اين زمان صورت گروه و جماعت به خود گرفته ی پيروزمندانه مقابله نمايد. همچنين رسالة النور مانند آثار علماي ديگر صرفاً با تكيه بر مبنا و نظر عقل درس نميدهد و نيز همچون اوليا فقط براساس ذوق و مكاشفه قلبي حركت نميكند. حركت رساله نور بر اتحاد و امتزاج عقل و قلب و تعاون روح واما رسالة النور ميگويد: «هر كه ميخواهي باش؛ ببين و تماشا كن؛ فقط توجه داشته باش و چشمهايترا باز كن و حقيقت را مشاهده كن و ايمانات را كه كليد سعادت ابديست نجات بده». همچنين رسالة النور پيش از ديگران براي اقناع نفس ترجمانش ميكوشد؛ آنگاه به ديگران ميپردازد. بيترديد درسي كه قادر است نفس اماره فرد را كاملاً اقناع كند و وسوسههايش را از بين ببرد، قطعاً درسي خالص و قدرتمند است كه ميتواند به تنهايي با شخص دهشتناك معنوي ضلالت ی كه در اين زمان صورت گروه و جماعت به خود گرفته ی پيروزمندانه مقابله نمايد. همچنين رسالة النور مانند آثار علماي ديگر صرفاً با تكيه بر مبنا و نظر عقل درس نميدهد و نيز همچون اوليا فقط براساس ذوق و مكاشفه قلبي حركت نميكند. حركت رساله نور بر اتحاد و امتزاج عقل و قلب و تعاون روح و
— 18 —
ساير لطايف انساني مبتنيست و به اين ترتيب به اوج اعلا پر ميكشد؛ سر از جاهايي در ميآورد كه نه تنها پاي فلسفهي متعرض بدانجا نميرسد بلكه قادر به ديدن آنجا هم نيست. رساله نور حقايق ايماني را حتي به چشمان نابيناي فلسفه نيز نشان ميدهد.ساير لطايف انساني مبتنيست و به اين ترتيب به اوج اعلا پر ميكشد؛ سر از جاهايي در ميآورد كه نه تنها پاي فلسفهي متعرض بدانجا نميرسد بلكه قادر به ديدن آنجا هم نيست. رساله نور حقايق ايماني را حتي به چشمان نابيناي فلسفه نيز نشان ميدهد.
برادران عزيز و كاملاً صديقام!برادران عزيز و كاملاً صديقام!
آنچه در اين دنيا مايه تسلي و سرور من ميشود شما هستيد، كه اگر نبوديد نميتوانستم اين چهار سال عذاب را تحمل كنم. ثبات قدم و متانت شما به من هم صبر و تحمل فراواني داد. چهار نقطهي زير را برايتان بازگو ميكنم كه ناگهان به ذهن خطور كرد:آنچه در اين دنيا مايه تسلي و سرور من ميشود شما هستيد، كه اگر نبوديد نميتوانستم اين چهار سال عذاب را تحمل كنم. ثبات قدم و متانت شما به من هم صبر و تحمل فراواني داد. چهار نقطهي زير را برايتان بازگو ميكنم كه ناگهان به ذهن خطور كرد:
نقطه نخست: برادران! زلزله اخير به اعتقاد من مانند "شق القمر" يك معجزه قرآنيست. به نحوي كه سركشترين فرد را هم مجبور به تأييد و تصديق ميكند.نقطه نخست: برادران! زلزله اخير به اعتقاد من مانند "شق القمر" يك معجزه قرآنيست. به نحوي كه سركشترين فرد را هم مجبور به تأييد و تصديق ميكند.
نقطه دوم: از گذشته تاكنون هيچ جماعتي نبوده است كه مانند شاگردان رساله نور در مسير حق و حقيقت كارهاي بسيار فراواني انجام دهد؛ و در عين حال متحمل كمترين زحمت شود. كساني كه يك دهم خدمات ما را انجام دادهاند متحمل ده برابرِ زحمتهاي ما بودهاند. معلوم ميشود ما در وضعيتي هستيم كه شكر و حمد دائم را ايجاب ميكند.نقطه دوم: از گذشته تاكنون هيچ جماعتي نبوده است كه مانند شاگردان رساله نور در مسير حق و حقيقت كارهاي بسيار فراواني انجام دهد؛ و در عين حال متحمل كمترين زحمت شود. كساني كه يك دهم خدمات ما را انجام دادهاند متحمل ده برابرِ زحمتهاي ما بودهاند. معلوم ميشود ما در وضعيتي هستيم كه شكر و حمد دائم را ايجاب ميكند.
نقطه سوم: من رسالههاي فرستاده شده را مطالعه كردم. قسمي از حقايق را تكراري ديدم. متناسب با مقام و موقع تكرار شدهاند. چرا با اينكه خواست و اختيار من نبوده چنين شده است، از نسيان و فراموشي قوه حافظهام ناراحت شدم. ناگهان با اخطاري شديد گفته شد "به آخر گفتار نوزدهم نگاه كن!" نگاه كردم و ديدم حكمتهاي بسيار زيبايي كه در تكرارهاي معجزه قرآنيه رسالت احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام هست در رسالة النور ی كه تفسير قرآن است ی بهطور كامل بروز يافته است. آن تكرارها براساس حكمتهاي ياد شده، مناسب و لازم است و دقيقاً در جاي خود آمدهاند.نقطه سوم: من رسالههاي فرستاده شده را مطالعه كردم. قسمي از حقايق را تكراري ديدم. متناسب با مقام و موقع تكرار شدهاند. چرا با اينكه خواست و اختيار من نبوده چنين شده است، از نسيان و فراموشي قوه حافظهام ناراحت شدم. ناگهان با اخطاري شديد گفته شد "به آخر گفتار نوزدهم نگاه كن!" نگاه كردم و ديدم حكمتهاي بسيار زيبايي كه در تكرارهاي معجزه قرآنيه رسالت احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام هست در رسالة النور ی كه تفسير قرآن است ی بهطور كامل بروز يافته است. آن تكرارها براساس حكمتهاي ياد شده، مناسب و لازم است و دقيقاً در جاي خود آمدهاند.
— 19 —
لطفي و عبدالرحمان و كوچك علي ی كه در حكم حافظ عليست ی به نام شما نيز خواهان تفسير و ترجمه لمعه عربي "بيست و نهم" شدهاند. فعلاً نه وقت پرداختن به اين موضوع را دارم و نه حالم اجازه چنين كاري ميدهد. ان شاء الله در آينده يكي ديگر از شاگردان رسالة النور اين وظيفه را انجام خواهد داد.لطفي و عبدالرحمان و كوچك علي ی كه در حكم حافظ عليست ی به نام شما نيز خواهان تفسير و ترجمه لمعه عربي "بيست و نهم" شدهاند. فعلاً نه وقت پرداختن به اين موضوع را دارم و نه حالم اجازه چنين كاري ميدهد. ان شاء الله در آينده يكي ديگر از شاگردان رسالة النور اين وظيفه را انجام خواهد داد.
مكتوب "بيستم" و گفتار "سي و دوم" تا حدودي آن لمعه را توضيح ميدهند. حضرت علي (رض) با راز «تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ سِرًّا» كه آن را دو مرتبه تكرار كرده است به درخشش مخفيانه آن در زير پرده اشاره ميكند و اين ما را به احتياط سوق داده و به آن امر ميكند.مكتوب "بيستم" و گفتار "سي و دوم" تا حدودي آن لمعه را توضيح ميدهند. حضرت علي (رض) با راز «تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ سِرًّا» كه آن را دو مرتبه تكرار كرده است به درخشش مخفيانه آن در زير پرده اشاره ميكند و اين ما را به احتياط سوق داده و به آن امر ميكند.
فهم مسألهي زير را با رمزي به غايت مجمل، به ذكاوت و هوشتان ارجاع ميدهم:فهم مسألهي زير را با رمزي به غايت مجمل، به ذكاوت و هوشتان ارجاع ميدهم:
سؤال: لرزه و خشم زمين كه بر اثر ترس روي ميدهد چرا گريبان روس را نميگيرد و فقط ...؟سؤال: لرزه و خشم زمين كه بر اثر ترس روي ميدهد چرا گريبان روس را نميگيرد و فقط ...؟
پاسخ: زيرا اهانت بهواسطهي بيديني در برابر ديني كه نسخ و تحريف شده با اهانت به ديني كه حق است و ابدي متفاوت است. اين اهانت زمين را به لرزه در ميآورد و خشمگين ميسازد.پاسخ: زيرا اهانت بهواسطهي بيديني در برابر ديني كه نسخ و تحريف شده با اهانت به ديني كه حق است و ابدي متفاوت است. اين اهانت زمين را به لرزه در ميآورد و خشمگين ميسازد.
مقامات مقدمه حشريه را خواستهايد. وضعيت فعليام به هيچ وجه مساعد نيست؛ همچنين حقايق و براهين نگاشته شده درباره حشر نسبت به عموم مردم به قدر كافي پاسخ نيازها را ميدهد، لذا به لحاظ معنا اجبارم نميكنند كه آن را خيلي زود بنويسم. اندكي تأخير شد و تعجيلي صورت نگرفت. در ضمن من در اينجا تحت قيودي هستم.مقامات مقدمه حشريه را خواستهايد. وضعيت فعليام به هيچ وجه مساعد نيست؛ همچنين حقايق و براهين نگاشته شده درباره حشر نسبت به عموم مردم به قدر كافي پاسخ نيازها را ميدهد، لذا به لحاظ معنا اجبارم نميكنند كه آن را خيلي زود بنويسم. اندكي تأخير شد و تعجيلي صورت نگرفت. در ضمن من در اينجا تحت قيودي هستم.
اَلصَّبْرُ مِفْتَاحُ الْفَرَجِ وَ السُّرُورِاَلصَّبْرُ مِفْتَاحُ الْفَرَجِ وَ السُّرُورِ
— 20 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز، ثابت قدم، فداكار و صديقام!برادران عزيز، ثابت قدم، فداكار و صديقام!
اولاً: عيد پيش رو را به شما تبريك ميگويم. از رحمت رحمان مسألت دارم دعاهاي برادرانام در اين شبها و سحرهاي مبارك را كه به موجب سوگند قرآنيِاولاً: عيد پيش رو را به شما تبريك ميگويم. از رحمت رحمان مسألت دارم دعاهاي برادرانام در اين شبها و سحرهاي مبارك را كه به موجب سوگند قرآنيِ
وَالْفَجْرِ، وَلَيَالٍ عَشْرٍوَالْفَجْرِ، وَلَيَالٍ عَشْرٍ
فوق العاده ارزشمندند، براي من و همه اهل ايمان بسيار مبارك گرداند!فوق العاده ارزشمندند، براي من و همه اهل ايمان بسيار مبارك گرداند!
ثانياً: حاشيه صفحه روبهرو را براي شما فرستادم تا همراه با نكته غيبيِ يك سهو كوچك در جاي مناسب خود نوشته شود.ثانياً: حاشيه صفحه روبهرو را براي شما فرستادم تا همراه با نكته غيبيِ يك سهو كوچك در جاي مناسب خود نوشته شود.
ثالثاً: احساس ميكنم "خلوصي" دچار دردسري شده است. نبايد نگران شود. شاگردان رساله نور مورد نظارت و حمايت عنايت و رحمت (الهي) هستند. مادام كه مشقات دنيا موجب ثواب شده و ميگذرند، بايد در برابر مصايب صبر و شكر كرد و با متانت با آنها روبهرو شد. هم او و هم شما در تمام دعاها و منافع معنوي من همراهام هستيد.ثالثاً: احساس ميكنم "خلوصي" دچار دردسري شده است. نبايد نگران شود. شاگردان رساله نور مورد نظارت و حمايت عنايت و رحمت (الهي) هستند. مادام كه مشقات دنيا موجب ثواب شده و ميگذرند، بايد در برابر مصايب صبر و شكر كرد و با متانت با آنها روبهرو شد. هم او و هم شما در تمام دعاها و منافع معنوي من همراهام هستيد.
رابعاً: رسالة النور به خودي خود تحت حمايت قرآن و محافظت رباني انتشار مييابد. اينكه امام علي (رض) دو بار "سِرًّا، سِرًّا" ميگويد اشاره است به اينكه زير پرده، فيض و نورانيت بيشتري ميدهد. اميدوارم برادراني چون شما در برابر رويدادهاي تكان دهنده زمانه ی همچنان كه تاكنون بوده ی باز هم كاملاً مقاومت كنيد. اين جمله بايد يكي از اصولمان باشد:رابعاً: رسالة النور به خودي خود تحت حمايت قرآن و محافظت رباني انتشار مييابد. اينكه امام علي (رض) دو بار "سِرًّا، سِرًّا" ميگويد اشاره است به اينكه زير پرده، فيض و نورانيت بيشتري ميدهد. اميدوارم برادراني چون شما در برابر رويدادهاي تكان دهنده زمانه ی همچنان كه تاكنون بوده ی باز هم كاملاً مقاومت كنيد. اين جمله بايد يكي از اصولمان باشد:
مَنْ آمَنَ بِالْقَدَرِ اَمِنَ مِنَ الْكَدَرِمَنْ آمَنَ بِالْقَدَرِ اَمِنَ مِنَ الْكَدَرِ
— 21 —
برادران عزيزم! من هم متقابلاً عيد را به شما تبريك ميگويم. از سلامتيام پرسيدهايد... با وجود زمستان شديد اينجا، سرماي بيش از حد اتاقام، تأثير سه غربت حزين، فشار ناشي از سه بيماري عصبي، تنهايي و دوري از همه و مشقات غيرقابل تحملي كه با آنها مواجه هستم، پروردگار را بينهايت شكر ميگويم كه ايمان را كه درمان قدسي هر درديست و علاج راضي بودن به قضا را ی از ايمان بالقدر ی به مددم فرستاد و موجب شد در صبري كامل شكر بگويم.برادران عزيزم! من هم متقابلاً عيد را به شما تبريك ميگويم. از سلامتيام پرسيدهايد... با وجود زمستان شديد اينجا، سرماي بيش از حد اتاقام، تأثير سه غربت حزين، فشار ناشي از سه بيماري عصبي، تنهايي و دوري از همه و مشقات غيرقابل تحملي كه با آنها مواجه هستم، پروردگار را بينهايت شكر ميگويم كه ايمان را كه درمان قدسي هر درديست و علاج راضي بودن به قضا را ی از ايمان بالقدر ی به مددم فرستاد و موجب شد در صبري كامل شكر بگويم.
برادران عزيز، صديق و مخلصام! پروردگار مهربان را بينهايت شكر كه كساني چون شما را صاحب و ناشر و حافظ رسالة النور آفريد؛ و بار سنگيني را كه بر دوش ضعيف بيچارهي عاجزي چون من است بسيار سبك كرد.برادران عزيز، صديق و مخلصام! پروردگار مهربان را بينهايت شكر كه كساني چون شما را صاحب و ناشر و حافظ رسالة النور آفريد؛ و بار سنگيني را كه بر دوش ضعيف بيچارهي عاجزي چون من است بسيار سبك كرد.
برادران من! اين بار در سه نامهي متعلق به شما به يكباره نُه برادر ارزشمند را مانند سه خلوصي، سه صبري و سه حقي مشاهده كردم. در زندان، از اخوت و طلبگي جدي و حقيقي "حقي" ی كه به جاي پدر عبدالرحمان لباسهاي مرا وصله پينه ميكرد ی مطلع شدم و دانستم كه در طلبگي بيش از آنچه تصور ميكردم پيشرفت كرده است. بسيار خوشحال شدم.برادران من! اين بار در سه نامهي متعلق به شما به يكباره نُه برادر ارزشمند را مانند سه خلوصي، سه صبري و سه حقي مشاهده كردم. در زندان، از اخوت و طلبگي جدي و حقيقي "حقي" ی كه به جاي پدر عبدالرحمان لباسهاي مرا وصله پينه ميكرد ی مطلع شدم و دانستم كه در طلبگي بيش از آنچه تصور ميكردم پيشرفت كرده است. بسيار خوشحال شدم.
برادر صبري! به قيود سنگيني كه مرا در محاصره دارند و به بند كشيدهاند اهميتي نميدهي. اين در حاليست كه اهل دنياي متوهم در اين جا بسيار سرگرم مناند و با من كار دارند. حتي ... حتي ... حتي ... بگذريم.برادر صبري! به قيود سنگيني كه مرا در محاصره دارند و به بند كشيدهاند اهميتي نميدهي. اين در حاليست كه اهل دنياي متوهم در اين جا بسيار سرگرم مناند و با من كار دارند. حتي ... حتي ... حتي ... بگذريم.
براساس حسن ظن، قائل شدن مقام و منزلت براي من، آن هم هزار بار بيش از آنچه استحقاقاش را دارم فقط در صورتي پذيرفتنيست كه به نام رساله نور، به جهت خدمت آن و تبليغ دُر و گهرهاي قرآني باشد؛ وگرنه به اعتبار شخصام ی كه هيچ اندر هيچ است ی حق قبول چنين اموري را ندارم. رساله آيت الكبراي نگاشتهبراساس حسن ظن، قائل شدن مقام و منزلت براي من، آن هم هزار بار بيش از آنچه استحقاقاش را دارم فقط در صورتي پذيرفتنيست كه به نام رساله نور، به جهت خدمت آن و تبليغ دُر و گهرهاي قرآني باشد؛ وگرنه به اعتبار شخصام ی كه هيچ اندر هيچ است ی حق قبول چنين اموري را ندارم. رساله آيت الكبراي نگاشته
— 22 —
شده توسط "حافظ توفيق" را هرگاه مناسب ديديد ارسال كنيد. او با قلم درخشان و فعالاش در رسالة النور و در خاطرههاي ما موقعيت بسيار مهمي دارد. چشمان من كه نُه سال مسرورانه با كتابتهايش مأنوس بوده است با حسرت منتظر ديدن آن نوشتههاست.شده توسط "حافظ توفيق" را هرگاه مناسب ديديد ارسال كنيد. او با قلم درخشان و فعالاش در رسالة النور و در خاطرههاي ما موقعيت بسيار مهمي دارد. چشمان من كه نُه سال مسرورانه با كتابتهايش مأنوس بوده است با حسرت منتظر ديدن آن نوشتههاست.
برادران ارزشمندم، كساني چون خلوصي و حقي! طبق گفته حقي، نامههاي صبري عيناً به جاي آنها پذيرفته شده است؛ بدين سبب مخابره با خلوصي قطع نشده و ادامه دارد. بينهايت سپاس و حمد و ثنا كه رسالة النور رفته رفته موفقيتهاي ايماني درخشان و فوق العادهيي بهدست ميآورد. اين اثر ان شاء الله خود به خود در قلب هر كس كه آن را ميبيند رسوخ ميكند و معاندان را به سكوت وا ميدارد. تحت پوشش محافظتي غيبي، معاندان را به اشتباه انداخته و چشمان نابينايشان آن را نميبيند، و ردي از آن نمييابند اما شاهد فعاليتهاي درخشاناش ميباشند. در اين موقعيت بايد بسيار زياد احتياط كرد.برادران ارزشمندم، كساني چون خلوصي و حقي! طبق گفته حقي، نامههاي صبري عيناً به جاي آنها پذيرفته شده است؛ بدين سبب مخابره با خلوصي قطع نشده و ادامه دارد. بينهايت سپاس و حمد و ثنا كه رسالة النور رفته رفته موفقيتهاي ايماني درخشان و فوق العادهيي بهدست ميآورد. اين اثر ان شاء الله خود به خود در قلب هر كس كه آن را ميبيند رسوخ ميكند و معاندان را به سكوت وا ميدارد. تحت پوشش محافظتي غيبي، معاندان را به اشتباه انداخته و چشمان نابينايشان آن را نميبيند، و ردي از آن نمييابند اما شاهد فعاليتهاي درخشاناش ميباشند. در اين موقعيت بايد بسيار زياد احتياط كرد.
برادران عزيز، صديق و ارزشمندم؛ و دوستان فعال، جدي و متينام درخدمت قرآني! نامه شما را كه موجب كرامت و عنايت و سرور جديدي شد دريافت كردم. اين نامه، اكرام و عنايت الهي را درباره رسالة النور نشان داد؛ به اين صورت كه:برادران عزيز، صديق و ارزشمندم؛ و دوستان فعال، جدي و متينام درخدمت قرآني! نامه شما را كه موجب كرامت و عنايت و سرور جديدي شد دريافت كردم. اين نامه، اكرام و عنايت الهي را درباره رسالة النور نشان داد؛ به اين صورت كه:
چهار پنج روز پيش طي بازرسي شديدي اقامتگاهم را تفتيش نموده، و با اينكه همه جا را وارسي كردند به حفظ الهي نتوانستند چيزي بيابند كه موجب حزن و اندوه ما شود. البته شش هفت رساله مانند "ميانهروي، بيماران، و استعاذه" را بيضرر يافتند. سپس مواردي مانند نامهي خسرو در مسألهي اذان را در مخالفت كامل با اصول مصادره، بيكم و كاست برگرداندند. من در پي آن رويداد نگران شما شدم؛ خواستم هنگام بازگشت از كوهستان از عبدالمجيد، صبري،چهار پنج روز پيش طي بازرسي شديدي اقامتگاهم را تفتيش نموده، و با اينكه همه جا را وارسي كردند به حفظ الهي نتوانستند چيزي بيابند كه موجب حزن و اندوه ما شود. البته شش هفت رساله مانند "ميانهروي، بيماران، و استعاذه" را بيضرر يافتند. سپس مواردي مانند نامهي خسرو در مسألهي اذان را در مخالفت كامل با اصول مصادره، بيكم و كاست برگرداندند. من در پي آن رويداد نگران شما شدم؛ خواستم هنگام بازگشت از كوهستان از عبدالمجيد، صبري،
— 23 —
خسرو و حافظ علي بپرسم آيا به شما هم تعرضي صورت گرفته يا نه؟ با زبان فرياد كشيدم و آمدم. ناگهان امين در را باز كرد و نامههاي مبارك هر چهار نفرتان را به من داد. هر دوي ما اين اكرام الهي و كرامت حفظيهيي را كه در تفتيش و بازرسي با آن مواجه شديم، همزمان موافق و متناسب با عنايت ربانيهيي ديديم كه در استدعاي خسرو و نتيجه غير منتظرهاش واقع شده بود. گفتيم: "رسالة النور هميشه از عنايت الهي برخوردار است". و شكر كرديم.خسرو و حافظ علي بپرسم آيا به شما هم تعرضي صورت گرفته يا نه؟ با زبان فرياد كشيدم و آمدم. ناگهان امين در را باز كرد و نامههاي مبارك هر چهار نفرتان را به من داد. هر دوي ما اين اكرام الهي و كرامت حفظيهيي را كه در تفتيش و بازرسي با آن مواجه شديم، همزمان موافق و متناسب با عنايت ربانيهيي ديديم كه در استدعاي خسرو و نتيجه غير منتظرهاش واقع شده بود. گفتيم: "رسالة النور هميشه از عنايت الهي برخوردار است". و شكر كرديم.
برادران عزيزم! تأليف باقيمانده فهرست به شما سپرده شده بود. خوب است با تقسيم كار بين خويش انجاماش دهيد.برادران عزيزم! تأليف باقيمانده فهرست به شما سپرده شده بود. خوب است با تقسيم كار بين خويش انجاماش دهيد.
ما شاء الله و بارك الله به تلاش عالي قلمهايتان كه به موازات تداومشان افزايش هم مييابند، مخصوصاً كثرت ناگهاني آنها در روستاي صاو ...ما شاء الله و بارك الله به تلاش عالي قلمهايتان كه به موازات تداومشان افزايش هم مييابند، مخصوصاً كثرت ناگهاني آنها در روستاي صاو ...
هزار بارك الله به حاجي حافظ و روستايش؛ ما را فوق العاده خوشحال كرد. نيز نوشتههاي با توافق خسرو به ويژه نسخه معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام كه آن را با تزيين كار كرده است؛ همچنين رسالههايي كه عليهاي كوچك و بزرگ كتابت كردهاند در اينجا دلنشين بوده و فتوحات چشمگيري داشتهاند. آن قلمهاي ارزشمند ان شاء الله فتوحات بيشتري خواهند داشت و ما شاهد آن خواهيم بود.هزار بارك الله به حاجي حافظ و روستايش؛ ما را فوق العاده خوشحال كرد. نيز نوشتههاي با توافق خسرو به ويژه نسخه معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام كه آن را با تزيين كار كرده است؛ همچنين رسالههايي كه عليهاي كوچك و بزرگ كتابت كردهاند در اينجا دلنشين بوده و فتوحات چشمگيري داشتهاند. آن قلمهاي ارزشمند ان شاء الله فتوحات بيشتري خواهند داشت و ما شاهد آن خواهيم بود.
— 24 —
برادران عزيز، ارجمند، صادق و ثابت قدمام!برادران عزيز، ارجمند، صادق و ثابت قدمام!
اينكه فهرست را براساس تقسيم كار به شخص معنوي هيأت متساندتان سپردهايد كار پسنديدهييست. استادي تمام و كمال و هميشگي يافتهايد. آن استاد معنوي بسيار بالاتر از اين برادر عاجزتان است و ديگر نيازي به من باقي نميگذارد.اينكه فهرست را براساس تقسيم كار به شخص معنوي هيأت متساندتان سپردهايد كار پسنديدهييست. استادي تمام و كمال و هميشگي يافتهايد. آن استاد معنوي بسيار بالاتر از اين برادر عاجزتان است و ديگر نيازي به من باقي نميگذارد.
برادر صبري! آنچه در رؤيا ديدهيي مبارك و معنادار است. ان شاء الله زمان آن را تعبير ميكند.برادر صبري! آنچه در رؤيا ديدهيي مبارك و معنادار است. ان شاء الله زمان آن را تعبير ميكند.
برادران من! بهخاطر شما و با نگراني از موضوع سربازيتان، متوجه حوادث زمان شدم؛ بر قلبام چنين خطور كرد: تمدن اروپايي كه بر مبناي منفي بنا شده و چون قارونبرادران من! بهخاطر شما و با نگراني از موضوع سربازيتان، متوجه حوادث زمان شدم؛ بر قلبام چنين خطور كرد: تمدن اروپايي كه بر مبناي منفي بنا شده و چون قارون
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍإِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ
(قصص:٧٨)(قصص:٧٨)
ميگويد و (دستاوردهايش) را احسان الهي ندانسته، شكر نميكند و با فكر ماديگرايي گرفتار شرك شده و سيئاتاش بر حسنات آن غالب است، چنان سيلي آسمانياي خورد كه محصول پيشرفتهاي صدها سالهاش را سوزاند و ويران كرد و به آتش كشيد. دولتهاي ستمگر اروپا در مقابل ظلمهايشان و به خاطر خيانتي كه بهواسطه معاهده "سور" در حق عالم اسلام و مركز خلافت روا داشتند چنان سيلي شكستي خوردند كه در دنيا هموارد جهنمي شده و نميتوانند از آن بيرون آيند، و در عذاب غوطهورند.ميگويد و (دستاوردهايش) را احسان الهي ندانسته، شكر نميكند و با فكر ماديگرايي گرفتار شرك شده و سيئاتاش بر حسنات آن غالب است، چنان سيلي آسمانياي خورد كه محصول پيشرفتهاي صدها سالهاش را سوزاند و ويران كرد و به آتش كشيد. دولتهاي ستمگر اروپا در مقابل ظلمهايشان و به خاطر خيانتي كه بهواسطه معاهده "سور" در حق عالم اسلام و مركز خلافت روا داشتند چنان سيلي شكستي خوردند كه در دنيا هموارد جهنمي شده و نميتوانند از آن بيرون آيند، و در عذاب غوطهورند.
آري، اين مغلوبيت مانند زمين لرزه مجازات اهانت است. حكم قطعي بسياري از اشخاص در اينجا اين است كه استانهاي اسپارتا و كاستامونو به عنوان دو مركز انتشار رسالة النور نسبت به ساير شهرها از آفات سماوي در امان بودهاند و سبب آن ايمان تحقيقي و قدرت اعتقاديست كه رسالة النور به ديگران اعطا ميكند. زيرا چنين آفاتي نتيجه خطاهاييست كه از ضعف ايمان نشأت ميگيرد؛ همچنان كه براساس حديث، صدقه دفع بلا ميكند قدرت ايمان نيز بسته به درجه و مرتبهاش با آفات مقابله مينمايد.آري، اين مغلوبيت مانند زمين لرزه مجازات اهانت است. حكم قطعي بسياري از اشخاص در اينجا اين است كه استانهاي اسپارتا و كاستامونو به عنوان دو مركز انتشار رسالة النور نسبت به ساير شهرها از آفات سماوي در امان بودهاند و سبب آن ايمان تحقيقي و قدرت اعتقاديست كه رسالة النور به ديگران اعطا ميكند. زيرا چنين آفاتي نتيجه خطاهاييست كه از ضعف ايمان نشأت ميگيرد؛ همچنان كه براساس حديث، صدقه دفع بلا ميكند قدرت ايمان نيز بسته به درجه و مرتبهاش با آفات مقابله مينمايد.
— 25 —
برادران عزيز و صديق و صادق و فداكار و وفادارم!برادران عزيز و صديق و صادق و فداكار و وفادارم!
هديه معنوي و نوراني اين بار شما در نظر من سبوي آب كوثري بود كه از جنّتُ الفردوس و عالم بقا به ما اهدا و موجب فراخي و بساطت روحام شد. همه حواسام با شادي و سرور به شكر گزاري پرداختند. آرزو دارم براي شما نامه مفصلي بنويسم اما زمان و حالام مساعد و موافق نيست، لذا مجبور شدم خلاصه كنم. اما به صاحبان خاص آن هدايا بايد ما شاء الله، بارك الله، وَفَّقَكُم الله و أَسْعَدَكُم الله بگويم!هديه معنوي و نوراني اين بار شما در نظر من سبوي آب كوثري بود كه از جنّتُ الفردوس و عالم بقا به ما اهدا و موجب فراخي و بساطت روحام شد. همه حواسام با شادي و سرور به شكر گزاري پرداختند. آرزو دارم براي شما نامه مفصلي بنويسم اما زمان و حالام مساعد و موافق نيست، لذا مجبور شدم خلاصه كنم. اما به صاحبان خاص آن هدايا بايد ما شاء الله، بارك الله، وَفَّقَكُم الله و أَسْعَدَكُم الله بگويم!
به ويژه به گذشته رفتم و در مدرسه مكتوب "بيست و هفتم" با برادراني كه در حسرت و شوق ديدارشان بودم دوباره ديدار كردم و مكرراً با تك تك آنها جداگانه ديدار ميكنم.به ويژه به گذشته رفتم و در مدرسه مكتوب "بيست و هفتم" با برادراني كه در حسرت و شوق ديدارشان بودم دوباره ديدار كردم و مكرراً با تك تك آنها جداگانه ديدار ميكنم.
عبارت وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى كه مقدمه نخست آيه سي و يكم است با مقام جفرياش ی كه هزار و پانصد و انديست ی اشاره دارد كه بخش بزرگي از امراض معنوي را كه توسط گمراهان رواج مييابد ميتوان با علاجهاي قرآني رسالة النور از بين برد. همچنين اشاره ميكند كه متأسفانه اگر دويست سال هم از عمر دنيا باقي مانده باشد يك فرقه ضاله به كارهايش ادامه خواهد داد.عبارت وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى كه مقدمه نخست آيه سي و يكم است با مقام جفرياش ی كه هزار و پانصد و انديست ی اشاره دارد كه بخش بزرگي از امراض معنوي را كه توسط گمراهان رواج مييابد ميتوان با علاجهاي قرآني رسالة النور از بين برد. همچنين اشاره ميكند كه متأسفانه اگر دويست سال هم از عمر دنيا باقي مانده باشد يك فرقه ضاله به كارهايش ادامه خواهد داد.
در معناي اشاري جمله فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً در نقطه اول اماره دوم، حرف "س" تحت حرف "ص" قرار دارد و "ص" ديده ميشود. اين دو سبب دارد:در معناي اشاري جمله فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً در نقطه اول اماره دوم، حرف "س" تحت حرف "ص" قرار دارد و "ص" ديده ميشود. اين دو سبب دارد:
سبب اول: سعيد بايد درست مانند خاك، محو شود و ترك انانيت كند و تواضع مطلق داشته باشد. اين شرط است تا اينكه رسالة النور را آلوده نكند و تأثيرش را از بين نبرد.سبب اول: سعيد بايد درست مانند خاك، محو شود و ترك انانيت كند و تواضع مطلق داشته باشد. اين شرط است تا اينكه رسالة النور را آلوده نكند و تأثيرش را از بين نبرد.
سبب دوم: از آنجا كه فرو رفتن در باتلاق و طاعون معنويِ كنوني از انديشه ترقي سرچشمه ميگيرد با نشان دادن خطاي آنان اشاره دارد كه صعود و پيشرفت براي مسلمانان فقط در گرو اسلام و مؤمن بودن است.سبب دوم: از آنجا كه فرو رفتن در باتلاق و طاعون معنويِ كنوني از انديشه ترقي سرچشمه ميگيرد با نشان دادن خطاي آنان اشاره دارد كه صعود و پيشرفت براي مسلمانان فقط در گرو اسلام و مؤمن بودن است.
— 26 —
برادرانام! اين روزها دو مسأله به من تذكر داده شد كه يكي از آنها مربوط به طلبههاي رسالة النور است و ديگري مربوط به خودم. بنا بر اهميت موضوع، آنها را به شرح زير مينويسم:برادرانام! اين روزها دو مسأله به من تذكر داده شد كه يكي از آنها مربوط به طلبههاي رسالة النور است و ديگري مربوط به خودم. بنا بر اهميت موضوع، آنها را به شرح زير مينويسم:
مسأله نخست: طي اشارات موجود در دو سه آيه از شعاع اول نشان داده شد كه براساس مژدهيي قدسي و بشارتي محكم، طلبههاي صادق رسالة النور با ايمان وارد قبر ميشوند و اهل بهشت خواهند بود؛ اما من منتظر دليلي بودم كه به اين مسأله بسيار بزرگ و اشارهي واقعاً ارزشمند قدرت كامل دهد. خيلي انتظار كشيدم، لِلّه الحمد كه دو اماره زير ناگهان بر قلبام خطور كرد:مسأله نخست: طي اشارات موجود در دو سه آيه از شعاع اول نشان داده شد كه براساس مژدهيي قدسي و بشارتي محكم، طلبههاي صادق رسالة النور با ايمان وارد قبر ميشوند و اهل بهشت خواهند بود؛ اما من منتظر دليلي بودم كه به اين مسأله بسيار بزرگ و اشارهي واقعاً ارزشمند قدرت كامل دهد. خيلي انتظار كشيدم، لِلّه الحمد كه دو اماره زير ناگهان بر قلبام خطور كرد:
اماره اول: اهیل كشیف و تحقيق حیكم كیردهاند كه ايیمان تحقيقي هر چه از علم اليقين به حق اليقين نزديك شود ديگر سلب نخواهد شد و گفتهاند: "شيطان در سكرات موت با وسوسههايش صرفاً ميتواند شبهاتي براي عقل ايجاد كند و فرد را دچار شك و ترديد نمايد". چنين ايمان تحقيقي فقط در عقل متوقف نميشود بلكه به قلب و روح و سرّ و لطايف ديگر هم سرايت ميكند و ريشه ميدواند؛ طوري كه دست شيطان به آن جاها نميرسد. ايمان اين قبيل افراد مصون از زوال ميشود. يكي از راههايي كه وسيله وصول به ايمان تحقيقي مذكور ميشود رسيدن به حقيقت بهواسطه ولايت كامله و كشف و شهود است. اين روش ويژه اخص الخواص بوده و ايمان شهوديست.اماره اول: اهیل كشیف و تحقيق حیكم كیردهاند كه ايیمان تحقيقي هر چه از علم اليقين به حق اليقين نزديك شود ديگر سلب نخواهد شد و گفتهاند: "شيطان در سكرات موت با وسوسههايش صرفاً ميتواند شبهاتي براي عقل ايجاد كند و فرد را دچار شك و ترديد نمايد". چنين ايمان تحقيقي فقط در عقل متوقف نميشود بلكه به قلب و روح و سرّ و لطايف ديگر هم سرايت ميكند و ريشه ميدواند؛ طوري كه دست شيطان به آن جاها نميرسد. ايمان اين قبيل افراد مصون از زوال ميشود. يكي از راههايي كه وسيله وصول به ايمان تحقيقي مذكور ميشود رسيدن به حقيقت بهواسطه ولايت كامله و كشف و شهود است. اين روش ويژه اخص الخواص بوده و ايمان شهوديست.
راه دوم: تصديق حقايق ايمانيست در جهت ايمان بالغيب با فيض سرّ وحي؛ كه با امتزاج عقل و قلب با قدرتي در مرتبه حق اليقين و علم اليقيني در درجه ضرورت و بیداهت به طرز برهیاني و قیرآني صورت ميگيرد. طلبههاي خیاص رسیالة النور ميبينند كه اين راه دوم اساس و خمير مايه و بنيان و روح و حقيقت رسیالة النور است. ديگران نيز اگر منصفانه بنگرند خواهند ديد كه رسیالة النور نشان ميدهد راههاي مخالف حقايق ايماني غير ممكن و محال و ممتنعاند.راه دوم: تصديق حقايق ايمانيست در جهت ايمان بالغيب با فيض سرّ وحي؛ كه با امتزاج عقل و قلب با قدرتي در مرتبه حق اليقين و علم اليقيني در درجه ضرورت و بیداهت به طرز برهیاني و قیرآني صورت ميگيرد. طلبههاي خیاص رسیالة النور ميبينند كه اين راه دوم اساس و خمير مايه و بنيان و روح و حقيقت رسیالة النور است. ديگران نيز اگر منصفانه بنگرند خواهند ديد كه رسیالة النور نشان ميدهد راههاي مخالف حقايق ايماني غير ممكن و محال و ممتنعاند.
— 27 —
اماره دوم: شاگردان رسالة النور براي عاقبت به خيري خويش و كسب ايمان كامل دعاهاي مقبول و صميمانه فراواني به جا ميآورند، همچنين از طرف اشخاص ديگر نيز بدين منظور دعاهاي فراواني صورت ميگيرد؛ لذا عقل نميتواند اجازه دهد گفته شود هيچ يك از آنها مستجاب نميشود.اماره دوم: شاگردان رسالة النور براي عاقبت به خيري خويش و كسب ايمان كامل دعاهاي مقبول و صميمانه فراواني به جا ميآورند، همچنين از طرف اشخاص ديگر نيز بدين منظور دعاهاي فراواني صورت ميگيرد؛ لذا عقل نميتواند اجازه دهد گفته شود هيچ يك از آنها مستجاب نميشود.
از جمله: يكي از خادمان و شاگردان رسالة النور در بيست و چهار ساعت صدبار براي حُسن عاقبت و سعادت ابدي طلبههاي رساله نور دعا ميكند و در بين اين دعاها دست كمبيست سي مرتبه در بهترين شرايط اجابت دعا براي سلامت ايمان، حسن عاقبت مخصوص آنان و اينكه با ايمان وارد قبر شوند دعا ميكند.از جمله: يكي از خادمان و شاگردان رسالة النور در بيست و چهار ساعت صدبار براي حُسن عاقبت و سعادت ابدي طلبههاي رساله نور دعا ميكند و در بين اين دعاها دست كمبيست سي مرتبه در بهترين شرايط اجابت دعا براي سلامت ايمان، حسن عاقبت مخصوص آنان و اينكه با ايمان وارد قبر شوند دعا ميكند.
همچنين طلبههاي رسالة النور در اين زمان كه ايمان از هر جهت مورد هجمه فراوان قرار گرفته است براي سلامت ايمان هم با زبان صميمي و معصوم خويش دعا ميكنند و مجموعه اين دعاها چنان قدرتي ايجاد ميكند كه رحمت و حكمت اجازه رد آن را نميدهند.همچنين طلبههاي رسالة النور در اين زمان كه ايمان از هر جهت مورد هجمه فراوان قرار گرفته است براي سلامت ايمان هم با زبان صميمي و معصوم خويش دعا ميكنند و مجموعه اين دعاها چنان قدرتي ايجاد ميكند كه رحمت و حكمت اجازه رد آن را نميدهند.
به فرض اگر همه دعاها رد شوند و فقط يك دعا مستجاب گردد باز هم براي اينكه هر كدام آنها با سلامت ايمان وارد قبر شوند كافيست، زيرا هر دعايي ناظر بر عموم ميباشد.به فرض اگر همه دعاها رد شوند و فقط يك دعا مستجاب گردد باز هم براي اينكه هر كدام آنها با سلامت ايمان وارد قبر شوند كافيست، زيرا هر دعايي ناظر بر عموم ميباشد.
مسأله دوم: در "رساله سنوحات" كه بيست سال پيش منتشر شده، آمده است كه در رؤيايي صادقه، افراد يك مجلس روحاني كه درباره سرنوشت جهان اسلام مشورت ميكردهاند از سعيد قديمي به حساب عصر كنوني سؤالي ميكنند. بخشي از پاسخ داده شده به آن سؤال هم اينك تظاهر يافته است. مجلس معنوي مذكور در آن زمان ميپرسد: "در جنگي كه به شكست آلمان منجر شد حكمت مغلوب شدن دولت عثماني چه بود؟"مسأله دوم: در "رساله سنوحات" كه بيست سال پيش منتشر شده، آمده است كه در رؤيايي صادقه، افراد يك مجلس روحاني كه درباره سرنوشت جهان اسلام مشورت ميكردهاند از سعيد قديمي به حساب عصر كنوني سؤالي ميكنند. بخشي از پاسخ داده شده به آن سؤال هم اينك تظاهر يافته است. مجلس معنوي مذكور در آن زمان ميپرسد: "در جنگي كه به شكست آلمان منجر شد حكمت مغلوب شدن دولت عثماني چه بود؟"
سعيد قديمي در پاسخ ميگويد: "اگر ما غالب ميشديم بايد بسياري از مقدساتمان را به خاطر تمدن فدا ميكرديم (همچنان كه هفت سال بعد چنين شد) و حكومت بر پا شده در آناتولي به نام تمدن به راحتي عالم اسلام مخصوصاً مكانهاي مباركي چون حرمين شريفين را به اجبار شامل ميشد و آنها را در برسعيد قديمي در پاسخ ميگويد: "اگر ما غالب ميشديم بايد بسياري از مقدساتمان را به خاطر تمدن فدا ميكرديم (همچنان كه هفت سال بعد چنين شد) و حكومت بر پا شده در آناتولي به نام تمدن به راحتي عالم اسلام مخصوصاً مكانهاي مباركي چون حرمين شريفين را به اجبار شامل ميشد و آنها را در بر
— 28 —
ميگرفت. عنايت الهي بود كه براي محافظت از اماكن مقدسه، تقدير، شكست ما را فتوا داد".ميگرفت. عنايت الهي بود كه براي محافظت از اماكن مقدسه، تقدير، شكست ما را فتوا داد".
درست بيست سال بعد از اين پاسخ، باز هم شبي از طرف من سؤال شد: "در حالي كه ميشد بيطرف ماند و سرزمينهاي از دست رفته را باز پس گرفت، مصر و هند را نير نجات داد و با خود متحد كرد و پيروزي بزرگي از نظر سياست دنيا بهدست آورد چرا با طرفداري از دشمني مشكلساز، بيفايده و مشكوك (انگلستان) به صورت مضاعف راهي زيانبار ترجيح داده شد. چرا اين مطلب از ذهن مردماني باهوش و نابغه پنهان ماند؟ حكمت مطلب چه بود؟"درست بيست سال بعد از اين پاسخ، باز هم شبي از طرف من سؤال شد: "در حالي كه ميشد بيطرف ماند و سرزمينهاي از دست رفته را باز پس گرفت، مصر و هند را نير نجات داد و با خود متحد كرد و پيروزي بزرگي از نظر سياست دنيا بهدست آورد چرا با طرفداري از دشمني مشكلساز، بيفايده و مشكوك (انگلستان) به صورت مضاعف راهي زيانبار ترجيح داده شد. چرا اين مطلب از ذهن مردماني باهوش و نابغه پنهان ماند؟ حكمت مطلب چه بود؟"
پاسخ پيش رو از جانبي معنوي آمد، به من گفته شد: "پاسخي كه تو بيست سال پيش به آن سؤال معنوي دادي جواب همين سؤال هم هست، يعني اگر طرف پيروز انتخاب ميشد، باز هم به نام مدنيت بيميمپاسخ پيش رو از جانبي معنوي آمد، به من گفته شد: "پاسخي كه تو بيست سال پيش به آن سؤال معنوي دادي جواب همين سؤال هم هست، يعني اگر طرف پيروز انتخاب ميشد، باز هم به نام مدنيت بيميم
دنيت، توحش .م.دنيت، توحش .م.
اين رژيم، بدون مانع عالم اسلام و اماكن متبركه را در بر ميگرفت و آنجا حكمفرما ميشد. براي سلامت سيصد ميليون مسلمان بود كه اين خطاي آشكار را نديدند و چون نابينايان حركت كردند".اين رژيم، بدون مانع عالم اسلام و اماكن متبركه را در بر ميگرفت و آنجا حكمفرما ميشد. براي سلامت سيصد ميليون مسلمان بود كه اين خطاي آشكار را نديدند و چون نابينايان حركت كردند".
— 29 —
بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
برادران عزيز، صديق و ارجمندم!برادران عزيز، صديق و ارجمندم!
عيديِ معنوي شما عيد را بر من چنان مبارك كرد كه اگر هزار دلتنگي و غصه هم داشتم همه را از بين ميبرد. هزار بارك الله به شما. صداقتي چنين با اخلاص، اخوتي چنين لوجه الله و تعاوني چنين في سبيل الله آن هم در زمانهيي چنين، فقط و فقط در صديقيني كه صاحب همت عالياند يافت ميشود. حمد و شكر بيپايان خالق ذوالجلال را كه چون شماهايي را خادم قرآن حكيم و شاگرد رساله نور قرار داد.عيديِ معنوي شما عيد را بر من چنان مبارك كرد كه اگر هزار دلتنگي و غصه هم داشتم همه را از بين ميبرد. هزار بارك الله به شما. صداقتي چنين با اخلاص، اخوتي چنين لوجه الله و تعاوني چنين في سبيل الله آن هم در زمانهيي چنين، فقط و فقط در صديقيني كه صاحب همت عالياند يافت ميشود. حمد و شكر بيپايان خالق ذوالجلال را كه چون شماهايي را خادم قرآن حكيم و شاگرد رساله نور قرار داد.
برادر خسرو! قسم اعظم مكتوبات و مهمتر از آن جزءهاي ابتدايي بسيار دلنشين و زيباي قرآن را كتابت نموده به نام همهي برادران و به عنوان تبريك عيد به من اهدا كردهايد؛ اين براي من حكم هزار تبريك را داشت. هزار بارك الله به شما.برادر خسرو! قسم اعظم مكتوبات و مهمتر از آن جزءهاي ابتدايي بسيار دلنشين و زيباي قرآن را كتابت نموده به نام همهي برادران و به عنوان تبريك عيد به من اهدا كردهايد؛ اين براي من حكم هزار تبريك را داشت. هزار بارك الله به شما.
برادرم كوچك علي! هديه بزرگ معنوي تو واقعاً مرا شگفت زده كرد و بسيار متحير شدم. نتوانستم دريابم كه آن نوشتههاي عالي كار علي بزرگ است يا كوچك علي. در هر حال احساس كردم براي من عبدالرحمان و لطفيِ جديدي زاده شدهاند. ديدم ياور قهرماني در هيبتو سيستم حافظ علي بزرگ و شمشيري الماسين در دست دو مصطفاي ارجمند و مخلص براي فتح اينجا به ياري فرد عاجزي چون من ميشتابد. ما شاء الله! گويي كارخانه نوراني و عظيم حافظ علي بزرگ محل كوله اونو را هم در برگرفته و تو نيز گويي از همان قلم و همان شيوه و همان اقتدار برخوردار هستي. جامهيي از مرصع با نقش و نگارهاي زيبا را به شايستگي بر قامت رساله نور پوشاندهيي.برادرم كوچك علي! هديه بزرگ معنوي تو واقعاً مرا شگفت زده كرد و بسيار متحير شدم. نتوانستم دريابم كه آن نوشتههاي عالي كار علي بزرگ است يا كوچك علي. در هر حال احساس كردم براي من عبدالرحمان و لطفيِ جديدي زاده شدهاند. ديدم ياور قهرماني در هيبتو سيستم حافظ علي بزرگ و شمشيري الماسين در دست دو مصطفاي ارجمند و مخلص براي فتح اينجا به ياري فرد عاجزي چون من ميشتابد. ما شاء الله! گويي كارخانه نوراني و عظيم حافظ علي بزرگ محل كوله اونو را هم در برگرفته و تو نيز گويي از همان قلم و همان شيوه و همان اقتدار برخوردار هستي. جامهيي از مرصع با نقش و نگارهاي زيبا را به شايستگي بر قامت رساله نور پوشاندهيي.
— 30 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
با تبريك عيد و تقدير از خدمات و دعا براي موفقيتتان خالق رحيم را بينهايت سپاس ميگويم كه برادران ثابت قدم و فداكاري چون شما را صاحب و ناشر رسالة النور قرار داد. من به شما كه فكر ميكنم روحام انبساط مييابد و قلبام پر از شادي ميشود. لذا مردن و از دنيا رفتن موجب افسوس من نخواهد بود. با وجود شما من گويي زنده هستم، لذا نگاهم به مرگ نگاه دوستانهيي ميشود و بدون اضطراب و نگراني زمان مرگ خود را انتظار ميكشم. خداوند تا ابد از شما راضي و خشنود باد! آمين، آمين، آمين.با تبريك عيد و تقدير از خدمات و دعا براي موفقيتتان خالق رحيم را بينهايت سپاس ميگويم كه برادران ثابت قدم و فداكاري چون شما را صاحب و ناشر رسالة النور قرار داد. من به شما كه فكر ميكنم روحام انبساط مييابد و قلبام پر از شادي ميشود. لذا مردن و از دنيا رفتن موجب افسوس من نخواهد بود. با وجود شما من گويي زنده هستم، لذا نگاهم به مرگ نگاه دوستانهيي ميشود و بدون اضطراب و نگراني زمان مرگ خود را انتظار ميكشم. خداوند تا ابد از شما راضي و خشنود باد! آمين، آمين، آمين.
برادرانام! حكايت لطيفي برايتان بگويم:برادرانام! حكايت لطيفي برايتان بگويم:
زماني فردي در بارلا در جعبهيي چوبي شيريني گردويي براي من فرستاده بود. از آن يك كيلو و نيم شيريني ی كه البته من هم عوض آن را دادم ی روزي شش عدد خودم ميخوردم و گاه همان مقدار يا بيشتر به عنوان تبرّك به ديگران ميدادم. احتمالاً صديق سليمان اين موضوع را به ياد ميآورد. شيريني مذكور بيش از يك ماه طول كشيد تا تمام شود. با مرحوم غالب بيگ حساب كرديم و مطمئن شديم آن شيريني پنج شش برابر بركت يافته و زيادتر شده بود. من در آن موقع گفتم: "فردي كه شيريني را آورد از اخلاص و بركت مهمي برخوردار بوده است". اينك نيز به ياد ميآورم و حدس ميزنم كه فرد مذكور حاجي حافظ بوده است. راز آن بركت عجيب حالا برملا شده بود.زماني فردي در بارلا در جعبهيي چوبي شيريني گردويي براي من فرستاده بود. از آن يك كيلو و نيم شيريني ی كه البته من هم عوض آن را دادم ی روزي شش عدد خودم ميخوردم و گاه همان مقدار يا بيشتر به عنوان تبرّك به ديگران ميدادم. احتمالاً صديق سليمان اين موضوع را به ياد ميآورد. شيريني مذكور بيش از يك ماه طول كشيد تا تمام شود. با مرحوم غالب بيگ حساب كرديم و مطمئن شديم آن شيريني پنج شش برابر بركت يافته و زيادتر شده بود. من در آن موقع گفتم: "فردي كه شيريني را آورد از اخلاص و بركت مهمي برخوردار بوده است". اينك نيز به ياد ميآورم و حدس ميزنم كه فرد مذكور حاجي حافظ بوده است. راز آن بركت عجيب حالا برملا شده بود.
الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّيالْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
در ميان روستاي حافظ علي صاحب كارخانه نور و روستاي هيأت ارجمنداندر ميان روستاي حافظ علي صاحب كارخانه نور و روستاي هيأت ارجمندان
هيأت ارجمندان: استاد اين نام را به كاتبان رساله نور كه اهل روستاي كوله انلو بودند اطلاق ميكردند. م.هيأت ارجمندان: استاد اين نام را به كاتبان رساله نور كه اهل روستاي كوله انلو بودند اطلاق ميكردند. م.
روستاي "صاو" در دعا جايگاهي كسب كرده، و يك سال است به آبروي زندگان، اموات هم سهم ميبرند...روستاي "صاو" در دعا جايگاهي كسب كرده، و يك سال است به آبروي زندگان، اموات هم سهم ميبرند...
همانطور كه بيشتر شاگردان رساله نور در اين خدمت نوعي كرامت و اكرام الهي را احساس ميكنند، اين برادر ناتوانتان نيز چون محتاجتر است انواع و اقسامهمانطور كه بيشتر شاگردان رساله نور در اين خدمت نوعي كرامت و اكرام الهي را احساس ميكنند، اين برادر ناتوانتان نيز چون محتاجتر است انواع و اقسام
— 31 —
آن را احساس ميكند. اين روزها شاگرداني كه در اطرافم هستند سوگند ياد ميكنند و معترفند كه «ما تا وقتي در خدمت (رساله) نور فعاليت ميكنيم از نظر معيشت و آرامش قلبي، انبساط خاطر و سرور را به شكل آشكاري احساس ميكنيم». من خود نيز اين حس را چنان ادراك ميكنم كه نفس و شيطان من هم در برابر آن بداهت، متحير ميشوند و سكوت ميكنند......آن را احساس ميكند. اين روزها شاگرداني كه در اطرافم هستند سوگند ياد ميكنند و معترفند كه «ما تا وقتي در خدمت (رساله) نور فعاليت ميكنيم از نظر معيشت و آرامش قلبي، انبساط خاطر و سرور را به شكل آشكاري احساس ميكنيم». من خود نيز اين حس را چنان ادراك ميكنم كه نفس و شيطان من هم در برابر آن بداهت، متحير ميشوند و سكوت ميكنند......
بدانيد كه بيش از يك سال است من در دعاهايم براي همسران و فرزندان و مادران شاگردان رسالة النور هم ی كه با رسالهها ارتباط دارند ی دعا ميكنم. يكي از دلايل اين امر اشخاصي هستند كه در جاهاي مختلف و در رأس آنها "صبري" با خانواده خود وارد جرگه رساله نور شدهاند ...بدانيد كه بيش از يك سال است من در دعاهايم براي همسران و فرزندان و مادران شاگردان رسالة النور هم ی كه با رسالهها ارتباط دارند ی دعا ميكنم. يكي از دلايل اين امر اشخاصي هستند كه در جاهاي مختلف و در رأس آنها "صبري" با خانواده خود وارد جرگه رساله نور شدهاند ...
عدالت الهي "مدنيت بيميمِ" اهانت كننده به اسلام را چنان دچارعذاب معنوي كرده كه از مرتبه بدويت و توحش بسيار پايينتر آمده است. بمبهايي را بر آنها مسلط كرده كه همواره ترس و وحشت و اضطراب و بحران بر سرشان ميريزد و بدين وسيله اذواق صد سالهي مدنيت اروپا و انگليس و لذت ترقي و تسلط و حاكميت آنها را از بين ميبرد. در چنين دورهيي لازمترين و مهمترين و اوليترين مسئوليت، نجات ايمان است، لذا آيات فَضْلًا كَبِيرًا (مائده: ٥٤) فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيه مَنْ يَشَاءُ (احزاب: ٤٧) كه بشارت قرآنيست و ناظر بر اين زمانه و سال جاري ميباشد به بشريت مژده ميدهد؛ مژدهيي كه فتوحات ايماني و معنوي رسالة النور را به صورت بزرگترين پيروزيها نشان ميدهد. آري، ايمان فرد، نور و مفتاح مُلكي باقي و ابدي به قدر دنياست. رسالةُ النور به هر كس كه ايماناش در معرض خطر است سلطنت و فتوحاتي سودمندتر از سلطنت سراسر كره زمين ميدهد لذا شكي نيست كه يكي از مقصودهاي مستقيم بشارتهاي آيات مذكور در عصر حاضر است. خدمه و صاحبان كارخانههاي "نور و گل" مانند دو چشم انساناند؛ انسان در ظاهر دو چشم دارد اما بينايي اين دو چشم، واحد است. فردي كه اَحوَل است دوبين ميباشد. خدا را شكر كه دو جريان نوراني ياد شده همبستگي و اتحاد كاملي دارند.عدالت الهي "مدنيت بيميمِ" اهانت كننده به اسلام را چنان دچارعذاب معنوي كرده كه از مرتبه بدويت و توحش بسيار پايينتر آمده است. بمبهايي را بر آنها مسلط كرده كه همواره ترس و وحشت و اضطراب و بحران بر سرشان ميريزد و بدين وسيله اذواق صد سالهي مدنيت اروپا و انگليس و لذت ترقي و تسلط و حاكميت آنها را از بين ميبرد. در چنين دورهيي لازمترين و مهمترين و اوليترين مسئوليت، نجات ايمان است، لذا آيات فَضْلًا كَبِيرًا (مائده: ٥٤) فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيه مَنْ يَشَاءُ (احزاب: ٤٧) كه بشارت قرآنيست و ناظر بر اين زمانه و سال جاري ميباشد به بشريت مژده ميدهد؛ مژدهيي كه فتوحات ايماني و معنوي رسالة النور را به صورت بزرگترين پيروزيها نشان ميدهد. آري، ايمان فرد، نور و مفتاح مُلكي باقي و ابدي به قدر دنياست. رسالةُ النور به هر كس كه ايماناش در معرض خطر است سلطنت و فتوحاتي سودمندتر از سلطنت سراسر كره زمين ميدهد لذا شكي نيست كه يكي از مقصودهاي مستقيم بشارتهاي آيات مذكور در عصر حاضر است. خدمه و صاحبان كارخانههاي "نور و گل" مانند دو چشم انساناند؛ انسان در ظاهر دو چشم دارد اما بينايي اين دو چشم، واحد است. فردي كه اَحوَل است دوبين ميباشد. خدا را شكر كه دو جريان نوراني ياد شده همبستگي و اتحاد كاملي دارند.
— 32 —
بِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِهِ سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ دَقَائِقِ الْفِرَاقِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ دَقَائِقِ الْفِرَاقِ
برادران عزيز، ارجمند، صديق و صادق كه روح و جانام هستيد! دليل آنكه به نامه بسيار مسرت بخش اخيرتان از طريق اسپارتا پاسخ ندادم اين بود كه در اينجا به ارتباطات من با مركز اسپارتا بسيار حساساند؛ وانگهي راه ديگر نيز طوريست كه تا به دست شما برسد مراكز متعدد رسالة النور هم بهرهمند ميشوند.برادران عزيز، ارجمند، صديق و صادق كه روح و جانام هستيد! دليل آنكه به نامه بسيار مسرت بخش اخيرتان از طريق اسپارتا پاسخ ندادم اين بود كه در اينجا به ارتباطات من با مركز اسپارتا بسيار حساساند؛ وانگهي راه ديگر نيز طوريست كه تا به دست شما برسد مراكز متعدد رسالة النور هم بهرهمند ميشوند.
برادر خسرو! در نامه اخيرم گفته بودم: والدهي برادراني چون خسرو موجب شدند از بيش از يك سال گذشته تاكنون پدر و مادران همه طلبهها را در دعاهايم ياد كنم. لطفاً برداشت نادرست نكنيد. من در آنجا از ده سال پيش تاكنون همشيرههاي آخرتي فراواني يافتهام كه مانند مادر تو به جمع شاگردان خاص رسالة النور پيوستهاند. معلوم ميشود آنها موجب شدهاند تا افراد تازهي ديگري نيز در اين دعاها سهمي داشته باشند.برادر خسرو! در نامه اخيرم گفته بودم: والدهي برادراني چون خسرو موجب شدند از بيش از يك سال گذشته تاكنون پدر و مادران همه طلبهها را در دعاهايم ياد كنم. لطفاً برداشت نادرست نكنيد. من در آنجا از ده سال پيش تاكنون همشيرههاي آخرتي فراواني يافتهام كه مانند مادر تو به جمع شاگردان خاص رسالة النور پيوستهاند. معلوم ميشود آنها موجب شدهاند تا افراد تازهي ديگري نيز در اين دعاها سهمي داشته باشند.
يكي دو مورد از كرامات بسيار زياد رسالة النور را كه در اين حوالي بروز يافته براي شما بيان ميكنم:يكي دو مورد از كرامات بسيار زياد رسالة النور را كه در اين حوالي بروز يافته براي شما بيان ميكنم:
كرامت اول: طلبه جدي و سالمندي به نام خطيب محمد (رَحْمَةُ اللهِ عَلَيْهِ) رساله سیالمندان را كتابت ميكرد. به موضوع وفیات مرحوم عبدالرحمیان در اواخیر "اميد يازدهم" كه رسيد با قلماش «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» نوشت و عبارت «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» را با زبان نيز بيان كرد. آنگاه با خاتم حسن عاقبت، صفحه حيات خود را مُهر كرد و با درگذشت خويش بر اشاره بشارت قرآني ی كه طلبههاي رسالة النور با ايمان وارد قبر ميشوند ی صحه گذاشت. (رَحْمَةُ اللهِ عَلَيْهِ رَحْمَةً وَاسِعَةً)كرامت اول: طلبه جدي و سالمندي به نام خطيب محمد (رَحْمَةُ اللهِ عَلَيْهِ) رساله سیالمندان را كتابت ميكرد. به موضوع وفیات مرحوم عبدالرحمیان در اواخیر "اميد يازدهم" كه رسيد با قلماش «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» نوشت و عبارت «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» را با زبان نيز بيان كرد. آنگاه با خاتم حسن عاقبت، صفحه حيات خود را مُهر كرد و با درگذشت خويش بر اشاره بشارت قرآني ی كه طلبههاي رسالة النور با ايمان وارد قبر ميشوند ی صحه گذاشت. (رَحْمَةُ اللهِ عَلَيْهِ رَحْمَةً وَاسِعَةً)
— 33 —
كرامت دوم: يكي از نسخهبرداران در تصحيح فهرستي كه شما تأليف كردهايد صفحهيي را ناقص رها كرده بود؛ به تحسين گفتم آن را بنويس. او هم شروع به كتابت كرد. حين نوشتن با قلمي تميز و مركبي كاملاً سياه به عنوان علامت مقبوليتِ جلد دوم فهرست كه شما نگاشتهايد، ناگهان آن مركب سياه، رنگ سرخ زيبايي به خود گرفت. اين رويداد عجيب را تا نيمي از صفحه با شگفتي نگاه ميكرديم كه ديديم مركب دوباره كاملاً سياه شد. نيمه ديگر صفحه با همان قلم و مركب، كاملاً سياه كتابت شد. زمان ديگري در بارلا در كوشكِ ميان باغها با شاملي و مسعود و سليمان شاهد همان رويداد اما به شكل ديگري بوديم. توضيحاش چنين است:كرامت دوم: يكي از نسخهبرداران در تصحيح فهرستي كه شما تأليف كردهايد صفحهيي را ناقص رها كرده بود؛ به تحسين گفتم آن را بنويس. او هم شروع به كتابت كرد. حين نوشتن با قلمي تميز و مركبي كاملاً سياه به عنوان علامت مقبوليتِ جلد دوم فهرست كه شما نگاشتهايد، ناگهان آن مركب سياه، رنگ سرخ زيبايي به خود گرفت. اين رويداد عجيب را تا نيمي از صفحه با شگفتي نگاه ميكرديم كه ديديم مركب دوباره كاملاً سياه شد. نيمه ديگر صفحه با همان قلم و مركب، كاملاً سياه كتابت شد. زمان ديگري در بارلا در كوشكِ ميان باغها با شاملي و مسعود و سليمان شاهد همان رويداد اما به شكل ديگري بوديم. توضيحاش چنين است:
من قدري از مركب سياهي را كه از آن خوشم نميآمد روي زمين ريختم. ناگهان مقدار باقيمانده آن تبديل به مركب سرخ رنگي شد كه خيلي دوست داشتم. اين موضوع كاتبان رسالة النور را به شوق آورد و نمونه و بارقهاي از بروز سلسله كرامتها را به ديدگانمان نشان داد.من قدري از مركب سياهي را كه از آن خوشم نميآمد روي زمين ريختم. ناگهان مقدار باقيمانده آن تبديل به مركب سرخ رنگي شد كه خيلي دوست داشتم. اين موضوع كاتبان رسالة النور را به شوق آورد و نمونه و بارقهاي از بروز سلسله كرامتها را به ديدگانمان نشان داد.
— 34 —
تذكر مهم به برادران اخرويام تذكر مهم به برادران اخرويام
شامل دو ماده زير ميباشد:شامل دو ماده زير ميباشد:
ماده اول: مهمترين وظيفه كسي كه منتسب به رساله نور است، نگارش آن، ياري رساندن در توزيع آن و نويساندن آن است. كسي كه رساله نور را بنويسد، بنويساند و مطالعه كند "طلبه رساله نور" است و زير اين عنوان هميشه در هر بيست و چهار ساعت در دعاهاي خيري كه من ميكنم و در بهرههاي معنوي كه به دست ميآورم صد بار و گاه بيشتر سهيم ميشود؛ او همچنين در دعا و منافع معنوي هزاران تنِ ديگر چون من، از برادران ارزشمند و طلبههاي رساله نور سهيم ميگردد.ماده اول: مهمترين وظيفه كسي كه منتسب به رساله نور است، نگارش آن، ياري رساندن در توزيع آن و نويساندن آن است. كسي كه رساله نور را بنويسد، بنويساند و مطالعه كند "طلبه رساله نور" است و زير اين عنوان هميشه در هر بيست و چهار ساعت در دعاهاي خيري كه من ميكنم و در بهرههاي معنوي كه به دست ميآورم صد بار و گاه بيشتر سهيم ميشود؛ او همچنين در دعا و منافع معنوي هزاران تنِ ديگر چون من، از برادران ارزشمند و طلبههاي رساله نور سهيم ميگردد.
همچنين، كتابت رساله نور از چهار وجه در حكم چهار نوع عبادت مقبول است؛ فرد با اين كار ايمان خود را تقويت كرده، و براي نجات ايمان ديگران تلاش ميكند، و بر اساس حديثي كه ميفرمايد "يك ساعت تفكر گاه ارزش يك سال عبادت را مييابد" تفكر ايماني را به دست ميآورد و در اختيار ديگران قرار ميدهد، و سرانجام با كمك كردن به استاد خود ی كه در وضعيت بسيار سختيست و دستخط خوبي هم ندارد ی در حسناتش شريك ميشود. كاتب رساله نور فوايد بيشماري از اين قبيل را تحصيل مينمايد. من قسم ميخورم و اطمينان ميدهم كسي كه رساله كوچكي را آگاهانه براي خويش كتابت كند مانند اين است كه هديه بزرگي به من داده است. هر صفحه آن كتابت به اندازه يك اوقه مقياس قديمي وزن به ميزان ١٢٨٢ گرم.م. شيريني مرا راضي ميكند.همچنين، كتابت رساله نور از چهار وجه در حكم چهار نوع عبادت مقبول است؛ فرد با اين كار ايمان خود را تقويت كرده، و براي نجات ايمان ديگران تلاش ميكند، و بر اساس حديثي كه ميفرمايد "يك ساعت تفكر گاه ارزش يك سال عبادت را مييابد" تفكر ايماني را به دست ميآورد و در اختيار ديگران قرار ميدهد، و سرانجام با كمك كردن به استاد خود ی كه در وضعيت بسيار سختيست و دستخط خوبي هم ندارد ی در حسناتش شريك ميشود. كاتب رساله نور فوايد بيشماري از اين قبيل را تحصيل مينمايد. من قسم ميخورم و اطمينان ميدهم كسي كه رساله كوچكي را آگاهانه براي خويش كتابت كند مانند اين است كه هديه بزرگي به من داده است. هر صفحه آن كتابت به اندازه يك اوقه مقياس قديمي وزن به ميزان ١٢٨٢ گرم.م. شيريني مرا راضي ميكند.
ماده دوم: متأسفانه دشمنان بيايمان و امان انسي و جنيِ رساله نور چون قادر به مقابله با قلعههاي محكم فولادي و حجتهاي قويِ چون شمشيرِ الماسين اين رساله نيستند با دسايس مخفي و بسيار پنهان، شيطانوار به كاتبان رساله نور حمله كرده، تا شوق و انگيزه آنها را از بين ببرند و آنها را دچار سستي و فتور وماده دوم: متأسفانه دشمنان بيايمان و امان انسي و جنيِ رساله نور چون قادر به مقابله با قلعههاي محكم فولادي و حجتهاي قويِ چون شمشيرِ الماسين اين رساله نيستند با دسايس مخفي و بسيار پنهان، شيطانوار به كاتبان رساله نور حمله كرده، تا شوق و انگيزه آنها را از بين ببرند و آنها را دچار سستي و فتور و
— 35 —
از نوشتن منصرف كنند و به اين صورت به آنها ضربه ميزنند. در اينجا مخصوصاً نياز فراوان و كاتبان بسيار اندكاند، دشمنان بسيار دقيقاًند و به دليل عدم مقاومت برخي از طلاب، مردم اينجا را تا حدودي از رسالههاي نور محروم ميكنند.از نوشتن منصرف كنند و به اين صورت به آنها ضربه ميزنند. در اينجا مخصوصاً نياز فراوان و كاتبان بسيار اندكاند، دشمنان بسيار دقيقاًند و به دليل عدم مقاومت برخي از طلاب، مردم اينجا را تا حدودي از رسالههاي نور محروم ميكنند.
كسي كه بخواهد در مشرب حقيقت با من ديدار و صحبت كند، هر كدام از رسالهها را كه بخواند، نه با من كه با استادش ی كه خادم قرآن است ی ديدار و گفتگو كرده است؛ او ميتواند با ذوق و شوق از حقايق ايماني درس بگيرد.كسي كه بخواهد در مشرب حقيقت با من ديدار و صحبت كند، هر كدام از رسالهها را كه بخواند، نه با من كه با استادش ی كه خادم قرآن است ی ديدار و گفتگو كرده است؛ او ميتواند با ذوق و شوق از حقايق ايماني درس بگيرد.
پس از اخطاري معنوي يكي دو مسألهي ظريف را براي شما مينويسم: پس از اخطاري معنوي يكي دو مسألهي ظريف را براي شما مينويسم:
مسأله اول: در ماه رمضان گذشته براي سلامتي و نجات اهل سنت بسيار فراوان دعا شد. اما اينك قبول آشكار آنها ديده نميشود. در اينباره دو دليل خصوصي به من يادآوري شد:مسأله اول: در ماه رمضان گذشته براي سلامتي و نجات اهل سنت بسيار فراوان دعا شد. اما اينك قبول آشكار آنها ديده نميشود. در اينباره دو دليل خصوصي به من يادآوري شد:
دليل نخست: از ويیژگيهاي عجيب عصیر حاضیر است. يعني با آنكه ميداند الماس، الماس است اما تكه شيشه را به آن ترجيح ميدهد. مسلمانان اين دوره فوق العاده ساده دلاند و جانيان ترسناك را بزرگوارانه ميبخشند. اگر آنها از كسي كه مرتكب هزاران سيئه ميشود و حقوق مادي و معنوي هزاران نفر از بندگان خدا را از بين ميبرند فقط يك خوبي ببينند به نوعي طرفدارش ميشوند.دليل نخست: از ويیژگيهاي عجيب عصیر حاضیر است. يعني با آنكه ميداند الماس، الماس است اما تكه شيشه را به آن ترجيح ميدهد. مسلمانان اين دوره فوق العاده ساده دلاند و جانيان ترسناك را بزرگوارانه ميبخشند. اگر آنها از كسي كه مرتكب هزاران سيئه ميشود و حقوق مادي و معنوي هزاران نفر از بندگان خدا را از بين ميبرند فقط يك خوبي ببينند به نوعي طرفدارش ميشوند.
به اين ترتيب اهل ضلالت و طغيان كه شمارشان خيلي كم است با طرفداران ساده دلشان اكثريت را تشكيل داده و با تقدير الهي به ادامه و تشديد مصيبت عامه كه مترتب بر خطاي اكثريت است فتوا ميدهند؛ و ميگويند ما مستحق چنين چيزي هستيم.به اين ترتيب اهل ضلالت و طغيان كه شمارشان خيلي كم است با طرفداران ساده دلشان اكثريت را تشكيل داده و با تقدير الهي به ادامه و تشديد مصيبت عامه كه مترتب بر خطاي اكثريت است فتوا ميدهند؛ و ميگويند ما مستحق چنين چيزي هستيم.
آري، درصورتي كه فرد با الماس آشنايي داشته باشد (مانند آخرت و ايمان) فقط در صورت ضرورت قطعي، رخصت شرعي وجود دارد كه شيشه را (مانند دنيا و مال) بر آن ترجيح دهد؛ وگرنه نميتوان به دليل اندك نيازي يا بر اثر هوس وآري، درصورتي كه فرد با الماس آشنايي داشته باشد (مانند آخرت و ايمان) فقط در صورت ضرورت قطعي، رخصت شرعي وجود دارد كه شيشه را (مانند دنيا و مال) بر آن ترجيح دهد؛ وگرنه نميتوان به دليل اندك نيازي يا بر اثر هوس و
— 36 —
طمع يا ترسي مختصر، شيشه (دنيا) را بر الماس (آخرت) ترجيح داد. اين جهالتي ابلهانه و خسران و خسارت است و فرد را مستحق سيلي ميكند. صرفاً وقتي ميتوان بزرگوارانه عفو كرد كه جنايت درباره خود فرد صورت گرفته باشد. او ميتواند از حق خود چشم پوشي كند؛ وگرنه كسي حق ندارد جانياني را كه حقوق ديگران را زيرپا گذاشتهاند عفو كند و ببخشد؛ اين مشاركت در ظلم است.طمع يا ترسي مختصر، شيشه (دنيا) را بر الماس (آخرت) ترجيح داد. اين جهالتي ابلهانه و خسران و خسارت است و فرد را مستحق سيلي ميكند. صرفاً وقتي ميتوان بزرگوارانه عفو كرد كه جنايت درباره خود فرد صورت گرفته باشد. او ميتواند از حق خود چشم پوشي كند؛ وگرنه كسي حق ندارد جانياني را كه حقوق ديگران را زيرپا گذاشتهاند عفو كند و ببخشد؛ اين مشاركت در ظلم است.
دليل دوم: چون اجازه نوشتن داده نشده، نوشته نشد.دليل دوم: چون اجازه نوشتن داده نشده، نوشته نشد.
مسأله دوم: برادرانام!مسأله دوم: برادرانام!
درستي و مطابقت تأويل روايات مربوط به رويدادهاي آخر الزمان آشكار شد اما به قصد بيان اين راز و حكمت كه اهل علم و ايمان به چه دليل رويدادهاي مذكور را نميدانند و نميبينند در زندان اسكي شهير شروع به نوشتن كردم. يكي دو صفحه نوشتم، پرده فرو افتاد و باقي آن ماند.درستي و مطابقت تأويل روايات مربوط به رويدادهاي آخر الزمان آشكار شد اما به قصد بيان اين راز و حكمت كه اهل علم و ايمان به چه دليل رويدادهاي مذكور را نميدانند و نميبينند در زندان اسكي شهير شروع به نوشتن كردم. يكي دو صفحه نوشتم، پرده فرو افتاد و باقي آن ماند.
در اين پنج سال، پنج شش مرتبه متوجه همان مسأله بودهام اما هيچ گاه موفق نشدهام. ليكن به من هشدار داده شد حادثهيي از جزئيات آن مسأله را كه مرتبط با خودم است بيان كنم.در اين پنج سال، پنج شش مرتبه متوجه همان مسأله بودهام اما هيچ گاه موفق نشدهام. ليكن به من هشدار داده شد حادثهيي از جزئيات آن مسأله را كه مرتبط با خودم است بيان كنم.
در آغاز دوره آزادي، بسيار پيشتر از (ظهور) رساله نور با اميد و اعتقادي نيرومند، براي از بين بردن يأس و نااميدي اهل ايمان مكرراً مژده ميدادم: "در آينده نوري هست؛ نوري ميبينم". حتي پيش از دوره آزادي هم به طلبههايم بشارت ميدادم؛ همچنان كه مرحوم عبدالرحمان در تاريخچه حياتام نگاشته است، در رسالههايي مانند سنوحات نيز گفتهام "من نوري ميبينم". و به اين ترتيب در برابر رويدادهاي دهشتناك با اميد مذكور مقاومت و ايستادگي ميكردم. من هم مانند هر كس ديگري نوري را كه گفتم در عالم سياست و حيات اجتماعي اسلام و در دايرهيي فراخ تصور ميكردم. اين در حالي بود كه حوادث عالم تا حدودي مرا در آن خبرها و بشارتهاي غيبي تكذيب ميكرد و اميدم را از بين ميبرد.در آغاز دوره آزادي، بسيار پيشتر از (ظهور) رساله نور با اميد و اعتقادي نيرومند، براي از بين بردن يأس و نااميدي اهل ايمان مكرراً مژده ميدادم: "در آينده نوري هست؛ نوري ميبينم". حتي پيش از دوره آزادي هم به طلبههايم بشارت ميدادم؛ همچنان كه مرحوم عبدالرحمان در تاريخچه حياتام نگاشته است، در رسالههايي مانند سنوحات نيز گفتهام "من نوري ميبينم". و به اين ترتيب در برابر رويدادهاي دهشتناك با اميد مذكور مقاومت و ايستادگي ميكردم. من هم مانند هر كس ديگري نوري را كه گفتم در عالم سياست و حيات اجتماعي اسلام و در دايرهيي فراخ تصور ميكردم. اين در حالي بود كه حوادث عالم تا حدودي مرا در آن خبرها و بشارتهاي غيبي تكذيب ميكرد و اميدم را از بين ميبرد.
— 37 —
در يك لحظه هشداري غيبي بر قلبام خطور كرد و اعتقادي يقيني نصيبام نمود، به من گفته شد: "از گذشته با علاقه و توجهي جدي بارها بشارت دادهيي كه نوري هست؛ نوري خواهيم ديد؛ مهمترين تأويل و تفسير و تعبير اين مطلب درباره شما، و حتي از جهت ايمان درباره عالم اسلام، رساله نور است. اين نور است كه تو را بهشدت به خود مشغول كرده بود. همين نور است كه در گذشته، آن را در دايرهيي وسيع تخيل و گمان ميكردي و آن را كه مقدمه و بشارتي براي حالات و اوضاع احتمالاً ديندارانه و سعادتمندانه در عالم سياست بود يعني اين نور معجّل را سعادت مؤجل تصور كردي؛ لذا در گذشته از طريق سياست در پي آن بودي.در يك لحظه هشداري غيبي بر قلبام خطور كرد و اعتقادي يقيني نصيبام نمود، به من گفته شد: "از گذشته با علاقه و توجهي جدي بارها بشارت دادهيي كه نوري هست؛ نوري خواهيم ديد؛ مهمترين تأويل و تفسير و تعبير اين مطلب درباره شما، و حتي از جهت ايمان درباره عالم اسلام، رساله نور است. اين نور است كه تو را بهشدت به خود مشغول كرده بود. همين نور است كه در گذشته، آن را در دايرهيي وسيع تخيل و گمان ميكردي و آن را كه مقدمه و بشارتي براي حالات و اوضاع احتمالاً ديندارانه و سعادتمندانه در عالم سياست بود يعني اين نور معجّل را سعادت مؤجل تصور كردي؛ لذا در گذشته از طريق سياست در پي آن بودي.
آري، سي سال پيش، با حسي قبل از وقوع موضوع را احساس كردي. اما همچنان كه اگر از پشت پردهي سرخ رنگي به مكاني سياه نگاه كنند آن را سرخ خواهند ديد تو هم درست ديدي، ليكن غلط تطبيق كردي. گيرايي سياست تو را فريفت".آري، سي سال پيش، با حسي قبل از وقوع موضوع را احساس كردي. اما همچنان كه اگر از پشت پردهي سرخ رنگي به مكاني سياه نگاه كنند آن را سرخ خواهند ديد تو هم درست ديدي، ليكن غلط تطبيق كردي. گيرايي سياست تو را فريفت".
— 38 —
بِاسْمِه ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ عُمْرِكُمْ فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ آمينَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ عُمْرِكُمْ فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ آمينَ
برادران عزيز و صديقام! دوستان مقتدر و نيرومند خدمت قرآني!برادران عزيز و صديقام! دوستان مقتدر و نيرومند خدمت قرآني!
هديه معنوي اينبار شما با قلمتان كه فوق انتظارم بود ثابت كرد كه به جاي سعيدي سالمند و ضعيف و ناتوان، سعيدهاي جوان و قوي و مقتدر فراواني در بين شما هست. همان روح، همان بيان، همان ايمان ... حمد و ثناي بيپايان كه پروردگار مهربان شما را حامي و ناشر و صاحب و شاگرد رسالة النور قرار داد. خداوند همزمان با مشكلات بسيار زياد، ما را در ارائه خدمات قدسي موفق داشته است. با اينكه بسيار مشتاق گفتگو با شما هستم اما چون زمين و زمان با گفتار مفصلمان موافق نيستند خلاصه كرده با روح و جانام به تك تك شما هزاران درود ميفرستم و ما شاء الله و بارك الله ميگويم.هديه معنوي اينبار شما با قلمتان كه فوق انتظارم بود ثابت كرد كه به جاي سعيدي سالمند و ضعيف و ناتوان، سعيدهاي جوان و قوي و مقتدر فراواني در بين شما هست. همان روح، همان بيان، همان ايمان ... حمد و ثناي بيپايان كه پروردگار مهربان شما را حامي و ناشر و صاحب و شاگرد رسالة النور قرار داد. خداوند همزمان با مشكلات بسيار زياد، ما را در ارائه خدمات قدسي موفق داشته است. با اينكه بسيار مشتاق گفتگو با شما هستم اما چون زمين و زمان با گفتار مفصلمان موافق نيستند خلاصه كرده با روح و جانام به تك تك شما هزاران درود ميفرستم و ما شاء الله و بارك الله ميگويم.
برادرتان كه در شهور ثلاثه مباركه فراوان محتاج دعاهايتان استبرادرتان كه در شهور ثلاثه مباركه فراوان محتاج دعاهايتان است
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 39 —
حديث مهمي كه از آخر الزمان خبر ميدهد: حديث مهمي كه از آخر الزمان خبر ميدهد:
لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ حَتّى يَاْتِىَ اللّهُ بِاَمْرِهِلاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ حَتّى يَاْتِىَ اللّهُ بِاَمْرِهِ
ساعت دو در دهمين روز ماه مبارك رمضان، در يك لحظه اين حديث شريف به خاطرم رسيد. ممكن است بدان دليل هشدار داده شده باشد كه به تداوم گروه شاگردان رساله نور فكر ميكردم.ساعت دو در دهمين روز ماه مبارك رمضان، در يك لحظه اين حديث شريف به خاطرم رسيد. ممكن است بدان دليل هشدار داده شده باشد كه به تداوم گروه شاگردان رساله نور فكر ميكردم.
در لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى تشديد را حساب ميكنيم اما تنوين به حساب نميآيد، لذا مقام جفري اين فقره "هزار و پانصد و چهل و دو" ميشود و به نهايتِ ادامه و تداوماش اشاره دارد.در لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى تشديد را حساب ميكنيم اما تنوين به حساب نميآيد، لذا مقام جفري اين فقره "هزار و پانصد و چهل و دو" ميشود و به نهايتِ ادامه و تداوماش اشاره دارد.
لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُلاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ
در ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ تشديد را به حساب ميآوريم و به اين ترتيب مقام جفري اين فقره ميشود "هزار و پانصد و شش"؛ لذا با بياني قريب به رمز اشاره ميشود كه "جماعت رساله نور "تا اين تاريخ ظاهر و آشكار و بلكه پيروزمندانه تداوم خواهد داشت و تا سال چهل و دو نيز در خفا و با مغلوبيت به وظيفهي روشنگري خود ادامه ميدهد.در ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ تشديد را به حساب ميآوريم و به اين ترتيب مقام جفري اين فقره ميشود "هزار و پانصد و شش"؛ لذا با بياني قريب به رمز اشاره ميشود كه "جماعت رساله نور "تا اين تاريخ ظاهر و آشكار و بلكه پيروزمندانه تداوم خواهد داشت و تا سال چهل و دو نيز در خفا و با مغلوبيت به وظيفهي روشنگري خود ادامه ميدهد.
وَ الْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِ ٭ لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ وَ الْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِ ٭ لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ
در حَتّى يَاْتِىَ اللّهُ بِاَمْرِهِ تشديد را حساب ميكنيم و به اين ترتيب مقام جفري اين عبارت ميشود "هزار و پانصد و چهل و پنج"؛ و اشاره دارد كه قيامت براي كافر بر پا خواهد شد.در حَتّى يَاْتِىَ اللّهُ بِاَمْرِهِ تشديد را حساب ميكنيم و به اين ترتيب مقام جفري اين عبارت ميشود "هزار و پانصد و چهل و پنج"؛ و اشاره دارد كه قيامت براي كافر بر پا خواهد شد.
لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُلاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ
جاي تأمل و شگفتيست كه هر سه عبارت مذكور بالاتفاق تاريخ "هزار و پانصد" را نشان ميدهند؛ و به صورت كاملاً معنادار، معقیول و حكيمانهيي با زمانهاي سه انقلاب بزرگ در سالهاي "هزار و پانصد و شش، هزار و پانصد و چهل و دو، و هزار و پانصد و چهل و پنج" تطابق و همخواني دارد.جاي تأمل و شگفتيست كه هر سه عبارت مذكور بالاتفاق تاريخ "هزار و پانصد" را نشان ميدهند؛ و به صورت كاملاً معنادار، معقیول و حكيمانهيي با زمانهاي سه انقلاب بزرگ در سالهاي "هزار و پانصد و شش، هزار و پانصد و چهل و دو، و هزار و پانصد و چهل و پنج" تطابق و همخواني دارد.
هر چند اين اشارات نوعي توافق و همخوانياند و آنها را نميتوان دليل و حجت دانست و درست است كه استحكامي ندارند، اما چون در اينباره در يك لحظه به من تذكر و هشدار داده شد موجب يقين من ميشود. آري، هيچ كس برهر چند اين اشارات نوعي توافق و همخوانياند و آنها را نميتوان دليل و حجت دانست و درست است كه استحكامي ندارند، اما چون در اينباره در يك لحظه به من تذكر و هشدار داده شد موجب يقين من ميشود. آري، هيچ كس بر
— 40 —
زمان قطعي قيامت واقف نيست اما بهواسطه چنين اشاراتي ميتوان به نتيجه رسيد و احتمالي قوي بهدست آورد.زمان قطعي قيامت واقف نيست اما بهواسطه چنين اشاراتي ميتوان به نتيجه رسيد و احتمالي قوي بهدست آورد.
نكته زير ناگهاني و در يك لحظه بر من الهام شد:نكته زير ناگهاني و در يك لحظه بر من الهام شد:
عبارت الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ در سوره فاتحه كه گروه بزرگ "اصحاب صراط مستقيم" را ميشناساند، اگر بدون تشديد در نظر گرفته شود، مقام عددياش "هزار و پانصد و شش يا هفت" ميشود كه تطابق و تناسب كاملي با مقام و معناي عبارت ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ دارد؛ اما اگر تشديد در اين عبارت محاسبه شود با فقره لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى به رغم سه فرق معنادار، موافقت كامل و مطابقت معنايي خواهد داشت؛ لذا اشارهي حديث مذكور را تأييد كرده و آن را به مرتبه رمز در ميآورد؛ پس كلمهي صِرَاطٌ المُستَقِيمَ در آيات متعدد قرآن، با معنايي رمزي، به لحاظ معنا و براساس علم جفر بر رسالة النور اشاره دارد، و نتيجه اينكه با اشیارهيي قريب به رمیز، ميفرمیايد طايفهي شاگردان رسالة النور در آخر الزمان،در انتهاي آن طايفه كبراي اعظم، حزبي مقبول خواهد بود.عبارت الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ در سوره فاتحه كه گروه بزرگ "اصحاب صراط مستقيم" را ميشناساند، اگر بدون تشديد در نظر گرفته شود، مقام عددياش "هزار و پانصد و شش يا هفت" ميشود كه تطابق و تناسب كاملي با مقام و معناي عبارت ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ دارد؛ اما اگر تشديد در اين عبارت محاسبه شود با فقره لاَ تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى به رغم سه فرق معنادار، موافقت كامل و مطابقت معنايي خواهد داشت؛ لذا اشارهي حديث مذكور را تأييد كرده و آن را به مرتبه رمز در ميآورد؛ پس كلمهي صِرَاطٌ المُستَقِيمَ در آيات متعدد قرآن، با معنايي رمزي، به لحاظ معنا و براساس علم جفر بر رسالة النور اشاره دارد، و نتيجه اينكه با اشیارهيي قريب به رمیز، ميفرمیايد طايفهي شاگردان رسالة النور در آخر الزمان،در انتهاي آن طايفه كبراي اعظم، حزبي مقبول خواهد بود.
اَلْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِ ٭ لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ اَلْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِ ٭ لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ اللّهُ
برادران عزيزم! در اين ساعت حين مطالعه قرآن سرگرم تفكر در آيهيي از سوره ابراهيم بودم كه پيوند قابل توجهي با رساله نور دارد. امين نامهيي را آورد كه قرار بود براي شما ارسال كند. وقت تنگ بود و از درياي بيكران اين آيه فقط قطرهيي توانست وارد همين قطعه شود. آن را ظرف چند دقيقه نوشتيم؛ فرصت نكرديم، ببخشيد.برادران عزيزم! در اين ساعت حين مطالعه قرآن سرگرم تفكر در آيهيي از سوره ابراهيم بودم كه پيوند قابل توجهي با رساله نور دارد. امين نامهيي را آورد كه قرار بود براي شما ارسال كند. وقت تنگ بود و از درياي بيكران اين آيه فقط قطرهيي توانست وارد همين قطعه شود. آن را ظرف چند دقيقه نوشتيم؛ فرصت نكرديم، ببخشيد.
— 41 —
بِاسْمِه ٭ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِبِاسْمِه ٭ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ اَيَّامِ الْفِرَاقِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ اَيَّامِ الْفِرَاقِ
برادران عزيز، صديق، وفادار و ثابت قدمام!برادران عزيز، صديق، وفادار و ثابت قدمام!
حضرت حق را صدها هزار بار حمد و سپاس كه اشخاصي چون شما صادق، جدي و فعال را حول رساله نور گرد آورده و بدان دلبسته كرد؛ و قلمهاي نوراني و قدرتمند شما را در مسير خدمت به ايمان و قرآن به كار ميبَرَد.حضرت حق را صدها هزار بار حمد و سپاس كه اشخاصي چون شما صادق، جدي و فعال را حول رساله نور گرد آورده و بدان دلبسته كرد؛ و قلمهاي نوراني و قدرتمند شما را در مسير خدمت به ايمان و قرآن به كار ميبَرَد.
برادرانم! آنچه اينبار فرستاديد مرا چنان خرسند و مديونتان كرد كه احساس كردم هر صفحه از موارد ارسالي به منزله ارمغاني گرانبها و نامهيي زيبا و دلنشين است. آنچه فرستاده بوديد غمها و غصههايم را از بين برد و قلبام را مملو از شادي و سرور كرد. حضرت ارحم الراحمين به عدد حروف مطالب ارسالي رحمتتان كند و از شما راضي و خرسند باشد.برادرانم! آنچه اينبار فرستاديد مرا چنان خرسند و مديونتان كرد كه احساس كردم هر صفحه از موارد ارسالي به منزله ارمغاني گرانبها و نامهيي زيبا و دلنشين است. آنچه فرستاده بوديد غمها و غصههايم را از بين برد و قلبام را مملو از شادي و سرور كرد. حضرت ارحم الراحمين به عدد حروف مطالب ارسالي رحمتتان كند و از شما راضي و خرسند باشد.
برادرم حافظ علي! يك بار زماني كه در بارلا شب جمعهيي دعا ميكردم صدايت را كه دو مرتبه آمين گفتي آشكارا شنيدم. پشت سرم را نگاه كردم و گفتم: "حافظ علي چه وقتي آمد؟"برادرم حافظ علي! يك بار زماني كه در بارلا شب جمعهيي دعا ميكردم صدايت را كه دو مرتبه آمين گفتي آشكارا شنيدم. پشت سرم را نگاه كردم و گفتم: "حافظ علي چه وقتي آمد؟"
گفتند: "او اينجا نيست."گفتند: "او اينجا نيست."
من اينك براساس آن واقعه ميتوانم بگويم شنيده شدن صداي آمينات از مسافتي سه چهار ساعته توافق بسيار معناداري با نوشتههايت ميباشد كه از مسافتي سي روزه به مددم آمده و در حكم آمينيست مؤثر و توانمند در برابر دعوت و دعاي ضعيف من در اينجا.من اينك براساس آن واقعه ميتوانم بگويم شنيده شدن صداي آمينات از مسافتي سه چهار ساعته توافق بسيار معناداري با نوشتههايت ميباشد كه از مسافتي سي روزه به مددم آمده و در حكم آمينيست مؤثر و توانمند در برابر دعوت و دعاي ضعيف من در اينجا.
صديق صبري! وقتي مُهر برادريام را بر جسم (پاي) تو ديدم، براساس يك حس قبل الوقوع به دلم الهام شد كه: "اين شخص در زماني بسيار حساس در حقصديق صبري! وقتي مُهر برادريام را بر جسم (پاي) تو ديدم، براساس يك حس قبل الوقوع به دلم الهام شد كه: "اين شخص در زماني بسيار حساس در حق
— 42 —
من برادري مهمي خواهد كرد". و تو موفق شدي و اين كار را كردي؛ خداوند تا ابد از تو راضي باد!من برادري مهمي خواهد كرد". و تو موفق شدي و اين كار را كردي؛ خداوند تا ابد از تو راضي باد!
خبر شعاع پنجم را به عبدالمجيد داده بودم، پاسخي نيامد. شايد احتياط كردند و چيزي نگفتند. آن را نفرستادم. شما ابتدا خبر بگيريد بعد ميتوانيد بفرستيد. اگر ميخواهيد رساله بيماران را براي من ارسال كنيد بهتر است رساله سالمندان را هم همراهاش بفرستيد. به برادران وفاداري كه در نامه شما سلام رساندهاند هزاران درود.خبر شعاع پنجم را به عبدالمجيد داده بودم، پاسخي نيامد. شايد احتياط كردند و چيزي نگفتند. آن را نفرستادم. شما ابتدا خبر بگيريد بعد ميتوانيد بفرستيد. اگر ميخواهيد رساله بيماران را براي من ارسال كنيد بهتر است رساله سالمندان را هم همراهاش بفرستيد. به برادران وفاداري كه در نامه شما سلام رساندهاند هزاران درود.
در اين روزها در گفتگويي معنوي، پرسش و پاسخي را شنيدم. بگذاريد چكيده مختصري از آن را براي شما بيان كنم:در اين روزها در گفتگويي معنوي، پرسش و پاسخي را شنيدم. بگذاريد چكيده مختصري از آن را براي شما بيان كنم:
كسي گفت: "توضيحات فراوان و تجهيزات كلي رساله نور در مسير ايمان و توحيد، روز به روز بيشتر ميشود و با اينكه يك صدم اينها براي ساكت كردن لجوجترين بيدينها كافيست، به چه دليل تا اينحد جدي و فعال در پي توضيحات جديد ميباشيد؟"كسي گفت: "توضيحات فراوان و تجهيزات كلي رساله نور در مسير ايمان و توحيد، روز به روز بيشتر ميشود و با اينكه يك صدم اينها براي ساكت كردن لجوجترين بيدينها كافيست، به چه دليل تا اينحد جدي و فعال در پي توضيحات جديد ميباشيد؟"
در پاسخ به او گفتند: "اينطور نيست كه رساله نور صرفاً در پي تعمير و بازسازي تخريبات جزئي يا خانهي كوچكي باشد؛ اين مجموعه تخريباتي كلي و قلعهي فراگيري را تعمير ميكند كه اسلام را در بر ميگيرد و سنگهايش هر يك به قدر كوهيست؛ لذا هدفاش اصلاح قلب و وجداني خصوصي و خاص نيست، بلكه تلاش رساله نور براي معالجه قلوب عموم و افكار عامه است كه با آلات و ادوات مفسدِ متراكم و تدارك شده از هزار سال پيش تاكنون رخنه دهشتناكي يافته است. رساله نور ميكوشد وجدان عمومي مردم را كه در حال فساد و نابوديست مداوا كند، وجداني كه با لطمه خوردن شعاير، جريانها و مباني اسلام ی كه تكيهگاه عموم بهويژه عوام مؤمنين ميباشد ی دستخوش مرگ شده است. رساله نور ميكوشد زخم عميق وجدان عامه را با اعجاز قرآن و علاجهاي قرآني و ايماني مداوا كند.در پاسخ به او گفتند: "اينطور نيست كه رساله نور صرفاً در پي تعمير و بازسازي تخريبات جزئي يا خانهي كوچكي باشد؛ اين مجموعه تخريباتي كلي و قلعهي فراگيري را تعمير ميكند كه اسلام را در بر ميگيرد و سنگهايش هر يك به قدر كوهيست؛ لذا هدفاش اصلاح قلب و وجداني خصوصي و خاص نيست، بلكه تلاش رساله نور براي معالجه قلوب عموم و افكار عامه است كه با آلات و ادوات مفسدِ متراكم و تدارك شده از هزار سال پيش تاكنون رخنه دهشتناكي يافته است. رساله نور ميكوشد وجدان عمومي مردم را كه در حال فساد و نابوديست مداوا كند، وجداني كه با لطمه خوردن شعاير، جريانها و مباني اسلام ی كه تكيهگاه عموم بهويژه عوام مؤمنين ميباشد ی دستخوش مرگ شده است. رساله نور ميكوشد زخم عميق وجدان عامه را با اعجاز قرآن و علاجهاي قرآني و ايماني مداوا كند.
ترديدي نيست كه براي مقابله با چنين رخنهها و زخمهاي كلي و دهشتانگيز به ابزار و حجتهايي در مرتبه حق اليقين و به محكمي كوه نياز است، داروهاييترديدي نيست كه براي مقابله با چنين رخنهها و زخمهاي كلي و دهشتانگيز به ابزار و حجتهايي در مرتبه حق اليقين و به محكمي كوه نياز است، داروهايي
— 43 —
لازم است كه مجرَِّب بوده و از خاصيت هزار ترياق برخوردار باشند. به علاجهاي بيشماري احتياج است. در اين زمانه، رساله نور كه محصول اعجاز معنوي قرآن معجز البيان است، وظيفه و مسئوليت مذكور را ايفا كرده و علاوه بر آن مدار ظهور و بروز و پيشرفتهايي در مراتب بيحد و حصر ايمان ميباشد". به اين ترتيب گفتگوي مفصلي صورت گرفت؛ و من همه آن را شنيدم ... شكر بيپايان به جا آوردم. خلاصه ميكنم.لازم است كه مجرَِّب بوده و از خاصيت هزار ترياق برخوردار باشند. به علاجهاي بيشماري احتياج است. در اين زمانه، رساله نور كه محصول اعجاز معنوي قرآن معجز البيان است، وظيفه و مسئوليت مذكور را ايفا كرده و علاوه بر آن مدار ظهور و بروز و پيشرفتهايي در مراتب بيحد و حصر ايمان ميباشد". به اين ترتيب گفتگوي مفصلي صورت گرفت؛ و من همه آن را شنيدم ... شكر بيپايان به جا آوردم. خلاصه ميكنم.
واقعهيي را كه اين روزها به مناسبت همان رويداد به خاطرم رسيد به شرح زير بيان ميكنم:واقعهيي را كه اين روزها به مناسبت همان رويداد به خاطرم رسيد به شرح زير بيان ميكنم:
من در آخر تسبيحات نماز بودم؛ در حالي كه سه و سي مرتبه كلمه توحيد را تكرار ميكردم ناگهان بر قلبام هشدار داده شد: "در حديث شريف آمده است گاه يك ساعت تفكر، حكم يك سال عبادت را مييابد؛ و آن يك ساعت در رساله نور وجود دارد، بكوش تا آن را بيابي". لذا در حالتي كه گويي اختياري در كار نبود تكلمي تفكري كه خلاصه دو آيت الكبري به عنوان دو تفسير از آيت الكبراي قرآن بود دقيقاً يك ساعت ادامه يافت. ديدم راز زيباي منتخبي از خلاصه مقامِ نخستِ رساله آيت الكبري ی كه براي شما ارسال كردهام ی به صورت خلاصه در تركيب با فقراتي نوراني و دلنشين از مطالب لمعهي عربي "بيست و نهم" به ميدان آمد.من در آخر تسبيحات نماز بودم؛ در حالي كه سه و سي مرتبه كلمه توحيد را تكرار ميكردم ناگهان بر قلبام هشدار داده شد: "در حديث شريف آمده است گاه يك ساعت تفكر، حكم يك سال عبادت را مييابد؛ و آن يك ساعت در رساله نور وجود دارد، بكوش تا آن را بيابي". لذا در حالتي كه گويي اختياري در كار نبود تكلمي تفكري كه خلاصه دو آيت الكبري به عنوان دو تفسير از آيت الكبراي قرآن بود دقيقاً يك ساعت ادامه يافت. ديدم راز زيباي منتخبي از خلاصه مقامِ نخستِ رساله آيت الكبري ی كه براي شما ارسال كردهام ی به صورت خلاصه در تركيب با فقراتي نوراني و دلنشين از مطالب لمعهي عربي "بيست و نهم" به ميدان آمد.
در كمال لذت به مطالعه روزانه همراه با تفكر پرداختم. چند روز بعد به ذهنام خطور كرد؛ مادام كه رساله نور مرشدي در اين زمانه است (مطلب مذكور) ميتواند ورد اكبري براي طلبههايش شود؛ لذا شروع به نوشتن كردم. ابتدا بيش از هزار آيهي قرآن را كه منبع و معدن خاص همه رسالهها ميباشند در نسخه قرآن شخصيام علامتگذاري كردم. قصدم تهيه يك حزب اعظم قرآني بود.در كمال لذت به مطالعه روزانه همراه با تفكر پرداختم. چند روز بعد به ذهنام خطور كرد؛ مادام كه رساله نور مرشدي در اين زمانه است (مطلب مذكور) ميتواند ورد اكبري براي طلبههايش شود؛ لذا شروع به نوشتن كردم. ابتدا بيش از هزار آيهي قرآن را كه منبع و معدن خاص همه رسالهها ميباشند در نسخه قرآن شخصيام علامتگذاري كردم. قصدم تهيه يك حزب اعظم قرآني بود.
اين حزب اعظم و ورد اكبر را به منظور مطالعه در برخي از ايام مبارك براي منسوبان رساله نور فرستادهايم، شما نيز در اين امر صاحب حقايد، لذا براي شما نيز ان شاء الله بعد از مدتي خواهيم فرستاد. اگر براي ترجمه برخي كلمات و تفهيم بعضي قيود آن فرصت بيابم چيزي مانند يك حاشيهي به غايت مختصر خواهم نوشت.اين حزب اعظم و ورد اكبر را به منظور مطالعه در برخي از ايام مبارك براي منسوبان رساله نور فرستادهايم، شما نيز در اين امر صاحب حقايد، لذا براي شما نيز ان شاء الله بعد از مدتي خواهيم فرستاد. اگر براي ترجمه برخي كلمات و تفهيم بعضي قيود آن فرصت بيابم چيزي مانند يك حاشيهي به غايت مختصر خواهم نوشت.
— 44 —
هزاران درود توأم با حسرت و اشتياق بر عموم برادران و همه دوستانام كه در مسير خدمت قرآني قرار دارند.هزاران درود توأم با حسرت و اشتياق بر عموم برادران و همه دوستانام كه در مسير خدمت قرآني قرار دارند.
محتاج دعايتانمحتاج دعايتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيزم! اين حق شماست كه هر روز برايتان نامهي مفصلي بنويسم؛ با اين حال نامهيي را كه سه سال است برايتان نوشتهام متأسفانه همچنان منتظر ارسال است و در جيب پالتوي كهنهام باقي مانده است. معلوم ميشود رساله نور بيدينان اهل دنيا را بسيار وحشتزده كرده است كه به رغم عدم دخالت من در دنيايشان، چنين محدوديتهايي ايجاد ميكنند، بگذريم...برادران عزيزم! اين حق شماست كه هر روز برايتان نامهي مفصلي بنويسم؛ با اين حال نامهيي را كه سه سال است برايتان نوشتهام متأسفانه همچنان منتظر ارسال است و در جيب پالتوي كهنهام باقي مانده است. معلوم ميشود رساله نور بيدينان اهل دنيا را بسيار وحشتزده كرده است كه به رغم عدم دخالت من در دنيايشان، چنين محدوديتهايي ايجاد ميكنند، بگذريم...
به برادران جدي و ثابت قدمام كه هيچگاه فراموششان نميكنم مخصوصاً خدمت صديقان وفادار در وطن دومام "بارلا" بسيار درود ميفرستم و برايشان دعا ميكنم.به برادران جدي و ثابت قدمام كه هيچگاه فراموششان نميكنم مخصوصاً خدمت صديقان وفادار در وطن دومام "بارلا" بسيار درود ميفرستم و برايشان دعا ميكنم.
با هزاران حسرت و اشتياق به شما ميانديشم و در هر بيست و چهار ساعت شايد بيش از صد بار برايتان دعا ميكنم و به يادتان هستم و محتاج دعايتان ميباشم.با هزاران حسرت و اشتياق به شما ميانديشم و در هر بيست و چهار ساعت شايد بيش از صد بار برايتان دعا ميكنم و به يادتان هستم و محتاج دعايتان ميباشم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 45 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ
برادران فداكارم! چهار پنج كلمهيي با شما سخن خواهم گفت:برادران فداكارم! چهار پنج كلمهيي با شما سخن خواهم گفت:
اول: با شور و شوق حاصل از نامهي اين بار شما ميگويم: من بعد از مشاهده صداقت و غيرت و ثبات قدم و متانت كامل شما در خدمت قرآني با آرامش كامل قلب، پذيراي مرگ هستم. اينك كه ميدانم شما پس از من هستيد برايم كافيست و شادمان آماده وداع با اين دنيا هستم.اول: با شور و شوق حاصل از نامهي اين بار شما ميگويم: من بعد از مشاهده صداقت و غيرت و ثبات قدم و متانت كامل شما در خدمت قرآني با آرامش كامل قلب، پذيراي مرگ هستم. اينك كه ميدانم شما پس از من هستيد برايم كافيست و شادمان آماده وداع با اين دنيا هستم.
دوم: پاكنويس اول آيت الكبري در اينجا، عيناً يك سال بعد درست مانند پاكنويس اول آن در آنجا با نام آيت الكبري توافق و همخواني دارد. امكان ندارد تطابق اين دو توافق و همخواني را نتيجه تصادف بدانيم. قلماش با قلم فردي ذوالفقار مثال، امضاي غيبي موجود در توافق و همخواني سي و سه كلمهي توحيد را واقعاً تنوير و تصديق ميكند .......دوم: پاكنويس اول آيت الكبري در اينجا، عيناً يك سال بعد درست مانند پاكنويس اول آن در آنجا با نام آيت الكبري توافق و همخواني دارد. امكان ندارد تطابق اين دو توافق و همخواني را نتيجه تصادف بدانيم. قلماش با قلم فردي ذوالفقار مثال، امضاي غيبي موجود در توافق و همخواني سي و سه كلمهي توحيد را واقعاً تنوير و تصديق ميكند .......
چهارم: سه سال است كه در اينجا از همه چيز دور و محرومام كردهاند. مرا تحت فشارهاي غير قابل تحملي قرار دادهاند، لذا نتوانستم برايتان نامه بنويسم. اينجا توهمي بينظير حكم ميراند. تا حد امكان نگوييد كه "اشراط الساعة" اشراط الساعة: علامات قيامت؛ مقصود شعاع پنجم است. م. از اينجا ارسال شده، بگوييد يكي از آثار اوست و از جاي ديگري به دستمان رسيده است.چهارم: سه سال است كه در اينجا از همه چيز دور و محرومام كردهاند. مرا تحت فشارهاي غير قابل تحملي قرار دادهاند، لذا نتوانستم برايتان نامه بنويسم. اينجا توهمي بينظير حكم ميراند. تا حد امكان نگوييد كه "اشراط الساعة" اشراط الساعة: علامات قيامت؛ مقصود شعاع پنجم است. م. از اينجا ارسال شده، بگوييد يكي از آثار اوست و از جاي ديگري به دستمان رسيده است.
— 46 —
بِاسْمِه ٭ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِبِاسْمِه ٭ تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز، وفادار، فداكار و صادقام! دربارهي هديه معنوي بسيار ارزشمند و غير منتظرهي اين بارتان سه چهار موضوع بسيار مختصر زير به خاطر رسيد:برادران عزيز، وفادار، فداكار و صادقام! دربارهي هديه معنوي بسيار ارزشمند و غير منتظرهي اين بارتان سه چهار موضوع بسيار مختصر زير به خاطر رسيد:
موضوع اول: اينكه سومين كرامت عَلَوي ميگويد در رسالهها فقط دو پيوست وجود دارد به معني آن است كه پيوستهاي رساله گونه را پيوست دانسته و پيوستهاي ديگر را در حكم خاتمهها، ضمائم و حواشي دانستهاند.موضوع اول: اينكه سومين كرامت عَلَوي ميگويد در رسالهها فقط دو پيوست وجود دارد به معني آن است كه پيوستهاي رساله گونه را پيوست دانسته و پيوستهاي ديگر را در حكم خاتمهها، ضمائم و حواشي دانستهاند.
موضوع دوم: قسمتهاي مهم ورد اكبر دو آيت الكبري را ی كه من فراموش كرده بودم ی "مكتوب بيستم" و "گفتار سي و دوم" به نحوي كه نيازي به من نباشد بيان و ترجمه كردند، لذا به رغم قصد و وعدهام، در ترجمهاش به خدمت گرفته نشدم.موضوع دوم: قسمتهاي مهم ورد اكبر دو آيت الكبري را ی كه من فراموش كرده بودم ی "مكتوب بيستم" و "گفتار سي و دوم" به نحوي كه نيازي به من نباشد بيان و ترجمه كردند، لذا به رغم قصد و وعدهام، در ترجمهاش به خدمت گرفته نشدم.
موضوع سوم: بين من و رساله نور فعلاً فاصله افتاده و من از دايره تنويرش دور افتادهام، اما دانستم كه براي سهيم كردن مردم اين حوالي و ساير مناطق مانند اسكي شهير در برخي از حقايقِ لازم و مهم آن، گويي عنايت الهي مرا به كار گرفته است؛ تو گويي حقايقِ مذكور از نو و مكرر نگاشته ميشوند و به شيوههاي لطيف توضيح داده ميشوند و من در اين كار اختياري از خود ندارم. خداوند را بسيار شكر گفتم.موضوع سوم: بين من و رساله نور فعلاً فاصله افتاده و من از دايره تنويرش دور افتادهام، اما دانستم كه براي سهيم كردن مردم اين حوالي و ساير مناطق مانند اسكي شهير در برخي از حقايقِ لازم و مهم آن، گويي عنايت الهي مرا به كار گرفته است؛ تو گويي حقايقِ مذكور از نو و مكرر نگاشته ميشوند و به شيوههاي لطيف توضيح داده ميشوند و من در اين كار اختياري از خود ندارم. خداوند را بسيار شكر گفتم.
اينبار در مقابل هديههايتان اگر از دستام بر ميآمد فقط در برابر قيمت مادي هر رساله، ده ليره و براي گفتار "بيست و پنجم" بيست و پنج سكه طلا و شايد الماس، و براي گفتار "بيست و نهم" بيست و نه ياقوت پرداخت ميكردم. پس شما اين مبالغ را پرداخت شده فرض كنيد.اينبار در مقابل هديههايتان اگر از دستام بر ميآمد فقط در برابر قيمت مادي هر رساله، ده ليره و براي گفتار "بيست و پنجم" بيست و پنج سكه طلا و شايد الماس، و براي گفتار "بيست و نهم" بيست و نه ياقوت پرداخت ميكردم. پس شما اين مبالغ را پرداخت شده فرض كنيد.
— 47 —
آري، قلم عَلَوي كه در امر توافق و همخواني موفق بوده، براي كرامت عَلَوي دليل زيبا و قابل مشاهدهيي نشان داده است. هزار بار ما شاء الله! "لمعه بيماران" و "لمعه اسماء سته" كه خسرو بسيار چشم نواز و فوق العاده كتابت كرده در نظر من نسخههايي هستند كه با تزئيناتي از الماس نگارش يافتهاند و در حُكم دو نامه صادقانهاند كه مانند آنها مفصل نوشته شدهاند. خدمات بسيار مهم او به رساله نور را همراه با اشك چشم برايم تداعي كرد. حضرت ارحم الراحمين به عدد حروف رسالههايي كه هداياي بهشتي شما بودند رحمت و بركت و سعادت نصيبتتان كناد! آمين.آري، قلم عَلَوي كه در امر توافق و همخواني موفق بوده، براي كرامت عَلَوي دليل زيبا و قابل مشاهدهيي نشان داده است. هزار بار ما شاء الله! "لمعه بيماران" و "لمعه اسماء سته" كه خسرو بسيار چشم نواز و فوق العاده كتابت كرده در نظر من نسخههايي هستند كه با تزئيناتي از الماس نگارش يافتهاند و در حُكم دو نامه صادقانهاند كه مانند آنها مفصل نوشته شدهاند. خدمات بسيار مهم او به رساله نور را همراه با اشك چشم برايم تداعي كرد. حضرت ارحم الراحمين به عدد حروف رسالههايي كه هداياي بهشتي شما بودند رحمت و بركت و سعادت نصيبتتان كناد! آمين.
برادر حافظ عليِ نستوه، خستگي ناپذير، جدي و صميمي! در پايان "اعجاز القرآن" كه با قلیم موفقات در توافق، كتابت كیردهيي درباره تو چنين دعا شده است:برادر حافظ عليِ نستوه، خستگي ناپذير، جدي و صميمي! در پايان "اعجاز القرآن" كه با قلیم موفقات در توافق، كتابت كیردهيي درباره تو چنين دعا شده است:
اَللّهُمَّ وَفِّقْهُ فِى خِدْمَةِ الْقُرْآنِ وَ اْلاِيمَانِاَللّهُمَّ وَفِّقْهُ فِى خِدْمَةِ الْقُرْآنِ وَ اْلاِيمَانِ
و من اين بار ترديدي برايم باقي نماند كه آن دعا كاملاً مستجاب شده است.و من اين بار ترديدي برايم باقي نماند كه آن دعا كاملاً مستجاب شده است.
درود بر يكايك تمام برادران.درود بر يكايك تمام برادران.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 48 —
بِاسْمِه ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ وَمَعَانيهَا الْمُتَمَثِّلَةِ فِى الْهَوَاءِ وَ فِى الْاَفْهَامِ اِلى يَوْمِ الْقِيَامِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ وَمَعَانيهَا الْمُتَمَثِّلَةِ فِى الْهَوَاءِ وَ فِى الْاَفْهَامِ اِلى يَوْمِ الْقِيَامِ
برادران عزيز، صديق و صادقام!برادران عزيز، صديق و صادقام!
چهار نامه دريافتي از كساني كه با آنها بسيار ارتباط دارم چنان موجب سرورم شد و به نام رساله نور به قدري خرسندم كرد كه گويي آن دوستان قهرمان را از نو يافتهام؛ اشك شوق و شادي غصههاي فراوانام را از بين برد. علاقمندم پاسخ هر يك از نامههاي مذكور را بنويسم و اين البته حق شماست. اما با توجه به اتحاد صميمانه شما به يك نامه بسنده كردم. پنج، شش مسألهي كوچك را جداگانه بيان ميكنم:چهار نامه دريافتي از كساني كه با آنها بسيار ارتباط دارم چنان موجب سرورم شد و به نام رساله نور به قدري خرسندم كرد كه گويي آن دوستان قهرمان را از نو يافتهام؛ اشك شوق و شادي غصههاي فراوانام را از بين برد. علاقمندم پاسخ هر يك از نامههاي مذكور را بنويسم و اين البته حق شماست. اما با توجه به اتحاد صميمانه شما به يك نامه بسنده كردم. پنج، شش مسألهي كوچك را جداگانه بيان ميكنم:
مسأله اول: از گذشته تا حال گفتهايم كه هنگامهي نجات دادن ايمان است؛ به مرور زمان روشن شد اينكه بيهيچ اختياري و مكرر بر براهين مربوط به اركان ايماني تمركز جدي كردهايم كاري درست و لازم بوده است. يك ماه پيش پاسخي را براي شما فرستاده بودم كه در محاورهيي معنوي از غيب آمده و میربوط به همين تمركز اصلي رساله نور بود. برخي اشخاص فقره مزبور را به انتهاي رساله آيت الكبري ملحق كردند.مسأله اول: از گذشته تا حال گفتهايم كه هنگامهي نجات دادن ايمان است؛ به مرور زمان روشن شد اينكه بيهيچ اختياري و مكرر بر براهين مربوط به اركان ايماني تمركز جدي كردهايم كاري درست و لازم بوده است. يك ماه پيش پاسخي را براي شما فرستاده بودم كه در محاورهيي معنوي از غيب آمده و میربوط به همين تمركز اصلي رساله نور بود. برخي اشخاص فقره مزبور را به انتهاي رساله آيت الكبري ملحق كردند.
مسأله دوم: برادر توفيق شامي! نامهات مرا هم عميقاً متأثر كرد و هم موجب شاديام شد. معلوم شد تحولات مثبتي در تو ايجاد شده است. از طرف من به خويشاوند مرحوم حافظ احمد تسليت بگو و به اطلاعاش برسان كه يكي دو ماه پيش هنگام دعا به يكباره حافظ احمد هم وارد خاصترين دايره خويشاوندان و خالصترين طلبهها شد. احساس كردم ميگويد: "من هم در اين دايره حقي دارم". اجازه دادم او نيز در همان دايره هميشه در بهرههیاي معنیويام سهيممسأله دوم: برادر توفيق شامي! نامهات مرا هم عميقاً متأثر كرد و هم موجب شاديام شد. معلوم شد تحولات مثبتي در تو ايجاد شده است. از طرف من به خويشاوند مرحوم حافظ احمد تسليت بگو و به اطلاعاش برسان كه يكي دو ماه پيش هنگام دعا به يكباره حافظ احمد هم وارد خاصترين دايره خويشاوندان و خالصترين طلبهها شد. احساس كردم ميگويد: "من هم در اين دايره حقي دارم". اجازه دادم او نيز در همان دايره هميشه در بهرههیاي معنیويام سهيم
— 49 —
باشد. ان شاء الله همواره همين گونه خواهد بود. دانستم كه اين امر به دليل خدمت هر دوي شما به رساله نور بوده كه در آغاز بالاتفاق انجام شده است. به همه دوستان در بارلا سلام برسان.باشد. ان شاء الله همواره همين گونه خواهد بود. دانستم كه اين امر به دليل خدمت هر دوي شما به رساله نور بوده كه در آغاز بالاتفاق انجام شده است. به همه دوستان در بارلا سلام برسان.
مسأله سوم: برادر صبري! نامه خلوصيِ گرانقدر را بسيار پسنديدم زيرا ارزش و اهميت خلوصي و شعاع پنجم را نشان ميداد. آري، شعاع پنجم ايمان عموم مردم و مخصوصاً ايمان اهل علم را تصحيح نموده، نجات ميدهد. هم تو و هم خسرو از خليل ابراهيم بحث ميكنيد. او از طلاب مهم و ناشران مقتدر رساله نور است؛ همچنين از خواص ميباشد. معتقدم از حادثهيي كه در گذشته براي ما رخ داد درس احتياط و پيوندي جدي گرفت. سلام مرا به او و رفقايش برسانيد.مسأله سوم: برادر صبري! نامه خلوصيِ گرانقدر را بسيار پسنديدم زيرا ارزش و اهميت خلوصي و شعاع پنجم را نشان ميداد. آري، شعاع پنجم ايمان عموم مردم و مخصوصاً ايمان اهل علم را تصحيح نموده، نجات ميدهد. هم تو و هم خسرو از خليل ابراهيم بحث ميكنيد. او از طلاب مهم و ناشران مقتدر رساله نور است؛ همچنين از خواص ميباشد. معتقدم از حادثهيي كه در گذشته براي ما رخ داد درس احتياط و پيوندي جدي گرفت. سلام مرا به او و رفقايش برسانيد.
مسأله چهارم: برادر خسرو! نامهات تسكيني براي نگرانيهايم (درباره كساني چون حسن و مصطفيها) و علاجي براي آرزوهايم (مواردي چون معجزات احمديه) و نوري براي اميدهايم (كساني چون رأفت و صبري قونوي) بود.مسأله چهارم: برادر خسرو! نامهات تسكيني براي نگرانيهايم (درباره كساني چون حسن و مصطفيها) و علاجي براي آرزوهايم (مواردي چون معجزات احمديه) و نوري براي اميدهايم (كساني چون رأفت و صبري قونوي) بود.
نيز بيماري و سالمندي والده گراميات ی كه از طلبههاي محترم رساله نور و خواهر آخرتيام در دايره خاص رساله نور است ی موجب شد به اسپارتا نقل مكان كني؛ خير است ان شاء الله. البته تو رسالههاي بيماران و سالمندان را براي او خواندهيي. اميدوارم اين رسالهها به جاي من جوياي احوال او بوده تسلي خاطرش دهند.نيز بيماري و سالمندي والده گراميات ی كه از طلبههاي محترم رساله نور و خواهر آخرتيام در دايره خاص رساله نور است ی موجب شد به اسپارتا نقل مكان كني؛ خير است ان شاء الله. البته تو رسالههاي بيماران و سالمندان را براي او خواندهيي. اميدوارم اين رسالهها به جاي من جوياي احوال او بوده تسلي خاطرش دهند.
من طلبهها و دوستاني را كه در آنجا هستند هنگام دعا بسيار به خاطر ميآورم، و نميتوانم آنها را فراموش كنم.من طلبهها و دوستاني را كه در آنجا هستند هنگام دعا بسيار به خاطر ميآورم، و نميتوانم آنها را فراموش كنم.
براي يكايك عموم برادرانام سلام و دعا ميكنم.براي يكايك عموم برادرانام سلام و دعا ميكنم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 50 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ رَمَضَانَ فى حُرُوفِ مَا كَتَبْتُمْ مِنَ الرَّسَائِلِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ رَمَضَانَ فى حُرُوفِ مَا كَتَبْتُمْ مِنَ الرَّسَائِلِ
برادران عزيز و صديقام! ماه مبارك رمضان، شب قدر ی كه ان شاء الله به اندازه هزار ماه برايتان ثمره خواهد داشت ی عيد سعيد، و خدمت بسيار ارزشمندتان را با تمام روح و جانام به شما تبريك و تهنيت ميگويم. برادرانام! هداياي اين بارتان كه با قلم قدسي كتابت شده بود مرا چنان مسرور و وامدار كرد كه گويي كارخانه نوري كه تمام جهان را نوراني ميكند و كارخانه گلي كه گذشته و آينده را با رايحه طيبهاش معطر خواهد كرد از آسمان براي ياري ما فرستاده شده است، و چون پشتيباني از من حمايت ميكنند و مدام در حال كارند. صدها هزار بار الحمدلله!برادران عزيز و صديقام! ماه مبارك رمضان، شب قدر ی كه ان شاء الله به اندازه هزار ماه برايتان ثمره خواهد داشت ی عيد سعيد، و خدمت بسيار ارزشمندتان را با تمام روح و جانام به شما تبريك و تهنيت ميگويم. برادرانام! هداياي اين بارتان كه با قلم قدسي كتابت شده بود مرا چنان مسرور و وامدار كرد كه گويي كارخانه نوري كه تمام جهان را نوراني ميكند و كارخانه گلي كه گذشته و آينده را با رايحه طيبهاش معطر خواهد كرد از آسمان براي ياري ما فرستاده شده است، و چون پشتيباني از من حمايت ميكنند و مدام در حال كارند. صدها هزار بار الحمدلله!
برادر صبري! دو نامهي با فاصلهات دو شاهد غيبي را براي مقبوليت خدمتات نشیان دادند. به تعبير تو، من هم به كارخیانه نور هیزاران هیزار بار ما شاء اللّه و بارك اللّه و وَفَّقَك اللّه ميگويم. تو و صديق سليمان در فكر و نظر و دعاهاي من همواره با هم حضور داريد، لذا هنگامي كه با تو سخن ميگويم هردوي شما را كنار هم مشاهده ميكنم. فرزندان معصوم و ارجمندتان در دعاهايم سهيماند.برادر صبري! دو نامهي با فاصلهات دو شاهد غيبي را براي مقبوليت خدمتات نشیان دادند. به تعبير تو، من هم به كارخیانه نور هیزاران هیزار بار ما شاء اللّه و بارك اللّه و وَفَّقَك اللّه ميگويم. تو و صديق سليمان در فكر و نظر و دعاهاي من همواره با هم حضور داريد، لذا هنگامي كه با تو سخن ميگويم هردوي شما را كنار هم مشاهده ميكنم. فرزندان معصوم و ارجمندتان در دعاهايم سهيماند.
برادر حافظ علي! تواضع و اخلاص تو در نامهات و مدح و ستايشي كه از خسرو كردهيي و اينكه گفتهيي طلبههاي رساله نور در حكم پيكر واحدي هستند اميد بزرگ و حسن ظني را كه به تو داشتم بيشتر كرد. دو لطفي، مصطفيها و حافظ عليهاي رساله نور به همراه نورالدين ی كه صبري كوچك است ی ان شاء الله در دايره طلاب خاص، در فيض ماه مبارك و بهرههاي معنوي سهيم شدهاند. بابتبرادر حافظ علي! تواضع و اخلاص تو در نامهات و مدح و ستايشي كه از خسرو كردهيي و اينكه گفتهيي طلبههاي رساله نور در حكم پيكر واحدي هستند اميد بزرگ و حسن ظني را كه به تو داشتم بيشتر كرد. دو لطفي، مصطفيها و حافظ عليهاي رساله نور به همراه نورالدين ی كه صبري كوچك است ی ان شاء الله در دايره طلاب خاص، در فيض ماه مبارك و بهرههاي معنوي سهيم شدهاند. بابت
— 51 —
نسخههايي كه هر صفحه از آنها در حكم هديهيي ارزشمندند خود را واقعاً و بسيار زياد مديون تو ميدانم.نسخههايي كه هر صفحه از آنها در حكم هديهيي ارزشمندند خود را واقعاً و بسيار زياد مديون تو ميدانم.
برادر خسرو! قسم ميخورم اگر ميتوانستم در مقابل هر صفحه از "معجزات احمديه" كه اينبار آن را با تزيينات زرين كتابت كردهيي فقط به عنوان اجرت مادي سكه طلا اهدا ميكردم. واقعاً به يقين رسيدم كه براي كارخانه هميشگي گل به عنوان دبير و كاتب تعيين شدهايد. رب رحيم را حمد و ثناي بيحد و حصر باد! خسرو و رشدي در تصوراتم اسم واحدي شدهاند. هر دوي شما را در همه امور رساله نور همراه و همگام يكديگر ميدانم و ميبينم.برادر خسرو! قسم ميخورم اگر ميتوانستم در مقابل هر صفحه از "معجزات احمديه" كه اينبار آن را با تزيينات زرين كتابت كردهيي فقط به عنوان اجرت مادي سكه طلا اهدا ميكردم. واقعاً به يقين رسيدم كه براي كارخانه هميشگي گل به عنوان دبير و كاتب تعيين شدهايد. رب رحيم را حمد و ثناي بيحد و حصر باد! خسرو و رشدي در تصوراتم اسم واحدي شدهاند. هر دوي شما را در همه امور رساله نور همراه و همگام يكديگر ميدانم و ميبينم.
تتمهيي را درباره آيه أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا (انعام: ١٢٢) كه به يكباره به خاطر رسيد و تحت تأثير معنوي دو نامه صبري، پيش از دريافتشان نوشته شد برايتان فرستادم، تا حدي محرمانه و مخصوص اُمنا و خواص است.تتمهيي را درباره آيه أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا (انعام: ١٢٢) كه به يكباره به خاطر رسيد و تحت تأثير معنوي دو نامه صبري، پيش از دريافتشان نوشته شد برايتان فرستادم، تا حدي محرمانه و مخصوص اُمنا و خواص است.
حافظ علي رسالهيي را نگاشته كه با سي و سه «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» توافق و همخواني دارد؛ اگر توفيق شامي شعاع آيت الكبري را به طرزي مشابه با آن براي من بنويسد خوب خواهد شد. به يكايك برادرانام سلام ميرسانم.حافظ علي رسالهيي را نگاشته كه با سي و سه «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» توافق و همخواني دارد؛ اگر توفيق شامي شعاع آيت الكبري را به طرزي مشابه با آن براي من بنويسد خوب خواهد شد. به يكايك برادرانام سلام ميرسانم.
نيازمند دعاي شمانيازمند دعاي شما
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيزم! در مقابل تخريبات دامنهدار معنوي، لله الحمد مقاومت اعجاز آميز رساله نور و ارزش و غلبه آن رو به افزايش است. طاغوت طبيعت را كه سنگ زيرين و نقطه اتكاي ضلالت و گمراهيست متلاشي كرده و به عنوان شمشيري الماسين در دست قرآن در هر سو نور ميپراكند و تاريكيها را از بين ميبرد. ليكن انواع گمراهيها فراوان است. به همين نسبت رسالهها نيز داراي مزايا و اهميت جداگانهيي هستند. در صورت سهولت لمعهي طبيعت را هم براي ما بفرستيد.برادران عزيزم! در مقابل تخريبات دامنهدار معنوي، لله الحمد مقاومت اعجاز آميز رساله نور و ارزش و غلبه آن رو به افزايش است. طاغوت طبيعت را كه سنگ زيرين و نقطه اتكاي ضلالت و گمراهيست متلاشي كرده و به عنوان شمشيري الماسين در دست قرآن در هر سو نور ميپراكند و تاريكيها را از بين ميبرد. ليكن انواع گمراهيها فراوان است. به همين نسبت رسالهها نيز داراي مزايا و اهميت جداگانهيي هستند. در صورت سهولت لمعهي طبيعت را هم براي ما بفرستيد.
— 52 —
پاسخي كه امين و فيضي در برابر سؤالشان از استاد دريافت كردند: پاسخي كه امين و فيضي در برابر سؤالشان از استاد دريافت كردند:
سؤال: در پاسخي كه به ما داديد ميگوييد: «كسي كه دايرههاي گسترده سياسي را با كنجكاوي دنبال ميكند در وظايفي كه در حوزههاي كوچك دارد متضرر ميشود». خواهان توضيح اين مطلب هستيم.سؤال: در پاسخي كه به ما داديد ميگوييد: «كسي كه دايرههاي گسترده سياسي را با كنجكاوي دنبال ميكند در وظايفي كه در حوزههاي كوچك دارد متضرر ميشود». خواهان توضيح اين مطلب هستيم.
پاسخ: استادمان ميگويد: "آري، آنان كه در اين زمان توسط راديو، كنجكاوانه، جدي و با علاقه درگيريهاي جهان را پيگيري كرده و به دقت دنبال ميكنند متحمل خسارتهاي بسيار زياد مادي و معنوي شده، يا عقلشان را از دست ميدهند و به لحاظ معنا ديوانه شده، يا قلبشان متلاشي ميشود، و به لحاظ معنا بيدين گشته يا دچار تشويش افكار شده تبديل به بيگانهيي معنوي ميشوند.پاسخ: استادمان ميگويد: "آري، آنان كه در اين زمان توسط راديو، كنجكاوانه، جدي و با علاقه درگيريهاي جهان را پيگيري كرده و به دقت دنبال ميكنند متحمل خسارتهاي بسيار زياد مادي و معنوي شده، يا عقلشان را از دست ميدهند و به لحاظ معنا ديوانه شده، يا قلبشان متلاشي ميشود، و به لحاظ معنا بيدين گشته يا دچار تشويش افكار شده تبديل به بيگانهيي معنوي ميشوند.
آري، من خود ديدم فردي عامي و متدين كه در گذشته به علم هم منسوب بود به دليل يك كنجكاوي بيمورد، با شكست كافري كه از گذشته تاكنون دشمن اسلام بود چنان غمگين شد كه گريست؛ و از شكست جماعت سادات كه از اهل بيتاند در مواجهه با كفار مسرور گشت. اينكه فردي چنين عامي به خاطر دايره وسيع و غير لازم سياست دشمنيِ چنان كافر را بر سيدي مجاهد ترجيح دهد، عجيبترين نمونه براي ديوانگي و از دست دادن عقل نيست؟آري، من خود ديدم فردي عامي و متدين كه در گذشته به علم هم منسوب بود به دليل يك كنجكاوي بيمورد، با شكست كافري كه از گذشته تاكنون دشمن اسلام بود چنان غمگين شد كه گريست؛ و از شكست جماعت سادات كه از اهل بيتاند در مواجهه با كفار مسرور گشت. اينكه فردي چنين عامي به خاطر دايره وسيع و غير لازم سياست دشمنيِ چنان كافر را بر سيدي مجاهد ترجيح دهد، عجيبترين نمونه براي ديوانگي و از دست دادن عقل نيست؟
وظيفه و مسئوليت مأموران سياست خارجي و افسران و فرماندهان جنگ تا حدودي در دايره وسيع سياست قرار ميگيرد؛ اما به افراد صاف و ساده مسائل سياسي غير لازم و براي آنها بيمعني را به طور كنجكاوانه با راديو درس داده و به سمع آنها ميرسانند؛ مسائلي كه باعث تأخير وظايف روحي و ديني و شخصي و خانوادگي و روستايي آنها ميشود و با كنجكاو كردن آنها ارواحشان را سرسري و عقولشان را حرّاف و ذوق و شوق قلوبشان را نسبت به حقايق ايماني و اسلامي از بين ميبَرَد و با وسوسه نمودن و سرسري كردن قلوب، معناً قلوبشان را كشته و براي بيدين كردن آنها زمينه را فراهم ميكند؛ اين امر براي حياتوظيفه و مسئوليت مأموران سياست خارجي و افسران و فرماندهان جنگ تا حدودي در دايره وسيع سياست قرار ميگيرد؛ اما به افراد صاف و ساده مسائل سياسي غير لازم و براي آنها بيمعني را به طور كنجكاوانه با راديو درس داده و به سمع آنها ميرسانند؛ مسائلي كه باعث تأخير وظايف روحي و ديني و شخصي و خانوادگي و روستايي آنها ميشود و با كنجكاو كردن آنها ارواحشان را سرسري و عقولشان را حرّاف و ذوق و شوق قلوبشان را نسبت به حقايق ايماني و اسلامي از بين ميبَرَد و با وسوسه نمودن و سرسري كردن قلوب، معناً قلوبشان را كشته و براي بيدين كردن آنها زمينه را فراهم ميكند؛ اين امر براي حيات
— 53 —
اجتماعي اسلام چنان مضر است كه با فكر كردن به نتايجاش در آينده، مو بر بدن سيخ ميشود.اجتماعي اسلام چنان مضر است كه با فكر كردن به نتايجاش در آينده، مو بر بدن سيخ ميشود.
آري، هر كس با وطن و ملت و دولتاش مرتبط است اما بايد توجه داشت كه اين ارتباط اگر به معني غرق شدن در جريانهاي گذرا باشد و فرد منافع وطن و حكومت را تابع سياستهاي گذراي برخي اشخاص كند و حتي اين سياستها را عين منافع ملت بداند مرتكب خطاي بزرگي ميشود. اگر مسئوليت ناشي از احساس و وظيفه ميهن دوستي و ملت خواهي نزد هر فرد، يك باشد؛ مسئوليت خدمت و داشتن ارتباط و كنجكاوي با قلب و روح خويش و رسيدگي به امور شخصي و خانوادگي و ديني و امثال آن در حوزههاي واقعي مسئوليت، ده، بيست و شايد صد ميباشد. اگر كسي به ضرر چنين علايق لازم و جدي و فراوان، آنها را در راه همان يك مورد كه گفتيم يعني جريانهاي سياسياي كه در نسبت با او بيمعنا و غير ضروريست فدا كند، آيا ديوانگي نكرده است؟"آري، هر كس با وطن و ملت و دولتاش مرتبط است اما بايد توجه داشت كه اين ارتباط اگر به معني غرق شدن در جريانهاي گذرا باشد و فرد منافع وطن و حكومت را تابع سياستهاي گذراي برخي اشخاص كند و حتي اين سياستها را عين منافع ملت بداند مرتكب خطاي بزرگي ميشود. اگر مسئوليت ناشي از احساس و وظيفه ميهن دوستي و ملت خواهي نزد هر فرد، يك باشد؛ مسئوليت خدمت و داشتن ارتباط و كنجكاوي با قلب و روح خويش و رسيدگي به امور شخصي و خانوادگي و ديني و امثال آن در حوزههاي واقعي مسئوليت، ده، بيست و شايد صد ميباشد. اگر كسي به ضرر چنين علايق لازم و جدي و فراوان، آنها را در راه همان يك مورد كه گفتيم يعني جريانهاي سياسياي كه در نسبت با او بيمعنا و غير ضروريست فدا كند، آيا ديوانگي نكرده است؟"
پاسخي كه استاد با عجله تمام به ما داد همين قدر بود. ما نيز سخنان او را كه با عجله بيان شده بود با عجله نوشتيم؛ بر ما ببخشاييد.پاسخي كه استاد با عجله تمام به ما داد همين قدر بود. ما نيز سخنان او را كه با عجله بيان شده بود با عجله نوشتيم؛ بر ما ببخشاييد.
ما گفتههاي استاد را با تمام وجود تأييد ميكنيم، زيرا مطالب مطرح شده را در خود و دوستانمان بارها تجربه و مشاهده كردهايم. بيشتر مردم حتي از سر كنجكاوي به جايي ميرسند كه مفرطانه جماعت و شايد نماز را هم ترك كرده و دقيقاً در وقت نماز راديو گوش ميكنند و بعد هم با توجهِ علاقمندانه به دواير گسترده سياست و درگيريها و سيليهايي كه متمادياً به خاطر جزاي ضلالت و بيبند و باري و اهانت به اسلامِ مدنيت بيميم بر سرش ميآيد، و با درس گرفتن توسط راديو از كساني كه داراي نَفَسي زهرآگين و عقلي سرخوش هستند در وظايف قدسي و مهم خويش كاملاً متضرر ميشوند.ما گفتههاي استاد را با تمام وجود تأييد ميكنيم، زيرا مطالب مطرح شده را در خود و دوستانمان بارها تجربه و مشاهده كردهايم. بيشتر مردم حتي از سر كنجكاوي به جايي ميرسند كه مفرطانه جماعت و شايد نماز را هم ترك كرده و دقيقاً در وقت نماز راديو گوش ميكنند و بعد هم با توجهِ علاقمندانه به دواير گسترده سياست و درگيريها و سيليهايي كه متمادياً به خاطر جزاي ضلالت و بيبند و باري و اهانت به اسلامِ مدنيت بيميم بر سرش ميآيد، و با درس گرفتن توسط راديو از كساني كه داراي نَفَسي زهرآگين و عقلي سرخوش هستند در وظايف قدسي و مهم خويش كاملاً متضرر ميشوند.
از شاگردان رساله نوراز شاگردان رساله نور
فيضيفيضي
از شاگردان رساله نوراز شاگردان رساله نور
امينامين
— 54 —
يادداشتي از احمد نظيف يادداشتي از احمد نظيف
استاد ارجمند!استاد ارجمند!
رساله نور در متن عجز و فقرِ شخصيت متعالي شما و با عنايت رباني و رحمت الهي، اعجازهاي قرآن معجز البيان را همچون شعاعهاي درخشان و نافذ خورشيد بر قلبهايمان نفوذ ميدهد و حقايق ديني و ايماني را در خدمتِ رهايي و سلامتي و هدايت مؤمناني قرار ميدهد كه ضعيف و ناتوان شدهاند و رو بهسوي ضلالت و گمراهي دارند. ترديدي نيست كه اين اثر قدسي، به نام "هادي" و "صاحب ظهور" كه در اين زمان همه نيازمندش هستند شناخته خواهد شد؛ بنابراين شما كه ترجمان و منادي قرآن و در عين حال مؤلف رساله نور و تنها خادم آن هستيد، به دليل خدمت معنويتان، در حالي كه سربازي فقير و عاجز هستيد به درجه والاي يك سپهبد ترفيع يافته و شايستگي كسب فيض را بهدست آوردهايد؛ به همين دليل است كه حضرت ذوالجلال ی كه عالم مطلق، حاكم مطلق و قادر مطلق است ی اين وظيفه قدسي عالي را به منادياي والامقام كه شما او را كم ارزش ميدانيد اما بسيار ارزشمند و بافضيلت و پر فيض و داراي درجه و مرتبهيي عاليست عطا فرموده نصيباش نموده، و او را به خصوص مأمور اين كار كرده است.رساله نور در متن عجز و فقرِ شخصيت متعالي شما و با عنايت رباني و رحمت الهي، اعجازهاي قرآن معجز البيان را همچون شعاعهاي درخشان و نافذ خورشيد بر قلبهايمان نفوذ ميدهد و حقايق ديني و ايماني را در خدمتِ رهايي و سلامتي و هدايت مؤمناني قرار ميدهد كه ضعيف و ناتوان شدهاند و رو بهسوي ضلالت و گمراهي دارند. ترديدي نيست كه اين اثر قدسي، به نام "هادي" و "صاحب ظهور" كه در اين زمان همه نيازمندش هستند شناخته خواهد شد؛ بنابراين شما كه ترجمان و منادي قرآن و در عين حال مؤلف رساله نور و تنها خادم آن هستيد، به دليل خدمت معنويتان، در حالي كه سربازي فقير و عاجز هستيد به درجه والاي يك سپهبد ترفيع يافته و شايستگي كسب فيض را بهدست آوردهايد؛ به همين دليل است كه حضرت ذوالجلال ی كه عالم مطلق، حاكم مطلق و قادر مطلق است ی اين وظيفه قدسي عالي را به منادياي والامقام كه شما او را كم ارزش ميدانيد اما بسيار ارزشمند و بافضيلت و پر فيض و داراي درجه و مرتبهيي عاليست عطا فرموده نصيباش نموده، و او را به خصوص مأمور اين كار كرده است.
هٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبّ۪ىهٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبّ۪ى
خداوند با لطف و كرم خود شما استاد گرانقدر را رهبر و مرشد و واسطهي ارشاد و هدايت ما خدمتكاران عاجز و عاصي و گناهكارتان نيز قرار داد. ما از اداي سپاس و تشكر ابدي عاجزيم.خداوند با لطف و كرم خود شما استاد گرانقدر را رهبر و مرشد و واسطهي ارشاد و هدايت ما خدمتكاران عاجز و عاصي و گناهكارتان نيز قرار داد. ما از اداي سپاس و تشكر ابدي عاجزيم.
اسیتاد عزيز! دريافتیم كه به جز در نامهي خسیرو كوچیك و محمید فيضیي ی دوستان بسيار ارزشمند و همراهان ارجمندمان در خدمت قرآني ی در محلها و مكانهاي ديگر مناسب نيست و در حد من هم نيست كه اين كلمه واقعي و اسم شريف و مبارك را فعلاً در ظاهر براي رساله نور به كار ببرم؛ پس، از به كار بردن آن پرهيز ميكنم، زيرا تا زماني كه استادمان اجازه ندهد اين گونه القاب ارزشي نخواهد داشت. اما براساس الهامي كه از رساله نور گرفتهام طرح موضوع در نامهاسیتاد عزيز! دريافتیم كه به جز در نامهي خسیرو كوچیك و محمید فيضیي ی دوستان بسيار ارزشمند و همراهان ارجمندمان در خدمت قرآني ی در محلها و مكانهاي ديگر مناسب نيست و در حد من هم نيست كه اين كلمه واقعي و اسم شريف و مبارك را فعلاً در ظاهر براي رساله نور به كار ببرم؛ پس، از به كار بردن آن پرهيز ميكنم، زيرا تا زماني كه استادمان اجازه ندهد اين گونه القاب ارزشي نخواهد داشت. اما براساس الهامي كه از رساله نور گرفتهام طرح موضوع در نامه
— 55 —
فيضي كه رتبه اول را در منطقه ما كسب كرده است صرفاً ناشي از حسن نيت، فراواني ارتباط و صداقت و اخلاص ميباشد.فيضي كه رتبه اول را در منطقه ما كسب كرده است صرفاً ناشي از حسن نيت، فراواني ارتباط و صداقت و اخلاص ميباشد.
از اينكه با خطاي موجود در اظهار فوق، موجب مشغوليت شما شدم بسيار متأسفم... عفو بفرماييد. خالصانه تقاضا ميكنم با عتابتان ی كه هشدار دهنده و ارشاد كننده و نعمت و همت است ی ما را بخشيده و از سيليهاي معنوي رساله نور در امان داريد.از اينكه با خطاي موجود در اظهار فوق، موجب مشغوليت شما شدم بسيار متأسفم... عفو بفرماييد. خالصانه تقاضا ميكنم با عتابتان ی كه هشدار دهنده و ارشاد كننده و نعمت و همت است ی ما را بخشيده و از سيليهاي معنوي رساله نور در امان داريد.
استاد عزيز و ارجمندم! بسياري از كرامات و بركات مادي و معنوي رساله نور را كه به لطف و كرم حضرت حق و احسان بينهايتاش منتسب به خدمت قدسياش هستم به عين اليقين ديدهام و ند. دلنشيناش را چشيدهام. خواهشمندم نقصانهاي اين خادم ناتوان را به حسن نيت و خلوص قلباش ببخشاييد. چند كرامت از كرامات بسيار فراوان رساله ارزشمند نور را در اينجا عرض ميكنم:استاد عزيز و ارجمندم! بسياري از كرامات و بركات مادي و معنوي رساله نور را كه به لطف و كرم حضرت حق و احسان بينهايتاش منتسب به خدمت قدسياش هستم به عين اليقين ديدهام و ند. دلنشيناش را چشيدهام. خواهشمندم نقصانهاي اين خادم ناتوان را به حسن نيت و خلوص قلباش ببخشاييد. چند كرامت از كرامات بسيار فراوان رساله ارزشمند نور را در اينجا عرض ميكنم:
شخصي كه ترجمان و مؤلف و صاحب رساله نور است طبق تقويم رومي در سالهاي ١٣٢٤ و ١٣٢٥ در استانبول با عنوان "بديع الزمان" شهرت يافت و تحت اين نام و لقب مورد ستايش خاص مطبوعات قرار گرفت. من در آن زمان هفده ساله بودم و دوره نوجواني و جهالت را پشت سر ميگذاشتم كه تحت تأثير ستايشهاي مذكور عنوان فوق در قلبام نقش بست. حتماً به دليل همين محبت قلبي بوده است كه وقتي حضرت استاد با لقب بديع الزمان سعيد كُردي در سال ١٣٢٦ مشغول سياحت در مناطق درياي سياه بودند و با دو خدمتكار همراهاش از شهر "اينه بولو" ديدار ميكردند، و زماني كه حاجي ضيا از علماي مشهور شهر و چند تن ديگر از روحانيون او را به كشتي مشايعت ميكردند تصادفي در بازار با ايشان روبهرو شدم و با احساس محبت آميز عميقي به اين شخصيت ارجمند سلام كردم و او ايستاد، با چهره متبسم و نوراني و نگاه نافذش پاسخ سلامام را داد و با نگاه معنوي خود مورد لطفام قرار داد. از آن روز تاكنون محبت و علاقهام نسبت به او بيشتر و بيشتر شده و در طول اين سي سال به هيچ وجه از خاطرم محو نگرديده است و من اين را به عين اليقين ميبينم.شخصي كه ترجمان و مؤلف و صاحب رساله نور است طبق تقويم رومي در سالهاي ١٣٢٤ و ١٣٢٥ در استانبول با عنوان "بديع الزمان" شهرت يافت و تحت اين نام و لقب مورد ستايش خاص مطبوعات قرار گرفت. من در آن زمان هفده ساله بودم و دوره نوجواني و جهالت را پشت سر ميگذاشتم كه تحت تأثير ستايشهاي مذكور عنوان فوق در قلبام نقش بست. حتماً به دليل همين محبت قلبي بوده است كه وقتي حضرت استاد با لقب بديع الزمان سعيد كُردي در سال ١٣٢٦ مشغول سياحت در مناطق درياي سياه بودند و با دو خدمتكار همراهاش از شهر "اينه بولو" ديدار ميكردند، و زماني كه حاجي ضيا از علماي مشهور شهر و چند تن ديگر از روحانيون او را به كشتي مشايعت ميكردند تصادفي در بازار با ايشان روبهرو شدم و با احساس محبت آميز عميقي به اين شخصيت ارجمند سلام كردم و او ايستاد، با چهره متبسم و نوراني و نگاه نافذش پاسخ سلامام را داد و با نگاه معنوي خود مورد لطفام قرار داد. از آن روز تاكنون محبت و علاقهام نسبت به او بيشتر و بيشتر شده و در طول اين سي سال به هيچ وجه از خاطرم محو نگرديده است و من اين را به عين اليقين ميبينم.
— 56 —
به گمانام شش سال پيش بود كه با تأثر فراوان در يكي از روزنامهها خواندم اهل دنيا با ترس از علاقه وافر مردم اسپارتا به استاد و نگراني از اينكه او دين و ايمان را به مردم تلقين ميكند دستگيرش كردند. با اينكه اين خبر در فاصله طولاني سي ساله تنها خبري بود كه از او شنيده بودم و آن هم اين چنين تلخ، اما موفق نشدم هيچ مطلب ديگري از عاقبت او به دست آورم. ده سالي بود كه در تمام دعاها و نمازهاي پنجگانهام از پيشگاه حضرت رب العالمين مسألت ميكردم: «پروردگارا! به من مرشد كاملي احسان بفرما» و سه سال پيش بود، يعني در سال "١٣٥٧ هی..ق، ١٩٣٨م" كه در قهوهخانهيي در شهر اينه بولو از مرد بيچارهيي كه اهل كاستامونو بود و مست، شنيدم كه با تعريف و تمجيد از فردي ميگفت كه او را به كاستامونو تبعيد كردهاند.به گمانام شش سال پيش بود كه با تأثر فراوان در يكي از روزنامهها خواندم اهل دنيا با ترس از علاقه وافر مردم اسپارتا به استاد و نگراني از اينكه او دين و ايمان را به مردم تلقين ميكند دستگيرش كردند. با اينكه اين خبر در فاصله طولاني سي ساله تنها خبري بود كه از او شنيده بودم و آن هم اين چنين تلخ، اما موفق نشدم هيچ مطلب ديگري از عاقبت او به دست آورم. ده سالي بود كه در تمام دعاها و نمازهاي پنجگانهام از پيشگاه حضرت رب العالمين مسألت ميكردم: «پروردگارا! به من مرشد كاملي احسان بفرما» و سه سال پيش بود، يعني در سال "١٣٥٧ هی..ق، ١٩٣٨م" كه در قهوهخانهيي در شهر اينه بولو از مرد بيچارهيي كه اهل كاستامونو بود و مست، شنيدم كه با تعريف و تمجيد از فردي ميگفت كه او را به كاستامونو تبعيد كردهاند.
دقت و تحقيق كاملي كردم و با شگفتي دانستم فرد مذكور همان سعيد كُردي آن زمان است كه از سي سال پيش محبتاش را در سينه دارم. احساس ميكردم علاقه قلبيام روز به روز فزوني مييابد لذا دانستم كه بايد هر خطري را به جان بخرم و به ديدار او رفته و دستان مباركش را ببوسم. در اين ديدار دريافتم كه نام مبارك سعيد قديمي بديع الزمان "سعيد نورسي" مؤلف و صاحب رساله نور بوده است. با كمال عشق و محبت پذيرايش شدم. گفتم يگانه مرشد و رهبر و استاد بزرگ من همان رساله نور است. حضرت حق را كه اين همه احسان بيپايان را به من عنايت كرده بود به عدد حروف قرآن حكيم شكر گفتم ودقت و تحقيق كاملي كردم و با شگفتي دانستم فرد مذكور همان سعيد كُردي آن زمان است كه از سي سال پيش محبتاش را در سينه دارم. احساس ميكردم علاقه قلبيام روز به روز فزوني مييابد لذا دانستم كه بايد هر خطري را به جان بخرم و به ديدار او رفته و دستان مباركش را ببوسم. در اين ديدار دريافتم كه نام مبارك سعيد قديمي بديع الزمان "سعيد نورسي" مؤلف و صاحب رساله نور بوده است. با كمال عشق و محبت پذيرايش شدم. گفتم يگانه مرشد و رهبر و استاد بزرگ من همان رساله نور است. حضرت حق را كه اين همه احسان بيپايان را به من عنايت كرده بود به عدد حروف قرآن حكيم شكر گفتم و
اَلْحَمْدُ ِللّهِ هذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّىاَلْحَمْدُ ِللّهِ هذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّى
را بر زبان راندم.را بر زبان راندم.
آري، همچنان كه برخي از اهل ولايت به صورت كرامتآميز با ظهور حس قبل الوقوع پي به طلبههاي خويش قبل از تولدشان بردهاند؛ چند نفر از شخصيتهاي مهمي كه طلبه رساله نور هم بودهاند با حس قبل الوقوعي قبلاً احساس كردهاند كه در آينده، مرتبط با سعيد به نوري خدمت خواهند كرد، نظيف يكي از آنهاست.آري، همچنان كه برخي از اهل ولايت به صورت كرامتآميز با ظهور حس قبل الوقوع پي به طلبههاي خويش قبل از تولدشان بردهاند؛ چند نفر از شخصيتهاي مهمي كه طلبه رساله نور هم بودهاند با حس قبل الوقوعي قبلاً احساس كردهاند كه در آينده، مرتبط با سعيد به نوري خدمت خواهند كرد، نظيف يكي از آنهاست.
بين زماني كه به پيروي از رساله نور پرداختيم و قبل از آن، تفاوتهاي خارقالعاده و بركاتي را در امور مادي و دنيوي و سود تجاري و كارهاي شخصي و خصوصيمان مشاهده كرديم، لذا اعتراف و تأييد ميكنيم كه آسايش و سرور وبين زماني كه به پيروي از رساله نور پرداختيم و قبل از آن، تفاوتهاي خارقالعاده و بركاتي را در امور مادي و دنيوي و سود تجاري و كارهاي شخصي و خصوصيمان مشاهده كرديم، لذا اعتراف و تأييد ميكنيم كه آسايش و سرور و
— 57 —
شادي و آسودگي خاطري بيش از آنچه بزرگترين تاجران و خوشبختترين ثروتمندان دارند نصيبمان شد؛ پس الحمدلله با صحت و سلامت به امرار معاش سعادتمندانه خويش ادامه داديم و خود را مديون لطف و كرامات قدسي رساله نور ميدانيم.شادي و آسودگي خاطري بيش از آنچه بزرگترين تاجران و خوشبختترين ثروتمندان دارند نصيبمان شد؛ پس الحمدلله با صحت و سلامت به امرار معاش سعادتمندانه خويش ادامه داديم و خود را مديون لطف و كرامات قدسي رساله نور ميدانيم.
با اجازه خاص جناب استاد در امر انتشار رساله نور و تبليغ حقايق ايماني بهويژه درباره نماز و عبادت به فعاليت پرداختم و اين با وجود جهل و ناتواني و نقص و عجزي بود كه در اين زمينه در خود ميديدم. با اين حال معترفام كه قدرت اقناع تلقينات ديني و آثار بالفعل خطابههاي مؤثر را به عينه مشاهده كردم و ديدم كه استادم به نام رساله نور و با كمال افتخار ی الحمدلله ی موفق شد بسياري از مسلمانان بينماز را به نماز و مسجد جذب كند. من اذعان ميكنم كه آثار بالفعل اين قبيل خدمتهاي قدسي از جانب كرامات عظيم رساله نور ظهور مييابد.با اجازه خاص جناب استاد در امر انتشار رساله نور و تبليغ حقايق ايماني بهويژه درباره نماز و عبادت به فعاليت پرداختم و اين با وجود جهل و ناتواني و نقص و عجزي بود كه در اين زمينه در خود ميديدم. با اين حال معترفام كه قدرت اقناع تلقينات ديني و آثار بالفعل خطابههاي مؤثر را به عينه مشاهده كردم و ديدم كه استادم به نام رساله نور و با كمال افتخار ی الحمدلله ی موفق شد بسياري از مسلمانان بينماز را به نماز و مسجد جذب كند. من اذعان ميكنم كه آثار بالفعل اين قبيل خدمتهاي قدسي از جانب كرامات عظيم رساله نور ظهور مييابد.
بسياري از زنادقه و منافقان بيهيچ سبب و دليلي از ابتداي جنگ آلمان و انگليس تاكنون نسبتهايي به من داده اند و همنوا با شيطان عليه اللعنة براي آن كه اكثر مردم اعم از علماي روشنفكر و ملحدان جاهل به استثناي چند نفر از دوستانم را از خدمات قدسيام بيزار كنند همه را اغفال كرده و عليه من تحريك نمودهاند؛ ذهنيت ايجاد شده توسط آنان برآحاد مردم اثر نموده و اركان دولت را نيز تحت تأثير قرار داده است؛ ميگويند: "نظيف در مخالفت با سياست جاري از اتحاد اسلام جانبداري ميكند و مشغول تبليغات سياسيست".بسياري از زنادقه و منافقان بيهيچ سبب و دليلي از ابتداي جنگ آلمان و انگليس تاكنون نسبتهايي به من داده اند و همنوا با شيطان عليه اللعنة براي آن كه اكثر مردم اعم از علماي روشنفكر و ملحدان جاهل به استثناي چند نفر از دوستانم را از خدمات قدسيام بيزار كنند همه را اغفال كرده و عليه من تحريك نمودهاند؛ ذهنيت ايجاد شده توسط آنان برآحاد مردم اثر نموده و اركان دولت را نيز تحت تأثير قرار داده است؛ ميگويند: "نظيف در مخالفت با سياست جاري از اتحاد اسلام جانبداري ميكند و مشغول تبليغات سياسيست".
آنها تمام شياطين را تحريك به تجسس كردهاند. به نظر ميرسد مخالفان من براي گرفتن انتقام و تشديد همان جريان عجيب است كه در غيابم با لقب "طرفدار آلمان" كه خود آن را منفور ميدانند دست به توهينها و تحقيرها زدهاند. اما خدا را شكر كه من با ارشاد رساله نور حقايق ايمان و قرآن را فوق كائنات ميبينم و به آن معتقدم لذا نه تنها حقايق مذكور را ابزار جريانات موجود در زمين نميكنم بلكه با سلطنت جهان هم ی حتي اگر به من داده شود ی عوض نخواهم كرد. من فقط يكي از خادمان رساله نور هستم كه در پي حقيقت و ايمانآنها تمام شياطين را تحريك به تجسس كردهاند. به نظر ميرسد مخالفان من براي گرفتن انتقام و تشديد همان جريان عجيب است كه در غيابم با لقب "طرفدار آلمان" كه خود آن را منفور ميدانند دست به توهينها و تحقيرها زدهاند. اما خدا را شكر كه من با ارشاد رساله نور حقايق ايمان و قرآن را فوق كائنات ميبينم و به آن معتقدم لذا نه تنها حقايق مذكور را ابزار جريانات موجود در زمين نميكنم بلكه با سلطنت جهان هم ی حتي اگر به من داده شود ی عوض نخواهم كرد. من فقط يكي از خادمان رساله نور هستم كه در پي حقيقت و ايمان
— 58 —
و قرآن است. در طول سالهاي اخير به رغم تمام اين حملات شاهد دو عنايت الهي بودهام:و قرآن است. در طول سالهاي اخير به رغم تمام اين حملات شاهد دو عنايت الهي بودهام:
عنايت اول: نه تنها به خدمتام در انتشار رساله نور آسيبي وارد نشده بلكه در اين زمينه بر خلاف انتظار موفق هم بودهايم.عنايت اول: نه تنها به خدمتام در انتشار رساله نور آسيبي وارد نشده بلكه در اين زمينه بر خلاف انتظار موفق هم بودهايم.
عنايت دوم: هرگاه قرار بود حمله شديدي عليه ما صورت بگيرد از استادمان دستور "دقت" دريافت ميكرديم. از كرامات آشكار رساله نور است كه روز دهم يا دوازدهم ماه مبارك رمضان از "سال ١٣٥٩ هی.ق" يكي از برادرانمان مرحوم محمد خطيب (رَحْمَةُ اللّهِ عَلَيْه) ی كه رسالهي سالمندان يا همان لمعه بيست و ششم را كتابت ميكرد ی به دليل بيماري توان نگارش را از دست ميدهد و كلمهي توحيديِ «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» را نوشته متوقف ميشود؛ آنگاه از دوست فعال ديگرمان جناب فيضي محمد كه به زيارتاش آمده بود درخواست ميكند كه كار كتابت را تمام كند، در همين حال با دنيا وداع ميكند و ان شاء الله اظهار ميدارد كه عمرش با همين كلمه طيبه به سر آمده و با ايمان وارد قبر و حيات ابدي خواهد شد. او به اين ترتيب مژده و بشارت آشكاري به طلبههاي رساله نور ميدهد.عنايت دوم: هرگاه قرار بود حمله شديدي عليه ما صورت بگيرد از استادمان دستور "دقت" دريافت ميكرديم. از كرامات آشكار رساله نور است كه روز دهم يا دوازدهم ماه مبارك رمضان از "سال ١٣٥٩ هی.ق" يكي از برادرانمان مرحوم محمد خطيب (رَحْمَةُ اللّهِ عَلَيْه) ی كه رسالهي سالمندان يا همان لمعه بيست و ششم را كتابت ميكرد ی به دليل بيماري توان نگارش را از دست ميدهد و كلمهي توحيديِ «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» را نوشته متوقف ميشود؛ آنگاه از دوست فعال ديگرمان جناب فيضي محمد كه به زيارتاش آمده بود درخواست ميكند كه كار كتابت را تمام كند، در همين حال با دنيا وداع ميكند و ان شاء الله اظهار ميدارد كه عمرش با همين كلمه طيبه به سر آمده و با ايمان وارد قبر و حيات ابدي خواهد شد. او به اين ترتيب مژده و بشارت آشكاري به طلبههاي رساله نور ميدهد.
كرامت آشكار مذكور براساس سرّ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ (هود:١٠٨) در آيهي بيست و ششمِ "اشارات قرآني" صدق اين بشارت را نشان ميدهد كه «طلبههاي رساله نور با ايمان وارد قبر خواهند شد». لذا از آن استاد ارجمند خواهشمندم اگر مناسب باشد اين حقيقت را طي حاشيهيي بر رساله "اشارات قرآني" بنويسند و خاطیر نشان كنند كه بشیارت عظيیم فیوق به همه برادران تعميم مييابد و به عين اليقين ديده و دانسته ميشود كه رساله نور در چه مرتبهيي از تعاليست و پاداش خادماناش چه زمان و به چه صورت داده خواهد شد.كرامت آشكار مذكور براساس سرّ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ (هود:١٠٨) در آيهي بيست و ششمِ "اشارات قرآني" صدق اين بشارت را نشان ميدهد كه «طلبههاي رساله نور با ايمان وارد قبر خواهند شد». لذا از آن استاد ارجمند خواهشمندم اگر مناسب باشد اين حقيقت را طي حاشيهيي بر رساله "اشارات قرآني" بنويسند و خاطیر نشان كنند كه بشیارت عظيیم فیوق به همه برادران تعميم مييابد و به عين اليقين ديده و دانسته ميشود كه رساله نور در چه مرتبهيي از تعاليست و پاداش خادماناش چه زمان و به چه صورت داده خواهد شد.
از شاگردان رساله نوراز شاگردان رساله نور
احمد نظيف چلبياحمد نظيف چلبي
(رَحْمَةُ اللهِ عَلَيْهِ)
— 59 —
مطلب زير استخراج و يادداشتي از احمد نظيف چلبي از شاگردان فعال رسیالهي نور است. مناسب ديده شد اين يادداشت در قسمت آيهي "سي و دوم" شعاع اول و يادداشتهاي مكتوب "بيست و هفتم" قرار داده شود.مطلب زير استخراج و يادداشتي از احمد نظيف چلبي از شاگردان فعال رسیالهي نور است. مناسب ديده شد اين يادداشت در قسمت آيهي "سي و دوم" شعاع اول و يادداشتهاي مكتوب "بيست و هفتم" قرار داده شود.
او خود ميگويد: آيههاي زير را كه در سوره "احزاب" آمدهاند از قاري قرآن كه قرائت ميكرد شنيدم:او خود ميگويد: آيههاي زير را كه در سوره "احزاب" آمدهاند از قاري قرآن كه قرائت ميكرد شنيدم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًاوَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًايَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًاوَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا
(احزاب: ٤١ ی ٤٧)(احزاب: ٤١ ی ٤٧)
صَدَقَ اللهُ العَظيمصَدَقَ اللهُ العَظيم
احساس كردم در اين آيات ايما و رمز و شايد اشارتي به رساله نور هست.احساس كردم در اين آيات ايما و رمز و شايد اشارتي به رساله نور هست.
آري، مادام كه آياتي اين چنين كه ناظر بر مسئوليت رسالت و دعوتاند ناظر بر همه عصرها ميباشند و در هر عصر افراد و مصاديقي دارند؛ و مادام كه صفات و عناوين داده شده به رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در اين آيات، در هر زمان جريان داشته و بر هر دورهيي حكم ميكنند، با معناي رمزي مندرج در ذيل عناوين مذكور، بر افراد و آثاري مانند رساله نور كه به مسئوليت فوق عمل ميكنند دلالت دارند و آنها را در دايره شمول خود قرار ميدهند؛ اين امر از شئونات اعجاز معنوي قرآن است و قطعاً مقتضي و لازم ميباشد. مادام كه رساله نور در اين زمانهي شگفتانگيز به صورت استثنايي به مسئوليت مورد اشاره آيات فوق عمل ميكند و فردي از افراد اين آيات در دايره كلي و معنايي آنهاست؛آري، مادام كه آياتي اين چنين كه ناظر بر مسئوليت رسالت و دعوتاند ناظر بر همه عصرها ميباشند و در هر عصر افراد و مصاديقي دارند؛ و مادام كه صفات و عناوين داده شده به رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در اين آيات، در هر زمان جريان داشته و بر هر دورهيي حكم ميكنند، با معناي رمزي مندرج در ذيل عناوين مذكور، بر افراد و آثاري مانند رساله نور كه به مسئوليت فوق عمل ميكنند دلالت دارند و آنها را در دايره شمول خود قرار ميدهند؛ اين امر از شئونات اعجاز معنوي قرآن است و قطعاً مقتضي و لازم ميباشد. مادام كه رساله نور در اين زمانهي شگفتانگيز به صورت استثنايي به مسئوليت مورد اشاره آيات فوق عمل ميكند و فردي از افراد اين آيات در دايره كلي و معنايي آنهاست؛
— 60 —
شكي نيست كه براساس علايم متعدد و قراين پنهان ميتوان گفت اين آيات نيز مانند "سي و يك آيه" ديگر در "شعاع اول" با معناي اشاري بر رساله نور به ترتيب زير ناظر است:شكي نيست كه براساس علايم متعدد و قراين پنهان ميتوان گفت اين آيات نيز مانند "سي و يك آيه" ديگر در "شعاع اول" با معناي اشاري بر رساله نور به ترتيب زير ناظر است:
عبارتعبارت
لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًالِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
با معنیاي اشاري ناظر بر اين عصر ميگويد: لمعهيي قرآني كه نور نام دارد و مظهر اسم نور و اسم رحيم است و در معنايش رحيميت وجود دارد، شما را اي اهل ايمان و اي اهل قرآن! از تاريكترين ظلم و ظلمت كه تا سال "هزار و سيصد و هفتاد" ادامه مييابد بهسوي روشناييهاي ايمان و انوار قرآن رهنمون خواهيد شد. علاوه بر مطابقت معنايي، يكي ديگر از قراين و نشانههاي آيه فوق اين است: مقام جفري عبارتبا معنیاي اشاري ناظر بر اين عصر ميگويد: لمعهيي قرآني كه نور نام دارد و مظهر اسم نور و اسم رحيم است و در معنايش رحيميت وجود دارد، شما را اي اهل ايمان و اي اهل قرآن! از تاريكترين ظلم و ظلمت كه تا سال "هزار و سيصد و هفتاد" ادامه مييابد بهسوي روشناييهاي ايمان و انوار قرآن رهنمون خواهيد شد. علاوه بر مطابقت معنايي، يكي ديگر از قراين و نشانههاي آيه فوق اين است: مقام جفري عبارت
إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًاإِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
در صورتي كه تشديد و تنوين را هم به حساب آوريم "٩٤٧" است كه كاملاً مطابق مقام جفیري و يا رسالةِ النور يعني "٩٤٧" ميباشد.در صورتي كه تشديد و تنوين را هم به حساب آوريم "٩٤٧" است كه كاملاً مطابق مقام جفیري و يا رسالةِ النور يعني "٩٤٧" ميباشد.
مقام جفري جملهمقام جفري جمله
إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًاإِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا
اگر تشديدها را به حساب نياوريم و از آنجا كه تنوين آخر وقف است و "الف" محاسبه ميگردد، تاريخ "١٣٢٣" را نشان ميدهد. در تاريخ مذكور انقلاب سهمگيني در مركز خلافت روي داد و مبدأ فروپاشي شد. در آن زمان به مؤمناني كه دچار نااميدي شدهاند بشارت ميدهد و بر شاهدي حقيقي اشاره دارد كه با قدرت بر حقانيت و توانايي اسلام شهادت ميدهد و از نقطه نظر وراثت نبوي به دعوت ميپردازد.اگر تشديدها را به حساب نياوريم و از آنجا كه تنوين آخر وقف است و "الف" محاسبه ميگردد، تاريخ "١٣٢٣" را نشان ميدهد. در تاريخ مذكور انقلاب سهمگيني در مركز خلافت روي داد و مبدأ فروپاشي شد. در آن زمان به مؤمناني كه دچار نااميدي شدهاند بشارت ميدهد و بر شاهدي حقيقي اشاره دارد كه با قدرت بر حقانيت و توانايي اسلام شهادت ميدهد و از نقطه نظر وراثت نبوي به دعوت ميپردازد.
مقام جفري عبارت وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِمقام جفري عبارت وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ
همچنان كه عبارت وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ با مقام جفري بديع الزمان كه از نامهاي واقعي رساله نور است موافقت و همخواني كامل دارد و به لحاظ معنا نيز مطابق است؛ كلمه وَدَاعِيًا نيز به تنهايي با اسم "سعيد" كه ترجمان رساله نور است با سه حرف متحد و و با سه تفاوت متناسب است و همخواني دارد، زيرا جمع "تنوين و الف و واو" ٥٧ ميشود و در همين حال به دليل حرف "س" سه تفاوت وجود دارد.همچنان كه عبارت وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ با مقام جفري بديع الزمان كه از نامهاي واقعي رساله نور است موافقت و همخواني كامل دارد و به لحاظ معنا نيز مطابق است؛ كلمه وَدَاعِيًا نيز به تنهايي با اسم "سعيد" كه ترجمان رساله نور است با سه حرف متحد و و با سه تفاوت متناسب است و همخواني دارد، زيرا جمع "تنوين و الف و واو" ٥٧ ميشود و در همين حال به دليل حرف "س" سه تفاوت وجود دارد.
از طلبههاي رساله نور؛ عبدالرحمان تحسين كوچكاز طلبههاي رساله نور؛ عبدالرحمان تحسين كوچك
با محاسبهي تنوينها به دليل عدم وقفشان، تاريخ "١٢٥٦" را نشان ميدهد؛ و به مقدماتي كه از يك قرنبا محاسبهي تنوينها به دليل عدم وقفشان، تاريخ "١٢٥٦" را نشان ميدهد؛ و به مقدماتي كه از يك قرن
— 61 —
قبل براي پرده كشيدن بر روي اسلام حاضر شده، اشاره دارد؛ مقام جفري وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ ميشود "١٩١" كه دقيقاً معادل مقام جفري "بديع الزمان" به عنوان نام حقيقي رساله نور است. لذا اشاره ميكند كه رساله نور در دوره محدوديت و گرفتگي مذكور يكي از داعيان الي الله است.قبل براي پرده كشيدن بر روي اسلام حاضر شده، اشاره دارد؛ مقام جفري وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ ميشود "١٩١" كه دقيقاً معادل مقام جفري "بديع الزمان" به عنوان نام حقيقي رساله نور است. لذا اشاره ميكند كه رساله نور در دوره محدوديت و گرفتگي مذكور يكي از داعيان الي الله است.
بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًابِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا
مقام جفري بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا ميشود "١٣٣٠"، كه معادل زمان ظهور فاتحه رساله نور يعني اشارات الاعجاز ميباشد. "ي" (ياي) ملفوظ در بِإِذْنِهِ را اگر به حساب آوريم عدد "١٣٤٠" را خواهيم داشت كه با ظهور رساله نور مطابقت دارد. از آنجا كه تنوين اول در محل وقف نيست در صورت محاسبهي "ن" عدد "١٣٨٠" را خواهيم داشت كه رمزي قرآنيست مبني بر اينكه رساله نور چون سراجي درخشان و نوراني ان شاء الله در آن تاريخ كره زمين را روشنايي خواهد بخشيد.مقام جفري بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا ميشود "١٣٣٠"، كه معادل زمان ظهور فاتحه رساله نور يعني اشارات الاعجاز ميباشد. "ي" (ياي) ملفوظ در بِإِذْنِهِ را اگر به حساب آوريم عدد "١٣٤٠" را خواهيم داشت كه با ظهور رساله نور مطابقت دارد. از آنجا كه تنوين اول در محل وقف نيست در صورت محاسبهي "ن" عدد "١٣٨٠" را خواهيم داشت كه رمزي قرآنيست مبني بر اينكه رساله نور چون سراجي درخشان و نوراني ان شاء الله در آن تاريخ كره زمين را روشنايي خواهد بخشيد.
از شاگردان رساله نور؛ تحسيناز شاگردان رساله نور؛ تحسين
و سِرَاجًا مُنِيرًا به تنهايي از نظر لفظ و معنا و مقام جفري با "سراج النور" از نامهاي رساله نور كاملاً مطابقت دارد. "م"، "ي" در مُنِيرًا با "ن" مشدد در "النّور" معادل است.و سِرَاجًا مُنِيرًا به تنهايي از نظر لفظ و معنا و مقام جفري با "سراج النور" از نامهاي رساله نور كاملاً مطابقت دارد. "م"، "ي" در مُنِيرًا با "ن" مشدد در "النّور" معادل است.
آري، به يقين ميتوان گفت اينكه امام علي (رض) در كرامت غيبهاش رساله نور را سراج النور ناميده است ملهم از همين بخش آيه است؛ ما نيز همين را ميگوييم.آري، به يقين ميتوان گفت اينكه امام علي (رض) در كرامت غيبهاش رساله نور را سراج النور ناميده است ملهم از همين بخش آيه است؛ ما نيز همين را ميگوييم.
مقام جفري جملهيمقام جفري جملهي
وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًاوَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا
با محاسبه تشديد تاريخ "١٣٥٩"را نشان ميدهد و اين دوره دقيقاً ناظر بر ساليست كه در آن بهسر ميبريم، لذا با معناي رمزي به اهل ايمان خبر ميدهد كه احسان بزرگي در جريان است. ما ميبينيم كه در اين عصر بزرگترين احسان، نجات ايمان است؛ و مشاهده ميكنيم كه در رأس همهي موارد، اين رساله نور است كه با براهين عالياش نجات دهنده ايمان ميباشد. معلوم ميشود رساله نور نيز نسبت به اين زمیانهي "فَضل كبير" است. آنچه اين اشارت را تقويت ميكند اين است كه ارزش عددي كلمه فَضْلًا در عبارت فَضْلًا كَبِيرًا "٩٦٠" است و چون نامبا محاسبه تشديد تاريخ "١٣٥٩"را نشان ميدهد و اين دوره دقيقاً ناظر بر ساليست كه در آن بهسر ميبريم، لذا با معناي رمزي به اهل ايمان خبر ميدهد كه احسان بزرگي در جريان است. ما ميبينيم كه در اين عصر بزرگترين احسان، نجات ايمان است؛ و مشاهده ميكنيم كه در رأس همهي موارد، اين رساله نور است كه با براهين عالياش نجات دهنده ايمان ميباشد. معلوم ميشود رساله نور نيز نسبت به اين زمیانهي "فَضل كبير" است. آنچه اين اشارت را تقويت ميكند اين است كه ارزش عددي كلمه فَضْلًا در عبارت فَضْلًا كَبِيرًا "٩٦٠" است و چون نام
— 62 —
رسالة النور از اضافه به توصيف عبور كند "رسالة النوريه" ميشود و مقام جفرياش "٩٦٢" است؛ بنابراين واژه فَضْلًا با دو تفاوت معنادار، به رمز و ايما به رساله نور اشاره دارد.رسالة النور از اضافه به توصيف عبور كند "رسالة النوريه" ميشود و مقام جفرياش "٩٦٢" است؛ بنابراين واژه فَضْلًا با دو تفاوت معنادار، به رمز و ايما به رساله نور اشاره دارد.
خدايا، پروردگارا! رساله نور و مؤلفاش استاد سعيد نورسي و شاگردان و منسوبان رسالة النور را در كنف حفاظتات و در قلعه الهيات ايمن دار و محفوظ بدار!... آمين... آنها را در خدمت قرآن و ايمان ثابت قدم و دائم گردان! ... آمين... و در خدمت قدسيشان آنها را با موفقيتها ياري كن و معاونتها احسان فرما!... آمين... و به سرّ اعظم قرآن معجز البيانِ عظيم الشأن و به سرِّ قدسي معرفت الله و محبت الله و محبت رسول الله و به سرّ عظمايخدايا، پروردگارا! رساله نور و مؤلفاش استاد سعيد نورسي و شاگردان و منسوبان رسالة النور را در كنف حفاظتات و در قلعه الهيات ايمن دار و محفوظ بدار!... آمين... آنها را در خدمت قرآن و ايمان ثابت قدم و دائم گردان! ... آمين... و در خدمت قدسيشان آنها را با موفقيتها ياري كن و معاونتها احسان فرما!... آمين... و به سرّ اعظم قرآن معجز البيانِ عظيم الشأن و به سرِّ قدسي معرفت الله و محبت الله و محبت رسول الله و به سرّ عظماي
حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ
و و به لطف و احسان رضاءُ الله و روئيت جمالُ الله مظهر بفرما؛ يا رب العالمين! ...و و به لطف و احسان رضاءُ الله و روئيت جمالُ الله مظهر بفرما؛ يا رب العالمين! ...
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلى الِهِ وَ صَحْبِهِ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ اَجْمَعِينَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِیرِينَ آمِينَ بِحُرْمَةِ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ ِللّهِ رَبِّ الْعَیالَمِينَاَللّهُمَّ صَلِّ عَلى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلى الِهِ وَ صَحْبِهِ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ اَجْمَعِينَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِیرِينَ آمِينَ بِحُرْمَةِ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ ِللّهِ رَبِّ الْعَیالَمِينَ
فقير، ناتوان، ضعيف، گنهكار طلبه و خادمتان از اينه بولوفقير، ناتوان، ضعيف، گنهكار طلبه و خادمتان از اينه بولو
احمد نظيف چلبياحمد نظيف چلبي
— 63 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًااَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًا
استاد بسيار عزيز، بسيار ارجمند، مشفق و فداكار، سرور گرانقدر!استاد بسيار عزيز، بسيار ارجمند، مشفق و فداكار، سرور گرانقدر!
نامه ارزشمندتان را كه پربهاتر از گنجينههاي مملو از جواهرات است و حتي نميتوان آن را با زينتهاي اين دنياي فاني مقايسه كرد، غروب روز بيست و سوم ماه مبارك رمضان، ده دقيقه پيش از افطار از پست دريافت كردم. خدا قبول كند دو افطار را با هم به جا آوردم.نامه ارزشمندتان را كه پربهاتر از گنجينههاي مملو از جواهرات است و حتي نميتوان آن را با زينتهاي اين دنياي فاني مقايسه كرد، غروب روز بيست و سوم ماه مبارك رمضان، ده دقيقه پيش از افطار از پست دريافت كردم. خدا قبول كند دو افطار را با هم به جا آوردم.
الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّيالْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
از پوچي و بيمعنايي سطرهاي طويلي كه قبلاً نوشتم، و از اين كه مشغولتان كردم، و هداياي بيارزش ما و برادر ارجمندمان زكريا را بدون اجازه شما جسارتاً براي تقديم به حضورتان قبول كردم، در حالي كه هراسان از اينكه استاد عزيزمان آنها را نپذيرد و از اين كار دلگير شود انتظار ميكشيدم مأمور پست دو نامه برايم آورد. چيزي به افطار نمانده بود؛ همانطور ايستاده پاكت را گشودم و چشمام به خط فاضلانه، دلنشين و گيراي شما افتاد، خطي كه قيمتي برايش نميتوان تعيين كرد، گويي با تبسّم ميگفت: "هراسي به دل راه مده"؛ از سرور و شادي نتوانستم بخوانم. بيدرنگ به سمت خانه دويدم و همراه با افطار شروع به خواندن نامه كردم.از پوچي و بيمعنايي سطرهاي طويلي كه قبلاً نوشتم، و از اين كه مشغولتان كردم، و هداياي بيارزش ما و برادر ارجمندمان زكريا را بدون اجازه شما جسارتاً براي تقديم به حضورتان قبول كردم، در حالي كه هراسان از اينكه استاد عزيزمان آنها را نپذيرد و از اين كار دلگير شود انتظار ميكشيدم مأمور پست دو نامه برايم آورد. چيزي به افطار نمانده بود؛ همانطور ايستاده پاكت را گشودم و چشمام به خط فاضلانه، دلنشين و گيراي شما افتاد، خطي كه قيمتي برايش نميتوان تعيين كرد، گويي با تبسّم ميگفت: "هراسي به دل راه مده"؛ از سرور و شادي نتوانستم بخوانم. بيدرنگ به سمت خانه دويدم و همراه با افطار شروع به خواندن نامه كردم.
استاد مشفق و عزيزم! بشارتهاي حضرت محيي الدين عربي به خاطرم آمد. شفقت پدرانهيي كه در ذات فاضلانه شما ديدهام همان است كه آن شخصيت بزرگ خبر از آن داده است؛ لذا ايمان آوردم كه حائز آن شفقت پدرانه هستيد. حضرت قادر مطلق از شما استاد عزيز فراوان خشنود باد و ما را در خدمت به شما و خدمت به قرآن ثابت قدم و مصمم كناد... نيز از اشارات و دعاهاي ارزشمند استادمان برخوردار فرمايد ... آمين! بِحُرمَة سيد المرسلين.استاد مشفق و عزيزم! بشارتهاي حضرت محيي الدين عربي به خاطرم آمد. شفقت پدرانهيي كه در ذات فاضلانه شما ديدهام همان است كه آن شخصيت بزرگ خبر از آن داده است؛ لذا ايمان آوردم كه حائز آن شفقت پدرانه هستيد. حضرت قادر مطلق از شما استاد عزيز فراوان خشنود باد و ما را در خدمت به شما و خدمت به قرآن ثابت قدم و مصمم كناد... نيز از اشارات و دعاهاي ارزشمند استادمان برخوردار فرمايد ... آمين! بِحُرمَة سيد المرسلين.
— 64 —
استاد مهربانام! مساعي اين جانب در خدمت به قرآن و نشريات رساله نور كه به مثابه ذرهييست در نظر عالي و استادانه شما با حُسن قبول مواجه شد و من نميتوانم بگويم اين امر تا چه حد طلبه ضعيف و ناتوان شما را خوشحال و مسرور نمود، طلبهيي كه خادم فقيرتان و شاگرد بيقدرتتان بوده و ادراكاش ناقص است، احاطهاش بر امور محدود بوده و شعورش مختل ميباشد. نميدانم چگونه حمد و شكر حضرت حق و فياض مطلق را به جا آورم كه ما را از چنين تقديرات قدسي و معنوي برخوردار كرد؛ و در برابر سي سال اشتياق و ده سال مناجات و راز و نياز گناهكاراني چون ما، شما استاد عزيز را احسان فرمود؛ خدايي كه بدون توجه به نافرماني بندگاناش هر خواسته آنها را ميداند، ميشنود و بيش از آنچه ميخواهند عطا ميكند و همه مكونات را در يد قدرت خود دارد و صاحب و مالك و حاكم هر چيزيست.استاد مهربانام! مساعي اين جانب در خدمت به قرآن و نشريات رساله نور كه به مثابه ذرهييست در نظر عالي و استادانه شما با حُسن قبول مواجه شد و من نميتوانم بگويم اين امر تا چه حد طلبه ضعيف و ناتوان شما را خوشحال و مسرور نمود، طلبهيي كه خادم فقيرتان و شاگرد بيقدرتتان بوده و ادراكاش ناقص است، احاطهاش بر امور محدود بوده و شعورش مختل ميباشد. نميدانم چگونه حمد و شكر حضرت حق و فياض مطلق را به جا آورم كه ما را از چنين تقديرات قدسي و معنوي برخوردار كرد؛ و در برابر سي سال اشتياق و ده سال مناجات و راز و نياز گناهكاراني چون ما، شما استاد عزيز را احسان فرمود؛ خدايي كه بدون توجه به نافرماني بندگاناش هر خواسته آنها را ميداند، ميشنود و بيش از آنچه ميخواهند عطا ميكند و همه مكونات را در يد قدرت خود دارد و صاحب و مالك و حاكم هر چيزيست.
استاد ارجمند! شما ميانجي شويد تا حق تعالي خدمت بيارزش، و حمد و شكر ما را كه در اين عمر بسيار كم و ناچيز بهمثابه قطرهييست ان شاء الله شامل سرّ «تَقَبَّل اللّه» فرمايد. با اينكه همواره مكتوب دوم رساله مكتوبات را به خاطر دارم و تلاش ميكنم اوامرتان را رعايت كنم اما عاملي غيبي اين بنده را در مخالفت با مكتوب دوم تحريك و تشويق ميكند. نيتام خالص، صداقت و دلسپردگيام جدي و بسيار محكم است. شخصيتي مقدس كه خادم حقايق ايمانيست با هدف عاري از هرگونه ريا، بدون آنكه در پي كوچكترين منفعت مادي باشد براي رضاي خدا، به نام قرآن و با قصد خدمت به رساله نور مخصوصاً براي هدايت و ارشاد و وصل گناهكاران ناتوان و نافرماني چون ما (به حضرت حق) و دعوت گمراهان و اهل بدعت به طريق حق به ما و وطنمان به عنوان امانت الهي احسان شده است. مهمان ارجمند ما همچنان كه به ياري معنوي ما گناهكاران ميشتابد و شب و روز براي ارشادمان و اينكه مشمول مغفرت الهي شويم تلاش ميكند، ما نيز احساس ميكنيم مكلف و موظف هستيم با شور و اشتياق به ياري مادي اين مهمان عزيز بشتابيم و نيتمان از تلاش و كوشش در اين امر فقط و فقط خدا باشد. قرآن و حضرت پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام تَعَاوَنُوا، "ياري رساندن به غريبان" را به مااستاد ارجمند! شما ميانجي شويد تا حق تعالي خدمت بيارزش، و حمد و شكر ما را كه در اين عمر بسيار كم و ناچيز بهمثابه قطرهييست ان شاء الله شامل سرّ «تَقَبَّل اللّه» فرمايد. با اينكه همواره مكتوب دوم رساله مكتوبات را به خاطر دارم و تلاش ميكنم اوامرتان را رعايت كنم اما عاملي غيبي اين بنده را در مخالفت با مكتوب دوم تحريك و تشويق ميكند. نيتام خالص، صداقت و دلسپردگيام جدي و بسيار محكم است. شخصيتي مقدس كه خادم حقايق ايمانيست با هدف عاري از هرگونه ريا، بدون آنكه در پي كوچكترين منفعت مادي باشد براي رضاي خدا، به نام قرآن و با قصد خدمت به رساله نور مخصوصاً براي هدايت و ارشاد و وصل گناهكاران ناتوان و نافرماني چون ما (به حضرت حق) و دعوت گمراهان و اهل بدعت به طريق حق به ما و وطنمان به عنوان امانت الهي احسان شده است. مهمان ارجمند ما همچنان كه به ياري معنوي ما گناهكاران ميشتابد و شب و روز براي ارشادمان و اينكه مشمول مغفرت الهي شويم تلاش ميكند، ما نيز احساس ميكنيم مكلف و موظف هستيم با شور و اشتياق به ياري مادي اين مهمان عزيز بشتابيم و نيتمان از تلاش و كوشش در اين امر فقط و فقط خدا باشد. قرآن و حضرت پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام تَعَاوَنُوا، "ياري رساندن به غريبان" را به ما
— 65 —
فرمان ميدهند. معذورم بداريد استاد ارجمند و محبوب! ميدانم كه هديه قبول نميكنيد. اما با اصرار دوستانام مجبور شدم درباره كمكرساني ازطريق زكات و صدقه بنويسم؛ همچنين فكر كردم براي تأمين نيازهاي مادي، اجاره محل اقامت، و احتياجات مبرمي چون تأمين هيزم و زغال برايتان لازم باشد.فرمان ميدهند. معذورم بداريد استاد ارجمند و محبوب! ميدانم كه هديه قبول نميكنيد. اما با اصرار دوستانام مجبور شدم درباره كمكرساني ازطريق زكات و صدقه بنويسم؛ همچنين فكر كردم براي تأمين نيازهاي مادي، اجاره محل اقامت، و احتياجات مبرمي چون تأمين هيزم و زغال برايتان لازم باشد.
در واقع براي اينكه خدشهيي به قاعده مورد نظرحضرت استاد وارد نشود همواره به دوستان توصيه و سفارش ميكنم كه به هيچ سود و منفعت مادي فكر نكنند، زيرا دين را نميتوان ابزار دنيا قرار داد؛ و دين نيز واسطه شدن براي سود و منفعت مادي را قطعاً نميپذيرد. من حتي در امر انتشار رساله نور براي زير بار منت كسي نرفتن، از استاد ارجمندم تقليد ميكنم.در واقع براي اينكه خدشهيي به قاعده مورد نظرحضرت استاد وارد نشود همواره به دوستان توصيه و سفارش ميكنم كه به هيچ سود و منفعت مادي فكر نكنند، زيرا دين را نميتوان ابزار دنيا قرار داد؛ و دين نيز واسطه شدن براي سود و منفعت مادي را قطعاً نميپذيرد. من حتي در امر انتشار رساله نور براي زير بار منت كسي نرفتن، از استاد ارجمندم تقليد ميكنم.
استاد مهربان و ارجمندم! اين قدر هست كه ما خدمتگزاران شما نه به نام استاد، به نام مهمانمان كه ارجمند و غريب است؛ ميخواهيم به ايشان براي رضاي الهي كمك مادي كنيم؛ همچنين براي اينكه ضرر معنوي متوجهتان نشود و با تضرع و نياز از خداوند صاحب قوت و قدرت و عظمت مسألت ميكنيم آن را در درگاه الهياش از حسن قبول برخوردار فرمايد.استاد مهربان و ارجمندم! اين قدر هست كه ما خدمتگزاران شما نه به نام استاد، به نام مهمانمان كه ارجمند و غريب است؛ ميخواهيم به ايشان براي رضاي الهي كمك مادي كنيم؛ همچنين براي اينكه ضرر معنوي متوجهتان نشود و با تضرع و نياز از خداوند صاحب قوت و قدرت و عظمت مسألت ميكنيم آن را در درگاه الهياش از حسن قبول برخوردار فرمايد.
استاد ارجمندم! براي آنكه در عيد به مقام زيارت و عرض تعظيم نائل شويم به نام همه دوستان، همه طلبهها و شاگردان رساله نور و خادمان گرانقدر قرآن، ماه مبارك، شب قدر و عيد سعيد فطر را به استاد ارجمندمان تبريك ميگوييم. راز و نياز ميكنيم و از خداوند ميخواهيم همراه دوستان و برادران بيشتري در معيت شما استاد عزيزمان افتخار درك رمضانهاي بيشتري را داشته باشيم. دستان مباركتان را ميبوسيم و خواهان دعاي خير و ارشادهاي قدسي شما هستيم اي استاد ارجمند!استاد ارجمندم! براي آنكه در عيد به مقام زيارت و عرض تعظيم نائل شويم به نام همه دوستان، همه طلبهها و شاگردان رساله نور و خادمان گرانقدر قرآن، ماه مبارك، شب قدر و عيد سعيد فطر را به استاد ارجمندمان تبريك ميگوييم. راز و نياز ميكنيم و از خداوند ميخواهيم همراه دوستان و برادران بيشتري در معيت شما استاد عزيزمان افتخار درك رمضانهاي بيشتري را داشته باشيم. دستان مباركتان را ميبوسيم و خواهان دعاي خير و ارشادهاي قدسي شما هستيم اي استاد ارجمند!
نيازمند دعاهاي قدسي و هميشگي شمانيازمند دعاهاي قدسي و هميشگي شما
طلبه گنهكار و خدمتگزارتانطلبه گنهكار و خدمتگزارتان
احمد نظيفاحمد نظيف
— 66 —
يادداشتي از شیاگردان رسیاله نور حیلمي، امين چايچي و تحسين؛ كه مناسب ديده شد بين مطالب مكتوب بيست و هفتم درج گردد.يادداشتي از شیاگردان رسیاله نور حیلمي، امين چايچي و تحسين؛ كه مناسب ديده شد بين مطالب مكتوب بيست و هفتم درج گردد.
جاسوسان اين روزها با حساسيت بيشتري رسالهها را زير نظر گرفتهاند لذا عنايت الهي نيز در حمايت از رساله نور اكرام خود را با نوعي از حساسيت نشان داد. نمونه بسيار كوچكي از عنايت الهي چنين است: اكرامي الهي كه اندك اما شايان توجه و شگفتي بود، توافق و واقعهيي به غايت لطيف كه براي معيشت شاگردان رساله نور صورت گرفت و بيترديد از كرامات خدمت به رساله نور محسوب ميشود. آري، موضوع توافق و همخواني ی كه منبعي براي يك سلسله از كرامات رساله نور است ی در واقعهيي چنان رخ نمود كه شش توافق از همان جنس روي داد و ما گفتيم كه تصادفي بودن آن كلاً و از ريشه منتفيست، بيان مطلب چنين است:جاسوسان اين روزها با حساسيت بيشتري رسالهها را زير نظر گرفتهاند لذا عنايت الهي نيز در حمايت از رساله نور اكرام خود را با نوعي از حساسيت نشان داد. نمونه بسيار كوچكي از عنايت الهي چنين است: اكرامي الهي كه اندك اما شايان توجه و شگفتي بود، توافق و واقعهيي به غايت لطيف كه براي معيشت شاگردان رساله نور صورت گرفت و بيترديد از كرامات خدمت به رساله نور محسوب ميشود. آري، موضوع توافق و همخواني ی كه منبعي براي يك سلسله از كرامات رساله نور است ی در واقعهيي چنان رخ نمود كه شش توافق از همان جنس روي داد و ما گفتيم كه تصادفي بودن آن كلاً و از ريشه منتفيست، بيان مطلب چنين است:
از آنجا كه چند روزي ميشد به ديدار استادمان نرفته بوديم همراه برادرم امين به زيارتشان رفتيم. نماز عصر را كه با هم اقامه كرديم به ما فرمود: «به شما غذا خواهم داد در اينجا براي شما رزقي تعيين شده است». بعد چند بار گفت: «اگر ميل نكنيد نُه ضرر متوجه من خواهد شد» و ادامه داد: «زيرا حضرت حق در مقابل خوردن شما خواهد فرستاد». از خوردن غذا عذرخواهي كرديم اما او فرمود: «روزيتان را بخوريد؛ براي من ميفرستند». براي آنكه به فرمايش ايشان عمل كرده باشيم شروع كرديم با نان به خوردن كره و شيريني كدويي كه لطف كرده بودند. هنوز سر سفره بوديم و زماني كه اصلاً انتظارش را نداشتيم مردي از در وارد شد. او درست همان مقدار كه نان خورده بوديم نان تازه در دست داشت، در ضمن مقدار كمي كه كره خورده بوديم (به اندازه يك فندق) هم در دست داشت. در دست ديگر نيز مشابه شيريني كدويي داشت كه به ما داده شده بود. تعجب كرديم اما مطمئن شديم كه تصادف و اتفاق در اين مورد معني ندارد لذا با چشمان خود بركت رباني موجود در رزق شاگردان رساله نور را ديديم. استاد فرمود: "احسان دهاز آنجا كه چند روزي ميشد به ديدار استادمان نرفته بوديم همراه برادرم امين به زيارتشان رفتيم. نماز عصر را كه با هم اقامه كرديم به ما فرمود: «به شما غذا خواهم داد در اينجا براي شما رزقي تعيين شده است». بعد چند بار گفت: «اگر ميل نكنيد نُه ضرر متوجه من خواهد شد» و ادامه داد: «زيرا حضرت حق در مقابل خوردن شما خواهد فرستاد». از خوردن غذا عذرخواهي كرديم اما او فرمود: «روزيتان را بخوريد؛ براي من ميفرستند». براي آنكه به فرمايش ايشان عمل كرده باشيم شروع كرديم با نان به خوردن كره و شيريني كدويي كه لطف كرده بودند. هنوز سر سفره بوديم و زماني كه اصلاً انتظارش را نداشتيم مردي از در وارد شد. او درست همان مقدار كه نان خورده بوديم نان تازه در دست داشت، در ضمن مقدار كمي كه كره خورده بوديم (به اندازه يك فندق) هم در دست داشت. در دست ديگر نيز مشابه شيريني كدويي داشت كه به ما داده شده بود. تعجب كرديم اما مطمئن شديم كه تصادف و اتفاق در اين مورد معني ندارد لذا با چشمان خود بركت رباني موجود در رزق شاگردان رساله نور را ديديم. استاد فرمود: "احسان ده
— 67 —
برابر است. البته اين اكرام دقيقاً مشابه بود. معلوم ميشود جنبه جيرهبندي، غلبه يافته است. تأمين جيره، با ميزان است". همان شب جنبه صدقه نيز حكم خود را نشان داد. ما خود ديديم كه نان ده برابر، شيريني كرهيي ده برابر، و شيريني كدويي را هم چون زياد دوست نداشت به جايش چيزهايي مانند ترشي كدو و بادمجان ده برابر براي ايشان آورده شد؛ اين دستمزدي معنوي بود كه بر خلاف انتظار در برابر يك هفته مطالعه "شعاع دوم" از رساله نور عطا گرديد، و ما با چشم خود ديديم. معلوم شد طعم شيرين شيريني كدويي به حلواي كرهيي منتقل و كدو در ترشي مانده بود.برابر است. البته اين اكرام دقيقاً مشابه بود. معلوم ميشود جنبه جيرهبندي، غلبه يافته است. تأمين جيره، با ميزان است". همان شب جنبه صدقه نيز حكم خود را نشان داد. ما خود ديديم كه نان ده برابر، شيريني كرهيي ده برابر، و شيريني كدويي را هم چون زياد دوست نداشت به جايش چيزهايي مانند ترشي كدو و بادمجان ده برابر براي ايشان آورده شد؛ اين دستمزدي معنوي بود كه بر خلاف انتظار در برابر يك هفته مطالعه "شعاع دوم" از رساله نور عطا گرديد، و ما با چشم خود ديديم. معلوم شد طعم شيرين شيريني كدويي به حلواي كرهيي منتقل و كدو در ترشي مانده بود.
ما در آنجا به چشم خود ديديم، همچنان كه شاگردان رساله نور در برابر خدمات درخشانشان خيلي زود پاداش دريافت ميكنند، آنهايي كه خدمتشان را درست انجام نميدهند نيز سيلي ميخورند ی همانطور كه در اسپارتا اتفاق افتاد ی ما هم در اينجا شش مورد از موارد مشابه را كه بسيار زيادند بيان ميكنيم:ما در آنجا به چشم خود ديديم، همچنان كه شاگردان رساله نور در برابر خدمات درخشانشان خيلي زود پاداش دريافت ميكنند، آنهايي كه خدمتشان را درست انجام نميدهند نيز سيلي ميخورند ی همانطور كه در اسپارتا اتفاق افتاد ی ما هم در اينجا شش مورد از موارد مشابه را كه بسيار زيادند بيان ميكنيم:
مورد اول: من ی يعني تحسين ی روزي يكي از وظايف نوريهيي را كه به من محول شده بود به دليل مشغلهيي كه در مغازه تازه تأسيسمان داشتم، نتوانستم انجام بدهم تنبلي كردم. همان موقع سيلي مهربانانهيي خوردم. در مغازه نشسته بودم كه كسي وارد شد. به من صد ليره به امانت داد تا بعداً با پول جديد تعويضاش كند. براي آنكه به صاحب پول خدمتي در راه خدا كرده باشم سمت صندوق ماليه رفتم تا آن را تبديل كنم. هنگام شمارش پول فهميديم كه يك ليرهاش تقلبيست. به همين سبب مرا مورد مؤاخذه و سؤال و جواب و بازجويي قرار دادند؛ علاوه بر آن منزلمان را هم بازرسي كردند. دادگاهي هم شدم. چون اين يك سيلي مهربانانه و تربيتي بود، باز رساله نور كرامتاش را نشان داد و بيآنكه صدمهيي ببينم، رهايم كردند.مورد اول: من ی يعني تحسين ی روزي يكي از وظايف نوريهيي را كه به من محول شده بود به دليل مشغلهيي كه در مغازه تازه تأسيسمان داشتم، نتوانستم انجام بدهم تنبلي كردم. همان موقع سيلي مهربانانهيي خوردم. در مغازه نشسته بودم كه كسي وارد شد. به من صد ليره به امانت داد تا بعداً با پول جديد تعويضاش كند. براي آنكه به صاحب پول خدمتي در راه خدا كرده باشم سمت صندوق ماليه رفتم تا آن را تبديل كنم. هنگام شمارش پول فهميديم كه يك ليرهاش تقلبيست. به همين سبب مرا مورد مؤاخذه و سؤال و جواب و بازجويي قرار دادند؛ علاوه بر آن منزلمان را هم بازرسي كردند. دادگاهي هم شدم. چون اين يك سيلي مهربانانه و تربيتي بود، باز رساله نور كرامتاش را نشان داد و بيآنكه صدمهيي ببينم، رهايم كردند.
مورد دوم: شخصي كه چهار پنج سال بود گاه گاهي به استاد و رساله نور خدمت ميكرد، واقعاً طرفدار رساله نور بود و موجبات قرائت آن را فراهم ميكرد، يك روز در حالي نزد ما آمد كه روزنامهيي ديني در دست داشت. او در آن ديدارمورد دوم: شخصي كه چهار پنج سال بود گاه گاهي به استاد و رساله نور خدمت ميكرد، واقعاً طرفدار رساله نور بود و موجبات قرائت آن را فراهم ميكرد، يك روز در حالي نزد ما آمد كه روزنامهيي ديني در دست داشت. او در آن ديدار
— 68 —
در طرفداري از صاحبان يك جريان موضع گرفت كه مخالف مشرب رساله نور بود. استاد واقعاً ناراحت شد. همان فرد يكي دو روز بعد سيلي محكم اما مهربانانهيي خورد. پزشكي به او گفته بود: "اگر عمل نكني صد در صد خواهي مُرد". او هم ناچار عمل جراحي كرد. ليكن جهت مشفقانه موضوع به دادش رسيد و خيلي زود بهبود يافت.در طرفداري از صاحبان يك جريان موضع گرفت كه مخالف مشرب رساله نور بود. استاد واقعاً ناراحت شد. همان فرد يكي دو روز بعد سيلي محكم اما مهربانانهيي خورد. پزشكي به او گفته بود: "اگر عمل نكني صد در صد خواهي مُرد". او هم ناچار عمل جراحي كرد. ليكن جهت مشفقانه موضوع به دادش رسيد و خيلي زود بهبود يافت.
مورد سوم: كارمندي رساله نور را با اشتياق تمام مطالعه نموده، و تلاش زيادي ميكرد تا استاد را ببيند و درس كاملي از او بگيرد. ناگهاني افسري او را ترساند و او نيز ديدار با استاد و مطالعه رساله نور را رها كرد و راهي شهر ديگري شد. در اين حين بدون هيچ سببي پايش شكست و معالجهاش يك ماه طول كشيد. باز شفقت به دادش رسيد و دوباره با شوق شروع به مطالعه كرد.مورد سوم: كارمندي رساله نور را با اشتياق تمام مطالعه نموده، و تلاش زيادي ميكرد تا استاد را ببيند و درس كاملي از او بگيرد. ناگهاني افسري او را ترساند و او نيز ديدار با استاد و مطالعه رساله نور را رها كرد و راهي شهر ديگري شد. در اين حين بدون هيچ سببي پايش شكست و معالجهاش يك ماه طول كشيد. باز شفقت به دادش رسيد و دوباره با شوق شروع به مطالعه كرد.
مورد چهارم: فرد مهمي رساله نور را با تمجيد فراوان هم مطالعه و هم كتابت ميكرد، ناگهان دچار تزلزل شد و سيلي نامهربانانهيي خورد. همسرش كه او را بسيار دوست داشت از دنيا رفت. دو پسرش نيز جاي ديگري رفتند و حال و روز رقت انگيزي نصيباش شد.مورد چهارم: فرد مهمي رساله نور را با تمجيد فراوان هم مطالعه و هم كتابت ميكرد، ناگهان دچار تزلزل شد و سيلي نامهربانانهيي خورد. همسرش كه او را بسيار دوست داشت از دنيا رفت. دو پسرش نيز جاي ديگري رفتند و حال و روز رقت انگيزي نصيباش شد.
مورد پنجم: فردي كه چهار سال در امور خارج از خانه به استاد خدمت ميكرد ناگهان صداقت را كنار گذاشت و مشرب خود را تغيير داد. او نيز به يكباره سيلي نامهربانانهيي خورد و يك سال است كه نتايجاش را تحمل ميكند.مورد پنجم: فردي كه چهار سال در امور خارج از خانه به استاد خدمت ميكرد ناگهان صداقت را كنار گذاشت و مشرب خود را تغيير داد. او نيز به يكباره سيلي نامهربانانهيي خورد و يك سال است كه نتايجاش را تحمل ميكند.
مورد ششم: اين مورد حادثهييست مربوط به يك روحاني. در صورت بيان، شايد حلال نكند. ما نيز او را نميبينيم. سيلي او فعلاً بماند.مورد ششم: اين مورد حادثهييست مربوط به يك روحاني. در صورت بيان، شايد حلال نكند. ما نيز او را نميبينيم. سيلي او فعلاً بماند.
از اين گونه وقايع فراوان است و هيچ ترديدي نيست كه اينها سيليهايي هستند كه به سبب كوتاهيهاي انجام شده در ارتباط با رساله نور نواخته ميشوند.از اين گونه وقايع فراوان است و هيچ ترديدي نيست كه اينها سيليهايي هستند كه به سبب كوتاهيهاي انجام شده در ارتباط با رساله نور نواخته ميشوند.
شاگردان رساله نور كه اين مطلب را تأييد ميكنندشاگردان رساله نور كه اين مطلب را تأييد ميكنند
حلمي، امين، تحسينحلمي، امين، تحسين
آري، من هم تأييد ميكنمآري، من هم تأييد ميكنم
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 69 —
يكي از كرامات رساله نور را ی كه به انتشار سهل و آسان آن مربوط است ی هنگام نوشتن اين نامه و همزمان با كرامت غذا به چشم خود ديديم. بيان مطلب چنين است:يكي از كرامات رساله نور را ی كه به انتشار سهل و آسان آن مربوط است ی هنگام نوشتن اين نامه و همزمان با كرامت غذا به چشم خود ديديم. بيان مطلب چنين است:
هفت هشت رساله مهم، و شعاع اشارات قرآني را به همراه نامهيي بسيار مهم داخل كيسهيي گذاشته و براي يكي از برادران مهممان به شهري فرستاده بوديم. بسته از ماشين راننده افتاده بود. در چنان زماني، بسته مذكور كه حاوي رسالهها بود پيش از آنكه منافقان و جاسوسان آگاه شوند پنج روز بعد توسط فرد اميني به دستمان رسيد. ما به قطع مطمئن شديم كه عنايتي ما را حمايت ميكند.هفت هشت رساله مهم، و شعاع اشارات قرآني را به همراه نامهيي بسيار مهم داخل كيسهيي گذاشته و براي يكي از برادران مهممان به شهري فرستاده بوديم. بسته از ماشين راننده افتاده بود. در چنان زماني، بسته مذكور كه حاوي رسالهها بود پيش از آنكه منافقان و جاسوسان آگاه شوند پنج روز بعد توسط فرد اميني به دستمان رسيد. ما به قطع مطمئن شديم كه عنايتي ما را حمايت ميكند.
يكي از حمايتهاي لطيف عنايت رباني از رساله نور چنين است:يكي از حمايتهاي لطيف عنايت رباني از رساله نور چنين است:
در وضعيتي تاريك و زماني ترسناك كه اوهام و تجسس جاسوسان و مأموران تفتيش، خانه استاد را در محاصره داشت، موشي جوراب استاد را به دندان گرفت و برد. هر چه گشتيم جوراب را نيافتيم. لانه موش را ديديم. امكان نداشت جوراب از آن سوراخ رد شود. دو روز بعد ديديم حيوان جوراب را آورده و در جايي گذاشته است كه محل نامههاي محرمانه بود؛ نامهها و اوراقي كه پنهان شده بودند و محتواي آنها را فراموش كرده بوديم. اين در حالي بود كه ما دو بار همانجا را گشته و چيزي نديده بوديم. قرار دادن جوراب در آنجا تنها با بالا رفتن از لوله بخاري و گذاشتن آن از آن بالا امكان داشت، كه انجام اين كار هم فقط براي فردي بسيار تيزهوش و زيرك امكانپذير بود. هرگز امكان تصادف و اتفاق وجود نداشت لذا استاد گفت: "نامهها را بايد از اينجا برداريم". ما نامهها را ديديم، هر چند كه ارتباطي به مسائل سياسي نداشتند. ليكن وسيلهي مهمي ميشد كه جاسوسان متوهم، عليهمان كاه را كوه جلوه دهند. ما آنها و چيزهاي ديگري را كه ميتوانستند بهانهيي براي جاسوسان باشد برداشتيم. جاسوسان از تكاپوي ما دانستند و كسب خبر كردند كه آماده شدهايم. دو روز پيش از هجوم آنها بود كه امين با كيسهيي در دست به خانه آمد. بيدرنگ پس از او كميسر كلانتري بهدر وضعيتي تاريك و زماني ترسناك كه اوهام و تجسس جاسوسان و مأموران تفتيش، خانه استاد را در محاصره داشت، موشي جوراب استاد را به دندان گرفت و برد. هر چه گشتيم جوراب را نيافتيم. لانه موش را ديديم. امكان نداشت جوراب از آن سوراخ رد شود. دو روز بعد ديديم حيوان جوراب را آورده و در جايي گذاشته است كه محل نامههاي محرمانه بود؛ نامهها و اوراقي كه پنهان شده بودند و محتواي آنها را فراموش كرده بوديم. اين در حالي بود كه ما دو بار همانجا را گشته و چيزي نديده بوديم. قرار دادن جوراب در آنجا تنها با بالا رفتن از لوله بخاري و گذاشتن آن از آن بالا امكان داشت، كه انجام اين كار هم فقط براي فردي بسيار تيزهوش و زيرك امكانپذير بود. هرگز امكان تصادف و اتفاق وجود نداشت لذا استاد گفت: "نامهها را بايد از اينجا برداريم". ما نامهها را ديديم، هر چند كه ارتباطي به مسائل سياسي نداشتند. ليكن وسيلهي مهمي ميشد كه جاسوسان متوهم، عليهمان كاه را كوه جلوه دهند. ما آنها و چيزهاي ديگري را كه ميتوانستند بهانهيي براي جاسوسان باشد برداشتيم. جاسوسان از تكاپوي ما دانستند و كسب خبر كردند كه آماده شدهايم. دو روز پيش از هجوم آنها بود كه امين با كيسهيي در دست به خانه آمد. بيدرنگ پس از او كميسر كلانتري به
— 70 —
آرامي و مخفيانه وارد شد. در همين حال در دست امين به جاي كتاب، كيسه ماست را ديد. لذا رفتارش را تغيير داد، بگذريم ...آرامي و مخفيانه وارد شد. در همين حال در دست امين به جاي كتاب، كيسه ماست را ديد. لذا رفتارش را تغيير داد، بگذريم ...
خلاصه: موشي به مقابله با همه دشمنان و جاسوساني برآمد كه مانع انتشار رساله نور بودند، و نقشههايشان را زير و زبر كرد.خلاصه: موشي به مقابله با همه دشمنان و جاسوساني برآمد كه مانع انتشار رساله نور بودند، و نقشههايشان را زير و زبر كرد.
حلمي تحسين اميین توفیيق سعيیدحلمي تحسين اميین توفیيق سعيید
آريآري آري آريآريآريآري آري آريآري
(محمد فيضي در آن زمان سرباز بود؛ وگرنه اولين امضا حق او بود.)
(بخشي از نامهي احمد نظيف)
كنار كشيدن از ايفاي خدماتي كه انجامشان دِين مادي و معنوي ماست چگونه ممكن است؛ در حالي كه چيزي به نام بيگانگي و عدم احساس در فطرت و نهاد ما وجود ندارد؛ مادام كه حضرت خالق رحيم، ما را انسان آفريده است و ما موفق به انجام حتي يك هزارم از وظايفي هم نشدهايم كه انسانيت امر ميكند چگونه ميتوانيم كاملاً خود را بيگانه بدانيم.كنار كشيدن از ايفاي خدماتي كه انجامشان دِين مادي و معنوي ماست چگونه ممكن است؛ در حالي كه چيزي به نام بيگانگي و عدم احساس در فطرت و نهاد ما وجود ندارد؛ مادام كه حضرت خالق رحيم، ما را انسان آفريده است و ما موفق به انجام حتي يك هزارم از وظايفي هم نشدهايم كه انسانيت امر ميكند چگونه ميتوانيم كاملاً خود را بيگانه بدانيم.
به اميد آنكه ما را در اين خصوص معذور بدارند؛ با اين حال در برابر استاد بسيار ارجمندمان كه ثابت قدم است و فداكار و واقعاً متحمل جفاها، و مهمان غريب و مقدس و بسيار عزيز ما ميباشد، و درون ما گناهكاران و عاصيان را مملو از نور نموده، دِيْني داريم كه چون قادر به اداي آن در عرصه معنويات نيستيم با اين انديشه كه با مادياتِ بيارج و بها آن را ادا خواهيم كرد خود را تسلي ميدهيم. استاد عزيز! عفو فرماييد ... كدام مسلمان است كه نداي مُنادي قرآن را بشنود و گوش خود بر آن ببندد؛ حاشا ثم حاشا !...به اميد آنكه ما را در اين خصوص معذور بدارند؛ با اين حال در برابر استاد بسيار ارجمندمان كه ثابت قدم است و فداكار و واقعاً متحمل جفاها، و مهمان غريب و مقدس و بسيار عزيز ما ميباشد، و درون ما گناهكاران و عاصيان را مملو از نور نموده، دِيْني داريم كه چون قادر به اداي آن در عرصه معنويات نيستيم با اين انديشه كه با مادياتِ بيارج و بها آن را ادا خواهيم كرد خود را تسلي ميدهيم. استاد عزيز! عفو فرماييد ... كدام مسلمان است كه نداي مُنادي قرآن را بشنود و گوش خود بر آن ببندد؛ حاشا ثم حاشا !...
پرتو نورهايتان چشمانمان را خيره كرده و قلبهاي ما را با تمام شفافيت به الله و قرآن و رسول مجتبي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و وارثان عزيز آن سرور دو جهان پيوند ميزند و زده است. اين پيوند چنان است كه با عنايت حق هيچ فردپرتو نورهايتان چشمانمان را خيره كرده و قلبهاي ما را با تمام شفافيت به الله و قرآن و رسول مجتبي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و وارثان عزيز آن سرور دو جهان پيوند ميزند و زده است. اين پيوند چنان است كه با عنايت حق هيچ فرد
— 71 —
ماديگرايي، هيچ ملحد و فرقه ضالهيي قادر به زدودن اين ارتباط قلبي نيست؛ حتي اگر تمام كافران عالم نيز با تمام قوايشان گرد هم آيند نخواهند توانست چنين كاري كنند.ماديگرايي، هيچ ملحد و فرقه ضالهيي قادر به زدودن اين ارتباط قلبي نيست؛ حتي اگر تمام كافران عالم نيز با تمام قوايشان گرد هم آيند نخواهند توانست چنين كاري كنند.
الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّيالْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
تا وقتي ذات فضيلت مآب آن جناب لازم نبيند راضي نخواهم بود كه زحمت نگارش نامه را متقبل شوند. ناراحتي به كنار؛ هر آنچه را كه مانع انجام مسئوليتهاي قدسي استاد ارجمندمان گردد خطا و بيحرمتي بزرگي ميدانم.تا وقتي ذات فضيلت مآب آن جناب لازم نبيند راضي نخواهم بود كه زحمت نگارش نامه را متقبل شوند. ناراحتي به كنار؛ هر آنچه را كه مانع انجام مسئوليتهاي قدسي استاد ارجمندمان گردد خطا و بيحرمتي بزرگي ميدانم.
احمد نظيف چلبياحمد نظيف چلبي
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًااَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًا
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
حكمت بيشتر تكرارهاي قرآن ی كه در بخش پاياني گفتار نوزدهم بيان شده است ی در رساله نور نيز جريان دارد. مخصوصاً حكمت دوم آن بهطور تمام و كمال وجود دارد، حكمت مذكور از اين قرار است:حكمت بيشتر تكرارهاي قرآن ی كه در بخش پاياني گفتار نوزدهم بيان شده است ی در رساله نور نيز جريان دارد. مخصوصاً حكمت دوم آن بهطور تمام و كمال وجود دارد، حكمت مذكور از اين قرار است:
همه دائماً به قرآن نيازمندند، اما هر كسي قادر نيست، همه قرآن را هميشه مطالعه كند. افراد غالباً ميتوانند يك سوره را بخوانند. اين است كه بيشتر مقاصد قرآني معمولاً در سورههاي بلند درج ميشود و ميتوان گفت هر سوره در حكم يك قرآن كوچك است. به نظر ميرسد براي اينكه كسي محروم نشود برخي مقاصد چون حشر و توحيد و قصه موسي (ع) در قرآن تكرار ميشود. براي همين حكمت مهم است كه گاهي اوقات بدون اينكه خبر داشته باشم، و بدون رضايت و اختيارم برخي حقايق ظريف ايماني و حجتهاي محكم در رسالههاي متعدد تكرار شده است. من واقعاً حيرت ميكردم و ميگفتم "چهطور شد كه مطالب مزبور راهمه دائماً به قرآن نيازمندند، اما هر كسي قادر نيست، همه قرآن را هميشه مطالعه كند. افراد غالباً ميتوانند يك سوره را بخوانند. اين است كه بيشتر مقاصد قرآني معمولاً در سورههاي بلند درج ميشود و ميتوان گفت هر سوره در حكم يك قرآن كوچك است. به نظر ميرسد براي اينكه كسي محروم نشود برخي مقاصد چون حشر و توحيد و قصه موسي (ع) در قرآن تكرار ميشود. براي همين حكمت مهم است كه گاهي اوقات بدون اينكه خبر داشته باشم، و بدون رضايت و اختيارم برخي حقايق ظريف ايماني و حجتهاي محكم در رسالههاي متعدد تكرار شده است. من واقعاً حيرت ميكردم و ميگفتم "چهطور شد كه مطالب مزبور را
— 72 —
فراموش كردم؟" اما بعدها به يقين دريافتم كه همه در زمان فعلي محتاج رساله نورند، اما نميتوانند تمام آن را در اختيار داشته باشند. اگر هم بتوانند قادر به خواندن همه مطالب آن نخواهند بود، ولي ميتوانند رساله مختصري را كه در حكم رساله نور كوچكيست به دست آورند و در بيشتر اوقات مسائل مورد نيازشان را در آن بيابند و بخوانند، و اين نياز را كه چون احتياج به غذا خوردن تكرار ميشود با تكرار مطالعه برطرف كنند.فراموش كردم؟" اما بعدها به يقين دريافتم كه همه در زمان فعلي محتاج رساله نورند، اما نميتوانند تمام آن را در اختيار داشته باشند. اگر هم بتوانند قادر به خواندن همه مطالب آن نخواهند بود، ولي ميتوانند رساله مختصري را كه در حكم رساله نور كوچكيست به دست آورند و در بيشتر اوقات مسائل مورد نيازشان را در آن بيابند و بخوانند، و اين نياز را كه چون احتياج به غذا خوردن تكرار ميشود با تكرار مطالعه برطرف كنند.
نقطه دوم: اگر بخشهیاي عربي تفسير آيهيي كه در آغیاز رسالهي مناجات قرار دارد به انتهیاي رساله عربي كوچكي كه "ورد الاكبیر" ناميده ميشود و از آيت الكبري استخراج شده است اضافه شود و با هم مطالعه گردد كار مناسبي خواهد بود. ما هم آن را در نسخه خود نوشتيم.نقطه دوم: اگر بخشهیاي عربي تفسير آيهيي كه در آغیاز رسالهي مناجات قرار دارد به انتهیاي رساله عربي كوچكي كه "ورد الاكبیر" ناميده ميشود و از آيت الكبري استخراج شده است اضافه شود و با هم مطالعه گردد كار مناسبي خواهد بود. ما هم آن را در نسخه خود نوشتيم.
نقطه سوم: برادران عزيزم! بارها بر قلبام خطور كرده است كه "چرا امام علي (رض) به رساله نور مخصوصاً به رساله "آيت الكبري" تا اين حد اهميت داده است؟" و هميشه در انتظار دانستن اين راز بودهام. خدا را شكر كه راز اين مطلب به من الهام شد و اينك اشاره كوتاهي به آن سرِّ تظاهر يافته ميكنم: از ويژگيهاي ممتاز رسالهي نور يكي اين است كه آخرين و كليترين نقطهي اتكاي ايمیان را با قطعيت و استحكام بيان ميدارد و اين ويژگي در رسالهي "آيت الكبري" به صورت فوق العاده درخشاني ديده ميشود. نيز با سرايت دادن مبارزه كفر و ايمان در اين زمانه عجيب به آخرين نقطه استناد، موضوع را بدان محول ميكند.نقطه سوم: برادران عزيزم! بارها بر قلبام خطور كرده است كه "چرا امام علي (رض) به رساله نور مخصوصاً به رساله "آيت الكبري" تا اين حد اهميت داده است؟" و هميشه در انتظار دانستن اين راز بودهام. خدا را شكر كه راز اين مطلب به من الهام شد و اينك اشاره كوتاهي به آن سرِّ تظاهر يافته ميكنم: از ويژگيهاي ممتاز رسالهي نور يكي اين است كه آخرين و كليترين نقطهي اتكاي ايمیان را با قطعيت و استحكام بيان ميدارد و اين ويژگي در رسالهي "آيت الكبري" به صورت فوق العاده درخشاني ديده ميشود. نيز با سرايت دادن مبارزه كفر و ايمان در اين زمانه عجيب به آخرين نقطه استناد، موضوع را بدان محول ميكند.
فرض كنيد در يك ميدان بسيار بزرگ جنگ، زماني كه هر دو طرف تمام نيروي خود را گرد آوردهاند، دو گردان به كارزار ميپردازند. دشمن براي آنكه تجهيزات جنگي ارتش بزرگ خود را به كمك نيروهاي درگيرش بفرستد و توان معنوي آنها را تا حد امكان بالا ببرد دست به هر كاري ميزند؛ او درصدد است به هر وسيلهيي قدرت معنوي لشكر ايمان را از بين ببرد و همبستگي افرادش را نابود كند. لذا يكي از نقاط قوت مهم آنان را بهسوي خود ميخواند و نيروي احتياطشان را از بين ميبرد. به عبارت ديگر براي رويارويي با هر يك از سربازان مسلمانفرض كنيد در يك ميدان بسيار بزرگ جنگ، زماني كه هر دو طرف تمام نيروي خود را گرد آوردهاند، دو گردان به كارزار ميپردازند. دشمن براي آنكه تجهيزات جنگي ارتش بزرگ خود را به كمك نيروهاي درگيرش بفرستد و توان معنوي آنها را تا حد امكان بالا ببرد دست به هر كاري ميزند؛ او درصدد است به هر وسيلهيي قدرت معنوي لشكر ايمان را از بين ببرد و همبستگي افرادش را نابود كند. لذا يكي از نقاط قوت مهم آنان را بهسوي خود ميخواند و نيروي احتياطشان را از بين ميبرد. به عبارت ديگر براي رويارويي با هر يك از سربازان مسلمان
— 73 —
گروهي را با روحيه جمعيت گرايي و كميته گرايي گسيل ميدارد. در هنگامهيي كه اينان با تمام تلاش سعي بر نابود كردن قدرت معنوي مسلمانان دارند شخصي چون خضر پا به ميدان ميگذارد و ميگويد: "نااميد نشو! تو از چنان تكيه گاه محكمي برخوردار هستي و داراي چنان ارتش باشكوه شكستناپذير و نيروهاي بيپايان احتياط هستي كه اگر همه جهانيان هم جمع شوند ياراي مقابله نخواهند داشت. يكي از دلايل شكست فعلي تو و همرزمانات اين است كه سربازي را به رويارويي با يك گروه و شخصي معنوي فرستادهايد. بكوشيد هر يك از سربازانتان از تكيه گاههاي معنويشان استفاده كنند و با قدرت توانمند معنوي، در حكم شخص معنوي و جمعيتي درآيند".گروهي را با روحيه جمعيت گرايي و كميته گرايي گسيل ميدارد. در هنگامهيي كه اينان با تمام تلاش سعي بر نابود كردن قدرت معنوي مسلمانان دارند شخصي چون خضر پا به ميدان ميگذارد و ميگويد: "نااميد نشو! تو از چنان تكيه گاه محكمي برخوردار هستي و داراي چنان ارتش باشكوه شكستناپذير و نيروهاي بيپايان احتياط هستي كه اگر همه جهانيان هم جمع شوند ياراي مقابله نخواهند داشت. يكي از دلايل شكست فعلي تو و همرزمانات اين است كه سربازي را به رويارويي با يك گروه و شخصي معنوي فرستادهايد. بكوشيد هر يك از سربازانتان از تكيه گاههاي معنويشان استفاده كنند و با قدرت توانمند معنوي، در حكم شخص معنوي و جمعيتي درآيند".
به همين ترتيب، اهل ضلالتي كه به مؤمنان حمله ميكنند، چون زمانه فعلي زمانهي گروه و جماعت است، بهواسطه خميرمايه جمعيتگرايي و كميتهگرايي تبديل به شخص معنوي و روح خبيثي ميشوند. لذا وجدان عمومي و قلب كلي جهان اسلام را تخريب كرده و پرده متعالي اسلامي را ی كه حامي اعتقادات تقليدي عوام است ی در هم ميدرند و احساسات موروثي حاصل از رسوم گذشته را كه موجب حيات ايمان است به آتش ميكشند؛ در حالي كه هر يك از مسلمانان با نااميیدي تلاش ميكنند خود را از اين حیريق وحشتناك برهانند، رسیاله نور (رسالة النّور) چیون خضر به ياري شتافت، و با نشان دادن واپسين لشكر خود كه كائنات را در احیاطه دارد قدرتي كه ياراي نابودي كائنات را ندارد قادر به تخريب آن نخواهد بود. رساله آيت الكبري را ارائه داد؛ رسالهيي كه چون سربازي فوق العاده فرمانبر در خدمترساني و اعزام كمكهاي مادي و معنويست، و كسي را ياراي مقاومت در مقابل كمكهاي او نيست. لذا امام علي (رض) اين رساله را از راه مكاشفه ديده و با اهميت بهسزايي آن را نشان داده است.به همين ترتيب، اهل ضلالتي كه به مؤمنان حمله ميكنند، چون زمانه فعلي زمانهي گروه و جماعت است، بهواسطه خميرمايه جمعيتگرايي و كميتهگرايي تبديل به شخص معنوي و روح خبيثي ميشوند. لذا وجدان عمومي و قلب كلي جهان اسلام را تخريب كرده و پرده متعالي اسلامي را ی كه حامي اعتقادات تقليدي عوام است ی در هم ميدرند و احساسات موروثي حاصل از رسوم گذشته را كه موجب حيات ايمان است به آتش ميكشند؛ در حالي كه هر يك از مسلمانان با نااميیدي تلاش ميكنند خود را از اين حیريق وحشتناك برهانند، رسیاله نور (رسالة النّور) چیون خضر به ياري شتافت، و با نشان دادن واپسين لشكر خود كه كائنات را در احیاطه دارد قدرتي كه ياراي نابودي كائنات را ندارد قادر به تخريب آن نخواهد بود. رساله آيت الكبري را ارائه داد؛ رسالهيي كه چون سربازي فوق العاده فرمانبر در خدمترساني و اعزام كمكهاي مادي و معنويست، و كسي را ياراي مقاومت در مقابل كمكهاي او نيست. لذا امام علي (رض) اين رساله را از راه مكاشفه ديده و با اهميت بهسزايي آن را نشان داده است.
مطالب موجود ديگر را خود در تمثيل فوق تطبيق دهيد تا خلاصهيي از راز ياد شده مشاهده گردد.مطالب موجود ديگر را خود در تمثيل فوق تطبيق دهيد تا خلاصهيي از راز ياد شده مشاهده گردد.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 74 —
بِاسْمِه ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفَاتِ رَسَائِلِ الَّتِى كَتَبْتُمْ وَتَكْتُبُونَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفَاتِ رَسَائِلِ الَّتِى كَتَبْتُمْ وَتَكْتُبُونَ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
بخش دوم فهرستي كه زير عنوان "شعاع دهم" نوشتهايد اميد پر قوتي به من داد مبني بر اينكه رساله نور به جاي من عاجز سالخورده و ناتوان در ميان شما سعيدهاي فراواني يافته است كه جوان و توانمندند و باز هم خواهد يافت. لذا گمان ميكنم از اين پس تكميل و توضيح رساله نور به همراه شرح توأم با حواشي و اثبات مطالب آن به شما سپرده شده است. يكي از نشانههايش اين است كه در سال جاري بارها سعي كردم حقايق الهام شده را بنويسم اما موفق نشدم.بخش دوم فهرستي كه زير عنوان "شعاع دهم" نوشتهايد اميد پر قوتي به من داد مبني بر اينكه رساله نور به جاي من عاجز سالخورده و ناتوان در ميان شما سعيدهاي فراواني يافته است كه جوان و توانمندند و باز هم خواهد يافت. لذا گمان ميكنم از اين پس تكميل و توضيح رساله نور به همراه شرح توأم با حواشي و اثبات مطالب آن به شما سپرده شده است. يكي از نشانههايش اين است كه در سال جاري بارها سعي كردم حقايق الهام شده را بنويسم اما موفق نشدم.
آري، رساله نور ميتواند مأخذ كاملي براي شما باشد. اگر مطالب مربوط به هر يك از اركان ايمان مثلاً بخشهاي مربوط به كلام الله بودن قرآن و نكات اعجازياش، يا برهانهاي جداگانه مربوط به حشر و ... از رسالههاي مختلف جمع آوري شده و يك جا آورده شود ميتواند توضيح و تفسير و شرح كاملي گردد.آري، رساله نور ميتواند مأخذ كاملي براي شما باشد. اگر مطالب مربوط به هر يك از اركان ايمان مثلاً بخشهاي مربوط به كلام الله بودن قرآن و نكات اعجازياش، يا برهانهاي جداگانه مربوط به حشر و ... از رسالههاي مختلف جمع آوري شده و يك جا آورده شود ميتواند توضيح و تفسير و شرح كاملي گردد.
گمان ميكنم رساله نور تمام حقايق عاليه ايمانيه را در بردارد؛ و لزومي ندارد كه در جاهاي ديگر جستجويش كنيم. البته در برخي مواقع نياز به توضيح و تفصيل وجود دارد. لذا احساس ميكنم وظيفه من به اتمام رسيده است و مسئوليت شما ادامه دارد و ان شاء الله با شرح و ايضاح و تكميل و تحشيه، همچنين با انتشار و تعليم و شايد تأليف مكتوبات "بيست و پنجم و سي و دوم"، و تكميل مقامات نهگانه "شعاع نهم"، نيز تنظيم و ترتيب و تفسير و تصحيح رساله نور ادامه خواهد يافت.گمان ميكنم رساله نور تمام حقايق عاليه ايمانيه را در بردارد؛ و لزومي ندارد كه در جاهاي ديگر جستجويش كنيم. البته در برخي مواقع نياز به توضيح و تفصيل وجود دارد. لذا احساس ميكنم وظيفه من به اتمام رسيده است و مسئوليت شما ادامه دارد و ان شاء الله با شرح و ايضاح و تكميل و تحشيه، همچنين با انتشار و تعليم و شايد تأليف مكتوبات "بيست و پنجم و سي و دوم"، و تكميل مقامات نهگانه "شعاع نهم"، نيز تنظيم و ترتيب و تفسير و تصحيح رساله نور ادامه خواهد يافت.
— 75 —
شخصيت معنوي حاصل از تساند و قدرت اخلاص مجموعه شاگردان صميمي و خالص رساله نور، براي شما راهنما و قوت پشتيباني توانمند و ماندگاريست. نوشتهايد هيأت ارجمندان نامههايي را كه از اينجا برايتان ارسال ميشود به صورت يك رساله جمع آوري ميكنند و خسرو نيز كار حذف برخي جملات جزئي و خصوصي، و بعضي از يادداشتهاي غير لازم را به حافظ علي و صبري سپرده است. نظر دقيق و درست و قاطع و مبتني بر كرامت خسرو در حق رسالة النور درست است. در يك اثر ماندگار بهتر است كلمات گذرا و جزئي و خصوصي حذف شود.شخصيت معنوي حاصل از تساند و قدرت اخلاص مجموعه شاگردان صميمي و خالص رساله نور، براي شما راهنما و قوت پشتيباني توانمند و ماندگاريست. نوشتهايد هيأت ارجمندان نامههايي را كه از اينجا برايتان ارسال ميشود به صورت يك رساله جمع آوري ميكنند و خسرو نيز كار حذف برخي جملات جزئي و خصوصي، و بعضي از يادداشتهاي غير لازم را به حافظ علي و صبري سپرده است. نظر دقيق و درست و قاطع و مبتني بر كرامت خسرو در حق رسالة النور درست است. در يك اثر ماندگار بهتر است كلمات گذرا و جزئي و خصوصي حذف شود.
در نامهي اخيرتان سه نقطهي با كرامت به شرح زير ديديم:در نامهي اخيرتان سه نقطهي با كرامت به شرح زير ديديم:
نقطه اول: يكي از طلبههاي كوشاي رساله نور به نام محمد فيضي ی كه خود خسروي كوچكيست ی از سربازي آمد؛ او چنان اخلاص و اقتدار و قدرت ارتباطي دارد كه من فكر ميكنم خسروي اينجا شود. در ديدار دوم با او بود كه نام فيضي را در نامه شما ديدم. گفتم شاگردان رسالة النور هر قدر هم كه از يكديگر دور باشند باز به هم بسيار نزديكاند كه ناگهاني چنين احساسي به آنها دست داده و اين مطلب را نوشتهاند.نقطه اول: يكي از طلبههاي كوشاي رساله نور به نام محمد فيضي ی كه خود خسروي كوچكيست ی از سربازي آمد؛ او چنان اخلاص و اقتدار و قدرت ارتباطي دارد كه من فكر ميكنم خسروي اينجا شود. در ديدار دوم با او بود كه نام فيضي را در نامه شما ديدم. گفتم شاگردان رسالة النور هر قدر هم كه از يكديگر دور باشند باز به هم بسيار نزديكاند كه ناگهاني چنين احساسي به آنها دست داده و اين مطلب را نوشتهاند.
نقطه دوم: فيضي ی اين خسروي كوچك ی اين اواخر كه در استانبول بود به نام رساله نور ذهنام را مشغول كرد. متأثر ميشدم و ميگفتم نكند بيمار است ذهنام در يك لحظه از او غافل ماند و كامل متوجه حافظ علي شد. دريافتم موضوعي هست كه موجب تأثر ميشود؛ و دانستم كه اين موضوع بايد با حافظ علي كه مركز فعّال رساله نور است ارتباط داشته باشد. شروع كردم به دعا كردن براي حافظ علي تا خدا شفايش دهد و اين كار را ادامه دادم. پيش از آمدن 18Vه، از فيضي پرسيدم: "تو دچار بيماري شده بودي؟" گفت: "نه" گفتم: "در اين صورت يكي از ركنهاي مقتدر و مهم رساله نور در اسپارتا ناخوش است. اما قوه خيالام در دريافت صورت حقيقت دچار خطا شده بود". بعد نامه شما رسيد و حقيقت را دانستم...
— 76 —
نقطه سوم: بيست روز پيش، بعد از ايام مبارك به ذهنام چنين خطور كرد: آنان كه قلمشان را با وظيفهمندي هر روز به كار نميگيرند در عنوان اجمالي طلبه رساله نور در هر بيست و چهار ساعت صد بار سهيماند، و اين برايشان كافيست؛ لذا در دايره شاگردان خاص و در ميان نامهاي خصوصي، نام برخي افراد را به طور موقت حذف كردم. برادرمان حقي افندي هم در بين آنها بود. چند روزي به همين منوال گذشت. بعد ناگهان بدون هيچ دليلي حقي دوباره رفيق خلوصي (در دعا) شد. او با اسم و رسم خويش وارد دايره خاصان شد. در نامه نوشته بوديد كه حقي ميگويد مرا در دعاهايش فراموش نكند. گمان كردم هنگام نوشتن اين مطلب، حقي از دعاي خاص برخوردار شده بود. اين روزها لمعات متعددي از اين قبيل عنايات بروز ميكند. امين اين موارد را زير عنوان "حوادث روزانه" در يادداشتي خواهد نوشت، احتمالاً براي شما هم ميفرستد. طلبههیاي كوچك رسالة النور ی كه در آينده شاگردان ارزشمند و كوشايي خواهند شد ی هم اينك در دايره طلاب قرار دارند و سهيماند.نقطه سوم: بيست روز پيش، بعد از ايام مبارك به ذهنام چنين خطور كرد: آنان كه قلمشان را با وظيفهمندي هر روز به كار نميگيرند در عنوان اجمالي طلبه رساله نور در هر بيست و چهار ساعت صد بار سهيماند، و اين برايشان كافيست؛ لذا در دايره شاگردان خاص و در ميان نامهاي خصوصي، نام برخي افراد را به طور موقت حذف كردم. برادرمان حقي افندي هم در بين آنها بود. چند روزي به همين منوال گذشت. بعد ناگهان بدون هيچ دليلي حقي دوباره رفيق خلوصي (در دعا) شد. او با اسم و رسم خويش وارد دايره خاصان شد. در نامه نوشته بوديد كه حقي ميگويد مرا در دعاهايش فراموش نكند. گمان كردم هنگام نوشتن اين مطلب، حقي از دعاي خاص برخوردار شده بود. اين روزها لمعات متعددي از اين قبيل عنايات بروز ميكند. امين اين موارد را زير عنوان "حوادث روزانه" در يادداشتي خواهد نوشت، احتمالاً براي شما هم ميفرستد. طلبههیاي كوچك رسالة النور ی كه در آينده شاگردان ارزشمند و كوشايي خواهند شد ی هم اينك در دايره طلاب قرار دارند و سهيماند.
محمد فيضي در استانبول در جستجوي رسالههاي سعيد قديمي بود و درست در همان روز رشدي قهرمان همه رسالههاي موجود در يك كتاب فروشي را جمع آوري و خريداري كرده بود. خسرو كوچك با ناراحتي در جاهاي ديگر به جستجو پرداخت و اشارات الاعجاز را يافت و با حدس و گمان گفت: "كسي كه بر من سبقت گرفته حتماً از برادرانمان در اسپارتاست كه جلوتر از من ميباشد". در هر صورت او ميخواهد اين نسخه "اشارات الاعجاز" را مانند نسخههاي حافظ علي و صبري كه داراي كرامت توافقيه هستند كتابت كند. سادهترين راه اين كار آن است كه در هر صفحهي يك دفترچه كوچك، در برابر هر صفحه از تفسير، حروف هجايي (الف و ت و ...) را بنويسيد. اگر راه سادهاش را نيافتيد انجام ندهيد.محمد فيضي در استانبول در جستجوي رسالههاي سعيد قديمي بود و درست در همان روز رشدي قهرمان همه رسالههاي موجود در يك كتاب فروشي را جمع آوري و خريداري كرده بود. خسرو كوچك با ناراحتي در جاهاي ديگر به جستجو پرداخت و اشارات الاعجاز را يافت و با حدس و گمان گفت: "كسي كه بر من سبقت گرفته حتماً از برادرانمان در اسپارتاست كه جلوتر از من ميباشد". در هر صورت او ميخواهد اين نسخه "اشارات الاعجاز" را مانند نسخههاي حافظ علي و صبري كه داراي كرامت توافقيه هستند كتابت كند. سادهترين راه اين كار آن است كه در هر صفحهي يك دفترچه كوچك، در برابر هر صفحه از تفسير، حروف هجايي (الف و ت و ...) را بنويسيد. اگر راه سادهاش را نيافتيد انجام ندهيد.
براي يكايك برادران و مخصوصاً آنان كه با رسالهها مشغولاند سلام و دعا دارم و ملتمس دعاهايشان هستم.براي يكايك برادران و مخصوصاً آنان كه با رسالهها مشغولاند سلام و دعا دارم و ملتمس دعاهايشان هستم.
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 77 —
ياداشتي از امين و فيضي (خسروي كوچك):ياداشتي از امين و فيضي (خسروي كوچك):
اشخاصي چون خسرو و رشدي ارجمند كه در ميان برادران صادق و خالص و متين و وفادار، در خدمت قرآني گوي سبقت را از ما ربودهاند، در خصوص بركتي كه به عنوان نشانهيي دال بر مقبوليت وظايف خادمان رساله نور احسان گرديده است يادداشتهاي متعددي نگاشتهاند. ما نيز مانند يادداشتهاي برادران مذكور، برخي رويدادها را كه اخيراً همزمان رخ داده و ما خود شاهد آنها بودهايم خواهيم نگاشت. اينجا به عنوان نمونه بخشي از آنها را بيان ميكنيم:اشخاصي چون خسرو و رشدي ارجمند كه در ميان برادران صادق و خالص و متين و وفادار، در خدمت قرآني گوي سبقت را از ما ربودهاند، در خصوص بركتي كه به عنوان نشانهيي دال بر مقبوليت وظايف خادمان رساله نور احسان گرديده است يادداشتهاي متعددي نگاشتهاند. ما نيز مانند يادداشتهاي برادران مذكور، برخي رويدادها را كه اخيراً همزمان رخ داده و ما خود شاهد آنها بودهايم خواهيم نگاشت. اينجا به عنوان نمونه بخشي از آنها را بيان ميكنيم:
رويداد نخست: اخيراً همراه استاد به دشت رفته بوديم. فرمودند چاي آماده كنيم و هركس دو استكان چاي با سه حبه قند بنوشد. هر كدام از ما دو استكان چاي را با سه حبه قند نوشيديم. فقط برادرمان امين چاي خود را با يك قند كمتر نوشيد. غروب به اتاق استادمان كه مركز انتشار رساله نور است آمديم. امين خواست به جاي قندهاي مصرف شده قوطيِ قند را پر كند. اما قوطي بيش از هشت قند گنجايش نداشت. امين گفت سبحان الله! چهطور ممكن است اين قوطي به جاي هفده قند با هشت حبه قند پر شود. تعجب كرديم. اين قضيه موجب اطميناني در مرتبه شهود براي ما شد كه اين راز، عنايتي الهي و التفاتي رباني براي خادمان رساله نور است.رويداد نخست: اخيراً همراه استاد به دشت رفته بوديم. فرمودند چاي آماده كنيم و هركس دو استكان چاي با سه حبه قند بنوشد. هر كدام از ما دو استكان چاي را با سه حبه قند نوشيديم. فقط برادرمان امين چاي خود را با يك قند كمتر نوشيد. غروب به اتاق استادمان كه مركز انتشار رساله نور است آمديم. امين خواست به جاي قندهاي مصرف شده قوطيِ قند را پر كند. اما قوطي بيش از هشت قند گنجايش نداشت. امين گفت سبحان الله! چهطور ممكن است اين قوطي به جاي هفده قند با هشت حبه قند پر شود. تعجب كرديم. اين قضيه موجب اطميناني در مرتبه شهود براي ما شد كه اين راز، عنايتي الهي و التفاتي رباني براي خادمان رساله نور است.
رويداد دوم: باز در همان روز استاد رساله "هجومات سته" را كه من يعني محمد فيضي قبلاً نوشته و تقديم ايشان كرده بودم، در همانجا كه پنهان كرده بود جستجو ميكند تا بيابد و آن را به من دهد، اما به طرز غير منتظرهيي نميتواند رساله را پيدا كند. ناگهان در آن لحظه ايشان بر خلاف عادت هميشگي و به طرزي بيسابقه در اثر حادثهيي عينكشان را رها كرده متوجه پلهها ميشوند. همان موقع جاسوسي را ميبينند كه براي ضربه زدن به انتشار و خدمت رساله نور، البته در ظاهر به قصد ديدار در حال نزديك شدن به پلههاست. مرد جاسوس هيجان استاد را حس ميكند. استاد نيز نظر او را بهسوي شخص ديگري جلب ميكند و ميگويد: "ميبيني كه من معذورم، ديدار را براي وقت ديگري بگذار". اورويداد دوم: باز در همان روز استاد رساله "هجومات سته" را كه من يعني محمد فيضي قبلاً نوشته و تقديم ايشان كرده بودم، در همانجا كه پنهان كرده بود جستجو ميكند تا بيابد و آن را به من دهد، اما به طرز غير منتظرهيي نميتواند رساله را پيدا كند. ناگهان در آن لحظه ايشان بر خلاف عادت هميشگي و به طرزي بيسابقه در اثر حادثهيي عينكشان را رها كرده متوجه پلهها ميشوند. همان موقع جاسوسي را ميبينند كه براي ضربه زدن به انتشار و خدمت رساله نور، البته در ظاهر به قصد ديدار در حال نزديك شدن به پلههاست. مرد جاسوس هيجان استاد را حس ميكند. استاد نيز نظر او را بهسوي شخص ديگري جلب ميكند و ميگويد: "ميبيني كه من معذورم، ديدار را براي وقت ديگري بگذار". او
— 78 —
نيز بر ميگردد و ميرود. نتيجه آنكه محمد فيضي و "هجومات سِتّه" و كارهاي ديگرمان از نظر جاسوس مزبور در امان ماند.نيز بر ميگردد و ميرود. نتيجه آنكه محمد فيضي و "هجومات سِتّه" و كارهاي ديگرمان از نظر جاسوس مزبور در امان ماند.
آري، مفقود شدن شگفت انگيز "هجومات ستّه" آن هم در جاي معيناش مانع وقوع حادثهي مهمي شد. حالت خلاف عادتي را كه بر استاد عارض شد و پيدا نشدن رساله مذكور در جاي خودش را، قطعاً نميتوان حمل بر تصادف نمود. يك هفته بعد همان رساله را در جايي بر خلاف انتظار پيدا كرديم. به دستور استاد رساله مذكور را با دقت فراوان براي برادر امين قرائت كردم؛ استاد هم توضيحات لازم را ميداد. ما تا آن روز درسي چنين مهم و مؤثر نگرفته بوديم. معلوم ميشود بنا بر همين دو سرّ مهم، رساله، خود را نشان نداده بود. اين رويداد ترديدي باقي نگذاشت كه شاگردان صادق و مخلص رساله نور همواره تحت عنايت و حفاظت و حمايت "الهي" هستند.آري، مفقود شدن شگفت انگيز "هجومات ستّه" آن هم در جاي معيناش مانع وقوع حادثهي مهمي شد. حالت خلاف عادتي را كه بر استاد عارض شد و پيدا نشدن رساله مذكور در جاي خودش را، قطعاً نميتوان حمل بر تصادف نمود. يك هفته بعد همان رساله را در جايي بر خلاف انتظار پيدا كرديم. به دستور استاد رساله مذكور را با دقت فراوان براي برادر امين قرائت كردم؛ استاد هم توضيحات لازم را ميداد. ما تا آن روز درسي چنين مهم و مؤثر نگرفته بوديم. معلوم ميشود بنا بر همين دو سرّ مهم، رساله، خود را نشان نداده بود. اين رويداد ترديدي باقي نگذاشت كه شاگردان صادق و مخلص رساله نور همواره تحت عنايت و حفاظت و حمايت "الهي" هستند.
رويداد سوم: استادمان يك اوقّه يعني يك كيلو پنير داشت. بيشتر روزها از آن پنير كه خوشاش ميآمد يكي دو بار ميخورد؛ و به ما هم ميداد. در بيشتر مواقعي هم كه غذا نداشت از همان پنير ميخورد؛ با اين حال پنير شش ماه بود كه تمام نميشد و هنوز به اندازه صد درهماش باقي مانده بود. ما يعني امين خادمِ هميشگي او و خسروي كوچك طلبه و خادم دائمياش، به يقين شاهد اين مطلب بوديم و آن را تصديق ميكنيم. اما بعد از افشاي اين رويداد بركتي، برخلاف آنچه در ابتدا بود ته ظرف آشكار شد و ديده شد كه كم و كمتر ميشود. آري، اين موضوع حادثهيي شگفت انگيز درباره بركت است؛ به همين ترتيب نيم كيلو كره با آنكه بيشتر روزها مقدار زيادي از آن خورده ميشد نزديك پنجاه روز تمام نشد و اين روشن ميسازد كه بيترديد بركتي يافته بود.رويداد سوم: استادمان يك اوقّه يعني يك كيلو پنير داشت. بيشتر روزها از آن پنير كه خوشاش ميآمد يكي دو بار ميخورد؛ و به ما هم ميداد. در بيشتر مواقعي هم كه غذا نداشت از همان پنير ميخورد؛ با اين حال پنير شش ماه بود كه تمام نميشد و هنوز به اندازه صد درهماش باقي مانده بود. ما يعني امين خادمِ هميشگي او و خسروي كوچك طلبه و خادم دائمياش، به يقين شاهد اين مطلب بوديم و آن را تصديق ميكنيم. اما بعد از افشاي اين رويداد بركتي، برخلاف آنچه در ابتدا بود ته ظرف آشكار شد و ديده شد كه كم و كمتر ميشود. آري، اين موضوع حادثهيي شگفت انگيز درباره بركت است؛ به همين ترتيب نيم كيلو كره با آنكه بيشتر روزها مقدار زيادي از آن خورده ميشد نزديك پنجاه روز تمام نشد و اين روشن ميسازد كه بيترديد بركتي يافته بود.
مجدداً به همين ترتيب در عيد فطر با وجود عدم رضايت استاد، تحسين و من (امين) يك كيلو شكر آورده بوديم. با آنكه اغلب به ماست و شير و كدو حلوايي و... گاه تا بيست سي درهم شكر ميافزوديم؛ باز هم پس از دو ماه، بيشتر از صد درهم شكر باقي مانده بود و اين قطعاً به دليل بركتي بود كه در آن شكر وجود داشت.مجدداً به همين ترتيب در عيد فطر با وجود عدم رضايت استاد، تحسين و من (امين) يك كيلو شكر آورده بوديم. با آنكه اغلب به ماست و شير و كدو حلوايي و... گاه تا بيست سي درهم شكر ميافزوديم؛ باز هم پس از دو ماه، بيشتر از صد درهم شكر باقي مانده بود و اين قطعاً به دليل بركتي بود كه در آن شكر وجود داشت.
— 79 —
نيز همه شاگردان كه در اين حوالي هستند به طور جزئي يا كلي پي به اين موضوع برده و اعتراف ميكنند كه در زمان كار و فعاليت براي رساله نور، هم در رزق و روزي شان بركت و سهولت حاصل شده و هم در قلب آنها نوعي گشايش و آسودگي آشكارا احساس ميشود.نيز همه شاگردان كه در اين حوالي هستند به طور جزئي يا كلي پي به اين موضوع برده و اعتراف ميكنند كه در زمان كار و فعاليت براي رساله نور، هم در رزق و روزي شان بركت و سهولت حاصل شده و هم در قلب آنها نوعي گشايش و آسودگي آشكارا احساس ميشود.
از جمله خود من (امين) اعتراف ميكنم كه پيش از ورود به دايره رساله نور، همهي سال را كار ميكردم. از وقتي به امور مربوط به رساله نور پرداختم با آنكه در سال حداكثر سه يا چهار ماه ميتوانستم كار كنم، زندگانيام نسبت به گذشته بانشاطتر و سعادتمندانهتر بوده است و من ترديدي ندارم كه اين امر با بركتي كه در خدمت به رساله نور هست مرتبط ميباشد.از جمله خود من (امين) اعتراف ميكنم كه پيش از ورود به دايره رساله نور، همهي سال را كار ميكردم. از وقتي به امور مربوط به رساله نور پرداختم با آنكه در سال حداكثر سه يا چهار ماه ميتوانستم كار كنم، زندگانيام نسبت به گذشته بانشاطتر و سعادتمندانهتر بوده است و من ترديدي ندارم كه اين امر با بركتي كه در خدمت به رساله نور هست مرتبط ميباشد.
آري، برادرمان امين وقتي به شهر ما آمد بسيار فعال بود، و هر ماه كار ميكرد. در حال حاضر ميدانم كه بيش از سه چهار ماه كار نميكند. دليل اين امر نيز مطمئن هستم بركاتيست كه در خدمت به رساله نور هست. من اين موضوع را با تمام توان تأييد ميكنم.خسرو كوچك محمد فيضيآري، برادرمان امين وقتي به شهر ما آمد بسيار فعال بود، و هر ماه كار ميكرد. در حال حاضر ميدانم كه بيش از سه چهار ماه كار نميكند. دليل اين امر نيز مطمئن هستم بركاتيست كه در خدمت به رساله نور هست. من اين موضوع را با تمام توان تأييد ميكنم.خسرو كوچك محمد فيضي
نمونه ديگر اينكه استادمان ميفرمايد: "من هم براساس تجربيات متعدد اطمينان يافتهام كه هرگاه مشغول تصحيح مطالب رساله نور ميشوم كاملاً مشخص است كه در رزقام بركت و سهولت ايجاد ميشود. هرگاه كار را كنار ميگذارم ديگر از آن حالات خبري نيست".نمونه ديگر اينكه استادمان ميفرمايد: "من هم براساس تجربيات متعدد اطمينان يافتهام كه هرگاه مشغول تصحيح مطالب رساله نور ميشوم كاملاً مشخص است كه در رزقام بركت و سهولت ايجاد ميشود. هرگاه كار را كنار ميگذارم ديگر از آن حالات خبري نيست".
استادمان هم ميگويد ی ما نيز تصديق ميكنيم ی كه "من اخيراً دانستم كه هم من و هم دوستانام تاكنون صورت اين حقيقت را به شكل ديگري ميديدهايم، بيان مطلب چنين است:استادمان هم ميگويد ی ما نيز تصديق ميكنيم ی كه "من اخيراً دانستم كه هم من و هم دوستانام تاكنون صورت اين حقيقت را به شكل ديگري ميديدهايم، بيان مطلب چنين است:
در زندان، يك نان براي هشت و گاه ده روزم كافي بود و در اينجا نيز عيناً به همان شكل زندگي ميكنم. خود و دوستانام اين را به دليل كم خوردن و بياشتهاييام ميدانستيم؛ در حالي كه براساس نشانههاي فراوان دريافتيم حال عجيبي كه گفتم نتيجه بركت بوده است. چند بار ناني را كه براي هشت روزم كافي بود با همان اشتها در دو روز و بعضاً يك روز و نيم تمام ميكردم؛ البته اين مربوط به زمانيست كه كار نميكردم و از بركت برخوردار نميشدم. معلومدر زندان، يك نان براي هشت و گاه ده روزم كافي بود و در اينجا نيز عيناً به همان شكل زندگي ميكنم. خود و دوستانام اين را به دليل كم خوردن و بياشتهاييام ميدانستيم؛ در حالي كه براساس نشانههاي فراوان دريافتيم حال عجيبي كه گفتم نتيجه بركت بوده است. چند بار ناني را كه براي هشت روزم كافي بود با همان اشتها در دو روز و بعضاً يك روز و نيم تمام ميكردم؛ البته اين مربوط به زمانيست كه كار نميكردم و از بركت برخوردار نميشدم. معلوم
— 80 —
ميشود روزي تعيين شده من در طول شانزده هفده سال پيش تاكنون به دليل بركتي برخاسته از خدمت به رسالهي نور بیوده است. آري، ما نيیز در مرتبهي عين اليقين اطمينان يافتهايم كه اين رويدادهاي مكررِ مربوط به موضوع بركت، از پرتو انوار اعجاز معنوي قرآن معجز البيان است. در واقع به لحاظ معنا ميگويد: اي شاگردان قرآن! آنچه بيشتر مواقع در انجام وظايف مقدس مانع شما ميشود تلاشتان براي تأمين معيشت است. اين نيز با فيض قرآن از نوع بركت به شما داده ميشود؛ پس به وظيفه خود عمل كنيد".ميشود روزي تعيين شده من در طول شانزده هفده سال پيش تاكنون به دليل بركتي برخاسته از خدمت به رسالهي نور بیوده است. آري، ما نيیز در مرتبهي عين اليقين اطمينان يافتهايم كه اين رويدادهاي مكررِ مربوط به موضوع بركت، از پرتو انوار اعجاز معنوي قرآن معجز البيان است. در واقع به لحاظ معنا ميگويد: اي شاگردان قرآن! آنچه بيشتر مواقع در انجام وظايف مقدس مانع شما ميشود تلاشتان براي تأمين معيشت است. اين نيز با فيض قرآن از نوع بركت به شما داده ميشود؛ پس به وظيفه خود عمل كنيد".
اَللّهُمَّ يَسِّرْلَنَا خِدْمَةَ الْقُرْآنِ بِنَشْرِ رَسَائِلِ النُّورِ بِحُرْمَةِ اِسْمِكَ اْلاَعْظَمِ وَ حَبِيبِكَ اْلاَكْرَمِ؛ آمِيینَاَللّهُمَّ يَسِّرْلَنَا خِدْمَةَ الْقُرْآنِ بِنَشْرِ رَسَائِلِ النُّورِ بِحُرْمَةِ اِسْمِكَ اْلاَعْظَمِ وَ حَبِيبِكَ اْلاَكْرَمِ؛ آمِيینَ
يكي ديگر از كرامتهاي رساله نور كه همزمان با رويدادهاي مربوط به بركت است، نجات يافتن خانه يكي از شاگردان از طعمه حريق وحشتناكيست كه در آن نزديكي رخ داده بود. اين خانه هزاران ليره قيمت داشته و به بركت رساله نور به صورت غير منتظرهيي از آتش سوزي ميرهد. منزل يكي از بانوان كه به لحاظ آخرتي محبت فراواني به مؤلف رساله نور داشته است در طبقه سوم ساختماني قرار داشت كه طعمه حريق دهشتناكي ميشود. او براي برداشتن جواهرات خود اعم از طلا و الماس شتابان بهسوي طبقه سوم ميرود و وقتي به آنجا ميرسد كه همه چيز در محاصره آتش بوده است. لذا نه تنها نميتواند جواهراتاش را بردارد بلكه خود را نيز كاملاً در خطر ميبيند. مؤلف رساله نور در همان لحظه بهشدت دعا ميكرده است كه خداوند خانه طلبهاش را از خطر حريق در امان دارد. در آن هنگام بانوي بيچاره را به ياد ميآورد و ميانديشد: "نكند آن خواهر آخرتيام گرفتار حريق شده باشد؟" پس رساله نور را شفيع او قرار ميدهد و دعا ميكند: "پروردگارا! به او رحم كن!" بانوي مذكور در همان لحظه پنجره را ميشكند و خود را از ارتفاعي به بلندي دو طبقه به پايين پرتاب ميكند؛ و به شكل عجيب و شگفت انگيزي نه دچار شكستگي ميشود و نه جايي از بدناش آسيبي ميبيند.يكي ديگر از كرامتهاي رساله نور كه همزمان با رويدادهاي مربوط به بركت است، نجات يافتن خانه يكي از شاگردان از طعمه حريق وحشتناكيست كه در آن نزديكي رخ داده بود. اين خانه هزاران ليره قيمت داشته و به بركت رساله نور به صورت غير منتظرهيي از آتش سوزي ميرهد. منزل يكي از بانوان كه به لحاظ آخرتي محبت فراواني به مؤلف رساله نور داشته است در طبقه سوم ساختماني قرار داشت كه طعمه حريق دهشتناكي ميشود. او براي برداشتن جواهرات خود اعم از طلا و الماس شتابان بهسوي طبقه سوم ميرود و وقتي به آنجا ميرسد كه همه چيز در محاصره آتش بوده است. لذا نه تنها نميتواند جواهراتاش را بردارد بلكه خود را نيز كاملاً در خطر ميبيند. مؤلف رساله نور در همان لحظه بهشدت دعا ميكرده است كه خداوند خانه طلبهاش را از خطر حريق در امان دارد. در آن هنگام بانوي بيچاره را به ياد ميآورد و ميانديشد: "نكند آن خواهر آخرتيام گرفتار حريق شده باشد؟" پس رساله نور را شفيع او قرار ميدهد و دعا ميكند: "پروردگارا! به او رحم كن!" بانوي مذكور در همان لحظه پنجره را ميشكند و خود را از ارتفاعي به بلندي دو طبقه به پايين پرتاب ميكند؛ و به شكل عجيب و شگفت انگيزي نه دچار شكستگي ميشود و نه جايي از بدناش آسيبي ميبيند.
فرد مذكور جواهراتاش را در حالي كه مقداري آرد مانع سوختنشان شده بود بدون آنكه صدمهيي ديده باشند صحيح و سالم بهدست ميآورد؛ اين درفرد مذكور جواهراتاش را در حالي كه مقداري آرد مانع سوختنشان شده بود بدون آنكه صدمهيي ديده باشند صحيح و سالم بهدست ميآورد؛ اين در
— 81 —
حاليست كه آن حريق شديد و سهمگين آهن و مس را ذوب ميكرد و كل خانه را سوزاند. به سخن ديگر آن زن به بركت رساله نور جان و مال خود را نجات داد.حاليست كه آن حريق شديد و سهمگين آهن و مس را ذوب ميكرد و كل خانه را سوزاند. به سخن ديگر آن زن به بركت رساله نور جان و مال خود را نجات داد.
همين طور است دو سيلي كرامتآميزِ رساله نور كه در همان زمانِ رويدادهاي مذكور واقع گرديد. آري، در همان زمان دو ضربه بر سر و كبد دو فرد متجاوز و ستمگر كه به لحاظ وظيفه و مسئوليت نيز داراي مقام مهمي بودند در لحظه تجاوز و ستمشان وارد شد. آري، يكي از آن متجاوزان عذرخواهي كرد و از مرگ نجات يافت، اما ديگري بعد از يك سال تحمل عذاب مُرد. اين امر براي ما جاي ترديد باقي نگذاشت كه ضربات مذكور سيلي نشأت گرفته از حفظ و حمايتي بود كه در خدمت قرآني از عنايت رباني عطا ميگرديد و به لحاظ معنا بيان ميكرد كه "ديگر كافيست، بس كنيد، شايسته است كه سيلي بخوريد".همين طور است دو سيلي كرامتآميزِ رساله نور كه در همان زمانِ رويدادهاي مذكور واقع گرديد. آري، در همان زمان دو ضربه بر سر و كبد دو فرد متجاوز و ستمگر كه به لحاظ وظيفه و مسئوليت نيز داراي مقام مهمي بودند در لحظه تجاوز و ستمشان وارد شد. آري، يكي از آن متجاوزان عذرخواهي كرد و از مرگ نجات يافت، اما ديگري بعد از يك سال تحمل عذاب مُرد. اين امر براي ما جاي ترديد باقي نگذاشت كه ضربات مذكور سيلي نشأت گرفته از حفظ و حمايتي بود كه در خدمت قرآني از عنايت رباني عطا ميگرديد و به لحاظ معنا بيان ميكرد كه "ديگر كافيست، بس كنيد، شايسته است كه سيلي بخوريد".
احمد نظيف و پسرش صلاح الدين موفق به استخراج اشارتهاي آيات "سي و يكم و سي و دوم" به رساله نور شدهاند. اين دو از شاگردان ممتاز رساله نور هستند لذا يادداشت صلاح الدين شايستگي آن را دارد كه در ميان يادداشتهاي مكتوب "بيست و هفتم" درج شود.احمد نظيف و پسرش صلاح الدين موفق به استخراج اشارتهاي آيات "سي و يكم و سي و دوم" به رساله نور شدهاند. اين دو از شاگردان ممتاز رساله نور هستند لذا يادداشت صلاح الدين شايستگي آن را دارد كه در ميان يادداشتهاي مكتوب "بيست و هفتم" درج شود.
شرارهيي كه در سال "١٣٥٨" در شهر دانزيگ گدانسك امروزي در لهستان. م. افروخته شد به سرعت در سراسر اروپا گسترش يافت و به حريقي دامنگير تبديل شد. در تمام كشورها حالت آماده باش برقرار شد و تركيه نيز تاحدودي نيروهاي خود را بسيج كرد. در سال "١٣٥٩"متولدين سالهاي ٢٧، ٢٨ و ٢٩ به خدمت فرا خوانده شدند. در اين ميان طلبههاي كوچك رساله نور چون محمد فيضي و من نيز بنا بر حكمتي راهي خدمت نظام شديم.شرارهيي كه در سال "١٣٥٨" در شهر دانزيگ گدانسك امروزي در لهستان. م. افروخته شد به سرعت در سراسر اروپا گسترش يافت و به حريقي دامنگير تبديل شد. در تمام كشورها حالت آماده باش برقرار شد و تركيه نيز تاحدودي نيروهاي خود را بسيج كرد. در سال "١٣٥٩"متولدين سالهاي ٢٧، ٢٨ و ٢٩ به خدمت فرا خوانده شدند. در اين ميان طلبههاي كوچك رساله نور چون محمد فيضي و من نيز بنا بر حكمتي راهي خدمت نظام شديم.
استاد پس از سرباز شدن فيضي و صلاح الدين تبسم مليحي كرد و گفت: "آنها نميتوانند شما را به كار گيرند؛ شما مسئوليتهايي داريد، و دعوت شدهايد؛ اگر با زبان هم نشود رفتیار و كردارتان به آن وظيفه عمل خواهد كرد". در حقيقت صلاح الدين بعد از سرباز شدناش، در ماه مبارك رمضان در منطقه تاوشان تپهي شهر ازميت به رغم نامساعد بودن اوضاع جوي با جماعتي از دوستان نماز تراويح را اقامه ميكرد و از آنجا كه عزيمت هنگ به خادم كوي مصادف با روزهاي "بيست و هفتم، بيست و هشتم و بيست و نهم" ماه رمضان بود لذا روزه و نمازش را در كشتي به جا ميآوَرَد؛ شب قدر را نيز در سربالايي پايانه خادم كوي بود و نمازش را در حالي روي در يك صندوق ميخوانَد كه آب وضويش را در هوايي سرد و باراني با مشكلات زيادي فراهم كرده بود؛ او شب را در واگنهاي باربري در وضعيت سختي بهسر ميبَرَد و با اين حال خدا را شكر ميكرد. لذا احساسات ديني سربازان ديگر را بر ميانگيخت و گويي به آنها درس ديانت ميداد. در روستاي بالابان پيش از اقامه نماز عيد، گفتار چهارم را كه درباره نماز است در مسجد روستا براي نظاميها و غير نظاميها عيناً قرائت كرد و براساس مطالب رساله نور براي حاضران موعظه نمود. برادرم فيضي نيز به همين صورت در همانجايي كه بود به نحو مؤثرتري با زبان معنوي حال و قال درس ميداد و بالفعل نطق استاد خود را تصديق ميكرد. روزهاي بيست و هفتم و بيست و هشتم و بيست و نهم سختترين روزهاي ماه مبارك بود؛ و در تركيه سال "١٣٥٩" نيز متولدين سالهاي ٢٧ و ٢٨ و ٢٩ را به خدمت خوانده بودند. اين توافق و مناسبت، لطافتي به كرامت ميآميزد.صلاح الديناستاد پس از سرباز شدن فيضي و صلاح الدين تبسم مليحي كرد و گفت: "آنها نميتوانند شما را به كار گيرند؛ شما مسئوليتهايي داريد، و دعوت شدهايد؛ اگر با زبان هم نشود رفتیار و كردارتان به آن وظيفه عمل خواهد كرد". در حقيقت صلاح الدين بعد از سرباز شدناش، در ماه مبارك رمضان در منطقه تاوشان تپهي شهر ازميت به رغم نامساعد بودن اوضاع جوي با جماعتي از دوستان نماز تراويح را اقامه ميكرد و از آنجا كه عزيمت هنگ به خادم كوي مصادف با روزهاي "بيست و هفتم، بيست و هشتم و بيست و نهم" ماه رمضان بود لذا روزه و نمازش را در كشتي به جا ميآوَرَد؛ شب قدر را نيز در سربالايي پايانه خادم كوي بود و نمازش را در حالي روي در يك صندوق ميخوانَد كه آب وضويش را در هوايي سرد و باراني با مشكلات زيادي فراهم كرده بود؛ او شب را در واگنهاي باربري در وضعيت سختي بهسر ميبَرَد و با اين حال خدا را شكر ميكرد. لذا احساسات ديني سربازان ديگر را بر ميانگيخت و گويي به آنها درس ديانت ميداد. در روستاي بالابان پيش از اقامه نماز عيد، گفتار چهارم را كه درباره نماز است در مسجد روستا براي نظاميها و غير نظاميها عيناً قرائت كرد و براساس مطالب رساله نور براي حاضران موعظه نمود. برادرم فيضي نيز به همين صورت در همانجايي كه بود به نحو مؤثرتري با زبان معنوي حال و قال درس ميداد و بالفعل نطق استاد خود را تصديق ميكرد. روزهاي بيست و هفتم و بيست و هشتم و بيست و نهم سختترين روزهاي ماه مبارك بود؛ و در تركيه سال "١٣٥٩" نيز متولدين سالهاي ٢٧ و ٢٨ و ٢٩ را به خدمت خوانده بودند. اين توافق و مناسبت، لطافتي به كرامت ميآميزد.صلاح الدين
استاد از اينكه براي انتشار رساله نور لازم بود ششاستاد از اينكه براي انتشار رساله نور لازم بود شش
— 82 —
هفت ماهي در مناطق ديگري باشيم، قلب و فكر و دستان خويش را بهسوي رحمت حضرت حق گشوده بود؛ و اين عمل به لحاظ معنا قابل فهم بود؛ استجابت دعاي او بود كه موجب شد در نتيجهي يكي از كرامتهاي بااهميت رساله نور در قالب وظيفه سربازي به منطقه ديگري اعزام شويم و در حقيقت به رساله نور خدمت كنيم. شش هفت ماه بعد، پس از آنكه فيضي و صلاح الدين وظيفه انتشار را انجام دادند همزمان با تقسيمات بسيار خطرناك سربازها، زماني كه ارتش آلمان روماني را اشغال كرد و بر بلغارستان فشار ميآورد، و ايتاليا نيز به جنگ با يونان ميپرداخت، آنها را ترخيص كردند؛ و به اين ترتيب يكي ديگر از كرامتهاي رساله نور فهميده شد.هفت ماهي در مناطق ديگري باشيم، قلب و فكر و دستان خويش را بهسوي رحمت حضرت حق گشوده بود؛ و اين عمل به لحاظ معنا قابل فهم بود؛ استجابت دعاي او بود كه موجب شد در نتيجهي يكي از كرامتهاي بااهميت رساله نور در قالب وظيفه سربازي به منطقه ديگري اعزام شويم و در حقيقت به رساله نور خدمت كنيم. شش هفت ماه بعد، پس از آنكه فيضي و صلاح الدين وظيفه انتشار را انجام دادند همزمان با تقسيمات بسيار خطرناك سربازها، زماني كه ارتش آلمان روماني را اشغال كرد و بر بلغارستان فشار ميآورد، و ايتاليا نيز به جنگ با يونان ميپرداخت، آنها را ترخيص كردند؛ و به اين ترتيب يكي ديگر از كرامتهاي رساله نور فهميده شد.
آري، استاد امر كرد، كه معجزات احمديه را به شيوه برادرم خسرو بنويسم. من (فيضي) كمي تنبلي كردم. ناگهان با متولدين ٢٨ به خدمت نظام فرا خوانده شدم. استاد مجیدداً گفت: "معجزات احیمديه را بنیويس، فعلاً نميگیذارم بروي". شیروع كیردم. فراخیوان يك هفته بهتأخير افتاد. دوباره به دليلي در موضوع نوشتن وقفه ايجاد شد. دوباره به سربازي فرا خوانده شدم. استاد باز هم گفت: "برو بنويس!" به طور جدي شروع به نگارش كردم. به طرز غير منتظرهيي براي بار دوم فراخوان به تأخير افتاد. پس از يك هفته بنا بر عذري كار نوشتن را كنار گذاشتم. استاد گفت: "اينك وظيفه تو از نگاه رساله نور، رفتن به خدمت نظام است". ناگهان دستوري رسيد؛ سيلي مهربانانهيي خوردم و به خدمت نظام فرستاده شدم. حضرت حق را سپاس كه براي رساله نور فعاليت كردم و ديگران را نيز در اين مسير به كار وا داشتم. همانطور كه استاد گفته بود شش هفت ماه بعد ترخيص شديم و نزد ايشان رفتم. ان شاء الله خطايم بخشيده شده باشد. رساله نور و برادراني مانند خسرو، رشدي، و صبري را كه در خدمت به قرآن از ما سبقت گرفتهاند شفيع قرار داده از استاد خواستم قصورم را عفو كند. اعتراف ميكنم كه در نتيجه سستي و تنبلي سيلي شفقت آميزي خوردم. فيضيآري، استاد امر كرد، كه معجزات احمديه را به شيوه برادرم خسرو بنويسم. من (فيضي) كمي تنبلي كردم. ناگهان با متولدين ٢٨ به خدمت نظام فرا خوانده شدم. استاد مجیدداً گفت: "معجزات احیمديه را بنیويس، فعلاً نميگیذارم بروي". شیروع كیردم. فراخیوان يك هفته بهتأخير افتاد. دوباره به دليلي در موضوع نوشتن وقفه ايجاد شد. دوباره به سربازي فرا خوانده شدم. استاد باز هم گفت: "برو بنويس!" به طور جدي شروع به نگارش كردم. به طرز غير منتظرهيي براي بار دوم فراخوان به تأخير افتاد. پس از يك هفته بنا بر عذري كار نوشتن را كنار گذاشتم. استاد گفت: "اينك وظيفه تو از نگاه رساله نور، رفتن به خدمت نظام است". ناگهان دستوري رسيد؛ سيلي مهربانانهيي خوردم و به خدمت نظام فرستاده شدم. حضرت حق را سپاس كه براي رساله نور فعاليت كردم و ديگران را نيز در اين مسير به كار وا داشتم. همانطور كه استاد گفته بود شش هفت ماه بعد ترخيص شديم و نزد ايشان رفتم. ان شاء الله خطايم بخشيده شده باشد. رساله نور و برادراني مانند خسرو، رشدي، و صبري را كه در خدمت به قرآن از ما سبقت گرفتهاند شفيع قرار داده از استاد خواستم قصورم را عفو كند. اعتراف ميكنم كه در نتيجه سستي و تنبلي سيلي شفقت آميزي خوردم. فيضي
— 83 —
به همين ترتيب، صلاح الدين يك ماه بعد از همقطاراناش، از (پادگان) ارتش اعزام شد و در اينه بولو چون همراه آنها نبود، توجه برخي همشهريان را جلب كرد. چند بار عليهاش گزارش دادند لذا رييس شعبه نظام وظيفه با چند مأمور پليس، پدرش را به شبعه بردند و بازداشت كردند. از او پرسيدند پسرت كجاست. او نيز تلگرافي را كه يك روز پيش از پسرش دريافت كرده بود به آنها نشان داد و مشخص كرد كه پسرش داراي امريه جهت معرفي خويش به هنگ نيروي دريايي ازميت است اما به قصد نرفته و يك ماه به تجارت پرداخته است. به اين ترتيب پدرش يعني احمد نظيف آزاد ميشود. اسم تأخير كنندگان را در اعلاميهيي نوشته و در محلهاي خاصي نصب ميكردند؛ با اينكه يكي از دوستاناش مسئول نوشتن اسامي تأخير كنندگان بود و هر روز او را ميديد نام او را فراموش كرده نمينويسد. با اين وجود تأجيل كنندگان هم به خدمت نظام رفتند و هم با چشم بدي به آنها نگاه ميشد؛ صلاح الدين از اين نگاهها نجات يافته بود؛ هم چنين او با تأخيري پانزده روزه به هنگي رفت كه به آن معرفي شده بود؛ با اين حال مجازاتي شامل حالاش نشد و بدون آنكه به توصيه و سفارشي نياز باشد به عنوان منشي هنگ شروع به كار كرد. در زمان ترخيصِ صلاح الدين سربازاني كه تأخيربه همين ترتيب، صلاح الدين يك ماه بعد از همقطاراناش، از (پادگان) ارتش اعزام شد و در اينه بولو چون همراه آنها نبود، توجه برخي همشهريان را جلب كرد. چند بار عليهاش گزارش دادند لذا رييس شعبه نظام وظيفه با چند مأمور پليس، پدرش را به شبعه بردند و بازداشت كردند. از او پرسيدند پسرت كجاست. او نيز تلگرافي را كه يك روز پيش از پسرش دريافت كرده بود به آنها نشان داد و مشخص كرد كه پسرش داراي امريه جهت معرفي خويش به هنگ نيروي دريايي ازميت است اما به قصد نرفته و يك ماه به تجارت پرداخته است. به اين ترتيب پدرش يعني احمد نظيف آزاد ميشود. اسم تأخير كنندگان را در اعلاميهيي نوشته و در محلهاي خاصي نصب ميكردند؛ با اينكه يكي از دوستاناش مسئول نوشتن اسامي تأخير كنندگان بود و هر روز او را ميديد نام او را فراموش كرده نمينويسد. با اين وجود تأجيل كنندگان هم به خدمت نظام رفتند و هم با چشم بدي به آنها نگاه ميشد؛ صلاح الدين از اين نگاهها نجات يافته بود؛ هم چنين او با تأخيري پانزده روزه به هنگي رفت كه به آن معرفي شده بود؛ با اين حال مجازاتي شامل حالاش نشد و بدون آنكه به توصيه و سفارشي نياز باشد به عنوان منشي هنگ شروع به كار كرد. در زمان ترخيصِ صلاح الدين سربازاني كه تأخير
— 84 —
داشتند حتي سه روز هم بود دادگاهي شدند و اين در حالي بود كه او خود يك ماه تأخير كرده بود اما بدون هيچ بازداشت و مجازاتي ترخيص شد؛ در حالي با فرمانده هنگ و معاوناش خداحافظي كرد كه اشك آنها جاري شده بود. ما اطمينان داريم كه موارد ذكر شده از كرامات رساله نور ميباشد.داشتند حتي سه روز هم بود دادگاهي شدند و اين در حالي بود كه او خود يك ماه تأخير كرده بود اما بدون هيچ بازداشت و مجازاتي ترخيص شد؛ در حالي با فرمانده هنگ و معاوناش خداحافظي كرد كه اشك آنها جاري شده بود. ما اطمينان داريم كه موارد ذكر شده از كرامات رساله نور ميباشد.
يك بار وقتي از توسيا به كاستامونو ميآمدم لمعات و شعاعهاي رساله نور را همراه داشتم. مبحثي درباره قيامت را مطالعه ميكردم. كاميون شيب تندي را بالا ميرفت و گرماي هوا و حرارت كاميون اذيتام ميكرد. از ذهنام گذشت كه "رساله نور از معجزات بزرگ قرآنيست. با اينكه معجزه مخصوص پيامبران عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است و بعد از رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام قرار نيست معجزه ديگري ديده شود آيا رساله نور قادر است در عرصههاي ديگر هم معجزهيي نشان دهد؟" در همين اثنا كاميون با صدمات شديد سه بار غلت زد و ما بيست و پنج تا سي متر به پايين پرتاب شديم. شیهادتينام را گفتم. سعي ميكردم بدانم زخمي شدهام يا نه. خدا را صدهیزار بار شكر هيچ جراحتي نداشتم. هراسیان برخاستم. سیر و چشمان راننده به سختي صیدمه ديده بود؛ آه و ناله ميكرد. به اطراف نگاهي كردم؛ در و شيشههاي سمت راننده خرد و خاكستر شده بود. با اين حال شيشه نازك سمت من حتي نشكسته بود. در آن لحظه دانستم كه اين حادثه كرامت بزرگيست كه رخ داده است. دانستم كه معجزه نيست و سيلي غيبي كرامتآميزي خوردهام تا ديگر به چنين مطالب ماجراجويانهيي فكر نكنم.يك بار وقتي از توسيا به كاستامونو ميآمدم لمعات و شعاعهاي رساله نور را همراه داشتم. مبحثي درباره قيامت را مطالعه ميكردم. كاميون شيب تندي را بالا ميرفت و گرماي هوا و حرارت كاميون اذيتام ميكرد. از ذهنام گذشت كه "رساله نور از معجزات بزرگ قرآنيست. با اينكه معجزه مخصوص پيامبران عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است و بعد از رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام قرار نيست معجزه ديگري ديده شود آيا رساله نور قادر است در عرصههاي ديگر هم معجزهيي نشان دهد؟" در همين اثنا كاميون با صدمات شديد سه بار غلت زد و ما بيست و پنج تا سي متر به پايين پرتاب شديم. شیهادتينام را گفتم. سعي ميكردم بدانم زخمي شدهام يا نه. خدا را صدهیزار بار شكر هيچ جراحتي نداشتم. هراسیان برخاستم. سیر و چشمان راننده به سختي صیدمه ديده بود؛ آه و ناله ميكرد. به اطراف نگاهي كردم؛ در و شيشههاي سمت راننده خرد و خاكستر شده بود. با اين حال شيشه نازك سمت من حتي نشكسته بود. در آن لحظه دانستم كه اين حادثه كرامت بزرگيست كه رخ داده است. دانستم كه معجزه نيست و سيلي غيبي كرامتآميزي خوردهام تا ديگر به چنين مطالب ماجراجويانهيي فكر نكنم.
از شاگردان رساله نوراز شاگردان رساله نور
صلاح الدين چلبيصلاح الدين چلبي
— 85 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفَاتِ مَا اَرْسَلْتُمْ لَنَااَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفَاتِ مَا اَرْسَلْتُمْ لَنَا
برادران عزيزم! در پايان حديثي كه بر آخر الزمان اشاره دارد، دربارهي آيهيبرادران عزيزم! در پايان حديثي كه بر آخر الزمان اشاره دارد، دربارهي آيهي
مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍمَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ
(ابراهيم: ٢٤)(ابراهيم: ٢٤)
بحث شده بود؛ طي دو دقيقه هنگام تصحيح اشارت حديث، خيلي آني و به اجمال اشارتي غيبي به خاطر آمد؛ در بيان با عجلهي تناسب جفري اشارت فوق سهو مختصر و بيضرري صورت گرفته بود. از آن موقع تاكنون به مطلب فوق دقت نكرده بودم.بحث شده بود؛ طي دو دقيقه هنگام تصحيح اشارت حديث، خيلي آني و به اجمال اشارتي غيبي به خاطر آمد؛ در بيان با عجلهي تناسب جفري اشارت فوق سهو مختصر و بيضرري صورت گرفته بود. از آن موقع تاكنون به مطلب فوق دقت نكرده بودم.
اين بار جداً و حقيقتاً در كتابت يادداشت مربوط به همان آيه كه در رساله نامهها آمده است سهوي قصدي ديدم؛ رسالهيي كه توسط هيأت ارجمندان تأليف و جمعآوري شده است. سهو قصديِ اخطار دهندهي مذكور سهو توأم با قصور مرا يادآوري كرد و واقعاً مسرور و مديون آن هيأت بسيار دقيق و محترم نمود.اين بار جداً و حقيقتاً در كتابت يادداشت مربوط به همان آيه كه در رساله نامهها آمده است سهوي قصدي ديدم؛ رسالهيي كه توسط هيأت ارجمندان تأليف و جمعآوري شده است. سهو قصديِ اخطار دهندهي مذكور سهو توأم با قصور مرا يادآوري كرد و واقعاً مسرور و مديون آن هيأت بسيار دقيق و محترم نمود.
بيان مطلب از اين قرار است: مقام كَلِمَةً طَيِّبَةً به سهو "١٠٠٢" نوشته شده است. "ط" به حساب نيامده بود. درست آن "١٠١١"است. اين رقم علاوه بر آنكه با سيزده تفاوت با مقام رسالة النور موافقت دارد، در صورت عبور از اضافه به توصيف ميشود "رِسَالَةٌ نُورِيةٌ". يك "ي" و يك "ه" اضافه ميشود، تشديد از ميان ميرود و يك "ن" كم ميشود. ليكن تنويني كه در طَيِّبَةً هست تا حدودي شامل وقف ميشود لذا اگر آن را حساب نكنيم فقط با يك تفاوت، و اگر "مد" نيز شمرده نشود بدون هيچ تفاوتي توافق و تناسب خواهد داشت.بيان مطلب از اين قرار است: مقام كَلِمَةً طَيِّبَةً به سهو "١٠٠٢" نوشته شده است. "ط" به حساب نيامده بود. درست آن "١٠١١"است. اين رقم علاوه بر آنكه با سيزده تفاوت با مقام رسالة النور موافقت دارد، در صورت عبور از اضافه به توصيف ميشود "رِسَالَةٌ نُورِيةٌ". يك "ي" و يك "ه" اضافه ميشود، تشديد از ميان ميرود و يك "ن" كم ميشود. ليكن تنويني كه در طَيِّبَةً هست تا حدودي شامل وقف ميشود لذا اگر آن را حساب نكنيم فقط با يك تفاوت، و اگر "مد" نيز شمرده نشود بدون هيچ تفاوتي توافق و تناسب خواهد داشت.
— 86 —
همچنين دو آيه مورد نظر به لحاظ معنا به دو جريان اشاره دارند و چون خيلي محكم با آنها متناسب بوده و مطابقاند، توافقي ناقص و امارهيي ضعيف هم كفايت ميكند.همچنين دو آيه مورد نظر به لحاظ معنا به دو جريان اشاره دارند و چون خيلي محكم با آنها متناسب بوده و مطابقاند، توافقي ناقص و امارهيي ضعيف هم كفايت ميكند.
نيز در چنين مقامها و مجموعههاي بزرگي، تفاوتهاي اندك، ضرري نخواهند داشت. من گمان ميكنم سهو مذكور مانند سهوي كه در اشارت آيه پنجم بود كليدي خواهد شد براي بعضي از اشارات غيبي بااهميت؛ و اين آيه عظيم اشارهيي بود بر اينكه آيه سي و سوم است. ان شاء الله در آينده يكي از برادرانمان گنجينه فوق را خواهد گشود...نيز در چنين مقامها و مجموعههاي بزرگي، تفاوتهاي اندك، ضرري نخواهند داشت. من گمان ميكنم سهو مذكور مانند سهوي كه در اشارت آيه پنجم بود كليدي خواهد شد براي بعضي از اشارات غيبي بااهميت؛ و اين آيه عظيم اشارهيي بود بر اينكه آيه سي و سوم است. ان شاء الله در آينده يكي از برادرانمان گنجينه فوق را خواهد گشود...
اين روزها توافقات و تناسبات تفسير و گفتار دهم را ملاحظه كردم. نزد خود گفتم: تفصيلهاي زياد اسراف است؛ و از طرفي مسائل مهم فراوان؛ نبايد وقت را ضايع كرد. ناگهان هشدار داده شد كه: ذيل آن توافق مسأله بسيار مهمي هست؛ وانگهي مادام كه در توافق و تناسب، عنايتي خاصه و التفاتي رحماني در خصوص رساله نور ظهور و بروز مييابد، در برابرش بايستي سپاسگزاري كرد و باخرسندي و شادي تشكر نمود؛ اين هر قدر هم زياده باشد اسراف نخواهد بود. اجمال اين هشدار را از دو جنبه توضيح ميدهم:اين روزها توافقات و تناسبات تفسير و گفتار دهم را ملاحظه كردم. نزد خود گفتم: تفصيلهاي زياد اسراف است؛ و از طرفي مسائل مهم فراوان؛ نبايد وقت را ضايع كرد. ناگهان هشدار داده شد كه: ذيل آن توافق مسأله بسيار مهمي هست؛ وانگهي مادام كه در توافق و تناسب، عنايتي خاصه و التفاتي رحماني در خصوص رساله نور ظهور و بروز مييابد، در برابرش بايستي سپاسگزاري كرد و باخرسندي و شادي تشكر نمود؛ اين هر قدر هم زياده باشد اسراف نخواهد بود. اجمال اين هشدار را از دو جنبه توضيح ميدهم:
جنبه اول: در هر چيز ی هر قدر جزئي هم باشد ی جلوه قصد و اراده وجود دارد و تصادف به طور حقيقي وجود ندارد. آري، وضعيت حروف در كلمات است كه بيش از موارد ديگر به پراكندگي در كثرت و به تصادف نسبت داده ميشود. به ويژه در كتابت، در وضعيت حروف مادام كه مناسبتي در كار نباشد و اختيار بشري نيز دخلي نداشته باشد، تناسب و نظامي وجود دارد؛ البته در اين قبيل موارد شكي نيست كه وضعيتها ذيل يك اراده غيبي داده ميشود.جنبه اول: در هر چيز ی هر قدر جزئي هم باشد ی جلوه قصد و اراده وجود دارد و تصادف به طور حقيقي وجود ندارد. آري، وضعيت حروف در كلمات است كه بيش از موارد ديگر به پراكندگي در كثرت و به تصادف نسبت داده ميشود. به ويژه در كتابت، در وضعيت حروف مادام كه مناسبتي در كار نباشد و اختيار بشري نيز دخلي نداشته باشد، تناسب و نظامي وجود دارد؛ البته در اين قبيل موارد شكي نيست كه وضعيتها ذيل يك اراده غيبي داده ميشود.
همچنان كه هيچ چيز از دايره علم و قدرت بيرون نيست، از دايره اراده و مشيّت نيز بيرون نيست؛ لذا در چنين موارد جزئي و پراكنده نيز از تناسبمحافظت شده و نظم و ترتيبي داده ميشود. در نظم مزبور و در جلوه اراده عامه،همچنان كه هيچ چيز از دايره علم و قدرت بيرون نيست، از دايره اراده و مشيّت نيز بيرون نيست؛ لذا در چنين موارد جزئي و پراكنده نيز از تناسبمحافظت شده و نظم و ترتيبي داده ميشود. در نظم مزبور و در جلوه اراده عامه،
— 87 —
نسبت به رساله نور توجه و التفاتي خاص از نوع امتياز و عنايتي ويژه به چشم ميخورد. من براي مشاهده اين مسألهي عميق به توافقات موجیود در تفسير اشاراتُ الاعجاز توجه كردم و با اطميناني قطعي آن راز را دانستم و احساس كردم.نسبت به رساله نور توجه و التفاتي خاص از نوع امتياز و عنايتي ويژه به چشم ميخورد. من براي مشاهده اين مسألهي عميق به توافقات موجیود در تفسير اشاراتُ الاعجاز توجه كردم و با اطميناني قطعي آن راز را دانستم و احساس كردم.
جنبه دوم: اگر شخصيت بزرگ، مقدس و بسيار ارجمندي به طرزي ناباورانه، با محبت تمام هديهيي پيچيده در كاغذهاي كادو را در ظرفي به فردِ به غايت تهيدست و نيازمندي احسان كند، شكي نيست كه فرد درمانده مذكور سعي ميكند هزار برابر هديهيي كه گرفته است از شخصيت بزرگ ياد شده تشكر كند. اگر او در برابر توجه و التفات آن شخص كه هزار برابرِ هديه مذكور ارزش دارد و توسط آن هديه نشان داده شده، هر قدر در تشكر و سپاسگزاري اسراف و زيادهروي كند، مقبول و پذيرفتني خواهد بود. حتي اگر او كاغذهايي را كه آن شخص محترم هديه را در آنها پيچيده، متبرك دانسته و چون شيريني بخورد، همچنين پوست سفت و سخت گردوهايي را كه در بين هدايا بود به عنوان اينكه تبركاند چون نان ببلعد، و ظرف هديه را چون كتابي مبارك ببوسد و بر سر بگذارد اسراف و زياده روي نخواهد بود؛ به همين ترتيب اراده عامه در رساله نور التفات عنايت خاصه را در ظرف توافق و تناسب احسان كرده است. البته تفصيلات و تصويرهاي مربوط به توافق و تناسبي كه گفتيم نوعي از سپاس و تشكر فعليست و در واقع بروز هيجان انگيز شادي و سرور است. لذا فرد را در اين حال معذور ميدارند. آري، در برابر احسان ماديِ مثلاً چهل ريالي چنين شخصي كه نشان دهندهي التفات اوست، اگر چهل هزار بار تشكر كنند اسراف نخواهد بود.جنبه دوم: اگر شخصيت بزرگ، مقدس و بسيار ارجمندي به طرزي ناباورانه، با محبت تمام هديهيي پيچيده در كاغذهاي كادو را در ظرفي به فردِ به غايت تهيدست و نيازمندي احسان كند، شكي نيست كه فرد درمانده مذكور سعي ميكند هزار برابر هديهيي كه گرفته است از شخصيت بزرگ ياد شده تشكر كند. اگر او در برابر توجه و التفات آن شخص كه هزار برابرِ هديه مذكور ارزش دارد و توسط آن هديه نشان داده شده، هر قدر در تشكر و سپاسگزاري اسراف و زيادهروي كند، مقبول و پذيرفتني خواهد بود. حتي اگر او كاغذهايي را كه آن شخص محترم هديه را در آنها پيچيده، متبرك دانسته و چون شيريني بخورد، همچنين پوست سفت و سخت گردوهايي را كه در بين هدايا بود به عنوان اينكه تبركاند چون نان ببلعد، و ظرف هديه را چون كتابي مبارك ببوسد و بر سر بگذارد اسراف و زياده روي نخواهد بود؛ به همين ترتيب اراده عامه در رساله نور التفات عنايت خاصه را در ظرف توافق و تناسب احسان كرده است. البته تفصيلات و تصويرهاي مربوط به توافق و تناسبي كه گفتيم نوعي از سپاس و تشكر فعليست و در واقع بروز هيجان انگيز شادي و سرور است. لذا فرد را در اين حال معذور ميدارند. آري، در برابر احسان ماديِ مثلاً چهل ريالي چنين شخصي كه نشان دهندهي التفات اوست، اگر چهل هزار بار تشكر كنند اسراف نخواهد بود.
مسأله دوم: من در خود و در طلبههاي رساله نور كه اين حوالي هستند بعد از ماههاي حرام خستگي و در شوق و اشتياق شان فتور و سستي ميديدم و سبب آن را هم به روشني نميدانستم. اينك دريافتهام سبب احتمالياي كه در گذشته ميگفتم عين حقيقت است، ايضاح مطلب چنين است: همچنان كه هواي مادي اگر بد و نامناسب باشد تأثير بد و نامناسب ميگذارد، اگر حال و هواي معنوي هم به هم بريزد موجب تزلزل هر كس البته به ميزان استعدادش خواهد شد. حال و هواي معنوي جهان اسلام در ماههاي حرام و سهگانه و توجهات و همتها ومسأله دوم: من در خود و در طلبههاي رساله نور كه اين حوالي هستند بعد از ماههاي حرام خستگي و در شوق و اشتياق شان فتور و سستي ميديدم و سبب آن را هم به روشني نميدانستم. اينك دريافتهام سبب احتمالياي كه در گذشته ميگفتم عين حقيقت است، ايضاح مطلب چنين است: همچنان كه هواي مادي اگر بد و نامناسب باشد تأثير بد و نامناسب ميگذارد، اگر حال و هواي معنوي هم به هم بريزد موجب تزلزل هر كس البته به ميزان استعدادش خواهد شد. حال و هواي معنوي جهان اسلام در ماههاي حرام و سهگانه و توجهات و همتها و
— 88 —
روشنگريهاي عموم اهل ايمان براي سود و تجارت اخروي، فضاي مذكور را شفاف و زلال و زيبا ميكند؛ نيز به مقابله با عوارض و توفانهاي سهمگين ميپردازد. هر كسي در ظل اين امر نسبت به درجه و مرتبهاش بهره ميبرد. اما بعد از سپري شدن ماههاي مبارك، بازار و نمايشگاه تجارت آخرت تغيير ميكند و نمايشگاه دنيا گشايش مييابد. وضعيت بيشتر همتها تا حدودي عوض ميشود. بخارهاي كثيف كه مسموم كننده هوايند هواي معنوي مذكور را آلوده ميكنند و هر كس به ميزان استعدادش از آن صدمه ميبيند.روشنگريهاي عموم اهل ايمان براي سود و تجارت اخروي، فضاي مذكور را شفاف و زلال و زيبا ميكند؛ نيز به مقابله با عوارض و توفانهاي سهمگين ميپردازد. هر كسي در ظل اين امر نسبت به درجه و مرتبهاش بهره ميبرد. اما بعد از سپري شدن ماههاي مبارك، بازار و نمايشگاه تجارت آخرت تغيير ميكند و نمايشگاه دنيا گشايش مييابد. وضعيت بيشتر همتها تا حدودي عوض ميشود. بخارهاي كثيف كه مسموم كننده هوايند هواي معنوي مذكور را آلوده ميكنند و هر كس به ميزان استعدادش از آن صدمه ميبيند.
چاره رهايي از خسارات اين هوا آن است كه با چشم رساله نور بنگريد و به ميزان ازدياد مشكلات، به اعتبار مسئوليتهاي قدسي، با شوق و جديت بيشتري حركت كنيد، زيرا فتور و سستي و كناره گيري ديگران، موجب افزايش اشتياق و غيرت صاحبان همت ميگردد. زيرا اينان در انجام بخشي از وظايف كساني كه رفتهاند خود را مجبور ميبينند و بايد ببينند.چاره رهايي از خسارات اين هوا آن است كه با چشم رساله نور بنگريد و به ميزان ازدياد مشكلات، به اعتبار مسئوليتهاي قدسي، با شوق و جديت بيشتري حركت كنيد، زيرا فتور و سستي و كناره گيري ديگران، موجب افزايش اشتياق و غيرت صاحبان همت ميگردد. زيرا اينان در انجام بخشي از وظايف كساني كه رفتهاند خود را مجبور ميبينند و بايد ببينند.
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ تَوَافُقَاتِ الْكَلِمَاتِ وَحُرُوفَاتِهَا فى كِتَابِ الْكَائِنَاتِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ تَوَافُقَاتِ الْكَلِمَاتِ وَحُرُوفَاتِهَا فى كِتَابِ الْكَائِنَاتِ
برادران عزيز، صديق و عالي جنابام!برادران عزيز، صديق و عالي جنابام!
از اوضاع كارخانههاي نور و گل، و اينكه در اين دورهي عجيب در چه وضعيتي هستند چيزي نميگوييد. اين در حاليست كه من در اين دنيا بيش از هر چيز با آن دو كارخانه مرتبط هستم. بگذريم ... اين بار يكي از لطايف توافقي كه مداراز اوضاع كارخانههاي نور و گل، و اينكه در اين دورهي عجيب در چه وضعيتي هستند چيزي نميگوييد. اين در حاليست كه من در اين دنيا بيش از هر چيز با آن دو كارخانه مرتبط هستم. بگذريم ... اين بار يكي از لطايف توافقي كه مدار
— 89 —
تشويق طلبههاي رساله نور و از نوع ميوههاي حقيقت است به درخواست و تقاضاي فيضي برايتان ارسال شد. سعيد در مقابل جنايات وحشتناك ملحدان كه با ترجمه قرآن درصدد تحريف و تبديل و تغيير آن هستند جهاد ميكند، لذا بسياري از بررسيهاي افراطي و مُسرفانهي او در موضوع توافقها و همخوانيها غير ضروري و بيمعنا نيست. شرح مطلب چنين است:تشويق طلبههاي رساله نور و از نوع ميوههاي حقيقت است به درخواست و تقاضاي فيضي برايتان ارسال شد. سعيد در مقابل جنايات وحشتناك ملحدان كه با ترجمه قرآن درصدد تحريف و تبديل و تغيير آن هستند جهاد ميكند، لذا بسياري از بررسيهاي افراطي و مُسرفانهي او در موضوع توافقها و همخوانيها غير ضروري و بيمعنا نيست. شرح مطلب چنين است:
روزي، كار تصحيح نداشتم. خطا و سهوم دربارهي توافیق حرف "ت" در اشارات الاعجاز را به ياد آوردم و در جستجوي كفارةُ الذنوبي بر آمدم. ناگهان به اين فكر كردم كه حرف "الف" در ابتداي اسم «الله» در اشارات الاعجاز ی كه فهرست مختصر و هسته اصلي رساله نور است ی همچنين در ساير رسالهها وضعيت با كرامتي نشان ميدهد. براي آنكه بدانم حرفهاي "ل" و "ه" در لفظ «الله» چه وضعيتي خواهند داشت ابتدا و انتهاي همه سطرها را در صفحات اشارات الاعجاز شمردم. اينجا نيز وضعيت با كرامت حرفهاي "ل" و "ه" را مانند حرف "الف" ديدم. ان شاء الله اين مطلب كفارة الذنوبي ناچيز براي اشتباهات و قصورهاي سهويام در بيان توافقها شود. در نامه پيشين براي شما نوشته بوديم كه اشیارت، اماره و سرنخي ديدهايم مبني بر اينكه مجموع ساير حروف در اشارات الاعجاز به طرز ديگري وضعيت مهم خارق العادهيي دارند. ليكن از آنجا كه ديدن تمام و كمال آن راز گسترده نيازمند زمان زياديست مسئوليتهاي مهم ديگر فعلاً اجازه پرداختن به آن را نداد.روزي، كار تصحيح نداشتم. خطا و سهوم دربارهي توافیق حرف "ت" در اشارات الاعجاز را به ياد آوردم و در جستجوي كفارةُ الذنوبي بر آمدم. ناگهان به اين فكر كردم كه حرف "الف" در ابتداي اسم «الله» در اشارات الاعجاز ی كه فهرست مختصر و هسته اصلي رساله نور است ی همچنين در ساير رسالهها وضعيت با كرامتي نشان ميدهد. براي آنكه بدانم حرفهاي "ل" و "ه" در لفظ «الله» چه وضعيتي خواهند داشت ابتدا و انتهاي همه سطرها را در صفحات اشارات الاعجاز شمردم. اينجا نيز وضعيت با كرامت حرفهاي "ل" و "ه" را مانند حرف "الف" ديدم. ان شاء الله اين مطلب كفارة الذنوبي ناچيز براي اشتباهات و قصورهاي سهويام در بيان توافقها شود. در نامه پيشين براي شما نوشته بوديم كه اشیارت، اماره و سرنخي ديدهايم مبني بر اينكه مجموع ساير حروف در اشارات الاعجاز به طرز ديگري وضعيت مهم خارق العادهيي دارند. ليكن از آنجا كه ديدن تمام و كمال آن راز گسترده نيازمند زمان زياديست مسئوليتهاي مهم ديگر فعلاً اجازه پرداختن به آن را نداد.
برادران عزيزم! چنين تلذذهاي علمي مقصود لذت بردن از توافقها و همخوانيهاي موجود در رساله نور است. م. را كه در اين زمانه دشوار، و تحت انواع محدوديتها موجب سرور و انبساط خاطر عقل و دل ميشود اسراف مپنداريد. حسن نيت چنان كيمياييست كه شيشه را به الماس و خاك را به طلا تبديل ميكند. ان شاء الله بهواسطه حسن نيت، همين تأملات علمي نيز كليدي براي دستيابي به خزانه تغذيه حقيقي شده، و موجب قوت و قوّت كساني ميشوند كه در امر خدمت دچار ضعف شدهاند.برادران عزيزم! چنين تلذذهاي علمي مقصود لذت بردن از توافقها و همخوانيهاي موجود در رساله نور است. م. را كه در اين زمانه دشوار، و تحت انواع محدوديتها موجب سرور و انبساط خاطر عقل و دل ميشود اسراف مپنداريد. حسن نيت چنان كيمياييست كه شيشه را به الماس و خاك را به طلا تبديل ميكند. ان شاء الله بهواسطه حسن نيت، همين تأملات علمي نيز كليدي براي دستيابي به خزانه تغذيه حقيقي شده، و موجب قوت و قوّت كساني ميشوند كه در امر خدمت دچار ضعف شدهاند.
— 90 —
توافقهاي حرف آخر لفظ «الله» ٨٥ بارِ حرف اول آن است و با يك فرق معنادار با عدد «اللَّهُ وَاحِدٌ» ، به لسان توافق، همان «اللَّهُ وَاحِدٌ» ميگويد. عدد يك "ه" تقريباً بهطور عام هشتاد و پنج بار توافق مييابد. البته گاه در اين ميان صفحهيي فاصله ميافتد. عدد دو "ه" چهل و دو بار با اكثريت مطلق توافق مييابد. عدد سه "ه" بيست و پنج بار است و بيشتر آن توافق است. حرف "ب" كه در الفبا حرف دوم و در «بِسْمِ اللَّهِ» و قرآن حرف اول است نيز هشتاد و پنج بار يك شده و «اللَّهُ وَاحِدٌ» ميگويد. عدد دو "ب" چهل و سه است و با يك تفاوت با دو "ه" توافق و تناسب دارد. عدد سه "ب" ميشود بيست و هفت و با دو فرق با سه "ه" مطابقت دارد. عدد پنج "ت" بيست و سه مرتبه است و با عدد سه "ه" با دو فرق توافق دارد. عدد شش "ت" پانزده بار آمده و با عدد چهار "و" توافق دارد. عدد شش "و" بيست و شش يا بيست و هفت بار است. عدد پنج "و" بيست و پنج بار است و با يك يا دو تفاوت با عدد شش "و" توافق دارد. عدد شش "الف" هشت مرتبه و عدد پنج "الف" هشت بار كه با هم توافق تام دارند. نتيجه اينكه چون پنج "ه" و شش اسم مقدس «هُوَ» هستند وضعيت با كرامتي را نشان ميدهند.توافقهاي حرف آخر لفظ «الله» ٨٥ بارِ حرف اول آن است و با يك فرق معنادار با عدد «اللَّهُ وَاحِدٌ» ، به لسان توافق، همان «اللَّهُ وَاحِدٌ» ميگويد. عدد يك "ه" تقريباً بهطور عام هشتاد و پنج بار توافق مييابد. البته گاه در اين ميان صفحهيي فاصله ميافتد. عدد دو "ه" چهل و دو بار با اكثريت مطلق توافق مييابد. عدد سه "ه" بيست و پنج بار است و بيشتر آن توافق است. حرف "ب" كه در الفبا حرف دوم و در «بِسْمِ اللَّهِ» و قرآن حرف اول است نيز هشتاد و پنج بار يك شده و «اللَّهُ وَاحِدٌ» ميگويد. عدد دو "ب" چهل و سه است و با يك تفاوت با دو "ه" توافق و تناسب دارد. عدد سه "ب" ميشود بيست و هفت و با دو فرق با سه "ه" مطابقت دارد. عدد پنج "ت" بيست و سه مرتبه است و با عدد سه "ه" با دو فرق توافق دارد. عدد شش "ت" پانزده بار آمده و با عدد چهار "و" توافق دارد. عدد شش "و" بيست و شش يا بيست و هفت بار است. عدد پنج "و" بيست و پنج بار است و با يك يا دو تفاوت با عدد شش "و" توافق دارد. عدد شش "الف" هشت مرتبه و عدد پنج "الف" هشت بار كه با هم توافق تام دارند. نتيجه اينكه چون پنج "ه" و شش اسم مقدس «هُوَ» هستند وضعيت با كرامتي را نشان ميدهند.
حرف مياني لفظ «الله» يعني "ل" هفتاد و پنج بار "الف" است كه حرف اول آن ميباشد. تقريباً به صورت عام توافق مييابند و با سه تفاوت با عدد «هُوَ اللهُ» ، به زبان توافق «هُوَ اللهُ» ميخواند. عدد دو "ل" شصت و پنج بار است و با اكثريت مطلق توافق داشته و بدون تفاوت يا با دو تفاوت با عدد «الله» توافق دارد و به لسان توافق «الله» ميخواند و ذكر ميگويد. عدد سه "ل" غالباً با هم توافق دارند و سي و سه مرتبهاند لذا با عدد مبارك سي و سه توافیق داشته با سه فیرق با مقیام جفري "ل" توافق و تناسب دارد و همچنين با يك فرق معنيدار با عدد «وَاحِدٌ أَحَدٌ» توافق داشته و به لسان توافق «وَاحِدٌ أَحَدٌ» گفته و به آن حكم ميكند. عدد چهار "ل"، هجده است و با يك فرق معنادار با نوزده كه عدد «وَاحِدٌ» است به لسان توافق «وَاحِدٌ» ميگويد و توحيد را اعلام ميدارد. اينحرف مياني لفظ «الله» يعني "ل" هفتاد و پنج بار "الف" است كه حرف اول آن ميباشد. تقريباً به صورت عام توافق مييابند و با سه تفاوت با عدد «هُوَ اللهُ» ، به زبان توافق «هُوَ اللهُ» ميخواند. عدد دو "ل" شصت و پنج بار است و با اكثريت مطلق توافق داشته و بدون تفاوت يا با دو تفاوت با عدد «الله» توافق دارد و به لسان توافق «الله» ميخواند و ذكر ميگويد. عدد سه "ل" غالباً با هم توافق دارند و سي و سه مرتبهاند لذا با عدد مبارك سي و سه توافیق داشته با سه فیرق با مقیام جفري "ل" توافق و تناسب دارد و همچنين با يك فرق معنيدار با عدد «وَاحِدٌ أَحَدٌ» توافق داشته و به لسان توافق «وَاحِدٌ أَحَدٌ» گفته و به آن حكم ميكند. عدد چهار "ل"، هجده است و با يك فرق معنادار با نوزده كه عدد «وَاحِدٌ» است به لسان توافق «وَاحِدٌ» ميگويد و توحيد را اعلام ميدارد. اين
— 91 —
عدد چهار همراه با دو عدد (ديگر) البته با دو تفاوت موجود، به زبان توافق «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» ميخوانند.عدد چهار همراه با دو عدد (ديگر) البته با دو تفاوت موجود، به زبان توافق «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» ميخوانند.
بنابراين وجود اعداد ٨٥، ٧٥، و ٦٥ و اينكه عدد يك آن ٨٥ است و عدد دوي آن به چهل كه نصف آن است و عدد سه آن نيز به بيست كه نصف نصف آخر كلمه "حمزه" كه در حاشيه دوم صفحه هشتاد و چهار قرار دارد تاي گرد (ة) است. (صفحه هشتاد و چهارم از چاپ نخست اشارات الاعجاز عربي.) آن است نزول ميكند، و توافقهايي كه با يكديگر دارند و لمعات لفظ "جلاله" و كلمه "توحيد" را افاده ميكنند؛ اين چنين نسبت عدديِ منظم و مناسبات توافقي معنادارشان ما را مطمئن ميكنند كه امري تصادفي نيستند؛ لذا توفيقي علامت قبول است و بر وجود نظم دلالت دارد.بنابراين وجود اعداد ٨٥، ٧٥، و ٦٥ و اينكه عدد يك آن ٨٥ است و عدد دوي آن به چهل كه نصف آن است و عدد سه آن نيز به بيست كه نصف نصف آخر كلمه "حمزه" كه در حاشيه دوم صفحه هشتاد و چهار قرار دارد تاي گرد (ة) است. (صفحه هشتاد و چهارم از چاپ نخست اشارات الاعجاز عربي.) آن است نزول ميكند، و توافقهايي كه با يكديگر دارند و لمعات لفظ "جلاله" و كلمه "توحيد" را افاده ميكنند؛ اين چنين نسبت عدديِ منظم و مناسبات توافقي معنادارشان ما را مطمئن ميكنند كه امري تصادفي نيستند؛ لذا توفيقي علامت قبول است و بر وجود نظم دلالت دارد.
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
يادداشتي از حیافظ علي دربیاره اسیتخراج آيه سي و سوم كه به رساله نور اشاره دارد. يادداشتي از حیافظ علي دربیاره اسیتخراج آيه سي و سوم كه به رساله نور اشاره دارد.
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
جناب استاد عزيز! ديشب كه نماز ميخواندم، در ركعت دوم بعد از فاتحه اين آيه را قرائت كردم:جناب استاد عزيز! ديشب كه نماز ميخواندم، در ركعت دوم بعد از فاتحه اين آيه را قرائت كردم:
شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُشَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
(آل عمران: ١٨)(آل عمران: ١٨)
— 92 —
بي آنكههيچ فكر كنم و دليلي براي تحقيق در قلب و عقلام داشته باشم، ناگهان علامتي از دريچه روح به من نشان داده شد مبني بر اينكه آيه كريمه عظيم مذكور با رساله نور و مؤلفاش مناسبتي معنوي دارد. پس از نماز به فكر فرو رفتم و ديدم واقعاً همينطور است و اين آيه با رساله نور و مؤلفاش مناسبت معنوي محكمي دارد، به اين ترتيب:بي آنكههيچ فكر كنم و دليلي براي تحقيق در قلب و عقلام داشته باشم، ناگهان علامتي از دريچه روح به من نشان داده شد مبني بر اينكه آيه كريمه عظيم مذكور با رساله نور و مؤلفاش مناسبتي معنوي دارد. پس از نماز به فكر فرو رفتم و ديدم واقعاً همينطور است و اين آيه با رساله نور و مؤلفاش مناسبت معنوي محكمي دارد، به اين ترتيب:
همچنان كه قرآن عظيم الشأن در اين كائنات در اثبات كردن قطعي و نشان دادن وحدانيت الهي به جن و انس و موجودات روحاني جايگاه نخست را دارد؛ رساله نور نيز در اين عصر در مقام دوم و سوم در كمال عدالت و با حجتهاي صادق و مصدَّق، وحدانيت را به صورت واضح و آشكار در صفحات كائنات در معرض ديد انس و جن قرار داده و اثبات ميكند. اين اثر براي همه طبقات بشري هم مدرسه است هم مكتب، هم پادگان، هم حكيم است، هم حاكم؛ و به عاميترين عوام تا خاصترين خواص درس ميدهد و آنها را تحت تعليم و تربيت قرار ميدهد؛ اينها از نظر ما مشهود است و موجب ميشود بيهيچ ترديدي اطمينان داشته باشيم كه رساله نور يكي از موضوعات و مصاديق آيه مذكور ميباشد.همچنان كه قرآن عظيم الشأن در اين كائنات در اثبات كردن قطعي و نشان دادن وحدانيت الهي به جن و انس و موجودات روحاني جايگاه نخست را دارد؛ رساله نور نيز در اين عصر در مقام دوم و سوم در كمال عدالت و با حجتهاي صادق و مصدَّق، وحدانيت را به صورت واضح و آشكار در صفحات كائنات در معرض ديد انس و جن قرار داده و اثبات ميكند. اين اثر براي همه طبقات بشري هم مدرسه است هم مكتب، هم پادگان، هم حكيم است، هم حاكم؛ و به عاميترين عوام تا خاصترين خواص درس ميدهد و آنها را تحت تعليم و تربيت قرار ميدهد؛ اينها از نظر ما مشهود است و موجب ميشود بيهيچ ترديدي اطمينان داشته باشيم كه رساله نور يكي از موضوعات و مصاديق آيه مذكور ميباشد.
حضرت حق جلّ جلاله بعد از دومين كلمه توحيد، با اسمهاي الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ذات خیود را توصيف نموده و به شخصيت معنوي رساله نور كه مظیهر همان اسمها ولي در درجه دوم است اشاره ميكند، و اين كيفيتي در خور شأن قرآن عظيم الشأن است، زيرا اين مؤلف رساله نور است كه با وجود فقر خويش براي محافظت از عزت علمي در مخالفت با تمام دنيا در برابر مصيبتهايي بدتر از مرگ سينه سپر كرده و همه دشواريها را تحمل نموده است؛ اين حقيقت صادق و مصدَّقيست كه رساله نور موفق به كشف معماي تصرفات حكيمانه در زمين و آسمانها شده است. يكي ديگر از علائمي كه اين مناسبت معنوي محكم را تأييد ميكند آن است كه: مقام جفريحضرت حق جلّ جلاله بعد از دومين كلمه توحيد، با اسمهاي الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ذات خیود را توصيف نموده و به شخصيت معنوي رساله نور كه مظیهر همان اسمها ولي در درجه دوم است اشاره ميكند، و اين كيفيتي در خور شأن قرآن عظيم الشأن است، زيرا اين مؤلف رساله نور است كه با وجود فقر خويش براي محافظت از عزت علمي در مخالفت با تمام دنيا در برابر مصيبتهايي بدتر از مرگ سينه سپر كرده و همه دشواريها را تحمل نموده است؛ اين حقيقت صادق و مصدَّقيست كه رساله نور موفق به كشف معماي تصرفات حكيمانه در زمين و آسمانها شده است. يكي ديگر از علائمي كه اين مناسبت معنوي محكم را تأييد ميكند آن است كه: مقام جفري
أُوْلُواْ الْعِلْمِ كه "دويست و چهارده" است با ارزش عددي "بديع الزمان" كه يكي از نامهاي رساله نور است، يعني با "دويست و چهارده" كاملاً توافق و تناسب دارد ("ز" مشدد "لام اصلي" محسوب ميشود)أُوْلُواْ الْعِلْمِ كه "دويست و چهارده" است با ارزش عددي "بديع الزمان" كه يكي از نامهاي رساله نور است، يعني با "دويست و چهارده" كاملاً توافق و تناسب دارد ("ز" مشدد "لام اصلي" محسوب ميشود)
— 93 —
همچنين با "ملا سعيد" نام حقيقي و دائمي مؤلف رساله نور كه ارزش عددياش "دويست و پانزده" است فقط با يك فیرق، تنیاسب و همخیواني دارد. لیذا بيترديد همچنان كه اين كلمه قدسي ناظر بر همه اعصار ميباشد به رسائل النور نيز كه يكي از افراد مورد نظرش در اين عصر ميباشد اشاره ميكند.همچنين با "ملا سعيد" نام حقيقي و دائمي مؤلف رساله نور كه ارزش عددياش "دويست و پانزده" است فقط با يك فیرق، تنیاسب و همخیواني دارد. لیذا بيترديد همچنان كه اين كلمه قدسي ناظر بر همه اعصار ميباشد به رسائل النور نيز كه يكي از افراد مورد نظرش در اين عصر ميباشد اشاره ميكند.
وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِوَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ
("و" غير ملفوظِ دوم و "همزه" به حساب نميآيد) با ارزش عددي ششصد و يك، با اسم رساله نور كه ارزش عددي آنها پانصد و نود و نه است و با اسم رسائل النور با دو فرق تناسب و توافق دارد و اين نيز نشانه و علامتيست. مقام جفري و ابجدي عبارت توحيدي و قدسي("و" غير ملفوظِ دوم و "همزه" به حساب نميآيد) با ارزش عددي ششصد و يك، با اسم رساله نور كه ارزش عددي آنها پانصد و نود و نه است و با اسم رسائل النور با دو فرق تناسب و توافق دارد و اين نيز نشانه و علامتيست. مقام جفري و ابجدي عبارت توحيدي و قدسي
شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِشَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ
هزار و سيصد و شصت است دو "همزه" غير ملفوظ به حساب نميآيند. كه با تاريخ سال جاري اين عصر عجيبِ عصيان و طغيان و سركشي و اين زمانهي شگفت انگيز و غريبِ كفر و غليان و الحاد، توافق و تطابق كامل دارد؛ و اين بيترديد نشانهي محكميست مبني بر اينكه مصاديق و افراد مهم مدنظر اين توحيد و شهادت عام و بزرگ و فراگير، بيش از هر زمان ديگري نيازمند اين شهادتاند و در اين زمان و اين عصر حضور خواهند داشت؛ و رسايل النور كه فعلاً شهادت ياد شده را به صورت مؤثري اثبات ميكند يكي از آن افراد است و مدار نظر خاص آن ميباشد. امارات و اشارات و بشارتهاي فراواني در اين خصوص وجود دارد.هزار و سيصد و شصت است دو "همزه" غير ملفوظ به حساب نميآيند. كه با تاريخ سال جاري اين عصر عجيبِ عصيان و طغيان و سركشي و اين زمانهي شگفت انگيز و غريبِ كفر و غليان و الحاد، توافق و تطابق كامل دارد؛ و اين بيترديد نشانهي محكميست مبني بر اينكه مصاديق و افراد مهم مدنظر اين توحيد و شهادت عام و بزرگ و فراگير، بيش از هر زمان ديگري نيازمند اين شهادتاند و در اين زمان و اين عصر حضور خواهند داشت؛ و رسايل النور كه فعلاً شهادت ياد شده را به صورت مؤثري اثبات ميكند يكي از آن افراد است و مدار نظر خاص آن ميباشد. امارات و اشارات و بشارتهاي فراواني در اين خصوص وجود دارد.
اَللّهُ اَعْلَمُ بِالصَّوَابِ وَالْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِاَللّهُ اَعْلَمُ بِالصَّوَابِ وَالْعِلْمُ عِنْدَ اللّهِ
سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُسُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
حافظ عليحافظ علي
(رَحْمَةُ اللهِ عَلَيْهِ)
— 94 —
مسألهيي كه در يك لحظه هشدار داده شد مسألهيي كه در يك لحظه هشدار داده شد
رواياتي هست مبني بر اينكه در آخر الزمان معاصي و گناهان يك شخص، مجموعهيي به غايت ترسناك را تشكيل ميدهند. در گذشته فكر ميكردم مگر ممكن است يك فرد معمولي به اندازهي هزار نفر گناه كند؟ و ميانديشيدم در آخر الزمان به جز گناهاني كه از آنها باخبريم كدام گناهان هيأت مجموعه كائنات را متأثر ميكند و موجب ميشوند قيامت برپا گردد و دنيايشان بر سرشان خراب شود؟ اينك در اين زمانه دلايل متعدد اين امر را مشاهده كرديم.رواياتي هست مبني بر اينكه در آخر الزمان معاصي و گناهان يك شخص، مجموعهيي به غايت ترسناك را تشكيل ميدهند. در گذشته فكر ميكردم مگر ممكن است يك فرد معمولي به اندازهي هزار نفر گناه كند؟ و ميانديشيدم در آخر الزمان به جز گناهاني كه از آنها باخبريم كدام گناهان هيأت مجموعه كائنات را متأثر ميكند و موجب ميشوند قيامت برپا گردد و دنيايشان بر سرشان خراب شود؟ اينك در اين زمانه دلايل متعدد اين امر را مشاهده كرديم.
از جمله از طريق راديو يكي از وجوه متعدد آن مشخص شد، به طوري كه: يك نفر با بيان يك كلمه ميتواند مرتكب يك ميليون گناه كبيره شود، و بهواسطه مطالبي كه ميليونها نفر ميشنوند آنها را آلوده به گناه كند.از جمله از طريق راديو يكي از وجوه متعدد آن مشخص شد، به طوري كه: يك نفر با بيان يك كلمه ميتواند مرتكب يك ميليون گناه كبيره شود، و بهواسطه مطالبي كه ميليونها نفر ميشنوند آنها را آلوده به گناه كند.
آري، راديو كه قادر است صدها هزار كلمه را به يكباره بيان كرده و يكي از زبانهاي كرهي هواست، چنان نعمت الهياي براي بشر است كه بايد تمام فضا را با تمام ذراتاش، مملو از شكر و حمد و ثنا كند، اما بيبند و باريهاي بشري كه ريشه در ضلالت و گمراهي دارند آن نعمت عظيم را در جهت عكس شكر استفاده ميكنند، لذا شكي نيست كه سيلي خواهند خورد.آري، راديو كه قادر است صدها هزار كلمه را به يكباره بيان كرده و يكي از زبانهاي كرهي هواست، چنان نعمت الهياي براي بشر است كه بايد تمام فضا را با تمام ذراتاش، مملو از شكر و حمد و ثنا كند، اما بيبند و باريهاي بشري كه ريشه در ضلالت و گمراهي دارند آن نعمت عظيم را در جهت عكس شكر استفاده ميكنند، لذا شكي نيست كه سيلي خواهند خورد.
از آنجا كه اين مدنيت غدار بيميم (دنيّت) از احسانهاي الهيِ زير عنوان خوارق مدنيت بهرهبرداري درست نميكند، شكرش را به جا نميآورد و بهواسطه آنها موجبات تخريب را فراهم نموده، كفران نعمت ميكند؛ لذا بشريت چنان سيلياي خورد كه سعادت حياتي را كاملاً از دست داد. همين مدنيت انسانهايي را كه از همه متمدنتر بهشمار ميآورد به نقطهيي پايينتر از بدويترين و وحشيترين دركات سقوط داد و موجب شد قبل از رفتن به جهنم عذاب جهنم را بچشند.از آنجا كه اين مدنيت غدار بيميم (دنيّت) از احسانهاي الهيِ زير عنوان خوارق مدنيت بهرهبرداري درست نميكند، شكرش را به جا نميآورد و بهواسطه آنها موجبات تخريب را فراهم نموده، كفران نعمت ميكند؛ لذا بشريت چنان سيلياي خورد كه سعادت حياتي را كاملاً از دست داد. همين مدنيت انسانهايي را كه از همه متمدنتر بهشمار ميآورد به نقطهيي پايينتر از بدويترين و وحشيترين دركات سقوط داد و موجب شد قبل از رفتن به جهنم عذاب جهنم را بچشند.
آري، نعمت كلي راديو اقتضاي شكر كلي را دارد و شكر كلي مذكور نيز لازم ميدارد براي رساندن يكباره كلام ازليِ آفريننده زمين و آسمانها به همهآري، نعمت كلي راديو اقتضاي شكر كلي را دارد و شكر كلي مذكور نيز لازم ميدارد براي رساندن يكباره كلام ازليِ آفريننده زمين و آسمانها به همه
— 95 —
مخاطبان امروزياش، راديو در حكم حافظ سماوي قرآن كه داراي صدها هزار زبان كليست، همواره آيات كلام الله را در كائنات پخش كند تا موفق به اداي شكر آن نعمت كلي گردد و بهرهبرداري از آن نعمت را ادامه دهد.مخاطبان امروزياش، راديو در حكم حافظ سماوي قرآن كه داراي صدها هزار زبان كليست، همواره آيات كلام الله را در كائنات پخش كند تا موفق به اداي شكر آن نعمت كلي گردد و بهرهبرداري از آن نعمت را ادامه دهد.
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! نامههاي شما يعني صاحب كارخانه نور و امام جماعت ارجمند آنجا كه از "آتابِيْ" ارسال شده ما را بسيار مسرور كرد. اينكه پنجاه نفر از بيسوادانِ سه، چهار روستا ظرف سه چهار ماه توانستهاند به كتابت رساله نور بپردازند قطعاً نتيجه كرامت صداقتِ خارق العاده عليها و مصطفيهاست. اين واقعه باكرامت موجب شد شاگردان رساله نور در اين حوالي بسيار اميدوار شوند. آنها واقعاً خوشحال شدند. صدهزار بار بارك الله به شما و آن كاتبان اُمّي.برادران عزيز و صديقام! نامههاي شما يعني صاحب كارخانه نور و امام جماعت ارجمند آنجا كه از "آتابِيْ" ارسال شده ما را بسيار مسرور كرد. اينكه پنجاه نفر از بيسوادانِ سه، چهار روستا ظرف سه چهار ماه توانستهاند به كتابت رساله نور بپردازند قطعاً نتيجه كرامت صداقتِ خارق العاده عليها و مصطفيهاست. اين واقعه باكرامت موجب شد شاگردان رساله نور در اين حوالي بسيار اميدوار شوند. آنها واقعاً خوشحال شدند. صدهزار بار بارك الله به شما و آن كاتبان اُمّي.
درباره ميزان خدمت كارخانههاي نور و گل به رساله نور كنجكاو شده و سؤال كرده بودم. از نامه خسرو بيشتر از آنچه اميد داشتم و حدس ميزدم مطلع شدم كه هزار قلم در خدمت رساله نور ميباشند، مخصوصاً اينكه گفتيد در آنجا نيز پنجاه نفر فقط از بيسوادان در چند روستا به ياري برخاستهاند، مانند مژده دادن از يك گنجينه ماندگار موجب خرسندي ما شد.درباره ميزان خدمت كارخانههاي نور و گل به رساله نور كنجكاو شده و سؤال كرده بودم. از نامه خسرو بيشتر از آنچه اميد داشتم و حدس ميزدم مطلع شدم كه هزار قلم در خدمت رساله نور ميباشند، مخصوصاً اينكه گفتيد در آنجا نيز پنجاه نفر فقط از بيسوادان در چند روستا به ياري برخاستهاند، مانند مژده دادن از يك گنجينه ماندگار موجب خرسندي ما شد.
خداوند براي هميشه از شما خشنود باد! آمين، و شما را در خدمت ايماني و قرآني موفق كناد! آمين. تطابق و هماهنگي "حافظ علي بزرگ" با "نظيف" فقط از يكي دو جنبه نيست، بلكه از جهات متعدد بين آن دو توافق وجود دارد.خداوند براي هميشه از شما خشنود باد! آمين، و شما را در خدمت ايماني و قرآني موفق كناد! آمين. تطابق و هماهنگي "حافظ علي بزرگ" با "نظيف" فقط از يكي دو جنبه نيست، بلكه از جهات متعدد بين آن دو توافق وجود دارد.
به تك تك برادران درود ميفرستم.به تك تك برادران درود ميفرستم.
— 96 —
برادران عزيز و صديقام! تلاش و فعاليت شما بسيار بيشتر از آن است كه اميدش را داشتم لذا تا پايان عمر موجب سرور و سپاس من خواهد بود. اين بار در نامه خود سؤال كردهايد "در زمان كنوني سعي بر حفظ آيات قرآن اوليست يا كتابت رساله نور؟ بهتر است اولويت را به كدام بدهيم؟" پاسخ شما بديهيست؛ چرا كه در اين كائنات و در هر زمان، برترين مقام از آنِ قرآن است. در هر حرف قرآن از ده تا هزاران ثواب وجود دارد؛ پس حفظ و قرائت قرآن بر هر خدمت ديگري مقدم و مرجح است. ليكن رساله نور نيز براهين و حجتهاي حقايق ايمانيِ قرآن عظيم الشأن است، و واسطه و وسيلهي حفظ و قرائت قرآن ميباشد و حقايق اين كتاب آسماني را تفسير كرده و توضيح ميدهد پس لازم است به موازات پرداختن به حفظ آيات قرآن، بدان نيز اشتغال داشته باشيد.برادران عزيز و صديقام! تلاش و فعاليت شما بسيار بيشتر از آن است كه اميدش را داشتم لذا تا پايان عمر موجب سرور و سپاس من خواهد بود. اين بار در نامه خود سؤال كردهايد "در زمان كنوني سعي بر حفظ آيات قرآن اوليست يا كتابت رساله نور؟ بهتر است اولويت را به كدام بدهيم؟" پاسخ شما بديهيست؛ چرا كه در اين كائنات و در هر زمان، برترين مقام از آنِ قرآن است. در هر حرف قرآن از ده تا هزاران ثواب وجود دارد؛ پس حفظ و قرائت قرآن بر هر خدمت ديگري مقدم و مرجح است. ليكن رساله نور نيز براهين و حجتهاي حقايق ايمانيِ قرآن عظيم الشأن است، و واسطه و وسيلهي حفظ و قرائت قرآن ميباشد و حقايق اين كتاب آسماني را تفسير كرده و توضيح ميدهد پس لازم است به موازات پرداختن به حفظ آيات قرآن، بدان نيز اشتغال داشته باشيد.
به تك تك برادراني كه در دواير كارخانههاي "گل و نور"، هيأت خجستگان، نمونه لطفيها، جماعت حاجي حافظها و در مقام صديق سليمان و حقي هستند مخصوصاً به آن دسته از طلاب رساله نور كه از ميان پنجاه فرد اُمّي و بيسواد برخاستهاند درود ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم و محتاج دعاهايشان هستيم.به تك تك برادراني كه در دواير كارخانههاي "گل و نور"، هيأت خجستگان، نمونه لطفيها، جماعت حاجي حافظها و در مقام صديق سليمان و حقي هستند مخصوصاً به آن دسته از طلاب رساله نور كه از ميان پنجاه فرد اُمّي و بيسواد برخاستهاند درود ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم و محتاج دعاهايشان هستيم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 97 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
جناب فضيلت مآب، استاد عزيز و ارجمند!جناب فضيلت مآب، استاد عزيز و ارجمند!
بهواسطه فيض رساله نور كه خادم و مديون هميشگي آنام، و با اينكه شايستگياش را نداشتهام از الطاف رباني فراواني بهرهمند شدهام؛ در حالي كه اشك شوق ميريزم شاهد اين حقيقتام و از دانستن نحوه شكرگزاري در برابر اين نعمت عاجز و ناتوانام. نظيف كه تا ديروز منفور عام و خاص بود امروز طالب حقيقت و ميهن پرستي منوّر شده است.بهواسطه فيض رساله نور كه خادم و مديون هميشگي آنام، و با اينكه شايستگياش را نداشتهام از الطاف رباني فراواني بهرهمند شدهام؛ در حالي كه اشك شوق ميريزم شاهد اين حقيقتام و از دانستن نحوه شكرگزاري در برابر اين نعمت عاجز و ناتوانام. نظيف كه تا ديروز منفور عام و خاص بود امروز طالب حقيقت و ميهن پرستي منوّر شده است.
الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّيالْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
بنده سالهاست مشتاق شنيدن صداي نوراني "هيأت خجستگان" و نواي نوراني چرخ دندهها و دستگاههاي دو كارخانه مقدس "نور و گل" با گوش خود بودهام. برادران عزيزمان "صبري" گرانقدر و "حافظ علي بزرگ" دو عضو مهم جماعت مجاهدان و صديقان و قهرمانان فداكار كه در بُعدي كوچك شخصيت معنوي حضرات اصحاب گزين و عاليقدر رِضوَانُ اللّه عَلَيهِم اَجمَعِين از عشره مبشره قرآني را نمايندگي ميكنند، به رغم عجز و ناتواني و قصوراتام با من برخوردهاي محبت آميز بزرگوارانه و ارتباطات قلبي داشتهاند كه با توافق عيني و هماهنگي با رويدادهاي رخ داده، نشان ميدهد كراماتي غيبي حاصل از صداي تلاطم امواج برخاسته از نسيم نوراني درياي گسترده و متعالي نور بوده است. اين توافق و همخوانيِ مهم كه در نظر ما بسيار ارزشمند ميباشد، با شخصيت عادي و گناهكار من مرتبط است، شخصيتي كه سراسر گذشتهاش مملو از گناه و عصيان ميباشد. آري، حُسن قبول چنين كسي از سوي دو عضو ارجمند هيأتي مقدس و عالي، و اينكه مورد لطف و التفات آنها قرار ميگيرد و با تلاش با ارزش و خدمت قدسي آنان سنخيت و همخواني مييابد به معناي اهميت و اشتراك در خدمتي جزئي وبنده سالهاست مشتاق شنيدن صداي نوراني "هيأت خجستگان" و نواي نوراني چرخ دندهها و دستگاههاي دو كارخانه مقدس "نور و گل" با گوش خود بودهام. برادران عزيزمان "صبري" گرانقدر و "حافظ علي بزرگ" دو عضو مهم جماعت مجاهدان و صديقان و قهرمانان فداكار كه در بُعدي كوچك شخصيت معنوي حضرات اصحاب گزين و عاليقدر رِضوَانُ اللّه عَلَيهِم اَجمَعِين از عشره مبشره قرآني را نمايندگي ميكنند، به رغم عجز و ناتواني و قصوراتام با من برخوردهاي محبت آميز بزرگوارانه و ارتباطات قلبي داشتهاند كه با توافق عيني و هماهنگي با رويدادهاي رخ داده، نشان ميدهد كراماتي غيبي حاصل از صداي تلاطم امواج برخاسته از نسيم نوراني درياي گسترده و متعالي نور بوده است. اين توافق و همخوانيِ مهم كه در نظر ما بسيار ارزشمند ميباشد، با شخصيت عادي و گناهكار من مرتبط است، شخصيتي كه سراسر گذشتهاش مملو از گناه و عصيان ميباشد. آري، حُسن قبول چنين كسي از سوي دو عضو ارجمند هيأتي مقدس و عالي، و اينكه مورد لطف و التفات آنها قرار ميگيرد و با تلاش با ارزش و خدمت قدسي آنان سنخيت و همخواني مييابد به معناي اهميت و اشتراك در خدمتي جزئي و
— 98 —
ناچيز است و اين ريشه در علو نظر آنها دارد و لطف بزرگ ربانيست كه از التفات بيپايان سبحاني رَبِّ الْعِزَّةِ سرچشمه ميگيرد. حقير اين را با سپاسگزاري به عرض ميرساند و اعتراف دارد كه خدمت اندك، بيارزش و بسيار پرخطاي ما در برابر درياي خدمت قدسي اين برادران ارزشمند به مثابه قطرهييست. از آثار فعليِ همين خدمت ناچيز است كه با عدم شايستگي، اين بنده از اعضاي هيأت خجستگان قرار ميگيرد، هيأتي كه سايه تجلي ناچيزي از شخصيت معنوي حضرات اصحاب رسیول الله رِضوَان اللّه عَلَيهم اَجمَعِين را نمايندگي ميكند. لذا به دلالت رساله نور كه اين بنده را به مظهريت قدسي مزبور نائل نموده است، قدير مطلق و خالق ذوالجلال را به عدد حروف رساله نور و تعداد موجودات حمد و ثنا گفته و احترام خويش را نسبت به هر يك از اعضاي هيأت برگزيده و ذي قيمت ارجمندان و عموم برادران ابراز داشته، تشكر و سپاس خود را عرضه ميدارم.ناچيز است و اين ريشه در علو نظر آنها دارد و لطف بزرگ ربانيست كه از التفات بيپايان سبحاني رَبِّ الْعِزَّةِ سرچشمه ميگيرد. حقير اين را با سپاسگزاري به عرض ميرساند و اعتراف دارد كه خدمت اندك، بيارزش و بسيار پرخطاي ما در برابر درياي خدمت قدسي اين برادران ارزشمند به مثابه قطرهييست. از آثار فعليِ همين خدمت ناچيز است كه با عدم شايستگي، اين بنده از اعضاي هيأت خجستگان قرار ميگيرد، هيأتي كه سايه تجلي ناچيزي از شخصيت معنوي حضرات اصحاب رسیول الله رِضوَان اللّه عَلَيهم اَجمَعِين را نمايندگي ميكند. لذا به دلالت رساله نور كه اين بنده را به مظهريت قدسي مزبور نائل نموده است، قدير مطلق و خالق ذوالجلال را به عدد حروف رساله نور و تعداد موجودات حمد و ثنا گفته و احترام خويش را نسبت به هر يك از اعضاي هيأت برگزيده و ذي قيمت ارجمندان و عموم برادران ابراز داشته، تشكر و سپاس خود را عرضه ميدارم.
طلبه و خادم شما؛ احمد نظيفطلبه و خادم شما؛ احمد نظيف
حقيقتي كه برگردانندهي منحرفانيست كه به سبب شفقت از مباني اسلام فاصله گرفته، به سمت بدعت و ضلالت انحراف مييابند شفقت انساني يكي از جلوههاي مرحمت ربانيست، لذا نبايد از مرتبه رحمت تجاوز كرد و مرتبه شفقت ذات رحمة للعالمين را پشت سر گذاشت؛ چرا كه در غير اين صورت شفقت مزبور، شفقت و مرحمت نيست، بلكه مرضي روحي و قلبيست كه سبب الحاد و ضلالت خواهد شد.حقيقتي كه برگردانندهي منحرفانيست كه به سبب شفقت از مباني اسلام فاصله گرفته، به سمت بدعت و ضلالت انحراف مييابند شفقت انساني يكي از جلوههاي مرحمت ربانيست، لذا نبايد از مرتبه رحمت تجاوز كرد و مرتبه شفقت ذات رحمة للعالمين را پشت سر گذاشت؛ چرا كه در غير اين صورت شفقت مزبور، شفقت و مرحمت نيست، بلكه مرضي روحي و قلبيست كه سبب الحاد و ضلالت خواهد شد.
براي نمونه اگر كسي نتواند سوختن كافران و منافقان در جهنم يا مسائلي چون عذاب و جهاد را با شفقت خود توجيه كند و به سمت تأويل منحرف گردد، طبيعيست كه فعل او انكار و تكذيب بخش عظيمي از حقايق قرآن و اديان آسماني خواهد بود؛ در واقع او مرتكب ظلمي بزرگ و كاري به غايت دور از مرحمت شده است.براي نمونه اگر كسي نتواند سوختن كافران و منافقان در جهنم يا مسائلي چون عذاب و جهاد را با شفقت خود توجيه كند و به سمت تأويل منحرف گردد، طبيعيست كه فعل او انكار و تكذيب بخش عظيمي از حقايق قرآن و اديان آسماني خواهد بود؛ در واقع او مرتكب ظلمي بزرگ و كاري به غايت دور از مرحمت شده است.
— 99 —
زيرا حمايت از جانوراني كه حيوانات بيگناه ديگر را تكه تكه ميكنند، و مهرباني با آنها، ستم بزرگي در حق حيوانات بيچاره مذكور است و بيانصافي ظالمانهيي محسوب ميشود. حمايت دلسوزانه از كساني كه حيات ابدي هزاران مسلمان را نابود ميكنند و موجب سوء عاقبت صدها نفر از مؤمنان ميشوند و آنها را بهسوي گناهان بزرگ سوق ميدهند؛ و صميمانه دعا كردن براي آنها تا اينكه از مجازات نجات يابند بيترديد ستم بزرگي در حق مؤمنان مظلوم ياد شده است و بيرحمي شنيعي خواهد بود.زيرا حمايت از جانوراني كه حيوانات بيگناه ديگر را تكه تكه ميكنند، و مهرباني با آنها، ستم بزرگي در حق حيوانات بيچاره مذكور است و بيانصافي ظالمانهيي محسوب ميشود. حمايت دلسوزانه از كساني كه حيات ابدي هزاران مسلمان را نابود ميكنند و موجب سوء عاقبت صدها نفر از مؤمنان ميشوند و آنها را بهسوي گناهان بزرگ سوق ميدهند؛ و صميمانه دعا كردن براي آنها تا اينكه از مجازات نجات يابند بيترديد ستم بزرگي در حق مؤمنان مظلوم ياد شده است و بيرحمي شنيعي خواهد بود.
در رساله نور با قطعيت ثابت شده است كه كفر و گمراهي، تحقير بزرگ كائنات و ظلم بزرگي در حق موجودات است؛ اين كار موجب رفع رحمت است و وسيله نزول آفات خواهد شد. حتي روايت صحيحي هست كه ميگويد ماهيان زير دريا نيز از جانيان شكايت ميكنند كه باعث سلب آرامش ما شدهاند.در رساله نور با قطعيت ثابت شده است كه كفر و گمراهي، تحقير بزرگ كائنات و ظلم بزرگي در حق موجودات است؛ اين كار موجب رفع رحمت است و وسيله نزول آفات خواهد شد. حتي روايت صحيحي هست كه ميگويد ماهيان زير دريا نيز از جانيان شكايت ميكنند كه باعث سلب آرامش ما شدهاند.
در اين حال كسي كه براي تحمل عذاب كافر دل ميسوزاند و به او مهرباني ميكند در واقع بايد گفت در برابر بيگناهان بيشماري كه شايسته مهرباني و شفقتاند احساس ناراحتي نميكند، نسبت به آنها احساس شفقت ندارد و در واقع به آنها نامهرباني زيادي ميكند. ليكن بايد گفت كه در زمان گرفتار شدن مستحقان بلا، بيگناهان نيز به آتش آنها ميسوزند و نميتوان نسبت به آنان بيتفاوت بود. اما در خصوص ستمديدگاني كه از مجازات جانيان، متحمل ضرر و زيان ميشوند رحمتي پنهاني وجود دارد.در اين حال كسي كه براي تحمل عذاب كافر دل ميسوزاند و به او مهرباني ميكند در واقع بايد گفت در برابر بيگناهان بيشماري كه شايسته مهرباني و شفقتاند احساس ناراحتي نميكند، نسبت به آنها احساس شفقت ندارد و در واقع به آنها نامهرباني زيادي ميكند. ليكن بايد گفت كه در زمان گرفتار شدن مستحقان بلا، بيگناهان نيز به آتش آنها ميسوزند و نميتوان نسبت به آنان بيتفاوت بود. اما در خصوص ستمديدگاني كه از مجازات جانيان، متحمل ضرر و زيان ميشوند رحمتي پنهاني وجود دارد.
زماني در جنگ جهاني پيشين براي كشتار و مظالم دشمن نسبت به مسلمانان مخصوصاً زنان و كودكان بسيار متألم ميشدم؛ و به دليل شفقت و رقت قلبيِ فراواني كه در نهادم بود بيش از توان خود درد ميكشيدم.زماني در جنگ جهاني پيشين براي كشتار و مظالم دشمن نسبت به مسلمانان مخصوصاً زنان و كودكان بسيار متألم ميشدم؛ و به دليل شفقت و رقت قلبيِ فراواني كه در نهادم بود بيش از توان خود درد ميكشيدم.
در يك لحظه بر قلبام خطور كرد كه بيگناهان كشته شده، شهيدند و از اوليا بهشمار ميروند؛ زندگاني فاني آنان تبديل به حيات ماندگاري ميشود، و اموال ضايع شده آنها حكم صدقه يافته با اموالي باقي و جاودان مبادله ميگردد. دانستم و اطمينان يافتم كه اين ستمديدگان حتي اگر كافر هم باشند به عوض زجري كه از آفات دنيوي متحمل شدهاند در آخرت به نسبت خودشان ازدر يك لحظه بر قلبام خطور كرد كه بيگناهان كشته شده، شهيدند و از اوليا بهشمار ميروند؛ زندگاني فاني آنان تبديل به حيات ماندگاري ميشود، و اموال ضايع شده آنها حكم صدقه يافته با اموالي باقي و جاودان مبادله ميگردد. دانستم و اطمينان يافتم كه اين ستمديدگان حتي اگر كافر هم باشند به عوض زجري كه از آفات دنيوي متحمل شدهاند در آخرت به نسبت خودشان از
— 100 —
خزانه رحمت الهي چنان پاداشي دريافت ميكنند كه اگر پرده غيب گشوده شود آشكارا رحمت بزرگي در حق آنان مشاهده ميشود؛ طوري كه خواهند گفت: "پروردگارا شكر! الحمدلله!" لذا از تأثر و تألم شديدي كه ريشه در افراط شفقت داشت رهايي يافتم.خزانه رحمت الهي چنان پاداشي دريافت ميكنند كه اگر پرده غيب گشوده شود آشكارا رحمت بزرگي در حق آنان مشاهده ميشود؛ طوري كه خواهند گفت: "پروردگارا شكر! الحمدلله!" لذا از تأثر و تألم شديدي كه ريشه در افراط شفقت داشت رهايي يافتم.
برادران عزيز و صديقام! اين بار دوبخش را براي شما ميفرستم:برادران عزيز و صديقام! اين بار دوبخش را براي شما ميفرستم:
بخش نخست: پيشتر بخشي از آن را برايتان ارسال كرده بودم. اين بار همان بخش بهواسطه يك اخطار معنوي هم تكميل شد و هم معلوم گرديد كه داراي اهميت است. اين بخش براي كساني كه آثار سياسيِ پيشينِ سعيد قديمي را ديدهاند مفيد است، ليكن تا حدودي محرمانه است و در "مجموعه نامهها" درج گردد.بخش نخست: پيشتر بخشي از آن را برايتان ارسال كرده بودم. اين بار همان بخش بهواسطه يك اخطار معنوي هم تكميل شد و هم معلوم گرديد كه داراي اهميت است. اين بخش براي كساني كه آثار سياسيِ پيشينِ سعيد قديمي را ديدهاند مفيد است، ليكن تا حدودي محرمانه است و در "مجموعه نامهها" درج گردد.
بخش دوم: بنا بر اخطاري معنوي، تذكر و هشداريست به يكي از برادرانمان كه ناآگاهانه تعدادي از آثار جديدي را كه ممكن است براي خدمت رساله نور مضر باشند خريداري كرده است. اين بخش زنهاريست به ساير طلبههاي رساله نور تا خللي در وظايفشان ايجاد نگردد؛ اين نيز در "پيوست نامهها" درج شود.بخش دوم: بنا بر اخطاري معنوي، تذكر و هشداريست به يكي از برادرانمان كه ناآگاهانه تعدادي از آثار جديدي را كه ممكن است براي خدمت رساله نور مضر باشند خريداري كرده است. اين بخش زنهاريست به ساير طلبههاي رساله نور تا خللي در وظايفشان ايجاد نگردد؛ اين نيز در "پيوست نامهها" درج شود.
نامه مهمي را با امضاي خلوصي ثالث دريافت كردم كه بسيار مسرورم كرد؛ نامهيي كه جانبداري و خدمت ارزشمند فردي را به رساله نور بيان ميكرد كه وارث لطفي كوچك است. آن فرد كيست؟ من با درودها و دعاهاي فراوان به او تبريك ميگويم. به تك تك برادران و در رأس آنها به فعالان كارخانههاي گل و نور و هيأت خجستگان درود ميفرستم. حضرت حق فعالان اين دو كارخانه را كه مردم را تنوير كرده و رايحه بهشت را در اين كشور گسترش ميدهند موفق و پايدار كناد! آمين. ما در اينجا با نورانيت درخشان آنها و رايحه زيبا و دلنشينشان، رايحه عالم بقا را استشمام ميكنيم.نامه مهمي را با امضاي خلوصي ثالث دريافت كردم كه بسيار مسرورم كرد؛ نامهيي كه جانبداري و خدمت ارزشمند فردي را به رساله نور بيان ميكرد كه وارث لطفي كوچك است. آن فرد كيست؟ من با درودها و دعاهاي فراوان به او تبريك ميگويم. به تك تك برادران و در رأس آنها به فعالان كارخانههاي گل و نور و هيأت خجستگان درود ميفرستم. حضرت حق فعالان اين دو كارخانه را كه مردم را تنوير كرده و رايحه بهشت را در اين كشور گسترش ميدهند موفق و پايدار كناد! آمين. ما در اينجا با نورانيت درخشان آنها و رايحه زيبا و دلنشينشان، رايحه عالم بقا را استشمام ميكنيم.
— 101 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُبِاسْمِه سُبْحَانَهُ
به صاحبان و وارثان رساله نور كه همان طلبههاي خاص ميباشند و برادراني كه اخص الخواص هستند، يعني به اركان و ستونها، به مناسبت رويدادي كه اين روزها رخ داده است ميگويم:به صاحبان و وارثان رساله نور كه همان طلبههاي خاص ميباشند و برادراني كه اخص الخواص هستند، يعني به اركان و ستونها، به مناسبت رويدادي كه اين روزها رخ داده است ميگويم:
رساله نور براي رفع نيازهاي مرتبط با حقايق اسلامي كفايت ميكند و نيازي به آثار ديگر باقي نميگذارد. با تجربيات قطعي معلوم ميشود كه كوتاهترين و سادهترين راه نجات و تقويت و تحقيقي كردن ايمان، در رساله نور است. آري، فرد با رساله نور راه پانزده ساله را ميانبر در پانزده هفته طي ميكند و به ايمان تحقيقي نائل ميگردد.رساله نور براي رفع نيازهاي مرتبط با حقايق اسلامي كفايت ميكند و نيازي به آثار ديگر باقي نميگذارد. با تجربيات قطعي معلوم ميشود كه كوتاهترين و سادهترين راه نجات و تقويت و تحقيقي كردن ايمان، در رساله نور است. آري، فرد با رساله نور راه پانزده ساله را ميانبر در پانزده هفته طي ميكند و به ايمان تحقيقي نائل ميگردد.
اين برادر فقيرتان تا بيست سال پيش فراوان مطالعه ميكرد و گاه يك جلد كتاب را در يك روز ميخواند و ميفهميد؛ اينك قريب بيست سال است كه قرآن و رساله نور ی كه از قرآن سرچشمه ميگيرد ی برايش كافيست. من در اين مدت به هيچ كتاب ديگري احساس نياز نكردم و نزد خود نگاه نداشتم. با اينكه رساله نور حاوي حقايق متنوعيست من از زمان تأليفش يعني از بيست سال پيش تاكنون به كتاب ديگري احساس نياز نكردهام، البته شما بيست مرتبه بيشتر از من بايد احساس نياز نكنيد.اين برادر فقيرتان تا بيست سال پيش فراوان مطالعه ميكرد و گاه يك جلد كتاب را در يك روز ميخواند و ميفهميد؛ اينك قريب بيست سال است كه قرآن و رساله نور ی كه از قرآن سرچشمه ميگيرد ی برايش كافيست. من در اين مدت به هيچ كتاب ديگري احساس نياز نكردم و نزد خود نگاه نداشتم. با اينكه رساله نور حاوي حقايق متنوعيست من از زمان تأليفش يعني از بيست سال پيش تاكنون به كتاب ديگري احساس نياز نكردهام، البته شما بيست مرتبه بيشتر از من بايد احساس نياز نكنيد.
مادام كه من به شما اكتفا كردم و ميكنم و انتظاري از كسي ندارم و با كسي و چيزي مشغول نميشوم، شما هم لازم است كه به رساله نور اكتفا كنيد. بلكه در اين زمان الزم است.مادام كه من به شما اكتفا كردم و ميكنم و انتظاري از كسي ندارم و با كسي و چيزي مشغول نميشوم، شما هم لازم است كه به رساله نور اكتفا كنيد. بلكه در اين زمان الزم است.
در حال حاضر در آثار جديد برخي علما مسلك و مشرب متفاوت بوده و زمينه را براي بدعتها فراهم ميكنند؛ به همين دليل رسالة النور در برابر زندقه سعي بر محافظت از حقايق ايماني دارد؛ همچنين در مقابل بدعت، حراست از خط و حروف قرآني را از وظايف خود ميداند. در حالي كه يكي از طلبههاي خاص رساله نور عملاً به تدريس حروف و رسم الخط قرآني ميپردازد، با اين حال بر اساسدر حال حاضر در آثار جديد برخي علما مسلك و مشرب متفاوت بوده و زمينه را براي بدعتها فراهم ميكنند؛ به همين دليل رسالة النور در برابر زندقه سعي بر محافظت از حقايق ايماني دارد؛ همچنين در مقابل بدعت، حراست از خط و حروف قرآني را از وظايف خود ميداند. در حالي كه يكي از طلبههاي خاص رساله نور عملاً به تدريس حروف و رسم الخط قرآني ميپردازد، با اين حال بر اساس
— 102 —
گرايشي كه رازش دانسته نيست آثار برخي علما را كه زير پرده علم دين به نحو مؤثري بر حروف و رسم الخط قرآني ضربه ميزنند، خريداري كرده است. بيآنكه اطلاع داشته باشم در كوه به شدت نسبت به آن طلبههاي خاص احساس كدورت كردم؛ بعد به او و دوستاناش هشدار دادم، الحمدلله بيدار شدند. ان شاء الله كاملاً از اين موضوع فاصله گرفته باشند.گرايشي كه رازش دانسته نيست آثار برخي علما را كه زير پرده علم دين به نحو مؤثري بر حروف و رسم الخط قرآني ضربه ميزنند، خريداري كرده است. بيآنكه اطلاع داشته باشم در كوه به شدت نسبت به آن طلبههاي خاص احساس كدورت كردم؛ بعد به او و دوستاناش هشدار دادم، الحمدلله بيدار شدند. ان شاء الله كاملاً از اين موضوع فاصله گرفته باشند.
اي برادران من! روش ما تجاوز و تعدي نيست، دفاع است؛ تخريب نيست، بازسازي و اصلاح است؛ ما حاكم نيستيم، محكوم هستيم. تعدي كنندگان به ما بيشمارند. البته آنها در مسلك و مشربشان حقايق بسيار مهمي دارند كه طبيعتاً از آن ما نيز هست. آنها در انتشار حقايق مذكور به ما نيازي ندارند. هزاران نفر مطالبشان را ميخوانند و منتشر ميكنند. ما با تلاش در ياري رساندن به آنان به مسئوليت بسيار مهمي كه بر دوش داريم صدمه ميزنيم؛ و زمينهي از بين رفتن حقايق عالي و بخشي از اصولي كه متعلق به طايفهيي خاص بوده و بايد از آن محافظت كرد را فراهم ميكنيم.اي برادران من! روش ما تجاوز و تعدي نيست، دفاع است؛ تخريب نيست، بازسازي و اصلاح است؛ ما حاكم نيستيم، محكوم هستيم. تعدي كنندگان به ما بيشمارند. البته آنها در مسلك و مشربشان حقايق بسيار مهمي دارند كه طبيعتاً از آن ما نيز هست. آنها در انتشار حقايق مذكور به ما نيازي ندارند. هزاران نفر مطالبشان را ميخوانند و منتشر ميكنند. ما با تلاش در ياري رساندن به آنان به مسئوليت بسيار مهمي كه بر دوش داريم صدمه ميزنيم؛ و زمينهي از بين رفتن حقايق عالي و بخشي از اصولي كه متعلق به طايفهيي خاص بوده و بايد از آن محافظت كرد را فراهم ميكنيم.
مثلاً به منظور ايجاد زمينه براي وهابيت و نوعي از ملامتيه به بهانه رويدادهاي زماني، برخي رخصتهاي شرعي را پوشش قرار ميدهند و كتابهايي مينويسند. رسالة النور محافظت از مباني ظريف و بسيار مهم ولايت، تقوا، و عزيمت و پايههاي سنت سَنيّه را ی كه در متن حقايق اسلام جاريست ی از وظايف اصلي خود ميداند؛ هر چند كه آن را وظيفه همه نميداند. اين قبيل وظايف را نميتوان براساس ضرورت و فتاواي وقايع و حوادث ترك نمود.مثلاً به منظور ايجاد زمينه براي وهابيت و نوعي از ملامتيه به بهانه رويدادهاي زماني، برخي رخصتهاي شرعي را پوشش قرار ميدهند و كتابهايي مينويسند. رسالة النور محافظت از مباني ظريف و بسيار مهم ولايت، تقوا، و عزيمت و پايههاي سنت سَنيّه را ی كه در متن حقايق اسلام جاريست ی از وظايف اصلي خود ميداند؛ هر چند كه آن را وظيفه همه نميداند. اين قبيل وظايف را نميتوان براساس ضرورت و فتاواي وقايع و حوادث ترك نمود.
— 103 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُبِاسْمِه سُبْحَانَهُ
سي و چهار سال بعد از تأليف اثري به نام "مناظرات" آن را مرور كردم و ديدم اين قبيل آثار كه سعيد قديمي با حالات روحي متأثر از انقلاب و محيط آن روز و مسائل بيروني نوشته است خطاهايي دارد. با تمام توان و قوت خويش از آن خطاها و قصورات استغفار و اظهار ندامت ميكنم. از رحمت حضرت حق مسألت دارم خطاهايي كه سعيد قديمي با نيت رفع نااميدي اهل ايمان مرتكب شده است به سبب حسن نيتي كه داشته بخشوده شود.سي و چهار سال بعد از تأليف اثري به نام "مناظرات" آن را مرور كردم و ديدم اين قبيل آثار كه سعيد قديمي با حالات روحي متأثر از انقلاب و محيط آن روز و مسائل بيروني نوشته است خطاهايي دارد. با تمام توان و قوت خويش از آن خطاها و قصورات استغفار و اظهار ندامت ميكنم. از رحمت حضرت حق مسألت دارم خطاهايي كه سعيد قديمي با نيت رفع نااميدي اهل ايمان مرتكب شده است به سبب حسن نيتي كه داشته بخشوده شود.
در اين گونه از آثار سعيد قديمي دو پايهي مهم وجود دارد. اين دو پايه داراي حقايقي هستند، ليكن همانطور كه كشفيات اهل ولايت يا رؤياهاي صادقه نيازمند تأويل ميباشند، حس قبل الوقوع مذكور نيز محتاج تعبيرهاي ظريفتريست؛ اما سعيد قديمي بهواسطه حسي قبل الوقوع دو حقيقت مذكور را احساس كرده و بدون تعبير و تأويلي بيان نموده است؛ لذا در آنها تا حدودي غلط و خطا مشاهده ميشود.در اين گونه از آثار سعيد قديمي دو پايهي مهم وجود دارد. اين دو پايه داراي حقايقي هستند، ليكن همانطور كه كشفيات اهل ولايت يا رؤياهاي صادقه نيازمند تأويل ميباشند، حس قبل الوقوع مذكور نيز محتاج تعبيرهاي ظريفتريست؛ اما سعيد قديمي بهواسطه حسي قبل الوقوع دو حقيقت مذكور را احساس كرده و بدون تعبير و تأويلي بيان نموده است؛ لذا در آنها تا حدودي غلط و خطا مشاهده ميشود.
اساس نخست: بشارتيست كه در برابر نااميدي اهل ايمان مطرح ميكند و مژده ميدهد كه در آينده نوري هست. براساس يك حس قبل الوقوع احساس كرده است رساله نور در آينده، در زمانهي دهشتناك بيديني، ايمان مؤمنان بسياري را نجات داده و تقويت ميكند، و با همين ذرهبين، مسائل سياسي انقلاب (دورهي) آزادي را بررسي كرده و بدون هيچ تأويل و تعبيري در تطبيق آن كوشيده است؛ آن نور را در سياست و قدرت و كميت تصور كرده است. درست حس نموده، اما نتوانسته است بهطور كامل درست بگويد.اساس نخست: بشارتيست كه در برابر نااميدي اهل ايمان مطرح ميكند و مژده ميدهد كه در آينده نوري هست. براساس يك حس قبل الوقوع احساس كرده است رساله نور در آينده، در زمانهي دهشتناك بيديني، ايمان مؤمنان بسياري را نجات داده و تقويت ميكند، و با همين ذرهبين، مسائل سياسي انقلاب (دورهي) آزادي را بررسي كرده و بدون هيچ تأويل و تعبيري در تطبيق آن كوشيده است؛ آن نور را در سياست و قدرت و كميت تصور كرده است. درست حس نموده، اما نتوانسته است بهطور كامل درست بگويد.
اساس دوم: سعيد قديمي، همچون برخي افراد سياسي و اديبان عالي مقام، استبدادي دهشتانگيز را احساس نموده و در برابرش جبهه گرفته بود. با وجود اينكه آن حس قبل الوقوع ميبايست تعبير و تأويل شود، اديبان نابغه و سياستمداران، نادانسته چشم بر استبدادي رسمي، ضعيف و اسمي دوخته، و بهاساس دوم: سعيد قديمي، همچون برخي افراد سياسي و اديبان عالي مقام، استبدادي دهشتانگيز را احساس نموده و در برابرش جبهه گرفته بود. با وجود اينكه آن حس قبل الوقوع ميبايست تعبير و تأويل شود، اديبان نابغه و سياستمداران، نادانسته چشم بر استبدادي رسمي، ضعيف و اسمي دوخته، و به
— 104 —
آن حمله كردند. اين در حالي بود كه آنها سايه كمرنگ استبدادي را ميديدند كه مدتي بعد حاكم و موجب وحشتشان ميشد؛ آن را اصل پنداشتند و بدين منوال حركت و مطالبشان را بيان نمودند. مقصود، درست اما هدف، خطا بود.آن حمله كردند. اين در حالي بود كه آنها سايه كمرنگ استبدادي را ميديدند كه مدتي بعد حاكم و موجب وحشتشان ميشد؛ آن را اصل پنداشتند و بدين منوال حركت و مطالبشان را بيان نمودند. مقصود، درست اما هدف، خطا بود.
آري، سعيد قديمي نيز در گذشته چنين استبداد عجيبي را احساس كرده بود، لذا در برخي از آثارش مطالبي در حمله به استبداد مذكور وجود دارد. او مشروطه مشروعه را در برابر آن استبداد مطلق وسيله نجات ميديد. ميانديشيد "حريت شرعي با مشورت در دايره احكام قرآن، مصيبت مذكور را دفع ميكند". و در همين زمينه نيز تلاش ميكرد.آري، سعيد قديمي نيز در گذشته چنين استبداد عجيبي را احساس كرده بود، لذا در برخي از آثارش مطالبي در حمله به استبداد مذكور وجود دارد. او مشروطه مشروعه را در برابر آن استبداد مطلق وسيله نجات ميديد. ميانديشيد "حريت شرعي با مشورت در دايره احكام قرآن، مصيبت مذكور را دفع ميكند". و در همين زمينه نيز تلاش ميكرد.
آري، زمان نشان داد دولتي كه نام آزاديخواه بر خود گذاشته بود به عنوان نمونهيي از استبداد آتي، با سيصد مأمور مستبد خود، هندوستان را با سيصد ميليون نفر جمعيت، طي سيصد سال، همچون سيصد نفر به سهولت به بند كشيده و طوري تحت استبداد خويش قرار ميدهد كه حتي تكان هم نميخورند. شدت ظلم حاكميت مذكور بيش از حد بوده است؛ بهواسطه خطاي يك نفر هزاران نفر را مجازات ميكردند و چنين قانون مستبدانهيي را انضباط و عدالت ميناميدند، جهان را ميفريفتند و به آتش ميكشيدند.آري، زمان نشان داد دولتي كه نام آزاديخواه بر خود گذاشته بود به عنوان نمونهيي از استبداد آتي، با سيصد مأمور مستبد خود، هندوستان را با سيصد ميليون نفر جمعيت، طي سيصد سال، همچون سيصد نفر به سهولت به بند كشيده و طوري تحت استبداد خويش قرار ميدهد كه حتي تكان هم نميخورند. شدت ظلم حاكميت مذكور بيش از حد بوده است؛ بهواسطه خطاي يك نفر هزاران نفر را مجازات ميكردند و چنين قانون مستبدانهيي را انضباط و عدالت ميناميدند، جهان را ميفريفتند و به آتش ميكشيدند.
در كتاب "مناظرات" برخي مطالب و حواشي به صورت لطيفه بيان شدهاند. كتاب در گذشته يعني زمان تأليف، نوعي ملاطفت با طلبههايي بوده است كه ظريف الطبع بودهاند؛ چرا كه آنان در كوهستان مؤلف را همراهي ميكرده، و مطالب به نحويست كه به صورت درس بيان ميشده است.در كتاب "مناظرات" برخي مطالب و حواشي به صورت لطيفه بيان شدهاند. كتاب در گذشته يعني زمان تأليف، نوعي ملاطفت با طلبههايي بوده است كه ظريف الطبع بودهاند؛ چرا كه آنان در كوهستان مؤلف را همراهي ميكرده، و مطالب به نحويست كه به صورت درس بيان ميشده است.
همچنين حقيقت مدرسة الزهرا در بخش خاتمهي رساله "مناظرات" ی كه در حكم روح و اساس آن رساله است ی زمينهيي براي مدرسه رساله نور بود كه در آينده ظهور مييافت و او بیدون اختيار به سوياش سیوق مييافت. او با حسیي قبل الوقوع حقيقت نوراني مذكور را در صورتي مادي ميجست، سپس بُعد مادي آن حقيقت نيز شروع به موجود شدن نمود.همچنين حقيقت مدرسة الزهرا در بخش خاتمهي رساله "مناظرات" ی كه در حكم روح و اساس آن رساله است ی زمينهيي براي مدرسه رساله نور بود كه در آينده ظهور مييافت و او بیدون اختيار به سوياش سیوق مييافت. او با حسیي قبل الوقوع حقيقت نوراني مذكور را در صورتي مادي ميجست، سپس بُعد مادي آن حقيقت نيز شروع به موجود شدن نمود.
— 105 —
(مرحوم) سلطان رشاد نوزده هزار ليره طلا را به مدرسة الزهرايي داد كه پايههايش در شهر وان بنا گذاشته شد، اما جنگ جهاني اول آغاز گرديد و كار ادامه نيافت.(مرحوم) سلطان رشاد نوزده هزار ليره طلا را به مدرسة الزهرايي داد كه پايههايش در شهر وان بنا گذاشته شد، اما جنگ جهاني اول آغاز گرديد و كار ادامه نيافت.
پنج شش سال بعد به آنكارا رفتم و دوباره به كار همان حقيقت پرداختم. با امضاي صد و شصت و سه نماينده از دويست نماينده مجلس صد و پنجاه هزار اسكناس به مدرسه ما تخصيص و ابلاغ شد؛ ولي متأسفانه مدارس را تعطيل كردند و كار حقيقت مذكور ادامه نيافت. البته حضرت حق را سپاس بيحد و حصر، كه هويت معنوي آن مدرسه در استان اسپارتا تأسيس گرديد و موجب تجسم رسالهي نور شد. ان شاء الله شاگردان رساله نور در آينده موفق به تأسيس صورت مادي آن حقيقت عالي نيز خواهند شد.پنج شش سال بعد به آنكارا رفتم و دوباره به كار همان حقيقت پرداختم. با امضاي صد و شصت و سه نماينده از دويست نماينده مجلس صد و پنجاه هزار اسكناس به مدرسه ما تخصيص و ابلاغ شد؛ ولي متأسفانه مدارس را تعطيل كردند و كار حقيقت مذكور ادامه نيافت. البته حضرت حق را سپاس بيحد و حصر، كه هويت معنوي آن مدرسه در استان اسپارتا تأسيس گرديد و موجب تجسم رسالهي نور شد. ان شاء الله شاگردان رساله نور در آينده موفق به تأسيس صورت مادي آن حقيقت عالي نيز خواهند شد.
سعيد قديمي علاوه بر مخالفت شديدي كه با كميته اتحاد و ترقي داشت به آنها متعهد بود و تقديرهاي جانبدارانهيي از دولت آنها به خصوص از ارتش ميكرد، و براساس يك حس قبل الوقوع دانسته بود كه قريب يك ميليون شهيد در مرتبه اوليا بعد از شش هفت سال در آن جماعت نظامي و ملي (كه شبيه دوغ داراي روغن بود) ظهور خواهند كرد. لذا بياختيار و به رغم مشرب مخالف خويش چهار سال هوادار آنها بود. با تلاطم حاصل از جنگ جهاني سابق، روغن و چربي مباركشان از دست رفت و چون دوغي شدند كه فاقد روغن و چربي باشد. پس سعيد جديد نيز به مخالفت با سعيد قديمي پرداخت و دوباره مجاهدات خود را در پيش گرفت.سعيد قديمي علاوه بر مخالفت شديدي كه با كميته اتحاد و ترقي داشت به آنها متعهد بود و تقديرهاي جانبدارانهيي از دولت آنها به خصوص از ارتش ميكرد، و براساس يك حس قبل الوقوع دانسته بود كه قريب يك ميليون شهيد در مرتبه اوليا بعد از شش هفت سال در آن جماعت نظامي و ملي (كه شبيه دوغ داراي روغن بود) ظهور خواهند كرد. لذا بياختيار و به رغم مشرب مخالف خويش چهار سال هوادار آنها بود. با تلاطم حاصل از جنگ جهاني سابق، روغن و چربي مباركشان از دست رفت و چون دوغي شدند كه فاقد روغن و چربي باشد. پس سعيد جديد نيز به مخالفت با سعيد قديمي پرداخت و دوباره مجاهدات خود را در پيش گرفت.
معناي واقعي احاديث صحيحِ مربوط به نزول عيسي (ع) در آخر الزمان و كشته شدن دجال به دست او دانسته نشده است. از اينرو برخي از عالمان ظاهري با اكتفا به ظاهر آن دسته از احاديث و روايات دچار شبهه شده، يا اينكه صحت آنها را انكار كرده يا معنايي خرافي به آنها دادهاند و به نحوي كه گويا در انتظار وضع محالي هستند موجب ضرر و زيان مسلمين ميشوند. ملحدان نيز با بهانهمعناي واقعي احاديث صحيحِ مربوط به نزول عيسي (ع) در آخر الزمان و كشته شدن دجال به دست او دانسته نشده است. از اينرو برخي از عالمان ظاهري با اكتفا به ظاهر آن دسته از احاديث و روايات دچار شبهه شده، يا اينكه صحت آنها را انكار كرده يا معنايي خرافي به آنها دادهاند و به نحوي كه گويا در انتظار وضع محالي هستند موجب ضرر و زيان مسلمين ميشوند. ملحدان نيز با بهانه
— 106 —
قرار دادن اين قبيل احاديث كه در ظاهر دور از عقل و خرد هستند حقايق اسلامي را تحقير كرده و به آنها تعرض ميكنند. رساله نور تأويلهاي حقيقي اين نوع احاديث متشابه را به مدد فيض قرآن نشان داده است. در اينجا فقط يك مورد را به عنوان نمونه بيان ميكنيم:قرار دادن اين قبيل احاديث كه در ظاهر دور از عقل و خرد هستند حقايق اسلامي را تحقير كرده و به آنها تعرض ميكنند. رساله نور تأويلهاي حقيقي اين نوع احاديث متشابه را به مدد فيض قرآن نشان داده است. در اينجا فقط يك مورد را به عنوان نمونه بيان ميكنيم:
روايت است كه حضرت عيسي (ع) هنگام مبارزه با دجال و زماني كه قصد دارد او را از بين ببرد ده آرشين هر آرشين ٦٨ سانتيمتر است. م. بالا ميپرد و شمشير خود را به زانوي او ميرساند؛ اين نشان ميدهد كه جثه دجال بزرگتر از قامت حضرت عيسي (ع) است. معلوم ميشود دجال بايد ده و شايد بيست برابر بلند قامتتر از حضرت عيسي (ع) باشد. افاده ظاهري اين روايت منافي سرّ تكليف و امتحان است و با عادت الهيِ جاري در ميان نوع بشر موافقت ندارد.روايت است كه حضرت عيسي (ع) هنگام مبارزه با دجال و زماني كه قصد دارد او را از بين ببرد ده آرشين هر آرشين ٦٨ سانتيمتر است. م. بالا ميپرد و شمشير خود را به زانوي او ميرساند؛ اين نشان ميدهد كه جثه دجال بزرگتر از قامت حضرت عيسي (ع) است. معلوم ميشود دجال بايد ده و شايد بيست برابر بلند قامتتر از حضرت عيسي (ع) باشد. افاده ظاهري اين روايت منافي سرّ تكليف و امتحان است و با عادت الهيِ جاري در ميان نوع بشر موافقت ندارد.
بايد دانست يكي از معاني متعدد و كاملاً موافق با حق و محض حق و عين حقيقتِ حديث مذكور در اين زمانه نيز ظهور يافته است تا زنديقهايي را كه اين روايت و حديث را ی حاشا! ی محال و خرافه گمان كردهاند به سكوت وا دارد و روحانيون ظاهري را كه ظاهر روايت را عين حقيقت دانسته و به رغم مشاهده بخشي از حقايق حديث همچنان در انتظار بهسر ميبرند بيدار نمايد. حقيقت مطلب چنين است:بايد دانست يكي از معاني متعدد و كاملاً موافق با حق و محض حق و عين حقيقتِ حديث مذكور در اين زمانه نيز ظهور يافته است تا زنديقهايي را كه اين روايت و حديث را ی حاشا! ی محال و خرافه گمان كردهاند به سكوت وا دارد و روحانيون ظاهري را كه ظاهر روايت را عين حقيقت دانسته و به رغم مشاهده بخشي از حقايق حديث همچنان در انتظار بهسر ميبرند بيدار نمايد. حقيقت مطلب چنين است:
دولتي را فرض كنيد كه براي حفاظت از مسيحيت و عادات جاري آن تلاش ميكند؛ و دولت ديگري را تصور كنيد كه براي تأمين منافع پست خويش با اعلام رسمي به الحاد و بلشويسم كمك كرده و براي ترويج آن ميكوشد. حال اگر شخصيت معنوي دولت نخست كه با دولتهاي جبار و فتنه انگيز طرفدار بيديني در آسيا و در ميان مسلمانان در محاربه است تمثّل يابد و از آن سو شخصيت معنوي همهي طرفداران جريان الحاد نيز تجسم يابد يكي از معاني عيني حديثي كه گفتيم معاني متعدد دارد، به سه جهت در اين زمان ظهور ميكند. اگر دولت غالب نتيجه جنگ را از آن خود كند و پيروز شود اين معناي اشاري نيز مرتبهدولتي را فرض كنيد كه براي حفاظت از مسيحيت و عادات جاري آن تلاش ميكند؛ و دولت ديگري را تصور كنيد كه براي تأمين منافع پست خويش با اعلام رسمي به الحاد و بلشويسم كمك كرده و براي ترويج آن ميكوشد. حال اگر شخصيت معنوي دولت نخست كه با دولتهاي جبار و فتنه انگيز طرفدار بيديني در آسيا و در ميان مسلمانان در محاربه است تمثّل يابد و از آن سو شخصيت معنوي همهي طرفداران جريان الحاد نيز تجسم يابد يكي از معاني عيني حديثي كه گفتيم معاني متعدد دارد، به سه جهت در اين زمان ظهور ميكند. اگر دولت غالب نتيجه جنگ را از آن خود كند و پيروز شود اين معناي اشاري نيز مرتبه
— 107 —
معناي صريح را بهدست ميآورد؛ و اگر كاملاً پيروز نشود باز هم يك معناي موافق اشاريست.معناي صريح را بهدست ميآورد؛ و اگر كاملاً پيروز نشود باز هم يك معناي موافق اشاريست.
جهت اول: اگر جماعت روحانيون عيسوي كه حقيقت دين مسيحيت را اساس قرار ميدهند و جماعتي كه در برابر آنان شروع به ترويج بيديني كردهاند تجسم يابند در برابر انساني به بلنداي يك مناره، به اندازه يك كودك هم نخواهند بود.جهت اول: اگر جماعت روحانيون عيسوي كه حقيقت دين مسيحيت را اساس قرار ميدهند و جماعتي كه در برابر آنان شروع به ترويج بيديني كردهاند تجسم يابند در برابر انساني به بلنداي يك مناره، به اندازه يك كودك هم نخواهند بود.
جهت دوم: دولتي را فرض كنيد كه با اعلام رسمي، به خداوند استناد ميكند و ميگويد بيديني و الحاد را ريشه كن كرده و از اسلام و مسلمين حمايت خواهد كرد، و داراي صد ميليون و اندي جمعيت نيز هست؛ دولت ديگري را تصور بفرماييد كه بر جمعيتي قريب به چهارصد ميليون نفر حكم ميراند و چين و آمريكا نيز ی كه حدود چهارصد ميليون نفر جمعيت دارند ی متفق آن هستند؛ علاوه بر اين بلشويكها نيز هم پيمان و پشتيبانشان هستند؛ حال اگر شخصيت معنوي جماعت رزمنده در دولت اول ی كه بر حاميان الحاد ضربههاي مرگ بار و پيروزمندانهيي وارد كرده است ی همچنين شخصيت معنوي بيدينان و طرفداران شان تجسم يابند باز هم در برابر انساني به بلنداي يك مناره قامت انساني كوچك خواهند داشت. در يك روايت گفته ميشود: "دجال دنيا را زير سلطه ميگيرد". معناي اين سخن آن است كه اكثريت مطلق طرفدار او ميشوند، اينك نيز همانطور شده است.جهت دوم: دولتي را فرض كنيد كه با اعلام رسمي، به خداوند استناد ميكند و ميگويد بيديني و الحاد را ريشه كن كرده و از اسلام و مسلمين حمايت خواهد كرد، و داراي صد ميليون و اندي جمعيت نيز هست؛ دولت ديگري را تصور بفرماييد كه بر جمعيتي قريب به چهارصد ميليون نفر حكم ميراند و چين و آمريكا نيز ی كه حدود چهارصد ميليون نفر جمعيت دارند ی متفق آن هستند؛ علاوه بر اين بلشويكها نيز هم پيمان و پشتيبانشان هستند؛ حال اگر شخصيت معنوي جماعت رزمنده در دولت اول ی كه بر حاميان الحاد ضربههاي مرگ بار و پيروزمندانهيي وارد كرده است ی همچنين شخصيت معنوي بيدينان و طرفداران شان تجسم يابند باز هم در برابر انساني به بلنداي يك مناره قامت انساني كوچك خواهند داشت. در يك روايت گفته ميشود: "دجال دنيا را زير سلطه ميگيرد". معناي اين سخن آن است كه اكثريت مطلق طرفدار او ميشوند، اينك نيز همانطور شده است.
جهت سوم: اگر كشور كوچكي ی كه حتي يك چهارم اروپا هم نميشود ی در اروپا كه كوچكترين قاره در ميان چهار قاره كره زمين استراليا در نظر گرفته نشده است. است پيروزمندانه با آسيا و آفريقا و آمريكا و استراليا بجنگد و همراه با دولتي كه مدعي وكالت حضرت عيسي(ع) است با استناد به دين در برابر جريان الحادي بسيار مستبد، با كمك چتربازهاي آسماني مبارزه و نبرد كند؛ اگر شخصيت معنوي دولت مذكور و دول ديگر در صورت انسان متبلور شوند، و شخصيتهاي معنوي يادشده همانطور كه از ديرباز مرسوم جرايد بوده است براي نمايش قدرت حكومتها و درجه و مرتبهجهت سوم: اگر كشور كوچكي ی كه حتي يك چهارم اروپا هم نميشود ی در اروپا كه كوچكترين قاره در ميان چهار قاره كره زمين استراليا در نظر گرفته نشده است. است پيروزمندانه با آسيا و آفريقا و آمريكا و استراليا بجنگد و همراه با دولتي كه مدعي وكالت حضرت عيسي(ع) است با استناد به دين در برابر جريان الحادي بسيار مستبد، با كمك چتربازهاي آسماني مبارزه و نبرد كند؛ اگر شخصيت معنوي دولت مذكور و دول ديگر در صورت انسان متبلور شوند، و شخصيتهاي معنوي يادشده همانطور كه از ديرباز مرسوم جرايد بوده است براي نمايش قدرت حكومتها و درجه و مرتبه
— 108 —
دولتها بر روي جريده زمين و بر صفحه اين عصر، نقش و تصوير هر يك از آنها به صورت انسان تمثّل يابد، يكي از معاني متعدد حديث شريفِ ذكر شده ی كه واقعه آخر الزمان را از نوع اِخبار غيبي بيان ميدارد ی به نحو تمام و بروز مييابد.دولتها بر روي جريده زمين و بر صفحه اين عصر، نقش و تصوير هر يك از آنها به صورت انسان تمثّل يابد، يكي از معاني متعدد حديث شريفِ ذكر شده ی كه واقعه آخر الزمان را از نوع اِخبار غيبي بيان ميدارد ی به نحو تمام و بروز مييابد.
حتي يكي از معاني اشاري درباره نزول شخص عيسي (ع) از آسمان، طايفهييست كه حضرت عيسي (ع) را نمايندگي ميكند و حركتاش به نام اوست و به نحوي كه تا به حال ديده و شنيده نشده، با هواپيماها و چتربازها مانند بلاي آسماني نازل ميگردد و نيروهايش را پشت سر دشمن پياده ميكند و مثالي عيني از نزول حضرت عيسي (ع) را نشان ميدهد.حتي يكي از معاني اشاري درباره نزول شخص عيسي (ع) از آسمان، طايفهييست كه حضرت عيسي (ع) را نمايندگي ميكند و حركتاش به نام اوست و به نحوي كه تا به حال ديده و شنيده نشده، با هواپيماها و چتربازها مانند بلاي آسماني نازل ميگردد و نيروهايش را پشت سر دشمن پياده ميكند و مثالي عيني از نزول حضرت عيسي (ع) را نشان ميدهد.
آري، نزول آسماني حضرت عيسي براساس حديث فوق قطعيست و با معناي اشاري آن حقايق ديگري روشن ميشود؛ علاوه بر آن به صورت اعجاز آميزي بر حقيقت مورد نظر اشارت دارد. براساس سؤال و اصرار امين و فيضي ی كه خسروي كوچك است ی به قصد حفاظت از ايمان برخي درماندگان در برابر شبهات، در آغاز نيت كرده بودم دو سه سطري بنويسم اما مطلب خارج از اختيار من مفصل شد. حكمت آن را نيز ندانستيم و با اين باور كه حتماً حكمتي دارد آن را به همان شكل باقي گذاشتيم. عذر ما را بپذيريد؛ فرصت براي تصحيح اين يادداشت و اعمال دقت لازم را نيافتيم؛ لذا آشفته ماند.آري، نزول آسماني حضرت عيسي براساس حديث فوق قطعيست و با معناي اشاري آن حقايق ديگري روشن ميشود؛ علاوه بر آن به صورت اعجاز آميزي بر حقيقت مورد نظر اشارت دارد. براساس سؤال و اصرار امين و فيضي ی كه خسروي كوچك است ی به قصد حفاظت از ايمان برخي درماندگان در برابر شبهات، در آغاز نيت كرده بودم دو سه سطري بنويسم اما مطلب خارج از اختيار من مفصل شد. حكمت آن را نيز ندانستيم و با اين باور كه حتماً حكمتي دارد آن را به همان شكل باقي گذاشتيم. عذر ما را بپذيريد؛ فرصت براي تصحيح اين يادداشت و اعمال دقت لازم را نيافتيم؛ لذا آشفته ماند.
— 109 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفَاتِ الْقُرْانِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفَاتِ الْقُرْانِ
برادران عزيز و دوستان صديقام!برادران عزيز و دوستان صديقام!
سلامت و سعادتمند باشيد! سعي و تلاش بسيار جدي شما شوق و اشتياق همه را در اينجا و در هر جاي ديگر بيدار ميكند. حضرت حق را سپاس بيپايان كه فتوحات و موفقيتهاي رساله نور رفته رفته بيشتر ميشود. اهل ايمان پي به زخمهاي خود ميبرند و علاج شان را در رساله نور مييابند.سلامت و سعادتمند باشيد! سعي و تلاش بسيار جدي شما شوق و اشتياق همه را در اينجا و در هر جاي ديگر بيدار ميكند. حضرت حق را سپاس بيپايان كه فتوحات و موفقيتهاي رساله نور رفته رفته بيشتر ميشود. اهل ايمان پي به زخمهاي خود ميبرند و علاج شان را در رساله نور مييابند.
به اشارت دو آيهيي كه حافظ علي در نامهاش نوشته بود توجه كرديم. ما نيز چون صاحب كارخانهي نور بسيار مسرور و شادمان شديم. "سي و سه" آيهيي كه با اشاره غيبي از رساله نور خبر ميدهند با آيهي شَهِدَ اللهُ (آلعمران: ١٨) خاتمه مييابند، لذا در به روي اشارت اين دو آيه جديد به صورت مستقل گشوده نشد. همينطور فعلاً دانسته نشد اين دو آيه تتمه كدام يك از سي و سه آيه مذكور خواهند بود. اما اين قدر دانستيم كه فقرهي بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ (عبس: ١٥ی١٦) طبق معناي اشاري ناظر است بر ناشر و كاتبان رساله نور. همچنين فقره يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً، فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (بينه: ٢ ی ٣) نيز با معناي اشاري ناظر است بر اجزا و صفحات و كتابهاي رساله نور. ما براساس حساب جفر اجمالاً دانستيم كه بعد از (سال) هزار و سيصد و شصت و اندي اين وضعيت درخشان را نشان خواهند داد. كارخانه نور قرار بود باغچهيي از گل زيباي محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام به ما هديه دهد. با تمام روح و جانمان در انتظار آن هستيم.به اشارت دو آيهيي كه حافظ علي در نامهاش نوشته بود توجه كرديم. ما نيز چون صاحب كارخانهي نور بسيار مسرور و شادمان شديم. "سي و سه" آيهيي كه با اشاره غيبي از رساله نور خبر ميدهند با آيهي شَهِدَ اللهُ (آلعمران: ١٨) خاتمه مييابند، لذا در به روي اشارت اين دو آيه جديد به صورت مستقل گشوده نشد. همينطور فعلاً دانسته نشد اين دو آيه تتمه كدام يك از سي و سه آيه مذكور خواهند بود. اما اين قدر دانستيم كه فقرهي بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ (عبس: ١٥ی١٦) طبق معناي اشاري ناظر است بر ناشر و كاتبان رساله نور. همچنين فقره يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً، فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (بينه: ٢ ی ٣) نيز با معناي اشاري ناظر است بر اجزا و صفحات و كتابهاي رساله نور. ما براساس حساب جفر اجمالاً دانستيم كه بعد از (سال) هزار و سيصد و شصت و اندي اين وضعيت درخشان را نشان خواهند داد. كارخانه نور قرار بود باغچهيي از گل زيباي محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام به ما هديه دهد. با تمام روح و جانمان در انتظار آن هستيم.
خداوند را سپاس، شاگردان رساله نور كه در اين زمان موفق به كسب كمال ايمان در دايره سنت سنيه شدهاند نظر اوليا و مرشدان را به خود جلب ميكنند؛خداوند را سپاس، شاگردان رساله نور كه در اين زمان موفق به كسب كمال ايمان در دايره سنت سنيه شدهاند نظر اوليا و مرشدان را به خود جلب ميكنند؛
— 110 —
لذا مرشدان حقيقي كه هميشه و در هر زمان وجود دارند در زمان حاضر مشتريان شاگردان رساله نور ميشوند. با يكي از آنها كه مواجه شوند قدر و منزلت بيست مريد را برايش قائل ميشوند.لذا مرشدان حقيقي كه هميشه و در هر زمان وجود دارند در زمان حاضر مشتريان شاگردان رساله نور ميشوند. با يكي از آنها كه مواجه شوند قدر و منزلت بيست مريد را برايش قائل ميشوند.
در مقابل ترشحات دلنشين و پرجاذبه ولايت، مشقت و مجاهدات و دشواريهايي در مسير خدمت به رساله نور وجود دارد، لذا با اين انديشه كه حقيقتِ خطاب به فيضي براي آن طرف نيز مفيد خواهد بود آن را ارسال ميدارد.در مقابل ترشحات دلنشين و پرجاذبه ولايت، مشقت و مجاهدات و دشواريهايي در مسير خدمت به رساله نور وجود دارد، لذا با اين انديشه كه حقيقتِ خطاب به فيضي براي آن طرف نيز مفيد خواهد بود آن را ارسال ميدارد.
به تك تك برادرانام سلام ميفرستم.به تك تك برادرانام سلام ميفرستم.
برادرم فيضي!برادرم فيضي!
اگر ميخواهي شبيه قهرمانان اسپارتا شوي بايد كاملاً مانند آنها باشي. در زندان شيخ و مرشد مهمي و ولي پرجاذبهيي از شخصيتهاي نقشبنديه، چهار ماه متوالي براي پنجاه شصت نفر از شاگردان رساله نور صحبت ميكرد تا آنها را به خود متمايل كند؛ با اين حال فقط توانست يك نفر را آن هم به طور موقت جذب كند. باقي افراد در برابر آن شيخ پرجاذبه به روش خود ادامه دادند. آنها به اين نتيجه رسيده بودند كه خدمت ايمانيِ عالي و ارزشمند رساله نور برايشان كافيست.اگر ميخواهي شبيه قهرمانان اسپارتا شوي بايد كاملاً مانند آنها باشي. در زندان شيخ و مرشد مهمي و ولي پرجاذبهيي از شخصيتهاي نقشبنديه، چهار ماه متوالي براي پنجاه شصت نفر از شاگردان رساله نور صحبت ميكرد تا آنها را به خود متمايل كند؛ با اين حال فقط توانست يك نفر را آن هم به طور موقت جذب كند. باقي افراد در برابر آن شيخ پرجاذبه به روش خود ادامه دادند. آنها به اين نتيجه رسيده بودند كه خدمت ايمانيِ عالي و ارزشمند رساله نور برايشان كافيست.
بصيرت قلبي آن شاگردان (رساله نور) اين حقيقت را دريافته است كه خدمت با رساله نور، ايمان را نجات ميدهد، ولي طريقت و مرشد فرد را به مرتبه ولايت ميرساند؛ نجات ايمان يك فرد مهمتر و داراي ثواب بيشتري از رساندن ده مؤمن به درجه ولايت است، زيرا ايمان، سعادت ابدي را نصيب فرد ميكند، لذا سلطنت باقي و ماندگاري به اندازه تمام كره زمين را در اختيار مؤمن ميگذارد. اما ولايت، بهشت مؤمن را گستردهتر و درخشانتر ميكند. پادشاه كردن يك فرد خدمتيست كه ثواب آن از سردار كردن ده سرباز بيشتر است.بصيرت قلبي آن شاگردان (رساله نور) اين حقيقت را دريافته است كه خدمت با رساله نور، ايمان را نجات ميدهد، ولي طريقت و مرشد فرد را به مرتبه ولايت ميرساند؛ نجات ايمان يك فرد مهمتر و داراي ثواب بيشتري از رساندن ده مؤمن به درجه ولايت است، زيرا ايمان، سعادت ابدي را نصيب فرد ميكند، لذا سلطنت باقي و ماندگاري به اندازه تمام كره زمين را در اختيار مؤمن ميگذارد. اما ولايت، بهشت مؤمن را گستردهتر و درخشانتر ميكند. پادشاه كردن يك فرد خدمتيست كه ثواب آن از سردار كردن ده سرباز بيشتر است.
حال اگر عقل بعضي از برادران اسپارتايي تو اين سرّ دقيق را درك نكند، قلب عموم آنها درك كرده كه دوستي با فرد بيچارهي گناهكاري چون من را بر اوليا و ی اگر مجتهدي يافت ميشد ی بر مجتهدان نيز ترجيح دادند.حال اگر عقل بعضي از برادران اسپارتايي تو اين سرّ دقيق را درك نكند، قلب عموم آنها درك كرده كه دوستي با فرد بيچارهي گناهكاري چون من را بر اوليا و ی اگر مجتهدي يافت ميشد ی بر مجتهدان نيز ترجيح دادند.
— 111 —
با توجه به اين حقيقت، اگر قطب يا غوث اعظمي به اين شهر آيد و مدعي شود كه تو را در ده روز به مرتبه ولايت خواهم رساند، و تو نيز اگر رساله نور را رها كرده و نزد او بروي، نخواهي توانست دوست قهرمانان اسپارتا شوي.با توجه به اين حقيقت، اگر قطب يا غوث اعظمي به اين شهر آيد و مدعي شود كه تو را در ده روز به مرتبه ولايت خواهم رساند، و تو نيز اگر رساله نور را رها كرده و نزد او بروي، نخواهي توانست دوست قهرمانان اسپارتا شوي.
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ حُرُوفِ مَا اَرْسَلْتُمْ لَنَا مِنَ الرَّسَائِلِ فى عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ هذِهِ اللَّيْلَةِ الرَّغَائِبِ وَ لَيْلَةِ الْمِعْرَاجِ وَلَيْلَةِ الْبَرَاتِ وَلَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَعْطَاكُمُ اللّهُ بِعَدَدِهَا ثَوَابًا وَحَسَنَاتٍ آمينَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ حُرُوفِ مَا اَرْسَلْتُمْ لَنَا مِنَ الرَّسَائِلِ فى عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ هذِهِ اللَّيْلَةِ الرَّغَائِبِ وَ لَيْلَةِ الْمِعْرَاجِ وَلَيْلَةِ الْبَرَاتِ وَلَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَعْطَاكُمُ اللّهُ بِعَدَدِهَا ثَوَابًا وَحَسَنَاتٍ آمينَ
برادران عزيز و صديق من؛ دوستان صادق و فداكارم!برادران عزيز و صديق من؛ دوستان صادق و فداكارم!
اولاً: اين ماههاي مبارك سهگانه، و ليالي ارزشیمند و با بركت درون آن را به شما تبريك ميگوييم. حضرت حق در هر شب اين ماهها ثوابي به ارزش ليلةُ الرغائب و ليلةُ القدر نصيب شما گرداند! آمين.اولاً: اين ماههاي مبارك سهگانه، و ليالي ارزشیمند و با بركت درون آن را به شما تبريك ميگوييم. حضرت حق در هر شب اين ماهها ثوابي به ارزش ليلةُ الرغائب و ليلةُ القدر نصيب شما گرداند! آمين.
ثانياً: در برابیر هر حیرف هدايیاي نیوراني اينبار شیما، اميیدوارم حضیرت ارحمُ الراحمين هزار حسنه در دفتر اعمالتان بنويسد و هزار رحمت نثار روح "عاصم" كناد! آمين.ثانياً: در برابیر هر حیرف هدايیاي نیوراني اينبار شیما، اميیدوارم حضیرت ارحمُ الراحمين هزار حسنه در دفتر اعمالتان بنويسد و هزار رحمت نثار روح "عاصم" كناد! آمين.
ثالثاً: قلم خسرو كه از كليدهاي باكرامت و زيباي خزاين قرآن معجز البيان و رساله نور است، زيباييهاي پنهان "معجزات احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" را الحق و الانصاف در برابر ديدگان همه بسيار زيبا و درخشان به نمايش ميگذارد. حضرت حق اين قلم را در مسير اين خدمت موفق و پايدار فرمايد! آمين.ثالثاً: قلم خسرو كه از كليدهاي باكرامت و زيباي خزاين قرآن معجز البيان و رساله نور است، زيباييهاي پنهان "معجزات احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" را الحق و الانصاف در برابر ديدگان همه بسيار زيبا و درخشان به نمايش ميگذارد. حضرت حق اين قلم را در مسير اين خدمت موفق و پايدار فرمايد! آمين.
كتاب معجزات قرآني علي كوچك در هيبت و سيستم علي بزرگ ی كه قهرمان كبير هيأت خجستگان است ی وضعيتي چون الماسي جاودان كاملاً مطابق باكتاب معجزات قرآني علي كوچك در هيبت و سيستم علي بزرگ ی كه قهرمان كبير هيأت خجستگان است ی وضعيتي چون الماسي جاودان كاملاً مطابق با
— 112 —
معجزات احمدي يافت. ارحم الراحمين در برابر هر حرف، ده ثواب نصيب كاتباش كناد! آمين.معجزات احمدي يافت. ارحم الراحمين در برابر هر حرف، ده ثواب نصيب كاتباش كناد! آمين.
هداياي محمد طاهري خيرُ الخلف لطفيِ كوچك و قهرمان آتابِيْ روستايي در استان اسپارتا .م. براي اين حوالي بسيار ارزشمند است. رحمان رحيم از خزانه رحمتاش، مقابل هر حرف و كلمه، رحمت نثار او و پدرش كناد! آمين.هداياي محمد طاهري خيرُ الخلف لطفيِ كوچك و قهرمان آتابِيْ روستايي در استان اسپارتا .م. براي اين حوالي بسيار ارزشمند است. رحمان رحيم از خزانه رحمتاش، مقابل هر حرف و كلمه، رحمت نثار او و پدرش كناد! آمين.
ان شاء الله قلم قدرتمند "حسن عَلَوي آيدينلي" مسئوليت نوريه نيمه تمام مرحوم "عاصم" را تكميل خواهد كرد و او با آن قلم زيبا روح عاصم و لطيف را شاد ميكند. هديه كوچك او بهواسطه احساس خدمات پيشرو و ارزشمند آنها موقعيت عظيمي بهدست آورد. خداوند از او خرسند باد! آمين.ان شاء الله قلم قدرتمند "حسن عَلَوي آيدينلي" مسئوليت نوريه نيمه تمام مرحوم "عاصم" را تكميل خواهد كرد و او با آن قلم زيبا روح عاصم و لطيف را شاد ميكند. هديه كوچك او بهواسطه احساس خدمات پيشرو و ارزشمند آنها موقعيت عظيمي بهدست آورد. خداوند از او خرسند باد! آمين.
دوست داشتم در پاسخ به نامه برادرمان رأفت بيگ از اركان اصلي رساله نور كه با پرسشهاي خود در رسالهها جايگاه مهمي دارد و به لحاظ معنا با رساله نور زندگاني ميكند، و خسرو كه در كارخانه گل، باغچهيي براي گلهاي محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلامايجاد كرده است نامههاي جداگانهيي بنويسم، اما فعلاً زمان اجازه اين كار را نداده است.دوست داشتم در پاسخ به نامه برادرمان رأفت بيگ از اركان اصلي رساله نور كه با پرسشهاي خود در رسالهها جايگاه مهمي دارد و به لحاظ معنا با رساله نور زندگاني ميكند، و خسرو كه در كارخانه گل، باغچهيي براي گلهاي محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلامايجاد كرده است نامههاي جداگانهيي بنويسم، اما فعلاً زمان اجازه اين كار را نداده است.
برادران عزيز و صديقام! از نامههايتان چنان مسرور شدم كه قادر به بياناش نيستم. مخصوصاً در دو نامه بسيار گرانقدر خسرو گفته ميشود كه رساله نور در روستاي حاجي حافظ بهطرز فوق العادهيي گسترش يافته و شناخته شده است؛ اين دو نامه در اين حوالي چون نسخهيي شفابخش مانند حجتي قاطع نگهداري شده و چون تازيانهيي مشوق به طلبهها نشان داده ميشود.برادران عزيز و صديقام! از نامههايتان چنان مسرور شدم كه قادر به بياناش نيستم. مخصوصاً در دو نامه بسيار گرانقدر خسرو گفته ميشود كه رساله نور در روستاي حاجي حافظ بهطرز فوق العادهيي گسترش يافته و شناخته شده است؛ اين دو نامه در اين حوالي چون نسخهيي شفابخش مانند حجتي قاطع نگهداري شده و چون تازيانهيي مشوق به طلبهها نشان داده ميشود.
— 113 —
رساله نور معجزه معنوي قرآن است و ما در اينجاهر روز اذعان ميكنيم كه قلم خسرو نيز از كرامات پرقوت رساله نور است. دوست داشتيم در پاسخ به نامه خسرو، نامه مفصلي بنويسيم اما موفق به عملي كردن آرزويمان نشديم.رساله نور معجزه معنوي قرآن است و ما در اينجاهر روز اذعان ميكنيم كه قلم خسرو نيز از كرامات پرقوت رساله نور است. دوست داشتيم در پاسخ به نامه خسرو، نامه مفصلي بنويسيم اما موفق به عملي كردن آرزويمان نشديم.
نامه علي كوچك از قهیرمانان هيأت ارجمندان نيز اميید بزرگي به من داد. برادر بزرگ او مصطفي خلوصي ارجمند و بزرگوار ی كه واقعاً خلف تام مرحوم عبدالرحمان بود ی پسري دارد به نام حافظ احمد؛ او نيز طبق روش پدر و عموهايش به رساله نور خدمت ميكند و اين امر مرا چنان شاد كرد كه احساس كردم عبدالرحمان دوباره به دنيا آمده است.نامه علي كوچك از قهیرمانان هيأت ارجمندان نيز اميید بزرگي به من داد. برادر بزرگ او مصطفي خلوصي ارجمند و بزرگوار ی كه واقعاً خلف تام مرحوم عبدالرحمان بود ی پسري دارد به نام حافظ احمد؛ او نيز طبق روش پدر و عموهايش به رساله نور خدمت ميكند و اين امر مرا چنان شاد كرد كه احساس كردم عبدالرحمان دوباره به دنيا آمده است.
"طاهر و عبدالله چاووش" كه اجازه نميدهند جاي لطفي و ذكايي دو شاگرد ارجمند رساله نور در آراس آتابِيْ خالي بماند خدماتي در مسير رساله نور داشته و دارند كه نگراني مرا درباره آن منطقه به كلي از بين برده است. بيماري حسين پسر اسماعيل متأثرم كرد. ان شاء الله لطفيِ كاملي ميشود و خدمات زيادي خواهد داشت. نامههاي دريافتي شما در اينجا با اندكي توضيح در "لاحقه" درج ميگردد. اينبار براي شما حاشيهيي بر رساله "حجاب" ميفرستيم كه همراه است با يك هشدار ناگهاني بر قلب، هشداري كه مربوط است به يك حقيقت مجمل كه بهطرز غيبي از سرّ محرمانه «إِنّا أَعْطَيْنا» استخراج شده است. ماههاي "مبارك" سهگانه عمري هشتاد و چند ساله نصيب آدمي ميكند. ترديدي نيست كه مجاهداني چون شما در بهدست آوردن آن خواهند كوشيد. حضرت حق هر شب اين سه ماه را براي شما چون شبهاي معراج و برات و قدر ارزشمند كناد! آمين."طاهر و عبدالله چاووش" كه اجازه نميدهند جاي لطفي و ذكايي دو شاگرد ارجمند رساله نور در آراس آتابِيْ خالي بماند خدماتي در مسير رساله نور داشته و دارند كه نگراني مرا درباره آن منطقه به كلي از بين برده است. بيماري حسين پسر اسماعيل متأثرم كرد. ان شاء الله لطفيِ كاملي ميشود و خدمات زيادي خواهد داشت. نامههاي دريافتي شما در اينجا با اندكي توضيح در "لاحقه" درج ميگردد. اينبار براي شما حاشيهيي بر رساله "حجاب" ميفرستيم كه همراه است با يك هشدار ناگهاني بر قلب، هشداري كه مربوط است به يك حقيقت مجمل كه بهطرز غيبي از سرّ محرمانه «إِنّا أَعْطَيْنا» استخراج شده است. ماههاي "مبارك" سهگانه عمري هشتاد و چند ساله نصيب آدمي ميكند. ترديدي نيست كه مجاهداني چون شما در بهدست آوردن آن خواهند كوشيد. حضرت حق هر شب اين سه ماه را براي شما چون شبهاي معراج و برات و قدر ارزشمند كناد! آمين.
— 114 —
بااهميت و تاحدودي محرمانه است بااهميت و تاحدودي محرمانه است
برادران عزيزم! آن چه براساس علم جفر از سرّ محرمانه «إِنّا أَعْطَيْنا» به طور الهام و مطابق با حقيقت استنباط كردم، مانند بشارتهاي غيبي در رساله مناظرات كه گفته شده بود: "نوري درخشيدن خواهد گرفت و آن را خواهيم ديد" در تطبيق با انديشههايم دچار اشكال شد. اين اشكال مرا به فكر فرو ميبرد. بشارت نوريه در رسالههايي مانند "مناظرات و سنوحات" توسط رساله نور بهطور كامل حل شد؛ همچنان كه به جاي يك دايره وسيع سياسي با دايرهيي نوراني و والا اشكال مذكور را برطرف نمود، در سرّ محرمانه «إِنّا أَعْطَيْنا» نيز استخراج جفري، دايرهي وسيعي را در بر ميگيرد و چنين معنايي را افاده ميكند كه دوازده سيزده سال بعد «بر سر كساني كه بر اسلام صدمه ميزنند چنان ضربه سهمگيني وارد خواهد شد كه آن را تا قيامت فراموش نخواهند كرد». با اين حال برخلاف بشارت نور، در عالم فكر اين موضوع را بر دايرهيي تنگ و دولتي خاص تطبيق نمودم يعني قدرت تفكرم نتوانست بر دايره گسترده ياد شده احاطه يابد پس صورت آن حقيقت را تغيير داد. البته اين در حاليست كه در تاريخِ نشان داده شده توسط استخراج مذكور، مؤسس و سردمدار آن رژيم از دنيا رفت و ضربهاش را خورد. فردي كه گفتيم در همان سال از دنيا رفت رييس يك جريان دهشتناك و پنهان پشت پرده بود كه اكثريت كره زمين و بخش عظيمي از نوع بشر را تحت حكومت استبدادي خود داشت يا بهتر است بگوييم او كه يكي از هزاران سردمدار و دهشتناكترين فرد جريان مذكور بود، در همان زمان سيلي خورد و سال هنوز به اتمام نرسيده بود كه همه سران و طرفداران آن جريان دهشتانگيز چنان در معرض سيليهاي دهشتناك آسماني و مصايب شديد هولناك قرار گرفتند كه عذاباش را تا قيامت متحمل خواهند شد و ميشوند. آنها مجازات جناياتي را كه در حق اديان آسماني و اسلام روا داشتند در دايرهي وسيعي ديدند و ميبينند. با خباثت مدنيت بدونبرادران عزيزم! آن چه براساس علم جفر از سرّ محرمانه «إِنّا أَعْطَيْنا» به طور الهام و مطابق با حقيقت استنباط كردم، مانند بشارتهاي غيبي در رساله مناظرات كه گفته شده بود: "نوري درخشيدن خواهد گرفت و آن را خواهيم ديد" در تطبيق با انديشههايم دچار اشكال شد. اين اشكال مرا به فكر فرو ميبرد. بشارت نوريه در رسالههايي مانند "مناظرات و سنوحات" توسط رساله نور بهطور كامل حل شد؛ همچنان كه به جاي يك دايره وسيع سياسي با دايرهيي نوراني و والا اشكال مذكور را برطرف نمود، در سرّ محرمانه «إِنّا أَعْطَيْنا» نيز استخراج جفري، دايرهي وسيعي را در بر ميگيرد و چنين معنايي را افاده ميكند كه دوازده سيزده سال بعد «بر سر كساني كه بر اسلام صدمه ميزنند چنان ضربه سهمگيني وارد خواهد شد كه آن را تا قيامت فراموش نخواهند كرد». با اين حال برخلاف بشارت نور، در عالم فكر اين موضوع را بر دايرهيي تنگ و دولتي خاص تطبيق نمودم يعني قدرت تفكرم نتوانست بر دايره گسترده ياد شده احاطه يابد پس صورت آن حقيقت را تغيير داد. البته اين در حاليست كه در تاريخِ نشان داده شده توسط استخراج مذكور، مؤسس و سردمدار آن رژيم از دنيا رفت و ضربهاش را خورد. فردي كه گفتيم در همان سال از دنيا رفت رييس يك جريان دهشتناك و پنهان پشت پرده بود كه اكثريت كره زمين و بخش عظيمي از نوع بشر را تحت حكومت استبدادي خود داشت يا بهتر است بگوييم او كه يكي از هزاران سردمدار و دهشتناكترين فرد جريان مذكور بود، در همان زمان سيلي خورد و سال هنوز به اتمام نرسيده بود كه همه سران و طرفداران آن جريان دهشتانگيز چنان در معرض سيليهاي دهشتناك آسماني و مصايب شديد هولناك قرار گرفتند كه عذاباش را تا قيامت متحمل خواهند شد و ميشوند. آنها مجازات جناياتي را كه در حق اديان آسماني و اسلام روا داشتند در دايرهي وسيعي ديدند و ميبينند. با خباثت مدنيت بدون
— 115 —
ميم دنيا را آلودند به همين دليل در تاريخي كه استخراج مذكور نشان ميدهد چنان سيلي آسمانياي بر مدنيت بيميم وارد آمد كه آن را از ظلمانيترين وحشتها نيز پايينتر پرتاب كرد.ميم دنيا را آلودند به همين دليل در تاريخي كه استخراج مذكور نشان ميدهد چنان سيلي آسمانياي بر مدنيت بيميم وارد آمد كه آن را از ظلمانيترين وحشتها نيز پايينتر پرتاب كرد.
نتيجه: دايره وسيعي در سرّ «إِنّا أَعْطَيْنا» بر دايرهيي محدود تطبيق داده شده است. بشارت نور نيز دايرهيي محدود و معنوي اما متعالي را به صورت دايرهيي مادي و گسترده تصوير كرده بود.نتيجه: دايره وسيعي در سرّ «إِنّا أَعْطَيْنا» بر دايرهيي محدود تطبيق داده شده است. بشارت نور نيز دايرهيي محدود و معنوي اما متعالي را به صورت دايرهيي مادي و گسترده تصوير كرده بود.
حضرت حق را صد هزار بار شكر ميگويم كه اين دو خطا را با اخطار معنوي محكمي اصلاح كرد و مظهر سرّحضرت حق را صد هزار بار شكر ميگويم كه اين دو خطا را با اخطار معنوي محكمي اصلاح كرد و مظهر سرّ
يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍيُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ
(فرقان: ٧٠) قرار داد.(فرقان: ٧٠) قرار داد.
اَلْحَمْدُ ِللّهِ بِعَدَدِ ذَرَّاتِ الْكَائِنَاتِاَلْحَمْدُ ِللّهِ بِعَدَدِ ذَرَّاتِ الْكَائِنَاتِ
برادران عزيز من!برادران عزيز من!
مراقب باشيد بهواسطه اين يادداشت، راز پنهان مذكور را فاش نكرده و رساله ياد شده را نيز جستجو نكنيد، البته اين يادداشت را اگر بيضرر تشخيص داديد ميتوانيد آن را به افراد خاص نشان دهيد.مراقب باشيد بهواسطه اين يادداشت، راز پنهان مذكور را فاش نكرده و رساله ياد شده را نيز جستجو نكنيد، البته اين يادداشت را اگر بيضرر تشخيص داديد ميتوانيد آن را به افراد خاص نشان دهيد.
برادران عزيز و صديقام! پاسخ نامههاي اين بارتان پيش از دريافت، با يك اخطار معنوي و براساس كرامت نگاشته شده بود. معلوم ميشود صداقت فوق العاده صاحبان نامههاي مذكور به مرتبه كرامت ارتقا يافته است.برادران عزيز و صديقام! پاسخ نامههاي اين بارتان پيش از دريافت، با يك اخطار معنوي و براساس كرامت نگاشته شده بود. معلوم ميشود صداقت فوق العاده صاحبان نامههاي مذكور به مرتبه كرامت ارتقا يافته است.
برادرانام! اگر يك هزارم نظرها و تقديرهايي كه در نامههايتان آوردهايد متوجه من باشد خدا را بينهايت سپاسگزار خواهم بود. شايد در ميان طلبههاي بسيار رسالهي نور و شخصيت معنوي اين اثر، تأثير و راهبريهاي فرد عالي مقامي ی كه از او بيخبريم ی احساس ميشود. چنين چيزي در بيچارهيي چون من ی كه هزار درجه از آن دور هستم ی تصور ميشود. ان شاء الله اهميتي كه بيش از شايستگيام است و شما برايم قائل ميشويد ضرري برايتان نداشته باشد امابرادرانام! اگر يك هزارم نظرها و تقديرهايي كه در نامههايتان آوردهايد متوجه من باشد خدا را بينهايت سپاسگزار خواهم بود. شايد در ميان طلبههاي بسيار رسالهي نور و شخصيت معنوي اين اثر، تأثير و راهبريهاي فرد عالي مقامي ی كه از او بيخبريم ی احساس ميشود. چنين چيزي در بيچارهيي چون من ی كه هزار درجه از آن دور هستم ی تصور ميشود. ان شاء الله اهميتي كه بيش از شايستگيام است و شما برايم قائل ميشويد ضرري برايتان نداشته باشد اما
— 116 —
بدانيد كه براي سلامتي جريان رساله نور احتمالاً مُضر است. شما حقيقتي را احساس ميكنيد؛ ان شاء الله صداقت و اخلاص فوق العادهتان موجب ميشود حق را ببينيد اما انسان گاهي فريب ظاهر را ميخورد. ما مكلف به خدمتيم. نتايج و موفقيت به دست حضرت حق است.بدانيد كه براي سلامتي جريان رساله نور احتمالاً مُضر است. شما حقيقتي را احساس ميكنيد؛ ان شاء الله صداقت و اخلاص فوق العادهتان موجب ميشود حق را ببينيد اما انسان گاهي فريب ظاهر را ميخورد. ما مكلف به خدمتيم. نتايج و موفقيت به دست حضرت حق است.
(مهم است) (گفتگويي اخطار شده، براي تعديل نظر بعضي از برادرانام كه طلبه رساله نور هستند و فوق صلاحيتام نسبت به من حُسن ظن دارند.)(مهم است) (گفتگويي اخطار شده، براي تعديل نظر بعضي از برادرانام كه طلبه رساله نور هستند و فوق صلاحيتام نسبت به من حُسن ظن دارند.)
چهل سال پيش گفتگويي با برادر بزرگترم ملا عبدالله (رحمة الله عليه) صورت گرفت كه در اينجا بيان ميكنم:چهل سال پيش گفتگويي با برادر بزرگترم ملا عبدالله (رحمة الله عليه) صورت گرفت كه در اينجا بيان ميكنم:
مرحوم برادرم مريد خاص حضرت ضياء الدين (قدس سرّه) از اولياي بزرگ بود. بر منوال اهل طريقت در خصوص مرشدش محبت و حُسن ظن فراواني داشت و از آنجا كه اين امر را مقبول ميديد گفت: "حضرت ضياء الدين همه علوم را ميداند و مانند قطب اعظم، از همه چيز در كائنات اطلاع دارد". براي اينكه مرا به او مرتبط كند مقامات عالي او را برايم بيان كرد.مرحوم برادرم مريد خاص حضرت ضياء الدين (قدس سرّه) از اولياي بزرگ بود. بر منوال اهل طريقت در خصوص مرشدش محبت و حُسن ظن فراواني داشت و از آنجا كه اين امر را مقبول ميديد گفت: "حضرت ضياء الدين همه علوم را ميداند و مانند قطب اعظم، از همه چيز در كائنات اطلاع دارد". براي اينكه مرا به او مرتبط كند مقامات عالي او را برايم بيان كرد.
به برادرم گفتم: مبالغه ميكني. من اگر او را ببينم در بسياري از مسائل بر او فائق خواهم آمد. ضمناً تو او را به اندازه من و حقيقتاً دوست نداري. ضياء الديني را دوست داري كه در عالم خيالت تصور ميكني كه قطب اعظميست، و همه علوم كائنات را ميداند، يعني با چنين تصوري به او احساس محبت ميكني و دل بستهيي. اگر پرده غيب كنار رود و حقيقت او نمايان گردد، محبت تو نسبت به او از بين ميرود يا يك چهارمش ميماند، اما من آن ذات مبارك را همچون تو بسيار جدي دوست ميدارم و سپاسگزارش هستم؛ چرا كه در دايره سنت سَنيّه و در مشرب حقيقت براي اهل ايمان راهنمايي مؤثر و بااخلاص است. اگر مقام شخصياش ديده شود نه تنها از او فاصله نميگيرم و رهايش نميكنم و ازبه برادرم گفتم: مبالغه ميكني. من اگر او را ببينم در بسياري از مسائل بر او فائق خواهم آمد. ضمناً تو او را به اندازه من و حقيقتاً دوست نداري. ضياء الديني را دوست داري كه در عالم خيالت تصور ميكني كه قطب اعظميست، و همه علوم كائنات را ميداند، يعني با چنين تصوري به او احساس محبت ميكني و دل بستهيي. اگر پرده غيب كنار رود و حقيقت او نمايان گردد، محبت تو نسبت به او از بين ميرود يا يك چهارمش ميماند، اما من آن ذات مبارك را همچون تو بسيار جدي دوست ميدارم و سپاسگزارش هستم؛ چرا كه در دايره سنت سَنيّه و در مشرب حقيقت براي اهل ايمان راهنمايي مؤثر و بااخلاص است. اگر مقام شخصياش ديده شود نه تنها از او فاصله نميگيرم و رهايش نميكنم و از
— 117 —
محبتش نزدم كاسته نميشود، بلكه بر عكس با احترام و قدرداني بيشتري به او دل خواهم بست. پس بايد گفت من ضیياء الدين حقيقي را دوست دارم و تو ضياءالدين خيالي را.محبتش نزدم كاسته نميشود، بلكه بر عكس با احترام و قدرداني بيشتري به او دل خواهم بست. پس بايد گفت من ضیياء الدين حقيقي را دوست دارم و تو ضياءالدين خيالي را.
زيرا تو محبتات را به او بسيار گران ميفروشي. در برابر قيمت مورد نظرت چيزي در نظر داري با صد برابر قيمت بيشتر. در حالي كه در برابر ارزش حقيقي مقام او عظيمترين محبتها هم ارزان است.زيرا تو محبتات را به او بسيار گران ميفروشي. در برابر قيمت مورد نظرت چيزي در نظر داري با صد برابر قيمت بيشتر. در حالي كه در برابر ارزش حقيقي مقام او عظيمترين محبتها هم ارزان است.
چون برادرم عالمي دقيق و منصف بود نظر مرا پذيرفت و تقدير كرد.چون برادرم عالمي دقيق و منصف بود نظر مرا پذيرفت و تقدير كرد.
اي طلبههاي ارجمند رساله نور و اي برادران سعادتمندتر و فداكارتر از من! حُسن ظن بيش از حد شما به اعتبار شخصيت من ممكن است ضرري برايتان نداشته باشد اما توجه انسانهاي حقيقتبيني چون شما بايد به خدمت و وظيفه باشد، شما بايد متوجه اين نقطه باشيد. اگر پرده كنار رود و ماهيت سرا پا آلوده به تقصير من ديده شود موجب گريزتان خواهد شد.اي طلبههاي ارجمند رساله نور و اي برادران سعادتمندتر و فداكارتر از من! حُسن ظن بيش از حد شما به اعتبار شخصيت من ممكن است ضرري برايتان نداشته باشد اما توجه انسانهاي حقيقتبيني چون شما بايد به خدمت و وظيفه باشد، شما بايد متوجه اين نقطه باشيد. اگر پرده كنار رود و ماهيت سرا پا آلوده به تقصير من ديده شود موجب گريزتان خواهد شد.
براي آنكه شما را از برادري با خود پشيمان نكنم و موجب گريزتان نشوم از شما ميخواهم با مقامهايي كه براي من قايل شدهايد و بسيار فراتر از حد و حدود من است هيچ پيوند و ارتباطي برقرار نكنيد.براي آنكه شما را از برادري با خود پشيمان نكنم و موجب گريزتان نشوم از شما ميخواهم با مقامهايي كه براي من قايل شدهايد و بسيار فراتر از حد و حدود من است هيچ پيوند و ارتباطي برقرار نكنيد.
من نسبت به شما، يك برادر هستم. مرشد بودن در حد و حدود من نيست؛ استاد هم نيستم؛ در نهايت همدرس شما بوده، در مقابل قصوراتام نيازمند دعاها و ياريهاي شفقت آميز شما هستم. از من انتظار همت و ياري نداشته باشيد؛ من هستم كه محتاج ياريهاي شما ميباشم.من نسبت به شما، يك برادر هستم. مرشد بودن در حد و حدود من نيست؛ استاد هم نيستم؛ در نهايت همدرس شما بوده، در مقابل قصوراتام نيازمند دعاها و ياريهاي شفقت آميز شما هستم. از من انتظار همت و ياري نداشته باشيد؛ من هستم كه محتاج ياريهاي شما ميباشم.
بهواسطه احسان و كرم حضرت حق در خدمتي به غايت مقدس و مهم و ارزشمند ی كه براي تمام اهل ايمان مفيد است ی براساس تقسيم المساعي با شما همكاري كردهايم. شخصيت معنوي حاصل از تساند ما داراي اهميت و ارزش و ارشاد و بزرگيست و اين براي ما كافيست. نيز مادام كه در اين زمان خدمت ايماني، فوق هر كاري و مهمترين مسئوليت است، و كميت نسبت به كيفيت اهميت كمتري دارد؛ عوالم گذرا و متغيّر سياست را كه در برابر خدمات جاودان و هميشگي و ثابت ايماني نسبتاً بياهميتاند نميتوان مدار و مقياس قرار داد.بهواسطه احسان و كرم حضرت حق در خدمتي به غايت مقدس و مهم و ارزشمند ی كه براي تمام اهل ايمان مفيد است ی براساس تقسيم المساعي با شما همكاري كردهايم. شخصيت معنوي حاصل از تساند ما داراي اهميت و ارزش و ارشاد و بزرگيست و اين براي ما كافيست. نيز مادام كه در اين زمان خدمت ايماني، فوق هر كاري و مهمترين مسئوليت است، و كميت نسبت به كيفيت اهميت كمتري دارد؛ عوالم گذرا و متغيّر سياست را كه در برابر خدمات جاودان و هميشگي و ثابت ايماني نسبتاً بياهميتاند نميتوان مدار و مقياس قرار داد.
— 118 —
بايد به مقامات داراي فيض (الهي) كه در دايره تعليمات رساله نور و در مسير خدمت، به ما احسان گرديده است قناعت كنيم. به جاي حسن ظن فوق العاده و نسبت دادن مقامهاي والا و مبالغه آميز كه بيش از حد و حدود فرد است، به صداقت و ثبات خارق العاده و ارتباط و اخلاص مفرطانه نيازمنديم؛ در اين مسير است كه بايد پيشرفت كنيم.بايد به مقامات داراي فيض (الهي) كه در دايره تعليمات رساله نور و در مسير خدمت، به ما احسان گرديده است قناعت كنيم. به جاي حسن ظن فوق العاده و نسبت دادن مقامهاي والا و مبالغه آميز كه بيش از حد و حدود فرد است، به صداقت و ثبات خارق العاده و ارتباط و اخلاص مفرطانه نيازمنديم؛ در اين مسير است كه بايد پيشرفت كنيم.
اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقاَلْبَاقِى هُوَ الْبَاق
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! خسرو قهرمان رساله نور اين بار دو هديه قدسي براي ما فرستاده است؛ نشان دادن اعجاز معنوي اين دو هديهي باكرامت و آسماني به نحوي كه ديدگان شاهد آن باشند؛ و اهداي آن به ما و اين محيط در ماههاي مبارك سه گانه، از نقطه نظر رساله نور خدمتي اعجاز آميز است. ان شاء الله او كه قلم كارخانه گل است اينجا را نيز گلستان ميكند. حضرت حق به صاحب آن قلم در برابر هر حرف قرآني كه كتابت ميكند همچون شب قدر سي هزار ثواب و رحمت و حسنه عطا فرمايد. آمين، آمين، آمين.برادران عزيز و صديقام! خسرو قهرمان رساله نور اين بار دو هديه قدسي براي ما فرستاده است؛ نشان دادن اعجاز معنوي اين دو هديهي باكرامت و آسماني به نحوي كه ديدگان شاهد آن باشند؛ و اهداي آن به ما و اين محيط در ماههاي مبارك سه گانه، از نقطه نظر رساله نور خدمتي اعجاز آميز است. ان شاء الله او كه قلم كارخانه گل است اينجا را نيز گلستان ميكند. حضرت حق به صاحب آن قلم در برابر هر حرف قرآني كه كتابت ميكند همچون شب قدر سي هزار ثواب و رحمت و حسنه عطا فرمايد. آمين، آمين، آمين.
برادران عزيزم! به عنوان تتمهي پاسخي كه پيشتر درباره حُسن ظنتان ی كه ريشه در صداقت شما دارد و بسيار فراتر از حد و حدود من است ی داده بودم، يادداشت زير را دو روز پيش نوشته بوديم. نامه هفته پيشتان ريشه در صداقت و علو همت شما داشت و حكمت آنچه در پاسخ به نامه شما نوشتم و تا حدودي خلاف حسن ظنتان بود اين است كه: در زمانه فعلي چنان جريانهاي حاكمي وجود دارند كه همه چيز را به حساب خود انجام ميدهند و من حدس ميزنم فرضاً كسي هم كه واقعاً منتظرش هستند و قرني بعد خواهد آمد اگر در همينبرادران عزيزم! به عنوان تتمهي پاسخي كه پيشتر درباره حُسن ظنتان ی كه ريشه در صداقت شما دارد و بسيار فراتر از حد و حدود من است ی داده بودم، يادداشت زير را دو روز پيش نوشته بوديم. نامه هفته پيشتان ريشه در صداقت و علو همت شما داشت و حكمت آنچه در پاسخ به نامه شما نوشتم و تا حدودي خلاف حسن ظنتان بود اين است كه: در زمانه فعلي چنان جريانهاي حاكمي وجود دارند كه همه چيز را به حساب خود انجام ميدهند و من حدس ميزنم فرضاً كسي هم كه واقعاً منتظرش هستند و قرني بعد خواهد آمد اگر در همين
— 119 —
زمان ميآمد، براي اينكه جريانات مذكور از رفتارش سوء استفاده نكنند از سياست دوري ميكرد و هدفش را تغيير ميداد.زمان ميآمد، براي اينكه جريانات مذكور از رفتارش سوء استفاده نكنند از سياست دوري ميكرد و هدفش را تغيير ميداد.
سه مسألهي مهمِ حيات، شريعت و ايمان وجود دارند. از نقطه نظر حقيقت مهمترين و بزرگترينِ اين مسائل، مسأله ايمان است. ليكن امروزه از ديدگاه اكثر مردم و اجبارهاي زمانه، حيات و شريعت اهميت بيشتري دارند، لذا كسي كه ذكرش رفت اگر امروز در ميان ما بود اوضاع اين سه مسأله را در سراسر زمين، به دليل عدم سازگاري با عادت الله ی كه در بين بشر جاريست ی همزمان تغيير نميداد، و احتمالاً بزرگترين مسأله (ايمان) را اساس قرار داده و مسائل ديگر را مبنا نميدانست، تا به اين طريق صفاي خدمت ايماني در نظر مردم خدشه نبيند و عقول عوام ی كه زود فريب ميخورند ی درك كنند كه خدمت مزبور وسيله مقاصد ديگر نيست.سه مسألهي مهمِ حيات، شريعت و ايمان وجود دارند. از نقطه نظر حقيقت مهمترين و بزرگترينِ اين مسائل، مسأله ايمان است. ليكن امروزه از ديدگاه اكثر مردم و اجبارهاي زمانه، حيات و شريعت اهميت بيشتري دارند، لذا كسي كه ذكرش رفت اگر امروز در ميان ما بود اوضاع اين سه مسأله را در سراسر زمين، به دليل عدم سازگاري با عادت الله ی كه در بين بشر جاريست ی همزمان تغيير نميداد، و احتمالاً بزرگترين مسأله (ايمان) را اساس قرار داده و مسائل ديگر را مبنا نميدانست، تا به اين طريق صفاي خدمت ايماني در نظر مردم خدشه نبيند و عقول عوام ی كه زود فريب ميخورند ی درك كنند كه خدمت مزبور وسيله مقاصد ديگر نيست.
طي بيست سال گذشته اخلاق، زير شديدترين ظلمهاي تخريبي چنان فاسد شده و متانت و صداقت چنان از بين رفته است كه از هر ده نفر و شايد بيست نفر نميتوان به يك نفر اعتماد كرد. در برابر اين وضع عجيب ثبات و متانت و صداقت و حميت اسلامي فوق العادهيي لازم است وگرنه خدمات مذكور عقيم ميمانَد و موجب خسران ميگردد. پس خالصترين و سالمترين و مهمترين و موفقترين خدمت، خدمت مقدس در ميان شاگردان رساله نور است. بگذريم..... فعلاً در اين مورد همين اندازه كافيست.طي بيست سال گذشته اخلاق، زير شديدترين ظلمهاي تخريبي چنان فاسد شده و متانت و صداقت چنان از بين رفته است كه از هر ده نفر و شايد بيست نفر نميتوان به يك نفر اعتماد كرد. در برابر اين وضع عجيب ثبات و متانت و صداقت و حميت اسلامي فوق العادهيي لازم است وگرنه خدمات مذكور عقيم ميمانَد و موجب خسران ميگردد. پس خالصترين و سالمترين و مهمترين و موفقترين خدمت، خدمت مقدس در ميان شاگردان رساله نور است. بگذريم..... فعلاً در اين مورد همين اندازه كافيست.
به همه برادرانمان درود ميفرستيم و در اين روزهاي مبارك آنها را دعا ميكنيم. نيز خواهان دعاهاي مقبول آنها در ايام و ليالي مبارك آتي ميباشيم.به همه برادرانمان درود ميفرستيم و در اين روزهاي مبارك آنها را دعا ميكنيم. نيز خواهان دعاهاي مقبول آنها در ايام و ليالي مبارك آتي ميباشيم.
الحق كه هديه "لمعات" طاهري را نيز بسيار ارزشمند يافتيم. ان شاء الله در اين حوالي ثواب فراواني نصيب او ميكند. كاملاً شبيه "لطفي"ست. خداوند موفقاش كناد!الحق كه هديه "لمعات" طاهري را نيز بسيار ارزشمند يافتيم. ان شاء الله در اين حوالي ثواب فراواني نصيب او ميكند. كاملاً شبيه "لطفي"ست. خداوند موفقاش كناد!
— 120 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اولاً: شب برائت و فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را به شما تبريك گفته از حضرت حق ميخواهيم شب قدر آتي را براي ما و شما بيش از هزار ماه توأم با خير كرده و اين چنين وارد دفتر اعمالمان نمايد. ما نيت كردهايم تا عيد، چنين دعا كنيم:اولاً: شب برائت و فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را به شما تبريك گفته از حضرت حق ميخواهيم شب قدر آتي را براي ما و شما بيش از هزار ماه توأم با خير كرده و اين چنين وارد دفتر اعمالمان نمايد. ما نيت كردهايم تا عيد، چنين دعا كنيم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ لَيْلَةَ قَدْرِنَا فى هذَا الرَّمَضَانَ خَيْرًا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ لَنَا وَ لِطَلَبَةِ الرَّسَائِلِ النُّورِ الصَّادِقينَاَللّهُمَّ اجْعَلْ لَيْلَةَ قَدْرِنَا فى هذَا الرَّمَضَانَ خَيْرًا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ لَنَا وَ لِطَلَبَةِ الرَّسَائِلِ النُّورِ الصَّادِقينَ
همچنين ارسیال دو قیرآن اعجاز آميز توسیط شیما در اين ماههیاي مبیارك ان شاء الله چنان مدار بركت و ثواب و حسنات و فتوحات است كه از رحمت الهي مسألت داريم هر روز اين ماه رمضان حكم يك شب قدر را برايمان داشته باشد.همچنين ارسیال دو قیرآن اعجاز آميز توسیط شیما در اين ماههیاي مبیارك ان شاء الله چنان مدار بركت و ثواب و حسنات و فتوحات است كه از رحمت الهي مسألت داريم هر روز اين ماه رمضان حكم يك شب قدر را برايمان داشته باشد.
ما از هم اينك در نظر داريم هر يك از طلبههاي خاص رساله نور در اينجا جزئي از دو قرآن مذكور را همراه با شما قرائت كنند تا در هر روز ماه رمضان يك بار قرآن را ختم كرده باشيم. از رحمت حضرت حق مسألت داريم توفيق دهد در مجلسي معنوي و بسيار گسترده، در دايرهيي كه اسپارتا و كاستامونو را در بر ميگيرد طلبههاي رساله نور حلقهيي مانند مراسم ختم خواجهگان در طريقت نقشبندي تشكيل دهند كه شما در مركز آن و شاگردان رساله نور در اطراف شما باشند. البته حلقهيي بسيار بزرگ؛ كه آن ختم قدسي و قرائت با نيت و تصور اينكه همه شاگردان رساله نور معناً در آن دايره حاضرند انجام گيرد.ما از هم اينك در نظر داريم هر يك از طلبههاي خاص رساله نور در اينجا جزئي از دو قرآن مذكور را همراه با شما قرائت كنند تا در هر روز ماه رمضان يك بار قرآن را ختم كرده باشيم. از رحمت حضرت حق مسألت داريم توفيق دهد در مجلسي معنوي و بسيار گسترده، در دايرهيي كه اسپارتا و كاستامونو را در بر ميگيرد طلبههاي رساله نور حلقهيي مانند مراسم ختم خواجهگان در طريقت نقشبندي تشكيل دهند كه شما در مركز آن و شاگردان رساله نور در اطراف شما باشند. البته حلقهيي بسيار بزرگ؛ كه آن ختم قدسي و قرائت با نيت و تصور اينكه همه شاگردان رساله نور معناً در آن دايره حاضرند انجام گيرد.
ثانياً: همچنان كه خدمات فوق العاده طلاب قهرمان صاو، روستاي حاجي حافظ، در آن منطقه سبب تشويق و مدار غيرت و نمونه امتثال بوده است، در اين حوالي نيز سعي و تلاش خارق العاده آنان بهترين مثال و نمونه تلاش و غيرت بوده و موجب بيداري و اشتياق مردم شده است. نامههاي خسروي قهرمان به آنها مانند نسخههاي مبارك براي كساني كه مبتلا به بيماري سستي و تنبلي و لاقيدي هستند شفاست و دست به دست ميگردد.ثانياً: همچنان كه خدمات فوق العاده طلاب قهرمان صاو، روستاي حاجي حافظ، در آن منطقه سبب تشويق و مدار غيرت و نمونه امتثال بوده است، در اين حوالي نيز سعي و تلاش خارق العاده آنان بهترين مثال و نمونه تلاش و غيرت بوده و موجب بيداري و اشتياق مردم شده است. نامههاي خسروي قهرمان به آنها مانند نسخههاي مبارك براي كساني كه مبتلا به بيماري سستي و تنبلي و لاقيدي هستند شفاست و دست به دست ميگردد.
— 121 —
ثالثاً: نامههاي ارزشمند دريافتي از شما را در مجموعه نامهها درج كردهايم. البته برخي كلمات را حذف نموديم و جملاتي را هم كه به دليل حسن ظنهاي افراطي مطرح شده بود تعديل كرديم، ناراحت نشويد.ثالثاً: نامههاي ارزشمند دريافتي از شما را در مجموعه نامهها درج كردهايم. البته برخي كلمات را حذف نموديم و جملاتي را هم كه به دليل حسن ظنهاي افراطي مطرح شده بود تعديل كرديم، ناراحت نشويد.
رابعاً: اسلام كوي (روستاي اسلام) و قصبه آتابِيْ در وسط "كوله اوني" كه طلبههايي چون "صديق صبري و لطفي" را پرورانده بارها به خاطرم ميآمد. نزد خود ميانديشيدم "اين روستا چرا عقب ماند و خاموش شد؟" و متأثر ميشدم. اما حضرت حق را سپاس بيكران كه طاهر و عبدالله چاووش نگرانيام را كاملاً برطرف كرده و آرامش خاطر كاملي به من دادند. حتي لمعات و شعاع هفتم را كه طاهر اين بار به ما هديه داد بعد از جمعآوري در يك جلد، مطالعه كردم. در طاهر، خسرو و لطفي و عاصم را ديدم. حضرت حق از او و شما براي هميشه خرسند و راضي باد! ان شاء الله نسخه او در اينجا تأثيرات فراواني خواهد داشت.رابعاً: اسلام كوي (روستاي اسلام) و قصبه آتابِيْ در وسط "كوله اوني" كه طلبههايي چون "صديق صبري و لطفي" را پرورانده بارها به خاطرم ميآمد. نزد خود ميانديشيدم "اين روستا چرا عقب ماند و خاموش شد؟" و متأثر ميشدم. اما حضرت حق را سپاس بيكران كه طاهر و عبدالله چاووش نگرانيام را كاملاً برطرف كرده و آرامش خاطر كاملي به من دادند. حتي لمعات و شعاع هفتم را كه طاهر اين بار به ما هديه داد بعد از جمعآوري در يك جلد، مطالعه كردم. در طاهر، خسرو و لطفي و عاصم را ديدم. حضرت حق از او و شما براي هميشه خرسند و راضي باد! ان شاء الله نسخه او در اينجا تأثيرات فراواني خواهد داشت.
بيش از پانصد آيه از قرآن عظيم الشأن و معجز البيان را ی كه منبع و اساس رسائل النوريه است ی تحت عنوان "حزب الاكبر الاعظم" نوشتيم. در اين رمضان موفق نشديم آن را براي شما بفرستيم. ان شاء الله زماني برايتان ارسال خواهد شد.بيش از پانصد آيه از قرآن عظيم الشأن و معجز البيان را ی كه منبع و اساس رسائل النوريه است ی تحت عنوان "حزب الاكبر الاعظم" نوشتيم. در اين رمضان موفق نشديم آن را براي شما بفرستيم. ان شاء الله زماني برايتان ارسال خواهد شد.
به تك تك همه برادرانمان درود ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم و در اين روزها و شبهاي مبارك خواهان دعاهايشان هستيم.به تك تك همه برادرانمان درود ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم و در اين روزها و شبهاي مبارك خواهان دعاهايشان هستيم.
— 122 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
جملهي اطمينان بخشجملهي اطمينان بخش
فَاِنَّكَ مَحْرُوسٌ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِفَاِنَّكَ مَحْرُوسٌ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِ
از غوث اعظم، تاكنون درباره شاگردان رساله نور كاملاً صادق بوده است. از رحمت الهي مسألت داريم مفارقت برادراني مانند خسرو، رشدي و رأفت؛ مخصوصاً ركن متيني چون خسرو كه در ظاهر، اليم و دردناك ديده ميشود ان شاء الله شكل به غايت پُر خيري بر خود گيرد. حتي مصيبت زنداني شدن ما هر چند به ظاهر رنج و عذاب بود اما حقيقت اين است كه از نظر خدمتمان تبديل به عنايت و رحمتي عظيم شد. لله الحمد با تلاش شما در آن حوالي خسروهاي زيادي هستند و پا به عرصه ميگذارند. شايد به خسرو كه زمان زياديست پيوسته تلاش ميكرد استراحتي عطا شده باشد؛ از عنايت الهي اميد داريم كه زبان مبارك و احوال خالصانه او به جاي قلم ارزشمندش موجب تداوم خدمت مقدساش گردد؛ همچنان كه سربازي رفتن فيضي و صلاح الدين نيز امر مباركي شد.از غوث اعظم، تاكنون درباره شاگردان رساله نور كاملاً صادق بوده است. از رحمت الهي مسألت داريم مفارقت برادراني مانند خسرو، رشدي و رأفت؛ مخصوصاً ركن متيني چون خسرو كه در ظاهر، اليم و دردناك ديده ميشود ان شاء الله شكل به غايت پُر خيري بر خود گيرد. حتي مصيبت زنداني شدن ما هر چند به ظاهر رنج و عذاب بود اما حقيقت اين است كه از نظر خدمتمان تبديل به عنايت و رحمتي عظيم شد. لله الحمد با تلاش شما در آن حوالي خسروهاي زيادي هستند و پا به عرصه ميگذارند. شايد به خسرو كه زمان زياديست پيوسته تلاش ميكرد استراحتي عطا شده باشد؛ از عنايت الهي اميد داريم كه زبان مبارك و احوال خالصانه او به جاي قلم ارزشمندش موجب تداوم خدمت مقدساش گردد؛ همچنان كه سربازي رفتن فيضي و صلاح الدين نيز امر مباركي شد.
برادرانام! به مناسبت اين حادثه، يكي از اخبار غيبي رساله نور را كه كاملاً مطابق با واقع است بيان ميكنيم:برادرانام! به مناسبت اين حادثه، يكي از اخبار غيبي رساله نور را كه كاملاً مطابق با واقع است بيان ميكنيم:
لمعه "بيست و هشتم" شش هفت سال پيش خبر داده بود كه بسياري از شاگردان رساله نور مانند خسرو و خلوصي و رشدي و رأفت به مسلك نظاميان در ميآيند و به صورت مرتبطي وارد جنگ جهاني دوم ميشوند؛ همچنين جنگ جهاني دومي بر پا ميشود و ما، يعني طلبهها در آن مشاركت خواهيم كرد. در نشانه دوم از دومين كرامت عَلَوي ی كه لمعه بيست و هشتم است ی در بحث فَيَا حَامِلَ اْلاِسْمِ اگر فَقَاتِلْ وَلاَ تَخْشَ نيز همراه آن در نظر گرفته شود ميشود هزارلمعه "بيست و هشتم" شش هفت سال پيش خبر داده بود كه بسياري از شاگردان رساله نور مانند خسرو و خلوصي و رشدي و رأفت به مسلك نظاميان در ميآيند و به صورت مرتبطي وارد جنگ جهاني دوم ميشوند؛ همچنين جنگ جهاني دومي بر پا ميشود و ما، يعني طلبهها در آن مشاركت خواهيم كرد. در نشانه دوم از دومين كرامت عَلَوي ی كه لمعه بيست و هشتم است ی در بحث فَيَا حَامِلَ اْلاِسْمِ اگر فَقَاتِلْ وَلاَ تَخْشَ نيز همراه آن در نظر گرفته شود ميشود هزار
— 123 —
و نهصد و چهل و اندي. الله اعلم، خبر ميدهد و اشارت دارد به اينكه در آن تاريخ در يك جنگ جهاني مشاركت خواهيم داشت، يعني نه با متفق پيشين كه طرفدارانه با خصم آنها متحد ميشويم. اينك همان تاريخ است و اركان مهم رساله نور در حال مشاركتاند.و نهصد و چهل و اندي. الله اعلم، خبر ميدهد و اشارت دارد به اينكه در آن تاريخ در يك جنگ جهاني مشاركت خواهيم داشت، يعني نه با متفق پيشين كه طرفدارانه با خصم آنها متحد ميشويم. اينك همان تاريخ است و اركان مهم رساله نور در حال مشاركتاند.
به تك تك برادرانمان سلام ميكنيم. "حلمي، فيضي، نظيف و امين" به شما سلام ميفرستند و عرض احترام دارند.به تك تك برادرانمان سلام ميكنيم. "حلمي، فيضي، نظيف و امين" به شما سلام ميفرستند و عرض احترام دارند.
اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِىاَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى
سعيد نورسيسعيد نورسي
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فى حُرُوفِ الْقُرْانِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حَاصِلِ ضَرْبِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فى حُرُوفِ الْقُرْانِ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اولاً: با تمام روح و جانام ماه مبارك رمضان را به شما تبريك ميگويم و از ارحم الراحمين عاجزانه ميخواهم دعاهايتان در آن ديار مبارك نزد حضرت حق مقبول گردد.اولاً: با تمام روح و جانام ماه مبارك رمضان را به شما تبريك ميگويم و از ارحم الراحمين عاجزانه ميخواهم دعاهايتان در آن ديار مبارك نزد حضرت حق مقبول گردد.
ثانياً: ماه مبارك رمضان امسال، هم براي جهان اسلام و هم براي شاگردان رساله نور بسيار مهم و ارزشمند است. بر اساس سرّي كه در قاعده اساسي اشتراك اعمال اخرويِ شاگردان رساله نور هست، هر ثوابي كه يكي از آنها بهدست آورد در دفتر اعمال برادران ديگرش ثبت ميشود؛ اين مقتضاي رحمت الهي و قاعده مذكور است، بدين حيث آنچه گروندگان مخلص و صادق به دايره رساله نور كسب ميكنند بسيار عظيم و كليست؛ به عبارت ديگر هر كدام آنهاثانياً: ماه مبارك رمضان امسال، هم براي جهان اسلام و هم براي شاگردان رساله نور بسيار مهم و ارزشمند است. بر اساس سرّي كه در قاعده اساسي اشتراك اعمال اخرويِ شاگردان رساله نور هست، هر ثوابي كه يكي از آنها بهدست آورد در دفتر اعمال برادران ديگرش ثبت ميشود؛ اين مقتضاي رحمت الهي و قاعده مذكور است، بدين حيث آنچه گروندگان مخلص و صادق به دايره رساله نور كسب ميكنند بسيار عظيم و كليست؛ به عبارت ديگر هر كدام آنها
— 124 —
هزاران سهم بهدست ميآورند. ان شاء الله بر خلاف اشتراك در اموال دنيوي، نفع معنوي بدون تقسيم و عيناً وارد دفتر اعمال آنها شود. مثال اين موضوع به لامپي ميماند كه يك نفر ميآورد و بدون آنكه تقسيمي بپذيرد در هزاران آيينه وارد ميشود.هزاران سهم بهدست ميآورند. ان شاء الله بر خلاف اشتراك در اموال دنيوي، نفع معنوي بدون تقسيم و عيناً وارد دفتر اعمال آنها شود. مثال اين موضوع به لامپي ميماند كه يك نفر ميآورد و بدون آنكه تقسيمي بپذيرد در هزاران آيينه وارد ميشود.
ما از رحمت بيكران الهي به جد اميد آن داريم كه اگر يكي از شاگردان خالص رساله نور موفق به درك حقيقت شب قدر و مرتبه عالي ماه رمضان گردد همهي شاگردان صادق و حقيقي نور، در آن سهيم شده و از اين ادراك برخوردار گردند.ما از رحمت بيكران الهي به جد اميد آن داريم كه اگر يكي از شاگردان خالص رساله نور موفق به درك حقيقت شب قدر و مرتبه عالي ماه رمضان گردد همهي شاگردان صادق و حقيقي نور، در آن سهيم شده و از اين ادراك برخوردار گردند.
برادران قهرمان، ارجمند، صديق و عزيزم!برادران قهرمان، ارجمند، صديق و عزيزم!
اولاً: هر يك از برادران خاص ما در اين ماه مبارك بر مبناي قاعده اساسي اشتراك اعمال، در حكم فرشتهيي هستند كه چهل هزار زبان دارد؛ لذا از حضرت ارحم الراحمين ميخواهيم دعاهايي را كه با چهل هزار زبان يعني با زبان معنوي به تعداد برادران كرده و خواهند كرد به عدد همان زبانها مقبول درگاه رحمت الهي گردد. ماه رمضان را كه چنين ماهيتي دارد تبريك ميگوييم.اولاً: هر يك از برادران خاص ما در اين ماه مبارك بر مبناي قاعده اساسي اشتراك اعمال، در حكم فرشتهيي هستند كه چهل هزار زبان دارد؛ لذا از حضرت ارحم الراحمين ميخواهيم دعاهايي را كه با چهل هزار زبان يعني با زبان معنوي به تعداد برادران كرده و خواهند كرد به عدد همان زبانها مقبول درگاه رحمت الهي گردد. ماه رمضان را كه چنين ماهيتي دارد تبريك ميگوييم.
ثانياً: به نامههاي متعدد، مؤثر، مسرتبخش و بشارتدهنده اين بار شما بايد به اندازه يك كتاب پاسخ داده ميشد، اما به دليل نامساعد بودن وقت و زمان پاسخام كوتاه است، دلخور نشويد. پيش از هر چيز بايد بگويم در نامه احمد از طلبههاي مهم روستاي "صاو" كه مركز قهرمانان است مسألهيي فهميدم كه باعث شد اشك شوق بريزم.ثانياً: به نامههاي متعدد، مؤثر، مسرتبخش و بشارتدهنده اين بار شما بايد به اندازه يك كتاب پاسخ داده ميشد، اما به دليل نامساعد بودن وقت و زمان پاسخام كوتاه است، دلخور نشويد. پيش از هر چيز بايد بگويم در نامه احمد از طلبههاي مهم روستاي "صاو" كه مركز قهرمانان است مسألهيي فهميدم كه باعث شد اشك شوق بريزم.
حضرت حق را صدها هزار بار شكر كه مادران و بانوان ارجمند آن روستا به ارزش واقعي رساله نور پي بردهاند. فداكاريهاي بانوان ارجمند و خواهران ارزشمند و مخلص آخرتيام در راه انتشار رساله نور من و ما را از شادي و خوشحالي به گريه وا داشت.حضرت حق را صدها هزار بار شكر كه مادران و بانوان ارجمند آن روستا به ارزش واقعي رساله نور پي بردهاند. فداكاريهاي بانوان ارجمند و خواهران ارزشمند و مخلص آخرتيام در راه انتشار رساله نور من و ما را از شادي و خوشحالي به گريه وا داشت.
— 125 —
مهمترين اساس و مبنا در مشرب رساله نور شفقت و مهربانيست و از آنجا كه بانوان معدن مهرباني هستند مدتهاست منتظر بودم ماهيت رساله نور در عالم زنان شناخته شود.مهمترين اساس و مبنا در مشرب رساله نور شفقت و مهربانيست و از آنجا كه بانوان معدن مهرباني هستند مدتهاست منتظر بودم ماهيت رساله نور در عالم زنان شناخته شود.
لله الحمد در اين حوالي نيز اخيراً خانمها با اشتياقي بيش از مردان فعاليت دارند و ثابت ميكنند كه خواهر بانوان ارجمند اهل صاو هستند. اين دو رويداد را در اين زمان بايد به فال نيك گرفت، اميد است رساله نور در ميان اين معادنِ شفقت و مهرباني بدرخشد و فتوحاتي كسب كند.لله الحمد در اين حوالي نيز اخيراً خانمها با اشتياقي بيش از مردان فعاليت دارند و ثابت ميكنند كه خواهر بانوان ارجمند اهل صاو هستند. اين دو رويداد را در اين زمان بايد به فال نيك گرفت، اميد است رساله نور در ميان اين معادنِ شفقت و مهرباني بدرخشد و فتوحاتي كسب كند.
چوپانان دلاور روستاي صاو نيز رساله نور را براي كتابت در كيسههايشان ميگذارند و حمل ميكنند. اين هم مانند فداكاري بانوان آن منطقه مشوّق بسيار مؤثري در اين حوالي خواهد شد. آرزومنديم نام اين بانوان و چوپانان را بدانيم تا آنها نيز با نام خاص خود به جرگه طلبههاي خاص درآيند.چوپانان دلاور روستاي صاو نيز رساله نور را براي كتابت در كيسههايشان ميگذارند و حمل ميكنند. اين هم مانند فداكاري بانوان آن منطقه مشوّق بسيار مؤثري در اين حوالي خواهد شد. آرزومنديم نام اين بانوان و چوپانان را بدانيم تا آنها نيز با نام خاص خود به جرگه طلبههاي خاص درآيند.
خواب منطبق بر حقيقت كاتب عثمان، الحق كه بر حقيقتي عظيم اشارت دارد؛ خوابيست بسيار مبارك و بشارت دهنده. مانند خواب رشدي كه ديده بود حضرت صديق (رض) به امر پيامبرمان عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام گفتار "بيست و نهم" را بر منبر قرائت ميكند، كاتب عثمان هم در خواب ديده بود كه حوريهيي از آسمان فرود آمده و مجموعه نامهها را به عنوان خطبه قرائت ميكرد؛ و اين اشارت زيبايي بر مقبوليت رساله نور است.خواب منطبق بر حقيقت كاتب عثمان، الحق كه بر حقيقتي عظيم اشارت دارد؛ خوابيست بسيار مبارك و بشارت دهنده. مانند خواب رشدي كه ديده بود حضرت صديق (رض) به امر پيامبرمان عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام گفتار "بيست و نهم" را بر منبر قرائت ميكند، كاتب عثمان هم در خواب ديده بود كه حوريهيي از آسمان فرود آمده و مجموعه نامهها را به عنوان خطبه قرائت ميكرد؛ و اين اشارت زيبايي بر مقبوليت رساله نور است.
برادران عزيز و صديقام! دو حادثه لطيف و معنادار و بشارت دهنده را به شرح زير بيان ميكنم:برادران عزيز و صديقام! دو حادثه لطيف و معنادار و بشارت دهنده را به شرح زير بيان ميكنم:
حادثه نخست: هشداري بشارت دهنده از خاطرهيي نااميد كننده:حادثه نخست: هشداري بشارت دهنده از خاطرهيي نااميد كننده:
اين روزها به خاطرم آمد كسي كه وارد حيات اجتماعي ميشود با هر مسألهيي كه رو بهرو شود غالباً دچار گناه ميشود. معاصي در هر جهت انسان را آزادانه محاصره ميكنند. عبادت و تقواي فردي هر انسان تا چه حد قادر به مقابله با چنين حجمي از گناه است؟ با نااميدي در اين فكرها بودم.اين روزها به خاطرم آمد كسي كه وارد حيات اجتماعي ميشود با هر مسألهيي كه رو بهرو شود غالباً دچار گناه ميشود. معاصي در هر جهت انسان را آزادانه محاصره ميكنند. عبادت و تقواي فردي هر انسان تا چه حد قادر به مقابله با چنين حجمي از گناه است؟ با نااميدي در اين فكرها بودم.
— 126 —
وضعيت طلبههاي رساله نور را در حيات اجتماعي به ياد آوردم. به اشاره محكم قرآني و بشارتهاي عَلَوي و غوثيه درباره شاگردان رساله نور فكر كردم و اينكه آنها اهل سعادت و نجاتاند.وضعيت طلبههاي رساله نور را در حيات اجتماعي به ياد آوردم. به اشاره محكم قرآني و بشارتهاي عَلَوي و غوثيه درباره شاگردان رساله نور فكر كردم و اينكه آنها اهل سعادت و نجاتاند.
قلباً گفتم: "با گناهاني كه هر كدامشان از هزار جا هجوم ميآورند چگونه ميتوان با يك زبان مقابله و غلبه كرد و نجات يافت؟" متحير و سرگردان بودم. در برابر اين سرگشتگي هشدارم دادند كه:قلباً گفتم: "با گناهاني كه هر كدامشان از هزار جا هجوم ميآورند چگونه ميتوان با يك زبان مقابله و غلبه كرد و نجات يافت؟" متحير و سرگردان بودم. در برابر اين سرگشتگي هشدارم دادند كه:
"هر شاگرد حقيقي و خالص رساله نور براساس سرّ تساند صميمانه و خالص و براساس قانون اشتراك اعمال اخروي ی كه قاعدهيي اساسي در ميان شاگردان صادق و حقيقي رساله نور است ی نه با يك زبان كه با زبانهايي به عدد همه برادران خود عبادت و استغفار ميكند و با هزاران گناهي كه از هر سو هجوم ميآورند با هزاران زبان به مقابله بر ميخيزد؛ همانطور كه برخي فرشتگان با چهل هزار زبان ذكر ميگويند يك شاگرد خالص، حقيقي و متقي نيز با زبان چهل هزار نفر از برادراناش عبادت كرده و شايسته نجات و ان شاء الله اهل سعادت ميشود. او با مرتبه وفاداري و خدمت و تقوا و اجتناب از كباير در دايره رساله نور از عبوديت علوي و كلي برخوردار ميشود. البته براي از دست ندادن اين سود بزرگ بايد در افزايش تقوا و اخلاص و صداقت كوشيد"."هر شاگرد حقيقي و خالص رساله نور براساس سرّ تساند صميمانه و خالص و براساس قانون اشتراك اعمال اخروي ی كه قاعدهيي اساسي در ميان شاگردان صادق و حقيقي رساله نور است ی نه با يك زبان كه با زبانهايي به عدد همه برادران خود عبادت و استغفار ميكند و با هزاران گناهي كه از هر سو هجوم ميآورند با هزاران زبان به مقابله بر ميخيزد؛ همانطور كه برخي فرشتگان با چهل هزار زبان ذكر ميگويند يك شاگرد خالص، حقيقي و متقي نيز با زبان چهل هزار نفر از برادراناش عبادت كرده و شايسته نجات و ان شاء الله اهل سعادت ميشود. او با مرتبه وفاداري و خدمت و تقوا و اجتناب از كباير در دايره رساله نور از عبوديت علوي و كلي برخوردار ميشود. البته براي از دست ندادن اين سود بزرگ بايد در افزايش تقوا و اخلاص و صداقت كوشيد".
حادثه دوم: در گذشته وقتي چهارده ساله بودم موانعي باعث شد تا پوشيدن عبا و بستن عمامه ی كه از طرف استاد به عنوان دادن اجازه پوشانده ميشود ی برايم محقق نگردد. به علت كم سن و سالي در شهرم پوشيدن لباس مخصوص اساتيد برازندهام نبود ...حادثه دوم: در گذشته وقتي چهارده ساله بودم موانعي باعث شد تا پوشيدن عبا و بستن عمامه ی كه از طرف استاد به عنوان دادن اجازه پوشانده ميشود ی برايم محقق نگردد. به علت كم سن و سالي در شهرم پوشيدن لباس مخصوص اساتيد برازندهام نبود ...
ثانيیاً: در آن زمیان، عیالمان بزرگ در برابر من وضعيت اسیتادي به خیود نميگرفتند؛ آنها مرا يا رقيب خود ميديدند يا چون در وضعيت تسليم بهسر ميبردند كسي در بينشان نبود كه به خود مطمئن باشد و وضعيت استادي به خود گيرد و عبايي بر تن من كند. از اولياي بزرگ نيز چهار پنج نفر وفات كرده بودند. من براساس برخي نشانهها اطمينان يافتهام كه با گذشت پنجاه و شش سال از حق به تن كردن عبا ی كه علامت ظاهري داشتن جواز "در فتوا" است ی وثانيیاً: در آن زمیان، عیالمان بزرگ در برابر من وضعيت اسیتادي به خیود نميگرفتند؛ آنها مرا يا رقيب خود ميديدند يا چون در وضعيت تسليم بهسر ميبردند كسي در بينشان نبود كه به خود مطمئن باشد و وضعيت استادي به خود گيرد و عبايي بر تن من كند. از اولياي بزرگ نيز چهار پنج نفر وفات كرده بودند. من براساس برخي نشانهها اطمينان يافتهام كه با گذشت پنجاه و شش سال از حق به تن كردن عبا ی كه علامت ظاهري داشتن جواز "در فتوا" است ی و
— 127 —
بوسيدن دست استاد و قبول كردن استادياش؛ حضیرت مولانا ذوالجنیاحين "خالد ضياء الدين" با فاصله زماني يكصد ساله عباي خود را با عمامهيي پيچيده بر آن، به طرز شگفتي براي من فرستاده است تا بر تن كنم. من نيز آن عباي مبارك صد ساله را بر تن ميكنم و صدها هزار بار شكرگزار حضرت حق هستم.بوسيدن دست استاد و قبول كردن استادياش؛ حضیرت مولانا ذوالجنیاحين "خالد ضياء الدين" با فاصله زماني يكصد ساله عباي خود را با عمامهيي پيچيده بر آن، به طرز شگفتي براي من فرستاده است تا بر تن كنم. من نيز آن عباي مبارك صد ساله را بر تن ميكنم و صدها هزار بار شكرگزار حضرت حق هستم.
اين امانت مبارك را بهواسطه خانم محترمي به نام آسيه خانم كه از طلبههاي رساله نور و از خواهران آخرتيمان است دريافت كردم.اين امانت مبارك را بهواسطه خانم محترمي به نام آسيه خانم كه از طلبههاي رساله نور و از خواهران آخرتيمان است دريافت كردم.
برادران عزيز و صديقام! در عنوان نوشته شده براي "حزب الاكبر القرآن" كه آن را براي شما فرستاديم جملهيي به ترتيب زير ناقص مانده است:برادران عزيز و صديقام! در عنوان نوشته شده براي "حزب الاكبر القرآن" كه آن را براي شما فرستاديم جملهيي به ترتيب زير ناقص مانده است:
به جاي "كسي كه ميخواهد ذكري توأم با معجزات بگويد، اين ذكر را بخواند" بايد اين جمله نوشته شود: "اگر كسي خواهان ذكري توأم با معجزات است كه هر حرف آن ده، صد، پانصد، هزار و هزاران ثواب و ثمره داشته باشد، اين ذكر آسماني را قرائت كند".به جاي "كسي كه ميخواهد ذكري توأم با معجزات بگويد، اين ذكر را بخواند" بايد اين جمله نوشته شود: "اگر كسي خواهان ذكري توأم با معجزات است كه هر حرف آن ده، صد، پانصد، هزار و هزاران ثواب و ثمره داشته باشد، اين ذكر آسماني را قرائت كند".
ثانياً: در خاطره بشارت دهندهيي كه پيشتر گفتيم، جملهي "هر شاگرد خالص و واقعي و باتقوا با زبانهايي به عدد برادراناش عبادت و استغفار ميكند". نيز آمده است؛ اينك بنابر اخطاري، متن زير به آن علاوه گردد.ثانياً: در خاطره بشارت دهندهيي كه پيشتر گفتيم، جملهي "هر شاگرد خالص و واقعي و باتقوا با زبانهايي به عدد برادراناش عبادت و استغفار ميكند". نيز آمده است؛ اينك بنابر اخطاري، متن زير به آن علاوه گردد.
او با مرتبه وفاداري و خدمت و تقوا و اجتناب از كباير در دايره رساله نور، از عبوديت عُلوي و كلي برخوردار ميشود. البته براي از دست ندادن اين سود بزرگ بايد در افزايش تقوا و اخلاص و صداقت كوشيد.او با مرتبه وفاداري و خدمت و تقوا و اجتناب از كباير در دايره رساله نور، از عبوديت عُلوي و كلي برخوردار ميشود. البته براي از دست ندادن اين سود بزرگ بايد در افزايش تقوا و اخلاص و صداقت كوشيد.
ثالثاً: شب قدر و عيد آتي را با تمام روح و جانمان تبريك و تهنيت ميگوييم.ثالثاً: شب قدر و عيد آتي را با تمام روح و جانمان تبريك و تهنيت ميگوييم.
ده * *ده * *
— 128 —
برادران عزيز، صديق و ارجمندم! شما در دنيا تسلي خاطرم هستيد؛ در مسير برزخ رفيقان نوراني، و در محشر ان شاء الله شفيعانام!برادران عزيز، صديق و ارجمندم! شما در دنيا تسلي خاطرم هستيد؛ در مسير برزخ رفيقان نوراني، و در محشر ان شاء الله شفيعانام!
اولاً: هم شب قدر و هم عيد را با تمام روح و جانام تبريك و تهنيت ميگويم.اولاً: هم شب قدر و هم عيد را با تمام روح و جانام تبريك و تهنيت ميگويم.
ثانياً: به شما خبر ميدهم به طرز غير منتظره و به صورتي كه تاكنون نديدهام در نتيجه دعیاي طلبههاي خالص رسالهي نور، همچیون معجیزه و با كرامتي خارق العاده از بيماري دهشتانگيزي به يكباره شفا يافتم. يادداشت شاهدان واقعه امين و فيضي را پيرامون همان بيماري دهشتناك برايتان ميفرستم تا مدار عبرت گردد. براي همه برادرانمان يك به يك سلام و دعا دارم. نگران خسرو نيز هستم.ثانياً: به شما خبر ميدهم به طرز غير منتظره و به صورتي كه تاكنون نديدهام در نتيجه دعیاي طلبههاي خالص رسالهي نور، همچیون معجیزه و با كرامتي خارق العاده از بيماري دهشتانگيزي به يكباره شفا يافتم. يادداشت شاهدان واقعه امين و فيضي را پيرامون همان بيماري دهشتناك برايتان ميفرستم تا مدار عبرت گردد. براي همه برادرانمان يك به يك سلام و دعا دارم. نگران خسرو نيز هستم.
اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِىاَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
به برادران عزيزمان در اسپارتا!به برادران عزيزمان در اسپارتا!
ميخواهيم مشاهدات خود را درباره بيماري استادمان به عرض برسانيم و بهبودي او را به شما مژده دهيم.ميخواهيم مشاهدات خود را درباره بيماري استادمان به عرض برسانيم و بهبودي او را به شما مژده دهيم.
در ماه مبارك رمضیان پنج روز، روزه وصال گرفته بود و غذايش سه قاشق شيربرنج بدون نان و پنج شش قاشق ماست سرد بود. روزه وصل يا وصال به روزهيي گفته ميشود كه شخص بعد از چند روز متوالي افطار ميكند. البته اگر ضرورتي نباشد مكروه است. م. شب سوم نيز نيم قاشق شيربرنج، شب چهارم در افطار پنج قاشق شوربا، سحر باز هم سه چهار قاشق از آندر ماه مبارك رمضیان پنج روز، روزه وصال گرفته بود و غذايش سه قاشق شيربرنج بدون نان و پنج شش قاشق ماست سرد بود. روزه وصل يا وصال به روزهيي گفته ميشود كه شخص بعد از چند روز متوالي افطار ميكند. البته اگر ضرورتي نباشد مكروه است. م. شب سوم نيز نيم قاشق شيربرنج، شب چهارم در افطار پنج قاشق شوربا، سحر باز هم سه چهار قاشق از آن
— 129 —
شوربا و ماست، پنج درهم مقياس وزن در گذشته، به مقدار تقريباً سه گرم. م. از شوربا بدون محاسبه آب آن، ماست، بدون محاسبه آب آن ده درهم، شيربرنج آب كشيده هفت درهم، در شب پنجم هم پنج شش قاشق شورباي سبك و بيدانه، در سحر شش هفت قاشق شورباي برنج، كه مجموع آنها سي درهیم غذاي مصیرفي روزهي وصال بود؛ به جز نمیاز تراويح سیاير وظايف (شرعي) به جا آورده ميشد؛ ما به اين ترتيب شاهد كرامتي از عنايت خارق العادهيي بوديم كه شاگردان رساله نور را در برگرفته بود.شوربا و ماست، پنج درهم مقياس وزن در گذشته، به مقدار تقريباً سه گرم. م. از شوربا بدون محاسبه آب آن، ماست، بدون محاسبه آب آن ده درهم، شيربرنج آب كشيده هفت درهم، در شب پنجم هم پنج شش قاشق شورباي سبك و بيدانه، در سحر شش هفت قاشق شورباي برنج، كه مجموع آنها سي درهیم غذاي مصیرفي روزهي وصال بود؛ به جز نمیاز تراويح سیاير وظايف (شرعي) به جا آورده ميشد؛ ما به اين ترتيب شاهد كرامتي از عنايت خارق العادهيي بوديم كه شاگردان رساله نور را در برگرفته بود.
ما دو نفر يعني امين و فيضي ميخواستيم مانند سليمانهاي بارلا و اسپارتا تعدادي از طلبههاي استاد كه نام سليمان داشتند مانند سليمان صديق، سليمان مبارك، و سليمان رشدي. م. دقت و احتياط كنيم تا حدت و شدت حاصل از بيماري استاد را تحريك نكنيم بيماري چنان شديد بود كه در طول چهار شب فقط يك ساعت خوابيدند. اما نشد و حدت حاصل از بيمارياش را مشاهده كرديم. اين بيماري هم اثر رحمت الهي بود، زيرا در ده شب پاياني ماه مبارك رمضان وضعيت غيرقابل تصوري پيش آمد، طوري كه استاد قادر به ايفاي وظايف خود نبود؛ لذا هر يك از شاگردان استاد در اين حوالي، علاوه بر فعاليت خصوصي خويش يك ساعت را به حساب استاد در مجاهدات معنوي شاگردان ديگرِ رساله نور مشاركت ميكردند؛ آنها چنين چيزي را هدف خود نموده و قصد كردند مانند استاد براي وارد كردن حسنات در دفتر اعمال آنها تلاش كنند.ما دو نفر يعني امين و فيضي ميخواستيم مانند سليمانهاي بارلا و اسپارتا تعدادي از طلبههاي استاد كه نام سليمان داشتند مانند سليمان صديق، سليمان مبارك، و سليمان رشدي. م. دقت و احتياط كنيم تا حدت و شدت حاصل از بيماري استاد را تحريك نكنيم بيماري چنان شديد بود كه در طول چهار شب فقط يك ساعت خوابيدند. اما نشد و حدت حاصل از بيمارياش را مشاهده كرديم. اين بيماري هم اثر رحمت الهي بود، زيرا در ده شب پاياني ماه مبارك رمضان وضعيت غيرقابل تصوري پيش آمد، طوري كه استاد قادر به ايفاي وظايف خود نبود؛ لذا هر يك از شاگردان استاد در اين حوالي، علاوه بر فعاليت خصوصي خويش يك ساعت را به حساب استاد در مجاهدات معنوي شاگردان ديگرِ رساله نور مشاركت ميكردند؛ آنها چنين چيزي را هدف خود نموده و قصد كردند مانند استاد براي وارد كردن حسنات در دفتر اعمال آنها تلاش كنند.
آنها در واقع به جاي استاد و به جاي چند ساعت فعاليت او، شروع به انجام همان وظيفه طي ساعتهاي متوالي كردند. استاد حتي ميگفت: "با وجود بياهميتي من، فعاليت ناقصام براي آنكه مدار و عامل هيجان بخش اعمال اخروي برادرانمان در منطقه اسپارتا شود كافي نبود. بهواسطه رحمت حضرت حق و به وسيله اين بيماري بود كه يك شخص معنوي و اين تدبير كه مدار قدرتمندي بود احسان شد و به اين ترتيب از جزئيت به كليت رهنمون گرديد".آنها در واقع به جاي استاد و به جاي چند ساعت فعاليت او، شروع به انجام همان وظيفه طي ساعتهاي متوالي كردند. استاد حتي ميگفت: "با وجود بياهميتي من، فعاليت ناقصام براي آنكه مدار و عامل هيجان بخش اعمال اخروي برادرانمان در منطقه اسپارتا شود كافي نبود. بهواسطه رحمت حضرت حق و به وسيله اين بيماري بود كه يك شخص معنوي و اين تدبير كه مدار قدرتمندي بود احسان شد و به اين ترتيب از جزئيت به كليت رهنمون گرديد".
— 130 —
نيز از لطايف اين بيماريست كه صداي استاد اصلاً در نميآمد و نميتوانست صحبت كند. با آنكه اصلاً انتظارش نميرفت در زمان افطار پزشكي آمد و دست او را گرفت. استادمان گفت: "من نيازي ندارم كسي براي بيماري معاينهام كند؛ محتاج حكيمان نيستم؛ حكيم، حضرت حق است". به يكباره جاني گرفت و صدايش را شنيديم. به نظر ميرسيد خود استاد صورت حكيم و پزشك گرفته است. پزشكي كه آمده بود نيز حالت بيمار يافت. نامه مهمي را براي پزشك قرائت كرد. همين نامه علاجي شد براي درد همان پزشك. بعد صداي توپ (افطار) شنيده شد. استاد به پزشك گفت: "همين جا افطار كن". پزشك گفت: "امروز خطا كردم و نتوانستم روزه بگيرم". اينجا بود كه دانستيم رفتار استاد بدان دليل بوده است كه وضعيت شگفتانگيزش پذيراي وضعيت حاكمانه پزشكي نبود كه روزه نگرفته است.نيز از لطايف اين بيماريست كه صداي استاد اصلاً در نميآمد و نميتوانست صحبت كند. با آنكه اصلاً انتظارش نميرفت در زمان افطار پزشكي آمد و دست او را گرفت. استادمان گفت: "من نيازي ندارم كسي براي بيماري معاينهام كند؛ محتاج حكيمان نيستم؛ حكيم، حضرت حق است". به يكباره جاني گرفت و صدايش را شنيديم. به نظر ميرسيد خود استاد صورت حكيم و پزشك گرفته است. پزشكي كه آمده بود نيز حالت بيمار يافت. نامه مهمي را براي پزشك قرائت كرد. همين نامه علاجي شد براي درد همان پزشك. بعد صداي توپ (افطار) شنيده شد. استاد به پزشك گفت: "همين جا افطار كن". پزشك گفت: "امروز خطا كردم و نتوانستم روزه بگيرم". اينجا بود كه دانستيم رفتار استاد بدان دليل بوده است كه وضعيت شگفتانگيزش پذيراي وضعيت حاكمانه پزشكي نبود كه روزه نگرفته است.
آري، ما نيز تأييد و تصديق كرديم كه دعاي شفاي منبعث از شخصيت معنوي رساله نور، با صد هزار پزشك از قبيل آنچه گفتيم برابري ميكند. دعاي درخواست شفا توسط طلبههاي رساله نور بهويژه معصومانشان در شب قدر در اين بيماري چنان تأثير خارق العادهيي گذاشت كه ناگهان حالتي فراتر از صحت و تندرستي به استاد داده شد؛ به نحوي كه ايشان شروع به فعاليتي درخور ليلة القدر نمود. ما با چشم خود ديديم كه دعاي شفاي شاگردان رساله نور كرامتي بود مانند يك معجزه خارق العاده.آري، ما نيز تأييد و تصديق كرديم كه دعاي شفاي منبعث از شخصيت معنوي رساله نور، با صد هزار پزشك از قبيل آنچه گفتيم برابري ميكند. دعاي درخواست شفا توسط طلبههاي رساله نور بهويژه معصومانشان در شب قدر در اين بيماري چنان تأثير خارق العادهيي گذاشت كه ناگهان حالتي فراتر از صحت و تندرستي به استاد داده شد؛ به نحوي كه ايشان شروع به فعاليتي درخور ليلة القدر نمود. ما با چشم خود ديديم كه دعاي شفاي شاگردان رساله نور كرامتي بود مانند يك معجزه خارق العاده.
به برادراني كه آنجا هستند يكايك سلام ميرسانيم و عرض ادب داريم و خواهان دعاهايشان هستيم.به برادراني كه آنجا هستند يكايك سلام ميرسانيم و عرض ادب داريم و خواهان دعاهايشان هستيم.
از شاگردان رساله نور در اينجااز شاگردان رساله نور در اينجا
برادرانتانبرادرانتان
امين و محمد فيضيامين و محمد فيضي
— 131 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز، صديق و ارجمندم؛ دوستان فعال و توانمند در مسير خدمت به قرآن؛ و رفقاي نوراني در طريق حق و سياحت برزخ و راه آخرت!برادران عزيز، صديق و ارجمندم؛ دوستان فعال و توانمند در مسير خدمت به قرآن؛ و رفقاي نوراني در طريق حق و سياحت برزخ و راه آخرت!
اولاً: عيد، شب قدر و دعاهاي مقبولتان را در ماه مبارك رمضان با تمام روح و جانام تبريك و تهنيت ميگويم. حضرت حق شادي اين عيد را مقدمه و وسيله شادي عام، حقيقي و فراگير قرار دهد، آمين.اولاً: عيد، شب قدر و دعاهاي مقبولتان را در ماه مبارك رمضان با تمام روح و جانام تبريك و تهنيت ميگويم. حضرت حق شادي اين عيد را مقدمه و وسيله شادي عام، حقيقي و فراگير قرار دهد، آمين.
ثانياً: هداياي قلمي و نوراني ارسالي شما به عنوان هديهي اين عيد مبارك، از نظر من آن قدر ارزشمند بود كه قادر به بيان آن نيستم. آنها را مانند كوزههاي آب كوثر در جنت الفردوس با كمال اشتياق و سپاس و با اشك شوق دريافت كردم و بر سر خود نهادم. حضرت حق را بينهايت حمد و شكر ميگويم كه چنين قلمهايي را كه مانند شمشيرهاي الماسيناند و چنان قهرماناني را در راه حق و حقيقت نصيب رساله نور فرمود. از حضرت ارحم الراحمين مسألت دارم در برابر هر حرف آن نوشتهها و كتابهاي ارزشمند ده حسنه نصيب شما فرمايد.ثانياً: هداياي قلمي و نوراني ارسالي شما به عنوان هديهي اين عيد مبارك، از نظر من آن قدر ارزشمند بود كه قادر به بيان آن نيستم. آنها را مانند كوزههاي آب كوثر در جنت الفردوس با كمال اشتياق و سپاس و با اشك شوق دريافت كردم و بر سر خود نهادم. حضرت حق را بينهايت حمد و شكر ميگويم كه چنين قلمهايي را كه مانند شمشيرهاي الماسيناند و چنان قهرماناني را در راه حق و حقيقت نصيب رساله نور فرمود. از حضرت ارحم الراحمين مسألت دارم در برابر هر حرف آن نوشتهها و كتابهاي ارزشمند ده حسنه نصيب شما فرمايد.
فراق خسرو واقعاً مرا متأثر كرد. اما طاهري با آن قلم درخشان خود ناراحتيها و تأثراتم را زدود. او با همه اعضاي خانوادهاش، با پدر و مادرش در ميان طلاب خاص رساله نور همواره سهيم خواهد بود. به دليل وجود همين طاهر است كه منطقه آتابِيْ هم مانند روستاهاي اسلام كوي، صاو كوي و قله اونو از امروز دوست قريه نورس شده و در تمام دستاوردهاي معنويمان سهيم گشتهاند.فراق خسرو واقعاً مرا متأثر كرد. اما طاهري با آن قلم درخشان خود ناراحتيها و تأثراتم را زدود. او با همه اعضاي خانوادهاش، با پدر و مادرش در ميان طلاب خاص رساله نور همواره سهيم خواهد بود. به دليل وجود همين طاهر است كه منطقه آتابِيْ هم مانند روستاهاي اسلام كوي، صاو كوي و قله اونو از امروز دوست قريه نورس شده و در تمام دستاوردهاي معنويمان سهيم گشتهاند.
كاتب عثمان (حافظ علي اسپارتا) واقعاً كه خسروي دوم است و من هم در اين مورد اطمينان يافتم. حضرت حق او و فداكاران زيادي چون محمد زهدي و صاحبان واقعي رساله نور را نصيب اسپارتا فرمايد! آمين.كاتب عثمان (حافظ علي اسپارتا) واقعاً كه خسروي دوم است و من هم در اين مورد اطمينان يافتم. حضرت حق او و فداكاران زيادي چون محمد زهدي و صاحبان واقعي رساله نور را نصيب اسپارتا فرمايد! آمين.
— 132 —
فعاليت و تلاش عبدالرحمان بزرگ، علي كوچك، و حافظ مصطفي از قهرمانان ارجمند، همچنين برخي مطالبِ نامهي اينبارِ حافظ مصطفي باعث شد اشك شوق بريزم. لازم به يادآوريست كه در يكي از پاكتهاي ارسالي بيست و پنج (ليره) اسكناس بود و ما ندانستيم كه پاكت متعلق به چه كسي بود. شما ميدانيد كه من در تمام عمرم نميتوانستم از كسي هديه قبول كنم. حتي هديهي اينبار رشدي را هم نپذيرفتم، آن را برگرداندم و موجب تكدر خاطر او شدم. حضرت حق مرا نيازمند باقي نميگذارد و محتاج ديگران هم نميكند. نگران من نباشيد ليكن در هيأت خجستگان چنان شخصيت معنوياي را احساس ميكنم كه قادر به محافظت از اصول و قاعدهام در برابر آن نيستم. براي نرنجیاندن و ناراحت نكردن آن شخصيت معنیوي بود كه از مبلغ مزبور، پنج ليره را به عنوان قرض قبول كردم تا در عيد پيش رو خرج امیور خيريه كنم. بيست ليره آن را هم توسیط صبري و به نام او بر ميگردانم و پس ميدهم؛ به دل نگيريد. مخصوصاً چهار هديهي زيباي «حسن . ع . م» كه با قلم استثنايياش نوشته شده برايم بسيار ارزش داشت و دارد. ان شاء الله در اين حوالي بسياري را مشتاقانه به كتابت رهنمون خواهد شد. صدها هزار بار حضرت حق را سپاس كه چنين قلمهاي توانمندي را نصيب رساله نور فرمود.فعاليت و تلاش عبدالرحمان بزرگ، علي كوچك، و حافظ مصطفي از قهرمانان ارجمند، همچنين برخي مطالبِ نامهي اينبارِ حافظ مصطفي باعث شد اشك شوق بريزم. لازم به يادآوريست كه در يكي از پاكتهاي ارسالي بيست و پنج (ليره) اسكناس بود و ما ندانستيم كه پاكت متعلق به چه كسي بود. شما ميدانيد كه من در تمام عمرم نميتوانستم از كسي هديه قبول كنم. حتي هديهي اينبار رشدي را هم نپذيرفتم، آن را برگرداندم و موجب تكدر خاطر او شدم. حضرت حق مرا نيازمند باقي نميگذارد و محتاج ديگران هم نميكند. نگران من نباشيد ليكن در هيأت خجستگان چنان شخصيت معنوياي را احساس ميكنم كه قادر به محافظت از اصول و قاعدهام در برابر آن نيستم. براي نرنجیاندن و ناراحت نكردن آن شخصيت معنیوي بود كه از مبلغ مزبور، پنج ليره را به عنوان قرض قبول كردم تا در عيد پيش رو خرج امیور خيريه كنم. بيست ليره آن را هم توسیط صبري و به نام او بر ميگردانم و پس ميدهم؛ به دل نگيريد. مخصوصاً چهار هديهي زيباي «حسن . ع . م» كه با قلم استثنايياش نوشته شده برايم بسيار ارزش داشت و دارد. ان شاء الله در اين حوالي بسياري را مشتاقانه به كتابت رهنمون خواهد شد. صدها هزار بار حضرت حق را سپاس كه چنين قلمهاي توانمندي را نصيب رساله نور فرمود.
نامه محمد از هيأت خجستگان مرا بسيار خوشحال كرد. هنگام نگارش، آن را براي بزرگان شهر كه در كنارم بودند قرائت كردم. آنها هم "ما شاء اللّه، بارك اللّه" گفتند و شگفتزده تقدير و تمجيد كردند. قسمتهايي از آن نامه و نامههاي ديگر را در مجموعه نامهها خواهيم آورد.نامه محمد از هيأت خجستگان مرا بسيار خوشحال كرد. هنگام نگارش، آن را براي بزرگان شهر كه در كنارم بودند قرائت كردم. آنها هم "ما شاء اللّه، بارك اللّه" گفتند و شگفتزده تقدير و تمجيد كردند. قسمتهايي از آن نامه و نامههاي ديگر را در مجموعه نامهها خواهيم آورد.
نامهي حاجیي عثمان كه در ماجیراي استقبال درب ماجرايي كه در اميد دوازدهمِ لمعه بيست و ششم آمده است. دوست مصطفاي بزرگ ی وارث نخست عبدالرحمان و شاگرد نخست رساله نور ی است و خوابهايي كه در آن نامه ذكر ميكند با معنا و تعبيرهايش درست است.نامهي حاجیي عثمان كه در ماجیراي استقبال درب ماجرايي كه در اميد دوازدهمِ لمعه بيست و ششم آمده است. دوست مصطفاي بزرگ ی وارث نخست عبدالرحمان و شاگرد نخست رساله نور ی است و خوابهايي كه در آن نامه ذكر ميكند با معنا و تعبيرهايش درست است.
— 133 —
برادران عزيزم! حال كه با شما سخن ميگويم نيم ساعت به افطار مانده، و شب عيد است و بهشدت بيمارم. اين است كه نميتوانم زياد سخن بگويم. بهواسطه كرامت دعاي شفادهنده شخص معنوي رساله نور كه به معجزه ميماند، بيماري سخت و خطرناكي را پشت سر گذاشتم. اما به دليل سرفههاي شديد و دلهرههايي كه دارم سخن گفتن با برادراني چون شما را كه از جانم بيشتر دوست دارم مختصر ميكنم.برادران عزيزم! حال كه با شما سخن ميگويم نيم ساعت به افطار مانده، و شب عيد است و بهشدت بيمارم. اين است كه نميتوانم زياد سخن بگويم. بهواسطه كرامت دعاي شفادهنده شخص معنوي رساله نور كه به معجزه ميماند، بيماري سخت و خطرناكي را پشت سر گذاشتم. اما به دليل سرفههاي شديد و دلهرههايي كه دارم سخن گفتن با برادراني چون شما را كه از جانم بيشتر دوست دارم مختصر ميكنم.
واقعيت اين است كه در حوالي اسپارتا صدها سعيد و خسرو جوان پرورش يافتهاند. اين سعيد سالمند و ناتوان آماده است تا با كمال آرامش و اطمينان با دنيا وداع كند. وقتي كه من به احمدها و محمدها و حتي بانوان محترم (كساني مانند همسر و دختران طاهر) و كودكان معصوم روستاي صاو از مدرسههاي مهم نوريه و در رأس آنها به حاجي حافظ فكر ميكنم كه دلبستهي رساله نور و فعال در اين عرصه هستند، نوعي از حيات معنوي بهشت را در اين دنيا احساس و مشاهده ميكنم. هديه احمدهاي آن ديار را به حساب عموم مردم آن روستا متبرك دانسته، بوسيده بر سر نهادم.واقعيت اين است كه در حوالي اسپارتا صدها سعيد و خسرو جوان پرورش يافتهاند. اين سعيد سالمند و ناتوان آماده است تا با كمال آرامش و اطمينان با دنيا وداع كند. وقتي كه من به احمدها و محمدها و حتي بانوان محترم (كساني مانند همسر و دختران طاهر) و كودكان معصوم روستاي صاو از مدرسههاي مهم نوريه و در رأس آنها به حاجي حافظ فكر ميكنم كه دلبستهي رساله نور و فعال در اين عرصه هستند، نوعي از حيات معنوي بهشت را در اين دنيا احساس و مشاهده ميكنم. هديه احمدهاي آن ديار را به حساب عموم مردم آن روستا متبرك دانسته، بوسيده بر سر نهادم.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
حضرت حق را بينهايت سپاس كه بيماري به غايت سخت و دهشتناكام به صورت كاملاً مرحمت آميز و توأم با ثواب فراوان جاي خود را به عافيت و سلامت داد و رخت بربست. من و دوستانم در اينجا تصديق ميكنيم كه در آن بيماري نعمت بسيار عظيمي موجود بود.حضرت حق را بينهايت سپاس كه بيماري به غايت سخت و دهشتناكام به صورت كاملاً مرحمت آميز و توأم با ثواب فراوان جاي خود را به عافيت و سلامت داد و رخت بربست. من و دوستانم در اينجا تصديق ميكنيم كه در آن بيماري نعمت بسيار عظيمي موجود بود.
همچنين حضرت حق را حمد و شكر بيپايان كه نسخههاي بسيار زيباي اين بار كه هديه رمضاني شماست حكم عيدي كلي را يافت كه اين عيد من و بسياري از اعيیاد را در خیود جمیع داشت. مخصوصاً رسالههیايي كه توسیط طاهر اول كه ی خسروي دوم است ی در غايت دقت و توجه و براساس توافقات و هماهنگيها كتابت شده چنان موجب سرور و شادي من شد كه اگر ميتوانستم براي هر نسخههمچنين حضرت حق را حمد و شكر بيپايان كه نسخههاي بسيار زيباي اين بار كه هديه رمضاني شماست حكم عيدي كلي را يافت كه اين عيد من و بسياري از اعيیاد را در خیود جمیع داشت. مخصوصاً رسالههیايي كه توسیط طاهر اول كه ی خسروي دوم است ی در غايت دقت و توجه و براساس توافقات و هماهنگيها كتابت شده چنان موجب سرور و شادي من شد كه اگر ميتوانستم براي هر نسخه
— 134 —
ده ليره طلا پرداخت ميكردم. اينكه شاگردي تا اينحد توانمند، رساله نور را از آن خود ميداند اميدهايمان را چند برابر كرد.ده ليره طلا پرداخت ميكردم. اينكه شاگردي تا اينحد توانمند، رساله نور را از آن خود ميداند اميدهايمان را چند برابر كرد.
او قريه خود را در صف قصبات خجستگان و قهرمانان صاو قرار داد. (آراس) آتابِيْ بايد به او و امثال او ببالد. در نسخههاي او خطا و اشتباه بسيار اندك است. فقط در نسخههاي موجود در آن منطقه كلماتي بوده است كه معنايشان قابل فهم نبودند و در استنساخ به همان صورت قيد گرديده است. خوب است آنها را با نسخههايي كه من تصحيح كردهام تطبيق دهند. رسالههاي كتابت شده توسط فرزندان و همسر معصوم آن برادر فداكار و توانمند را به زيبايي جلد نموديم. براي خوانندگان و به خصوص براي دختران و بانواني كه در دايره زنان رساله نور در اين جا فعال هستند نمونه و مشوقي به غايت تأثيرگذار و گيرا شد.او قريه خود را در صف قصبات خجستگان و قهرمانان صاو قرار داد. (آراس) آتابِيْ بايد به او و امثال او ببالد. در نسخههاي او خطا و اشتباه بسيار اندك است. فقط در نسخههاي موجود در آن منطقه كلماتي بوده است كه معنايشان قابل فهم نبودند و در استنساخ به همان صورت قيد گرديده است. خوب است آنها را با نسخههايي كه من تصحيح كردهام تطبيق دهند. رسالههاي كتابت شده توسط فرزندان و همسر معصوم آن برادر فداكار و توانمند را به زيبايي جلد نموديم. براي خوانندگان و به خصوص براي دختران و بانواني كه در دايره زنان رساله نور در اين جا فعال هستند نمونه و مشوقي به غايت تأثيرگذار و گيرا شد.
قلم "حسن آيدينلي" واقعاً بسيار استثناييست و در نوشتههايش اخلاصي تام ديده ميشود. علاقمندم بدانم كه او از چه زماني به جرگه رساله نور درآمد و در چه حاليست.قلم "حسن آيدينلي" واقعاً بسيار استثناييست و در نوشتههايش اخلاصي تام ديده ميشود. علاقمندم بدانم كه او از چه زماني به جرگه رساله نور درآمد و در چه حاليست.
اين بار توسط عبدالمجيد نامه مفصلي از خلوصي دريافت كردم. اين برادرمان واقعاً در ثابت قدمي، متانت و اخلاص همچنان مقام نخست را داراست. من نيز توسط عبدالمجيد براي او نوشتم: "تو نيز يكي از مخاطبان نامههايي هستي كه براي برادرانمان در اسپارتا مينويسم؛ اين را نوشتم تا بداني ارتباط با تو قطع نشده است".اين بار توسط عبدالمجيد نامه مفصلي از خلوصي دريافت كردم. اين برادرمان واقعاً در ثابت قدمي، متانت و اخلاص همچنان مقام نخست را داراست. من نيز توسط عبدالمجيد براي او نوشتم: "تو نيز يكي از مخاطبان نامههايي هستي كه براي برادرانمان در اسپارتا مينويسم؛ اين را نوشتم تا بداني ارتباط با تو قطع نشده است".
نگران وضعيت خسرو، رأفت و رشدي هم هستم؛ مخصوصاً علاقمندم بدانم كه خسرو در چه وضعيست؟ و حافظ علي صاحب كارخانه نور راحت است يا نه؟نگران وضعيت خسرو، رأفت و رشدي هم هستم؛ مخصوصاً علاقمندم بدانم كه خسرو در چه وضعيست؟ و حافظ علي صاحب كارخانه نور راحت است يا نه؟
به تك تك برادرانمان درود ميفرستم.به تك تك برادرانمان درود ميفرستم.
اين روزها دو موضوع ظريف بر قلبام خطور كرده است كه در زمان خود موفق به نوشتنشان نشدم و اينك با تأخير، اشاراتي به هر يك از آن حقايق مهم خواهيم داشت.اين روزها دو موضوع ظريف بر قلبام خطور كرده است كه در زمان خود موفق به نوشتنشان نشدم و اينك با تأخير، اشاراتي به هر يك از آن حقايق مهم خواهيم داشت.
— 135 —
اولاً: در خصوص سستي يكي از برادران در تسبيحات نماز گفتم: تسبيحاتِ بعد از نماز، طريقت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و اوراد ولايت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است؛ از اين نظر اهميت آن بسيار است، سپس حقيقت اين سخن به صورت زير ظهور و بروز يافت:اولاً: در خصوص سستي يكي از برادران در تسبيحات نماز گفتم: تسبيحاتِ بعد از نماز، طريقت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و اوراد ولايت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است؛ از اين نظر اهميت آن بسيار است، سپس حقيقت اين سخن به صورت زير ظهور و بروز يافت:
همچنان كه ولايت احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام به رسالت مُبدل شد و فوق همه ولايتهاست، تسبيحات بعد از نماز هم ی كه طريقت آن ولايت و اوراد مخصوص ولايت كبراي مزبور است ی به همان ترتيب و به همان ميزان فوق ساير طريقتها و اوراد و اذكار قرار دارد، اين سرّ نيز بدين صورت ظهور و بروز يافت:همچنان كه ولايت احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام به رسالت مُبدل شد و فوق همه ولايتهاست، تسبيحات بعد از نماز هم ی كه طريقت آن ولايت و اوراد مخصوص ولايت كبراي مزبور است ی به همان ترتيب و به همان ميزان فوق ساير طريقتها و اوراد و اذكار قرار دارد، اين سرّ نيز بدين صورت ظهور و بروز يافت:
همچنان كه در دايره ذكر يك مجلس يا در مجموعهي افراد ختم ذكر نقشبنديه در يك مسجد ی كه در ارتباط با هماند ی وضعيتي نوراني احساس ميشود؛ كسي كه داراي قلبي هشيار ميباشد نيز وقتي پس از نماز با تسبيح، ذكر «سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ» ميگويد به لحاظ معنا صد ميليون نفر را احساس خواهد كرد كه تسبيح در دست دارند و در مواجهه با ذات احمیدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ی كه رييس آن حلقه ذكر است ی ذكر ميگیويند؛ لذا در برابر آن عظمت و تعالي، ميگويد: «سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ» آنگاه وقتي به امر معنوي آن سَر حلقه ذاكران شروع به گفتن «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» ميكند، در دايره آن حلقه ذكر و آيين گستردهي ذكر احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام به حمدي با عظمت كه از «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» صید ميليیون مريید او ظهیور مييابید ميانديشید و بیا گفتین «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» شیريك ميشود. بر همين منیوال بعد از «اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ» و دعا، و آنگاه «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» ٣٣ بار در حلقهي ذكر طريقت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و آيين ختم كبرايش با همان معناي سابق برادران طريقت را در نظر آورده، متوجه سر حلقه آن دايره ذكر يعني ذات احمديعَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ميشود و ميگويد:همچنان كه در دايره ذكر يك مجلس يا در مجموعهي افراد ختم ذكر نقشبنديه در يك مسجد ی كه در ارتباط با هماند ی وضعيتي نوراني احساس ميشود؛ كسي كه داراي قلبي هشيار ميباشد نيز وقتي پس از نماز با تسبيح، ذكر «سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ» ميگويد به لحاظ معنا صد ميليون نفر را احساس خواهد كرد كه تسبيح در دست دارند و در مواجهه با ذات احمیدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ی كه رييس آن حلقه ذكر است ی ذكر ميگیويند؛ لذا در برابر آن عظمت و تعالي، ميگويد: «سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ» آنگاه وقتي به امر معنوي آن سَر حلقه ذاكران شروع به گفتن «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» ميكند، در دايره آن حلقه ذكر و آيين گستردهي ذكر احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام به حمدي با عظمت كه از «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» صید ميليیون مريید او ظهیور مييابید ميانديشید و بیا گفتین «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» شیريك ميشود. بر همين منیوال بعد از «اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ» و دعا، و آنگاه «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» ٣٣ بار در حلقهي ذكر طريقت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و آيين ختم كبرايش با همان معناي سابق برادران طريقت را در نظر آورده، متوجه سر حلقه آن دايره ذكر يعني ذات احمديعَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ميشود و ميگويد:
اَلْفُ اَلْفِ صَلَاةٍ وَ اَلْفُ اَلْفِ سَلَامٍ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّهِاَلْفُ اَلْفِ صَلَاةٍ وَ اَلْفُ اَلْفِ سَلَامٍ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّهِ
من اين را دريافتم، احساس كردم و در عالم خيال ديدم؛ بنابراين تسبيحات نماز اهميت فراواني دارند.من اين را دريافتم، احساس كردم و در عالم خيال ديدم؛ بنابراين تسبيحات نماز اهميت فراواني دارند.
— 136 —
مسیأله دوم: در بيیان اشیارات آيهي سیي و يكم، در بحیثمسیأله دوم: در بيیان اشیارات آيهي سیي و يكم، در بحیث
يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَايَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا
گفته شده است: يكي از ويژگيهاي عصر كنوني اين است كه باعث ميشود مردم دانسته و آگاهانه حيات دنيوي را بر زندگاني باقي ترجيح دهند، يعني آگاهانه تكه شيشهيي كه خواهد شكست بر الماسهاي باقي ترجيح داده ميشود؛ اين مطلب حكم قاعده را يافته است.گفته شده است: يكي از ويژگيهاي عصر كنوني اين است كه باعث ميشود مردم دانسته و آگاهانه حيات دنيوي را بر زندگاني باقي ترجيح دهند، يعني آگاهانه تكه شيشهيي كه خواهد شكست بر الماسهاي باقي ترجيح داده ميشود؛ اين مطلب حكم قاعده را يافته است.
من از اين امر بسيار متحير بودم. اين روزها تذكر داده شد كه با مبتلا يا مجروح شدن عضوي در بدن انسان، ساير اعضا وظايفشان را تا حدودي رها كرده به ياري آن عضو ميشتابند؛ به همين صورت يكي از اعضاي وجودي انسان كه حامل حرص حيات و حفظ آن، و علاقه به زندگي و عشق به آن است و در نهاد انسان قرار داده شده، به دلايل متعدد زخم برداشته و لطايف ديگر وجودي انسان را به خود مشغول نموده، روند سقوطشان را آغاز كرده، و ميكوشد اعضاي ديگر وظايف حقيقي خود را فراموش كنند.من از اين امر بسيار متحير بودم. اين روزها تذكر داده شد كه با مبتلا يا مجروح شدن عضوي در بدن انسان، ساير اعضا وظايفشان را تا حدودي رها كرده به ياري آن عضو ميشتابند؛ به همين صورت يكي از اعضاي وجودي انسان كه حامل حرص حيات و حفظ آن، و علاقه به زندگي و عشق به آن است و در نهاد انسان قرار داده شده، به دلايل متعدد زخم برداشته و لطايف ديگر وجودي انسان را به خود مشغول نموده، روند سقوطشان را آغاز كرده، و ميكوشد اعضاي ديگر وظايف حقيقي خود را فراموش كنند.
همانطور كه تفريحي جذاب، نامشروع، شاديآور و پر زرق و برق موجب ميشود افراد صاحب مقام و بانوان عفيف و پاكدامن نيز مانند كودكان و افراد بيكار جذب آن شده و با كنار گذاشتن وظايف حقيقي خود به آن بپردازند؛ حيات انساني و مخصوصاً اجتماعي مردم در عصر كنوني نيز چنان وضع دهشتناك اما جذاب و دردآور اما كنجكاو كننده يافته كه لطايف عالي انساني و قلب و عقلش را تابع نفس اماره كرده چون پروانه به درون آتش آن فتنه ميافكند.همانطور كه تفريحي جذاب، نامشروع، شاديآور و پر زرق و برق موجب ميشود افراد صاحب مقام و بانوان عفيف و پاكدامن نيز مانند كودكان و افراد بيكار جذب آن شده و با كنار گذاشتن وظايف حقيقي خود به آن بپردازند؛ حيات انساني و مخصوصاً اجتماعي مردم در عصر كنوني نيز چنان وضع دهشتناك اما جذاب و دردآور اما كنجكاو كننده يافته كه لطايف عالي انساني و قلب و عقلش را تابع نفس اماره كرده چون پروانه به درون آتش آن فتنه ميافكند.
آري، شرع اجازه ميدهد به شرط ضرورت، براي محافظت از حيات دنيوي، برخي امور دنيوي موقتاً بر موارد اخروي ترجيح داده شود، اما اين امر صرفاً به دليل يك احتياج يا ضرري كه سبب هلاكت نشود صورت نميگيرد؛ در اينگونه موارد رخصتي وجود ندارد. اين در حاليست كه عصر و زمانه كنوني رگ مذكور انساني را چنان متأثر كرده كه انسان امروز براساس نيازي مختصر يا يك ضرر عادي دنيوي، امور چون گوهر دين را كنار ميگذارد.آري، شرع اجازه ميدهد به شرط ضرورت، براي محافظت از حيات دنيوي، برخي امور دنيوي موقتاً بر موارد اخروي ترجيح داده شود، اما اين امر صرفاً به دليل يك احتياج يا ضرري كه سبب هلاكت نشود صورت نميگيرد؛ در اينگونه موارد رخصتي وجود ندارد. اين در حاليست كه عصر و زمانه كنوني رگ مذكور انساني را چنان متأثر كرده كه انسان امروز براساس نيازي مختصر يا يك ضرر عادي دنيوي، امور چون گوهر دين را كنار ميگذارد.
آري، رگ حيات انسان و عضوي كه مسئوليت حفظ حيات او را دارد، در زمانه ما با از بين رفتن بركت به دليل اسراف و عدم رعايت ميانهروي و قناعت وآري، رگ حيات انسان و عضوي كه مسئوليت حفظ حيات او را دارد، در زمانه ما با از بين رفتن بركت به دليل اسراف و عدم رعايت ميانهروي و قناعت و
— 137 —
حرص ورزيدن، و افزايش فقر و دشواريهاي معيشت، زخم برداشته و آسيب ديده است، و اهل ضلالت نظر مردم را بر حيات فاني جلب نموده و بدين ترتيب رگ مذكور نيز نظرها را به خود جلب كرده است، لذا مردم كوچكترين نياز دنيوي را بر امور مهم ديني ترجيح ميدهند. در برابر اين بيماري شگفتانگيز و مرض دهشتانگيزِ زمانهي عجيب فعلي، رساله نور ی كه ناشر علاجهاي چون ترياق قرآن معجز البيان است ی ياراي ايستادگي دارد، و شاگردان متين، محكم، ثابت قدم، مخلص، صادق و فداكار آن ميتوانند مقاومت كنند، لذا پيش از هر چيز بايد وارد دايره رساله نور شد و با صداقت و متانت كامل و اخلاص جدي و اعتماد تام بدان آويخت، تا از تأثير آن بيماري عجيب رهايي يافت.حرص ورزيدن، و افزايش فقر و دشواريهاي معيشت، زخم برداشته و آسيب ديده است، و اهل ضلالت نظر مردم را بر حيات فاني جلب نموده و بدين ترتيب رگ مذكور نيز نظرها را به خود جلب كرده است، لذا مردم كوچكترين نياز دنيوي را بر امور مهم ديني ترجيح ميدهند. در برابر اين بيماري شگفتانگيز و مرض دهشتانگيزِ زمانهي عجيب فعلي، رساله نور ی كه ناشر علاجهاي چون ترياق قرآن معجز البيان است ی ياراي ايستادگي دارد، و شاگردان متين، محكم، ثابت قدم، مخلص، صادق و فداكار آن ميتوانند مقاومت كنند، لذا پيش از هر چيز بايد وارد دايره رساله نور شد و با صداقت و متانت كامل و اخلاص جدي و اعتماد تام بدان آويخت، تا از تأثير آن بيماري عجيب رهايي يافت.
به يكايك تمام برادرانمان درود ميفرستيم و براي آنها دعا ميكنيم.به يكايك تمام برادرانمان درود ميفرستيم و براي آنها دعا ميكنيم.
برادران صديق، ثابت قدم و متين و عزيزم!برادران صديق، ثابت قدم و متين و عزيزم!
اولاً: فعاليت و تلاش پيوسته شما در حكم محركي براي دايره رساله نور است و موجب ترغيب ما و بسياري از افراد ديگر ميشود. خداوند همواره از شما خشنود باد! هزار مرتبه آمين، آمين.اولاً: فعاليت و تلاش پيوسته شما در حكم محركي براي دايره رساله نور است و موجب ترغيب ما و بسياري از افراد ديگر ميشود. خداوند همواره از شما خشنود باد! هزار مرتبه آمين، آمين.
بخشي را براي شما نوشتيم تا ضميمه "ورد الاعظم" رساله نور گردد كه پيش از حزب القرآني برايتان فرستاده بوديم. بخش ديگري هم بود كه جايش را در لمعه بيست و نهم مشخص كرديم. از آنجا كه تفكرات خصوصي من از همان نوع بود، هشدارم دادند و من هم نوشتم.بخشي را براي شما نوشتيم تا ضميمه "ورد الاعظم" رساله نور گردد كه پيش از حزب القرآني برايتان فرستاده بوديم. بخش ديگري هم بود كه جايش را در لمعه بيست و نهم مشخص كرديم. از آنجا كه تفكرات خصوصي من از همان نوع بود، هشدارم دادند و من هم نوشتم.
ثانياً: به مناسبت مسأله دوم داير بر غلبه يافتن حيات دنيوي بر حيات ديني كه در نامه اخير مطرح شد و چند روز پيش براي شما فرستادم، معنايي به غايت ظريف و غيرقابل نگارش بر قلبام خطور كرد. با اختصار به معناي مذكور اشاره ميكنم:ثانياً: به مناسبت مسأله دوم داير بر غلبه يافتن حيات دنيوي بر حيات ديني كه در نامه اخير مطرح شد و چند روز پيش براي شما فرستادم، معنايي به غايت ظريف و غيرقابل نگارش بر قلبام خطور كرد. با اختصار به معناي مذكور اشاره ميكنم:
ديدم و حس كردم كه اين زمانهي عجيب، گمراهان حياتپرست را چگونه فريب داده و سرمست ميكند، و ديدم كه ذوق صوري كسب شدهي آنها از امورديدم و حس كردم كه اين زمانهي عجيب، گمراهان حياتپرست را چگونه فريب داده و سرمست ميكند، و ديدم كه ذوق صوري كسب شدهي آنها از امور
— 138 —
فاني تا چه حد دردآور و اليم است؛ در عين حال اهل ايمان و هدايت را در همانجا مشاهده كردم و ديدم كه در همان امور فاني چه ذوق باقي و برتري وجود دارد، اينها را ديدم و حس كردم، ليكن قادر به بيانشان نيستم.فاني تا چه حد دردآور و اليم است؛ در عين حال اهل ايمان و هدايت را در همانجا مشاهده كردم و ديدم كه در همان امور فاني چه ذوق باقي و برتري وجود دارد، اينها را ديدم و حس كردم، ليكن قادر به بيانشان نيستم.
همچنان كه در بخشهاي مختلف رساله نور اثبات شده است جز زمان حاضر هر چيز ديگري براي اهل ضلالت معدوم و مملو از آلام فراقها و دوريهاست، ولي براي اهل هدايت گذشته و آينده با تمام محتوياتشان موجود و نوراني ميباشد؛ دقيقاً به همان ترتيب امور فاني يعني اوضاع گذراي پيشين، براي اهل دنيا در تاريكيهاي فناي مطلق، معدوم و براي اهل هدايت موجود است؛ من اين را بالمشاهده ديدم. چون كه وضعيتهاي موقت ارزشمند و افتخار آميز و دلنشيني را كه در گذشته با آنها بسيار مرتبط بودم با حسرت به ياد آوردم و مشتاقانه آرزو كردم.همچنان كه در بخشهاي مختلف رساله نور اثبات شده است جز زمان حاضر هر چيز ديگري براي اهل ضلالت معدوم و مملو از آلام فراقها و دوريهاست، ولي براي اهل هدايت گذشته و آينده با تمام محتوياتشان موجود و نوراني ميباشد؛ دقيقاً به همان ترتيب امور فاني يعني اوضاع گذراي پيشين، براي اهل دنيا در تاريكيهاي فناي مطلق، معدوم و براي اهل هدايت موجود است؛ من اين را بالمشاهده ديدم. چون كه وضعيتهاي موقت ارزشمند و افتخار آميز و دلنشيني را كه در گذشته با آنها بسيار مرتبط بودم با حسرت به ياد آوردم و مشتاقانه آرزو كردم.
زماني كه ميانديشيدم چرا چنين اوضاع خجسته و مباركي بايد در زمان ماضي بمانند و فاني شوند، نور ايمان به خدا هشدارم داد كه اوضاع مزبور گرچه به صورت فانياند اما از چند وجه موجود بهشمار ميروند؛ زيرا اوضاع ياد شده ی كه جلوههاي اسماي باقي حضرت حقاند ی در دايره علم و الواح محفوظ و الواح مثالي باقياند و به همين ترتيب از نقطه نظر مناسبت ابديِ حاصل از نور ايمان در وضعيتي فرا زماني موجودند. پي بردم كه پيام اين است: "تو ميتواني اوضاع مذكور را از جهات متعدد و با ابزار فراواني چون سينماي معنوي ببيني و وارد آنها شوي". گفتم: ضرب المثلي كه ميگويد: «مادام كه خدا هست؛ همه چيز هست». بيانگر اين حقيقت بزرگ نيز ميباشد و دلالت دارد بر اينكه: براي كسي كه خدا وجود دارد، يعني كسي كه خداشناس است هر چيزي موجود است؛ و براي فرد خدانشناس همهي چيزها معدوماند. پس بايد گفت آنان كه با سفاهت و بيبند و باري، اندك ذوق و لذتِ توأم با حسرت و ظلمت و درد را بر لذتي صد برابر دائميتر و بي دردتر ترجيح ميدهند، برخلاف مقصودي كه دارند در همان لذت آلام اليمي كسب ميكنند.زماني كه ميانديشيدم چرا چنين اوضاع خجسته و مباركي بايد در زمان ماضي بمانند و فاني شوند، نور ايمان به خدا هشدارم داد كه اوضاع مزبور گرچه به صورت فانياند اما از چند وجه موجود بهشمار ميروند؛ زيرا اوضاع ياد شده ی كه جلوههاي اسماي باقي حضرت حقاند ی در دايره علم و الواح محفوظ و الواح مثالي باقياند و به همين ترتيب از نقطه نظر مناسبت ابديِ حاصل از نور ايمان در وضعيتي فرا زماني موجودند. پي بردم كه پيام اين است: "تو ميتواني اوضاع مذكور را از جهات متعدد و با ابزار فراواني چون سينماي معنوي ببيني و وارد آنها شوي". گفتم: ضرب المثلي كه ميگويد: «مادام كه خدا هست؛ همه چيز هست». بيانگر اين حقيقت بزرگ نيز ميباشد و دلالت دارد بر اينكه: براي كسي كه خدا وجود دارد، يعني كسي كه خداشناس است هر چيزي موجود است؛ و براي فرد خدانشناس همهي چيزها معدوماند. پس بايد گفت آنان كه با سفاهت و بيبند و باري، اندك ذوق و لذتِ توأم با حسرت و ظلمت و درد را بر لذتي صد برابر دائميتر و بي دردتر ترجيح ميدهند، برخلاف مقصودي كه دارند در همان لذت آلام اليمي كسب ميكنند.
— 139 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ ثَوَابَاتِ قِرَائَةِ حُرُوفَاتِ الْقُرْانِ الَّتى قَرَاْتُمُوهَا بِنِيَّتِنَا فى رَمَضَانَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ ثَوَابَاتِ قِرَائَةِ حُرُوفَاتِ الْقُرْانِ الَّتى قَرَاْتُمُوهَا بِنِيَّتِنَا فى رَمَضَانَ
برادران عزيز، صديق و ارجمندم! ادعيه بسيار مباركِ حافظ علي در نامه اين بار او، من و ما را از عمق جان شاد و مسرور كرد و به شكرگزاري سوق داد؛ و او مينويسدبرادران عزيز، صديق و ارجمندم! ادعيه بسيار مباركِ حافظ علي در نامه اين بار او، من و ما را از عمق جان شاد و مسرور كرد و به شكرگزاري سوق داد؛ و او مينويسد
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَأَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
وو
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراًإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
(انشراح: ١ و ٦) كه به معناي اشاري خود همچنان كه ياريرسان و نجات دهنده و شفا بخش و مدار سرور همه مصيبتزدگان و غمگينان است، به سبب بيماري اخير بر ما هم نظري دارند.(انشراح: ١ و ٦) كه به معناي اشاري خود همچنان كه ياريرسان و نجات دهنده و شفا بخش و مدار سرور همه مصيبتزدگان و غمگينان است، به سبب بيماري اخير بر ما هم نظري دارند.
آري، حافظ علي اين مطلب را كاملاً مشاهده كرده است. بنده نيز با تأييد ميگويم اگر بيماري مذكور بيست درجه افزايش مييافت نسبت به نتيجهيي كه نصيب ما كرد، باز هم ارزان تمام ميشد و رحمت بهشمار ميرفت. ليكن مزيت و معصوميتي را كه حافظ علي به استادش نسبت ميدهد و بسيار فراتر از حد و حدود من است نه به عنوان مدح من كه بر زبان معصوم او جاري شده است بلكه ما آن را نوعي دعا تصور ميكنيم.آري، حافظ علي اين مطلب را كاملاً مشاهده كرده است. بنده نيز با تأييد ميگويم اگر بيماري مذكور بيست درجه افزايش مييافت نسبت به نتيجهيي كه نصيب ما كرد، باز هم ارزان تمام ميشد و رحمت بهشمار ميرفت. ليكن مزيت و معصوميتي را كه حافظ علي به استادش نسبت ميدهد و بسيار فراتر از حد و حدود من است نه به عنوان مدح من كه بر زبان معصوم او جاري شده است بلكه ما آن را نوعي دعا تصور ميكنيم.
همچنين ارتقا خارق العاده روز به روز حافظ علي و شاگردان صادق رساله نور و تنوّرشان و اينكه روستاهايي مانند صاو و جاهايي مثل اسپارتا تبديل به مدرسهي نوريه شدهاند، خبري حقيقي و درست است كه نه فقط ما و مردم آناتولي بلكه جهان اسلام را شاد و مسرور ميكند. در خاتمهي يادداشتاش ميگويد: "با اينكه مُخبر صادق خبر داده است زمان و زمينِ فتوحات معنوي و از بين بردن ظلمات و تاريكيها تقريباً فرا رسيده است". و ما با تمام روح و جانمان به درگاه رحمت الهي دعا ميكنيم و عاجزانه خواهان آن هستيم، ليكن مسئوليت ما به عنوانهمچنين ارتقا خارق العاده روز به روز حافظ علي و شاگردان صادق رساله نور و تنوّرشان و اينكه روستاهايي مانند صاو و جاهايي مثل اسپارتا تبديل به مدرسهي نوريه شدهاند، خبري حقيقي و درست است كه نه فقط ما و مردم آناتولي بلكه جهان اسلام را شاد و مسرور ميكند. در خاتمهي يادداشتاش ميگويد: "با اينكه مُخبر صادق خبر داده است زمان و زمينِ فتوحات معنوي و از بين بردن ظلمات و تاريكيها تقريباً فرا رسيده است". و ما با تمام روح و جانمان به درگاه رحمت الهي دعا ميكنيم و عاجزانه خواهان آن هستيم، ليكن مسئوليت ما به عنوان
— 140 —
شاگردان رساله نور، خدمت است، نبايد در وظيفه الهي دخالت كنيم؛ و نبايد با بنا نمودن خدمت خود بر وظيفه او در پي امتحان خداوند بر آييم؛ همچنين بايد به كيفيت توجه كنيم نه كميت. رساله نور تحت شرايط سختي كه مدتهاست مردم را بهسوي سقوط اخلاق و ترجيح حيات دنيوي بر حيات اخروي سوق ميدهند، توانسته است فتوحاتي بهدست آورد، و صولت و ابهت زندقه و ضلالت را در هم شكند، ايمان صدها هزار نفر بيچاره را نجات دهد و هزاران طلبه مؤمن حقيقي را تربيت نمايد ی كه هر كدام از آنها بدل از صد نفر و گاه هزار نفرند ی اين امر خبر مُخبر صادق را به طور عيني تصديق نموده است و با رويدادهاي عملي اثبات كرده و ميكند. ان شاء الله هيچ قدرتي نميتواند عشق رساله نور را از قلب مردم آناتولي بيرون كند. تا اينكه در آخرالزمان صاحبان اصلي گستره وسيع حيات يعني مهدي و يارانش به اذن الهي ميآيند و گستره مذكور را بسط ميدهند و آن بذرها سر بر خواهند آورد. ما نيز در قبور خود سير ميكنيم و خدا را شكر ميگوييم.شاگردان رساله نور، خدمت است، نبايد در وظيفه الهي دخالت كنيم؛ و نبايد با بنا نمودن خدمت خود بر وظيفه او در پي امتحان خداوند بر آييم؛ همچنين بايد به كيفيت توجه كنيم نه كميت. رساله نور تحت شرايط سختي كه مدتهاست مردم را بهسوي سقوط اخلاق و ترجيح حيات دنيوي بر حيات اخروي سوق ميدهند، توانسته است فتوحاتي بهدست آورد، و صولت و ابهت زندقه و ضلالت را در هم شكند، ايمان صدها هزار نفر بيچاره را نجات دهد و هزاران طلبه مؤمن حقيقي را تربيت نمايد ی كه هر كدام از آنها بدل از صد نفر و گاه هزار نفرند ی اين امر خبر مُخبر صادق را به طور عيني تصديق نموده است و با رويدادهاي عملي اثبات كرده و ميكند. ان شاء الله هيچ قدرتي نميتواند عشق رساله نور را از قلب مردم آناتولي بيرون كند. تا اينكه در آخرالزمان صاحبان اصلي گستره وسيع حيات يعني مهدي و يارانش به اذن الهي ميآيند و گستره مذكور را بسط ميدهند و آن بذرها سر بر خواهند آورد. ما نيز در قبور خود سير ميكنيم و خدا را شكر ميگوييم.
مدح و تفصيات حافظ علي درباره برادر ارزشمندمان حسن عاطف آيدينلي ما را ممنون و منتدار خويش ساخت. آن برادرمان نيز در دايره خاصان هر صبح نزد ماست.مدح و تفصيات حافظ علي درباره برادر ارزشمندمان حسن عاطف آيدينلي ما را ممنون و منتدار خويش ساخت. آن برادرمان نيز در دايره خاصان هر صبح نزد ماست.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
به شما تبريك ميگوييم؛ واقعاً حافظان دقيقي هستيد. اينكه متوجه خطاهاي بسيار كوچك سهوي در قرآن كتابت شده توسط خسرو شدهايد بر قوت و توانتان در حفظ قرآن دلالت تام دارد. ما را مديون خود كرديد؛ سپاسگزاريم. حضرت حق تا ابد از شما راضي باد! به همين مناسبت بخشي از كارها و خدمات عالي خسرو، قهرمان رساله نور را كه در اين مسير داشته است به عنوان نمونه بيان ميكنيم:به شما تبريك ميگوييم؛ واقعاً حافظان دقيقي هستيد. اينكه متوجه خطاهاي بسيار كوچك سهوي در قرآن كتابت شده توسط خسرو شدهايد بر قوت و توانتان در حفظ قرآن دلالت تام دارد. ما را مديون خود كرديد؛ سپاسگزاريم. حضرت حق تا ابد از شما راضي باد! به همين مناسبت بخشي از كارها و خدمات عالي خسرو، قهرمان رساله نور را كه در اين مسير داشته است به عنوان نمونه بيان ميكنيم:
او ظرف نُه ده سال چهارصد رساله از رسالههاي نور را با دقت و براساس توافق و هماهنگي كتابت كرد و با آنكه حافظ قرآن نيست با دو قرآن كاملي كه كتابتاو ظرف نُه ده سال چهارصد رساله از رسالههاي نور را با دقت و براساس توافق و هماهنگي كتابت كرد و با آنكه حافظ قرآن نيست با دو قرآن كاملي كه كتابت
— 141 —
كرد و سوم آن (كه به صورت متفرق است)، نوعي از اعجاز قابل مشاهده قرآن را به نمايش گذاشت. اين قرآنها پيش از تطبيق كامل به دست ما رسيد؛ ما نيز قبل از تطبيق، آنها را براي شما فرستاديم. چهل پنجاه خطاي سهوي نيز كه شما با كمال دقت، در حروف و حركتها ديده بوديد نشان از مرتبه عالي قلم خسرو دارد، زيرا يافتن فقط چهل پنجاه سهو در سيصد هزار و ششصد و بيست حرف قرآني و اعراب و سكوناش تأييدي بر خارق العاده بودن آن قلم و درستياش است.كرد و سوم آن (كه به صورت متفرق است)، نوعي از اعجاز قابل مشاهده قرآن را به نمايش گذاشت. اين قرآنها پيش از تطبيق كامل به دست ما رسيد؛ ما نيز قبل از تطبيق، آنها را براي شما فرستاديم. چهل پنجاه خطاي سهوي نيز كه شما با كمال دقت، در حروف و حركتها ديده بوديد نشان از مرتبه عالي قلم خسرو دارد، زيرا يافتن فقط چهل پنجاه سهو در سيصد هزار و ششصد و بيست حرف قرآني و اعراب و سكوناش تأييدي بر خارق العاده بودن آن قلم و درستياش است.
جالب است كسي كه متوجه سهو خسرو شده، خود در دو حرف مرتكب يك خطا شده در حالي كه خسرو در صد هزار حرف يك خطا دارد. مُصحح با جا انداختن نقطهيي در دو حرف خطا كرده است. ميتوان گفت سهو آن حافظِ دقيق موجب بخشش آن سهو خسرو ميشود.جالب است كسي كه متوجه سهو خسرو شده، خود در دو حرف مرتكب يك خطا شده در حالي كه خسرو در صد هزار حرف يك خطا دارد. مُصحح با جا انداختن نقطهيي در دو حرف خطا كرده است. ميتوان گفت سهو آن حافظِ دقيق موجب بخشش آن سهو خسرو ميشود.
همچنين بايد بگوييم فكر و قلب خسرو نيز به نسبت قلماش خارق العاده است. ارتباط و اشتياق و اعتقاد او نسبت به رساله نور بهتدريج ترقي و پيشرفت نموده ظهور و بروز مييابد. هيچ حادثهيي موجب تزلزل يا سستي او نميشود.همچنين بايد بگوييم فكر و قلب خسرو نيز به نسبت قلماش خارق العاده است. ارتباط و اشتياق و اعتقاد او نسبت به رساله نور بهتدريج ترقي و پيشرفت نموده ظهور و بروز مييابد. هيچ حادثهيي موجب تزلزل يا سستي او نميشود.
يكي ديگر از اقدامات عالي او اين است كه به رغم پنج سالي كه نسبت به رساله نور غريبي ميكرده است ناگهان به جرگه منتسبان رساله در ميآيد و در عرض يك ماه چهارده رساله از رسايل را كتابت ميكند.يكي ديگر از اقدامات عالي او اين است كه به رغم پنج سالي كه نسبت به رساله نور غريبي ميكرده است ناگهان به جرگه منتسبان رساله در ميآيد و در عرض يك ماه چهارده رساله از رسايل را كتابت ميكند.
من در پنج شش مُصحف به نوعي از لمعه اعجازي قابل روئيت قرآن اشارتهايي داشته و آنها را بين برادراني كه خط عربي قرآني را خوب ميدانستند تقسيم كردم. با اينكه خسرو در خط عربي قرآني به آنها نميرسيد اما ناگهان از همهي آن كاتبان و معلمان خط عربي سبقت گرفت و در خط مذكور ده برابر از ممتازترين برادران جلوتر افتاد. همه آنها تصديق كردند و گفتند: "آري او از ما پيشي گرفت و ما نميتوانيم به او برسيم". معلوم ميشود قلم خسرو نمايانگر امور خارق العاده و كرامتهاي اعجازگونه قرآن معجز البيان و رساله نور است.من در پنج شش مُصحف به نوعي از لمعه اعجازي قابل روئيت قرآن اشارتهايي داشته و آنها را بين برادراني كه خط عربي قرآني را خوب ميدانستند تقسيم كردم. با اينكه خسرو در خط عربي قرآني به آنها نميرسيد اما ناگهان از همهي آن كاتبان و معلمان خط عربي سبقت گرفت و در خط مذكور ده برابر از ممتازترين برادران جلوتر افتاد. همه آنها تصديق كردند و گفتند: "آري او از ما پيشي گرفت و ما نميتوانيم به او برسيم". معلوم ميشود قلم خسرو نمايانگر امور خارق العاده و كرامتهاي اعجازگونه قرآن معجز البيان و رساله نور است.
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 142 —
اولاً مطلب حاضر تتمه دو موضوعيست كه درباره ترجيح حيات دنيوي بر حيات اخروي نوشته شده بود.اولاً مطلب حاضر تتمه دو موضوعيست كه درباره ترجيح حيات دنيوي بر حيات اخروي نوشته شده بود.
اين زمانه عجيب، حيات دنيوي را دشوار نموده و شرايط زندگي را سخت و متكثر كرده است؛ با عادت دادن انسانها به نيازهاي غير ضروري و وابسته و مبتلا كردنشان، اين نيازها را جايگزين احتياجات ضروري كرده، لذا زيستن و زندگي كردن در همه وقت بزرگترين مقصد و غايت همه شده است. به اين ترتيب با حيات دنيوي در مقابل حيات ديني و ابدي و اخروي يا سد كشيده ميشود يا اينكه حيات اخروي در مرتبه دوم و سوم اهميت قرار داده ميشود. انسان به عنوان كيفر اين خطا چنان سيلي دردناكي را متحمل شد كه دنيا برايش جهنم گرديد. در ميانه اين مصيبت دهشتناك، اهل ديانت نيز به ورطه بزرگي ميافتند و گاه متوجه هم نميشوند.اين زمانه عجيب، حيات دنيوي را دشوار نموده و شرايط زندگي را سخت و متكثر كرده است؛ با عادت دادن انسانها به نيازهاي غير ضروري و وابسته و مبتلا كردنشان، اين نيازها را جايگزين احتياجات ضروري كرده، لذا زيستن و زندگي كردن در همه وقت بزرگترين مقصد و غايت همه شده است. به اين ترتيب با حيات دنيوي در مقابل حيات ديني و ابدي و اخروي يا سد كشيده ميشود يا اينكه حيات اخروي در مرتبه دوم و سوم اهميت قرار داده ميشود. انسان به عنوان كيفر اين خطا چنان سيلي دردناكي را متحمل شد كه دنيا برايش جهنم گرديد. در ميانه اين مصيبت دهشتناك، اهل ديانت نيز به ورطه بزرگي ميافتند و گاه متوجه هم نميشوند.
از جمله برخي از اهل ديانت و تقوا را ديدم كه با ما ارتباطي كاملاً جدي برقرار كردند. در بين آنها يكي دو نفر را ديدم كه خواهان دين هستند و عمل به احكام ديني را هم دوست دارند اما اين كارها را ميكنند تا بتوانند در حيات دنيوي خويش موفق شوند و كارهايشان پيش برود. اينان حتي طريقت را براي كشف و كرامت ميخواهند؛ اين قبيل افراد، آخرت خواهي و ثمرهي اخروي وظايف ديني را ستون يا پلهيي براي حيات دنيوي ميبينند. آنها نميتوانند دريابند فوايد دنيوي حقايق ديني ی كه علاوه بر سعادت اخروي عامل سعادت دنيوي نيز هستند ی صرفاً در مرتبه ترجيح و تشويق امكان ظهور و بروز دارند. اگر فوايد مذكور در مرتبه علت قرار گيرند و هدف در انجام دادن كار خير، همين فايدههاي دنيوي باشد، عمل مذكور باطل شده يا دست كم اخلاص آنها از بين رفته و ثوابش از ميان ميرود.از جمله برخي از اهل ديانت و تقوا را ديدم كه با ما ارتباطي كاملاً جدي برقرار كردند. در بين آنها يكي دو نفر را ديدم كه خواهان دين هستند و عمل به احكام ديني را هم دوست دارند اما اين كارها را ميكنند تا بتوانند در حيات دنيوي خويش موفق شوند و كارهايشان پيش برود. اينان حتي طريقت را براي كشف و كرامت ميخواهند؛ اين قبيل افراد، آخرت خواهي و ثمرهي اخروي وظايف ديني را ستون يا پلهيي براي حيات دنيوي ميبينند. آنها نميتوانند دريابند فوايد دنيوي حقايق ديني ی كه علاوه بر سعادت اخروي عامل سعادت دنيوي نيز هستند ی صرفاً در مرتبه ترجيح و تشويق امكان ظهور و بروز دارند. اگر فوايد مذكور در مرتبه علت قرار گيرند و هدف در انجام دادن كار خير، همين فايدههاي دنيوي باشد، عمل مذكور باطل شده يا دست كم اخلاص آنها از بين رفته و ثوابش از ميان ميرود.
چهل هزار شاهد وجود دارد كه نشان ميدهد با موازين و معيارهاي نوراني رساله نور است كه به عنوان نجات دهندهيي مُجرَّب ميتوان از ظلم و ظلمات وچهل هزار شاهد وجود دارد كه نشان ميدهد با موازين و معيارهاي نوراني رساله نور است كه به عنوان نجات دهندهيي مُجرَّب ميتوان از ظلم و ظلمات و
— 143 —
بلاي اين عصر بيمار و غدار و بيچاره رهايي يافت. احتمال خطر سقوط براي كساني كه به دايره رساله نور نزديكند، اما وارد آن نميشوند، بسيار است. آري، با اشارهيبلاي اين عصر بيمار و غدار و بيچاره رهايي يافت. احتمال خطر سقوط براي كساني كه به دايره رساله نور نزديكند، اما وارد آن نميشوند، بسيار است. آري، با اشارهي
يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِيَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ
زمانه كنوني باعث شده كه اهل اسلام نيز حيات دنيوي را آگاهانه بر حيات اخروي ترجيح دهند. همچنين، چنين رژيمي هم كه كار خود را از سال ١٣٣٤ شروع كرد وارد جمع اهل ايمان شد. معادل تعبير عَلَى الْآخِرَةِ به جفر و حساب ابجد ميشود ١٣٣٣ يا ١٣٣٤، و در همان موقع دشمنان اسلام در جنگ جهاني غلبه يافتند و براي معاهده شرط گذاشتند؛ اين امر با آغاز كار رژيمي كه دنيا را بر دين ترجيح ميداد مطابقت دارد. دو سه سال بعد نتايج آن عملاً و بالفعل ديده شد.زمانه كنوني باعث شده كه اهل اسلام نيز حيات دنيوي را آگاهانه بر حيات اخروي ترجيح دهند. همچنين، چنين رژيمي هم كه كار خود را از سال ١٣٣٤ شروع كرد وارد جمع اهل ايمان شد. معادل تعبير عَلَى الْآخِرَةِ به جفر و حساب ابجد ميشود ١٣٣٣ يا ١٣٣٤، و در همان موقع دشمنان اسلام در جنگ جهاني غلبه يافتند و براي معاهده شرط گذاشتند؛ اين امر با آغاز كار رژيمي كه دنيا را بر دين ترجيح ميداد مطابقت دارد. دو سه سال بعد نتايج آن عملاً و بالفعل ديده شد.
(9صبرادران عزيز و صديقام! از اينكه در چنين سرماي شديدي نميتوانم از حال شما باخبر شوم نگرانم. مسألهيي را كه زائيده نگراني شفقتآميز حاصل از همين سرماست برايتان ميفرستم، شايد براي شما هم سودي داشته باشد.(9صبرادران عزيز و صديقام! از اينكه در چنين سرماي شديدي نميتوانم از حال شما باخبر شوم نگرانم. مسألهيي را كه زائيده نگراني شفقتآميز حاصل از همين سرماست برايتان ميفرستم، شايد براي شما هم سودي داشته باشد.
بخشهاي مربوط به قيامت ی كه در اينجا شاهد فايدهاش بودهايم ی در انتهاي "گفتار دهم" جمعآوري شده و حكم ضميمه آن را يافتهاند. بخش اول، يعني "مقدمه حشريه" كه شعاع نهم است در انتهاي گفتار دهم نوشته خواهد شد. پس از آن نيز به جاي مقام نخست مقدمه حشريهي مذكور، رمز چهارم از لمعه سيام كه مربوط به اسم "حي" است نوشته خواهد شد. آن گاه از ابتداي خاتمهي رساله توحيد يعني شعاع دوم كه شامل اثبات حشر است، تا عبارت "فعلاً بيان چهار مسأله از حشر كفايت ميكند. باز هم به اصل موضوع باز ميگرديم". نوشته ميشود. بعد، از عبارت "آري، صد و بيست و چهار هزار پيغمبر كه طبق نص حديث، ممتازترين شخصيتهاي نوع بشر هستند، الي آخر ..." كه از ميانه "اميد پنجم" در لمعه سالمندان شروع ميشود تا "اميد ششم" نوشته خواهد شد. اگربخشهاي مربوط به قيامت ی كه در اينجا شاهد فايدهاش بودهايم ی در انتهاي "گفتار دهم" جمعآوري شده و حكم ضميمه آن را يافتهاند. بخش اول، يعني "مقدمه حشريه" كه شعاع نهم است در انتهاي گفتار دهم نوشته خواهد شد. پس از آن نيز به جاي مقام نخست مقدمه حشريهي مذكور، رمز چهارم از لمعه سيام كه مربوط به اسم "حي" است نوشته خواهد شد. آن گاه از ابتداي خاتمهي رساله توحيد يعني شعاع دوم كه شامل اثبات حشر است، تا عبارت "فعلاً بيان چهار مسأله از حشر كفايت ميكند. باز هم به اصل موضوع باز ميگرديم". نوشته ميشود. بعد، از عبارت "آري، صد و بيست و چهار هزار پيغمبر كه طبق نص حديث، ممتازترين شخصيتهاي نوع بشر هستند، الي آخر ..." كه از ميانه "اميد پنجم" در لمعه سالمندان شروع ميشود تا "اميد ششم" نوشته خواهد شد. اگر
— 144 —
در ساير رسالهها مطالبي از اين دست مرتبط با حشر وجود داشته باشد و شما مناسب بدانيد آنها را نيز اضافه كنيد. مجموعه اين مطالب تأثير عظيمي دارد.در ساير رسالهها مطالبي از اين دست مرتبط با حشر وجود داشته باشد و شما مناسب بدانيد آنها را نيز اضافه كنيد. مجموعه اين مطالب تأثير عظيمي دارد.
(بسيار مهم است) بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ(بسيار مهم است) بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
گرسنگي و فقر و فلاكتِ ترحم انگيزي كه مصيبت بشريست و بر اثر سرماي شديد معنوي در كنار سوز كُشنده زمستان گريبان مردم بيچاره را گرفته است دلم را واقعاً به درد آورد. در يك لحظه به من هشدار دادند كه در چنين مصيبتهايي فرد اگر كافر هم باشد نوعي لطف و مرحمت شامل حالش ميشود تا مصيبت مذكور به نسبت برايش بسيار كم هزينهتر تمام شود. چنين بلاياي آسماني براي افراد بيگناه در حكم نوعي شهادت است.گرسنگي و فقر و فلاكتِ ترحم انگيزي كه مصيبت بشريست و بر اثر سرماي شديد معنوي در كنار سوز كُشنده زمستان گريبان مردم بيچاره را گرفته است دلم را واقعاً به درد آورد. در يك لحظه به من هشدار دادند كه در چنين مصيبتهايي فرد اگر كافر هم باشد نوعي لطف و مرحمت شامل حالش ميشود تا مصيبت مذكور به نسبت برايش بسيار كم هزينهتر تمام شود. چنين بلاياي آسماني براي افراد بيگناه در حكم نوعي شهادت است.
سه چهار ماه است كه از اوضاع جهان و خبرهاي جنگ هيچ اطلاعي ندارم اما با اين حال براي زنان و كودكان (بيخانمان) در اروپا و روسيه دلم به درد آمده است. تقسيماتي كه هشدار معنوي مذكور به من يادآوري كرد مرهمي شد بر اين ترحم دردناك؛ به اين ترتيب:سه چهار ماه است كه از اوضاع جهان و خبرهاي جنگ هيچ اطلاعي ندارم اما با اين حال براي زنان و كودكان (بيخانمان) در اروپا و روسيه دلم به درد آمده است. تقسيماتي كه هشدار معنوي مذكور به من يادآوري كرد مرهمي شد بر اين ترحم دردناك؛ به اين ترتيب:
آنان كه بر اثر فلاكت حاصل از آن بلاي آسماني ی كه نتيجهي جنايت ظالمان است ی ميميرند يا دچار پريشان حالي ميشوند، اگر سنشان تا پانزده سال باشد، هر ديني كه داشته باشند فرقي نميكند در حكم شهيد هستند، و مانند مسلمانان پاداش بزرگ معنوي دريافت ميكنند، و اين مصيبت مزبور را خنثي ميكند.آنان كه بر اثر فلاكت حاصل از آن بلاي آسماني ی كه نتيجهي جنايت ظالمان است ی ميميرند يا دچار پريشان حالي ميشوند، اگر سنشان تا پانزده سال باشد، هر ديني كه داشته باشند فرقي نميكند در حكم شهيد هستند، و مانند مسلمانان پاداش بزرگ معنوي دريافت ميكنند، و اين مصيبت مزبور را خنثي ميكند.
اما آنان كه سنشان از پانزده سال بيشتر است، اگر معصوم و مظلوم بوده باشند پاداش بزرگي خواهند داشت و شايد همين واقعه موجب رهايي آنها از جهنم شود، زيرا در آخر الزمان بر دين و (بهويژه) دين محمدي عَليهِ الصَّلاةُ واما آنان كه سنشان از پانزده سال بيشتر است، اگر معصوم و مظلوم بوده باشند پاداش بزرگي خواهند داشت و شايد همين واقعه موجب رهايي آنها از جهنم شود، زيرا در آخر الزمان بر دين و (بهويژه) دين محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و
— 145 —
السّلام پرده ظلماني لاقيديی در درجهي فترت ی كشيده ميشود و دين حقيقي حضرت عيسي(ع) حكم نموده و دوش به دوش اسلام خواهد بود. لذا ميتوان گفت فلاكتي كه مظلومان مسيحي منتسب به حضرت عيسي (ع) در تاريكياي مثل دوره فترت تحمل ميكنند در حق آنها نوعي شهادت است. من به طريق حقيقت باخبر شدم كه مخصوصاً سالمندان و مصيبت ديدگان، فقرا و ضعفايي كه زير ستم و خشونت ظالمان بزرگِ مستبد مصايب را تحمل ميكنند، بايد بدانند كه اين مصايب در واقع كفاره معاصي آنان است كه ريشه در فسق و فجور و كفران تمدن، و ضلالت و كفر فلسفه دارد؛ با اين حال تحمل اين مصايب صد برابر به نفعشان است. به درگاه حضرت ارحم الراحمين شكر و سپاس بيحد كردم و از آن درد و ترّحم اليم تسلي يافتم.السّلام پرده ظلماني لاقيديی در درجهي فترت ی كشيده ميشود و دين حقيقي حضرت عيسي(ع) حكم نموده و دوش به دوش اسلام خواهد بود. لذا ميتوان گفت فلاكتي كه مظلومان مسيحي منتسب به حضرت عيسي (ع) در تاريكياي مثل دوره فترت تحمل ميكنند در حق آنها نوعي شهادت است. من به طريق حقيقت باخبر شدم كه مخصوصاً سالمندان و مصيبت ديدگان، فقرا و ضعفايي كه زير ستم و خشونت ظالمان بزرگِ مستبد مصايب را تحمل ميكنند، بايد بدانند كه اين مصايب در واقع كفاره معاصي آنان است كه ريشه در فسق و فجور و كفران تمدن، و ضلالت و كفر فلسفه دارد؛ با اين حال تحمل اين مصايب صد برابر به نفعشان است. به درگاه حضرت ارحم الراحمين شكر و سپاس بيحد كردم و از آن درد و ترّحم اليم تسلي يافتم.
اگر فلاكتها متوجه ستمگران شده باشد، يعني غداراني كه موجب پريشان حالي مردم ميشوند، شياطين انسي پست و خودكامهيي كه براي منافع خويش عالم انسانيت را به آتش ميكشند، دقيقاً استحقاقش را دارند و اين عدالت كامل ربانيست. مصيبت ديدگان اگر كساني باشند كه به ياري ستمديدگان ميشتابند و در راه رفاه و آسايش مردم و حفاظت از مباني ديني و مقدسات سماوي و حقوق انساني مبارزه ميكنند، شك نكنيد كه نتيجه معنوي و اخروي آن فداكاري چنان عظيم است كه مصيبت و بلاي مذكور را عامل شرف و افتخار آنها ميكند و دوستش خواهند داشت.اگر فلاكتها متوجه ستمگران شده باشد، يعني غداراني كه موجب پريشان حالي مردم ميشوند، شياطين انسي پست و خودكامهيي كه براي منافع خويش عالم انسانيت را به آتش ميكشند، دقيقاً استحقاقش را دارند و اين عدالت كامل ربانيست. مصيبت ديدگان اگر كساني باشند كه به ياري ستمديدگان ميشتابند و در راه رفاه و آسايش مردم و حفاظت از مباني ديني و مقدسات سماوي و حقوق انساني مبارزه ميكنند، شك نكنيد كه نتيجه معنوي و اخروي آن فداكاري چنان عظيم است كه مصيبت و بلاي مذكور را عامل شرف و افتخار آنها ميكند و دوستش خواهند داشت.
برادرانام! اين روزها دو رسالهي متعلق به رموزات ثمانيه را براي طلبههاي مهم به جايي فرستادم. راه بسته شد و ارسال نگرديد. دو رساله مذكور را دوباره و با دقت مطالعه كردم. با خود گفتم: "چرا پيش از گام نهادن در مسيري چنين پُر از توافق و هماهنگي كه رو بهسوي مقصدي دلنشين، زيبا، شيرين و جذاب دارد، پرده پايين آمد؛ و به راه ديگري كشانده شديم و به كار ديگري پرداختيم".برادرانام! اين روزها دو رسالهي متعلق به رموزات ثمانيه را براي طلبههاي مهم به جايي فرستادم. راه بسته شد و ارسال نگرديد. دو رساله مذكور را دوباره و با دقت مطالعه كردم. با خود گفتم: "چرا پيش از گام نهادن در مسيري چنين پُر از توافق و هماهنگي كه رو بهسوي مقصدي دلنشين، زيبا، شيرين و جذاب دارد، پرده پايين آمد؛ و به راه ديگري كشانده شديم و به كار ديگري پرداختيم".
— 146 —
ناگهان هشدار دادند: "دليلاش اين بود كه ضرر و خسارتي متوجه بهرهمندي و خدمت به گنجينه حقايق ايماني نشود كه سنگ زيرين اسلام است و در اين زمان همه بدان به شدت نيازمندند؛ گنجينهيي كه از مسلك گشايندهي آن اسرار غيبي صد درجه مهمتر و ارزشمندتر است و مدار احتياجات عمومي ميباشد. زيرا حقايق ايماني را كه بزرگترين و عاليترين مقصد است در مرتبه دوم اهميت قرار ميداد".ناگهان هشدار دادند: "دليلاش اين بود كه ضرر و خسارتي متوجه بهرهمندي و خدمت به گنجينه حقايق ايماني نشود كه سنگ زيرين اسلام است و در اين زمان همه بدان به شدت نيازمندند؛ گنجينهيي كه از مسلك گشايندهي آن اسرار غيبي صد درجه مهمتر و ارزشمندتر است و مدار احتياجات عمومي ميباشد. زيرا حقايق ايماني را كه بزرگترين و عاليترين مقصد است در مرتبه دوم اهميت قرار ميداد".
در رمز و راز سورهي إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ اسرار غيبي نشان داده شد؛ ناگهان همه چيز محو شد و پرده پايين آمد.در رمز و راز سورهي إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ اسرار غيبي نشان داده شد؛ ناگهان همه چيز محو شد و پرده پايين آمد.
به دليل همين سرّ است كه در آن راه بيش از اين به كار گرفته نشديم ليكن از ترشحات آن مسلكِ مبتني بر توافق و هماهنگي، تأييدي بر حقانيت رساله نور، زينتي بر سليس بودن آن و نوعي از اعجاز بروز يافت كه ريشه در نظم و ترتيب و وضعيت حروف قرآني داشت. بيش از اين در آن راه به كار گرفته نشديم.به دليل همين سرّ است كه در آن راه بيش از اين به كار گرفته نشديم ليكن از ترشحات آن مسلكِ مبتني بر توافق و هماهنگي، تأييدي بر حقانيت رساله نور، زينتي بر سليس بودن آن و نوعي از اعجاز بروز يافت كه ريشه در نظم و ترتيب و وضعيت حروف قرآني داشت. بيش از اين در آن راه به كار گرفته نشديم.
به همهي برادران و يكايك همدرسانم در مباحث رساله نور سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم و از آنها التماس دعا داريم.به همهي برادران و يكايك همدرسانم در مباحث رساله نور سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم و از آنها التماس دعا داريم.
برادران عزيز، صديق، ارجمند و بيگناهام! هديه بسيار مبارك شما را كه حاصل قلمتان ميباشد دريافت كرديم؛ هديهيي كه براي ما بسيار قيمتيست و در نظر من همچون هديهيي قدسي از سوي وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ بهشت، ابدي و معنويست؛ هديهيي كه مانند شيرينيهاي بهشتي، دو عيد قبلي و بعدي را شيرين ميكند و مانند حُلهها و لباسهاي حورياني كه هفتاد نوع از نقشها و زينتها را بر تن دارند مجلس معنوي ما را زينت ميبخشد. با آگاهي از اتفاقي كه اين روزها از سر گذراندم و وارد عالم رؤيايم نيز شد اهميت هديه ياد شده را از نقطه نظر خدمت رساله نور دريابيد:برادران عزيز، صديق، ارجمند و بيگناهام! هديه بسيار مبارك شما را كه حاصل قلمتان ميباشد دريافت كرديم؛ هديهيي كه براي ما بسيار قيمتيست و در نظر من همچون هديهيي قدسي از سوي وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ بهشت، ابدي و معنويست؛ هديهيي كه مانند شيرينيهاي بهشتي، دو عيد قبلي و بعدي را شيرين ميكند و مانند حُلهها و لباسهاي حورياني كه هفتاد نوع از نقشها و زينتها را بر تن دارند مجلس معنوي ما را زينت ميبخشد. با آگاهي از اتفاقي كه اين روزها از سر گذراندم و وارد عالم رؤيايم نيز شد اهميت هديه ياد شده را از نقطه نظر خدمت رساله نور دريابيد:
سه روز پيش از دريافت آن هديه با ارزش و معنوي، درست هنگامي كه قرار بود هديه نوراني شما به كاستامونو برسد در خواب ميديدم: براي ترفيع مقام وسه روز پيش از دريافت آن هديه با ارزش و معنوي، درست هنگامي كه قرار بود هديه نوراني شما به كاستامونو برسد در خواب ميديدم: براي ترفيع مقام و
— 147 —
رتبه، از جايي معنوي فرمان شاهانهيي را براي ما ميآورند. فرمان را در كمال احترام به دست گرفته و بهسوي ما ميآمدند. ديديم فرمان عالي مذكور قرآن عظيم الشأن است. در آن حال چنين معنايي بر قلبم خطور كرد: به حرمت قرآن فرماني از عالم غيب را براي ترفيع و ترقي شخصيت معنوي رساله نور و شاگردانش دريافت خواهيم كرد. تعبير فعلياش نيز همين تفسير معنوي قرآن به قلم كاتبان معصوم است كه دريافت كرديم و همان فرمان را تمثيل ميكند. يكي دو ساعت قبل از تعبير شدن اين خواب، فيضي و امين هم تعبيرهايي كردند كه حق و بااهميت بود؛ علاوه بر آن، روح من بهواسطه يك حس قبل الوقوع هديه نوراني شما را ی كه عامل سرور و خوشحاليست ی به طور كامل احساس كرده و به عقل خبر نداده بود؛ چرا كه دو روز پيش از رسيدنش يعني در روزي كه شامگاهش همان خواب را ديدم ی و در يادداشت فيضي و امين بيان شده است ی از صبح تا شب، و روز دوم نيز تا حدودي و به طرزي كه سابقه نداشت شاد و خوشحال بودم و مدام با هر بهانهيي خوشحاليام را بروز ميدادم و سي چهل بار لبخند زدم. من و فيضي بسيار تعجب و حيرت كرديم. كسي كه در سي روز آري، در هيچ وقتي استادمان را اينقدر شاد و مسرور نديديم. از آن جهت كه سبب آن را نميدانستيم در حيرت بوديم. امين، فيضي يك بار هم نميخنديد حالا در يك روز سي بار خنديده بود و اين متحيرمان ميكرد. اكنون، مشخص شد كه آن شادي و سرور خبر از نوشتهيي داشت كه قلم اُمّيان و (كودكان) معصوم آن را كتابت كرده و تمثيلي از فرمان معنوي مذكور بود؛ نوشتهيي كه در صحايف حيات نسل آتي، صحيفه مقدرات عالم اسلام و دفاتر آينده اهل ايمان، نور منتشر ميكند و با نگارش و ثبت اعمال و خدمات و حسنات خالص آن معصومان در صحيفه اعمال ما، تداوم سعادتمندانهي مقدرات شاگردان رساله نور را خبر ميدهد؛ اين خبرها پيش از دريافت هديه مذكور به ما رسيده بود. يك جزء از هزار جزء حصهيي كه از آن كل به من تعلق يافت، توسط روحم احساس شده و مرا مسرور كرده و به هيجان آورده بود.رتبه، از جايي معنوي فرمان شاهانهيي را براي ما ميآورند. فرمان را در كمال احترام به دست گرفته و بهسوي ما ميآمدند. ديديم فرمان عالي مذكور قرآن عظيم الشأن است. در آن حال چنين معنايي بر قلبم خطور كرد: به حرمت قرآن فرماني از عالم غيب را براي ترفيع و ترقي شخصيت معنوي رساله نور و شاگردانش دريافت خواهيم كرد. تعبير فعلياش نيز همين تفسير معنوي قرآن به قلم كاتبان معصوم است كه دريافت كرديم و همان فرمان را تمثيل ميكند. يكي دو ساعت قبل از تعبير شدن اين خواب، فيضي و امين هم تعبيرهايي كردند كه حق و بااهميت بود؛ علاوه بر آن، روح من بهواسطه يك حس قبل الوقوع هديه نوراني شما را ی كه عامل سرور و خوشحاليست ی به طور كامل احساس كرده و به عقل خبر نداده بود؛ چرا كه دو روز پيش از رسيدنش يعني در روزي كه شامگاهش همان خواب را ديدم ی و در يادداشت فيضي و امين بيان شده است ی از صبح تا شب، و روز دوم نيز تا حدودي و به طرزي كه سابقه نداشت شاد و خوشحال بودم و مدام با هر بهانهيي خوشحاليام را بروز ميدادم و سي چهل بار لبخند زدم. من و فيضي بسيار تعجب و حيرت كرديم. كسي كه در سي روز آري، در هيچ وقتي استادمان را اينقدر شاد و مسرور نديديم. از آن جهت كه سبب آن را نميدانستيم در حيرت بوديم. امين، فيضي يك بار هم نميخنديد حالا در يك روز سي بار خنديده بود و اين متحيرمان ميكرد. اكنون، مشخص شد كه آن شادي و سرور خبر از نوشتهيي داشت كه قلم اُمّيان و (كودكان) معصوم آن را كتابت كرده و تمثيلي از فرمان معنوي مذكور بود؛ نوشتهيي كه در صحايف حيات نسل آتي، صحيفه مقدرات عالم اسلام و دفاتر آينده اهل ايمان، نور منتشر ميكند و با نگارش و ثبت اعمال و خدمات و حسنات خالص آن معصومان در صحيفه اعمال ما، تداوم سعادتمندانهي مقدرات شاگردان رساله نور را خبر ميدهد؛ اين خبرها پيش از دريافت هديه مذكور به ما رسيده بود. يك جزء از هزار جزء حصهيي كه از آن كل به من تعلق يافت، توسط روحم احساس شده و مرا مسرور كرده و به هيجان آورده بود.
— 148 —
آري، اعمال مقبول و دعاهاي اجابت شده صدها نفر معصوم از اين قبيل، در دفتر اعمال ساير برادرانام ثبت شده، و به همين ترتيب وارد صحيفه اعمال گناهكاري چون من نيز ميشود و باعث هزاران سرور و شادي ميگردد. ما براي فعاليت معصومانه و قهرمانانه در چنين زمانهي تاريك و ظلماني و تحت شرايط دشوار كنوني، به شاگردان معصوم (رساله نور)، اُمّيان و معلمانشان، پدر و مادرشان، روستايشان، مملكتشان، ملتشان، و به همه آناتولي تبريك ميگوييم.آري، اعمال مقبول و دعاهاي اجابت شده صدها نفر معصوم از اين قبيل، در دفتر اعمال ساير برادرانام ثبت شده، و به همين ترتيب وارد صحيفه اعمال گناهكاري چون من نيز ميشود و باعث هزاران سرور و شادي ميگردد. ما براي فعاليت معصومانه و قهرمانانه در چنين زمانهي تاريك و ظلماني و تحت شرايط دشوار كنوني، به شاگردان معصوم (رساله نور)، اُمّيان و معلمانشان، پدر و مادرشان، روستايشان، مملكتشان، ملتشان، و به همه آناتولي تبريك ميگوييم.
اگر ميتوانستم براي تك تك اُمّيان و معصومان ارجمند، نامه تبريك و تشكر بنويسم، اين كار را ميكردم. لذا اين آرزو را بر آورده شده فرض كنند و بپذيرند. من نام آنها را به صورت دايرهيي مينويسم و هنگام دعا به آن نگاه خواهم كرد؛ همچنين آنها را وارد دايره شاگردان خاص رساله نور كرده و در تمام بهرههاي معنويام سهيم ميكنم.اگر ميتوانستم براي تك تك اُمّيان و معصومان ارجمند، نامه تبريك و تشكر بنويسم، اين كار را ميكردم. لذا اين آرزو را بر آورده شده فرض كنند و بپذيرند. من نام آنها را به صورت دايرهيي مينويسم و هنگام دعا به آن نگاه خواهم كرد؛ همچنين آنها را وارد دايره شاگردان خاص رساله نور كرده و در تمام بهرههاي معنويام سهيم ميكنم.
از طرف من به پدر و مادر، خويشاوندان و استادهايشان سلام برسانيد. حضرت حق آنها و فرزندانشان را در دنيا و آخرت سعادتمند فرمايد.از طرف من به پدر و مادر، خويشاوندان و استادهايشان سلام برسانيد. حضرت حق آنها و فرزندانشان را در دنيا و آخرت سعادتمند فرمايد.
به همهي برادرانمان، يكايك درود ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم و در اين ليالي عشر، "شبهاي دهگانه"، كه مورد مدح و ثناي قرآن است طالب دعاي آنان ميباشيم. يادداشتهاي امين و فيضي را نيز درباره خواب و رؤيا در پاكت ارسال ميكنيم.به همهي برادرانمان، يكايك درود ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم و در اين ليالي عشر، "شبهاي دهگانه"، كه مورد مدح و ثناي قرآن است طالب دعاي آنان ميباشيم. يادداشتهاي امين و فيضي را نيز درباره خواب و رؤيا در پاكت ارسال ميكنيم.
به برادرانمان در اسپارتا! رؤيايي لطيف در موضوعي كه مربوط به قَدَر (الهي) ميشد ما را در حد و مرتبه شهود قانع كرد و بخش ديگر و جدي همان رؤيا مژده و بشارتي معنوي به ما داد؛ لذا آن را براي شما برادران بيان ميكنيم:به برادرانمان در اسپارتا! رؤيايي لطيف در موضوعي كه مربوط به قَدَر (الهي) ميشد ما را در حد و مرتبه شهود قانع كرد و بخش ديگر و جدي همان رؤيا مژده و بشارتي معنوي به ما داد؛ لذا آن را براي شما برادران بيان ميكنيم:
دو روز پيش استاد در خواب ميبينند با من يعني فيضي به گردش ميرويم. در حال راه رفتن من به استاد ميگويم: "من تسبيح خرس را از اينجا جمعدو روز پيش استاد در خواب ميبينند با من يعني فيضي به گردش ميرويم. در حال راه رفتن من به استاد ميگويم: "من تسبيح خرس را از اينجا جمع
— 149 —
خواهم كرد". استاد هم نگاه ميكند و چيزي مانند چند طناب سفيد به هم پيچيده را ميبيند. او به اين سخن عجيب و خنده دار من و نسبت تسبيح كه به خرس داده بودم بسيار ميخندد و از خواب بر ميخيزد؛ بعد از برخاستن هم ميخندد. او تا غروب به طرز بيسابقهيي بيست سي بار با يادآوري همان خواب با من شوخي كرد. با مواردي كه تناسب چنداني با موضوع نداشت سعي كرديم اين خواب را تعبير كنيم اما نشد. استاد بنا بر يك عادت مستمر و براساس تجربه شخصي ميدانست كه ممكن است با حقيقتِ رؤياي صادقانهي ديده شده در روز اول يا در روز دوم مواجه شود؛ لذا روز دوم در همان ساعت، دوستي كه شبيه من بود و در عالم رؤيا به صورت من در برابر استاد ظاهر شده بود نزد استاد آمد و گفت: «نظر شما درباره استفاده از چربي خرس چيست؟ مؤذني كه سازنده تسبيح است استفاده از آن را در هر صبح به بيماري كه فرد مهميست توصيه كرده است».خواهم كرد". استاد هم نگاه ميكند و چيزي مانند چند طناب سفيد به هم پيچيده را ميبيند. او به اين سخن عجيب و خنده دار من و نسبت تسبيح كه به خرس داده بودم بسيار ميخندد و از خواب بر ميخيزد؛ بعد از برخاستن هم ميخندد. او تا غروب به طرز بيسابقهيي بيست سي بار با يادآوري همان خواب با من شوخي كرد. با مواردي كه تناسب چنداني با موضوع نداشت سعي كرديم اين خواب را تعبير كنيم اما نشد. استاد بنا بر يك عادت مستمر و براساس تجربه شخصي ميدانست كه ممكن است با حقيقتِ رؤياي صادقانهي ديده شده در روز اول يا در روز دوم مواجه شود؛ لذا روز دوم در همان ساعت، دوستي كه شبيه من بود و در عالم رؤيا به صورت من در برابر استاد ظاهر شده بود نزد استاد آمد و گفت: «نظر شما درباره استفاده از چربي خرس چيست؟ مؤذني كه سازنده تسبيح است استفاده از آن را در هر صبح به بيماري كه فرد مهميست توصيه كرده است».
استاد نيز همانطور كه در خواب خنديده بود ميخندد و آنچه را در عالم رؤيا ديده بود به ياد ميآورد و از اينكه دقيق و درست با تعبير آن مواجه شده بود متعجب و متحير ميشود و به او ميگويد: "نه! اصلاً از آن استفاده نكند".استاد نيز همانطور كه در خواب خنديده بود ميخندد و آنچه را در عالم رؤيا ديده بود به ياد ميآورد و از اينكه دقيق و درست با تعبير آن مواجه شده بود متعجب و متحير ميشود و به او ميگويد: "نه! اصلاً از آن استفاده نكند".
در ششمين نكته رساله نخست از مكتوب "بيست و هشتم" كه مربوط به رؤيا ميباشد، گفته ميشود كه رؤياي صادقه در حكم حجت قاطعيست براي اين حقيقت كه قدر الهي همه چيز را در احاطه دارد. اين واقعه همچنان كه استاد بهواسطه هزاران تجربه مشاهده كرده بود، در مرتبه شهود و به صورت قطعي براي ما اثبات كرد كه حوادث، پيش از وقوع، مقدر و معلوم و معيناند و با موازين قدر الهي پيش ميآيند، لذا ركن ايماني مذكور براي ما نمونه بسيار قطعي و لطيفي شد.در ششمين نكته رساله نخست از مكتوب "بيست و هشتم" كه مربوط به رؤيا ميباشد، گفته ميشود كه رؤياي صادقه در حكم حجت قاطعيست براي اين حقيقت كه قدر الهي همه چيز را در احاطه دارد. اين واقعه همچنان كه استاد بهواسطه هزاران تجربه مشاهده كرده بود، در مرتبه شهود و به صورت قطعي براي ما اثبات كرد كه حوادث، پيش از وقوع، مقدر و معلوم و معيناند و با موازين قدر الهي پيش ميآيند، لذا ركن ايماني مذكور براي ما نمونه بسيار قطعي و لطيفي شد.
همچنين استادمان در طبقه دوم همان خواب ميبيند كه فرماني به هيأت رساله نور آمده، و اين فرمان قدسي به يكباره وارد ميشود و ميبينند كه قرآن است. تعبير آن نيز در همیان روز و در زمیان همیان تجیربه به وقیوع پيوست و ما "حزب الاكبر" قرآن را كاملاً غيرمنتظره در خانه آسيه خانم ی كه فرد شناختههمچنين استادمان در طبقه دوم همان خواب ميبيند كه فرماني به هيأت رساله نور آمده، و اين فرمان قدسي به يكباره وارد ميشود و ميبينند كه قرآن است. تعبير آن نيز در همیان روز و در زمیان همیان تجیربه به وقیوع پيوست و ما "حزب الاكبر" قرآن را كاملاً غيرمنتظره در خانه آسيه خانم ی كه فرد شناخته
— 150 —
شدهييست ديديم ی اين در حالي بود كه اطراف حزب الاكبر تزيين شده بود و در جعبهيي زيبا و صد ساله قرار داشت و روي جعبه، طغراي شاهانهي فرامين مهم پادشاهان قرار داشت كه زري دوزي شده بود.شدهييست ديديم ی اين در حالي بود كه اطراف حزب الاكبر تزيين شده بود و در جعبهيي زيبا و صد ساله قرار داشت و روي جعبه، طغراي شاهانهي فرامين مهم پادشاهان قرار داشت كه زري دوزي شده بود.
استادمان گفت: "فرمان آمد، يعني قرآن ظاهر شد. اينك نيز حزب الاكبر قرآن به ميدان آمد. روي جعبه طغراي فرمان هست لذا از رحمت الهي مسألت داريم كه همين امر حكم فرمان رباني يابد و براي هيأت رساله نور بشارتي باشد و موجب فيض و ترقياش گردد. پس از اين تعبير، در روز دوم، هديه بسيار ارزشمند شما تعبير حقيقي آن را چون خورشيد تابان آشكار كرد".استادمان گفت: "فرمان آمد، يعني قرآن ظاهر شد. اينك نيز حزب الاكبر قرآن به ميدان آمد. روي جعبه طغراي فرمان هست لذا از رحمت الهي مسألت داريم كه همين امر حكم فرمان رباني يابد و براي هيأت رساله نور بشارتي باشد و موجب فيض و ترقياش گردد. پس از اين تعبير، در روز دوم، هديه بسيار ارزشمند شما تعبير حقيقي آن را چون خورشيد تابان آشكار كرد".
از طلبههاي رساله نور و خدمتگزاران دائمياشاز طلبههاي رساله نور و خدمتگزاران دائمياش
امين و خسرو كوچك يعني فيضيامين و خسرو كوچك يعني فيضي
برادران عزيز و صديقام! با تمام روح و جانام عيد را به شما تبريك ميگويم. رسالههاي ارزشمندي كه اين بار معصومان ارجمند و سالمندان امي محترم و استادانشان فرستاده بودند عيد مرا مباركتر كرد؛ ما اين رسالهها را در پنج مجلد به زيبايي جلد كرديم.برادران عزيز و صديقام! با تمام روح و جانام عيد را به شما تبريك ميگويم. رسالههاي ارزشمندي كه اين بار معصومان ارجمند و سالمندان امي محترم و استادانشان فرستاده بودند عيد مرا مباركتر كرد؛ ما اين رسالهها را در پنج مجلد به زيبايي جلد كرديم.
ان شاء الله از آنها بسيار استفاده خواهد شد. احساس ما اين است كه رسالههاي معصومانه و خالصانهي نوشته شده توسط آن معصومان ارجمند و اميان محترم، كرامت ديگري بر كرامتهاي رساله نور افزود و تأثير اين رسالهها از زيباترين نوشتهها نيز بيشتر است.ان شاء الله از آنها بسيار استفاده خواهد شد. احساس ما اين است كه رسالههاي معصومانه و خالصانهي نوشته شده توسط آن معصومان ارجمند و اميان محترم، كرامت ديگري بر كرامتهاي رساله نور افزود و تأثير اين رسالهها از زيباترين نوشتهها نيز بيشتر است.
زماني كه فيضي مجموعه مبتني بر توافق و تناسب كودكان را با جلدهاي زيبا برايم آورد از درد قولنج رنج زيادي ميبردم، گفتم: "برادر جان به دادم برس! قولنجام را بگير؛ بسيار دردآور است". در همان لحظه مجموعه مذكور را گشوديم، نگاه كه كرديم به يكباره چنان تأثير شفابخشي داشت كه قولنج را فراموش كردم. بعد با آنچه به ياد آورديم حيرت كرديم. هم نام كاتبان آن رسالهها، و هم سنزماني كه فيضي مجموعه مبتني بر توافق و تناسب كودكان را با جلدهاي زيبا برايم آورد از درد قولنج رنج زيادي ميبردم، گفتم: "برادر جان به دادم برس! قولنجام را بگير؛ بسيار دردآور است". در همان لحظه مجموعه مذكور را گشوديم، نگاه كه كرديم به يكباره چنان تأثير شفابخشي داشت كه قولنج را فراموش كردم. بعد با آنچه به ياد آورديم حيرت كرديم. هم نام كاتبان آن رسالهها، و هم سن
— 151 —
آنها را در ابتداي پنج مجموعهيي كه گفته شد درج خواهيم كرد تا مدار عبرت شود و ديگران نيز براي آنها دعا كنند. به يكايك آنها و مخصوصاً به اساتيد و پدران و مادرانشان بابت اين خدمت و نيز براي عيد از طرف من تبريك بگوييد.آنها را در ابتداي پنج مجموعهيي كه گفته شد درج خواهيم كرد تا مدار عبرت شود و ديگران نيز براي آنها دعا كنند. به يكايك آنها و مخصوصاً به اساتيد و پدران و مادرانشان بابت اين خدمت و نيز براي عيد از طرف من تبريك بگوييد.
آنها اميد فراوان من به اسپارتا را عملاً اثبات كردند و موجب تسلي خاطرم شدند لذا به آنها و هيأت خجستگان و صاحبان مدرسه نوريه و كارخانههاي نور و گل اعلام كنيد كه تا لحظه مرگ مديونشان هستم.آنها اميد فراوان من به اسپارتا را عملاً اثبات كردند و موجب تسلي خاطرم شدند لذا به آنها و هيأت خجستگان و صاحبان مدرسه نوريه و كارخانههاي نور و گل اعلام كنيد كه تا لحظه مرگ مديونشان هستم.
براساس راز تسبيحات نماز، همانطور كه فردي با تصور و نيت، بعد از نماز با تسبيح و ذكر و تهليل وارد حلقه ختمه معظمه محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و همچنين دايرهي تحميدات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام كه به اندازه روي زمين گسترده بوده و به ذكر و تسبيح مشغول است ميشود، و مدار فيوضات قرار ميگيرد، ما نيز با سهيم شدن در دعا و اعمال صالح هزاران زبان معصوم و سالمند شريف ی كه در دايره گسترده درس رساله نور و حلقهي انوار آن درس ميگيرند و تلاش ميكنند ی و با آمين گفتن در برابر نيايششان، با آنان طي مكان كرده و با تخيل و نيت و تصورِ اينكه غياباً دوش به دوش آنها هستيم و در كنارشان قرار داريم خود را بيش از حد سعادتمند مييابيم. يافتن چنين فرزندان ارزشمند معنوي و صدها نفر همچون عبدالرحمن، مخصوصاً در پايان عمر، براي من در حكم زندگي بهشتي در دنياست. در ماه مبیارك رمضیان گذشته، از آنجیا كه بيمار بودم، هر يك از برادران يك ساعت به جاي من فعاليت كردند و من نتيجهي بزرگ آن را به صورت عين اليقين و حق اليقين ديدم، لذا امدادهاي توسط قلم و دعاها و فعاليتهاي لساني و قلبي چنين كودكان معصوم و سالمندان شريف و اساتيد آنها ی كه دعاهايشان رد نميشود ی گاه و بيگاه به حساب من، نتيجه اخروي و ماندگار خدمت من به رساله نور را در دنيا نيز نشانم داد.براساس راز تسبيحات نماز، همانطور كه فردي با تصور و نيت، بعد از نماز با تسبيح و ذكر و تهليل وارد حلقه ختمه معظمه محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و همچنين دايرهي تحميدات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام كه به اندازه روي زمين گسترده بوده و به ذكر و تسبيح مشغول است ميشود، و مدار فيوضات قرار ميگيرد، ما نيز با سهيم شدن در دعا و اعمال صالح هزاران زبان معصوم و سالمند شريف ی كه در دايره گسترده درس رساله نور و حلقهي انوار آن درس ميگيرند و تلاش ميكنند ی و با آمين گفتن در برابر نيايششان، با آنان طي مكان كرده و با تخيل و نيت و تصورِ اينكه غياباً دوش به دوش آنها هستيم و در كنارشان قرار داريم خود را بيش از حد سعادتمند مييابيم. يافتن چنين فرزندان ارزشمند معنوي و صدها نفر همچون عبدالرحمن، مخصوصاً در پايان عمر، براي من در حكم زندگي بهشتي در دنياست. در ماه مبیارك رمضیان گذشته، از آنجیا كه بيمار بودم، هر يك از برادران يك ساعت به جاي من فعاليت كردند و من نتيجهي بزرگ آن را به صورت عين اليقين و حق اليقين ديدم، لذا امدادهاي توسط قلم و دعاها و فعاليتهاي لساني و قلبي چنين كودكان معصوم و سالمندان شريف و اساتيد آنها ی كه دعاهايشان رد نميشود ی گاه و بيگاه به حساب من، نتيجه اخروي و ماندگار خدمت من به رساله نور را در دنيا نيز نشانم داد.
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّياَلْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
— 152 —
(بسيار مهم است)
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اين روزها يكي از برادران بسيار صادق و دقيقمان به دليل بياحتياطي سيلي كوچكي خورد، لذا به همين مناسبت و با آنكه در چهار ماه گذشته به اندازه هزار نفر با مسائل پيراموني مرتبط بودهام، از احوال عالم، سياست، و جنگ به هيچ وجه خبري نگرفتم، اصلاً علاقهيي به دريافت چنين خبرهايي نداشتم و در اين زمينه به هيچ وجه كنجكاو هم نبودم؛ پس به دليل استفسار و حيرت برخي برادران خاص مانند فيضي و امين لازم ديدم درباره بخشي از يك حقيقت ی كه بارها دربارهاش بحث كردهام ی مطالبي بگويم:اين روزها يكي از برادران بسيار صادق و دقيقمان به دليل بياحتياطي سيلي كوچكي خورد، لذا به همين مناسبت و با آنكه در چهار ماه گذشته به اندازه هزار نفر با مسائل پيراموني مرتبط بودهام، از احوال عالم، سياست، و جنگ به هيچ وجه خبري نگرفتم، اصلاً علاقهيي به دريافت چنين خبرهايي نداشتم و در اين زمينه به هيچ وجه كنجكاو هم نبودم؛ پس به دليل استفسار و حيرت برخي برادران خاص مانند فيضي و امين لازم ديدم درباره بخشي از يك حقيقت ی كه بارها دربارهاش بحث كردهام ی مطالبي بگويم:
حقايق ايماني در زمانه فعلي بايد پيش از هر چيز، اولين هدف باشد؛ ساير مسائل را بايد در مرتبههاي دوم و سوم و چهارم قرار داد و خدمت به رساله نور بايد نخستين وظيفه، مقصود بالذات و مدار علاقه ما باشد؛ اما وضعيت فعلي دنيا، حيات دنيوي و خصوصاً حيات اجتماعي و به ويژه حيات سياسي را تهييج كرده، و مخصوصاً اعصاب و رگ (غيرت) را به خاطر طرفداري از جنگ جهاني ی كه جلوهيي از غضب الهي در برابر ضلالت و بيبند باري تمدن كنونيست ی به هيجان آورده و علايق مُضر و فاني را چون گوهرهاي حقايق ايماني در عمق قلوب جاي داده است. زمانه منحوس كنوني علايق مذكور را بهطور گزيرناپذيري چنان به مردم تزريق ميكند كه برخي از علما و حتي اولياي بيرون از دايره رساله نور به سبب روابط آن حيات سياسي و اجتماعي، حكم حقايق ايماني را در رده دوم و سوم اهميت قرار داده و پيرو جريانهاي مذكور ميشوند و منافقاني را كه همفكرانشان هستند دوست ميدارند و به انتقاد از اهل حقيقت و حتي اهل ولايت ی كه مخالف آنهايند ی پرداخته و با آنها خصومت كرده، و حتي احساسات ديني را تابع آن جريانها ميكنند.حقايق ايماني در زمانه فعلي بايد پيش از هر چيز، اولين هدف باشد؛ ساير مسائل را بايد در مرتبههاي دوم و سوم و چهارم قرار داد و خدمت به رساله نور بايد نخستين وظيفه، مقصود بالذات و مدار علاقه ما باشد؛ اما وضعيت فعلي دنيا، حيات دنيوي و خصوصاً حيات اجتماعي و به ويژه حيات سياسي را تهييج كرده، و مخصوصاً اعصاب و رگ (غيرت) را به خاطر طرفداري از جنگ جهاني ی كه جلوهيي از غضب الهي در برابر ضلالت و بيبند باري تمدن كنونيست ی به هيجان آورده و علايق مُضر و فاني را چون گوهرهاي حقايق ايماني در عمق قلوب جاي داده است. زمانه منحوس كنوني علايق مذكور را بهطور گزيرناپذيري چنان به مردم تزريق ميكند كه برخي از علما و حتي اولياي بيرون از دايره رساله نور به سبب روابط آن حيات سياسي و اجتماعي، حكم حقايق ايماني را در رده دوم و سوم اهميت قرار داده و پيرو جريانهاي مذكور ميشوند و منافقاني را كه همفكرانشان هستند دوست ميدارند و به انتقاد از اهل حقيقت و حتي اهل ولايت ی كه مخالف آنهايند ی پرداخته و با آنها خصومت كرده، و حتي احساسات ديني را تابع آن جريانها ميكنند.
— 153 —
اشتغال به خدمت رساله نور در برابر خطر بزرگ اين عصر، سياست و جريانهاي سياسي امروز را چنان از نظرم انداخته است كه چهار ماه است اخبار جنگ جهاني برايم مهم نبوده و در اين باره (از هيچكس) چيزي نپرسيدهام.اشتغال به خدمت رساله نور در برابر خطر بزرگ اين عصر، سياست و جريانهاي سياسي امروز را چنان از نظرم انداخته است كه چهار ماه است اخبار جنگ جهاني برايم مهم نبوده و در اين باره (از هيچكس) چيزي نپرسيدهام.
طلبههاي خاص رساله نور كه در حين انجام وظايفِ مربوط به حقیايق ايماني ی كه در حكم الماسهاي باقيست ی هستند بايد مراقب باشند تا با نظر به بازي شطرنج ستمگران، در انجام مسئوليت مقدس خويش سست نشوند و افكارشان را آلوده نكنند.طلبههاي خاص رساله نور كه در حين انجام وظايفِ مربوط به حقیايق ايماني ی كه در حكم الماسهاي باقيست ی هستند بايد مراقب باشند تا با نظر به بازي شطرنج ستمگران، در انجام مسئوليت مقدس خويش سست نشوند و افكارشان را آلوده نكنند.
حضرت حق به ما نور و مسئوليت نوراني عطا نموده و به آنها نيز بازيهاي ظالمانه و ظلماني. در حالي كه آنها خود را بينياز از ما ميدانند و ياريمان نكرده و خواهان انوار مقدسي نيستند كه در اختيارمان هست؛ خطا و اشتباه است كه ما به قيمت ضرر رساندن به وظايف خود به بازيهاي ظلماني آنها اهميت بدهيم. ذوقهاي معنوي و انوار ايماني موجود در دايره (نوراني) رساله نور، براي ما و دلمشغوليهايمان كافي و وافيست.حضرت حق به ما نور و مسئوليت نوراني عطا نموده و به آنها نيز بازيهاي ظالمانه و ظلماني. در حالي كه آنها خود را بينياز از ما ميدانند و ياريمان نكرده و خواهان انوار مقدسي نيستند كه در اختيارمان هست؛ خطا و اشتباه است كه ما به قيمت ضرر رساندن به وظايف خود به بازيهاي ظلماني آنها اهميت بدهيم. ذوقهاي معنوي و انوار ايماني موجود در دايره (نوراني) رساله نور، براي ما و دلمشغوليهايمان كافي و وافيست.
به تك تك برادرانمان درود ميفرستيم و عيدتان را تبريك ميگوييم.به تك تك برادرانمان درود ميفرستيم و عيدتان را تبريك ميگوييم.
اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِىاَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 154 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ قَطَرَاتِ الثَّلْجِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ قَطَرَاتِ الثَّلْجِ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
مجدداً همراه با برادراني كه در اين حوالي هستند اعياد را به شما تبريك ميگوييم. اين حق شماست كه در مقابل پنج شش نامهيي كه نوشتهايد ما هم پنج شش نامه بنويسيم. اما به دليل اُمّي بودن من بايد ما را ببخشيد. به نوشتن نامهيي كوتاه اكتفا ميكنم:مجدداً همراه با برادراني كه در اين حوالي هستند اعياد را به شما تبريك ميگوييم. اين حق شماست كه در مقابل پنج شش نامهيي كه نوشتهايد ما هم پنج شش نامه بنويسيم. اما به دليل اُمّي بودن من بايد ما را ببخشيد. به نوشتن نامهيي كوتاه اكتفا ميكنم:
اولاً: خسرو در نامهاش مينويسد قادر به خدمت به رساله نور نيست و از اين بابت متأسف است. برايش بنويسيد كه نسخههاي جذاب كتابت شدهي او به صورت بسيار درخشاني به جاي او خدمت ميكنند؛ حتي نامههاي خلوصي كه در مكتوب "بيست و هفتم" درج شده، به جاي او فعالاند و تا جايي وظيفه و مسئوليت او را به جا ميآورند؛ به خصوص براي مرحوم والده او دعا خواهد شد.اولاً: خسرو در نامهاش مينويسد قادر به خدمت به رساله نور نيست و از اين بابت متأسف است. برايش بنويسيد كه نسخههاي جذاب كتابت شدهي او به صورت بسيار درخشاني به جاي او خدمت ميكنند؛ حتي نامههاي خلوصي كه در مكتوب "بيست و هفتم" درج شده، به جاي او فعالاند و تا جايي وظيفه و مسئوليت او را به جا ميآورند؛ به خصوص براي مرحوم والده او دعا خواهد شد.
دعاي بينظير و مطلب بسيار عجيب عاطف حسن آيدينلي در حاشيه نامه حافظ علي كه نوشته است: «پروردگارا سعيد را بخندان تا از خنديدن او گلها بشكفند» از كرامتهاي شگفت انگيزِ صداقت و اخلاص او نسبت به رساله نور است. سعيد بيچارهيي كه در سي روز يك بار هم نميخنديد در يك روز سي بار خنديد و اين طي نامهيي براي شما نوشته شد و عجيب است كه فرستادن اين نامه با دعايي كه حسن در حاشيه نامه مذكور نوشته دقيقاً همزمان است.دعاي بينظير و مطلب بسيار عجيب عاطف حسن آيدينلي در حاشيه نامه حافظ علي كه نوشته است: «پروردگارا سعيد را بخندان تا از خنديدن او گلها بشكفند» از كرامتهاي شگفت انگيزِ صداقت و اخلاص او نسبت به رساله نور است. سعيد بيچارهيي كه در سي روز يك بار هم نميخنديد در يك روز سي بار خنديد و اين طي نامهيي براي شما نوشته شد و عجيب است كه فرستادن اين نامه با دعايي كه حسن در حاشيه نامه مذكور نوشته دقيقاً همزمان است.
نامه احمد نجار واقعاً موجب شد اشك شوق بريزم و بسياري از نگرانيهايم را برطرف كرد. اينكه شاگردان ارجمند رساله نور به صورت كرامت آميز در يك شب نامههاي دريافتي را براي ارسال به جاهاي لازم، تكثير و نسخه نويسي ميكنندنامه احمد نجار واقعاً موجب شد اشك شوق بريزم و بسياري از نگرانيهايم را برطرف كرد. اينكه شاگردان ارجمند رساله نور به صورت كرامت آميز در يك شب نامههاي دريافتي را براي ارسال به جاهاي لازم، تكثير و نسخه نويسي ميكنند
— 155 —
موجب مسرت و سپاسگزاري فراوان من شد. نامه احمد نجار براي من به قدر يك كتاب يا ده نامه ارزش داشت.موجب مسرت و سپاسگزاري فراوان من شد. نامه احمد نجار براي من به قدر يك كتاب يا ده نامه ارزش داشت.
حضرت حق به موجب رحمتاش احمد نجار قهرمان را به جاي مرحومِ ارجمند مصطفي چاووشِ نجار به ما داد كه بسيار وفادار و فداكار بود و هشت سال به من خدمت كرد.حضرت حق به موجب رحمتاش احمد نجار قهرمان را به جاي مرحومِ ارجمند مصطفي چاووشِ نجار به ما داد كه بسيار وفادار و فداكار بود و هشت سال به من خدمت كرد.
نامههاي حافظ علي ی صاحب كارخانه نور ی احساسات بسيار ظريف و متعالي و درجات اخلاص كرامت آميز او را بازتاب ميدهد لذا نيازمند پاسخ مفصليست. ليكن فعلاً همين قدر ميگوييم كه او به نام همهي برادران عيد را به ما تبريك گفته بود ما نيز او را وكيل خود كرده به نام همهي برادراني كه اينجا هستند به يكايك برادران مجدداً تبريك ميگوييم.نامههاي حافظ علي ی صاحب كارخانه نور ی احساسات بسيار ظريف و متعالي و درجات اخلاص كرامت آميز او را بازتاب ميدهد لذا نيازمند پاسخ مفصليست. ليكن فعلاً همين قدر ميگوييم كه او به نام همهي برادران عيد را به ما تبريك گفته بود ما نيز او را وكيل خود كرده به نام همهي برادراني كه اينجا هستند به يكايك برادران مجدداً تبريك ميگوييم.
نوشتههاي بسيار زيباي طاهر از هيأت خجستگان كه با قلم ارزشمندش كتابت كرده و چون طعامهاي بسيار دلچسب بهشتي و جامه زيباي حوريان است در اينجا همه را با اشتياق به مطالعه سوق ميدهد. در نامه حافظ علي از "گفتار"هايي ياد ميشود كه طاهر نوشته و ارسال خواهد كرد، ما هنوز نتوانستهايم آن را دريافت كنيم. نسخههاي نوشته شده توسط دو دختر مبارك و معصوم او در اينجا بين زنان و دختران دست به دست ميگردد. هر كسي اين نسخهها را ميبيند جذب رساله نور ميشود. هداياي متعدد طاهري فداكار و پرتلاش، ما را واقعاً رهين محبت او كرد.نوشتههاي بسيار زيباي طاهر از هيأت خجستگان كه با قلم ارزشمندش كتابت كرده و چون طعامهاي بسيار دلچسب بهشتي و جامه زيباي حوريان است در اينجا همه را با اشتياق به مطالعه سوق ميدهد. در نامه حافظ علي از "گفتار"هايي ياد ميشود كه طاهر نوشته و ارسال خواهد كرد، ما هنوز نتوانستهايم آن را دريافت كنيم. نسخههاي نوشته شده توسط دو دختر مبارك و معصوم او در اينجا بين زنان و دختران دست به دست ميگردد. هر كسي اين نسخهها را ميبيند جذب رساله نور ميشود. هداياي متعدد طاهري فداكار و پرتلاش، ما را واقعاً رهين محبت او كرد.
ميخواستم از وضعيت عبدالله ارجمند، پيك رساله نور سؤال كنم، اما بي آنكه سؤالي در اين باره كنم پاسخ را در نامه حافظ علي يافتم. الله متعال از هر دوي آنها راضي باشد. يادداشت او در انتهاي آن نامه كه بيانگر هديه معصومانه سالمندان ارجمند اُمّي و نونهالان بيگناه است و اهالي ماضي و مستقبل و حتي سماواتيها را مسرور ميكند، بسيار زيباست.ميخواستم از وضعيت عبدالله ارجمند، پيك رساله نور سؤال كنم، اما بي آنكه سؤالي در اين باره كنم پاسخ را در نامه حافظ علي يافتم. الله متعال از هر دوي آنها راضي باشد. يادداشت او در انتهاي آن نامه كه بيانگر هديه معصومانه سالمندان ارجمند اُمّي و نونهالان بيگناه است و اهالي ماضي و مستقبل و حتي سماواتيها را مسرور ميكند، بسيار زيباست.
صبري بصيرت بصير ی ناظر بينظير اسكله نور ی در نامه خصوصياش مينويسد كه يكي از همشيرههاي ارجمندم جوشن كبير را حفظ نموده است. همشيره مذكور از گذشته در ميان طلبههاي رساله نور حضور داشته و اينك شايستگيصبري بصيرت بصير ی ناظر بينظير اسكله نور ی در نامه خصوصياش مينويسد كه يكي از همشيرههاي ارجمندم جوشن كبير را حفظ نموده است. همشيره مذكور از گذشته در ميان طلبههاي رساله نور حضور داشته و اينك شايستگي
— 156 —
خود را نشان ميدهد. من در دعاها از او و آسيه خانم ی كه عباي حضرت مولانا خالد را محافظت كرد و به ما رساند ی با نام ياد ميكنم. مطلبي كه ناگهاني بر زبان آسيه خانم جاري شد براي شما ارسال خواهد شد.خود را نشان ميدهد. من در دعاها از او و آسيه خانم ی كه عباي حضرت مولانا خالد را محافظت كرد و به ما رساند ی با نام ياد ميكنم. مطلبي كه ناگهاني بر زبان آسيه خانم جاري شد براي شما ارسال خواهد شد.
اگر آن خطيب كوزجا كوزجا نام ناحيهيي در حومه شهر اسپارتاست و منظور از خطيب كوزجا حسين اصلان از روحانيونيست كه بخشهايي از رساله نور را كتابت كرده است. م. با رساله نور پيوند مستمري دارد، صبري از طرف من به او سلام برساند. رسالههاي كتابت شده توسط نونهالان و اميان و اساتيد آنها كه براي ما فرستاده شده بود در هفت جلد به زيبايي تنظيم كرديم. بخیشهاي زيبايي كه نونهالان براساس توافق و هماهنگي تهيه كردهاند يك جلد شد و بخشهاي دلنشين سالمندان نيز به عنوان دومين جلد شامل نسخه جذاب "معجزاتِ احمديه"ي شكري قهرمان ميشود. در صفحه سومِ ابتداي هر يك از جلدهاي هفتگانه يادداشتي از باب عبرت نوشته شده است. به همه (دوستان) سلام ميرسانيم.اگر آن خطيب كوزجا كوزجا نام ناحيهيي در حومه شهر اسپارتاست و منظور از خطيب كوزجا حسين اصلان از روحانيونيست كه بخشهايي از رساله نور را كتابت كرده است. م. با رساله نور پيوند مستمري دارد، صبري از طرف من به او سلام برساند. رسالههاي كتابت شده توسط نونهالان و اميان و اساتيد آنها كه براي ما فرستاده شده بود در هفت جلد به زيبايي تنظيم كرديم. بخیشهاي زيبايي كه نونهالان براساس توافق و هماهنگي تهيه كردهاند يك جلد شد و بخشهاي دلنشين سالمندان نيز به عنوان دومين جلد شامل نسخه جذاب "معجزاتِ احمديه"ي شكري قهرمان ميشود. در صفحه سومِ ابتداي هر يك از جلدهاي هفتگانه يادداشتي از باب عبرت نوشته شده است. به همه (دوستان) سلام ميرسانيم.
نسخههاي جذاب و دلنشيني را كه پنجاه شصت نفر از شاگردان نوجوان و معصوم رساله نور و چهل پنجاه نفر از سالمندان اُمّي ارجمند، و اساتيد گرانقدرشان براساس توافق و هماهنگي كتابت كردهاند براي ما فرستادهاند. ما نگارش آنها را در هفت جلد گرد آورديم.نسخههاي جذاب و دلنشيني را كه پنجاه شصت نفر از شاگردان نوجوان و معصوم رساله نور و چهل پنجاه نفر از سالمندان اُمّي ارجمند، و اساتيد گرانقدرشان براساس توافق و هماهنگي كتابت كردهاند براي ما فرستادهاند. ما نگارش آنها را در هفت جلد گرد آورديم.
آنچه سالمندان اُمّي ارجمند بعد از چهل سال، به خاطر رساله نور شروع به نوشتن كرده و آن را بر هر كار ديگري ترجيح دادهاند؛ و درسهايي كه بچههاي بيگناه از رساله نور فرا گرفته و نگاشتهاند بخشي از رسالههاست. فعاليت جدي آنها در اين زمانه نشان ميدهد كه در رساله نور، چنان نورانيتي گيرا و ذوقي معنوي وجود دارد كه لذت و سرور و اشتياق آن بر هر نوع تفريح و تشويق مدارس امروز كه براي جذب كودكان به مطالعه ايجاد كردهاند غلبه مييابد؛ لذا كودكان و سالمندان اُمّي به چنين اقداماتي ميپردازند.آنچه سالمندان اُمّي ارجمند بعد از چهل سال، به خاطر رساله نور شروع به نوشتن كرده و آن را بر هر كار ديگري ترجيح دادهاند؛ و درسهايي كه بچههاي بيگناه از رساله نور فرا گرفته و نگاشتهاند بخشي از رسالههاست. فعاليت جدي آنها در اين زمانه نشان ميدهد كه در رساله نور، چنان نورانيتي گيرا و ذوقي معنوي وجود دارد كه لذت و سرور و اشتياق آن بر هر نوع تفريح و تشويق مدارس امروز كه براي جذب كودكان به مطالعه ايجاد كردهاند غلبه مييابد؛ لذا كودكان و سالمندان اُمّي به چنين اقداماتي ميپردازند.
— 157 —
همچنين اين وضعيتنشان ميدهد كه رساله نور در حال ريشه دواندن است. ان شاء الله هيچ چيز قادر به ريشه كن كردن آن نخواهد بود و در ميان نسلهاي آينده نيز تداوم خواهد داشت.همچنين اين وضعيتنشان ميدهد كه رساله نور در حال ريشه دواندن است. ان شاء الله هيچ چيز قادر به ريشه كن كردن آن نخواهد بود و در ميان نسلهاي آينده نيز تداوم خواهد داشت.
سالمندان اُمّي، برخي از چوپانان، كوچ نشينان و لوطيهايي كه همانند شاگردان خردسال و معصوم در اين زمان و تحت اين شرايط عجيبوارد جرگه جذاب رساله نور شدهاند، فعاليت در راه رساله نور را بر هر چيز ديگري ترجيح ميدهند و اين نشان ميدهد كه مردم امروزه بيش از نان شب به رساله نور نيازمندند. آري، بديهيست كه كشاورزان، چوپانان، لوطيهاي كوچ نشينسالمندان اُمّي، برخي از چوپانان، كوچ نشينان و لوطيهايي كه همانند شاگردان خردسال و معصوم در اين زمان و تحت اين شرايط عجيبوارد جرگه جذاب رساله نور شدهاند، فعاليت در راه رساله نور را بر هر چيز ديگري ترجيح ميدهند و اين نشان ميدهد كه مردم امروزه بيش از نان شب به رساله نور نيازمندند. آري، بديهيست كه كشاورزان، چوپانان، لوطيهاي كوچ نشين
مخصوصاً اشاره است به كوشش كساني چون شكري از لوطيان و قهرمانان رساله نور، چوپان ولي از فرماندهان كوهستان و بهادر سليمان از عشاير كوچنشين.مخصوصاً اشاره است به كوشش كساني چون شكري از لوطيان و قهرمانان رساله نور، چوپان ولي از فرماندهان كوهستان و بهادر سليمان از عشاير كوچنشين.
بيش از نيازهاي ضروري متوجه حقايق رساله نور به عنوان يك نياز ضروري ديگر ميباشند.بيش از نيازهاي ضروري متوجه حقايق رساله نور به عنوان يك نياز ضروري ديگر ميباشند.
برادران عزيز و صديقام! در اين سو راه بسته شد، پُست نميآمد. منتظر بودم نامه يا رسالهيي از شما به دستم برسد. اينك در پي اخطاري كه به روحام داده شد ديگر منتظر نميمانم و سه بخش را كه در اينجا تأثير خوبي داشته براي شما ميفرستم. نسخههاي كودكان معصوم و سالمندان اُمّي مبارك و طاهري قهرمان هميشه و همواره موجب فتوحاتاند. من فقط هنگام تصحيحِ چند بخش جزئي متحمل زحمتي شدم. البته اين زحمت برايم دلنشين بود و عين رحمت شد. اين كار موجب شد من هم جزء قافله آن نونهالان و ارجمندان شوم و چون رسم الخطشان مانند خط من است آنها را از آن خود دانستم و احساس كردم آنها را من كتابت كردهام. در واقع اگر من مينوشتم درست مانند همين نسخهها ميشد.برادران عزيز و صديقام! در اين سو راه بسته شد، پُست نميآمد. منتظر بودم نامه يا رسالهيي از شما به دستم برسد. اينك در پي اخطاري كه به روحام داده شد ديگر منتظر نميمانم و سه بخش را كه در اينجا تأثير خوبي داشته براي شما ميفرستم. نسخههاي كودكان معصوم و سالمندان اُمّي مبارك و طاهري قهرمان هميشه و همواره موجب فتوحاتاند. من فقط هنگام تصحيحِ چند بخش جزئي متحمل زحمتي شدم. البته اين زحمت برايم دلنشين بود و عين رحمت شد. اين كار موجب شد من هم جزء قافله آن نونهالان و ارجمندان شوم و چون رسم الخطشان مانند خط من است آنها را از آن خود دانستم و احساس كردم آنها را من كتابت كردهام. در واقع اگر من مينوشتم درست مانند همين نسخهها ميشد.
— 158 —
حقيقتي نوشته شده براي برادرانمان در كاستامونو حقيقتي نوشته شده براي برادرانمان در كاستامونو
(به اين نيت كه شايد براي شما هم مفيد واقع شود فرستادم) (به اين نيت كه شايد براي شما هم مفيد واقع شود فرستادم)
رساله نور در برابر سود و فايدهي قابل توجه و نتيجه بسيار باارزشي كه نصيب شاگردان صادق و ثابت قدم خود كرده است، به عنوان قيمت از شاگردان ياد شده صداقتي تام و خالص و ثبات هميشگي و محكم را انتظار دارد. آري، رساله نور، ايمان تحقيقي محكم را كه در مدرسه (ديني) طي پانزده سال حاصل ميگردد، در پانزده هفته و گاه در پانزده روز نصيب فرد ميكند، و بيست هزار نفر با تجربههاي (شخصي) خويش گواه اين مطلباند.رساله نور در برابر سود و فايدهي قابل توجه و نتيجه بسيار باارزشي كه نصيب شاگردان صادق و ثابت قدم خود كرده است، به عنوان قيمت از شاگردان ياد شده صداقتي تام و خالص و ثبات هميشگي و محكم را انتظار دارد. آري، رساله نور، ايمان تحقيقي محكم را كه در مدرسه (ديني) طي پانزده سال حاصل ميگردد، در پانزده هفته و گاه در پانزده روز نصيب فرد ميكند، و بيست هزار نفر با تجربههاي (شخصي) خويش گواه اين مطلباند.
نيز براساس اصل "اشتراك اعمال اخروي" عين ثواب دعاهاي مقبولي كه در طول يك روز با هزاران زبان خالص صورت ميگيرد و اعمال صالحه انجام شدهي هزاران نفر را ی كه اهل صلاحاند ی براي هر يك از شاگردانش حاصل ميكند، هر شاگرد حقيقي صادقِ ثابت قدم را در عمل در حكم هزاران نفر قرار ميدهد؛ دليل اين امر سه خبر مبتني بر كرامت و تقدير امام علي (رض)، بشارت تحسين آميز و تشويق كنندهي كرامت غيبي غوث اعظم، و اشارههاي محكم قرآن معجز البيان است. اينها به يقين اثبات ميكنند كه شاگردان خالص رساله نور اهل سعادت و اهل جنت خواهند بود. بيشك چنين دستمزدي مستلزم چنان قيمتيست.نيز براساس اصل "اشتراك اعمال اخروي" عين ثواب دعاهاي مقبولي كه در طول يك روز با هزاران زبان خالص صورت ميگيرد و اعمال صالحه انجام شدهي هزاران نفر را ی كه اهل صلاحاند ی براي هر يك از شاگردانش حاصل ميكند، هر شاگرد حقيقي صادقِ ثابت قدم را در عمل در حكم هزاران نفر قرار ميدهد؛ دليل اين امر سه خبر مبتني بر كرامت و تقدير امام علي (رض)، بشارت تحسين آميز و تشويق كنندهي كرامت غيبي غوث اعظم، و اشارههاي محكم قرآن معجز البيان است. اينها به يقين اثبات ميكنند كه شاگردان خالص رساله نور اهل سعادت و اهل جنت خواهند بود. بيشك چنين دستمزدي مستلزم چنان قيمتيست.
حال كه اين، حقيقت است؛ اهل علم و اهل طريقت و شخصيتهاي صوفي مشرب نزديك به دايره رساله نور، بايد وارد اين جرگه شوند و با سرمايههاي برخاسته از علوم و طريقت بدان ياري رسانند و براي توسعه آن تلاش نمايند، و شاگردان را تشويق كنند، انانيت را كه چون تكه يخيست براي به دست آوردن حوضي كامل، به درون حوض آب حيات كه در آن دايره است پرتاب كنند تا ذوب شود؛ وگرنه با باز كردن راهي ديگر هم خودشان ضرر ميكنند و هم ناخودآگاه بهحال كه اين، حقيقت است؛ اهل علم و اهل طريقت و شخصيتهاي صوفي مشرب نزديك به دايره رساله نور، بايد وارد اين جرگه شوند و با سرمايههاي برخاسته از علوم و طريقت بدان ياري رسانند و براي توسعه آن تلاش نمايند، و شاگردان را تشويق كنند، انانيت را كه چون تكه يخيست براي به دست آوردن حوضي كامل، به درون حوض آب حيات كه در آن دايره است پرتاب كنند تا ذوب شود؛ وگرنه با باز كردن راهي ديگر هم خودشان ضرر ميكنند و هم ناخودآگاه به
— 159 —
اين جاده مستقيم و متين قرآني ضرر ميرسانند و شايد بتوان گفت كارشان نوعي كمك ناخواسته به زندقه هم محسوب ميشود.اين جاده مستقيم و متين قرآني ضرر ميرسانند و شايد بتوان گفت كارشان نوعي كمك ناخواسته به زندقه هم محسوب ميشود.
مراقب باشيد و باز هم مراقب باشيد جريانهاي دنيايي به ويژه جريانات سياسي و مخصوصاً جريانهايي كه چشم بر خارج دوختهاند موجب تفرقه شما نشوند و در برابر فرقههاي ضلالت پيشهي متحد شده، موجب پريشان حالي شما نگردند. مواظب باشيد با اصل شيطاني اَلْحُبُّ فِى السِّيَاسَةِ وَ الْبُغْضُ لِلسِّيَاسَةِ به جاي قاعده و اصل رحماني اَلْحُبُّ فِى اللَّهِ، وَ الْبُغْضُ فِى اللَّهِ حكم نكنند و كاري نكنند كه با برادر حقيقي فرشتهگونهي خود عداوت كنيد و به ابراز محبت به دوست سياسي چون خناستان بپردازيد و با طرفداري از آنها به ظلم و ستمشان رضايت دهيد و به اين ترتيب به لحاظ معنا در جنايتشان شريك شويد.مراقب باشيد و باز هم مراقب باشيد جريانهاي دنيايي به ويژه جريانات سياسي و مخصوصاً جريانهايي كه چشم بر خارج دوختهاند موجب تفرقه شما نشوند و در برابر فرقههاي ضلالت پيشهي متحد شده، موجب پريشان حالي شما نگردند. مواظب باشيد با اصل شيطاني اَلْحُبُّ فِى السِّيَاسَةِ وَ الْبُغْضُ لِلسِّيَاسَةِ به جاي قاعده و اصل رحماني اَلْحُبُّ فِى اللَّهِ، وَ الْبُغْضُ فِى اللَّهِ حكم نكنند و كاري نكنند كه با برادر حقيقي فرشتهگونهي خود عداوت كنيد و به ابراز محبت به دوست سياسي چون خناستان بپردازيد و با طرفداري از آنها به ظلم و ستمشان رضايت دهيد و به اين ترتيب به لحاظ معنا در جنايتشان شريك شويد.
آري، سياست امروز قلبها را به فساد ميكشد و روحهاي حساس را عذاب ميدهد. كسي كه خواهان سلامت قلب و آرامش روح است بايد سياست را رها كند. امروز همه در كره زمين، به لحاظ قلبي، روحي، عقلي يا بدني سهمي در مصيبت وارده دارند؛ عذاب ميكشند و پريشان حالاند. به ويژه اهل ضلالت و غفلت چون از رحمت عام الهي و حكمت تام سبحاني بيخبرند و در عين حال براساس عاطفه بشري با همه انسانها مرتبطاند، علاوه بر درد خويش از مصايب دردناك و آلام وحشتناك نوع بشر نيز متألم شده عذاب ميكشند، زيرا بيدليل مسئوليت حقيقي و كارهاي ضروري خود را رها كرده و با پرداختن به كشمكشهاي آفیاقي و سياسي، و پيگيیري كنجكاوانه وقیايع دنيیوي روح را دچیار آشفتگي نموده عقل را به ياوهگويي كشاندهاند. اينان براساس قاعدهي اَلرَّاضِى بِالضَّرَرِ لاَ يُنْظَرُ لَهُ يعني به كسي كه از ضرر راضيست نميتوان رحمي كرد، حق شفقت و شايستگي رحمت را از خود سلب كردهاند. به آنها نميتوان ترحم و مهرباني نمود. آنها بدون هيچ دليلي مشكلاتي براي خود ايجاد كردهاند.آري، سياست امروز قلبها را به فساد ميكشد و روحهاي حساس را عذاب ميدهد. كسي كه خواهان سلامت قلب و آرامش روح است بايد سياست را رها كند. امروز همه در كره زمين، به لحاظ قلبي، روحي، عقلي يا بدني سهمي در مصيبت وارده دارند؛ عذاب ميكشند و پريشان حالاند. به ويژه اهل ضلالت و غفلت چون از رحمت عام الهي و حكمت تام سبحاني بيخبرند و در عين حال براساس عاطفه بشري با همه انسانها مرتبطاند، علاوه بر درد خويش از مصايب دردناك و آلام وحشتناك نوع بشر نيز متألم شده عذاب ميكشند، زيرا بيدليل مسئوليت حقيقي و كارهاي ضروري خود را رها كرده و با پرداختن به كشمكشهاي آفیاقي و سياسي، و پيگيیري كنجكاوانه وقیايع دنيیوي روح را دچیار آشفتگي نموده عقل را به ياوهگويي كشاندهاند. اينان براساس قاعدهي اَلرَّاضِى بِالضَّرَرِ لاَ يُنْظَرُ لَهُ يعني به كسي كه از ضرر راضيست نميتوان رحمي كرد، حق شفقت و شايستگي رحمت را از خود سلب كردهاند. به آنها نميتوان ترحم و مهرباني نمود. آنها بدون هيچ دليلي مشكلاتي براي خود ايجاد كردهاند.
من حدس ميزنم در اين توفان و حريقي كه در كره زمين حادث شده فقط اهل ايمان با توكل و رضاي حقيقي ميتوانند سلامت قلب و آرامش روح خود رامن حدس ميزنم در اين توفان و حريقي كه در كره زمين حادث شده فقط اهل ايمان با توكل و رضاي حقيقي ميتوانند سلامت قلب و آرامش روح خود را
— 160 —
تأمين و از آن محافظت نمايند. به همين دليل نجات يافتگان غالباً كساني هستند كه صادقانه وارد دايره رساله نور شدهاند، زيرا آنها با روشنايي درسهاي ايمان تحقيقي كه از رساله نور گرفتهاند اثر و صورت رحمت الهي را در هر چيزي ميبينند و كمال حكمت و جمال عدالتش را مشاهده ميكنند، لذا شاد و خندان و با رضايت و در نهايت تسليم و رضا، با مصايب ی كه از كاركردهاي ربوبيت الهيستی مواجه ميشوند؛ همچنين آنها در اظهار شفقت و مهرباني از رحمت الهي جلوتر نميروند و به همين دليل دچار الم و عذاب نميشوند؛ بنابر اين حقيقت، كساني كه علاوه بر سعادت و لذت حيات اخروي خواهان سعادت و لذت حيات اين دنيا هم هستند ی براساس تجربههاي فراوان ی آن را ميتوانند در درسهاي ايماني و قرآني رساله نور بيابند و مييابند.تأمين و از آن محافظت نمايند. به همين دليل نجات يافتگان غالباً كساني هستند كه صادقانه وارد دايره رساله نور شدهاند، زيرا آنها با روشنايي درسهاي ايمان تحقيقي كه از رساله نور گرفتهاند اثر و صورت رحمت الهي را در هر چيزي ميبينند و كمال حكمت و جمال عدالتش را مشاهده ميكنند، لذا شاد و خندان و با رضايت و در نهايت تسليم و رضا، با مصايب ی كه از كاركردهاي ربوبيت الهيستی مواجه ميشوند؛ همچنين آنها در اظهار شفقت و مهرباني از رحمت الهي جلوتر نميروند و به همين دليل دچار الم و عذاب نميشوند؛ بنابر اين حقيقت، كساني كه علاوه بر سعادت و لذت حيات اخروي خواهان سعادت و لذت حيات اين دنيا هم هستند ی براساس تجربههاي فراوان ی آن را ميتوانند در درسهاي ايماني و قرآني رساله نور بيابند و مييابند.
دو يادآوري از دو خاطره مربوط به اين روزها:دو يادآوري از دو خاطره مربوط به اين روزها:
يادآوري نخست: به اين فكر ميكردم كه در اين شهر بانوان سالمند منتسب به رساله نور ثابت قدماند و مانند ديگران دچار تزلزل نميشوند؛ كه ناگاه اين حديث شريف بر ذهنام خطور كرد: عَلَيْكُمْ بِدِينِ الْعَجَائِزِ يعني در آخر الزمان تابع دينداري صادقانه و اعتقاد محكم زنان سالمند باشيد. آري، زنان سالمند فطرتاً حساس و مهربان و ضعيفاند، لذا بيش از هر كس ديگري نيازمند تسلي خاطر و نورانيت ديناند. آنها به دليل شفقت فداكارانهيي كه در نهاد خود دارند محتاج التفات مرحمت رحمان، تكيهگاه و ياري، و نورانيتي تسليبخش و مهربانانه هستند و اينها را در دين مييابند. ثابت قدميِ كامل، مقتضاي فطرت آنهیاست، لذا رساله نور كه در اين زمان نيازهاي مذكور را كامل تأمين ميكند بيش از ديگران با روح آنان سازگار است و بر قلبشان مينشيند.يادآوري نخست: به اين فكر ميكردم كه در اين شهر بانوان سالمند منتسب به رساله نور ثابت قدماند و مانند ديگران دچار تزلزل نميشوند؛ كه ناگاه اين حديث شريف بر ذهنام خطور كرد: عَلَيْكُمْ بِدِينِ الْعَجَائِزِ يعني در آخر الزمان تابع دينداري صادقانه و اعتقاد محكم زنان سالمند باشيد. آري، زنان سالمند فطرتاً حساس و مهربان و ضعيفاند، لذا بيش از هر كس ديگري نيازمند تسلي خاطر و نورانيت ديناند. آنها به دليل شفقت فداكارانهيي كه در نهاد خود دارند محتاج التفات مرحمت رحمان، تكيهگاه و ياري، و نورانيتي تسليبخش و مهربانانه هستند و اينها را در دين مييابند. ثابت قدميِ كامل، مقتضاي فطرت آنهیاست، لذا رساله نور كه در اين زمان نيازهاي مذكور را كامل تأمين ميكند بيش از ديگران با روح آنان سازگار است و بر قلبشان مينشيند.
يادآوري دوم: اين روزها اشخاص متعددي جداگانه نزد من آمدند. گمان ميكردم موضوع براي آخرت است اما ديدم به دليل كسادي كسب و كار و عدم موفقيت در تجارتشان نزد ما و رساله نور آمدهاند تا براي رهايي از ضرر و موفقيت مشورت كنند و دعايي بطلبند.يادآوري دوم: اين روزها اشخاص متعددي جداگانه نزد من آمدند. گمان ميكردم موضوع براي آخرت است اما ديدم به دليل كسادي كسب و كار و عدم موفقيت در تجارتشان نزد ما و رساله نور آمدهاند تا براي رهايي از ضرر و موفقيت مشورت كنند و دعايي بطلبند.
— 161 —
در اين انديشه بودم كه من با اين قبيل افراد بايد چه كنم و به آنها چه بگويم؟ كه در يك لحظه بر قلبام خطور كرد: «نه ديوانه شو و نه آنها را در ديوانگي رها كن و نه چون ديوانگان سخن بگو، زيرا كسي كه براي مقابله با سم ماران و دور كردن آنها، موظف به تهيه ترياق و پادزهر ميباشد اگر نيش زدن مارها را فراموش كرده به ياري فرد ديگري بشتابد كه در ميان مارها ايستاده و در معرض نيش مگس است تا به فراري دادن مگسها كمك كند در حالي كه آن شخص ديگر براي دور كردن مگسها ياران زيادي هم دارد، طبيعيست كه فرد ديوانهيي بوده، و دعوت كننده چنين كسي نيز ديوانه است. سخناني هم كه در اين بين رد و بدل ميشود سخن ديوانگان است». آري، مضرات زندگاني كوتاه و فاني و گذراي دنيا نسبت به حيات بيمنتهاي اخروي مانند نيش مگس است. ولي ضررهاي حيات ابدي نسبت به آن به نيش مار ميماند.در اين انديشه بودم كه من با اين قبيل افراد بايد چه كنم و به آنها چه بگويم؟ كه در يك لحظه بر قلبام خطور كرد: «نه ديوانه شو و نه آنها را در ديوانگي رها كن و نه چون ديوانگان سخن بگو، زيرا كسي كه براي مقابله با سم ماران و دور كردن آنها، موظف به تهيه ترياق و پادزهر ميباشد اگر نيش زدن مارها را فراموش كرده به ياري فرد ديگري بشتابد كه در ميان مارها ايستاده و در معرض نيش مگس است تا به فراري دادن مگسها كمك كند در حالي كه آن شخص ديگر براي دور كردن مگسها ياران زيادي هم دارد، طبيعيست كه فرد ديوانهيي بوده، و دعوت كننده چنين كسي نيز ديوانه است. سخناني هم كه در اين بين رد و بدل ميشود سخن ديوانگان است». آري، مضرات زندگاني كوتاه و فاني و گذراي دنيا نسبت به حيات بيمنتهاي اخروي مانند نيش مگس است. ولي ضررهاي حيات ابدي نسبت به آن به نيش مار ميماند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
استاد و سرور بسيار ارجمند ما! در سال هزار و سيصد و بيست و يك، رسالههاي "معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" و "كرامت غوثيه" را در عالم رؤيا ديده و حكمت آن را تاكنون نميدانستم. خوابي كه ديده بودم دقيقاً چنين بود:استاد و سرور بسيار ارجمند ما! در سال هزار و سيصد و بيست و يك، رسالههاي "معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" و "كرامت غوثيه" را در عالم رؤيا ديده و حكمت آن را تاكنون نميدانستم. خوابي كه ديده بودم دقيقاً چنين بود:
در تاريخ مذكیور، شبي خیواب ديدم كه در بلاد قسيم از منیطقهي نجید جزيرة العرب سه خورشيد طلوع كرده است. از شخص ناشناسي كه كنارم بود پرسيدم: «اين سه خورشیيد به چه معنیاست؟» او گفت: «يكي از اينها خورشیيد حضیرت پيیامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ، ديگري خورشيد غوث گيلاني و سومي هم خورشيد ديگريست». حالا دانستم كه سومين خورشيد، رساله نور بوده است.در تاريخ مذكیور، شبي خیواب ديدم كه در بلاد قسيم از منیطقهي نجید جزيرة العرب سه خورشيد طلوع كرده است. از شخص ناشناسي كه كنارم بود پرسيدم: «اين سه خورشیيد به چه معنیاست؟» او گفت: «يكي از اينها خورشیيد حضیرت پيیامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ، ديگري خورشيد غوث گيلاني و سومي هم خورشيد ديگريست». حالا دانستم كه سومين خورشيد، رساله نور بوده است.
— 162 —
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُاللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ
(نور: ٣٥)
آيه قرآني فوق به حقيقت آن خواب اشاره دارد. اين رؤياي نوراني، حقيقتي را كه آيهي مذكور با ده اشاره بروز ميدهد دقيقاً به نمايش گذاشته و سي و هشت سال پيش از آن خبیر ميدهد. آري، تعبير خورشيدهیا ی كه سه نور اعظیماند ی اللهُ اعلم چنين بايد باشد:آيه قرآني فوق به حقيقت آن خواب اشاره دارد. اين رؤياي نوراني، حقيقتي را كه آيهي مذكور با ده اشاره بروز ميدهد دقيقاً به نمايش گذاشته و سي و هشت سال پيش از آن خبیر ميدهد. آري، تعبير خورشيدهیا ی كه سه نور اعظیماند ی اللهُ اعلم چنين بايد باشد:
اولين خورشيد: در اين عصر، رساله نور است و درخشانترين نور آن نيز رساله خارق العادهيي به نام "معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" است.اولين خورشيد: در اين عصر، رساله نور است و درخشانترين نور آن نيز رساله خارق العادهيي به نام "معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" است.
دوم: خورشيديست تابيده از نور آسمانيِ برآمده از دين حقيقيِ حضرت عيسي(ع).دوم: خورشيديست تابيده از نور آسمانيِ برآمده از دين حقيقيِ حضرت عيسي(ع).
سوم: خورشيديست در روح طريقتها كه از سرچشمه تصوف و عرفان برخواهد خاست و اين معنا فعلاً در تمثال "شيخ گيلاني" بروز يافته است. آيه نور كه اولين آيه از سي و سه آيه قرآنيست كه بر رساله نور اشاره دارند به ده وجه بر رساله نور دلالت دارد. من اين را در رساله شعاع اول به چشم خويش ديدم. علاقمندان ميتوانند به آن مراجعه كنند.سوم: خورشيديست در روح طريقتها كه از سرچشمه تصوف و عرفان برخواهد خاست و اين معنا فعلاً در تمثال "شيخ گيلاني" بروز يافته است. آيه نور كه اولين آيه از سي و سه آيه قرآنيست كه بر رساله نور اشاره دارند به ده وجه بر رساله نور دلالت دارد. من اين را در رساله شعاع اول به چشم خويش ديدم. علاقمندان ميتوانند به آن مراجعه كنند.
شاگرد ناتوان شما كه شما را از جان خويش بيشتر دوست ميداردشاگرد ناتوان شما كه شما را از جان خويش بيشتر دوست ميدارد
سرگرد محيي الدينسرگرد محيي الدين
— 163 —
به برادران عزيز، صديق، متين و ثابت قدممان! به نام طلبههاي رساله نور در اين حوالي، به شما سلام فراوان ميرسانيم و عرض سپاس داريم. ما همواره مديون شما هستيم كه با قلمهاي توانا و درخشانتان ما را بيدار كرده و ياري دادهايد. ان شاء الله با قلمهاي نورانيتان اين ولايت را شبيه اسپارتا خواهيد كرد. مخصوصاً قلم موفق، درخشان و مبتني بر توافق و هماهنگيِ برادر بسيار مهممان طاهر قهرمان، از سر كرامت در حال كسب فتوحات است. كتابتهاي دو دختر كوچك او و خردسالان و سالمندان اُمّي كه مزاياي متنوع و رنگارنگ آنان را نشان ميدهد، ما را مجذوب كرده و همه را به مطالعهي مشتاقانه وا ميدارد. حضرت حق تا ابد از شما خشنود باشد و شما را موفق كند! آمين.به برادران عزيز، صديق، متين و ثابت قدممان! به نام طلبههاي رساله نور در اين حوالي، به شما سلام فراوان ميرسانيم و عرض سپاس داريم. ما همواره مديون شما هستيم كه با قلمهاي توانا و درخشانتان ما را بيدار كرده و ياري دادهايد. ان شاء الله با قلمهاي نورانيتان اين ولايت را شبيه اسپارتا خواهيد كرد. مخصوصاً قلم موفق، درخشان و مبتني بر توافق و هماهنگيِ برادر بسيار مهممان طاهر قهرمان، از سر كرامت در حال كسب فتوحات است. كتابتهاي دو دختر كوچك او و خردسالان و سالمندان اُمّي كه مزاياي متنوع و رنگارنگ آنان را نشان ميدهد، ما را مجذوب كرده و همه را به مطالعهي مشتاقانه وا ميدارد. حضرت حق تا ابد از شما خشنود باشد و شما را موفق كند! آمين.
خبر مهمي كه برادر ارجمند و با ارزشمان حافظ مصطفي درباره حادثه حمله و تعرض داد موجب حيرت و شگفتي ما شد. به اين ترتيب حكمت نگراني و دلهره استادمان را در آن زمان دانستيم. استاد با حسي قبل از وقوع همواره به ما ميگفت: "دقت داشته باشيد! ثابت قدم باشيد! منافقان در تدارك طرح حمله هستند!" و به اين ترتيب تأكيد ميكرد كه احتياط كنيم؛ در عين حال ميگفت آنها نميتوانند غلطي بكنند.خبر مهمي كه برادر ارجمند و با ارزشمان حافظ مصطفي درباره حادثه حمله و تعرض داد موجب حيرت و شگفتي ما شد. به اين ترتيب حكمت نگراني و دلهره استادمان را در آن زمان دانستيم. استاد با حسي قبل از وقوع همواره به ما ميگفت: "دقت داشته باشيد! ثابت قدم باشيد! منافقان در تدارك طرح حمله هستند!" و به اين ترتيب تأكيد ميكرد كه احتياط كنيم؛ در عين حال ميگفت آنها نميتوانند غلطي بكنند.
آري، همانطور كه برادران اسپارتايي به ما خبر دادند، در زمان وقوع حادثهي مهم تعرض مذكور با اينكه مسير ارتباطي ما قطع شده بود اما استاد هميشه به ما يعني فيضي و امين مكرراً هشدار ميداد، طوري كه گويا ما نيز در معرض حملهيي مشابه شما هستيم ميگفت: "دقت كنيد؛ از چهار جهت در معرض حمله هستيم. چون آهن، محكم و ثابت قدم باشيد. نميتوانند هيچ غلطي بكنند". و ما ميديديم خبري نيست و چيزي حس نميكرديم. همچنين براي برطرف كردن آن حادثه غيبي، به ما گفت نامهي كاملاً مطابقي نوشته و براي شما بفرستيم.آري، همانطور كه برادران اسپارتايي به ما خبر دادند، در زمان وقوع حادثهي مهم تعرض مذكور با اينكه مسير ارتباطي ما قطع شده بود اما استاد هميشه به ما يعني فيضي و امين مكرراً هشدار ميداد، طوري كه گويا ما نيز در معرض حملهيي مشابه شما هستيم ميگفت: "دقت كنيد؛ از چهار جهت در معرض حمله هستيم. چون آهن، محكم و ثابت قدم باشيد. نميتوانند هيچ غلطي بكنند". و ما ميديديم خبري نيست و چيزي حس نميكرديم. همچنين براي برطرف كردن آن حادثه غيبي، به ما گفت نامهي كاملاً مطابقي نوشته و براي شما بفرستيم.
از طلبههاي رساله نوراز طلبههاي رساله نور
نظيف، صلاح الدين، توفيق، حلمي، امين، فيضينظيف، صلاح الدين، توفيق، حلمي، امين، فيضي
— 164 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام؛ دوستان قهرمانام در مسير خدمت به قرآن! پيش از اين و بعد از آنكه امانت را گرفتم سه نامه فرستادم. حافظ علي در نامهي اين بارش چيزي دربارهي آنها نگفته بود؛ نگیران شدم. بيماري حافظ علي ی صاحب كارخانه نور ی متأثرم كرد و ما را به دعا كردن كشاند. حضرت حق توانايي و شفا احسان فرمايد! آمين.برادران عزيز و صديقام؛ دوستان قهرمانام در مسير خدمت به قرآن! پيش از اين و بعد از آنكه امانت را گرفتم سه نامه فرستادم. حافظ علي در نامهي اين بارش چيزي دربارهي آنها نگفته بود؛ نگیران شدم. بيماري حافظ علي ی صاحب كارخانه نور ی متأثرم كرد و ما را به دعا كردن كشاند. حضرت حق توانايي و شفا احسان فرمايد! آمين.
صرف نظر از آنچه در نامه حافظ علي و نامههاي احمد فيضي ی كه شبيه به خليل ابراهيم از اركان مهم رساله نور است ی آمده، و نشان از حُسن ظن آنان به من دارد، منتهي صد مرتبه بيش از حد و حدود من؛ بايد بگويم اين نامهها در برابر شخصيت معنوي رساله نور در آن حوالي، نشان از ارتباط محكم و بسيار قوي خليل ابراهيم و احمد فيضي نيز دارد كه واقعاً موجب مسرت ما گرديد.صرف نظر از آنچه در نامه حافظ علي و نامههاي احمد فيضي ی كه شبيه به خليل ابراهيم از اركان مهم رساله نور است ی آمده، و نشان از حُسن ظن آنان به من دارد، منتهي صد مرتبه بيش از حد و حدود من؛ بايد بگويم اين نامهها در برابر شخصيت معنوي رساله نور در آن حوالي، نشان از ارتباط محكم و بسيار قوي خليل ابراهيم و احمد فيضي نيز دارد كه واقعاً موجب مسرت ما گرديد.
آري، پيوند محكم آنها در آن حوالي موجب استحكام رساله نور و تداوم آموزههايش ميشود. نامههاي آن دو كه در ظاهر به شخصيت من اهميت ميدهند گر چه صحيح نبوده و مبالغه ميباشند، اما حقيقتي كه زير پوشش اين ظاهر اشتباه وجود دارد در واقع بايد متوجه شخص معنوي برآمده از همكاريهاي صميمي شاگردان رساله نور باشد. تعبيرات به كار رفته در آن نامهها بايد براي حقيقت رساله نور ی كه ريشه در قرآن دارد ی به كار رود و حق آن است كه در اين مسير صرف شود ليكن به خطا براي چو مني كه فردي جزيي هستم به كار رفته است. موارد مذكور در نامهها با آنكه هزار بار بيشتر از حد من است اما آنها را به نام شخص معنوي مذكور و به حساب حقيقت رساله نور و نشانهيي دال بر علاقه و فعاليتي فوق العاده در آن شهر ی شهري كه مهم است و بسيار نيازمند ی ميپذيرم.آري، پيوند محكم آنها در آن حوالي موجب استحكام رساله نور و تداوم آموزههايش ميشود. نامههاي آن دو كه در ظاهر به شخصيت من اهميت ميدهند گر چه صحيح نبوده و مبالغه ميباشند، اما حقيقتي كه زير پوشش اين ظاهر اشتباه وجود دارد در واقع بايد متوجه شخص معنوي برآمده از همكاريهاي صميمي شاگردان رساله نور باشد. تعبيرات به كار رفته در آن نامهها بايد براي حقيقت رساله نور ی كه ريشه در قرآن دارد ی به كار رود و حق آن است كه در اين مسير صرف شود ليكن به خطا براي چو مني كه فردي جزيي هستم به كار رفته است. موارد مذكور در نامهها با آنكه هزار بار بيشتر از حد من است اما آنها را به نام شخص معنوي مذكور و به حساب حقيقت رساله نور و نشانهيي دال بر علاقه و فعاليتي فوق العاده در آن شهر ی شهري كه مهم است و بسيار نيازمند ی ميپذيرم.
— 165 —
برداشت ما از نامه احمد فيضي نيز اين است كه ان شاء الله مانند فيضي كاستامونو عزم را جزم كرده تا با تمام توان براي رساله نور فعاليت كند. از آنجا كه تواضع و فروتني او بسيار زياد است، خواستههايش نيز فراوان، و دعاهايي كه در نامهاش دارد هم زيبا، در دعاي دائمي ما دوش به دوش فيضي اينجا، قرار گرفت.برداشت ما از نامه احمد فيضي نيز اين است كه ان شاء الله مانند فيضي كاستامونو عزم را جزم كرده تا با تمام توان براي رساله نور فعاليت كند. از آنجا كه تواضع و فروتني او بسيار زياد است، خواستههايش نيز فراوان، و دعاهايي كه در نامهاش دارد هم زيبا، در دعاي دائمي ما دوش به دوش فيضي اينجا، قرار گرفت.
نامه خليل ابراهيم و بهتر است بگويم همه نامهها را به نام او و اينجه محمد قبول ميكنم. هر دوي آنها را مانند خسرو و رشدي، روحي در دو بدن ميدانم. حضرت حق آنها را موفق كناد و امثال آنها را در آنجا افزايش دهاد! او در آن نامه مينويسد كساني چون احمد سعردلي و صلاح الدين و عزالدين نيز مانند حافظ محمد امين و مصطفي چاووش از طلبههاي رساله نور با رساله نور مرتبط شدهاند. ما نيز به يكايك آنها سلام كرده و آنان را همراه با طلبههاي رساله نور شامل دعاهايمان ميكنيم. حافظ علي در نامهاش، از نامه دريافتي ما به خوبي تقدير و آن را خلاصه كرده، كه عبارت زير بسيار زيبا شده است: «رساله نور دكان سعادت ابديست و چون الماسهاي باقي به فروش ميرساند، نبايد از آن، تكه شيشههاي شكسته فاني را درخواست كرد».نامه خليل ابراهيم و بهتر است بگويم همه نامهها را به نام او و اينجه محمد قبول ميكنم. هر دوي آنها را مانند خسرو و رشدي، روحي در دو بدن ميدانم. حضرت حق آنها را موفق كناد و امثال آنها را در آنجا افزايش دهاد! او در آن نامه مينويسد كساني چون احمد سعردلي و صلاح الدين و عزالدين نيز مانند حافظ محمد امين و مصطفي چاووش از طلبههاي رساله نور با رساله نور مرتبط شدهاند. ما نيز به يكايك آنها سلام كرده و آنان را همراه با طلبههاي رساله نور شامل دعاهايمان ميكنيم. حافظ علي در نامهاش، از نامه دريافتي ما به خوبي تقدير و آن را خلاصه كرده، كه عبارت زير بسيار زيبا شده است: «رساله نور دكان سعادت ابديست و چون الماسهاي باقي به فروش ميرساند، نبايد از آن، تكه شيشههاي شكسته فاني را درخواست كرد».
به همه برادرانمان در اسپارتا و مانيسا، يكايك سلام ميرسانيم و براي آنها دعا ميكنيم و از آنها التماس دعا داريم. آيا واپسين كاتب رساله نور در زندان يعني شفيق قهرمان سالم و سر حال است؟ كجاست؟ كنجكاو او هستم. از خليل ابراهيم سؤال كنيد.به همه برادرانمان در اسپارتا و مانيسا، يكايك سلام ميرسانيم و براي آنها دعا ميكنيم و از آنها التماس دعا داريم. آيا واپسين كاتب رساله نور در زندان يعني شفيق قهرمان سالم و سر حال است؟ كجاست؟ كنجكاو او هستم. از خليل ابراهيم سؤال كنيد.
برادران عزيز و صديقام! بعد از ماه محرم، مخصوصاً در آستانه بهار، غفلت حاصل از حيات دنيوي تا حدي موجب سستي ميشود. از اينكه تزلزل و مريضيها و سربازي رفتن موجب ضعف خدمت به رساله نور شود نگران بودم. حضرت حق را شكر كه با دريافت نامههايتان و آمدن عاطف حسن نگراني فوق برطرف شد. در نامه شما از يك حادثه بسيار مهم نوريه صحبت شده است كه اقدام به طبع "حزب الاكبر" قرآنيست.برادران عزيز و صديقام! بعد از ماه محرم، مخصوصاً در آستانه بهار، غفلت حاصل از حيات دنيوي تا حدي موجب سستي ميشود. از اينكه تزلزل و مريضيها و سربازي رفتن موجب ضعف خدمت به رساله نور شود نگران بودم. حضرت حق را شكر كه با دريافت نامههايتان و آمدن عاطف حسن نگراني فوق برطرف شد. در نامه شما از يك حادثه بسيار مهم نوريه صحبت شده است كه اقدام به طبع "حزب الاكبر" قرآنيست.
— 166 —
آري، آياتي كه در "حزب الاكبر" مذكور هست روح و اساس و معدن و استاد و خورشيد همه اجزاي رسائل النوريه است. بعد از انتشار آن، در صورت امكان لازم است كتابي را كه "حزب الاكبر رساله نور" نام دارد و به زبان عربيست و خلاصه دو آيت الكبري و مناجات را در بر ميگيرد چاپ كرد. اما توجه داشته باشيد نسخهيي كه در دست شماست مانند نسخه من كامل نيست. ما آن را در اينجا مينويسيم و اگر بخواهيد ميتوانيم براي شما ارسال كنيم. يا اگر بخواهيد آن را براي وكيلتان در چاپخانه استانبول ميفرستيم. نشاني را اعلام كنيد.آري، آياتي كه در "حزب الاكبر" مذكور هست روح و اساس و معدن و استاد و خورشيد همه اجزاي رسائل النوريه است. بعد از انتشار آن، در صورت امكان لازم است كتابي را كه "حزب الاكبر رساله نور" نام دارد و به زبان عربيست و خلاصه دو آيت الكبري و مناجات را در بر ميگيرد چاپ كرد. اما توجه داشته باشيد نسخهيي كه در دست شماست مانند نسخه من كامل نيست. ما آن را در اينجا مينويسيم و اگر بخواهيد ميتوانيم براي شما ارسال كنيم. يا اگر بخواهيد آن را براي وكيلتان در چاپخانه استانبول ميفرستيم. نشاني را اعلام كنيد.
برادرمان حسن عاطف واقعاً و كاملاً مستعد و شايسته خدمت به رساله نور است؛ علاوه بر خط استثنايياش، اخلاص و ارتباط و علاقه و جديت و صداقتاش نيز در اوج است. حضرت حق امثال او را فراوان كناد! اين برادرمان را به عنوان نامهيي زنده، به جاي بيست نامه، نزد شما فرستاديم.برادرمان حسن عاطف واقعاً و كاملاً مستعد و شايسته خدمت به رساله نور است؛ علاوه بر خط استثنايياش، اخلاص و ارتباط و علاقه و جديت و صداقتاش نيز در اوج است. حضرت حق امثال او را فراوان كناد! اين برادرمان را به عنوان نامهيي زنده، به جاي بيست نامه، نزد شما فرستاديم.
فيضي و امين مخصوصاَ فيضي به نام همه كساني كه در اينجا هستند در برابر نامه بسيار تأثيرگذار و ارزندهيي كه حافظ علي براي برادران اينجا نوشته بود ميگويند: "ما طلبههاي اين شهر، برادران كوچك قهرمانان اسپارتا و به عبارت بهتر طلبههاي آنان هستيم. درس و نحوه خدمت و جديت را از آنان ميآموزيم. هر يك از آنها براي ما يك استادند. دست آنان را ميبوسيم و عرض ارادت داريم. حضرت حق هميشه از اين قهرمانان خشنود باشد! آمين".فيضي و امين مخصوصاَ فيضي به نام همه كساني كه در اينجا هستند در برابر نامه بسيار تأثيرگذار و ارزندهيي كه حافظ علي براي برادران اينجا نوشته بود ميگويند: "ما طلبههاي اين شهر، برادران كوچك قهرمانان اسپارتا و به عبارت بهتر طلبههاي آنان هستيم. درس و نحوه خدمت و جديت را از آنان ميآموزيم. هر يك از آنها براي ما يك استادند. دست آنان را ميبوسيم و عرض ارادت داريم. حضرت حق هميشه از اين قهرمانان خشنود باشد! آمين".
نوشته زيبايي كه در نامه بسيار مختصر يكي از طلاب كم سن و سال اما مهم رساله نور، اولين طلبه صبري ی ناظر اسكله رساله نور ی قرار داشت ما را شاد و مسرور كرد. حضرت حق به او و به معصوماني كه مانند او براي رساله نور تلاش ميكنند توفيق و سلامت و سعادت احسان فرمايد! آمين.نوشته زيبايي كه در نامه بسيار مختصر يكي از طلاب كم سن و سال اما مهم رساله نور، اولين طلبه صبري ی ناظر اسكله رساله نور ی قرار داشت ما را شاد و مسرور كرد. حضرت حق به او و به معصوماني كه مانند او براي رساله نور تلاش ميكنند توفيق و سلامت و سعادت احسان فرمايد! آمين.
نامه حافظ مصطفي كه در نظر ما بسيار مهم بود، نشان از حقيقتي داشت كه مدتها منتظرش بودم؛ و حقيقت آن است كه شاگرداني كه در دايره رساله نور قرار دارند بايد كارهاي بسيار مهمي مانند چاپ رسالهها را با مشورت آغاز كنند.نامه حافظ مصطفي كه در نظر ما بسيار مهم بود، نشان از حقيقتي داشت كه مدتها منتظرش بودم؛ و حقيقت آن است كه شاگرداني كه در دايره رساله نور قرار دارند بايد كارهاي بسيار مهمي مانند چاپ رسالهها را با مشورت آغاز كنند.
— 167 —
برادران عزيز، صديق، صادق، خالص و مخلصام!برادران عزيز، صديق، صادق، خالص و مخلصام!
چند مطلب كوتاه مربوط به چهار پنج نفر از برادرانام را بيان ميكنم:چند مطلب كوتاه مربوط به چهار پنج نفر از برادرانام را بيان ميكنم:
مطلب اول: اين بار براي سومين مرتبه تبرّكي از برادرمان حاجي حافظ، مرشد و مؤسس و مدبر مدرسه نوريه ديديم. اولي زمان اقامت در بارلا بود كه شاهد بركت عجيب و كرامت آميز لقمههاي شيرينياش بوديم، و دومي در اسپارتا رخ داد كه دو و نيم اوقه واحد وزن، معادل تقريبي يك كيلو و سيصد گرم. م. عسل موجب ايجاد حادثهيي خارق العاده شد و رسالهي "ميانهروي" را شيرينتر كرد، من اينك حدس ميزنم عسل مذكور نيز متعلق به او بوده است؛ البته كامل به ياد نميآورم. و اينك در سیومين میورد، هیديهيي غير قیابل رد كردن فرستاده است كه توجه و التفات هزار نفر از ارجمندان و خردسالان بيگناه را نمايندگي ميكند. به ملاحظه آن هزار التفات، قاعده اساسي شصت ساله در زندگيام را زير پا گذاشتم.مطلب اول: اين بار براي سومين مرتبه تبرّكي از برادرمان حاجي حافظ، مرشد و مؤسس و مدبر مدرسه نوريه ديديم. اولي زمان اقامت در بارلا بود كه شاهد بركت عجيب و كرامت آميز لقمههاي شيرينياش بوديم، و دومي در اسپارتا رخ داد كه دو و نيم اوقه واحد وزن، معادل تقريبي يك كيلو و سيصد گرم. م. عسل موجب ايجاد حادثهيي خارق العاده شد و رسالهي "ميانهروي" را شيرينتر كرد، من اينك حدس ميزنم عسل مذكور نيز متعلق به او بوده است؛ البته كامل به ياد نميآورم. و اينك در سیومين میورد، هیديهيي غير قیابل رد كردن فرستاده است كه توجه و التفات هزار نفر از ارجمندان و خردسالان بيگناه را نمايندگي ميكند. به ملاحظه آن هزار التفات، قاعده اساسي شصت ساله در زندگيام را زير پا گذاشتم.
مطلب دوم: آنچه را عاطف حسن تحت عنوان معجزات قرآني براساس توافق و هماهنگي و حقيقتاً به طرزي فوق العاده نگاشته است، بعد از رفتن او ديدم. اگر ميتوانستم براي هر برگاش يك ليره پرداخت ميكردم. ان شاء الله هزاران نفر از آن نسخه استفاده خواهند كرد و اين امر در حيات باقي او حكم چشمهيي را خواهد يافت و برايش سودآور خواهد بود. او نسبت به خسرو و طاهري قهرمان، سومين است.مطلب دوم: آنچه را عاطف حسن تحت عنوان معجزات قرآني براساس توافق و هماهنگي و حقيقتاً به طرزي فوق العاده نگاشته است، بعد از رفتن او ديدم. اگر ميتوانستم براي هر برگاش يك ليره پرداخت ميكردم. ان شاء الله هزاران نفر از آن نسخه استفاده خواهند كرد و اين امر در حيات باقي او حكم چشمهيي را خواهد يافت و برايش سودآور خواهد بود. او نسبت به خسرو و طاهري قهرمان، سومين است.
مطلب سوم: رؤياي صادقه و حكمتآميز كاتب عثمان شاگرد قديمي و پرتلاش و مهم رساله نور و تعبير مطابق او، همچنان كه موجب سرور آنها شد ما را نيز شاد كرد. او در نامهاش درباره چيزهايي كه نگران شان بودم مينويسد و از سوي خسرو و رشدي، حافظ علي، زهدي بدوي، نوري و صاحب كارخانه نور، طاهرها، هيأت خجستگان، مدرسه نوريه، سالمندان اُمّي و كودكان معصوم و همهي برادرانمطلب سوم: رؤياي صادقه و حكمتآميز كاتب عثمان شاگرد قديمي و پرتلاش و مهم رساله نور و تعبير مطابق او، همچنان كه موجب سرور آنها شد ما را نيز شاد كرد. او در نامهاش درباره چيزهايي كه نگران شان بودم مينويسد و از سوي خسرو و رشدي، حافظ علي، زهدي بدوي، نوري و صاحب كارخانه نور، طاهرها، هيأت خجستگان، مدرسه نوريه، سالمندان اُمّي و كودكان معصوم و همهي برادران
— 168 —
سلام ميرساند. ما هم به همه آنها تك تك سلام ميرسانيم و براي موفقيت و سلامتشان دعا ميكنيم.سلام ميرساند. ما هم به همه آنها تك تك سلام ميرسانيم و براي موفقيت و سلامتشان دعا ميكنيم.
در بسياري از مناطق اين حوالي نيز مردم بر اثر فعاليت شما به شوق آمده و شناخت مردم از رساله نور افزايش يافته است، لذا اهل دنيا نگران شده و توجه شان جلب شده است. ايجاد برخي مانع تراشيهاي خرد و ناچيز هم به همين علت است. احتياط مانند هميشه باز هم لازم است.در بسياري از مناطق اين حوالي نيز مردم بر اثر فعاليت شما به شوق آمده و شناخت مردم از رساله نور افزايش يافته است، لذا اهل دنيا نگران شده و توجه شان جلب شده است. ايجاد برخي مانع تراشيهاي خرد و ناچيز هم به همين علت است. احتياط مانند هميشه باز هم لازم است.
حضرت امام علي (رض) دو مرتبه «سِرًّا تَنَوَّرَتْ» ميگويد و اين اشاره دارد به اينكه رساله نور در زير پرده روشن شده و روشنايي ميبخشد. در حد امكان به امور گذرا و موقت اهميت ندهيد و نگاهتان را به آنها معطوف نكنيد. البته تساند صميمي و مشورتهاي شرعي كه در بين شما امر رايجيست در برابر امور مذكور از شما محافظت كرده و انديشه شخص معنوي درونتان را بهواسطه مشورت مذكور بيان ميدارد.حضرت امام علي (رض) دو مرتبه «سِرًّا تَنَوَّرَتْ» ميگويد و اين اشاره دارد به اينكه رساله نور در زير پرده روشن شده و روشنايي ميبخشد. در حد امكان به امور گذرا و موقت اهميت ندهيد و نگاهتان را به آنها معطوف نكنيد. البته تساند صميمي و مشورتهاي شرعي كه در بين شما امر رايجيست در برابر امور مذكور از شما محافظت كرده و انديشه شخص معنوي درونتان را بهواسطه مشورت مذكور بيان ميدارد.
برادرتیان كه در دنيا و برزخ و آخیرت با سپاسگزاري به شمابرادرتیان كه در دنيا و برزخ و آخیرت با سپاسگزاري به شما
افتخار ميكند و خواهد كرد؛ و دوستتان در خدمت قیرآنيافتخار ميكند و خواهد كرد؛ و دوستتان در خدمت قیرآني
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! از تعرض و حمله جديدي كه كردند ناراحت نباشيد، زيرا با تجربههاي مكرر دانستهايم كه رساله نور در كنف عنايت الهيست. تاكنون هيچ گروه و طايفهيي مانند ما در ارائه چنين خدمت مهمي با مشقاتي تا اين حد ناچيز روبهرو نبوده است.برادران عزيز و صديقام! از تعرض و حمله جديدي كه كردند ناراحت نباشيد، زيرا با تجربههاي مكرر دانستهايم كه رساله نور در كنف عنايت الهيست. تاكنون هيچ گروه و طايفهيي مانند ما در ارائه چنين خدمت مهمي با مشقاتي تا اين حد ناچيز روبهرو نبوده است.
با وقايع گوناگوني چون بيماريِ من در رمضان گذشته و مصيبتي كه در اسكيشهير داشتيم ديدهايم كه در شرايط ظاهراً سخت و با مشقت، پيشرفتها و فتوحات مؤثر، به سود رساله نور بيشتر شده است. ان شاء الله اين رويداد دشواربا وقايع گوناگوني چون بيماريِ من در رمضان گذشته و مصيبتي كه در اسكيشهير داشتيم ديدهايم كه در شرايط ظاهراً سخت و با مشقت، پيشرفتها و فتوحات مؤثر، به سود رساله نور بيشتر شده است. ان شاء الله اين رويداد دشوار
— 169 —
نيز برخلاف خواسته منافقان، وسيله تسهيل فتوحات رساله نور در مجراي ديگري ميشود.نيز برخلاف خواسته منافقان، وسيله تسهيل فتوحات رساله نور در مجراي ديگري ميشود.
"شعاع پنجم" كه مسائلاش بيست و پنج سال پيش نوشته شده و فقط يكي دو صفحه تطبيقات به آن اضافه گرديده و سپس وارد شعاعها شده، به دست آنها افتاده و اين مطلب مهميست. البته در اين هم حكمتي هست. شايد قضاي الهيست و خارج از توانايي ما تا مسلك و مشرب آنها را به خودشان معرفي كرده و آنها را از ماهيت آن شخص كه به دَرَك واصل شده مطلع سازد؛ پس به حكمت و عنايت و حفظ حضرت حق اعتماد كنيد و نگران نباشيد."شعاع پنجم" كه مسائلاش بيست و پنج سال پيش نوشته شده و فقط يكي دو صفحه تطبيقات به آن اضافه گرديده و سپس وارد شعاعها شده، به دست آنها افتاده و اين مطلب مهميست. البته در اين هم حكمتي هست. شايد قضاي الهيست و خارج از توانايي ما تا مسلك و مشرب آنها را به خودشان معرفي كرده و آنها را از ماهيت آن شخص كه به دَرَك واصل شده مطلع سازد؛ پس به حكمت و عنايت و حفظ حضرت حق اعتماد كنيد و نگران نباشيد.
هم شما و هم آنها بدانيد؛ همچنان كه صدقه دفع كننده بلاست، رساله نور نيز وسيله دفع و رفع آفات زميني و آسماني از آناتولي مخصوصاً اسپارتا و كاستامونو است. آري، معنايي كه صبري از آيه يَا أَرْضُ ... وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ (هود: ٤٤) استخراج نموده، حق و مطابق با واقع است.هم شما و هم آنها بدانيد؛ همچنان كه صدقه دفع كننده بلاست، رساله نور نيز وسيله دفع و رفع آفات زميني و آسماني از آناتولي مخصوصاً اسپارتا و كاستامونو است. آري، معنايي كه صبري از آيه يَا أَرْضُ ... وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ (هود: ٤٤) استخراج نموده، حق و مطابق با واقع است.
آري، رساله نور مانند كشتي نوح، آناتولي را در حكم كوه جودي درآورد و سببي براي نجاتش از توفان و حريق كره زمين شد، زيرا طغيان كه از ضعف ايمان نشأت ميگيرد موجب بسياري از بلاياي فراگير است؛ و رساله نور كه ايمان (مردم) را به شكل فوق العادهيي تقويت ميكند از سوي رحمت الهي وسيلهيي براي دفع بلاياي فراگير از دايره اين اثر الهي شد. اهل دنيا و مردم آناتولي اگر به جرگه پيروان رساله نور در نميآيند اشكالي ندارد، ولي مانعاش نشوند؛ كه اگر مانع شوند بدانند كه در آينده نزديك با آتش سوزيها، توفانها، زمين لرزهها و طاعونها روبهرو خواهند شد؛ پس بهتر است عقل خويش را به كار اندازند. مادام كه ما با دنياي آنها كاري نداريم بايد بدانند دخالتشان در امور آخرتي ما، آن هم بدون آنكه نيازي به آن باشد احتمالاً فلاكت و بيچارگي آنها را بيشتر ميكند.آري، رساله نور مانند كشتي نوح، آناتولي را در حكم كوه جودي درآورد و سببي براي نجاتش از توفان و حريق كره زمين شد، زيرا طغيان كه از ضعف ايمان نشأت ميگيرد موجب بسياري از بلاياي فراگير است؛ و رساله نور كه ايمان (مردم) را به شكل فوق العادهيي تقويت ميكند از سوي رحمت الهي وسيلهيي براي دفع بلاياي فراگير از دايره اين اثر الهي شد. اهل دنيا و مردم آناتولي اگر به جرگه پيروان رساله نور در نميآيند اشكالي ندارد، ولي مانعاش نشوند؛ كه اگر مانع شوند بدانند كه در آينده نزديك با آتش سوزيها، توفانها، زمين لرزهها و طاعونها روبهرو خواهند شد؛ پس بهتر است عقل خويش را به كار اندازند. مادام كه ما با دنياي آنها كاري نداريم بايد بدانند دخالتشان در امور آخرتي ما، آن هم بدون آنكه نيازي به آن باشد احتمالاً فلاكت و بيچارگي آنها را بيشتر ميكند.
هشت ماه است؛ مخصوصاً با توجه به همين رويداد مضطرب كننده شما، فيضي و امين كه نزدم هستند و همه دوستاني كه با من تماس داشتهاند شاهدند كه حتي يك بار، نه درباره جنگ جهاني و نه درباره مسائل سياسي چيزي نپرسيدهام. راديويي را هم كه از اتاقم شنيده ميشود سه سال است كه گوش نكردهام. اين درهشت ماه است؛ مخصوصاً با توجه به همين رويداد مضطرب كننده شما، فيضي و امين كه نزدم هستند و همه دوستاني كه با من تماس داشتهاند شاهدند كه حتي يك بار، نه درباره جنگ جهاني و نه درباره مسائل سياسي چيزي نپرسيدهام. راديويي را هم كه از اتاقم شنيده ميشود سه سال است كه گوش نكردهام. اين در
— 170 —
حاليست كه به اندازه هزاران نفر براي توجه من به دنيا مناسبت وجود دارد، بنابراين كسي كه با ما درافتد مستقيماً به ايمان تعدي كرده است. اينان را به حضرت حق ميسپاريم. در عين حال با اينكه با اهل سياست هيچ ارتباطي نداريم به قطع بدانند آنچه در اين كشور و در اين زمانه ميتواند ملت را از آنارشيسم برهاند و از بيديني و پستي مطلق و عقب ماندگي نجات دهد تنها و تنها مباني رساله نور است.حاليست كه به اندازه هزاران نفر براي توجه من به دنيا مناسبت وجود دارد، بنابراين كسي كه با ما درافتد مستقيماً به ايمان تعدي كرده است. اينان را به حضرت حق ميسپاريم. در عين حال با اينكه با اهل سياست هيچ ارتباطي نداريم به قطع بدانند آنچه در اين كشور و در اين زمانه ميتواند ملت را از آنارشيسم برهاند و از بيديني و پستي مطلق و عقب ماندگي نجات دهد تنها و تنها مباني رساله نور است.
كودكان معصوم و اساتيدشانی كه در حادثه مذكور سختي كشيدهاند ی بدانند كه يك ساعت نگهباني در شرايط سخت معادل يك سال عبادت است و يك ساعت تفكر ايماني واقعي حكم يك سال طاعت پروردگار را دارد. ان شاء الله سختيهاي آنان نيز به همين ترتيب موجب ثوابشان ميشود. آنها نيز نه با نگراني و تأثر كه بايد با شادي و سرور با مصايب روبهرو شوند. اما بنا بر فرمايش حضرت علي (رض) كه دو بار «سِرًّا بَيَانَةً» "سِرًّا تَنَوَّرَتْ" فرموده، ما همواره به رعايت احتياط كامل و مراقبت و محافظت مكلف هستيم.كودكان معصوم و اساتيدشانی كه در حادثه مذكور سختي كشيدهاند ی بدانند كه يك ساعت نگهباني در شرايط سخت معادل يك سال عبادت است و يك ساعت تفكر ايماني واقعي حكم يك سال طاعت پروردگار را دارد. ان شاء الله سختيهاي آنان نيز به همين ترتيب موجب ثوابشان ميشود. آنها نيز نه با نگراني و تأثر كه بايد با شادي و سرور با مصايب روبهرو شوند. اما بنا بر فرمايش حضرت علي (رض) كه دو بار «سِرًّا بَيَانَةً» "سِرًّا تَنَوَّرَتْ" فرموده، ما همواره به رعايت احتياط كامل و مراقبت و محافظت مكلف هستيم.
يكي از دلايلي كه نشان ميدهد منسوبان رساله نور صرف نظر از ادراك و اختيار خويش با هم مرتبطاند و به حوادثي كه براي يكديگر رخ ميدهد توجه دارند، طي همين روزها به ترتيب زير روي داد:يكي از دلايلي كه نشان ميدهد منسوبان رساله نور صرف نظر از ادراك و اختيار خويش با هم مرتبطاند و به حوادثي كه براي يكديگر رخ ميدهد توجه دارند، طي همين روزها به ترتيب زير روي داد:
از زمان وقوع حادثهيي كه در آنجا رخ داد تا به امروز دوره ركود و اجتنابي طي شد؛ طوري كه وضعيت طلاب طبقات مختلفي كه اينجا هستند گويي بر اثر رويداد مهمي تغيير نمود تا نظر منافقان به آنها و ما جلب نشود. من هم متحيرم. همچنين فهميدم كه تعبير خواب چند نفر مانند نظيف، حادثهيي بود كه براي شما رخ داد.از زمان وقوع حادثهيي كه در آنجا رخ داد تا به امروز دوره ركود و اجتنابي طي شد؛ طوري كه وضعيت طلاب طبقات مختلفي كه اينجا هستند گويي بر اثر رويداد مهمي تغيير نمود تا نظر منافقان به آنها و ما جلب نشود. من هم متحيرم. همچنين فهميدم كه تعبير خواب چند نفر مانند نظيف، حادثهيي بود كه براي شما رخ داد.
به همهي برادران تك تك مخصوصاً به مصيبتديدگان سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم. اميد كه حضرت حق آنها را هر چه زودتر برهاند و به سر كارها و مسئوليتهايشان بازگرداند! آمين.به همهي برادران تك تك مخصوصاً به مصيبتديدگان سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم. اميد كه حضرت حق آنها را هر چه زودتر برهاند و به سر كارها و مسئوليتهايشان بازگرداند! آمين.
— 171 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ كَلِمَاتِ الْقُرْانِ وَحُرُوفَاتِهَااَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ كَلِمَاتِ الْقُرْانِ وَحُرُوفَاتِهَا
برادران عزيز، صديق و ارجمندم؛ دوستان ثابت قدم، فعال و توانمندم در خدمت به قرآن! اين روزها شش نفر كه اولي آنها احمد نجار و آخريشان من هستم، هر كدام بنا بر اخطاري معنوي، مدار مسألهيي شدهايم:برادران عزيز، صديق و ارجمندم؛ دوستان ثابت قدم، فعال و توانمندم در خدمت به قرآن! اين روزها شش نفر كه اولي آنها احمد نجار و آخريشان من هستم، هر كدام بنا بر اخطاري معنوي، مدار مسألهيي شدهايم:
مسأله نخست: در نامه احمد نجار از طلبههاي كوشا و واقعاً پر كار رساله نور و مدرسه نوريه آمده است: كودك معصوم ده سالهيي به نام اشرف، روستا، و دار و ندارش را رها كرده، بعد از طي مسافتي دو روزه، با اينكه تا آن وقت چيزي ننوشته بوده ظرف ده روز موفق به كتابت رساله نور ميشود و اين يكي از كرامات رساله نور و گلي از گلهاي فوق العاده مدرسه نوريه است.مسأله نخست: در نامه احمد نجار از طلبههاي كوشا و واقعاً پر كار رساله نور و مدرسه نوريه آمده است: كودك معصوم ده سالهيي به نام اشرف، روستا، و دار و ندارش را رها كرده، بعد از طي مسافتي دو روزه، با اينكه تا آن وقت چيزي ننوشته بوده ظرف ده روز موفق به كتابت رساله نور ميشود و اين يكي از كرامات رساله نور و گلي از گلهاي فوق العاده مدرسه نوريه است.
آري، ما نيز ميگوييم و معتقديم همچنان كه شكفتن گلهاي زيبا در زمستانِ مادي از شگفتيهاي قدرت الهيست، در زمستان دهشتناك معنوي اين عصر نيز، شكفتن هزاران گل زيبا و ميوه بهشتي در قريه صاو يا بگوييم از شجره صاو، و شكفته شدن هزاران گل محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در بوستان ديار اسپارتا و همه گلها هم صد برگاند، يعني هر گل داراي صد برگ است. بيترديد معجزهيي فوق العاده از معجزات رحمت الهي و براي اين شهر كرامتي خارق العاده از عنايت رباني، و از اكرامهاي خارق العاده الهي براي طلبههاي رساله نور ميباشد؛ لذا حضرت حق را بينهايت شكر ميگوييم.آري، ما نيز ميگوييم و معتقديم همچنان كه شكفتن گلهاي زيبا در زمستانِ مادي از شگفتيهاي قدرت الهيست، در زمستان دهشتناك معنوي اين عصر نيز، شكفتن هزاران گل زيبا و ميوه بهشتي در قريه صاو يا بگوييم از شجره صاو، و شكفته شدن هزاران گل محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در بوستان ديار اسپارتا و همه گلها هم صد برگاند، يعني هر گل داراي صد برگ است. بيترديد معجزهيي فوق العاده از معجزات رحمت الهي و براي اين شهر كرامتي خارق العاده از عنايت رباني، و از اكرامهاي خارق العاده الهي براي طلبههاي رساله نور ميباشد؛ لذا حضرت حق را بينهايت شكر ميگوييم.
طلبههاي فداكار روستاي دارويران كه در نامه احمد نجار از آنها صحبت ميشود و يادآور طلبههاي پرتلاش زمانهاي گذشتهاند، طلبههاي رساله نور و محصلان مدارس ديني را كه از ما و طلاب زمانهاي گذشته با حسرت يادطلبههاي فداكار روستاي دارويران كه در نامه احمد نجار از آنها صحبت ميشود و يادآور طلبههاي پرتلاش زمانهاي گذشتهاند، طلبههاي رساله نور و محصلان مدارس ديني را كه از ما و طلاب زمانهاي گذشته با حسرت ياد
— 172 —
ميكنند شاد و مسرور كردند. بانوان طلبه در مدرسه نوريه با ادعيه و اوراد قرآني و اذكار خويش، قلمهاي پرتلاش را ياري معنوي ميكنند و اين بسيار زيباست و درس كاملي براي بانوان اين حوالي ميباشد. حضرت حق از آنان و همهي طلاب و اساتيد آن مدرسه هميشه و همواره خشنود باد!ميكنند شاد و مسرور كردند. بانوان طلبه در مدرسه نوريه با ادعيه و اوراد قرآني و اذكار خويش، قلمهاي پرتلاش را ياري معنوي ميكنند و اين بسيار زيباست و درس كاملي براي بانوان اين حوالي ميباشد. حضرت حق از آنان و همهي طلاب و اساتيد آن مدرسه هميشه و همواره خشنود باد!
خواب احمد بسيار زيبا و مبارك است. شنيدن صداي پرقوت حضرت عيسي (رض) ميتواند اشارهيي باشد بر كمك مؤثر عيسويان به حزب القرآن.خواب احمد بسيار زيبا و مبارك است. شنيدن صداي پرقوت حضرت عيسي (رض) ميتواند اشارهيي باشد بر كمك مؤثر عيسويان به حزب القرآن.
فرد دوم و مسألهاش: حافظ جواني از طلبههاي رساله نور مانند بسياري از مردم گفت: "بيماري فراموشي در من رو به فزونيست؛ چه كنم؟" من هم گفتم: تا حد ممكن به نامحرم نگاه نكن، زيرا روايت هست و چنان كه امام شافعي (رض) گفته است "نظر حرام موجب نسيان است".فرد دوم و مسألهاش: حافظ جواني از طلبههاي رساله نور مانند بسياري از مردم گفت: "بيماري فراموشي در من رو به فزونيست؛ چه كنم؟" من هم گفتم: تا حد ممكن به نامحرم نگاه نكن، زيرا روايت هست و چنان كه امام شافعي (رض) گفته است "نظر حرام موجب نسيان است".
آري، به موازات افزايش نظر حرام در بين مسلمانان و به موجب غليان آمدن هوسهاي نفساني، افراد با سوء استعمال در وجود خود به اسراف رو ميآورند و مجبور به چند بار غسل در هفته ميشوند. لذا از نظر پزشكيقوه حافظه چنين فردي ضعيف خواهد شد.آري، به موازات افزايش نظر حرام در بين مسلمانان و به موجب غليان آمدن هوسهاي نفساني، افراد با سوء استعمال در وجود خود به اسراف رو ميآورند و مجبور به چند بار غسل در هفته ميشوند. لذا از نظر پزشكيقوه حافظه چنين فردي ضعيف خواهد شد.
در اين عصر به دليل بيحجابي و بيبند و باري مخصوصاً در ممالك گرمسير، به دليل سوء نظرها، سوء استعمالهايي ايجاد شده و به تدريج مرض نسياني عام را نتيجه ميدهد. هر كسي بيش يا كم از اين موضیوع شاكيست. با فیزوني اين بيماري فراگير، تأويل خبري دهشتانگيز كه حديث شريف حكايت از آن دارد مشاهده ميشود، ميفرمايد: "در آخر الزمان، قرآن از سينه حافظان نزع شده، بيرون آمده و فراموش ميگردد". معلوم ميشود بيماري مذكور دهشت انگيزتر خواهد شد و با چنين سوء نظري سدي در برابر برخي حافظان كشيده شده و تأويل آن حديث مشاهده ميگردد.در اين عصر به دليل بيحجابي و بيبند و باري مخصوصاً در ممالك گرمسير، به دليل سوء نظرها، سوء استعمالهايي ايجاد شده و به تدريج مرض نسياني عام را نتيجه ميدهد. هر كسي بيش يا كم از اين موضیوع شاكيست. با فیزوني اين بيماري فراگير، تأويل خبري دهشتانگيز كه حديث شريف حكايت از آن دارد مشاهده ميشود، ميفرمايد: "در آخر الزمان، قرآن از سينه حافظان نزع شده، بيرون آمده و فراموش ميگردد". معلوم ميشود بيماري مذكور دهشت انگيزتر خواهد شد و با چنين سوء نظري سدي در برابر برخي حافظان كشيده شده و تأويل آن حديث مشاهده ميگردد.
لَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُلَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
فرد سوم و مسألهاش: يكي از اشخاصي كه ارتباط زيادي با ما دارد بارها به شدت گلايه كرده است كه "من قادر به اصلاح خويش نيستم، روز به روز بدتر ميشوم و نتيجه خدمات معنويام را نميتوانم ببينم". و به اين ترتيب درخواست ياري نموده است. برايش مينويسيم كه:فرد سوم و مسألهاش: يكي از اشخاصي كه ارتباط زيادي با ما دارد بارها به شدت گلايه كرده است كه "من قادر به اصلاح خويش نيستم، روز به روز بدتر ميشوم و نتيجه خدمات معنويام را نميتوانم ببينم". و به اين ترتيب درخواست ياري نموده است. برايش مينويسيم كه:
— 173 —
«اين دنيا دار خدمت است؛ محل گرفتن دستمزد نيست. پاداش و نتايج و انوار اعمال صالحه در برزخ و آخرت پرداخت ميشود. كشاندن آن ثمرات باقي به اين دنيا و خواستن آنها در اينجا بدان معناست كه آخرت را تابع دنيا كنيد. خلوص چنين عمل صالحي در هم ميشكند و نورش را از دست ميدهد. آري، ثمرات مذكور را در اينجا نبايد خواست و قصد آنها را نبايد كرد. البته اگر به كسي داده شد بايد دانست كه براي تشويق داده شده و بايد شكر كرد».«اين دنيا دار خدمت است؛ محل گرفتن دستمزد نيست. پاداش و نتايج و انوار اعمال صالحه در برزخ و آخرت پرداخت ميشود. كشاندن آن ثمرات باقي به اين دنيا و خواستن آنها در اينجا بدان معناست كه آخرت را تابع دنيا كنيد. خلوص چنين عمل صالحي در هم ميشكند و نورش را از دست ميدهد. آري، ثمرات مذكور را در اينجا نبايد خواست و قصد آنها را نبايد كرد. البته اگر به كسي داده شد بايد دانست كه براي تشويق داده شده و بايد شكر كرد».
آري، در اين عصر ی همچنان كه در يكي دو نامه بيان شد ی حيات دنيوي چنان انسان را حساس كرده و بر او زخمها وارد نموده و او را به هيجان در آورده است كه حتي فردي سالمند و عالم و ارجمند و با صلاحيت نيز در اين دنيا خواهان نوعي لذات حيات اخرويست و در درجه اول ذوق حيات است كه در دنيا براي او اهميت دارد.آري، در اين عصر ی همچنان كه در يكي دو نامه بيان شد ی حيات دنيوي چنان انسان را حساس كرده و بر او زخمها وارد نموده و او را به هيجان در آورده است كه حتي فردي سالمند و عالم و ارجمند و با صلاحيت نيز در اين دنيا خواهان نوعي لذات حيات اخرويست و در درجه اول ذوق حيات است كه در دنيا براي او اهميت دارد.
مسأله چهارم: يكي از افراد مرتبط با ما مانند بسياري چنين شكايت ميكند كه؛ ذوق و شوق اوراد و اذكارش را كه از گذشته تاكنون به خاطر منسوبيت با طريقتي سختگير و جدي انجام ميداده از دست داده، و ميگويد حين اذكار خواب بر او غلبه ميكند و كار بر او سخت شده است.مسأله چهارم: يكي از افراد مرتبط با ما مانند بسياري چنين شكايت ميكند كه؛ ذوق و شوق اوراد و اذكارش را كه از گذشته تاكنون به خاطر منسوبيت با طريقتي سختگير و جدي انجام ميداده از دست داده، و ميگويد حين اذكار خواب بر او غلبه ميكند و كار بر او سخت شده است.
اگر هواي مادي آلوده شود انسان را دچار تنگنا كرده و در سينههاي عصبي احساس تنگي نفس ايجاد ميكند، به همين ترتيب هواي معنوي هم گاه آلوده ميشود. به ويژه در اين عصر كه با معنويت بيگانه است و مخصوصاً در ممالكي كه هوا و هوس نفساني عموميت يافته، و در زماني كه بعد از سپري شدن ماه محیرم و ماههاي سهگانهي مبارك، توجه و دقت مسلمانان كه تصفيه كننده هواي معنوياند كمرنگ ميشود، گمراهيها فرصت يافته هواي معنوي را آلوده ميكنند؛ تحت تأثير اين شرايط و خصوصاً در شرايط دشوار زمستان، مشكلاتي به سبب تسلط هوسهاي نفساني و حيات دنيوي حاصل ميشود لذا ميان اهل ايمان و اسلام شوق تلاش براي حيات اخروي كمتر ميشود و با آمدن بهار نيز كه هیواي نفساني و حيات دنيوي ظهور و بروز بيشتري مييابد آن اشتياق اخروي پنهان ميشود؛ در چنين شرايطي طبيعتاً سستي و خميیازه كشيدن جاي ذوق و شوقاگر هواي مادي آلوده شود انسان را دچار تنگنا كرده و در سينههاي عصبي احساس تنگي نفس ايجاد ميكند، به همين ترتيب هواي معنوي هم گاه آلوده ميشود. به ويژه در اين عصر كه با معنويت بيگانه است و مخصوصاً در ممالكي كه هوا و هوس نفساني عموميت يافته، و در زماني كه بعد از سپري شدن ماه محیرم و ماههاي سهگانهي مبارك، توجه و دقت مسلمانان كه تصفيه كننده هواي معنوياند كمرنگ ميشود، گمراهيها فرصت يافته هواي معنوي را آلوده ميكنند؛ تحت تأثير اين شرايط و خصوصاً در شرايط دشوار زمستان، مشكلاتي به سبب تسلط هوسهاي نفساني و حيات دنيوي حاصل ميشود لذا ميان اهل ايمان و اسلام شوق تلاش براي حيات اخروي كمتر ميشود و با آمدن بهار نيز كه هیواي نفساني و حيات دنيوي ظهور و بروز بيشتري مييابد آن اشتياق اخروي پنهان ميشود؛ در چنين شرايطي طبيعتاً سستي و خميیازه كشيدن جاي ذوق و شوق
— 174 —
حاصل از ذكرهاي قدسي را ميگيرد. ليكن براساس سیرّ خَيْرُ اْلاُمُورِ اَحْمَزُهَا اعمال صالح و امور خيريهيي كه سختتر و بامشقتتر و كملذتتر و دشوارتر باشند ارزشمندترند و ثواب بيشتري دارند، بايد به مقبوليت و ثواب بيشتري كه در آن سختي و مشقت هست انديشيد و صبورانه و با خوشحالي شكر كرد.حاصل از ذكرهاي قدسي را ميگيرد. ليكن براساس سیرّ خَيْرُ اْلاُمُورِ اَحْمَزُهَا اعمال صالح و امور خيريهيي كه سختتر و بامشقتتر و كملذتتر و دشوارتر باشند ارزشمندترند و ثواب بيشتري دارند، بايد به مقبوليت و ثواب بيشتري كه در آن سختي و مشقت هست انديشيد و صبورانه و با خوشحالي شكر كرد.
مسأله پنجم: يكي از طلبههاي رساله نور گفت: "از دلايل عدم فعاليتاش براي رساله نور درد معيشت ميباشد كه افزايش يافته است". ما هم به او گفتيم: «چون براي رساله نور فعاليت نكردي درد معيشتات بيشتر شده است، زيرا در اين حوالي همه اعتراف ميكنند و من هم ميگويم مادام كه براي رساله نور كار و فعاليت كنيم در زندگي سهولت، در دل، آرامش و در معيشت، آساني مشاهده ميكنيم».مسأله پنجم: يكي از طلبههاي رساله نور گفت: "از دلايل عدم فعاليتاش براي رساله نور درد معيشت ميباشد كه افزايش يافته است". ما هم به او گفتيم: «چون براي رساله نور فعاليت نكردي درد معيشتات بيشتر شده است، زيرا در اين حوالي همه اعتراف ميكنند و من هم ميگويم مادام كه براي رساله نور كار و فعاليت كنيم در زندگي سهولت، در دل، آرامش و در معيشت، آساني مشاهده ميكنيم».
مسأله ششم: مورد ششم مربوط به اين سعيد بيچاره است. قبول محبت و مصاحبت و احترام كه آرزوي هر كسيست و با روي گشاده پذيراي آن ميباشد براي من ثقيل است، آزارم ميدهد و متأثرم ميكند البته اين جداي موارديست كه به رساله نور مربوط ميشود.مسأله ششم: مورد ششم مربوط به اين سعيد بيچاره است. قبول محبت و مصاحبت و احترام كه آرزوي هر كسيست و با روي گشاده پذيراي آن ميباشد براي من ثقيل است، آزارم ميدهد و متأثرم ميكند البته اين جداي موارديست كه به رساله نور مربوط ميشود.
فهميدم كه اگر ويژگيهاي عالي رساله نور و امتيازهاي بسيار چشمگير شخص معنوي شاگردان آن را ی كه معناهايي به عظمت كوهاند ی بر دوش شخص درمانده و ضعيف و بيچارهيي چون من بگذارند كه در مشرب عجز بسيار پيش رفته است، له و مچاله خواهد شد. كمبود كاغذ مجبورم كرد دو مسأله آخري را به اختصار تمام بيان كنم. به هر يك از برادران در كارخانههاي گل و نور، وارثان قهرمانِ لطفي، هيأت عالي خجستگان، مدرسه نوريه، كودكان و نوجوانان و سالمندان اُمّي هزاران بار درود ميفرستيم.فهميدم كه اگر ويژگيهاي عالي رساله نور و امتيازهاي بسيار چشمگير شخص معنوي شاگردان آن را ی كه معناهايي به عظمت كوهاند ی بر دوش شخص درمانده و ضعيف و بيچارهيي چون من بگذارند كه در مشرب عجز بسيار پيش رفته است، له و مچاله خواهد شد. كمبود كاغذ مجبورم كرد دو مسأله آخري را به اختصار تمام بيان كنم. به هر يك از برادران در كارخانههاي گل و نور، وارثان قهرمانِ لطفي، هيأت عالي خجستگان، مدرسه نوريه، كودكان و نوجوانان و سالمندان اُمّي هزاران بار درود ميفرستيم.
محتاج دعاها و مشتاق ديدارتانمحتاج دعاها و مشتاق ديدارتان
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 175 —
برادران عزيز، صديق، بااراده، نستوه، ثابت قدم و فداكارم!برادران عزيز، صديق، بااراده، نستوه، ثابت قدم و فداكارم!
اولاً: لزومي نميبينم در برابر چنين تعرضهاي شديدي شما را تشجيع كنم. متانت پر توان شما و اعتقادتان مبني بر اينكه پشت هر حادثهي دردناكي كه متوجه رساله نور ميشود عنايت و رحمتي از سوي پروردگار وجود دارد، براي تشجيعتان كافيست؛ ما اين را ميدانيم. ليكن در يك مورد كنجكاو هستم. ميخواهم بدانم آيا همه رسالههايي كه بهدست آمده فقط يك مجموعه بوده يا نه؛ و اينكه متعلق به چه كسي بوده است. البته متعلق به هر كس كه بوده باشد نبايد نگران باشد. رسالههاي مذكور در مقامهاي مهمتر به نام او فتوحات بهدست خواهند آورد و موجب ثواب بردناش ميشوند. ميتوان براي او مجموعهيي از رساله نور را تأمين نمود. نيز ميخواهم بدانم آيا كسي در توقيف هست يا نه؟ و كتابها به كدام روحاني ارجاع داده شده است؟اولاً: لزومي نميبينم در برابر چنين تعرضهاي شديدي شما را تشجيع كنم. متانت پر توان شما و اعتقادتان مبني بر اينكه پشت هر حادثهي دردناكي كه متوجه رساله نور ميشود عنايت و رحمتي از سوي پروردگار وجود دارد، براي تشجيعتان كافيست؛ ما اين را ميدانيم. ليكن در يك مورد كنجكاو هستم. ميخواهم بدانم آيا همه رسالههايي كه بهدست آمده فقط يك مجموعه بوده يا نه؛ و اينكه متعلق به چه كسي بوده است. البته متعلق به هر كس كه بوده باشد نبايد نگران باشد. رسالههاي مذكور در مقامهاي مهمتر به نام او فتوحات بهدست خواهند آورد و موجب ثواب بردناش ميشوند. ميتوان براي او مجموعهيي از رساله نور را تأمين نمود. نيز ميخواهم بدانم آيا كسي در توقيف هست يا نه؟ و كتابها به كدام روحاني ارجاع داده شده است؟
ثانياً: براساس رأي صبري و حافظ و براي تسهيل در خبررساني تصميمي گرفته شده و كار خبررساني گاه از راه آتابِيْ صورت ميگيرد. ما هم اين موضوع را پذيرفتيم. مطالب از طريق يكي از وارثان لطفي به نام "عبدالله چاووش" و به نشاني او ارسال خواهد شد.ثانياً: براساس رأي صبري و حافظ و براي تسهيل در خبررساني تصميمي گرفته شده و كار خبررساني گاه از راه آتابِيْ صورت ميگيرد. ما هم اين موضوع را پذيرفتيم. مطالب از طريق يكي از وارثان لطفي به نام "عبدالله چاووش" و به نشاني او ارسال خواهد شد.
ثالثاً: در نامه صبري از معجزات قرآني (گفتار بيست و پنجم) كه آن را براساس توافق و هماهنگيها كتابت كرده و از استخراجهايي كه درباره رساله نور به دست آورده ياد ميشود. اين مطلب موجب شادماني بسيار زياد ما شد. معجزات قرآنياي را كه "حسن عاطف" جذاب و درخشان نگاشته و براي ما ارسال نموده بود اساس قرار داديم و مباحث مربوط به "نكتههاي اعجاز قرآن" در رسالههاي ديگر را به صورت ضميمه بدان افزوديم و شكل جالبي به خود گرفت.ثالثاً: در نامه صبري از معجزات قرآني (گفتار بيست و پنجم) كه آن را براساس توافق و هماهنگيها كتابت كرده و از استخراجهايي كه درباره رساله نور به دست آورده ياد ميشود. اين مطلب موجب شادماني بسيار زياد ما شد. معجزات قرآنياي را كه "حسن عاطف" جذاب و درخشان نگاشته و براي ما ارسال نموده بود اساس قرار داديم و مباحث مربوط به "نكتههاي اعجاز قرآن" در رسالههاي ديگر را به صورت ضميمه بدان افزوديم و شكل جالبي به خود گرفت.
براي مثال مرتبه "هفدهم" آيت الكبري كه مربوط به قرآن است و "گفتار بيستم" و "لمعه هفتم" كه شامل معجزه بودن آيه پاياني سورهي فتح ميشود، همچنين بخشهاي مهمي از فهرست كه داير بر رموزات ثمانيهاند و بخشهايي مانند دو نكته "كنز العرش" هم وارد ضمايم مذكور شدهاند. اين نيز مانندبراي مثال مرتبه "هفدهم" آيت الكبري كه مربوط به قرآن است و "گفتار بيستم" و "لمعه هفتم" كه شامل معجزه بودن آيه پاياني سورهي فتح ميشود، همچنين بخشهاي مهمي از فهرست كه داير بر رموزات ثمانيهاند و بخشهايي مانند دو نكته "كنز العرش" هم وارد ضمايم مذكور شدهاند. اين نيز مانند
— 176 —
پيوستهاي معجزات احمديه خوش درخشيده است. صبري كه به مثابه مركز پخش انوار است ان شاء الله معجزات قرآني را كه به زيبايي كتابت نموده به كمك آنها زيباتر خواهد كرد.پيوستهاي معجزات احمديه خوش درخشيده است. صبري كه به مثابه مركز پخش انوار است ان شاء الله معجزات قرآني را كه به زيبايي كتابت نموده به كمك آنها زيباتر خواهد كرد.
رابعاً: نامه عبدالله چاوش وارث واقعي و بسيار جدي مرحوم لطفي، نشان از درجه صداقت و اخلاص و ارتباط او داشت. من هميشه در دعاهايم از عبدالله اهل اسلام كوي و اين عبدالله چاوش با هم ياد ميكنم. الحق كه معلوم ميشود شايسته آن مقام بود. بخش پاياني فهرست تصحيح شده را كه درخواست كرده بود ان شاء الله برايش فرستاده ميشود. البته آنگونه كه او فكر ميكند تصحيح زيادي انجام نشده است، زيرا به صورت تقسيم كار، نوشته برادران ارجمندم را يادگار آنها ديدم و نتوانستم تغييري در آنها بدهم.رابعاً: نامه عبدالله چاوش وارث واقعي و بسيار جدي مرحوم لطفي، نشان از درجه صداقت و اخلاص و ارتباط او داشت. من هميشه در دعاهايم از عبدالله اهل اسلام كوي و اين عبدالله چاوش با هم ياد ميكنم. الحق كه معلوم ميشود شايسته آن مقام بود. بخش پاياني فهرست تصحيح شده را كه درخواست كرده بود ان شاء الله برايش فرستاده ميشود. البته آنگونه كه او فكر ميكند تصحيح زيادي انجام نشده است، زيرا به صورت تقسيم كار، نوشته برادران ارجمندم را يادگار آنها ديدم و نتوانستم تغييري در آنها بدهم.
خامساً: اين روزها در پي آن حادثه، نگرانم كه بايد به توقف محدود رساله نور بپردازم، به دنيا توجه كنم، با كساني كه بيست سال صحبت نكردهام سخن بگويم، و به سياست بپردازم كه از نظر خدمت قرآني پرداختن به آن براي ما ممنوع است. اين نگراني موجب تأثر شديدي در من شده و گرفتار مرضي شدهام كه در ظاهر ديده نميشود اما به لحاظ باطن و معنا خطرناك است. از اينكه نتوانستم به عادت هميشگيام عمل كنم باز مانند بيماريِ ماه مبارك رمضان، از برادرانام فراوان خواهشمندم به لحاظ معنوي دوباره ياريام كنند. البته نگران نباشيد، بستري نشدهام، ليكن نسخههايي را كه تعداد زيادي از آنها كتابت شده نميتوانم تصحيح كنم.خامساً: اين روزها در پي آن حادثه، نگرانم كه بايد به توقف محدود رساله نور بپردازم، به دنيا توجه كنم، با كساني كه بيست سال صحبت نكردهام سخن بگويم، و به سياست بپردازم كه از نظر خدمت قرآني پرداختن به آن براي ما ممنوع است. اين نگراني موجب تأثر شديدي در من شده و گرفتار مرضي شدهام كه در ظاهر ديده نميشود اما به لحاظ باطن و معنا خطرناك است. از اينكه نتوانستم به عادت هميشگيام عمل كنم باز مانند بيماريِ ماه مبارك رمضان، از برادرانام فراوان خواهشمندم به لحاظ معنوي دوباره ياريام كنند. البته نگران نباشيد، بستري نشدهام، ليكن نسخههايي را كه تعداد زيادي از آنها كتابت شده نميتوانم تصحيح كنم.
سادساً: رساله نور اگر در جبههيي توقف هم كند فتوحاتاش در جبهههاي ديگر جاي آن توقف را پر ميكند. حتي به موجب آن حادثه، بنا بر اندكي احتياط، قصد كرديم در اينجا كار را تا حدي متوقف كنيم و با آنكه اين فكر را هم ترويج كرديم، موضوع بر عكس شد و برخلاف توقف كار در اسپارتا، در اينجا موفقيتهايي حاصل گرديد.سادساً: رساله نور اگر در جبههيي توقف هم كند فتوحاتاش در جبهههاي ديگر جاي آن توقف را پر ميكند. حتي به موجب آن حادثه، بنا بر اندكي احتياط، قصد كرديم در اينجا كار را تا حدي متوقف كنيم و با آنكه اين فكر را هم ترويج كرديم، موضوع بر عكس شد و برخلاف توقف كار در اسپارتا، در اينجا موفقيتهايي حاصل گرديد.
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّياَلْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
شخص مهمي نزدم آمد كه مسئوليت نظارت بر ما را داشته و با سياست مرتبط است، به او گفتم: "هجده سال است كه از شما چيزي نخواستم و هيچ روزنامهييشخص مهمي نزدم آمد كه مسئوليت نظارت بر ما را داشته و با سياست مرتبط است، به او گفتم: "هجده سال است كه از شما چيزي نخواستم و هيچ روزنامهيي
— 177 —
نخواندم. هشت ماه هم هست كه نپرسيدهام در دنيا چه خبر است. سه سال است به راديويي كه در اينجا شنيده ميشود گوش ندادهام تا ضرري متوجه خدمت قدسيمان نشود. دليلاش هم آن است كه خدمت به ايمان و حقايق ايمان در عالم، فوق همه چيزهاست. آن را نميتوان تابع و وسيله چيزي كرد.نخواندم. هشت ماه هم هست كه نپرسيدهام در دنيا چه خبر است. سه سال است به راديويي كه در اينجا شنيده ميشود گوش ندادهام تا ضرري متوجه خدمت قدسيمان نشود. دليلاش هم آن است كه خدمت به ايمان و حقايق ايمان در عالم، فوق همه چيزهاست. آن را نميتوان تابع و وسيله چيزي كرد.
بيم آن ميرود كه انسانهاي غافلي كه در زمان فعلي اهل غفلت و ضلالتاند و دين خود را به دنيا ميفروشند و الماسهاي باقي و جاودان را تبديل به خرده شيشه ميكنند خدمت ايماني (امثال ما) را تابع قدرتهاي خارجي بدانند و وسيلهي اهداف آنها تلقي كنند و ارزش متعاليشان را نزد مردم پايين آورند، لذا خدمت به قرآن حكيم، سياست را بهطور كلي بر ما ممنوع كرده است. شما اي اهل سياست و حكومت! نسبت به ما متوهمانه رفتار نكرده و با ما كاري نداشته باشيد. بلكه بر عكس، تسهيلات در اختيار ما بگذاريد، زيرا خدمتي كه ما (به قرآن) ميكنيم امنيت و احترام و مهرباني را بسط و توسعه ميدهد و آسايش و نظم عمومي و حيات اجتماعي مردم را از هرج و مرج ميرهاند و سنگهاي زيرين مسئوليت حقيقي شما را تثبيت و تقويت و تأييد ميكند".بيم آن ميرود كه انسانهاي غافلي كه در زمان فعلي اهل غفلت و ضلالتاند و دين خود را به دنيا ميفروشند و الماسهاي باقي و جاودان را تبديل به خرده شيشه ميكنند خدمت ايماني (امثال ما) را تابع قدرتهاي خارجي بدانند و وسيلهي اهداف آنها تلقي كنند و ارزش متعاليشان را نزد مردم پايين آورند، لذا خدمت به قرآن حكيم، سياست را بهطور كلي بر ما ممنوع كرده است. شما اي اهل سياست و حكومت! نسبت به ما متوهمانه رفتار نكرده و با ما كاري نداشته باشيد. بلكه بر عكس، تسهيلات در اختيار ما بگذاريد، زيرا خدمتي كه ما (به قرآن) ميكنيم امنيت و احترام و مهرباني را بسط و توسعه ميدهد و آسايش و نظم عمومي و حيات اجتماعي مردم را از هرج و مرج ميرهاند و سنگهاي زيرين مسئوليت حقيقي شما را تثبيت و تقويت و تأييد ميكند".
سابعاً: نامهيي كه خطاب به برخي از طلبهها نوشته و قرار بود براي حافظ علي بفرستيم؛ همچنين نامه اخيري كه درآن گفته شده بود حادثه حاضر خفيف طي خواهد شد؛ اين دو نامه يك هفته پيش تحويل پست گرديد. نامه حافظ علي طوري بود كه گويي بعد از مطالعه دو مكتوب در راه، نوشته شده است، و اين پرتو كرامتي از صداقت او را نشان ميدهد؛ به همين ترتيب احمد كوراوغلو از دوستان نظيف همان روز در عالم خواب ميبيند كه يكي از كارگزاران بزرگ سياسي نزد من آمده است؛ و اين در حاليست كه چنين چيزي هيچ گاه پيش از آن واقع نشده بود؛ او سه ساعت قبل از آمدن كارگزار مذكور خوابش را براي ما تعريف كرد و خواهان تعبير آن شد. تعبير آن خواب بدون تأويل رخ داد.سابعاً: نامهيي كه خطاب به برخي از طلبهها نوشته و قرار بود براي حافظ علي بفرستيم؛ همچنين نامه اخيري كه درآن گفته شده بود حادثه حاضر خفيف طي خواهد شد؛ اين دو نامه يك هفته پيش تحويل پست گرديد. نامه حافظ علي طوري بود كه گويي بعد از مطالعه دو مكتوب در راه، نوشته شده است، و اين پرتو كرامتي از صداقت او را نشان ميدهد؛ به همين ترتيب احمد كوراوغلو از دوستان نظيف همان روز در عالم خواب ميبيند كه يكي از كارگزاران بزرگ سياسي نزد من آمده است؛ و اين در حاليست كه چنين چيزي هيچ گاه پيش از آن واقع نشده بود؛ او سه ساعت قبل از آمدن كارگزار مذكور خوابش را براي ما تعريف كرد و خواهان تعبير آن شد. تعبير آن خواب بدون تأويل رخ داد.
به يكايك همه برادران مخصوصاً به مصيبت ديدگان سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم.به يكايك همه برادران مخصوصاً به مصيبت ديدگان سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم.
— 178 —
برادران عزيز، صديق و ارجمندم؛ دوستان ثابت قدم، مصمم و نستوهِ خدمت قرآني و ايماني؛ و رفقاي وفادار و فداكار و مهربانم در مسافرخانه دنيا! اين بار نامههاي بشارتآميز صاحب كارخانه نور و معاون واقعياش، طاهر قهرمان كه خسرو كامليست؛ خواب دوم احمد نجار از قهرمانان مدرسه نوريه، و اينكه حافظ محمد، فعال مصمم عرصه رساله نور، در پايان رؤياي سوم و در پي مصيبت معلوم، به بچهها دعاي ختم قرآن و رساله نور ميآموخته است؛ سنگينيهاي معنوي كوه مانندي را از دوشمان برداشت. حضرت حق شما و آنها را از آفات معنوي و مادي مصون بدارد! آمين.برادران عزيز، صديق و ارجمندم؛ دوستان ثابت قدم، مصمم و نستوهِ خدمت قرآني و ايماني؛ و رفقاي وفادار و فداكار و مهربانم در مسافرخانه دنيا! اين بار نامههاي بشارتآميز صاحب كارخانه نور و معاون واقعياش، طاهر قهرمان كه خسرو كامليست؛ خواب دوم احمد نجار از قهرمانان مدرسه نوريه، و اينكه حافظ محمد، فعال مصمم عرصه رساله نور، در پايان رؤياي سوم و در پي مصيبت معلوم، به بچهها دعاي ختم قرآن و رساله نور ميآموخته است؛ سنگينيهاي معنوي كوه مانندي را از دوشمان برداشت. حضرت حق شما و آنها را از آفات معنوي و مادي مصون بدارد! آمين.
خواب دوم احمد نجار از آن نظر كه مسرورانه و مرتبط با پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است رؤياي صادقه بوده و اشارهييست بر اينكه خدمات مادي برادران و خواهرانمان در جوار آن مدرسه نوريه وضعيت جاندار و با روحي خواهد گرفت و باعث احياي سنت سنيّهي پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام خواهد شد. پس بدين مناسبت خوابي را كه دو روز پيش از دريافت نامه شما ديدم برايتان بيان ميكنم:خواب دوم احمد نجار از آن نظر كه مسرورانه و مرتبط با پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است رؤياي صادقه بوده و اشارهييست بر اينكه خدمات مادي برادران و خواهرانمان در جوار آن مدرسه نوريه وضعيت جاندار و با روحي خواهد گرفت و باعث احياي سنت سنيّهي پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام خواهد شد. پس بدين مناسبت خوابي را كه دو روز پيش از دريافت نامه شما ديدم برايتان بيان ميكنم:
در خواب ديدم رييس يا رؤساي فعلي رتبه خلافت و مسائل آن را بر يكي دو روحاني مهم ی كه آنها را ميشناسم ی عرضه كردهاند. در عالم رؤيا دانستم كه خلافت به روحانيون داده خواهد شد يا به همان رؤسا. ديدم براي آنكه نتيجه تصميم (نهايي) را به من نشان دهند به سويم ميآيند. بيدار شدم و هنگام صبح خواب را براي برادرانام بيان كردم. گفتم: اَللَّهُ اَعْلَم؛ در حومه اسپارتا رساله نور به موازات شكستي مادي، موفقيتي معنوي كسب كرده كه مسائل مهم اسلامي موضوع بحث و گفتگوي مقامات رسمي بالا خواهد شد. ما ميزان پيشروي آن مصيبت را در اسپارتا نميدانيم و با اينكه مدتهاست از اوضاع جهان و مسائل رسمي كشور خبر نداريم و در جرياناش نيستيم، اشارهيي كه نشان ميداد اين خواب رؤياي صادقانه است باعث شد به آن نظري بيافكنم. اشارهي مذكور چنين است:در خواب ديدم رييس يا رؤساي فعلي رتبه خلافت و مسائل آن را بر يكي دو روحاني مهم ی كه آنها را ميشناسم ی عرضه كردهاند. در عالم رؤيا دانستم كه خلافت به روحانيون داده خواهد شد يا به همان رؤسا. ديدم براي آنكه نتيجه تصميم (نهايي) را به من نشان دهند به سويم ميآيند. بيدار شدم و هنگام صبح خواب را براي برادرانام بيان كردم. گفتم: اَللَّهُ اَعْلَم؛ در حومه اسپارتا رساله نور به موازات شكستي مادي، موفقيتي معنوي كسب كرده كه مسائل مهم اسلامي موضوع بحث و گفتگوي مقامات رسمي بالا خواهد شد. ما ميزان پيشروي آن مصيبت را در اسپارتا نميدانيم و با اينكه مدتهاست از اوضاع جهان و مسائل رسمي كشور خبر نداريم و در جرياناش نيستيم، اشارهيي كه نشان ميداد اين خواب رؤياي صادقانه است باعث شد به آن نظري بيافكنم. اشارهي مذكور چنين است:
— 179 —
يكي از طلاب مهم رساله نور از آنكارا آمد و پيش از آن كه من سؤال كنم گفت: «رييس دستور داده است تفسير جديدي بر قرآن نوشته شود؛ او هم در حال نوشتن است». نيز گفت: وزير كشور برخلاف عادت بيست سالهاش بياناتي به نفع دين ايراد كرده و اذعان داشته است كه «ملت بيدين، قادر به ادامه حيات نيست ...» وزير معارف هم به نفع آداب اسلامي و برخلاف اصول قبلي خود بياناتي ابراز داشته است. تغييرات مهمي احساس ميشد و من با آنكه هشت ماه گوش بر اين قبيل مسائل بسته بودم، به خاطر رؤياي يادشده در جريان اين مسائل قرار گرفتم و از ته دل آرزو كردم سبب و علت موضوع را بدانم كه ناگهان هشدارم دادند:يكي از طلاب مهم رساله نور از آنكارا آمد و پيش از آن كه من سؤال كنم گفت: «رييس دستور داده است تفسير جديدي بر قرآن نوشته شود؛ او هم در حال نوشتن است». نيز گفت: وزير كشور برخلاف عادت بيست سالهاش بياناتي به نفع دين ايراد كرده و اذعان داشته است كه «ملت بيدين، قادر به ادامه حيات نيست ...» وزير معارف هم به نفع آداب اسلامي و برخلاف اصول قبلي خود بياناتي ابراز داشته است. تغييرات مهمي احساس ميشد و من با آنكه هشت ماه گوش بر اين قبيل مسائل بسته بودم، به خاطر رؤياي يادشده در جريان اين مسائل قرار گرفتم و از ته دل آرزو كردم سبب و علت موضوع را بدانم كه ناگهان هشدارم دادند:
اهل ضلالت كارگزار سياسي را فريب داده و در عرصه وسيعي ی كه اينجا تا آنجا را در بر ميگيرد ی عليه رساله نور هجمهيي صورت دادند تا ميزان تواناش را دريابند؛ ديدند ريشه كن نميشود و صاحب قدرتيست كه مغلوب نخواهد شد. پس در بين مقامات بالاي رسمي ماهيت مطلب را مورد بحث و توجه قرار دادند و ناگريز براي آماده سازي راه به منظور نوعي مصالحه، به جاي آنكه طبق روال عادي به مخالفت با حقيقت و حكمت بپردازند و خوبيها را به رييسي كه مرده و بديها را به ملت و ارتش نسبت دهند، درصدد جبران آن خطاي عظيم بر آمده و همه بديها را به فردي نسبت دادند كه مرده است و درصدد چارهيي برآمدند تا خود را تاحدودي از آن اشتباهات دهشتناك برهانند و زمينهيي براي اين موضوع فراهم كنند. هم رؤيا و هم اخبار بهدست آمده حكايت از اين مطلب دارد. طي هر حادثه مهم و با توجه به نامههاي مشترك خلوصي اول و دوم، روشن ميشود كه صداقت و غيرت اين دو ركن اساسي رساله نور محكمتر از فولاد است.اهل ضلالت كارگزار سياسي را فريب داده و در عرصه وسيعي ی كه اينجا تا آنجا را در بر ميگيرد ی عليه رساله نور هجمهيي صورت دادند تا ميزان تواناش را دريابند؛ ديدند ريشه كن نميشود و صاحب قدرتيست كه مغلوب نخواهد شد. پس در بين مقامات بالاي رسمي ماهيت مطلب را مورد بحث و توجه قرار دادند و ناگريز براي آماده سازي راه به منظور نوعي مصالحه، به جاي آنكه طبق روال عادي به مخالفت با حقيقت و حكمت بپردازند و خوبيها را به رييسي كه مرده و بديها را به ملت و ارتش نسبت دهند، درصدد جبران آن خطاي عظيم بر آمده و همه بديها را به فردي نسبت دادند كه مرده است و درصدد چارهيي برآمدند تا خود را تاحدودي از آن اشتباهات دهشتناك برهانند و زمينهيي براي اين موضوع فراهم كنند. هم رؤيا و هم اخبار بهدست آمده حكايت از اين مطلب دارد. طي هر حادثه مهم و با توجه به نامههاي مشترك خلوصي اول و دوم، روشن ميشود كه صداقت و غيرت اين دو ركن اساسي رساله نور محكمتر از فولاد است.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 180 —
برادران عزيز، صديق و ثابت قدم، و وارثان حقيقيام!برادران عزيز، صديق و ثابت قدم، و وارثان حقيقيام!
اولاً: آنانكه اين روزها نسبت به رساله نور سوء قصدهايي داشتهاند و شما را تحت فشار گذاشتهاند من را خشمگين كردهاند لذا درصدد نفرينشان برآمدم. اما ناگهان ديدم نميتوان درخصوص اسپارتا چنين انديشهيي داشت. چند بار قصد كردم ليكن سوء قصد كنندگان به آبروي نيكان اسپارتا نجات يافتند. نتوانستم نفرين كنم و به جاي آن دعا كردم و ميكنم كه: "بار الهیا! مادام كه اسپیارتا مدرسة الزهراي رساله نور است مأموران بدكردار آنجا را نيز اصلاح و عاقبت به خير فرما".اولاً: آنانكه اين روزها نسبت به رساله نور سوء قصدهايي داشتهاند و شما را تحت فشار گذاشتهاند من را خشمگين كردهاند لذا درصدد نفرينشان برآمدم. اما ناگهان ديدم نميتوان درخصوص اسپارتا چنين انديشهيي داشت. چند بار قصد كردم ليكن سوء قصد كنندگان به آبروي نيكان اسپارتا نجات يافتند. نتوانستم نفرين كنم و به جاي آن دعا كردم و ميكنم كه: "بار الهیا! مادام كه اسپیارتا مدرسة الزهراي رساله نور است مأموران بدكردار آنجا را نيز اصلاح و عاقبت به خير فرما".
ثانياً: اين روزها رسالههاي عربياي چون "حبه، قطره، شمه و حباب" را كه صیلاح الدين از استانبیول آورده است از نظیر گذراندم. ديدم حقيقتهايي كه سعيد جديد مستقيماً در سلوك قلبي خود مشاهده ميكند، در حكم هستههاي رساله نور هستند. در واقع اينها ورسالههاي "شعله و زهره"، بخشهاي عربي رساله نور ميباشند. اين آثار به طور مستقيم دروس نفس مناند لذا به عربي و با عبارات كوتاه بيان شدهاند و اشخاص ديگر در آنها مطمح نظر نبودهاند.ثانياً: اين روزها رسالههاي عربياي چون "حبه، قطره، شمه و حباب" را كه صیلاح الدين از استانبیول آورده است از نظیر گذراندم. ديدم حقيقتهايي كه سعيد جديد مستقيماً در سلوك قلبي خود مشاهده ميكند، در حكم هستههاي رساله نور هستند. در واقع اينها ورسالههاي "شعله و زهره"، بخشهاي عربي رساله نور ميباشند. اين آثار به طور مستقيم دروس نفس مناند لذا به عربي و با عبارات كوتاه بيان شدهاند و اشخاص ديگر در آنها مطمح نظر نبودهاند.
در آن زمان اعضاي دار الحكمه و عالمیان بزرگ استانبیول و در رأس آنها شيخ الاسلام تحسين و تقديرم كرده بودند. اين مطالب اثر سعيد جديد محسوب ميشوند پس اجزاي رساله نور ميباشند. در ميان رسالههاي عربي سعيد قديمي، فقط "اشارات الاعجاز" است كه در رساله نور مهمترين جايگاه را كسب كرد.در آن زمان اعضاي دار الحكمه و عالمیان بزرگ استانبیول و در رأس آنها شيخ الاسلام تحسين و تقديرم كرده بودند. اين مطالب اثر سعيد جديد محسوب ميشوند پس اجزاي رساله نور ميباشند. در ميان رسالههاي عربي سعيد قديمي، فقط "اشارات الاعجاز" است كه در رساله نور مهمترين جايگاه را كسب كرد.
نيز رساله تركي به نام "لمعات" را كه پنجاه شصت صفحه است و بخشي از اشارات الاعجاز محسوب ميشود و با مشاركت دو سعيد قديمي و جديد در يك ماه رمضان مابين دو هلال نگاشته شده و به خودي خود و بيرون از اختيار من تاحدودي صورت منظوم يافته، ميتوان وارد رساله نور كرد. متأسفانه نتوانستم نسخهيي از آن را بهدست آورم. از آنجا كه همه آن را پسنديدهاند هيچ نسخهيي از نسخههاي چاپياش باقي نمانده است.نيز رساله تركي به نام "لمعات" را كه پنجاه شصت صفحه است و بخشي از اشارات الاعجاز محسوب ميشود و با مشاركت دو سعيد قديمي و جديد در يك ماه رمضان مابين دو هلال نگاشته شده و به خودي خود و بيرون از اختيار من تاحدودي صورت منظوم يافته، ميتوان وارد رساله نور كرد. متأسفانه نتوانستم نسخهيي از آن را بهدست آورم. از آنجا كه همه آن را پسنديدهاند هيچ نسخهيي از نسخههاي چاپياش باقي نمانده است.
— 181 —
رساله منتشر شده در منطق به نام "قيزيل اعجاز" در ايجازي اعجاز آميز چكيدهيي از كتاب چاپ نشده "تعليقات" بوده و عالمان مدقق را با حيرت و تحسين به دقت و توجه وا ميدارد؛ كتاب تعليقات نيز خود شاه اثر سعيد قديمي در علم منطق ميباشد. مناسب ديدم اين رساله با رساله نور پيوند يابد و در معرض ديد عالمان از شاگردان رساله نور قرار گيرد؛ البته متن آن بسيار عميق است. اين روزها به فيضي مقداري درس دادم. ممكن است فيضي خود زماني درساش را براي فهم فرد ديگري به تركي تحرير كند ...رساله منتشر شده در منطق به نام "قيزيل اعجاز" در ايجازي اعجاز آميز چكيدهيي از كتاب چاپ نشده "تعليقات" بوده و عالمان مدقق را با حيرت و تحسين به دقت و توجه وا ميدارد؛ كتاب تعليقات نيز خود شاه اثر سعيد قديمي در علم منطق ميباشد. مناسب ديدم اين رساله با رساله نور پيوند يابد و در معرض ديد عالمان از شاگردان رساله نور قرار گيرد؛ البته متن آن بسيار عميق است. اين روزها به فيضي مقداري درس دادم. ممكن است فيضي خود زماني درساش را براي فهم فرد ديگري به تركي تحرير كند ...
برادران عزيز و صديقام! اين روزها سؤالي معنوي، بسيار مهم و تأمل برانگيز، به حساب طلبههاي رساله نور بر قلبام الهام شد. بعد دانستم كه زبان حال بيشتر طلبههاي رساله نور همين سؤال را ميپرسند و خواهند پرسيد. به يكباره پاسخي به خاطرم آمد. آن را به فيضي گفتم، گفت: "دست كم مختصرش ثبت شود".برادران عزيز و صديقام! اين روزها سؤالي معنوي، بسيار مهم و تأمل برانگيز، به حساب طلبههاي رساله نور بر قلبام الهام شد. بعد دانستم كه زبان حال بيشتر طلبههاي رساله نور همين سؤال را ميپرسند و خواهند پرسيد. به يكباره پاسخي به خاطرم آمد. آن را به فيضي گفتم، گفت: "دست كم مختصرش ثبت شود".
سؤال تأمل برانگيز: از روايات دانسته ميشود در اين فتنه آخر الزمان، گرسنگي نقش مهمي خواهد داشت. اهل ضلالت به وسيله آن، بيچاره اهل ايمان را غرق درد معيشت نموده، و كاري خواهند كرد كه احساسات ديني يا به فراموشي سپرده شود يا در درجه دوم و سوم قرار گيرد. حال سؤال اين است با آنكه وجهي از رحمت در هر چيز، حتي در عذاب قهر، براي اهل ايمان و افراد بيگناه وجود دارد و با توجه به وجود عدالت در تقديرهاي الهي، موضوع در مطلب بيان شده چگونه خواهد بود؟ و اهل ايمان بهويژه طلبههاي رساله نور در برابر چنين مصيبتي به لحاظ ايمان و آخرت چه بهرهيي خواهند برد؟ آنها چه رفتاري بايد داشته باشند و چگونه بايد مقاومت كنند؟سؤال تأمل برانگيز: از روايات دانسته ميشود در اين فتنه آخر الزمان، گرسنگي نقش مهمي خواهد داشت. اهل ضلالت به وسيله آن، بيچاره اهل ايمان را غرق درد معيشت نموده، و كاري خواهند كرد كه احساسات ديني يا به فراموشي سپرده شود يا در درجه دوم و سوم قرار گيرد. حال سؤال اين است با آنكه وجهي از رحمت در هر چيز، حتي در عذاب قهر، براي اهل ايمان و افراد بيگناه وجود دارد و با توجه به وجود عدالت در تقديرهاي الهي، موضوع در مطلب بيان شده چگونه خواهد بود؟ و اهل ايمان بهويژه طلبههاي رساله نور در برابر چنين مصيبتي به لحاظ ايمان و آخرت چه بهرهيي خواهند برد؟ آنها چه رفتاري بايد داشته باشند و چگونه بايد مقاومت كنند؟
پاسخ: مهمترين دليل اين مصيبت، عصيانيست كه ريشه در كفران نعمت و به جا نياوردن شكر و قدر نشناسي در قبال نعمتهاي الهي دارد. لذا عادل حكيم براي نشان دادن ارزش مهم و درجه و لذتهاي نعمتهايش مخصوصاً نعمت غذا وپاسخ: مهمترين دليل اين مصيبت، عصيانيست كه ريشه در كفران نعمت و به جا نياوردن شكر و قدر نشناسي در قبال نعمتهاي الهي دارد. لذا عادل حكيم براي نشان دادن ارزش مهم و درجه و لذتهاي نعمتهايش مخصوصاً نعمت غذا و
— 182 —
به ويژه لذت بردن واقعي از نان ی كه در بحث حيات و تغذيه بزرگترين نعمت بهشمار ميرود ی و براي سوق دادن بندگان به شكر گزاري حقيقي، مصيبت مذكور را متوجه قدر نشناساني ميكند كه مراعات رياضتهاي ديني مانند روزه گرفتن در ماه رمضان را نميكنند؛ پس براساس همان حكمت، اعمال عدالت ميكند.به ويژه لذت بردن واقعي از نان ی كه در بحث حيات و تغذيه بزرگترين نعمت بهشمار ميرود ی و براي سوق دادن بندگان به شكر گزاري حقيقي، مصيبت مذكور را متوجه قدر نشناساني ميكند كه مراعات رياضتهاي ديني مانند روزه گرفتن در ماه رمضان را نميكنند؛ پس براساس همان حكمت، اعمال عدالت ميكند.
وظيفه اهل ايمان و حقيقت به خصوص طلبههاي رساله نور اين است كه بكوشند گرسنگي توأم با مصيبت را همچون رياضت و گرسنگي ديني ماه مبارك رمضان وسيله التجا و ندامت و تسليميت قرار دهند و اجازه ندهند اين امر به بهانه ضرورت، راه تكدي گري و دزدي و آنارشيسم را باز كند. بعضي از اغنيا و اهل معاش نيز كه در برابر فقرا رحم و مروتي ندارند بايد به سخنان رساله نور گوش فرا دهند و با احساس گرسنگي اجباري با گرسنگان مهرباني كرده و با پرداخت زكات به آنها ياري برسانند؛ همچنين جواناني هم كه نفس خويش را با پرداختن به غذاهاي لذيذ نازپرورده و سركش ميكنند و به هوسهاي رذيله و طغيانها سوق داده و سرمست ميكنند ميبايست با ارشادات رساله نور از اين رويداد، مردانه بهره برداري كنند، تا حدودي از معاصي و فساد دست برداشته و لذتهاي نفساني خود و غليانشان در برابر پليديها را در هم شكسته به طاعت و خيرات روي آورند و در واقع كاري كنند كه حادثه مذكور را به جاي اينكه عليهشان باشد به نفع خويش به كار گيرند.وظيفه اهل ايمان و حقيقت به خصوص طلبههاي رساله نور اين است كه بكوشند گرسنگي توأم با مصيبت را همچون رياضت و گرسنگي ديني ماه مبارك رمضان وسيله التجا و ندامت و تسليميت قرار دهند و اجازه ندهند اين امر به بهانه ضرورت، راه تكدي گري و دزدي و آنارشيسم را باز كند. بعضي از اغنيا و اهل معاش نيز كه در برابر فقرا رحم و مروتي ندارند بايد به سخنان رساله نور گوش فرا دهند و با احساس گرسنگي اجباري با گرسنگان مهرباني كرده و با پرداخت زكات به آنها ياري برسانند؛ همچنين جواناني هم كه نفس خويش را با پرداختن به غذاهاي لذيذ نازپرورده و سركش ميكنند و به هوسهاي رذيله و طغيانها سوق داده و سرمست ميكنند ميبايست با ارشادات رساله نور از اين رويداد، مردانه بهره برداري كنند، تا حدودي از معاصي و فساد دست برداشته و لذتهاي نفساني خود و غليانشان در برابر پليديها را در هم شكسته به طاعت و خيرات روي آورند و در واقع كاري كنند كه حادثه مذكور را به جاي اينكه عليهشان باشد به نفع خويش به كار گيرند.
اهل عبادت و صلاح نيز در اين زمانه پرهياهو كه بيشتر انسانها گرسنهاند و حلال و حرام به هم آميخته و حكم مال شبهه ناك را دارد، بايد براي حلّيت ارزاق عمومي كه به لحاظ معنا، مشترك است، به مقدار ضرورت اكتفا كنند و اين بلاي اجتناب ناپذير را با نگاهي مبتني بر رياضت شرعي ببينند. آنها در برابر تقدير الهي بايد برخوردي رضايتمندانه داشته باشند نه رفتاري شكايت آميز. درود فراوان بر عموم برادران، بهويژه مصيبتديدگان؛ من براي سلامت آنان دعا ميكنم.اهل عبادت و صلاح نيز در اين زمانه پرهياهو كه بيشتر انسانها گرسنهاند و حلال و حرام به هم آميخته و حكم مال شبهه ناك را دارد، بايد براي حلّيت ارزاق عمومي كه به لحاظ معنا، مشترك است، به مقدار ضرورت اكتفا كنند و اين بلاي اجتناب ناپذير را با نگاهي مبتني بر رياضت شرعي ببينند. آنها در برابر تقدير الهي بايد برخوردي رضايتمندانه داشته باشند نه رفتاري شكايت آميز. درود فراوان بر عموم برادران، بهويژه مصيبتديدگان؛ من براي سلامت آنان دعا ميكنم.
برادرم صبري! من هم به آنان كه تو را وكيل كرده و سلام فرستادهاند، توسط تو سلام ميفرستم. درود بر يكايك آنان. اگرچه نامه اين بار تو دير بهدستام رسيد اما در چند مورد بسيار خوشحالام كرد. نامه مذكور درستي انديشه و متانت چونبرادرم صبري! من هم به آنان كه تو را وكيل كرده و سلام فرستادهاند، توسط تو سلام ميفرستم. درود بر يكايك آنان. اگرچه نامه اين بار تو دير بهدستام رسيد اما در چند مورد بسيار خوشحالام كرد. نامه مذكور درستي انديشه و متانت چون
— 183 —
الماس و فولاد صبري را نشان ميدهد. مادام كه شما و حافظ علي خبررساني از طريق آتابِيْ را مناسب تشخيص دادهايد، نشاني عبدالله چاووش در آتابِيْ يا فرد مناسب ديگري را اعلام كنيد. جلد دوم فهرست به نام "شعاع دهم" كه عبدالله چاووش به نام شما درخواست كرده بود كتابت شد؛ "حزب الاكبر نوريه" را فيضي نوشت؛ ان شاء الله به زودي ارسال خواهيم كرد.الماس و فولاد صبري را نشان ميدهد. مادام كه شما و حافظ علي خبررساني از طريق آتابِيْ را مناسب تشخيص دادهايد، نشاني عبدالله چاووش در آتابِيْ يا فرد مناسب ديگري را اعلام كنيد. جلد دوم فهرست به نام "شعاع دهم" كه عبدالله چاووش به نام شما درخواست كرده بود كتابت شد؛ "حزب الاكبر نوريه" را فيضي نوشت؛ ان شاء الله به زودي ارسال خواهيم كرد.
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
نامههاي حافظ علي و صبري اين بار يكي از كرامتهاي فوق العاده و قدرت خارقه رساله نور را نشان ميدهند. طلاب پرتلاش و غيور مدرسه نوريه تعهد كردهاند كه ظرف چند روز به جاي كتابهاي حافظ محمد یكه ضايع شده ی همه آنها را كتابت كرده و تحويل او دهند؛ اين امر شاگردان رساله نور را كه در اين حوالي هستند فوق العاده خوشحال كرد. آنهايي كه براي تحقيقات درباره حافظ علي آمده بودند ميگفتند: "كاغذ در فروشگاهها نماند؛ شاگردان رساله نور كاغذها را تمام كردهاند". نيز باخبر شديم كه كتابهاي محمد زهدي را به او بازگرداندهاند؛ اين رويداديست كه به شاگردان رساله نور روحيه ميدهد و آنها را با افتخار تشويق ميكند.نامههاي حافظ علي و صبري اين بار يكي از كرامتهاي فوق العاده و قدرت خارقه رساله نور را نشان ميدهند. طلاب پرتلاش و غيور مدرسه نوريه تعهد كردهاند كه ظرف چند روز به جاي كتابهاي حافظ محمد یكه ضايع شده ی همه آنها را كتابت كرده و تحويل او دهند؛ اين امر شاگردان رساله نور را كه در اين حوالي هستند فوق العاده خوشحال كرد. آنهايي كه براي تحقيقات درباره حافظ علي آمده بودند ميگفتند: "كاغذ در فروشگاهها نماند؛ شاگردان رساله نور كاغذها را تمام كردهاند". نيز باخبر شديم كه كتابهاي محمد زهدي را به او بازگرداندهاند؛ اين رويداديست كه به شاگردان رساله نور روحيه ميدهد و آنها را با افتخار تشويق ميكند.
صبري در نامهاش ميگويد: "حكمت چيست كه در مسير تأليف رساله نور در دو سه سال اخير توقف ايجاد شده است؟" پاسخ اين سؤال مفصل است. توجه داشته باشيد كه تأليف در اختيار ما نيست؛ همچنين براي پابرجا ماندن سهم شاگردان رساله نور از تأليف، برخي اسباب و عوارض مهم مانع شدند.صبري در نامهاش ميگويد: "حكمت چيست كه در مسير تأليف رساله نور در دو سه سال اخير توقف ايجاد شده است؟" پاسخ اين سؤال مفصل است. توجه داشته باشيد كه تأليف در اختيار ما نيست؛ همچنين براي پابرجا ماندن سهم شاگردان رساله نور از تأليف، برخي اسباب و عوارض مهم مانع شدند.
در اينجا شاگردان بسيار فعال خانم چون "عُلويه و لطفيه" و در رأس آنها "آسيه"، به خواهرانشان در مدرسه نوريه و به همسر صبري ی كه سلام فرستاده بود ی و به خواهران او عرض احترام و سلام و دعا دارند.در اينجا شاگردان بسيار فعال خانم چون "عُلويه و لطفيه" و در رأس آنها "آسيه"، به خواهرانشان در مدرسه نوريه و به همسر صبري ی كه سلام فرستاده بود ی و به خواهران او عرض احترام و سلام و دعا دارند.
به يكايك برادرانمان سلام ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم.به يكايك برادرانمان سلام ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم.
— 184 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
نامههاي طاهري قهرمان و كاتب عثمان واقعاً براي من حكم علاج را داشت؛ پادزهري براي يك بيماري ناشي از نگراني كه نيمي از آن مادي و نيم ديگرش معنوي بود. حضرت حق تا ابد از آنها و از شما خشنود باد! آري، عزم و ثبات شما و اخلاص و جديتتان اهل دنيا را مغلوب كرده و ميكند. اخلاص و متانت شماست كه نميگذارد كساني كه صد و بيست نفر را به جرم رساله حجاب توقيف كردند، نتوانند فردي را به دليل صد و سي رساله دستگير كنند.نامههاي طاهري قهرمان و كاتب عثمان واقعاً براي من حكم علاج را داشت؛ پادزهري براي يك بيماري ناشي از نگراني كه نيمي از آن مادي و نيم ديگرش معنوي بود. حضرت حق تا ابد از آنها و از شما خشنود باد! آري، عزم و ثبات شما و اخلاص و جديتتان اهل دنيا را مغلوب كرده و ميكند. اخلاص و متانت شماست كه نميگذارد كساني كه صد و بيست نفر را به جرم رساله حجاب توقيف كردند، نتوانند فردي را به دليل صد و سي رساله دستگير كنند.
عزيمت طاهري را به استانبول كه براي انتشار حزب الاكبر و ورد الاعظم صورت گرفته است با تمام وجود تبريك ميگوييم و براي موفقيتاش دعا ميكنيم. در استانبول علاوه بر "شفيق" افراد بسيار ديگري هم هستند كه بسيار جدي با رساله نور مرتبطاند. البته من نشاني آنها را نميدانم. او ميتواند از طريق شفيق، حاجي بكر بارلايي، حافظ امين اينه بولويي ی كه در دايره اجراييات است ی و محمد افندي گورانلي را بيابد. واعظ مشهوري به مناسبت دوستان استانبول براي ديدار با من آمده و بي آنكه بتواند مرا ببيند رفته است. رونوشت نامهيي كه براي يكي از اشخاص نوشته شده براي شما ارسال ميشود. ممكن است برخي افراد در آنجا مانند همين شخص نيازمند آن خطاب باشند.عزيمت طاهري را به استانبول كه براي انتشار حزب الاكبر و ورد الاعظم صورت گرفته است با تمام وجود تبريك ميگوييم و براي موفقيتاش دعا ميكنيم. در استانبول علاوه بر "شفيق" افراد بسيار ديگري هم هستند كه بسيار جدي با رساله نور مرتبطاند. البته من نشاني آنها را نميدانم. او ميتواند از طريق شفيق، حاجي بكر بارلايي، حافظ امين اينه بولويي ی كه در دايره اجراييات است ی و محمد افندي گورانلي را بيابد. واعظ مشهوري به مناسبت دوستان استانبول براي ديدار با من آمده و بي آنكه بتواند مرا ببيند رفته است. رونوشت نامهيي كه براي يكي از اشخاص نوشته شده براي شما ارسال ميشود. ممكن است برخي افراد در آنجا مانند همين شخص نيازمند آن خطاب باشند.
آن دسته از شاگردان رساله نور كه به استانبول رفتهاند از تلاش و جديت تو و موعظههاي مؤثرت براي ما گفتهاند. آنها علاقمندند شخصيت متين و مخلصي چون تو را در دايره رساله نور ببينند. من هم مانند آنها واقعاً علاقمندم كه تو را در دايره رساله نور ببينم.آن دسته از شاگردان رساله نور كه به استانبول رفتهاند از تلاش و جديت تو و موعظههاي مؤثرت براي ما گفتهاند. آنها علاقمندند شخصيت متين و مخلصي چون تو را در دايره رساله نور ببينند. من هم مانند آنها واقعاً علاقمندم كه تو را در دايره رساله نور ببينم.
ميداني كه اگر دو "الف" جدا جدا باشند ارزش آنها "٢" است اما اگر روي يك خط دوش به دوش هم قرار داشته باشند ارزش آنها "١١" خواهد شد؛ به همين ترتيب خدمت ايمانياي كه تو با نصيحتهاي تأثيرگذارت انجام ميدهيميداني كه اگر دو "الف" جدا جدا باشند ارزش آنها "٢" است اما اگر روي يك خط دوش به دوش هم قرار داشته باشند ارزش آنها "١١" خواهد شد؛ به همين ترتيب خدمت ايمانياي كه تو با نصيحتهاي تأثيرگذارت انجام ميدهي
— 185 —
اگر به صورت انفرادي و جداگانه باشد، مقابلهات در برابر حملههاي متحد فعلي بسيار دشوار ميشود؛ اما همين خدمت اگر به خدمت رساله نور ملحق شود مانند دو "الف" كه گفتيم، ارزش و قدرت يازده و شايد صد و يازده را خواهد داشت و در برابر ضلالتهاي به هم پيوسته و متحد ايستادگي خواهد نمود.اگر به صورت انفرادي و جداگانه باشد، مقابلهات در برابر حملههاي متحد فعلي بسيار دشوار ميشود؛ اما همين خدمت اگر به خدمت رساله نور ملحق شود مانند دو "الف" كه گفتيم، ارزش و قدرت يازده و شايد صد و يازده را خواهد داشت و در برابر ضلالتهاي به هم پيوسته و متحد ايستادگي خواهد نمود.
زمان فعلي، براي اهل حقيقت، زمانه شخصيت و انانيت نيست؛ زمان، زمان جماعت است. شخص معنوي برخاسته از جماعت، ميتواند حكم كند و ايستادگي داشته باشد. براي تصاحب حوضي بزرگ، فرد بايد انانيت و شخصيت خويش را كه چون تكه يخيست داخل حوض اندازد تا ذوب شود؛ در غير اين صورت قالب يخ مذكور، ذوب ميشود و ضايع خواهد گرديد؛ و از حوض يادشده نيز استفادهيي نخواهد شد. موجب تعجب و مدار تأسف است كه اهل حق و حقيقت، قدرت فوق العادهيي را كه در وحدت و همبستگي وجود دارد با اختلاف از بين ميبرند و در همين حال اهل نفاق و ضلالت برخلاف مشربي كه دارند براي بهدست آوردن قدرت بااهميت موجود در وحدت، متحد ميشوند. آنها با اينكه ده درصد را شاملاند، اهل حقيقت را كه نود درصدند شكست ميدهند.زمان فعلي، براي اهل حقيقت، زمانه شخصيت و انانيت نيست؛ زمان، زمان جماعت است. شخص معنوي برخاسته از جماعت، ميتواند حكم كند و ايستادگي داشته باشد. براي تصاحب حوضي بزرگ، فرد بايد انانيت و شخصيت خويش را كه چون تكه يخيست داخل حوض اندازد تا ذوب شود؛ در غير اين صورت قالب يخ مذكور، ذوب ميشود و ضايع خواهد گرديد؛ و از حوض يادشده نيز استفادهيي نخواهد شد. موجب تعجب و مدار تأسف است كه اهل حق و حقيقت، قدرت فوق العادهيي را كه در وحدت و همبستگي وجود دارد با اختلاف از بين ميبرند و در همين حال اهل نفاق و ضلالت برخلاف مشربي كه دارند براي بهدست آوردن قدرت بااهميت موجود در وحدت، متحد ميشوند. آنها با اينكه ده درصد را شاملاند، اهل حقيقت را كه نود درصدند شكست ميدهند.
برادران عزيزم!برادران عزيزم!
در اين لحظه كنجكاوم بدانم كه "خسرو، رشدي، رأفت، و حافظ علي اسپارتا" چه زماني از خدمت نظام بازخواهند گشت. مخصوصاً علاقمندم كه بدانم قلم خسرو چه زماني به انتشار پيروزمندانه رساله نور خواهد پرداخت. سلام مرا به آنها هم برسانيد.در اين لحظه كنجكاوم بدانم كه "خسرو، رشدي، رأفت، و حافظ علي اسپارتا" چه زماني از خدمت نظام بازخواهند گشت. مخصوصاً علاقمندم كه بدانم قلم خسرو چه زماني به انتشار پيروزمندانه رساله نور خواهد پرداخت. سلام مرا به آنها هم برسانيد.
اكنون، ده دقيقه پيش، دو نفر آدم جسور اما اُمّي، وارد دايره رساله نور شدند؛ يكي، ديگري را آورده بود. به آنها گفتم: اين عرصه در برابر سعادتي كه نصيب انسان ميكند، خواهان صداقت و متانتي خدشهناپذير است.اكنون، ده دقيقه پيش، دو نفر آدم جسور اما اُمّي، وارد دايره رساله نور شدند؛ يكي، ديگري را آورده بود. به آنها گفتم: اين عرصه در برابر سعادتي كه نصيب انسان ميكند، خواهان صداقت و متانتي خدشهناپذير است.
اساس كارهاي مهم و با ارزش قهرمانان اسپارتا و خدمات جهانپسندانهي نوري آنها، صداقت و متانت فوق العاده آنهاست. اولين عامل اين متانت، قوتاساس كارهاي مهم و با ارزش قهرمانان اسپارتا و خدمات جهانپسندانهي نوري آنها، صداقت و متانت فوق العاده آنهاست. اولين عامل اين متانت، قوت
— 186 —
ايمان و اخلاص، و عامل دوم نيز جسارت فطريست. به آنها گفتم: "شما را به جسور بودن و لوطي بودن ميشناسند، اگر براي موارد بيارزش و كوچك دنيا فداكاري نشان ميدهيد؛ بيترديد در برابر نتايج اخروي خدمت مقدس رسالهي نور ی كه به جهان ميارزد ی جسارت فداكارانه و مردانهيي نشان داده، و از صداقت خود حفاظت خواهيد كرد". آنها هم قبول كردند.ايمان و اخلاص، و عامل دوم نيز جسارت فطريست. به آنها گفتم: "شما را به جسور بودن و لوطي بودن ميشناسند، اگر براي موارد بيارزش و كوچك دنيا فداكاري نشان ميدهيد؛ بيترديد در برابر نتايج اخروي خدمت مقدس رسالهي نور ی كه به جهان ميارزد ی جسارت فداكارانه و مردانهيي نشان داده، و از صداقت خود حفاظت خواهيد كرد". آنها هم قبول كردند.
برادران عزيز و صديق؛ دوستان توانمندم در خدمت قرآني!برادران عزيز و صديق؛ دوستان توانمندم در خدمت قرآني!
اين بار طاهر قهرمان را به نمايندگي از همه شما ديدم و لطفي و حافظ علي و خسرو و سعيد (البته سعيد جوان) را نيز در شخصيت او مشاهده كردم. حضرت حق را بسيار شكر كردم. كميسر و بازرساني كه گويي بوي او به مشام شان خورده بود اين بار پيش از آمدنش نزد من آمدند. طلبهها به اين مناسبت سؤالي مطرح كردهاند كه پاسخ آن با اين احتمال كه براي شما فايده داشته باشد ارسال شد.اين بار طاهر قهرمان را به نمايندگي از همه شما ديدم و لطفي و حافظ علي و خسرو و سعيد (البته سعيد جوان) را نيز در شخصيت او مشاهده كردم. حضرت حق را بسيار شكر كردم. كميسر و بازرساني كه گويي بوي او به مشام شان خورده بود اين بار پيش از آمدنش نزد من آمدند. طلبهها به اين مناسبت سؤالي مطرح كردهاند كه پاسخ آن با اين احتمال كه براي شما فايده داشته باشد ارسال شد.
پاسخ سؤال آن دسته از شاگردان رساله نور است كه در خیدمت دائیمي "قیرآن" هسیتندپاسخ سؤال آن دسته از شاگردان رساله نور است كه در خیدمت دائیمي "قیرآن" هسیتند
سؤال: اين همه مدت در خدمتتان هستيم و علاقه و توجهي از شما به دنيا، حيات اجتماعي و سياست مشاهده نكرديم. جز درس ايمان و آخرت كه برايتان دائميست دلمشغولي ديگري در شما نديديم. برداشت ما اين است كه وضعيت شما در هجده سال اخير همين طور بوده است. چرا با اينكه در اسپارتا خبري نبود شهر را به آشوب كشيدند و شما را روانه دادگاه كردند و پس از پايان تحقيقات چهارماهه درباره صد نفر از دوستانتان، نتوانستند چيزي دال بر توجه و ارتباط شما با سياست و امور دنيوي بيابند؟ البته بهانهيي يافتند، پنج، ده نفري راسؤال: اين همه مدت در خدمتتان هستيم و علاقه و توجهي از شما به دنيا، حيات اجتماعي و سياست مشاهده نكرديم. جز درس ايمان و آخرت كه برايتان دائميست دلمشغولي ديگري در شما نديديم. برداشت ما اين است كه وضعيت شما در هجده سال اخير همين طور بوده است. چرا با اينكه در اسپارتا خبري نبود شهر را به آشوب كشيدند و شما را روانه دادگاه كردند و پس از پايان تحقيقات چهارماهه درباره صد نفر از دوستانتان، نتوانستند چيزي دال بر توجه و ارتباط شما با سياست و امور دنيوي بيابند؟ البته بهانهيي يافتند، پنج، ده نفري را
— 187 —
محكوم به پنج شش ماه حبس كردند و به اين ترتيب موجب شرمساري ابدي خود و دادگاهشان شدند.محكوم به پنج شش ماه حبس كردند و به اين ترتيب موجب شرمساري ابدي خود و دادگاهشان شدند.
با آنكه بيش از شش سال است در اينجا زير نظر پاسگاه نيروي انتظامي هستيد و از پنجره اتاقتان وضعيت شما را دائماً رصد ميكنند، به چه دليل تا دو سه ماه پيش آشكار و پنهان تعقيبتان ميكردند و شما را بارها بازرسي نموده و براي فراري دادن دوستانتان از شما با تحقيقاتي كه ميكردند سعي داشتند شما را سياستمداري مهم و مرموز معرفي كنند؟ ما از اين بابت، هم متأثريم، هم متحير. البته دو سه ماه است كه ميتوانيم آزادانه نزد شما بياييم؛ قبلاً اين كار با ترس و مخفيانه انجام ميشد. اين مسأله را براي ما توضيح دهيد.با آنكه بيش از شش سال است در اينجا زير نظر پاسگاه نيروي انتظامي هستيد و از پنجره اتاقتان وضعيت شما را دائماً رصد ميكنند، به چه دليل تا دو سه ماه پيش آشكار و پنهان تعقيبتان ميكردند و شما را بارها بازرسي نموده و براي فراري دادن دوستانتان از شما با تحقيقاتي كه ميكردند سعي داشتند شما را سياستمداري مهم و مرموز معرفي كنند؟ ما از اين بابت، هم متأثريم، هم متحير. البته دو سه ماه است كه ميتوانيم آزادانه نزد شما بياييم؛ قبلاً اين كار با ترس و مخفيانه انجام ميشد. اين مسأله را براي ما توضيح دهيد.
پاسخ: من هم مانند شما و شايد بيشتر از شما از اين وضعيت متحير و متعجبام. پاسخ مفصل سؤال شما در لمعه مدافعات دادگاه ی كه لمعه بيست و هفتم است ی و در مكتوب "شانزدهم" آمده است. در اينجا يكي دو مورد اساسي را به اختصار بيان ميكنم:پاسخ: من هم مانند شما و شايد بيشتر از شما از اين وضعيت متحير و متعجبام. پاسخ مفصل سؤال شما در لمعه مدافعات دادگاه ی كه لمعه بيست و هفتم است ی و در مكتوب "شانزدهم" آمده است. در اينجا يكي دو مورد اساسي را به اختصار بيان ميكنم:
مورد نخست: كارمندان و مأموران تأمين آسايش عمومي و پليس و كميسرهاي انتظامي درباره ما و مشرب ما نبايد دچار توهم شده و متوهمانه به ما تعرض نمايند. مقتضاي وظيفه آنها اين است كه ضمن حمايت از ما تشويقمان كنند و به ما شجاعت دهند، زيیرا با احتیرام و مهرباني و با دانستن حلال و حیرام و قواعید اطاعت، حيات اجتماعي در دايیرهي امنيت ی كه سنگ زيرين وظايف آنهاست ی جريان مييابد.مورد نخست: كارمندان و مأموران تأمين آسايش عمومي و پليس و كميسرهاي انتظامي درباره ما و مشرب ما نبايد دچار توهم شده و متوهمانه به ما تعرض نمايند. مقتضاي وظيفه آنها اين است كه ضمن حمايت از ما تشويقمان كنند و به ما شجاعت دهند، زيیرا با احتیرام و مهرباني و با دانستن حلال و حیرام و قواعید اطاعت، حيات اجتماعي در دايیرهي امنيت ی كه سنگ زيرين وظايف آنهاست ی جريان مييابد.
آنگاه كه رساله نور بر حيات اجتماعي مردم نظر دارد در واقع تأمين كننده اصول فوق است. نتيجه اين امر نيز بالفعل ديده شده است. از آنجا كه اسپارتا و كاستامونو مهمترين مراكز رساله نور هستند مأموران نيروي انتظامي اگر منصفانه توجه كنند به نسبت شهرهاي ديگر كمكهاي درخشان رساله نور به خودشان را خواهند ديد.آنگاه كه رساله نور بر حيات اجتماعي مردم نظر دارد در واقع تأمين كننده اصول فوق است. نتيجه اين امر نيز بالفعل ديده شده است. از آنجا كه اسپارتا و كاستامونو مهمترين مراكز رساله نور هستند مأموران نيروي انتظامي اگر منصفانه توجه كنند به نسبت شهرهاي ديگر كمكهاي درخشان رساله نور به خودشان را خواهند ديد.
وانگهي با اينكه طلاب رساله نور تا اين حد از كثرت و قوت و حق برخوردارند هيچ آسيبي از سوي آنها متوجه امنيت و آسايش جامعه نشده و حتي هزار نفر ازوانگهي با اينكه طلاب رساله نور تا اين حد از كثرت و قوت و حق برخوردارند هيچ آسيبي از سوي آنها متوجه امنيت و آسايش جامعه نشده و حتي هزار نفر از
— 188 —
آنها به قدر ده نفر براي مردم ضرر نداشته است؛ هر آدم سليم النفسي ميتواند شاهد اين حقيقت باشد. راز حكمت مسائل مذكور چنين است:آنها به قدر ده نفر براي مردم ضرر نداشته است؛ هر آدم سليم النفسي ميتواند شاهد اين حقيقت باشد. راز حكمت مسائل مذكور چنين است:
سه مسأله اصلي عالم انسانيت و اسلاميت، ايمان و شريعت و زندگانيست. در ميان اين سه نيز حقايق ايمان مهمترين جايگاه را دارد، لذا اين حقايق ايمانيِ قرآني را نبايد آلت دست و تابع جريانها و قدرتهاي ديگر كرد؛ بايد مراقب بود حقايق الماسين قرآن در نظر كساني كه دين را به دنيا ميفروشند يا ابزار آن قرار ميدهند، در حد تكه شيشهها تنزّل نيابد و خدمت در راه نجات ايمان ی كه بزرگترين و مقدسترين مسئوليتهاست ی به طور كامل ادا شود؛ بدين سبب است كه طلبههاي خاص و صادق رساله نور در نهايت شدت و نفرت از سياست گريزاناند.سه مسأله اصلي عالم انسانيت و اسلاميت، ايمان و شريعت و زندگانيست. در ميان اين سه نيز حقايق ايمان مهمترين جايگاه را دارد، لذا اين حقايق ايمانيِ قرآني را نبايد آلت دست و تابع جريانها و قدرتهاي ديگر كرد؛ بايد مراقب بود حقايق الماسين قرآن در نظر كساني كه دين را به دنيا ميفروشند يا ابزار آن قرار ميدهند، در حد تكه شيشهها تنزّل نيابد و خدمت در راه نجات ايمان ی كه بزرگترين و مقدسترين مسئوليتهاست ی به طور كامل ادا شود؛ بدين سبب است كه طلبههاي خاص و صادق رساله نور در نهايت شدت و نفرت از سياست گريزاناند.
اين برادرتان همان گونه كه ميدانيد هجده سال است به رغم ضرورتي كه وجود داشته، براي دوري از سياست و حيات اجتماعي يك بار هم به نهادهاي دولتي مراجعه نكرده است و تقريباً نه ماه است كه درباره اوضاع پرآشوبي كه در جهان هست يك بار هم سؤالي نكرده و اصولاً كنجكاوي نشان نداده است تا در اينباره چيزي بداند و صحبتي بكند. خوب ميدانيد كه من حتي نميدانم در حال حاضر وضعيت جنگيست يا صلح برقرار شده يا مثلاً به جز انگليس و آلمان چه كساني در حال جنگاند.اين برادرتان همان گونه كه ميدانيد هجده سال است به رغم ضرورتي كه وجود داشته، براي دوري از سياست و حيات اجتماعي يك بار هم به نهادهاي دولتي مراجعه نكرده است و تقريباً نه ماه است كه درباره اوضاع پرآشوبي كه در جهان هست يك بار هم سؤالي نكرده و اصولاً كنجكاوي نشان نداده است تا در اينباره چيزي بداند و صحبتي بكند. خوب ميدانيد كه من حتي نميدانم در حال حاضر وضعيت جنگيست يا صلح برقرار شده يا مثلاً به جز انگليس و آلمان چه كساني در حال جنگاند.
شما كه همراه من بودهايد ميدانيد سه سال است صداي راديويي را كه همه را حرّاف و سر درگم ميكند و در اتاقم به گوش ميرسد جز دوبار، نه شنيدهام و نه دربارهاش چيزي پرسيدهام. بيانصافترين آدمها نيز تأييد و تصديق ميكنند كه تعیرض به مسلك و مشیرب كسي كه تا اين حد نسبت به اوضیاع بيتفیاوت و بیيعلاقه است، و زير نظرداشتن متوهمانه او و آزردنش تا كجا با انصاف فاصله دارد.شما كه همراه من بودهايد ميدانيد سه سال است صداي راديويي را كه همه را حرّاف و سر درگم ميكند و در اتاقم به گوش ميرسد جز دوبار، نه شنيدهام و نه دربارهاش چيزي پرسيدهام. بيانصافترين آدمها نيز تأييد و تصديق ميكنند كه تعیرض به مسلك و مشیرب كسي كه تا اين حد نسبت به اوضیاع بيتفیاوت و بیيعلاقه است، و زير نظرداشتن متوهمانه او و آزردنش تا كجا با انصاف فاصله دارد.
اساس دوم: اي برادرانام! شما ميدانيد كه ما در مشربمان صاحب مقام شدن زير پوشش منيّت، انانيّت، شأن و شرف را چون زهر كُشندهيي ميدانيم و از آن گريزانيم؛ و از حالتي كه موجب شود آن را احساس كنيم اجتناب ميكنيم. البتهاساس دوم: اي برادرانام! شما ميدانيد كه ما در مشربمان صاحب مقام شدن زير پوشش منيّت، انانيّت، شأن و شرف را چون زهر كُشندهيي ميدانيم و از آن گريزانيم؛ و از حالتي كه موجب شود آن را احساس كنيم اجتناب ميكنيم. البته
— 189 —
شما در اينجا شش هفت سال با چشمانتان ديده و بيست سالي هم هست ی كه با تحقيقاتي كه كردهايد ی مشخص شده من خواهان هيچ مقامي نيستم و نميخواهم كسي به من احترام بگذارد. من از اين نظر موجب رنجش خاطر شديد شما هم شدهام. ميگويم بيش از حد من، نبايد برايم منزلتي قائل شويد؛ ناراحت ميشوم. فقط به حساب رساله نور كه ی معجزهي معنوي قرآن در اين زمان ميباشد ی و به خاطر اينكه من هم شاگردش هستم، تسليم صادقانه و ارتباط شما با آن را شاكرانه قبول ميكنم. ديوانگان هم ميفهمند ترس دولت مردان و نيروي انتظامي از كساني كه تا اين حد فرار از رياكاريِ تحت پوشش شأن و شرف، و منيّت و انانيّت را مبناي حركت خود قرار دادهاند، بيهوده و بيمعناست.شما در اينجا شش هفت سال با چشمانتان ديده و بيست سالي هم هست ی كه با تحقيقاتي كه كردهايد ی مشخص شده من خواهان هيچ مقامي نيستم و نميخواهم كسي به من احترام بگذارد. من از اين نظر موجب رنجش خاطر شديد شما هم شدهام. ميگويم بيش از حد من، نبايد برايم منزلتي قائل شويد؛ ناراحت ميشوم. فقط به حساب رساله نور كه ی معجزهي معنوي قرآن در اين زمان ميباشد ی و به خاطر اينكه من هم شاگردش هستم، تسليم صادقانه و ارتباط شما با آن را شاكرانه قبول ميكنم. ديوانگان هم ميفهمند ترس دولت مردان و نيروي انتظامي از كساني كه تا اين حد فرار از رياكاريِ تحت پوشش شأن و شرف، و منيّت و انانيّت را مبناي حركت خود قرار دادهاند، بيهوده و بيمعناست.
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز، صديق و ثابت قدم ام!برادران عزيز، صديق و ثابت قدم ام!
چيرگي معنوي مصيبتديدگان و برائت آنان، نه فقط ما و شما بلكه همه اهل ايمان اين مملكت را خوشحال ميكند؛ زيرا موجب باز شدن عرصه براي آزادي رساله نور ميگردد. تاكنون با توهم احتمال مصادره، مجبور به احتياط فراوان بوديم. در هجده سال اخير و بهويژه در شش سالي كه در اينجا سپري شد زحمت زيادي براي مخفي كردن رسالهها كشيدم. ما همواره نگران بوديم و عذاب ميكشيديم.چيرگي معنوي مصيبتديدگان و برائت آنان، نه فقط ما و شما بلكه همه اهل ايمان اين مملكت را خوشحال ميكند؛ زيرا موجب باز شدن عرصه براي آزادي رساله نور ميگردد. تاكنون با توهم احتمال مصادره، مجبور به احتياط فراوان بوديم. در هجده سال اخير و بهويژه در شش سالي كه در اينجا سپري شد زحمت زيادي براي مخفي كردن رسالهها كشيدم. ما همواره نگران بوديم و عذاب ميكشيديم.
حضرت حق را به عدد حروف رساله نور حمد و ثنا و شكر كه اين بار با غلبه معنوياش آن پرده ظلماني و ظالمانه را نابود كرد و در برابر زحمتي اندك، زمينه دستمزدي عظيم و فتوحاتي گسترده را فراهم نمود. اين دو ماه توقف نيز همانند حادثه حبسمان، به طرز ديگري وسيله انتشار رساله نور در دايرهيي وسيعتر گرديد. به شما و به خصوص مصيبتديدگان و به ويژه به حافظ محمد تبريك ميگوييم و با شما همدردي ميكنيم.حضرت حق را به عدد حروف رساله نور حمد و ثنا و شكر كه اين بار با غلبه معنوياش آن پرده ظلماني و ظالمانه را نابود كرد و در برابر زحمتي اندك، زمينه دستمزدي عظيم و فتوحاتي گسترده را فراهم نمود. اين دو ماه توقف نيز همانند حادثه حبسمان، به طرز ديگري وسيله انتشار رساله نور در دايرهيي وسيعتر گرديد. به شما و به خصوص مصيبتديدگان و به ويژه به حافظ محمد تبريك ميگوييم و با شما همدردي ميكنيم.
— 190 —
ما اطمينان يافتيم و ترديدي برايمان باقي نماند كه شما با صداقت عالي، اخلاص فوق العاده، متانت محكم و تساند قدرتمندتان بر دادگاه حكم رانديد و بر آن غلبه يافتيد؛ دادگاهي كه صد نفر را به دليل يك جلد "رساله حجاب" صد روز زنداني ميكند اما قادر نيست يك نفر را به دليل صد رساله مانند آن، حتي يك روز به زندان ببرد. حضرت حق تا ابد از شما خوشنود باد! آمين.ما اطمينان يافتيم و ترديدي برايمان باقي نماند كه شما با صداقت عالي، اخلاص فوق العاده، متانت محكم و تساند قدرتمندتان بر دادگاه حكم رانديد و بر آن غلبه يافتيد؛ دادگاهي كه صد نفر را به دليل يك جلد "رساله حجاب" صد روز زنداني ميكند اما قادر نيست يك نفر را به دليل صد رساله مانند آن، حتي يك روز به زندان ببرد. حضرت حق تا ابد از شما خوشنود باد! آمين.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اولاً: شهور ثلاثه مباركه، كه عمر معنوي هشتاد و چند سالهيي نصيب شما خواهد كرد بهويژه "ليلهي رغائب" امشبتان را تبريك ميگوييم. اعلام برائت و در واقع پيروزي شما ستمگران را متعجب كرد. آنها جبهه را در اينجا تغيير دادند. دست از تعرض خصمانه برداشته و دوستانه جلو ميآيند؛ مشغلههايي چون مأموريت براي عقب راندن طلبههاي خاص از خدمت به رساله نور مييابند؛ يا اينكه به طلبهها ترفيع داده مسئوليتهاي سنگينتري بر دوششان ميگذارند و يا مشغلهي ديگري به آنها ميدهند. در اينجا موارد متعددي از نوع اخير وجود دارد. چنين تعرضي از يك جهت ضررهاي بيشتري دارد.اولاً: شهور ثلاثه مباركه، كه عمر معنوي هشتاد و چند سالهيي نصيب شما خواهد كرد بهويژه "ليلهي رغائب" امشبتان را تبريك ميگوييم. اعلام برائت و در واقع پيروزي شما ستمگران را متعجب كرد. آنها جبهه را در اينجا تغيير دادند. دست از تعرض خصمانه برداشته و دوستانه جلو ميآيند؛ مشغلههايي چون مأموريت براي عقب راندن طلبههاي خاص از خدمت به رساله نور مييابند؛ يا اينكه به طلبهها ترفيع داده مسئوليتهاي سنگينتري بر دوششان ميگذارند و يا مشغلهي ديگري به آنها ميدهند. در اينجا موارد متعددي از نوع اخير وجود دارد. چنين تعرضي از يك جهت ضررهاي بيشتري دارد.
ثانياً: در اينجا يكي از رسالههاي تأثيرگذار نور وارد دبيرستان شد. رساله مذكور حاوي موقف نخست "گفتار سي و دوم"، نكتههاي اسم عدل و حكم در "لمعه سيام" و "لمعه طبيعت" تا بخش خاتمه بود. به موجب يك اخطار معنوي اجازه داديم از ابتداي مقام نخست آيت الكبري كه با اين عبارت آغاز ميشود «آري، هر مسافري كه وارد مملكت و مسافرخانه اين دنيا ميشود ...» صرف نظر از مراتب وحي و الهام، تا حقيقت حدوث كائنات كه در واقع مرتبه "هجدهم" ميباشد، تا بحث امكان؛ با حروف الفباي جديد نوشته شود. آن را با ماشين براي خودشان تايپ كردند. شما هم اين چهار بخش را بعد از آماده سازي در يك جلد و با حروف جديد، ميتوانيد همچون گلوله توپ دوازده بهسوي اهل انكار پرتاب كنيد.ثانياً: در اينجا يكي از رسالههاي تأثيرگذار نور وارد دبيرستان شد. رساله مذكور حاوي موقف نخست "گفتار سي و دوم"، نكتههاي اسم عدل و حكم در "لمعه سيام" و "لمعه طبيعت" تا بخش خاتمه بود. به موجب يك اخطار معنوي اجازه داديم از ابتداي مقام نخست آيت الكبري كه با اين عبارت آغاز ميشود «آري، هر مسافري كه وارد مملكت و مسافرخانه اين دنيا ميشود ...» صرف نظر از مراتب وحي و الهام، تا حقيقت حدوث كائنات كه در واقع مرتبه "هجدهم" ميباشد، تا بحث امكان؛ با حروف الفباي جديد نوشته شود. آن را با ماشين براي خودشان تايپ كردند. شما هم اين چهار بخش را بعد از آماده سازي در يك جلد و با حروف جديد، ميتوانيد همچون گلوله توپ دوازده بهسوي اهل انكار پرتاب كنيد.
— 191 —
من امسال بسيار ضعيف و سالمند و عاجز شدهام، لذا از برادران جوانم خواهشمندم در اين شهور ثلاثه مباركه از كمكهاي معنوي خود دريغ نكنند. به يكايكشان سلام كرده، براي سلامتيشان در دو جهان دعا ميكنيم.من امسال بسيار ضعيف و سالمند و عاجز شدهام، لذا از برادران جوانم خواهشمندم در اين شهور ثلاثه مباركه از كمكهاي معنوي خود دريغ نكنند. به يكايكشان سلام كرده، براي سلامتيشان در دو جهان دعا ميكنيم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
(اين نامه بسيار مهم است)
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اين روزها درباره پايه و اساس تقوا و عمل صالح كه در قرآن حكيم بعد از ايمان بيشترين اهميت را دارند فكر ميكردم. تقوا اجتناب از گناهان و مناهي، و عمل صالح حركت در دايره "امر" و كسب خيرات است. دفع شر همواره بر جلب نفع ترجيح دارد، در زمانه فعلي كه زمان فساد و بيبند و باري و هوسهاي جذاب است، تقوا دفع مفاسد و ترك كباير است و به عنوان مهمترين اساس رجحان بزرگي يافته است.اين روزها درباره پايه و اساس تقوا و عمل صالح كه در قرآن حكيم بعد از ايمان بيشترين اهميت را دارند فكر ميكردم. تقوا اجتناب از گناهان و مناهي، و عمل صالح حركت در دايره "امر" و كسب خيرات است. دفع شر همواره بر جلب نفع ترجيح دارد، در زمانه فعلي كه زمان فساد و بيبند و باري و هوسهاي جذاب است، تقوا دفع مفاسد و ترك كباير است و به عنوان مهمترين اساس رجحان بزرگي يافته است.
امروزه تخريبها (ي اخلاقي) و جريانهاي منفي شدت يافته است، به همين دليل تقوا بزرگترين اساس در برابر آنها بهشمار ميرود. كسي كه فرائض را ادا كند و مرتكب گناهان كبيره نشود نجات مييابد. در ميان اين همه گناه كبيره، احتمال موفقيت بر انجام عمل صالح مخلصانه بسيار اندك است؛ همچنين اندكي عمل صالح در چنين شرايط دشوار و سنگيني، در حكم بسيار است. در تقوا نيز نوعي عمل صالح هست، زيرا ترك حیرام، واجب است. انجام يك عمیل واجب، ثواب انجام بسياري از اعمال مستحبي را دارد. يك اجتناب (از گناه) در چنين زمانهيي ی كه با تهاجم هزاران گناه مواجهايم ی با اندكي عمل بهمثابه ترك صدها گناه و انجام صدها كار واجب است. اين مسألهي مهم، اگر با نيت و قصدِ اجتناب از گناه به نام تقوا توأم باشد عمل صالح مهميست كه از عبادت منفي سرچشمه ميگيرد.امروزه تخريبها (ي اخلاقي) و جريانهاي منفي شدت يافته است، به همين دليل تقوا بزرگترين اساس در برابر آنها بهشمار ميرود. كسي كه فرائض را ادا كند و مرتكب گناهان كبيره نشود نجات مييابد. در ميان اين همه گناه كبيره، احتمال موفقيت بر انجام عمل صالح مخلصانه بسيار اندك است؛ همچنين اندكي عمل صالح در چنين شرايط دشوار و سنگيني، در حكم بسيار است. در تقوا نيز نوعي عمل صالح هست، زيرا ترك حیرام، واجب است. انجام يك عمیل واجب، ثواب انجام بسياري از اعمال مستحبي را دارد. يك اجتناب (از گناه) در چنين زمانهيي ی كه با تهاجم هزاران گناه مواجهايم ی با اندكي عمل بهمثابه ترك صدها گناه و انجام صدها كار واجب است. اين مسألهي مهم، اگر با نيت و قصدِ اجتناب از گناه به نام تقوا توأم باشد عمل صالح مهميست كه از عبادت منفي سرچشمه ميگيرد.
— 192 —
مهمترين وظيفه شاگردان رساله نور در زمان فعلي اين است كه تقوا را در برابر تخريبها (ي اخلاقي) و معاصي اساس قرار داده و بر اين منوال حركت كنند؛ مادام كه در طرز زندگي امروز، انسان در هر دقيقه با صدها گناه مواجه ميشود، فرد، با تقوا و با نيت اجتناب، حكم كسي را خواهد داشت كه صدها عمل صالح انجام داده است. بيشك كاخي را كه يك نفر در يك روز خراب ميكند بيست نفر نخواهند توانست در بيست روز درست كنند؛ در حالي كه در برابر تخريبهاي يك نفر، بيست نفر بايد كار و فعاليت كنند، اين همه مقاومت و تأثير مرمت كنندهيي چون رساله نور در برابر هزاران تخريب كننده، كار بسيار شگرفيست. اگر اين دو نيروي متقابل در يك سطح بودند در بازسازي اوضاع، موفقيت و فتوحاتي چون معجزه حاصل ميگرديد.مهمترين وظيفه شاگردان رساله نور در زمان فعلي اين است كه تقوا را در برابر تخريبها (ي اخلاقي) و معاصي اساس قرار داده و بر اين منوال حركت كنند؛ مادام كه در طرز زندگي امروز، انسان در هر دقيقه با صدها گناه مواجه ميشود، فرد، با تقوا و با نيت اجتناب، حكم كسي را خواهد داشت كه صدها عمل صالح انجام داده است. بيشك كاخي را كه يك نفر در يك روز خراب ميكند بيست نفر نخواهند توانست در بيست روز درست كنند؛ در حالي كه در برابر تخريبهاي يك نفر، بيست نفر بايد كار و فعاليت كنند، اين همه مقاومت و تأثير مرمت كنندهيي چون رساله نور در برابر هزاران تخريب كننده، كار بسيار شگرفيست. اگر اين دو نيروي متقابل در يك سطح بودند در بازسازي اوضاع، موفقيت و فتوحاتي چون معجزه حاصل ميگرديد.
از جملهي تخربيات به عمل آمده، آسيب شديديست كه بر احترام و مهرباني به عنوان مهمترين پايه در اداره حيات اجتماعي عارض شده است. اين امر در برخي جاها بسيار دردناك است و در خصوص سالمندانبيچاره و پدر و مادرها نتايج دهشتناكي در بر دارد. حضرت حق را سپاس كه رساله نور در برابر اين تخريبات وحشتناك، به هر كجا كه وارد ميشود مقاومت كرده و اوضاع را بازسازي ميكند. همچنان كه يأجوج و مأجوج با تخريب سد ذوالقرنين دنيا را به فساد كشيدند؛ اينك نيز با تزلزل در سد قرآن ی كه شريعت محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است ی الحادي ظالمانه و هرج و مرجي ظُلماني و بدتر از يأجوج و مأجوج، در زندگي و اخلاق مردم فساد ايجاد كردهاند. مجاهدات معنوي شاگردان رساله نور در مواجه با چنين حادثهيي، ان شاء الله همچون زمان صحابه، با عملي اندك موجب اعمال صالحه و ثواب بسيار ميشود.از جملهي تخربيات به عمل آمده، آسيب شديديست كه بر احترام و مهرباني به عنوان مهمترين پايه در اداره حيات اجتماعي عارض شده است. اين امر در برخي جاها بسيار دردناك است و در خصوص سالمندانبيچاره و پدر و مادرها نتايج دهشتناكي در بر دارد. حضرت حق را سپاس كه رساله نور در برابر اين تخريبات وحشتناك، به هر كجا كه وارد ميشود مقاومت كرده و اوضاع را بازسازي ميكند. همچنان كه يأجوج و مأجوج با تخريب سد ذوالقرنين دنيا را به فساد كشيدند؛ اينك نيز با تزلزل در سد قرآن ی كه شريعت محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام است ی الحادي ظالمانه و هرج و مرجي ظُلماني و بدتر از يأجوج و مأجوج، در زندگي و اخلاق مردم فساد ايجاد كردهاند. مجاهدات معنوي شاگردان رساله نور در مواجه با چنين حادثهيي، ان شاء الله همچون زمان صحابه، با عملي اندك موجب اعمال صالحه و ثواب بسيار ميشود.
برادران عزيزم!برادران عزيزم!
در چنين روزگاري و در برابر چنين حوادث وحشتناكي، بعد از قدرت اخلاص، بزرگترين توان ما اين است: همانطور كه هر كدام از ما براساس قاعده "اشتراك اعمال اخروي"با قلم در دفتر اعمالِ صالحه ديگري حسنات ثبت ميكنيم، با زبان (دعا) نيز به قلعه و سنگر تقواي يكديگر، قدرت و ياري بفرستيم. مخصوصاًدر چنين روزگاري و در برابر چنين حوادث وحشتناكي، بعد از قدرت اخلاص، بزرگترين توان ما اين است: همانطور كه هر كدام از ما براساس قاعده "اشتراك اعمال اخروي"با قلم در دفتر اعمالِ صالحه ديگري حسنات ثبت ميكنيم، با زبان (دعا) نيز به قلعه و سنگر تقواي يكديگر، قدرت و ياري بفرستيم. مخصوصاً
— 193 —
شتاب در ياري رساندن به اين برادر درماندهتان كه هدف تهاجمهاي توفاني قرار گرفته، در اين ماههاي سهگانه و ايام مشهور، شأن عمل قهرمانان و وفاداران و مهرباناني چون شماست. با تمام وجود اين ياري معنوي را از شما تقاضا دارم. من نيز به شرط برخورداري از ايمان و صداقت، طلبههاي رساله نور را در همه دعاها و بهرههاي معنويام، در همه ساعات شبانه روز بر اساس اصیل "اشتراك اعمال اخروي" گاه بيش از صد بار با عنوان طلبههاي نور سهيم ميكنم.شتاب در ياري رساندن به اين برادر درماندهتان كه هدف تهاجمهاي توفاني قرار گرفته، در اين ماههاي سهگانه و ايام مشهور، شأن عمل قهرمانان و وفاداران و مهرباناني چون شماست. با تمام وجود اين ياري معنوي را از شما تقاضا دارم. من نيز به شرط برخورداري از ايمان و صداقت، طلبههاي رساله نور را در همه دعاها و بهرههاي معنويام، در همه ساعات شبانه روز بر اساس اصیل "اشتراك اعمال اخروي" گاه بيش از صد بار با عنوان طلبههاي نور سهيم ميكنم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! ديروز، امين به مناسبت سپاهي كه به اين حوالي آمده است، به رغم عدم علاقهام و با اينكه اطلاع نداشتم روسيه به جنگ ادامه ميدهد، گفت كه اتصال روسيه به قفقاز قطع شده است. با آنكه اجازه ادامه صحبت به او ندادم اما قلبام علاقه قابل توجهي نشان داد.برادران عزيز و صديقام! ديروز، امين به مناسبت سپاهي كه به اين حوالي آمده است، به رغم عدم علاقهام و با اينكه اطلاع نداشتم روسيه به جنگ ادامه ميدهد، گفت كه اتصال روسيه به قفقاز قطع شده است. با آنكه اجازه ادامه صحبت به او ندادم اما قلبام علاقه قابل توجهي نشان داد.
آنگاه، امروز در نماز و تسبيحات به صورت معنوي گفته شد: در هر حال يكي از جريانهايي كه اين روزها در كره زمين در حال زد و خورد و جنگ هستند طرفدار اسلام و قرآن و رساله نور و مشرب ما خواهد شد؛ و از اين منظر بايد به آن نگاه كرد. هر چند در يكي دو نامه دلايلي را براي عدم توجه به اين امور نوشتم كه از نظر عقل و دل كافي به نظر ميرسد، ليكن بر قلب من خطور كرد كه براي نفس كنجكاو و علاقمند كفايت نميكند.آنگاه، امروز در نماز و تسبيحات به صورت معنوي گفته شد: در هر حال يكي از جريانهايي كه اين روزها در كره زمين در حال زد و خورد و جنگ هستند طرفدار اسلام و قرآن و رساله نور و مشرب ما خواهد شد؛ و از اين منظر بايد به آن نگاه كرد. هر چند در يكي دو نامه دلايلي را براي عدم توجه به اين امور نوشتم كه از نظر عقل و دل كافي به نظر ميرسد، ليكن بر قلب من خطور كرد كه براي نفس كنجكاو و علاقمند كفايت نميكند.
همچنين در تسبيحاتاخطار داده شد: دليل بااهميت موضوع اين است كه در روي كردن به يك طرف و توجه كردن به آن، حس طرفداري در انسان بيدار ميشود؛ نگاه جانبدارانه، نواقص و اشكالات جريان مورد نظر را نميبيند و به ظلم و ستماش رضا نشان ميدهد و حتي ممكن است تشويقاش هم بكند. اين در حاليست كه رضا دادن به كفر، كفر است؛ به همين ترتيب رضا دادن به ظلم نيز ظلم است.همچنين در تسبيحاتاخطار داده شد: دليل بااهميت موضوع اين است كه در روي كردن به يك طرف و توجه كردن به آن، حس طرفداري در انسان بيدار ميشود؛ نگاه جانبدارانه، نواقص و اشكالات جريان مورد نظر را نميبيند و به ظلم و ستماش رضا نشان ميدهد و حتي ممكن است تشويقاش هم بكند. اين در حاليست كه رضا دادن به كفر، كفر است؛ به همين ترتيب رضا دادن به ظلم نيز ظلم است.
— 194 —
البته اين رودررويي وحشتناك كه بر روي زمين در جريان است ظلمها و خرابيهايي به وجود ميآورد كه آسمانها را به گريستن وا ميدارد. حق بسياري از مظلومان و بيگناهان ناديده گرفته ميشود و از بين ميرود. اين قاعده و اصل ظالمانهي مدنيتِ غدارِ بيميم كه «فرد را ميتوان در راه جمع فدا كرد و براي سلامت ملت لزومي به رعايت حقهاي جزئي نيست». چنان عرصه ظالمانه وحشتناكي گشوده است كه نمونهاش در توحش قرون ابتدايي هم وجود نداشته است. عدالت حقيقيِ قرآن معجز البيان، حق فرد را فداي جمع نميكند. «حق، حق است، ربطي به بزرگ و كوچك و كم و زياد ندارد». براي كساني مانند شاگردان رساله نور ی كه از نقطه نظر اين قانون آسماني و عدالت حقيقي، حقيقت قرآن دلمشغولي آنان است ی مناسب نيست كه بدون ضرورت صرفاً به سبب يك كنجكاوي هوسناك و به اعتبار نتيجهي مثلاً سودمندي كه حاصل خواهد شد، پيش از تحصيل نتيجه و بدون لزوم رو به اين موضوع آرند و رفتارهاي مخرب ستمگرانه را تشويق كنند. لذا به لحاظ فكري پرداختن به اقدامات جرياني كه به نفع اسلام و قرآن خدمت خواهد كرد و مشغول آن شدن امر مناسبي نيست، به همين دليل نفس نيز در تبعيت از عقل و دل حساسيت خود را از دست ميدهد.البته اين رودررويي وحشتناك كه بر روي زمين در جريان است ظلمها و خرابيهايي به وجود ميآورد كه آسمانها را به گريستن وا ميدارد. حق بسياري از مظلومان و بيگناهان ناديده گرفته ميشود و از بين ميرود. اين قاعده و اصل ظالمانهي مدنيتِ غدارِ بيميم كه «فرد را ميتوان در راه جمع فدا كرد و براي سلامت ملت لزومي به رعايت حقهاي جزئي نيست». چنان عرصه ظالمانه وحشتناكي گشوده است كه نمونهاش در توحش قرون ابتدايي هم وجود نداشته است. عدالت حقيقيِ قرآن معجز البيان، حق فرد را فداي جمع نميكند. «حق، حق است، ربطي به بزرگ و كوچك و كم و زياد ندارد». براي كساني مانند شاگردان رساله نور ی كه از نقطه نظر اين قانون آسماني و عدالت حقيقي، حقيقت قرآن دلمشغولي آنان است ی مناسب نيست كه بدون ضرورت صرفاً به سبب يك كنجكاوي هوسناك و به اعتبار نتيجهي مثلاً سودمندي كه حاصل خواهد شد، پيش از تحصيل نتيجه و بدون لزوم رو به اين موضوع آرند و رفتارهاي مخرب ستمگرانه را تشويق كنند. لذا به لحاظ فكري پرداختن به اقدامات جرياني كه به نفع اسلام و قرآن خدمت خواهد كرد و مشغول آن شدن امر مناسبي نيست، به همين دليل نفس نيز در تبعيت از عقل و دل حساسيت خود را از دست ميدهد.
مسأله دوم: غلبه قطعي رساله نور در اسپارتا زندقه را متحير كرد. البته برخي زنديقان كه در حكم روح خبيث آن شخص پستِ مردهاند، به علاوهي متمردان و معنداني كه هم اينك در رأس كار هستند در نظر خودشان براي مقابله با اين شكست، از سر تا پا عليه قرآن و پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام البته مخفيانه و در خفا، به همان ترتيب كه در بحث مناظره شيطاني گذشت، تعابير و سخنان حزب الشيطان را كه طبق مشرب خود درباره پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و قرآن به كار ميبرند، به طرز ديگري بيان كردهاند. يهودي و زنديقي چون او كه نام اسلام را يدك ميكشد، بر اين مدار پيش رفت كه نكاتي را كه فيلسوفان بيدين و متمرد، و زنادقه اروپا از گذشته تاكنون در ارتباط با حالات قرآن و پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام مورد انتقاد قرار دادهاند، با زيركي به گوش صافدلان مسلماني كه با رساله نور آشنا نشدهاند برساند و اين موارد را به آنها نشان دهد. او سعي كرد كفر خودمسأله دوم: غلبه قطعي رساله نور در اسپارتا زندقه را متحير كرد. البته برخي زنديقان كه در حكم روح خبيث آن شخص پستِ مردهاند، به علاوهي متمردان و معنداني كه هم اينك در رأس كار هستند در نظر خودشان براي مقابله با اين شكست، از سر تا پا عليه قرآن و پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام البته مخفيانه و در خفا، به همان ترتيب كه در بحث مناظره شيطاني گذشت، تعابير و سخنان حزب الشيطان را كه طبق مشرب خود درباره پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و قرآن به كار ميبرند، به طرز ديگري بيان كردهاند. يهودي و زنديقي چون او كه نام اسلام را يدك ميكشد، بر اين مدار پيش رفت كه نكاتي را كه فيلسوفان بيدين و متمرد، و زنادقه اروپا از گذشته تاكنون در ارتباط با حالات قرآن و پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام مورد انتقاد قرار دادهاند، با زيركي به گوش صافدلان مسلماني كه با رساله نور آشنا نشدهاند برساند و اين موارد را به آنها نشان دهد. او سعي كرد كفر خود
— 195 —
را بپوشاند و به اين ترتيب در شيطنت از شيطان هم سبقت گرفت؛ اين امر موجب تأثر فراوان من است.را بپوشاند و به اين ترتيب در شيطنت از شيطان هم سبقت گرفت؛ اين امر موجب تأثر فراوان من است.
در نامه برادرمان صبري بيان ميشود كه خدعههاي سست و واهي ملحدان معاند عليه جريان رساله نور مانند خانه و تار عنكبوت ضعيف و لرزان است و اين پردههاي شيطنت بيارزشاند و مقاومتي ندارند. همانطور كه گفته است كتاب منتشر شده در برابر رساله نور مقاومتي نميتواند داشته باشد و از بين خواهد رفت؛ كتاب مذكور كه توسط زنديق معاند و متمرد، روح خبيث آن شخص پستِ مرده نوشته شده در ظاهر براي مسلمانان و به نفیع تركگراييست، اما در حقيقت براي در هم شكستن عظمت و شكوه معنوي قرآن و پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و بيارزش كردن آن و به قصد عادي سازياش نگارش يافته است. اين اثر در مقابله با معجزات قرآني و معجزات احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در حد تار عنكوبت هم نيست و از بين خواهد رفت. ليكن هزاران بار افسوس كه اثر ياد شده براي كساني كه رساله نور را نديدهاند قطعاً مُضر است؛ به همين ترتيب آگاهان از رساله نور نيز براي اينكه از سر كنجكاوي بدانند محتوايش چيست ممكن است به سراغش بروند؛ لذا قلوب پاك و زلال را آلوده خواهد كرد. حداقل باعث اوهام و وسوسهشان ميشود.در نامه برادرمان صبري بيان ميشود كه خدعههاي سست و واهي ملحدان معاند عليه جريان رساله نور مانند خانه و تار عنكبوت ضعيف و لرزان است و اين پردههاي شيطنت بيارزشاند و مقاومتي ندارند. همانطور كه گفته است كتاب منتشر شده در برابر رساله نور مقاومتي نميتواند داشته باشد و از بين خواهد رفت؛ كتاب مذكور كه توسط زنديق معاند و متمرد، روح خبيث آن شخص پستِ مرده نوشته شده در ظاهر براي مسلمانان و به نفیع تركگراييست، اما در حقيقت براي در هم شكستن عظمت و شكوه معنوي قرآن و پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و بيارزش كردن آن و به قصد عادي سازياش نگارش يافته است. اين اثر در مقابله با معجزات قرآني و معجزات احمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در حد تار عنكوبت هم نيست و از بين خواهد رفت. ليكن هزاران بار افسوس كه اثر ياد شده براي كساني كه رساله نور را نديدهاند قطعاً مُضر است؛ به همين ترتيب آگاهان از رساله نور نيز براي اينكه از سر كنجكاوي بدانند محتوايش چيست ممكن است به سراغش بروند؛ لذا قلوب پاك و زلال را آلوده خواهد كرد. حداقل باعث اوهام و وسوسهشان ميشود.
شاگردان قهرمان رساله نور در برابر چنين چيزهايي بايد بيدار باشند و فعاليت خود را افزايش دهند. مشغول كردن ذهن به امور ناپسند، خود امر ناپسنديست لذا سخنام را كوتاه ميكنم. مراقب باشيد با اهميت دادن به آن كتاب موجب كنجكاوي مردم و مراجعه آنها به اين اثر نشويد. بدانيد كه مطالب كتاب مورد بحث به استثناي ترجمه اسما و آيات مباركهاش، كاملاً بيارزش و ضد دين و بياهميت است.شاگردان قهرمان رساله نور در برابر چنين چيزهايي بايد بيدار باشند و فعاليت خود را افزايش دهند. مشغول كردن ذهن به امور ناپسند، خود امر ناپسنديست لذا سخنام را كوتاه ميكنم. مراقب باشيد با اهميت دادن به آن كتاب موجب كنجكاوي مردم و مراجعه آنها به اين اثر نشويد. بدانيد كه مطالب كتاب مورد بحث به استثناي ترجمه اسما و آيات مباركهاش، كاملاً بيارزش و ضد دين و بياهميت است.
از تمثيل زير بدانيد كه اين آدم تا چه حد پا را از گليم خود بيشتر دراز كرده است: ابلهي از فاصلهيي دور به كتابي كه علماي متخصص و مدقق در مجلسي بسيار دور مطالعه ميكردند نگاه ميكرد و استادي را كه به آنها درس ميداد ازاز تمثيل زير بدانيد كه اين آدم تا چه حد پا را از گليم خود بيشتر دراز كرده است: ابلهي از فاصلهيي دور به كتابي كه علماي متخصص و مدقق در مجلسي بسيار دور مطالعه ميكردند نگاه ميكرد و استادي را كه به آنها درس ميداد از
— 196 —
نظر ميگذراند اما چيزي نميديد. با اين حال برخلاف علماي مذكور حكم داد و به انتقاد از آنها پرداخت و چون ديوانگان هذيان گويي پيشه كرد.نظر ميگذراند اما چيزي نميديد. با اين حال برخلاف علماي مذكور حكم داد و به انتقاد از آنها پرداخت و چون ديوانگان هذيان گويي پيشه كرد.
حضرت حق اهل ايمان و شاگردان رساله نور را از شر چنين كساني در امان دارد! آمين. سعيد نورسيحضرت حق اهل ايمان و شاگردان رساله نور را از شر چنين كساني در امان دارد! آمين. سعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
پس از چيره شدن ثبات و اخلاص فوق العاده شما و دفع آن مصيبت، اهل دنيا جبهه را تغيير دادند. با دسيسه زندقه، در اين حوالي در پشت پرده اجرائاتي مادي و معنوي عليه ما شروع شده است. كاملاً با شيطنت و با دقت براي از بين بردن تساند شاگردان رساله نور كه منشأ قدرت واقعي آنان است ميكوشند. با آنكه رسالهها را به شما عودت دادهاند مكارانه در حال حيلهگري هستند. ما شاخه و شعبهيي از شما هستيم ليكن ما را اصل و مركز تلقي ميكنند لذا بيشترِ دسيسههیا را در برابیر میا به كار ميگيیرند. حافیظ حقيقي حضیرت حیق است. ان شیاء الله نميتوانند ضرري برسانند. اما در ايام و ليالي مبارك اين ماههاي ارزشمند با دعاهاي خالصانهي خود به ما كمك كنيد. خبري نيست ولي تا آنجا كه ميتوانيید احتياط كنيد و دقت داشته باشيد. قهرمانیاني چون حضیرت علي (رض) و غیوث گيلاني (قدس) با خطابهايي چون قُل و لا تَخَف و وَ لَا تَخشَ و با تضمينهاي معنوي هميشه به ما جسارت و قدرت معنوي ميدهند.پس از چيره شدن ثبات و اخلاص فوق العاده شما و دفع آن مصيبت، اهل دنيا جبهه را تغيير دادند. با دسيسه زندقه، در اين حوالي در پشت پرده اجرائاتي مادي و معنوي عليه ما شروع شده است. كاملاً با شيطنت و با دقت براي از بين بردن تساند شاگردان رساله نور كه منشأ قدرت واقعي آنان است ميكوشند. با آنكه رسالهها را به شما عودت دادهاند مكارانه در حال حيلهگري هستند. ما شاخه و شعبهيي از شما هستيم ليكن ما را اصل و مركز تلقي ميكنند لذا بيشترِ دسيسههیا را در برابیر میا به كار ميگيیرند. حافیظ حقيقي حضیرت حیق است. ان شیاء الله نميتوانند ضرري برسانند. اما در ايام و ليالي مبارك اين ماههاي ارزشمند با دعاهاي خالصانهي خود به ما كمك كنيد. خبري نيست ولي تا آنجا كه ميتوانيید احتياط كنيد و دقت داشته باشيد. قهرمانیاني چون حضیرت علي (رض) و غیوث گيلاني (قدس) با خطابهايي چون قُل و لا تَخَف و وَ لَا تَخشَ و با تضمينهاي معنوي هميشه به ما جسارت و قدرت معنوي ميدهند.
كاتب عثمان در نامه اش مي نويسد كه برهان، برادر دلاور رشدي قهرمان براي آزادي رسالهها خدمات فراواني كرده؛ البته اين برادر شجاع ما در گذشته نيز چنين خدماتي داشته است. همه كساني كه براي او و آزادي رسالههاي نور تلاش نموده يا متحمل زحمتي شدهاند، حتي براي رييس دادگاه و اعضاي باانصاف آن دعا ميكنيم و از آنان سپاسگزاريم.كاتب عثمان در نامه اش مي نويسد كه برهان، برادر دلاور رشدي قهرمان براي آزادي رسالهها خدمات فراواني كرده؛ البته اين برادر شجاع ما در گذشته نيز چنين خدماتي داشته است. همه كساني كه براي او و آزادي رسالههاي نور تلاش نموده يا متحمل زحمتي شدهاند، حتي براي رييس دادگاه و اعضاي باانصاف آن دعا ميكنيم و از آنان سپاسگزاريم.
اگر مناسب بود تشكر ويژه ما را به اطلاع رييس دادگاه برسانيد.اگر مناسب بود تشكر ويژه ما را به اطلاع رييس دادگاه برسانيد.
— 197 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ هذِهِ الشُّهُورِ الثَّلَاثَةِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ هذِهِ الشُّهُورِ الثَّلَاثَةِ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اولاً: شب معراج گذشته و شب برائت آتي را به شما تبريك ميگويم و خواهان دعاهاي مقبولتان هستيم.اولاً: شب معراج گذشته و شب برائت آتي را به شما تبريك ميگويم و خواهان دعاهاي مقبولتان هستيم.
ثانياً: نيمه دوم معجزات قرآني ی كه گفتار بيست و پنجم ناميده ميشود ی با آن كه بر اثر بلاي عجله، مجمل و خلاصه ماند اما همانطور كه پيشتر براي شما نوشتم برخي ضمايم را به آخر آن ضميمه كرده بوديم. اينك مهمترين بخش آن ضمايم را در لمعات ديديم كه بيست سال پيش چاپ شده است. درج آن نيز در ذيلهاي معجزات قرآن بسيار مناسب است. نسخهيي از لمعات را كه طاهري قهرمان برايم آورد بسيار ارزشمند يافتم. اگر نسخه ديگري در آن حوالي هست شما هم آن بخش را در پايان نسخههاي خود بنويسيد. در واقع لمعات خود نيز خارق العاده است. ظرف بيست روز در ماه مبارك رمضان به صورت نثر و بيتكلف به يكباره نوشته شده است. بعد ديديم چون امري سهل و ممتنع صورت نثر منظوم و نظم منثور گرفته است. اين بخش در لمعات خارق العادهتر است. عنوان بخش مذكور در لمعات چنين است: «بيان موجز اعجاز قرآن»ثانياً: نيمه دوم معجزات قرآني ی كه گفتار بيست و پنجم ناميده ميشود ی با آن كه بر اثر بلاي عجله، مجمل و خلاصه ماند اما همانطور كه پيشتر براي شما نوشتم برخي ضمايم را به آخر آن ضميمه كرده بوديم. اينك مهمترين بخش آن ضمايم را در لمعات ديديم كه بيست سال پيش چاپ شده است. درج آن نيز در ذيلهاي معجزات قرآن بسيار مناسب است. نسخهيي از لمعات را كه طاهري قهرمان برايم آورد بسيار ارزشمند يافتم. اگر نسخه ديگري در آن حوالي هست شما هم آن بخش را در پايان نسخههاي خود بنويسيد. در واقع لمعات خود نيز خارق العاده است. ظرف بيست روز در ماه مبارك رمضان به صورت نثر و بيتكلف به يكباره نوشته شده است. بعد ديديم چون امري سهل و ممتنع صورت نثر منظوم و نظم منثور گرفته است. اين بخش در لمعات خارق العادهتر است. عنوان بخش مذكور در لمعات چنين است: «بيان موجز اعجاز قرآن»
بخشي كه از عبارت "زماني در عالم رؤيا ديدم در دامان كوه آغري هستم. ناگهان كوه متلاشي شد و تخته سنگهايي به بزرگي كوه را در عالم پراكند و جهان را به لرزه درآورد". تا عنوان "نحوه نظر دو نوع است؛ يكي نوراني و ديگري ظلماني"؛بخشي كه از عبارت "زماني در عالم رؤيا ديدم در دامان كوه آغري هستم. ناگهان كوه متلاشي شد و تخته سنگهايي به بزرگي كوه را در عالم پراكند و جهان را به لرزه درآورد". تا عنوان "نحوه نظر دو نوع است؛ يكي نوراني و ديگري ظلماني"؛
اگر لمعات به دست شما نرسيده باشد بخش ياد شده را از اينجا برايتان ارسال خواهيم كرد.اگر لمعات به دست شما نرسيده باشد بخش ياد شده را از اينجا برايتان ارسال خواهيم كرد.
— 198 —
ثالثاً: رويدادي لطيف و زيبا و ظريف را بيان ميكنم. در اين شهر زنان سالمند و بانوان پاكيزه جوان ی كه در حكم سالمند هستند ی بيش از مردان، فداكارانه دل به رساله نور دادهاند. آنان پارچههاي با ارزشِ مربوط به جهيزيهي زر دوزي شدهي عروس در زمانهاي گذشته را بر جلد نسخههاي مختلف رساله نور كشيدهاند؛ طوري كه گويي همه رسالهها با زينتهاي زرين جلد شدهاند. آنها بر جمال معنوي و زيبايي كتابت رساله نور ی كه توسط برادراني چون خسرو، طاهري، عليها، حسن عاطف و عاصم صورت گرفته ی زيبايي دلنشين ديگري بر روي جلدش افزودهاند. ما در اينجا خواهران متعددي داريم كه همچون "امّهان" و "شاهينده" كه نامشان در نامه حافظ علي آمده با تمام توان براي رساله نور فعاليت ميكنند. براي نمونه، شاگردان رساله نور آسيه، ثانيه، علويه، لطفيه، و عليّه به خواهران و برادرانشان در آنجا درود ميفرستند و دعاگوي آنها هستند.ثالثاً: رويدادي لطيف و زيبا و ظريف را بيان ميكنم. در اين شهر زنان سالمند و بانوان پاكيزه جوان ی كه در حكم سالمند هستند ی بيش از مردان، فداكارانه دل به رساله نور دادهاند. آنان پارچههاي با ارزشِ مربوط به جهيزيهي زر دوزي شدهي عروس در زمانهاي گذشته را بر جلد نسخههاي مختلف رساله نور كشيدهاند؛ طوري كه گويي همه رسالهها با زينتهاي زرين جلد شدهاند. آنها بر جمال معنوي و زيبايي كتابت رساله نور ی كه توسط برادراني چون خسرو، طاهري، عليها، حسن عاطف و عاصم صورت گرفته ی زيبايي دلنشين ديگري بر روي جلدش افزودهاند. ما در اينجا خواهران متعددي داريم كه همچون "امّهان" و "شاهينده" كه نامشان در نامه حافظ علي آمده با تمام توان براي رساله نور فعاليت ميكنند. براي نمونه، شاگردان رساله نور آسيه، ثانيه، علويه، لطفيه، و عليّه به خواهران و برادرانشان در آنجا درود ميفرستند و دعاگوي آنها هستند.
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ شَعْبَانَ وَ رَمَضَانَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ شَعْبَانَ وَ رَمَضَانَ
برادران عزيز، صديق، متين و ارجمندم! شب برائت (نيمه شعبان) و ليالي آتي ماه مبارك رمضان را به شما تبريك ميگوييم. حضرت حق را صدها هزار بار شكر كه رساله نور به خودي خود در حال گسترش است و در هر سو پيروزيهايي كسب ميكند. نه تنها حيلههاي اهل ضلالت قادر به متوقف كردن آن نيست بلكه بسياري از بيدينان در برابرش خلع سلاح شدهاند. به قول حافظ علي آنها بسيار وحشت كردهاند به نحوي كه هجومشان بر اثر ترس و وحشت است نه براساس تعصب الحادي. ان شاء الله اين ترس و وحشت به نفع رساله نور خواهد شد.برادران عزيز، صديق، متين و ارجمندم! شب برائت (نيمه شعبان) و ليالي آتي ماه مبارك رمضان را به شما تبريك ميگوييم. حضرت حق را صدها هزار بار شكر كه رساله نور به خودي خود در حال گسترش است و در هر سو پيروزيهايي كسب ميكند. نه تنها حيلههاي اهل ضلالت قادر به متوقف كردن آن نيست بلكه بسياري از بيدينان در برابرش خلع سلاح شدهاند. به قول حافظ علي آنها بسيار وحشت كردهاند به نحوي كه هجومشان بر اثر ترس و وحشت است نه براساس تعصب الحادي. ان شاء الله اين ترس و وحشت به نفع رساله نور خواهد شد.
— 199 —
صاحب كارخانه نور در نامهي اين بار خود دعاي عالي و والايي داشت؛ ما با اين چشم به دعاي مذكور مينگريم كه پرتويي از اخلاص و صداقت فوق العاده اوست، لذا حسن ظن او را كه هزار مرتبه بيش از شايستگي من است به حساب رساله نور ميگذاريم و براي دعايش آمين ميگوييم. نامه او همراه نامه حسن عاطف عصر ليله برائت به دستمان رسيد. پس آن را نوعي تبريك باميمنت و پر بركت براي شب برائتمان تلقي كرديم ..........صاحب كارخانه نور در نامهي اين بار خود دعاي عالي و والايي داشت؛ ما با اين چشم به دعاي مذكور مينگريم كه پرتويي از اخلاص و صداقت فوق العاده اوست، لذا حسن ظن او را كه هزار مرتبه بيش از شايستگي من است به حساب رساله نور ميگذاريم و براي دعايش آمين ميگوييم. نامه او همراه نامه حسن عاطف عصر ليله برائت به دستمان رسيد. پس آن را نوعي تبريك باميمنت و پر بركت براي شب برائتمان تلقي كرديم ..........
برادران عزيز من!برادران عزيز من!
در اين رمضان نيز مانند ماه مبارك سال گذشته بسيار آرزومندم براي اين برادر ضعيف و عاجزتان از سعي و كوشش معنوي و اخروي خود به ميزان زكات بپردازيد و اندكي به حساب او كار كنيد و در حمل بار سنگيني كه به موجب حسن ظن بسيارتان بر عهدهاش نهادهايد او را ياري كنيد.در اين رمضان نيز مانند ماه مبارك سال گذشته بسيار آرزومندم براي اين برادر ضعيف و عاجزتان از سعي و كوشش معنوي و اخروي خود به ميزان زكات بپردازيد و اندكي به حساب او كار كنيد و در حمل بار سنگيني كه به موجب حسن ظن بسيارتان بر عهدهاش نهادهايد او را ياري كنيد.
بيشتر مردم بر اثر سردرگمي درد معيشت، امور اخروي را در اولويت دوم قرار ميدهند، پس اهل ضلالت از اين مسأله سوء استفاده كرده و آنها را به دام مياندازند. ان شاء الله شاگردان رساله نور براساس قناعت و ميانهروي با اين مرض معنوي نيز مقابله خواهند كرد.بيشتر مردم بر اثر سردرگمي درد معيشت، امور اخروي را در اولويت دوم قرار ميدهند، پس اهل ضلالت از اين مسأله سوء استفاده كرده و آنها را به دام مياندازند. ان شاء الله شاگردان رساله نور براساس قناعت و ميانهروي با اين مرض معنوي نيز مقابله خواهند كرد.
به يكايك برادران و خواهرانمان سلام ميكنيم و دعاگوي آنها هستيم.به يكايك برادران و خواهرانمان سلام ميكنيم و دعاگوي آنها هستيم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 200 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
ماه مبارك رمضان را به شما تبريك ميگوييم. اميد كه حضرت ارحم الراحمين به حرمت اين ماه مبیارك با رحمت خود به داد امت رسیول اكیرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ی كه رحمةُ للعالمين است ی برسد! آمين؛ و از آفات و گمراهيها كه از آثار غضب الهيست محافظت فرمايد! آمين؛ و شاگردان رساله نور را در گسترش انوار قرآني موفق كناد! آمين.ماه مبارك رمضان را به شما تبريك ميگوييم. اميد كه حضرت ارحم الراحمين به حرمت اين ماه مبیارك با رحمت خود به داد امت رسیول اكیرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ی كه رحمةُ للعالمين است ی برسد! آمين؛ و از آفات و گمراهيها كه از آثار غضب الهيست محافظت فرمايد! آمين؛ و شاگردان رساله نور را در گسترش انوار قرآني موفق كناد! آمين.
مشتاقانه منتظر دريافت حزب الاعظم قرآني هستيم.مشتاقانه منتظر دريافت حزب الاعظم قرآني هستيم.
ثانياً: در نامه حافظ علي مژدهي آمدن سليمان رشدي قهرمان داده شده است. ما نيز هزاران بار به او خوشامد گفته و به سه جهت به او و فرزندانش تبريك ميگوييم. نامه مفصل حسن عاطف براي برادر "بدوي" ی كه او را محمد دميرجي مينامد ی در نشان دادن اخلاص به برادراني كه در اينجا هستند تأثير فراواني داشته است. اينكه درصدد پياده كردن قواعد و اسرار رساله "اخلاص" ميباشد موجب سرور و شادي فراوان ما شد. حضرت حق شمار برادراني چون او را بيشتر كناد! در نامه عاطف گفته ميشود يكي دو نفر از سالمندان بسيار پير و ارجمند از قهرمانان مدرسه نوريه، با رساله نور پيوندهاي درخشاني دارند و اين اشك شوق ما را جاري كرد.ثانياً: در نامه حافظ علي مژدهي آمدن سليمان رشدي قهرمان داده شده است. ما نيز هزاران بار به او خوشامد گفته و به سه جهت به او و فرزندانش تبريك ميگوييم. نامه مفصل حسن عاطف براي برادر "بدوي" ی كه او را محمد دميرجي مينامد ی در نشان دادن اخلاص به برادراني كه در اينجا هستند تأثير فراواني داشته است. اينكه درصدد پياده كردن قواعد و اسرار رساله "اخلاص" ميباشد موجب سرور و شادي فراوان ما شد. حضرت حق شمار برادراني چون او را بيشتر كناد! در نامه عاطف گفته ميشود يكي دو نفر از سالمندان بسيار پير و ارجمند از قهرمانان مدرسه نوريه، با رساله نور پيوندهاي درخشاني دارند و اين اشك شوق ما را جاري كرد.
اين بار به عنوان تتمه بيانيه بيدار باش جوانان ی كه قبلاً برايتان ارسال شده بود ی يادداشتي را به عنوان هشدار به جوانان اين منطقه كه در اوضاع خطرناكي بهسر ميبرند ميفرستيم تا روشن شود جوانان حقيقي تُرك چه كسانياند و از نقطه نظر جواني، ارزشِ استقامت و پاكدامني و عفت و پيروي از سنت سَنيّه ی كهاين بار به عنوان تتمه بيانيه بيدار باش جوانان ی كه قبلاً برايتان ارسال شده بود ی يادداشتي را به عنوان هشدار به جوانان اين منطقه كه در اوضاع خطرناكي بهسر ميبرند ميفرستيم تا روشن شود جوانان حقيقي تُرك چه كسانياند و از نقطه نظر جواني، ارزشِ استقامت و پاكدامني و عفت و پيروي از سنت سَنيّه ی كه
— 201 —
شاگردان جوان رساله نور در پيش گرفتهاند ی معلوم شود؛ همين طور يك بار ديگر اثبات گردد كه جوانان واقعي و خوش ذوق، همانهايي هستند كه مانند جوانان سعادتمند مذكور ميباشند.شاگردان جوان رساله نور در پيش گرفتهاند ی معلوم شود؛ همين طور يك بار ديگر اثبات گردد كه جوانان واقعي و خوش ذوق، همانهايي هستند كه مانند جوانان سعادتمند مذكور ميباشند.
به همهي برادران و خواهرانمان سلام ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم. از آنها خواهشمنديم در اين ماه مبارك و اين شبها و روزهاي شريف كه يك حسنه، هزار پاداش دارد ما را از دعاي خيرشان فراموش نكنند.به همهي برادران و خواهرانمان سلام ميفرستيم و برايشان دعا ميكنيم. از آنها خواهشمنديم در اين ماه مبارك و اين شبها و روزهاي شريف كه يك حسنه، هزار پاداش دارد ما را از دعاي خيرشان فراموش نكنند.
اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِىاَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
(تتمه بيدارباشيست براي جوانان كه پيشتر براي شما ارسال شده بیود)
چند نصيحت، درس و يادآوري براي گروهي از جوانان درمانده و پريشان چند نصيحت، درس و يادآوري براي گروهي از جوانان درمانده و پريشان
روزي چند جوان پاكدل و نوراني نزد من آمدند، جواناني كه براي رهايي از خطرات زندگي، لغزشهاي جواني و خواهشهاي نفساني، راهكارهاي مناسب و راهنمايي مؤثر ميخواستند، در پاسخ، مطالبي را به شرح زير براي آنان بيان كردم كه قبلاً به جوانان ديگري كه خواهان كمك از ارشادهاي "رسائل نور" بودند، گفته بودم:روزي چند جوان پاكدل و نوراني نزد من آمدند، جواناني كه براي رهايي از خطرات زندگي، لغزشهاي جواني و خواهشهاي نفساني، راهكارهاي مناسب و راهنمايي مؤثر ميخواستند، در پاسخ، مطالبي را به شرح زير براي آنان بيان كردم كه قبلاً به جوانان ديگري كه خواهان كمك از ارشادهاي "رسائل نور" بودند، گفته بودم:
جوانيتان بيشك سپري خواهد شد، اگر در دايرهي شرع حركت نكنيد، جوانيتان از دست ميرود، و شما را در دنيا، قبر و در آخرت گرفتار چنان بلاها و دردهايي خواهد كرد كه به مراتب از لذتش افزونتر خواهد بود، ولي اگر با تربيت اسلامي، به عنوان شكر در مقابل نعمت جواني، آن را به حفظ ناموس، عفت و طاعت صرف نماييد، جوانيتان در معنا جاودانه شده، و سبب كسب يك جواني ابدي خواهد گرديد.جوانيتان بيشك سپري خواهد شد، اگر در دايرهي شرع حركت نكنيد، جوانيتان از دست ميرود، و شما را در دنيا، قبر و در آخرت گرفتار چنان بلاها و دردهايي خواهد كرد كه به مراتب از لذتش افزونتر خواهد بود، ولي اگر با تربيت اسلامي، به عنوان شكر در مقابل نعمت جواني، آن را به حفظ ناموس، عفت و طاعت صرف نماييد، جوانيتان در معنا جاودانه شده، و سبب كسب يك جواني ابدي خواهد گرديد.
— 202 —
حيات نيز، اگر عاري از ايمان باشد، يا اگر ايمان بر اثر نافرماني از پروردگار، تأثيرش را از دست دهد، چنين زندگي با وجود لذت و نشاط ظاهري و بسيار كوتاهش ميتواند درد و حزن و غمهايي را در پي داشته باشد كه عذاب آن هزاران بار بيشتر از لذت و شادي آن است، زيرا انسان صاحب عقل و فكر بوده و بر خلاف حيوان، فطرتاً علاوه بر زمان حال، با زمانهاي گذشته و آينده نيز ارتباط دارد، و درد و لذت آن را نيز احساس ميكند.حيات نيز، اگر عاري از ايمان باشد، يا اگر ايمان بر اثر نافرماني از پروردگار، تأثيرش را از دست دهد، چنين زندگي با وجود لذت و نشاط ظاهري و بسيار كوتاهش ميتواند درد و حزن و غمهايي را در پي داشته باشد كه عذاب آن هزاران بار بيشتر از لذت و شادي آن است، زيرا انسان صاحب عقل و فكر بوده و بر خلاف حيوان، فطرتاً علاوه بر زمان حال، با زمانهاي گذشته و آينده نيز ارتباط دارد، و درد و لذت آن را نيز احساس ميكند.
اما حيوان چون فاقد فكر است، لذت حاضرش را با انديشه به رنجهاي گذشته و ترس از آينده خراب نميكند؛ ولي انساني كه در ضلالت سقوط نموده و گرفتار غفلت شده است، رنجهاي گذشته و نگرانيهايش نسبت به آينده، لذت بسيار جزئي حاضر را حقيقتاً به كامش تلخ كرده، و خراب ميكند، به ويژه اگر لذت نامشروع باشد كاملاً حكم يك عسل مسموم را به خود ميگيرد، يعني چنين انساني به مراتب پايينتر از حيوان، از زندگيش لذت ميبرد. حتي حيات، وجود و دنياي اهل ضلالت و غفلت، فقط در امروز خلاصه ميشود، زيرا در نظر او تمام روزهاي گذشته و تمام عالم، به سبب ضلالت و گمراهي او معدوم و نابود شده است، و به سبب وجود عقل، او را در ظلمات و تاريكيها قرار ميدهد، و روزهاي آينده نيز نسبت به او باز هم در حكم معدوم است، چون او هيچ اعتقادي ندارد؛ و فكر فراق و جدايي ابدي ی كه از فكر عدم نشأت ميگيرد ی میدام زندگياش را تاريك ميكند. اما اگر ايمان، در حكم حيات براي زندگي باشد، آن وقت روزهاي گذشته و آينده با نور ايمان منور شده و وجود مييابد، و همچون زمان حاضر، به روح و قلب مؤمن از طريق ايمان، لذتهاي معنوي والا و انوار زندگيبخش ميدهد. اين حقيقت در اُميد هفتمِ "رساله سالمندان" توضيح داده شده است، ميتوانيد به آن مراجعه كنيد.اما حيوان چون فاقد فكر است، لذت حاضرش را با انديشه به رنجهاي گذشته و ترس از آينده خراب نميكند؛ ولي انساني كه در ضلالت سقوط نموده و گرفتار غفلت شده است، رنجهاي گذشته و نگرانيهايش نسبت به آينده، لذت بسيار جزئي حاضر را حقيقتاً به كامش تلخ كرده، و خراب ميكند، به ويژه اگر لذت نامشروع باشد كاملاً حكم يك عسل مسموم را به خود ميگيرد، يعني چنين انساني به مراتب پايينتر از حيوان، از زندگيش لذت ميبرد. حتي حيات، وجود و دنياي اهل ضلالت و غفلت، فقط در امروز خلاصه ميشود، زيرا در نظر او تمام روزهاي گذشته و تمام عالم، به سبب ضلالت و گمراهي او معدوم و نابود شده است، و به سبب وجود عقل، او را در ظلمات و تاريكيها قرار ميدهد، و روزهاي آينده نيز نسبت به او باز هم در حكم معدوم است، چون او هيچ اعتقادي ندارد؛ و فكر فراق و جدايي ابدي ی كه از فكر عدم نشأت ميگيرد ی میدام زندگياش را تاريك ميكند. اما اگر ايمان، در حكم حيات براي زندگي باشد، آن وقت روزهاي گذشته و آينده با نور ايمان منور شده و وجود مييابد، و همچون زمان حاضر، به روح و قلب مؤمن از طريق ايمان، لذتهاي معنوي والا و انوار زندگيبخش ميدهد. اين حقيقت در اُميد هفتمِ "رساله سالمندان" توضيح داده شده است، ميتوانيد به آن مراجعه كنيد.
آري، زندگي چنين است، اگر خواهان شادماني و لذت زندگي هستيد، پس آن را با ايمان، حيات ببخشيد، و با اداي فرايض زينت دهيد، و با دوري از گناهان محافظت كنيد. اما حقيقت موت را كه مرگ و ميرها در هر روز و در همهجا و در هر وقت نشان ميدهند، ضمن مثال زير بيان خواهم كرد:آري، زندگي چنين است، اگر خواهان شادماني و لذت زندگي هستيد، پس آن را با ايمان، حيات ببخشيد، و با اداي فرايض زينت دهيد، و با دوري از گناهان محافظت كنيد. اما حقيقت موت را كه مرگ و ميرها در هر روز و در همهجا و در هر وقت نشان ميدهند، ضمن مثال زير بيان خواهم كرد:
— 203 —
همیانگونه كه به جیوانان ديگر نيز گفته بودم، تصور كنيد كه در برابر چشمانتان دار اعدام و در مجاورت آن، محل يك قرعه كشي بسيار باشكوهي (كه جوايز ارزندهيي دارد) قرار دارد، ما ده نفري كه اينجا هستيم، در هر صورت خواه ناخواه و به اجبار به آنجا دعوت خواهيم شد، و صدايمان خواهند زد، اما چون زمان دعوت معلوم نيست هر دقيقه منتظر هستيم كسي بيايد و بگويد: "بيا حكم اعدامت را بگير، و خود را براي اعدام آماده كن". يا اين كه بگويد: "قرعه به اسم تو درآمد، بيا كارت دريافت ميليونها سكه طلا را تحويل بگير!" در اين لحظه ناگاه دو نفر از دروازه ظاهر ميشوند، يكي زن نيمه عريان زيبا و فريبندهييست، كه حلواي به ظاهر شيرين اما در حقيقت مسموم را در دست دارد، و ميخواهد آن را به ما بخوراند، و ديگري مرد بسيار با وقاريست، كه در كارش بسيار جديست، نه فريب ميدهد، و نه فريب ميخورد، او از پي آن زن آمد، و گفت:همیانگونه كه به جیوانان ديگر نيز گفته بودم، تصور كنيد كه در برابر چشمانتان دار اعدام و در مجاورت آن، محل يك قرعه كشي بسيار باشكوهي (كه جوايز ارزندهيي دارد) قرار دارد، ما ده نفري كه اينجا هستيم، در هر صورت خواه ناخواه و به اجبار به آنجا دعوت خواهيم شد، و صدايمان خواهند زد، اما چون زمان دعوت معلوم نيست هر دقيقه منتظر هستيم كسي بيايد و بگويد: "بيا حكم اعدامت را بگير، و خود را براي اعدام آماده كن". يا اين كه بگويد: "قرعه به اسم تو درآمد، بيا كارت دريافت ميليونها سكه طلا را تحويل بگير!" در اين لحظه ناگاه دو نفر از دروازه ظاهر ميشوند، يكي زن نيمه عريان زيبا و فريبندهييست، كه حلواي به ظاهر شيرين اما در حقيقت مسموم را در دست دارد، و ميخواهد آن را به ما بخوراند، و ديگري مرد بسيار با وقاريست، كه در كارش بسيار جديست، نه فريب ميدهد، و نه فريب ميخورد، او از پي آن زن آمد، و گفت:
من حامل طلسمي هستم و درسي براي شما دارم، اگر آن را بخوانيد و از آن حلوا نخوريد، از اعدام نجات مييابيیید، و با اين طلییسم كارت آن جوايزبينظير را هم ميتییوانيد بییه دست آوريد، آنگییاه با چشم خود خییواهيد ديد كه كساني كه از آن عسل و حلوا ميخورند دار زده ميشوند، و تا پيش از رفتن بالاي دار از درد ناشییي از خوردن حلییواي مسموم به خییود ميپيچند، و كساني كه كارت جايزه را گرفتند؛ گرچه از ديد ما پنهان هستند و ظاهراً چنين به نظر ميرسد كه آنها نيز به دار آويخته شده باشند، اما ميليونها شاهد و گواه خبر ميدهند كه آنها اعدام نشدهاند، بلكه براي نزديك كردن راه و گرفتن جايزه، چوبههاي دار را پلهيي براي صعود و عبور ساختند.من حامل طلسمي هستم و درسي براي شما دارم، اگر آن را بخوانيد و از آن حلوا نخوريد، از اعدام نجات مييابيیید، و با اين طلییسم كارت آن جوايزبينظير را هم ميتییوانيد بییه دست آوريد، آنگییاه با چشم خود خییواهيد ديد كه كساني كه از آن عسل و حلوا ميخورند دار زده ميشوند، و تا پيش از رفتن بالاي دار از درد ناشییي از خوردن حلییواي مسموم به خییود ميپيچند، و كساني كه كارت جايزه را گرفتند؛ گرچه از ديد ما پنهان هستند و ظاهراً چنين به نظر ميرسد كه آنها نيز به دار آويخته شده باشند، اما ميليونها شاهد و گواه خبر ميدهند كه آنها اعدام نشدهاند، بلكه براي نزديك كردن راه و گرفتن جايزه، چوبههاي دار را پلهيي براي صعود و عبور ساختند.
بياييد، خودتان از پنجرهها نگاه كنيد تا ببينيد، مأموران بلندپايه و كساني كه مشغول اين كار هستند چگونه با صداي بلند اعلان ميدارند و ميگويند: "همانگونه كه افراد به دار آويخته را با چشم خود ديديد، اين را هم به يقين بدانيد كه صاحبان آن طلسم، كارت جوايز را به دست آوردند، در اين مورد هيچ شك و شبههيي به خود راه ندهيد، زيرا اين امر مثل روز روشن است".بياييد، خودتان از پنجرهها نگاه كنيد تا ببينيد، مأموران بلندپايه و كساني كه مشغول اين كار هستند چگونه با صداي بلند اعلان ميدارند و ميگويند: "همانگونه كه افراد به دار آويخته را با چشم خود ديديد، اين را هم به يقين بدانيد كه صاحبان آن طلسم، كارت جوايز را به دست آوردند، در اين مورد هيچ شك و شبههيي به خود راه ندهيد، زيرا اين امر مثل روز روشن است".
بنابراين، با نتيجهگيري از مثال ميفهميم:بنابراين، با نتيجهگيري از مثال ميفهميم:
— 204 —
جیوانان به سبب لذتها و خوشگذرانيهاي فاسقانه و نامشروع جواني ی كه همچون عسلِ مسموم است ی ايمان را كه بليت و وثيقهي خزانه ابدي و سعادت دائميست از دست ميدهند؛ و عيناً همانگونه كه در ظاهر هم مشخص است، به مرگ كه در حكم دار اعدام، و به مصيبتِ قبر كه در حكم درِ تاريكيهاي ابديست دچار ميشوند؛ و چون زمان مرگ از ما پوشيده است هر لحظه ممكن است جلاد اجل بيايد، و بدون قايل شدن هيچ تفاوتي بين پير و جوان، همه را سر ببرّد. پس اگر آن جوان دست از خواهشهاي نامشروع ی كه شبيه به عسلِ مسموم است ی بردارد، و براي به دست آوردن آن طلسم قرآني يعني ايمان و اداي فرايض تلاش كند، آنگاه بايد بداند كه يك صد و بيست و چهیار هزار پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و تعداد بيشماري از اهل ولايت و اهل حقيقت به اتفاق و با ارايه دلايل و آثار خبر ميدهند كه چنين جوانانِ باايماني، بليت گنجهاي سعادت ابدي را در قرعهكشي فوقالعادهي مقدرات الهي به دست خواهند آورد.جیوانان به سبب لذتها و خوشگذرانيهاي فاسقانه و نامشروع جواني ی كه همچون عسلِ مسموم است ی ايمان را كه بليت و وثيقهي خزانه ابدي و سعادت دائميست از دست ميدهند؛ و عيناً همانگونه كه در ظاهر هم مشخص است، به مرگ كه در حكم دار اعدام، و به مصيبتِ قبر كه در حكم درِ تاريكيهاي ابديست دچار ميشوند؛ و چون زمان مرگ از ما پوشيده است هر لحظه ممكن است جلاد اجل بيايد، و بدون قايل شدن هيچ تفاوتي بين پير و جوان، همه را سر ببرّد. پس اگر آن جوان دست از خواهشهاي نامشروع ی كه شبيه به عسلِ مسموم است ی بردارد، و براي به دست آوردن آن طلسم قرآني يعني ايمان و اداي فرايض تلاش كند، آنگاه بايد بداند كه يك صد و بيست و چهیار هزار پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام و تعداد بيشماري از اهل ولايت و اهل حقيقت به اتفاق و با ارايه دلايل و آثار خبر ميدهند كه چنين جوانانِ باايماني، بليت گنجهاي سعادت ابدي را در قرعهكشي فوقالعادهي مقدرات الهي به دست خواهند آورد.
نتيجه: جواني ميگذرد، اگر در راه بيبند و باري و خوشگذراني صرف شده باشد، هزاران درد و بلا را در دنيا و آخرت بر جاي خواهد گذاشت. اگر ميخواهيد بدانيد كه چرا بيشتر اين جوانان در نتيجه سوء استفادهها و اسرافها به امراض رواني مبتلا گرديده، و در بيمارستانها بستري شدهاند، يا بر اثر پيروي از احساسات و غرور و هوسهاي جواني در زندانها يا در مكانهاي مبتذل به سر ميبرند، يا بر اثر فشارهاي روحي و رواني كه در اثر پريشانيهاي معنوي ايجاد شده، در ميخانهها سرگرداناند، برويد، از بيمارستانها، زندانها و قبرستانها سؤال كنيد؛ بيشك از زبان حال بيمارستانها، اكثراً آه و فرياد و واويلايِ برخاسته از امییراض ناشییي از زيادهروي و سوء استفییاده از جییواني را ميشنويد، و از زندانها نيز اكثراً نالههاي تأسف، حسرت و پشيماني جوانان بدبختي به گوشتان خواهد رسيد كه با پيروي از احساسات و غرور جواني و خارج شدن از دايره شرع، سيلي تأديب خوردهاند... همچنين خواهيد دانست كه علت عمده اكثر عذابها در قبر و عالم برزخ ی كه به سبب كثرت مراجعان همواره درش باز و بسته ميشود ی سوء استفاده از خواهشهاي جوانيست. مشاهدات اهل كشف القبور و تأييد ونتيجه: جواني ميگذرد، اگر در راه بيبند و باري و خوشگذراني صرف شده باشد، هزاران درد و بلا را در دنيا و آخرت بر جاي خواهد گذاشت. اگر ميخواهيد بدانيد كه چرا بيشتر اين جوانان در نتيجه سوء استفادهها و اسرافها به امراض رواني مبتلا گرديده، و در بيمارستانها بستري شدهاند، يا بر اثر پيروي از احساسات و غرور و هوسهاي جواني در زندانها يا در مكانهاي مبتذل به سر ميبرند، يا بر اثر فشارهاي روحي و رواني كه در اثر پريشانيهاي معنوي ايجاد شده، در ميخانهها سرگرداناند، برويد، از بيمارستانها، زندانها و قبرستانها سؤال كنيد؛ بيشك از زبان حال بيمارستانها، اكثراً آه و فرياد و واويلايِ برخاسته از امییراض ناشییي از زيادهروي و سوء استفییاده از جییواني را ميشنويد، و از زندانها نيز اكثراً نالههاي تأسف، حسرت و پشيماني جوانان بدبختي به گوشتان خواهد رسيد كه با پيروي از احساسات و غرور جواني و خارج شدن از دايره شرع، سيلي تأديب خوردهاند... همچنين خواهيد دانست كه علت عمده اكثر عذابها در قبر و عالم برزخ ی كه به سبب كثرت مراجعان همواره درش باز و بسته ميشود ی سوء استفاده از خواهشهاي جوانيست. مشاهدات اهل كشف القبور و تأييد و
— 205 —
گواهي اهل حقيقت، دليل اين مدّعاست. هر گاه از سالخوردگان و بيماران ی كه بخش اعظم جییامعییه را تشكيل ميدهند ی بپرسيد، حتماً بيشتر آنان با تأسف و حسرت خواهند گفت: "واي بر ما! جواني خود را به باد داديم، و در زيان و خسران تباه كرديم؛ زينهار كه مثل ما نباشيد".گواهي اهل حقيقت، دليل اين مدّعاست. هر گاه از سالخوردگان و بيماران ی كه بخش اعظم جییامعییه را تشكيل ميدهند ی بپرسيد، حتماً بيشتر آنان با تأسف و حسرت خواهند گفت: "واي بر ما! جواني خود را به باد داديم، و در زيان و خسران تباه كرديم؛ زينهار كه مثل ما نباشيد".
انساني كه به خاطر ٥ تا ١٠ سال لذتهاي نامشروع جواني، ساليان سال را در دنيا با غم و اندوه سپري ميكند، و در برزخ، عذاب و خسران ميبيند، و در آخرت بلاي جهنم و سقر يكي از اسامي جهنم. م. را متحمل ميشود، با آنكه به شدت به شفقت و دلسوزي نياز دارد، ولي مستحق ترحم نيست، زيرا مطابق قانونانساني كه به خاطر ٥ تا ١٠ سال لذتهاي نامشروع جواني، ساليان سال را در دنيا با غم و اندوه سپري ميكند، و در برزخ، عذاب و خسران ميبيند، و در آخرت بلاي جهنم و سقر يكي از اسامي جهنم. م. را متحمل ميشود، با آنكه به شدت به شفقت و دلسوزي نياز دارد، ولي مستحق ترحم نيست، زيرا مطابق قانون
اَلرَّاضِى بِالضَّرَرِ لاَ يُنْظَرُ لَهُاَلرَّاضِى بِالضَّرَرِ لاَ يُنْظَرُ لَهُ
كسي كه به زيان و ضررش راضي باشد، نه لايق شفقت و دلسوزيست، و نه با نگاه رحمت به او نگريسته ميشود.كسي كه به زيان و ضررش راضي باشد، نه لايق شفقت و دلسوزيست، و نه با نگاه رحمت به او نگريسته ميشود.
خداوند ما و شما را از فتنههاي جذاب اين عصر نجات دهد، و محافظت كند! آمين...خداوند ما و شما را از فتنههاي جذاب اين عصر نجات دهد، و محافظت كند! آمين...
برادران عزيز و صديقام شاگردان رساله نور!برادران عزيز و صديقام شاگردان رساله نور!
شخصي سالمند كه از او انتظار نميرفت، به مطلبي اعتراض كرده كه اين اعتراض ميتواند براي برخي از شاگردان ضعيف رساله نور مضر باشد. به اين مناسبت و براي ريشه كن كردن اعتراضهاي مشابه، مجبور به بيان حقيقتي شدم. همچنان كه آن را پيشتر براي كسي گفته بودم در اينجا نيز تكرار ميكنم:شخصي سالمند كه از او انتظار نميرفت، به مطلبي اعتراض كرده كه اين اعتراض ميتواند براي برخي از شاگردان ضعيف رساله نور مضر باشد. به اين مناسبت و براي ريشه كن كردن اعتراضهاي مشابه، مجبور به بيان حقيقتي شدم. همچنان كه آن را پيشتر براي كسي گفته بودم در اينجا نيز تكرار ميكنم:
موجب شگفتي و تأسف است كه اهل حقيقت قدرت فوق العادهيي را كه در وحدت و همبستگيست ضايع ميكنند و با از دست دادن آن مغلوب ميشوند و در همان حال اهل ضلالت و نفاق با اينكه وحدت با مشربشان ضديت دارد، براي بهدست آوردن قدرت فوق العاده مهم وحدت، متحد ميشوند. آنها با اينكه تعدادشان ده درصد است اهل حقيقت را كه جمعيت نود درصدي دارند شكستموجب شگفتي و تأسف است كه اهل حقيقت قدرت فوق العادهيي را كه در وحدت و همبستگيست ضايع ميكنند و با از دست دادن آن مغلوب ميشوند و در همان حال اهل ضلالت و نفاق با اينكه وحدت با مشربشان ضديت دارد، براي بهدست آوردن قدرت فوق العاده مهم وحدت، متحد ميشوند. آنها با اينكه تعدادشان ده درصد است اهل حقيقت را كه جمعيت نود درصدي دارند شكست
— 206 —
ميدهند. آنچه بيشتر موجب شگفتي و حيرت ميشود اين است كه از كساني كه بيشترين ياري و تشويق را انتظار داريم و آنان نيز براساس اسلام و مسئوليت ديني و مشرب خويش مكلف به اين ياري هستند، نه تنها به ما كمك نميكنند بلكه بنا بر برداشتهاي غلط و با تكيه بر موقعيت اجتماعي خود طوري لب به اعتراض ميگشايند كه موجبات توقف خدمت رساله نور را فراهم ميكنند. آنها البته به مطلبي كه داير بر حقيقتيست اعتراض كردهاند.ميدهند. آنچه بيشتر موجب شگفتي و حيرت ميشود اين است كه از كساني كه بيشترين ياري و تشويق را انتظار داريم و آنان نيز براساس اسلام و مسئوليت ديني و مشرب خويش مكلف به اين ياري هستند، نه تنها به ما كمك نميكنند بلكه بنا بر برداشتهاي غلط و با تكيه بر موقعيت اجتماعي خود طوري لب به اعتراض ميگشايند كه موجبات توقف خدمت رساله نور را فراهم ميكنند. آنها البته به مطلبي كه داير بر حقيقتيست اعتراض كردهاند.
من نميدانم كدام مسأله است و مربوط به كدام آيه ميشود. حداكثر اين است كه موضوع مربوط به مسألهيي پيرامون اشارات قرآنيست كه شعاع نخست نام دارد و از مطالب كاملاً محرمانه ميباشد.من نميدانم كدام مسأله است و مربوط به كدام آيه ميشود. حداكثر اين است كه موضوع مربوط به مسألهيي پيرامون اشارات قرآنيست كه شعاع نخست نام دارد و از مطالب كاملاً محرمانه ميباشد.
اين برادر عاجزتان به آن دوست قديمي و به كساني كه اهل دقتاند و به شما ميگويم: سعيد جديد با فيض قرآن معجز البيان در خصوص حقايق ايماني براهيني چنان منطقي و منطبق بر حقيقت بيان ميدارد كه نه تنها علماي مسلمان كه معاندترين فيلسوفان اروپا را نيز مجبور به تسليم كرده و ميكند؛ همانطور كه اخباري از حضرت علي (رض) و غوث اعظم (رض) به طرز اشاري و رمزي در اهميت و ارزش رساله نور هست، قرآن معجز البيان نيز با رمز و اشارات، نظرها را به رساله نور ی كه در زمان كنوني معجزه معنوي آن است ی جلب ميكند؛ اين رمز و اشارات قرآن كه از معناي اشاري آن نشأت ميگيرد در شأن اعجازش است و مقتضاي بلاغت اعجاز آميز اين زبان غيبي ميباشد. آري، در زندان اسكي شهير در زمانهيي دهشتناك هنگامي كه شديداً نيازمند تسلي قدسي بوديم، طي هشداري معنوي به من گفته شده "در مقبوليت رساله نور از اولياي قديم شواهدي ميآوري؛ در حالي كه براساس سرّاين برادر عاجزتان به آن دوست قديمي و به كساني كه اهل دقتاند و به شما ميگويم: سعيد جديد با فيض قرآن معجز البيان در خصوص حقايق ايماني براهيني چنان منطقي و منطبق بر حقيقت بيان ميدارد كه نه تنها علماي مسلمان كه معاندترين فيلسوفان اروپا را نيز مجبور به تسليم كرده و ميكند؛ همانطور كه اخباري از حضرت علي (رض) و غوث اعظم (رض) به طرز اشاري و رمزي در اهميت و ارزش رساله نور هست، قرآن معجز البيان نيز با رمز و اشارات، نظرها را به رساله نور ی كه در زمان كنوني معجزه معنوي آن است ی جلب ميكند؛ اين رمز و اشارات قرآن كه از معناي اشاري آن نشأت ميگيرد در شأن اعجازش است و مقتضاي بلاغت اعجاز آميز اين زبان غيبي ميباشد. آري، در زندان اسكي شهير در زمانهيي دهشتناك هنگامي كه شديداً نيازمند تسلي قدسي بوديم، طي هشداري معنوي به من گفته شده "در مقبوليت رساله نور از اولياي قديم شواهدي ميآوري؛ در حالي كه براساس سرّ
وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍوَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ
قرآن است كه در اين مسأله صاحب سخن ميباشد. آيا قرآن رساله نور را قبول دارد؟ با چه ديدي به رساله نور نگاه ميكند؟" خود را در برابر آن سؤال عجيب يافتم.قرآن است كه در اين مسأله صاحب سخن ميباشد. آيا قرآن رساله نور را قبول دارد؟ با چه ديدي به رساله نور نگاه ميكند؟" خود را در برابر آن سؤال عجيب يافتم.
از قرآن طلب ياري كردم. در يك لحظه براساس معناي اشاري از مسائل فرعي موجود در طبقات معاني صريحِ سي و سه آيه (از آيات قرآن)، احساس كردماز قرآن طلب ياري كردم. در يك لحظه براساس معناي اشاري از مسائل فرعي موجود در طبقات معاني صريحِ سي و سه آيه (از آيات قرآن)، احساس كردم
— 207 —
رساله نور يكي از افراد داخل در كليت طبقهي معناي اشاري آيات است و قرينه محكمي براي دخول و مدار امتيازش وجود دارد. بخشي از اين حقيقت را مفصل و بخش ديگرش را به اختصار ديدم. فكر ميكنم هيچ شك و شبهه و وهم و وسوسهيي باقي نماند. من نيز به اين نيت كه با رساله نور از ايمان مؤمنان محافظت كنم انديشه والاي مزبور را روي كاغذ آوردم و با شرط محرمانه ماندنش به برادران خاصم دادم.رساله نور يكي از افراد داخل در كليت طبقهي معناي اشاري آيات است و قرينه محكمي براي دخول و مدار امتيازش وجود دارد. بخشي از اين حقيقت را مفصل و بخش ديگرش را به اختصار ديدم. فكر ميكنم هيچ شك و شبهه و وهم و وسوسهيي باقي نماند. من نيز به اين نيت كه با رساله نور از ايمان مؤمنان محافظت كنم انديشه والاي مزبور را روي كاغذ آوردم و با شرط محرمانه ماندنش به برادران خاصم دادم.
ما در آن رساله نميگوييم كه اين معناي صريح آيه است، تا روحانيون بگويند: «فِيهِ نَظَرٌ». همچنين نگفتهايم كليت معناي اشاري هم همين است، بلكه ميگوييم: زير معناي صريح (آيه) طبقههاي متعددي وجود دارد، يكي از آن طبقات هم، معناي اشاري و رمزيست؛ معناي اشاري مذكور نيز كليست و در هر عصر و زمانهيي جزيياتي دارد. رساله نور نيز در اين زمانه فردي از افراد كليت طبقه آن معناي اشاريست، و از گذشته دور نيز در بين علما پيرامون اينكه فرد مذكور بالقصد مدار نظر است و مسئوليت مهمي را ايفا خواهد كرد، قرينههايي بر اساس علوم رياضي و اصول علم جفر وجود داشته و حجتهايي بيان شده است، لذا نه اينكه اين امر خلاف آيه قرآن و صراحتش باشد بلكه به اعجاز و بلاغتش خدمت ميكند. نميتوان به اين نوع اشارات غيبي اعتراض كرد. كسي كه نميتواند برداشتهاي بيحد و حصر اهل حقيقت را از اشارات بيانتهاي قرآن انكار كند، منكر اين نكته نيز نبايد بشود و نميتواند هم بشود.ما در آن رساله نميگوييم كه اين معناي صريح آيه است، تا روحانيون بگويند: «فِيهِ نَظَرٌ». همچنين نگفتهايم كليت معناي اشاري هم همين است، بلكه ميگوييم: زير معناي صريح (آيه) طبقههاي متعددي وجود دارد، يكي از آن طبقات هم، معناي اشاري و رمزيست؛ معناي اشاري مذكور نيز كليست و در هر عصر و زمانهيي جزيياتي دارد. رساله نور نيز در اين زمانه فردي از افراد كليت طبقه آن معناي اشاريست، و از گذشته دور نيز در بين علما پيرامون اينكه فرد مذكور بالقصد مدار نظر است و مسئوليت مهمي را ايفا خواهد كرد، قرينههايي بر اساس علوم رياضي و اصول علم جفر وجود داشته و حجتهايي بيان شده است، لذا نه اينكه اين امر خلاف آيه قرآن و صراحتش باشد بلكه به اعجاز و بلاغتش خدمت ميكند. نميتوان به اين نوع اشارات غيبي اعتراض كرد. كسي كه نميتواند برداشتهاي بيحد و حصر اهل حقيقت را از اشارات بيانتهاي قرآن انكار كند، منكر اين نكته نيز نبايد بشود و نميتواند هم بشود.
اما كسي كه ظهور اثري چنين بااهميت را در دست فرد بياهميتي چون من ميبيند و آن را عجيب و دور از عقل ميپندارد و اعتراض ميكند، اگر دانه درخت كاج را كه به اندازه دانه گندم است ببيند و بينديشد كه آفريدن درخت كاجي به بزرگي يك كوه از آن، دليل عظمت و قدرت الهيست؛ بيشك مجبور ميشود بگويد ظهور چنين اثري در دست كسي چون ما كه در عجز و فقر مطلق است آن هم در زمانهيي كه احتياج شديدي به آن هست دليليست بر وسعت رحمت الهي.اما كسي كه ظهور اثري چنين بااهميت را در دست فرد بياهميتي چون من ميبيند و آن را عجيب و دور از عقل ميپندارد و اعتراض ميكند، اگر دانه درخت كاج را كه به اندازه دانه گندم است ببيند و بينديشد كه آفريدن درخت كاجي به بزرگي يك كوه از آن، دليل عظمت و قدرت الهيست؛ بيشك مجبور ميشود بگويد ظهور چنين اثري در دست كسي چون ما كه در عجز و فقر مطلق است آن هم در زمانهيي كه احتياج شديدي به آن هست دليليست بر وسعت رحمت الهي.
من، با شرف و اعتبار رساله نور به شما و معترضان اطمينان ميدهم كه اين اشارات و خبرهاي رمزي و اسرار اوليا هميشه مرا به شكر و حمد و استغفار ازمن، با شرف و اعتبار رساله نور به شما و معترضان اطمينان ميدهم كه اين اشارات و خبرهاي رمزي و اسرار اوليا هميشه مرا به شكر و حمد و استغفار از
— 208 —
تقصيرات سوق داده است؛ و با اعمالي كه در مقطع بيست سالهي عمرم در مقابل چشمان شما داشتهام اثبات ميكنم كه اين امر هيچگاه حتي دقيقهيي باعث انانيت و منيّتي در من نشد تا مدار فخر و غرور نفس اماره گردد.تقصيرات سوق داده است؛ و با اعمالي كه در مقطع بيست سالهي عمرم در مقابل چشمان شما داشتهام اثبات ميكنم كه اين امر هيچگاه حتي دقيقهيي باعث انانيت و منيّتي در من نشد تا مدار فخر و غرور نفس اماره گردد.
آري، علاوه بر اين حقيقت، انسان عاري از قصور و نسيان و سهو نيست. من اشكالهاي فراواني دارم كه خود بر آنها واقف نيستم. ممكن است افكارم به هم ريخته و موجب خطاهايي در رسالهها هم شده باشد.آري، علاوه بر اين حقيقت، انسان عاري از قصور و نسيان و سهو نيست. من اشكالهاي فراواني دارم كه خود بر آنها واقف نيستم. ممكن است افكارم به هم ريخته و موجب خطاهايي در رسالهها هم شده باشد.
سالمند مذكور به ضلالت توجه نميكند و كساني را كه به جاي حروف مقدس قرآن، زير پرده اهميت دادن به ترجمه بشر، با حروف ناقص و با رسم الخط جديد، توأم با تحريف، اقدام به تأويلات فاسد ميكنند و بر صراحت آيات صدمه ميزنند، نميبيند؛ اما به فرد بيچاره و مظلومي كه براي تقويت ايمان برادراناش نكته اعجازآميزي بيان كرده به نحوي اعتراض ميكند كه موجب وقفه در خدمت ايماني او ميگردد. نه تنها چنان اشخاصي بلكه دارندگان اندك انصافي هم در اين قبيل موارد مجاز به اعتراض نيستند.سالمند مذكور به ضلالت توجه نميكند و كساني را كه به جاي حروف مقدس قرآن، زير پرده اهميت دادن به ترجمه بشر، با حروف ناقص و با رسم الخط جديد، توأم با تحريف، اقدام به تأويلات فاسد ميكنند و بر صراحت آيات صدمه ميزنند، نميبيند؛ اما به فرد بيچاره و مظلومي كه براي تقويت ايمان برادراناش نكته اعجازآميزي بيان كرده به نحوي اعتراض ميكند كه موجب وقفه در خدمت ايماني او ميگردد. نه تنها چنان اشخاصي بلكه دارندگان اندك انصافي هم در اين قبيل موارد مجاز به اعتراض نيستند.
براي شخص من حيرتآور است كه شخص معترض از شاگردهاي شيخ فهيم (قدس سره) از اساتيد مهم من در سلسلهي علم و دانش و از شاگردان امام رباني (رض) است كه من بيش از هركس ديگري با او پيوند دارم. لذا در حالي كه مي بايست بيش از هر كس ديگري به قصورات و زيادهرويها و اوضاع در هم ريخته زندگيام در گذشته توجه نكرده و با تمام توان به ياريام بشتابد متأسفانه با افسوس فراوان شنيدهايم كه اعتراض مطرح شده توسط او موجب دلسردي برخي دوستان ضعيف شده و براي اهل ضلالت حكم سند يافته است.براي شخص من حيرتآور است كه شخص معترض از شاگردهاي شيخ فهيم (قدس سره) از اساتيد مهم من در سلسلهي علم و دانش و از شاگردان امام رباني (رض) است كه من بيش از هركس ديگري با او پيوند دارم. لذا در حالي كه مي بايست بيش از هر كس ديگري به قصورات و زيادهرويها و اوضاع در هم ريخته زندگيام در گذشته توجه نكرده و با تمام توان به ياريام بشتابد متأسفانه با افسوس فراوان شنيدهايم كه اعتراض مطرح شده توسط او موجب دلسردي برخي دوستان ضعيف شده و براي اهل ضلالت حكم سند يافته است.
از آن شخصيت سالمند انتظار داريم براي برطرف كردن سوء برداشت مذكور و بازسازي موضوع به سرعت اقدام كند و با دعا و نصيحتهاي تأثيرگذارش ما را ياري نمايد. اين را نيز علاوه نموده بيان ميدارم كه:از آن شخصيت سالمند انتظار داريم براي برطرف كردن سوء برداشت مذكور و بازسازي موضوع به سرعت اقدام كند و با دعا و نصيحتهاي تأثيرگذارش ما را ياري نمايد. اين را نيز علاوه نموده بيان ميدارم كه:
در زمان كنوني مشربها و مسلكهاي متعددي هستند كه ميليونها علاقمند فداكار واقعي و قدرتمند دارند؛ در حالي كه آنها ظاهراً در برابر هجوم وحشتناك ضلالت شكست خوردهاند، بيچارهيي چون من نيمه اُمّي، و بييار و ياور ی كهدر زمان كنوني مشربها و مسلكهاي متعددي هستند كه ميليونها علاقمند فداكار واقعي و قدرتمند دارند؛ در حالي كه آنها ظاهراً در برابر هجوم وحشتناك ضلالت شكست خوردهاند، بيچارهيي چون من نيمه اُمّي، و بييار و ياور ی كه
— 209 —
همواره زير نظر است و محل اقامتش در مقابل كلانتريست ی كسي كه به اَشكال گوناگون و شگفتآور عليه او تبليغات ميكنند و درصددند همه را از او متنفر كنند، صاحب رسالهي نوري كه محكم ايستاده و از همه مسلكها و مشربهايي كه گفتيم جلوتر است نيست اين اثر نميتواند هنر او باشد، او نميتواند با اين اثر افتخار ك11x
بلكه در واقع، رساله نور مستقيماً معجزه معنوي قرآن حكيم در اين زمان است و از سوي رحمت الهي احسان گرديده است. فردي كه گفتيم با هزاران نفر از دوستانش دست به دامان اين هديه قرآني شدهاند. در هر حال اولين وظيفه مترجمي آن اثر بر عهده او گذاشته شده است. دليل اينكه ميگوييم رساله نور اثر فكر و دانش و هوش او نيست اين است كه رساله نور بخشها و اجزائي دارد كه گاه در شش ساعت، يا دو ساعت يا يك ساعت و گاه در ده دقيقه نوشته شدهاند. من با سوگند اطمينان ميدهم كه اگر قوه حافظه سعيد قديمي را هم داشته باشم كار ده دقيقهيي مذكور را در ده ساعت نميتوانم با فكر و انديشه خود انجام دهم. رسالهيي را كه در يك ساعت نوشته شده با اين استعداد و قوه ذهني در يك روز هم نميتوانم بنويسم. گفتار سيام را كه در شش ساعت نوشته شده نه من كه ده نفر فيلسوف ديندار اهل دقت هم نميتوانند حتي در شش روز بنويسند؛ و هكذا ...بلكه در واقع، رساله نور مستقيماً معجزه معنوي قرآن حكيم در اين زمان است و از سوي رحمت الهي احسان گرديده است. فردي كه گفتيم با هزاران نفر از دوستانش دست به دامان اين هديه قرآني شدهاند. در هر حال اولين وظيفه مترجمي آن اثر بر عهده او گذاشته شده است. دليل اينكه ميگوييم رساله نور اثر فكر و دانش و هوش او نيست اين است كه رساله نور بخشها و اجزائي دارد كه گاه در شش ساعت، يا دو ساعت يا يك ساعت و گاه در ده دقيقه نوشته شدهاند. من با سوگند اطمينان ميدهم كه اگر قوه حافظه سعيد قديمي را هم داشته باشم كار ده دقيقهيي مذكور را در ده ساعت نميتوانم با فكر و انديشه خود انجام دهم. رسالهيي را كه در يك ساعت نوشته شده با اين استعداد و قوه ذهني در يك روز هم نميتوانم بنويسم. گفتار سيام را كه در شش ساعت نوشته شده نه من كه ده نفر فيلسوف ديندار اهل دقت هم نميتوانند حتي در شش روز بنويسند؛ و هكذا ...
پس ميگوييم به رغم آنكه ما مفلسايم خادم و منادي مغازه گوهرهاي قيمتي شدهايم. حضرت حق با فضل و كرماش هميشه ما و عموم شاگردان رساله نور را خالصانه و مخلصانه در اين خدمت قدسي موفق بدارد.آمين!پس ميگوييم به رغم آنكه ما مفلسايم خادم و منادي مغازه گوهرهاي قيمتي شدهايم. حضرت حق با فضل و كرماش هميشه ما و عموم شاگردان رساله نور را خالصانه و مخلصانه در اين خدمت قدسي موفق بدارد.آمين!
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 210 —
از لمعات از لمعات
بيان سه راه كه در انتهاي سوره فاتحه به آن اشاره ميشود بيان سه راه كه در انتهاي سوره فاتحه به آن اشاره ميشود
اي برادر پر آرزو! خيال برگير و با من همراه شو. در مكاني هستيم؛ به اطراف آن نگاه ميكنيم، كسي ما را نميبيند.اي برادر پر آرزو! خيال برگير و با من همراه شو. در مكاني هستيم؛ به اطراف آن نگاه ميكنيم، كسي ما را نميبيند.
بر فراز كوه هايي كه به منزله عمود چادرند، توده ابر سياهي هست كه مكان ما را در برگرفته است.بر فراز كوه هايي كه به منزله عمود چادرند، توده ابر سياهي هست كه مكان ما را در برگرفته است.
سقفي شده منجمد، اما زير و رويش باز و گشوده؛ رويي كه به سوي خورشيد باز است. زير انبوهي از ابر هستيم و ظلمت آزارمان ميدهد.سقفي شده منجمد، اما زير و رويش باز و گشوده؛ رويي كه به سوي خورشيد باز است. زير انبوهي از ابر هستيم و ظلمت آزارمان ميدهد.
از فشار در عذابيم و نبود هواي كافي جانمان را ميگيرد. حالا سه راه در برابرمان وجود دارد: دنيايي پر از نور و روشنايي؛ كه من يكبار بر اين زمين مجازي سير و سفري داشتهام.از فشار در عذابيم و نبود هواي كافي جانمان را ميگيرد. حالا سه راه در برابرمان وجود دارد: دنيايي پر از نور و روشنايي؛ كه من يكبار بر اين زمين مجازي سير و سفري داشتهام.
آري، يك بار به اينجا آمده و در هر سه مسير گشتي زدهام. راه نخست اين است: بيشتر مردم از اين مسير ميروند، مسيري كه دور جهان ميگردد و ما را به خود جذب ميكند.آري، يك بار به اينجا آمده و در هر سه مسير گشتي زدهام. راه نخست اين است: بيشتر مردم از اين مسير ميروند، مسيري كه دور جهان ميگردد و ما را به خود جذب ميكند.
ما نيز اكنون در راهيم و پياده در حركت هستيم. به درياهاي شن در اين صحرا بنگر، ببين چگونه خشم ميپراكند و ما را تهديد ميكند!ما نيز اكنون در راهيم و پياده در حركت هستيم. به درياهاي شن در اين صحرا بنگر، ببين چگونه خشم ميپراكند و ما را تهديد ميكند!
به امواج چون كوه اين دريا بنگر! آنها هم بر ما خشم گرفتهاند. خدا را شكر از آن سو سر برآورديم و ميتوانيم چهره خورشيد را ببينيم.به امواج چون كوه اين دريا بنگر! آنها هم بر ما خشم گرفتهاند. خدا را شكر از آن سو سر برآورديم و ميتوانيم چهره خورشيد را ببينيم.
مشقتي را كه متحمل شدهايم فقط ما ميدانيم. آه! دوباره به اينجا بازگشتيم؛ اين زمين وحشتناك، با آسماني ابري و ظلماني. آن چه ما لازم داريم عالميست نوراني كه چشم دلمان را بگشايد. اگر شهامت فوق العادهيي داشته باشي با هم وارد ميشويم؛ بدان كه اين راه پرخطر است.مشقتي را كه متحمل شدهايم فقط ما ميدانيم. آه! دوباره به اينجا بازگشتيم؛ اين زمين وحشتناك، با آسماني ابري و ظلماني. آن چه ما لازم داريم عالميست نوراني كه چشم دلمان را بگشايد. اگر شهامت فوق العادهيي داشته باشي با هم وارد ميشويم؛ بدان كه اين راه پرخطر است.
— 211 —
راه دوم: طبيعت زمين را سوراخ ميكنيم و به آن سو ميرويم؛ يا اينكه از تونلي فطري، لرزان عبور ميكنيم. زماني از اين مسير گذشته بودم بي ناز و پر از التماس.راه دوم: طبيعت زمين را سوراخ ميكنيم و به آن سو ميرويم؛ يا اينكه از تونلي فطري، لرزان عبور ميكنيم. زماني از اين مسير گذشته بودم بي ناز و پر از التماس.
اما در آن زمان مادهيي در دست داشتم كه زمين را ذوب ميكرد و در هم ميدريد. قرآن آن دليل معجزهوار راه سوم را در اختيارم گذاشته بود. برادر! به دنبالام بيا و اصلاً واهمه نداشته باش. ببين، غارهايي چیون تونل؛ جريانهاي تحت الارضي انتظارمان را ميكشند.اما در آن زمان مادهيي در دست داشتم كه زمين را ذوب ميكرد و در هم ميدريد. قرآن آن دليل معجزهوار راه سوم را در اختيارم گذاشته بود. برادر! به دنبالام بيا و اصلاً واهمه نداشته باش. ببين، غارهايي چیون تونل؛ جريانهاي تحت الارضي انتظارمان را ميكشند.
ما را عبور خواهند داد. طبيعت و جمودهاي عجيباش هم نبايد به هيچ وجه تو را بترسانند؛ چرا كه زير اين چهره عبوس، سيماي متبسم صاحب رحيماش وجود دارد، و من با نورانيت آن ماده قرآني چون راديوم، آن را احساس كرده بودم. حالا چشمات روشن! وارد جهاني نوراني شديم؛ به اين زمين نازنين نگاه كن، اين فضاي لطيف و دلنشين را ببين. سرت را بالا بگير؛ ببين كه سر به فلك دارد؛ ابرها را در هم دريده، در سطح پايينتري رها كرده. ما را ميخواند.ما را عبور خواهند داد. طبيعت و جمودهاي عجيباش هم نبايد به هيچ وجه تو را بترسانند؛ چرا كه زير اين چهره عبوس، سيماي متبسم صاحب رحيماش وجود دارد، و من با نورانيت آن ماده قرآني چون راديوم، آن را احساس كرده بودم. حالا چشمات روشن! وارد جهاني نوراني شديم؛ به اين زمين نازنين نگاه كن، اين فضاي لطيف و دلنشين را ببين. سرت را بالا بگير؛ ببين كه سر به فلك دارد؛ ابرها را در هم دريده، در سطح پايينتري رها كرده. ما را ميخواند.
شجره طوبي همين قرآن بوده است. شاخههايش به هر سو كشيده شدهاند. ما هم بايد به اين شاخه خميده بياويزيم تا ما را بالا بكشد.شجره طوبي همين قرآن بوده است. شاخههايش به هر سو كشيده شدهاند. ما هم بايد به اين شاخه خميده بياويزيم تا ما را بالا بكشد.
تمثالي از آن درخت آسماني، در زمين شرع انور شده است. پس ما بدون تحمل زحمتي، ميتوانستيم از همان راه به دنيايي از نور برسيم، بدون سختي و مشقت.تمثالي از آن درخت آسماني، در زمين شرع انور شده است. پس ما بدون تحمل زحمتي، ميتوانستيم از همان راه به دنيايي از نور برسيم، بدون سختي و مشقت.
مادام كه مرتكب خطا شديم، بايد به جاي سابق برگرديم، بايد راه درست را بيابيم. نگاه كن؛ مسير سوم پيش روي ما؛ شهبازي بر فراز كوهها؛ اذاني را براي تمام جهان سر داده است. مؤذن بزرگ را ببين، محمد الهاشمي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام انسانها را به سوي نور انور دعوت ميكند. و نماز و نياز را لازم ميدارد.مادام كه مرتكب خطا شديم، بايد به جاي سابق برگرديم، بايد راه درست را بيابيم. نگاه كن؛ مسير سوم پيش روي ما؛ شهبازي بر فراز كوهها؛ اذاني را براي تمام جهان سر داده است. مؤذن بزرگ را ببين، محمد الهاشمي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام انسانها را به سوي نور انور دعوت ميكند. و نماز و نياز را لازم ميدارد.
بنگر به كوههاي هدايت كه ابرها را به كناري زده است؛ كوههاي شريعت كه سر بر افلاك دارند. ببين كه چگونه روي و چشم زمينمان را زينت بخشيدهاند.بنگر به كوههاي هدايت كه ابرها را به كناري زده است؛ كوههاي شريعت كه سر بر افلاك دارند. ببين كه چگونه روي و چشم زمينمان را زينت بخشيدهاند.
با طياره همت بايد از اينجا بيرون رويم. نورانيت و نسيم آنجاست، نور و زيبايي آنجاست. اُحُد توحيد، آن كوه عزيز اينجاست.با طياره همت بايد از اينجا بيرون رويم. نورانيت و نسيم آنجاست، نور و زيبايي آنجاست. اُحُد توحيد، آن كوه عزيز اينجاست.
— 212 —
جودي اسلاميت همان كوه سلامت اينجاست. نيل زلال از چشمه باشكوه قرآنِ ازهر كه جبل القمر است جاريست. بنوش از آن آب گوارا.جودي اسلاميت همان كوه سلامت اينجاست. نيل زلال از چشمه باشكوه قرآنِ ازهر كه جبل القمر است جاريست. بنوش از آن آب گوارا.
فَتَبَارَكَ اللّهُ اَحْسَنُ الْخَالِقينَ ٭ وَ آخِرُ دَعْوينَا اَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمينَفَتَبَارَكَ اللّهُ اَحْسَنُ الْخَالِقينَ ٭ وَ آخِرُ دَعْوينَا اَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمينَ
اي دوست! خيال از سر برگير و عقلات را به كار انداز! دو راه نخست، راه مغضوبين و ضالين است، خطراتاش فراوان و پاييز و تابستاناش همواره زمستان ميباشد.اي دوست! خيال از سر برگير و عقلات را به كار انداز! دو راه نخست، راه مغضوبين و ضالين است، خطراتاش فراوان و پاييز و تابستاناش همواره زمستان ميباشد.
از هر صد نفر يك نفر چون افلاطون يا سقراط رهايي مييابد. اما راه سوم، سهل و آسان ميباشد، همين طور قريبِ مستقيم است. اينجا ضعيف و قوي مساوياند و همه همين مسير را ميپيمايند. راحتترين حالتاش غازي يا شهيد شدن است.از هر صد نفر يك نفر چون افلاطون يا سقراط رهايي مييابد. اما راه سوم، سهل و آسان ميباشد، همين طور قريبِ مستقيم است. اينجا ضعيف و قوي مساوياند و همه همين مسير را ميپيمايند. راحتترين حالتاش غازي يا شهيد شدن است.
حالا نتيجه گيري ميكنيم؛ آري، دهاي فني (عقل و خردي كه از فلسفه تعليم يافته) دو راه نخست را مسلك و مذهب خويش اتخاذ كرده. اما هدايت قرآني، راه سوم است و صراط مستقيم آن است كه ما را به مقصد ميرساند.حالا نتيجه گيري ميكنيم؛ آري، دهاي فني (عقل و خردي كه از فلسفه تعليم يافته) دو راه نخست را مسلك و مذهب خويش اتخاذ كرده. اما هدايت قرآني، راه سوم است و صراط مستقيم آن است كه ما را به مقصد ميرساند.
اَللّهُمَّ، اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقيمَ * صِرَاطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَاالضَّالّينَ. آمينَاَللّهُمَّ، اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقيمَ * صِرَاطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَاالضَّالّينَ. آمينَ
همه آلام حقيقي در ضلالت، و همه لذتها در ايمان است حقيقت عظيمي كه جامه خيال بر تن كرده است اي رفيق هوشيار! اي عزيز! اگر علاقمند آشنايي با همه تفاوتهاي بين مسلك نوراني صراط مستقيم و طريق ظلماني مغضوبان و ضالين هستي بيا و قوه وهم خود را به كار گير و بر توسن خيال بنشين تا با هم راهي ظلمات عدم شويم.همه آلام حقيقي در ضلالت، و همه لذتها در ايمان است حقيقت عظيمي كه جامه خيال بر تن كرده است اي رفيق هوشيار! اي عزيز! اگر علاقمند آشنايي با همه تفاوتهاي بين مسلك نوراني صراط مستقيم و طريق ظلماني مغضوبان و ضالين هستي بيا و قوه وهم خود را به كار گير و بر توسن خيال بنشين تا با هم راهي ظلمات عدم شويم.
ديداري از آن قبر بزرگ و آن شهر پراموات داشته باشيم.ديداري از آن قبر بزرگ و آن شهر پراموات داشته باشيم.
— 213 —
قديري ازلي با دست قدرت خود ما را از اين ديار تاريكيها بيرون برد، بر اين هستي نشاند و به اين دنيا فرستاد؛ به اين شهر بيلذت.قديري ازلي با دست قدرت خود ما را از اين ديار تاريكيها بيرون برد، بر اين هستي نشاند و به اين دنيا فرستاد؛ به اين شهر بيلذت.
اينك ما به عالم وجود آمدهايم، به اين دشت هولناك. چشمانمان گشوده شد و به شش جهت نگاه كرديم. ابتدا با نگاه محتاج به عطوفتمان مقابل خويش را مينگريم.اينك ما به عالم وجود آمدهايم، به اين دشت هولناك. چشمانمان گشوده شد و به شش جهت نگاه كرديم. ابتدا با نگاه محتاج به عطوفتمان مقابل خويش را مينگريم.
اما بلايا و آلام در مقابلمان چون دشمناني به ما حملهور ميشوند. ترسيديم و خود را كنار كشيديم. راست و چپ را از نظر ميگذرانيم، به عناصر طبايع مينگريم و از آنها مدد ميطلبيم.اما بلايا و آلام در مقابلمان چون دشمناني به ما حملهور ميشوند. ترسيديم و خود را كنار كشيديم. راست و چپ را از نظر ميگذرانيم، به عناصر طبايع مينگريم و از آنها مدد ميطلبيم.
اما ميبينيم قلب آنها قسي و بيرحم است. دندانهايشان را تيز كرده و با خشم نگاه ميكنند؛ نه به ناز توجهي دارند، نه به نياز!اما ميبينيم قلب آنها قسي و بيرحم است. دندانهايشان را تيز كرده و با خشم نگاه ميكنند؛ نه به ناز توجهي دارند، نه به نياز!
مانند درماندگان نگاه نااميدانهيي به بالا ميكنيم. در طلب ياري رو به اجرام سماوي داريم و آنها را هم بسيار ترسناك و تهديد كننده مييابيم.مانند درماندگان نگاه نااميدانهيي به بالا ميكنيم. در طلب ياري رو به اجرام سماوي داريم و آنها را هم بسيار ترسناك و تهديد كننده مييابيم.
به نظر ميرسد چون گلولهيي آتشين از جايگاه خود خارج شده و در اطراف فضا با سرعت فراوان عبور ميكنند؛ آنها با اين حال با يكديگر برخوردي نميكنند.به نظر ميرسد چون گلولهيي آتشين از جايگاه خود خارج شده و در اطراف فضا با سرعت فراوان عبور ميكنند؛ آنها با اين حال با يكديگر برخوردي نميكنند.
اگر يكي از آنها به اتفاق راه خود را گم كند، العياذ بالله، وحشت سراسر عالم شیهادت را در برخواهید گرفت. وابسته به تصیادف است؛ و از اين هم خيیري نميرسد.اگر يكي از آنها به اتفاق راه خود را گم كند، العياذ بالله، وحشت سراسر عالم شیهادت را در برخواهید گرفت. وابسته به تصیادف است؛ و از اين هم خيیري نميرسد.
مأيوسانه نظر از آن سو گرفتيم و گرفتار سرگشتگي دردناكي شديم. سرمان خیم شد، در لاك خیود فیرو رفتيم و به نفس خیود نظیر ميكنيم. به مطالعیه ميپردازيم.مأيوسانه نظر از آن سو گرفتيم و گرفتار سرگشتگي دردناكي شديم. سرمان خیم شد، در لاك خیود فیرو رفتيم و به نفس خیود نظیر ميكنيم. به مطالعیه ميپردازيم.
اينك ميشنويم؛ از نفس بيچارهمان فرياد هزاران نياز به گوش ميرسد. هزاران ناله برخاسته از فقر و تهيدستي شنيده ميشود. در انتظار تسلي خاطر، ميهراسيم.اينك ميشنويم؛ از نفس بيچارهمان فرياد هزاران نياز به گوش ميرسد. هزاران ناله برخاسته از فقر و تهيدستي شنيده ميشود. در انتظار تسلي خاطر، ميهراسيم.
— 214 —
از آن هم خيري نرسيد. در پي مأوايي به وجدانمان پناه برديم؛ دروناش را ميكاويم و به انتظار چارهيي مينشينيم. واي كه باز هم نمييابيم؛ اين ما هستيم كه بايد ياري كنيم.از آن هم خيري نرسيد. در پي مأوايي به وجدانمان پناه برديم؛ دروناش را ميكاويم و به انتظار چارهيي مينشينيم. واي كه باز هم نمييابيم؛ اين ما هستيم كه بايد ياري كنيم.
زيرا هزاران آرزو در آن ديده ميشود؛ و آرزوهاي جوشان و احساسات مهيج رو به سوي كائنات دارند. هر كدامشان لرزه بر اندام ما مياندازند؛ و ما هيچ كمكي نميتوانيم بكنيم.زيرا هزاران آرزو در آن ديده ميشود؛ و آرزوهاي جوشان و احساسات مهيج رو به سوي كائنات دارند. هر كدامشان لرزه بر اندام ما مياندازند؛ و ما هيچ كمكي نميتوانيم بكنيم.
آمال و آرزوهاي مذكور در ميان وجود و عدم فشرده شدهاند، يك جهتشان به سوي ازل است و جهت ديگر به سوي ابد؛ و به اين صورت پيش ميروند. چنان وسعتي دارند كه وجدان مزبور اگر دنيا را همببلعد سير نميشود.آمال و آرزوهاي مذكور در ميان وجود و عدم فشرده شدهاند، يك جهتشان به سوي ازل است و جهت ديگر به سوي ابد؛ و به اين صورت پيش ميروند. چنان وسعتي دارند كه وجدان مزبور اگر دنيا را همببلعد سير نميشود.
در اين مسير دردناك، به هر كجا كه سركي كشيديم متحمل بلايي شديم. زيرا راه مغضوبين و ضالين چنين است. تصادف و ضلالت ناظر بر آن راهاند.در اين مسير دردناك، به هر كجا كه سركي كشيديم متحمل بلايي شديم. زيرا راه مغضوبين و ضالين چنين است. تصادف و ضلالت ناظر بر آن راهاند.
ما آن نظر را بر چشم خويش نهاديم و اين چنين دچار اين وضع شديم. حال و روز كنوني ما نيز چنان است كه مبدأ و معاد، و آفريدگار و حشر را موقتاً فراموش كردهايم.ما آن نظر را بر چشم خويش نهاديم و اين چنين دچار اين وضع شديم. حال و روز كنوني ما نيز چنان است كه مبدأ و معاد، و آفريدگار و حشر را موقتاً فراموش كردهايم.
اين از جهنم هم بدتر و سوزندهتر است، بر روحمان فشار وارد ميكند، زيرا از شش جهت كه به آنها سري زديم دچار چنان وضعيتي شديم.اين از جهنم هم بدتر و سوزندهتر است، بر روحمان فشار وارد ميكند، زيرا از شش جهت كه به آنها سري زديم دچار چنان وضعيتي شديم.
وضعيت وجدان سوز مذكور عبارت از خوف و وحشت، همين طور عجز و ناتواني، و تنگنا و هراس، و بيكسي و نااميديست.وضعيت وجدان سوز مذكور عبارت از خوف و وحشت، همين طور عجز و ناتواني، و تنگنا و هراس، و بيكسي و نااميديست.
اينك در برابیر هر جهت، جبههيي تشكيل ميدهيم و بر دفع آن ميكوشيم.اينك در برابیر هر جهت، جبههيي تشكيل ميدهيم و بر دفع آن ميكوشيم.
اولاً: توان خود را ميسنجيم. وا اسفا! كه خود را ضعيف و ناتوان مييابيم.اولاً: توان خود را ميسنجيم. وا اسفا! كه خود را ضعيف و ناتوان مييابيم.
دوماً: توجه خود را بر ساكت كردن حاجات نفس متمركز ميكنيم. ميبينيم متأسفانه صبر نكرده و فرياد بر ميكشند.دوماً: توجه خود را بر ساكت كردن حاجات نفس متمركز ميكنيم. ميبينيم متأسفانه صبر نكرده و فرياد بر ميكشند.
ثالثاً: در طلب كمك و آمدن ناجي، فرياد بر ميكشيم اما نه كسي ميشنود و نه پاسخي ميدهند. ما نيز گمان ميكنيم:ثالثاً: در طلب كمك و آمدن ناجي، فرياد بر ميكشيم اما نه كسي ميشنود و نه پاسخي ميدهند. ما نيز گمان ميكنيم:
همه با ما دشمن و همه چيز با ما غريبهاند. هيچ چيز قلبمان را آرام نميكند، احساس ايمني به ما نميدهد و لذت حقيقي را نصيبمان نميكند.همه با ما دشمن و همه چيز با ما غريبهاند. هيچ چيز قلبمان را آرام نميكند، احساس ايمني به ما نميدهد و لذت حقيقي را نصيبمان نميكند.
— 215 —
رابعاً: با نگاه به اجرام عُلوي، دچار خوف و وحشت ميشويم؛ و وحشتي عذابآور به سوي وجدان ميآيد؛ وحشتي خردسوز و وهم آلود.رابعاً: با نگاه به اجرام عُلوي، دچار خوف و وحشت ميشويم؛ و وحشتي عذابآور به سوي وجدان ميآيد؛ وحشتي خردسوز و وهم آلود.
اينك اي برادر! مسير و ماهيت ضلالتِ مورد اشاره همين است. ظلمت كفر را در اين راه به طور كامل ديديم. اينك بيا برادرم به همان عدم بر ميگرديم.اينك اي برادر! مسير و ماهيت ضلالتِ مورد اشاره همين است. ظلمت كفر را در اين راه به طور كامل ديديم. اينك بيا برادرم به همان عدم بر ميگرديم.
دوباره طي طريق ميكنيم. اين بار راهمان صراط مستقيم است؛ راه ايمان. دليل و اماممان، عنايت (الهي) و قرآن، اين شهباز پرواز كننده بر اعصار و قرون ميباشد.دوباره طي طريق ميكنيم. اين بار راهمان صراط مستقيم است؛ راه ايمان. دليل و اماممان، عنايت (الهي) و قرآن، اين شهباز پرواز كننده بر اعصار و قرون ميباشد.
رحمت و عنايت سلطان ازل، زماني كه طالب ما شد، قدرت بيرونمان آورد و از سر لطف بر قانون مشيّتاش نشاند، فراتر از حالات (گوناگون).رحمت و عنايت سلطان ازل، زماني كه طالب ما شد، قدرت بيرونمان آورد و از سر لطف بر قانون مشيّتاش نشاند، فراتر از حالات (گوناگون).
حالا ما را آورد، جامه وجود را با مهرباني تنمان كرد و مرتبه امانت را به ما اعطا نمود. نشاناش، نياز و نماز است.حالا ما را آورد، جامه وجود را با مهرباني تنمان كرد و مرتبه امانت را به ما اعطا نمود. نشاناش، نياز و نماز است.
هر يك از ادوار و حالات در مسير طولاني ما، مقامي و منزلگاهي براي كرشمهاند. براي تسهيل طي طريق در اين راه است كه در صحيفه تارُك ما فرمان نامهيي از تقدير نهادهاند.هر يك از ادوار و حالات در مسير طولاني ما، مقامي و منزلگاهي براي كرشمهاند. براي تسهيل طي طريق در اين راه است كه در صحيفه تارُك ما فرمان نامهيي از تقدير نهادهاند.
به هر جايي ميآييم و مهمان هر طايفهيي ميشويم بسيار برادرانه از ما استقبال ميكنند. از مالمان ميپردازيم و از اموالشان دريافت ميكنيم.به هر جايي ميآييم و مهمان هر طايفهيي ميشويم بسيار برادرانه از ما استقبال ميكنند. از مالمان ميپردازيم و از اموالشان دريافت ميكنيم.
تجارتي لذت بخش است؛ آنها به ما رسيدگي كرده، هدايايي داده و مشايعتمان ميكنند. آمديم و آمديم تا به دروازه دنيا رسيديم، اينك صداها را ميشنويم.تجارتي لذت بخش است؛ آنها به ما رسيدگي كرده، هدايايي داده و مشايعتمان ميكنند. آمديم و آمديم تا به دروازه دنيا رسيديم، اينك صداها را ميشنويم.
بنگر! وارد اين زمين شديم؛ قدم بر عالم شهادت نهاديم؛ اين شهر آيينه رحمان است و پر از سر و صداي انسانها. ما چيزي نميدانيم، امام و دليل ما مشيّت رحمان است. چشمان نازنينمان وكيل دلايلمان. چشمانمان را گشوديم و نظر بر دنيا كرديم. آمدن اولمان را به ياد داري؟بنگر! وارد اين زمين شديم؛ قدم بر عالم شهادت نهاديم؛ اين شهر آيينه رحمان است و پر از سر و صداي انسانها. ما چيزي نميدانيم، امام و دليل ما مشيّت رحمان است. چشمان نازنينمان وكيل دلايلمان. چشمانمان را گشوديم و نظر بر دنيا كرديم. آمدن اولمان را به ياد داري؟
غريب و يتيم شده بوديم؛ دشمنان زيادي داشتيم و پشتيبانمان را نميشناختيم. اينك به بركت نور ايمان دانستهايم كه ركن متين، نقطه اتكا و حامي و پشتيبانمان دشمنان را ميرانند. ايمان به خدا، ضياي روح، نور زندگي، و روح روحمان است.غريب و يتيم شده بوديم؛ دشمنان زيادي داشتيم و پشتيبانمان را نميشناختيم. اينك به بركت نور ايمان دانستهايم كه ركن متين، نقطه اتكا و حامي و پشتيبانمان دشمنان را ميرانند. ايمان به خدا، ضياي روح، نور زندگي، و روح روحمان است.
— 216 —
اينك قلبمان آرام است، ترسي از دشمنان نداريم، و اصولاً دشمني نميبينيم. در مسير پيشين، زماني كه به وجدان رجوع ميكرديم هزاران فرياد و فغان و ناله به گوشمان ميرسيد.اينك قلبمان آرام است، ترسي از دشمنان نداريم، و اصولاً دشمني نميبينيم. در مسير پيشين، زماني كه به وجدان رجوع ميكرديم هزاران فرياد و فغان و ناله به گوشمان ميرسيد.
به همين دليل دچار مصيبت و بلا شديم، زيرا آمال و آرزوها و استعدادها و حواس خواستار ابديت دائماند.به همين دليل دچار مصيبت و بلا شديم، زيرا آمال و آرزوها و استعدادها و حواس خواستار ابديت دائماند.
ما راه آن را نميدانستيم. نداستن راه از ما و فرياد و فغان از او.ما راه آن را نميدانستيم. نداستن راه از ما و فرياد و فغان از او.
ليكن الحمدلله در اين آمدنمان نقطهيي براي استمداد يافتيم كه استعداد آن را دارد دايم حيات و هستي دهد به آمال و آرزوهايمان؛ تا پرواز كنند به سوي ابدالآباد. از آن نقطه، استعداد به آنها راه نشان ميدهد؛ هم به آنها ياري رسانده آب حيات مينوشد و آن نقطهي استمداد، آن رمز و ناز شوق انگيز به كمال خويش ميشتابد. قطب دوم ايمان تصديق حشر مىباشد و مرواريد آن صدف سعادت ابديست. برهان ايمان قرآن بوده و وجدان، يك راز انسانىست.ليكن الحمدلله در اين آمدنمان نقطهيي براي استمداد يافتيم كه استعداد آن را دارد دايم حيات و هستي دهد به آمال و آرزوهايمان؛ تا پرواز كنند به سوي ابدالآباد. از آن نقطه، استعداد به آنها راه نشان ميدهد؛ هم به آنها ياري رسانده آب حيات مينوشد و آن نقطهي استمداد، آن رمز و ناز شوق انگيز به كمال خويش ميشتابد. قطب دوم ايمان تصديق حشر مىباشد و مرواريد آن صدف سعادت ابديست. برهان ايمان قرآن بوده و وجدان، يك راز انسانىست.
اكنون سرت را بالا كن و به اين كائنات بنگر و با آن گفتگو كن. در راه نخست، بسيار وحشتناك ديده مىشد ولي اكنون متبسّم است و به هر طرف با نياز و آواز نازنينانه مىخندد. مگر نمىبينى كه چشم ما زنبور مثال به هر سو پرواز مىكند و در كائنات كه بوستاني پُر از گل است، هر گل به آن، آب لذيذى مىدهد. و در هر بخش آن اُنس و تسلّي و محبتِ متقابل موج مىزند. آن شهباز اسرار انگيز هم شهدِ شهادت را با خود مىآورد و عسل را روى عسل مىچكاند.اكنون سرت را بالا كن و به اين كائنات بنگر و با آن گفتگو كن. در راه نخست، بسيار وحشتناك ديده مىشد ولي اكنون متبسّم است و به هر طرف با نياز و آواز نازنينانه مىخندد. مگر نمىبينى كه چشم ما زنبور مثال به هر سو پرواز مىكند و در كائنات كه بوستاني پُر از گل است، هر گل به آن، آب لذيذى مىدهد. و در هر بخش آن اُنس و تسلّي و محبتِ متقابل موج مىزند. آن شهباز اسرار انگيز هم شهدِ شهادت را با خود مىآورد و عسل را روى عسل مىچكاند.
به هر اندازهيى كه نگاههاى ما به حركاتِ اجرام و نجوم و شموس دوخته شود، حكمت خالق را به ديدگان ما مىسپارند، (نگاه ما) مايهى عبرت و جلوهى رحمت را مىگيرد و به پرواز در مىآيد. گويا اين خورشيد با ما حرف مىزند و مىگويد:به هر اندازهيى كه نگاههاى ما به حركاتِ اجرام و نجوم و شموس دوخته شود، حكمت خالق را به ديدگان ما مىسپارند، (نگاه ما) مايهى عبرت و جلوهى رحمت را مىگيرد و به پرواز در مىآيد. گويا اين خورشيد با ما حرف مىزند و مىگويد:
"اى برادرانمان! ترس و وحشت به خود راه مدهيد! اهلاً و سهلاً، خوش آمديدو صفا آورديد. شما صاحبان منزل هستيد و من يك مومدار شهنازم. من هم مثل شما هستم اما يك خدمتكار خالص، بدون عصيان، مطيع و گوش به"اى برادرانمان! ترس و وحشت به خود راه مدهيد! اهلاً و سهلاً، خوش آمديدو صفا آورديد. شما صاحبان منزل هستيد و من يك مومدار شهنازم. من هم مثل شما هستم اما يك خدمتكار خالص، بدون عصيان، مطيع و گوش به
— 217 —
فرمان، آن ذات احدِ صمد مرا محضِ رحمتاش مسخّر پر نوري در خدمت شما كرده است، از من حرارت و ضيا، از شما نماز و نياز".فرمان، آن ذات احدِ صمد مرا محضِ رحمتاش مسخّر پر نوري در خدمت شما كرده است، از من حرارت و ضيا، از شما نماز و نياز".
بياييد! به ماه بنگريد، ستارگان و درياها نيز هر يك با زبان مخصوصشان مىگويند: اَهلاً و سَهلاً و مَرحَباً. خوش آمديد، آيا ما را نمىشناسيد؟بياييد! به ماه بنگريد، ستارگان و درياها نيز هر يك با زبان مخصوصشان مىگويند: اَهلاً و سَهلاً و مَرحَباً. خوش آمديد، آيا ما را نمىشناسيد؟
با سرّ تعاون بنگر و با رمز نظام گوش كن. هر يك از آنها مىگويند: ما هم يك خدمتكاريم و آيينهداران رحمت ذوالجلال هستيم، هيچ غمگين مباشيد و از ما مرنجيد.با سرّ تعاون بنگر و با رمز نظام گوش كن. هر يك از آنها مىگويند: ما هم يك خدمتكاريم و آيينهداران رحمت ذوالجلال هستيم، هيچ غمگين مباشيد و از ما مرنجيد.
نعرههاى زلزله و فريادهاى حوادث شما را نترساند و به وسوسه نيندازد، زيرا اين صداها عبارتند از: زمزمههاى اذكار و دمدمههاى تسبيحات و ولولههاى ناز و نياز...نعرههاى زلزله و فريادهاى حوادث شما را نترساند و به وسوسه نيندازد، زيرا اين صداها عبارتند از: زمزمههاى اذكار و دمدمههاى تسبيحات و ولولههاى ناز و نياز...
آن ذات ذوالجلال كه شما را نزد ما فرستاده مهار اينها را در دستان خود گرفته است...آن ذات ذوالجلال كه شما را نزد ما فرستاده مهار اينها را در دستان خود گرفته است...
چشم ايمان، آيات رحمت را در چهرههاى آنها مىخواند كه هر يك آوازىست.چشم ايمان، آيات رحمت را در چهرههاى آنها مىخواند كه هر يك آوازىست.
اى مؤمنى كه قلباش هوشيار است! بگذار تا چشم ما اندكى استراحت كند، و به جاى آن، گوشهاى حساسمان را به دستان مبارك ايمان بسپاريم و به دنيا بفرستيم تا سازهاى لذيذ را بشنوند... صداهايى كه در راه اول ما، واويلاى مرگ و ماتمِ عمومى پنداشته مىشدند، در اين راه، آن صداها هر يك نواز و نماز، آواز و نياز و آغاز تسبيحات هستند.اى مؤمنى كه قلباش هوشيار است! بگذار تا چشم ما اندكى استراحت كند، و به جاى آن، گوشهاى حساسمان را به دستان مبارك ايمان بسپاريم و به دنيا بفرستيم تا سازهاى لذيذ را بشنوند... صداهايى كه در راه اول ما، واويلاى مرگ و ماتمِ عمومى پنداشته مىشدند، در اين راه، آن صداها هر يك نواز و نماز، آواز و نياز و آغاز تسبيحات هستند.
گوش كن! دمدمههاى هوا... جِيك جِيكهاى پرندگان... زمزمههاى باران...غَمغَمههاى دريا... رَقرَقههاى رعدها... و تَرق تَرق سنگها، هر يك نوازشهاى معنىدارى هستند.گوش كن! دمدمههاى هوا... جِيك جِيكهاى پرندگان... زمزمههاى باران...غَمغَمههاى دريا... رَقرَقههاى رعدها... و تَرق تَرق سنگها، هر يك نوازشهاى معنىدارى هستند.
ترنّمات هوا، نعرات رعديه، نغمات امواج، هر يك اذكار عظمتاند. هَزَجات باران، سَجَعات پرندگان هر يك تسبيحِ رحمتاند و مَجازهايى هستند كه به حقيقت اشاره دارند.ترنّمات هوا، نعرات رعديه، نغمات امواج، هر يك اذكار عظمتاند. هَزَجات باران، سَجَعات پرندگان هر يك تسبيحِ رحمتاند و مَجازهايى هستند كه به حقيقت اشاره دارند.
آرى، اصوات اشيا، هر يك صوت وجودند. و هر يك از آنها مى گويد:آرى، اصوات اشيا، هر يك صوت وجودند. و هر يك از آنها مى گويد:
— 218 —
"من هم هستم!". بدين ترتيب، آن كائناتِ ساكت، به يكبار به سخن در مىآيد و مىگويد:"من هم هستم!". بدين ترتيب، آن كائناتِ ساكت، به يكبار به سخن در مىآيد و مىگويد:
"اى انسان حرّاف! ما را جامد فرض مكن!". پرندهها از لذت يك نعمت يا به خاطر نزول يك رحمت حرف مىزنند و با صداهاى گوناگون و دهانهاى كوچكشان از رحمتهاى الهى استقبال ميكنند. حقّا كه نعمت بر سرشان فرود آمده و با شكر پرواز مىكنند. آنها با رمز مىگويند: اى برادران كائناتى! حال ما چه زيباست! دست پروردهي شفقت هستيم، و از حال خود راضى مىباشيم... و بدين سان، با منقارهاى نوك تيزشان آوازهاى پرناز را در فضا پخش مىكنند، گويى تمامى كائنات به موسيقىِ والايى مبدّل مىشود."اى انسان حرّاف! ما را جامد فرض مكن!". پرندهها از لذت يك نعمت يا به خاطر نزول يك رحمت حرف مىزنند و با صداهاى گوناگون و دهانهاى كوچكشان از رحمتهاى الهى استقبال ميكنند. حقّا كه نعمت بر سرشان فرود آمده و با شكر پرواز مىكنند. آنها با رمز مىگويند: اى برادران كائناتى! حال ما چه زيباست! دست پروردهي شفقت هستيم، و از حال خود راضى مىباشيم... و بدين سان، با منقارهاى نوك تيزشان آوازهاى پرناز را در فضا پخش مىكنند، گويى تمامى كائنات به موسيقىِ والايى مبدّل مىشود.
نور ايمان است كه صداهاى اذكار و نغمههاى تسبيحات را مىشنود، زيرا حكمت، موجوديت تصادف را رد كرده، و نظام هم، اتفاق اوهام ساز را طرد مىكند.نور ايمان است كه صداهاى اذكار و نغمههاى تسبيحات را مىشنود، زيرا حكمت، موجوديت تصادف را رد كرده، و نظام هم، اتفاق اوهام ساز را طرد مىكند.
اى همراه! اكنون، از اين عالم مثالى بيرون مىشويم، و از وهم خيالى پايين رفته و بر آستانهي عقل مىايستيم و داخل ميدان آن مىشويم، و با ميزان آن، امور را سنجيده و راهها را بررسي مىكنيم.اى همراه! اكنون، از اين عالم مثالى بيرون مىشويم، و از وهم خيالى پايين رفته و بر آستانهي عقل مىايستيم و داخل ميدان آن مىشويم، و با ميزان آن، امور را سنجيده و راهها را بررسي مىكنيم.
راه دردناكِ نخستِ ما راه مغضوب و ضالّين است. آن راه، حسّ دردناك و درد شديدى را در ژرفترين نقطه وجدان به جاى مىگذارد. شعور، آن را نشان مىدهد اما ما ضد شعور حركت مىكنيم، و براى نجات از آن، مضطرّ و محتاج هستيم و مىكوشيم تا آن درد تسكين يابد يا احساس نشود؛ وگرنه تاب تحمل آن درد و آن فرياد و فغانهاى هميشگي را نداريم.راه دردناكِ نخستِ ما راه مغضوب و ضالّين است. آن راه، حسّ دردناك و درد شديدى را در ژرفترين نقطه وجدان به جاى مىگذارد. شعور، آن را نشان مىدهد اما ما ضد شعور حركت مىكنيم، و براى نجات از آن، مضطرّ و محتاج هستيم و مىكوشيم تا آن درد تسكين يابد يا احساس نشود؛ وگرنه تاب تحمل آن درد و آن فرياد و فغانهاى هميشگي را نداريم.
هُدا، شفاست، خواهان تسیلي و مشغوليت مفيد است. اما هوي و هوسات سحرباز حس را باطل ميسازند و خواهان تغافل و لهو و لعب هستند تا وجدان را فريب دهند و اغفال نمايند و روح را خوابآلود تا درد احساس نشود، زيرا آن درد اليم، وجدان را مىسوزاند به حدّى كه هيچكس طاقت شنيدن فرياد و فغانهاى آن را از شدّت الم ندارد...حقا كه درد يأس، تحمّل شدنى نيست.هُدا، شفاست، خواهان تسیلي و مشغوليت مفيد است. اما هوي و هوسات سحرباز حس را باطل ميسازند و خواهان تغافل و لهو و لعب هستند تا وجدان را فريب دهند و اغفال نمايند و روح را خوابآلود تا درد احساس نشود، زيرا آن درد اليم، وجدان را مىسوزاند به حدّى كه هيچكس طاقت شنيدن فرياد و فغانهاى آن را از شدّت الم ندارد...حقا كه درد يأس، تحمّل شدنى نيست.
— 219 —
يعنى به هر اندازهيى كه وجدان از صراط مستقيم دور شود، تأثير اين حالت بر او شديدتر مىشود و فرياد بيشتري ميكشد، حتى هر لذت اثرى از درد بر جاى مىگذارد.يعنى به هر اندازهيى كه وجدان از صراط مستقيم دور شود، تأثير اين حالت بر او شديدتر مىشود و فرياد بيشتري ميكشد، حتى هر لذت اثرى از درد بر جاى مىگذارد.
پس زرق و برقِ تمدن (امروزي) كه با هوى و هوس، لهو و لعب و بيبند و باري همراه است، يك مرهمِ دروغين و يك زهر خوابآور براي اين فشارهاى دهشتناك ناشي از ضلالت ميباشد.پس زرق و برقِ تمدن (امروزي) كه با هوى و هوس، لهو و لعب و بيبند و باري همراه است، يك مرهمِ دروغين و يك زهر خوابآور براي اين فشارهاى دهشتناك ناشي از ضلالت ميباشد.
اى دوست عزيزم! در راه دوممان ی كه نورانى بود ی حالتى را احساس كرديم كه در نتيجهي آن حالت، زندگى، معدن لذت و آلام تبديل به لذايذ مىگردند... لذا پى برديم كه اين راه با درجات مختلف ی به نسبتِ قوّت ايمان ی به روح حالتى مىبخشد، و جسد با روح، و روح با وجدان، متلذذ ميشود.اى دوست عزيزم! در راه دوممان ی كه نورانى بود ی حالتى را احساس كرديم كه در نتيجهي آن حالت، زندگى، معدن لذت و آلام تبديل به لذايذ مىگردند... لذا پى برديم كه اين راه با درجات مختلف ی به نسبتِ قوّت ايمان ی به روح حالتى مىبخشد، و جسد با روح، و روح با وجدان، متلذذ ميشود.
يك سعادت عاجل در وجدان مندرج است، و يك فردوسِ معنوى در قلب مندمج مىباشد. و تفكر، آن را ميشكافد به انسان مىچشاند؛ اما شعور، آن را ظاهر و آشكار مىسازد.يك سعادت عاجل در وجدان مندرج است، و يك فردوسِ معنوى در قلب مندمج مىباشد. و تفكر، آن را ميشكافد به انسان مىچشاند؛ اما شعور، آن را ظاهر و آشكار مىسازد.
اينك دريافتيم: هر اندازه كه قلب بيدار و آگاه گردد، و وجدان تحريك شده و به روح احساس داده شود، به همان اندازه لذّت زياد شده و آتش جايش را به نور مىدهد و زمستانش تابستان مىشود.اينك دريافتيم: هر اندازه كه قلب بيدار و آگاه گردد، و وجدان تحريك شده و به روح احساس داده شود، به همان اندازه لذّت زياد شده و آتش جايش را به نور مىدهد و زمستانش تابستان مىشود.
بدين طريق دروازههاى فردوس در وجدان باز شده و دنيا تبديل به جنت مىشود و ارواح ما در آن به پرواز و پرداز در مىآيند و با نسيم نماز و نياز تبديل به شهباز و شهناز ميشوند.بدين طريق دروازههاى فردوس در وجدان باز شده و دنيا تبديل به جنت مىشود و ارواح ما در آن به پرواز و پرداز در مىآيند و با نسيم نماز و نياز تبديل به شهباز و شهناز ميشوند.
اى همسفر عزيزم! حال، تو را به خدا مىسپارم. بيا با هم دعا كنيم، سپس به اميد ديدار، از همديگر جدا شويم.اى همسفر عزيزم! حال، تو را به خدا مىسپارم. بيا با هم دعا كنيم، سپس به اميد ديدار، از همديگر جدا شويم.
اَللّهُمَّ، اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقيمَ. آمينَاَللّهُمَّ، اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقيمَ. آمينَ
— 220 —
بيان موجزى در مورد اعجاز قرآن بيان موجزى در مورد اعجاز قرآن
زمانى در رؤيا ديدم كه زير كوهِ آرارات قرار دارم. ناگاه، آن كوه منفجر شد و سنگهاى كوه مانندش به سراسر هستى منتشر گرديد و جهان را تكان داد. ناگهان مردى در كنارم پديدار شد و به من گفت: "انواع اعجاز قرآن را كه مىدانى با ايجاز بيان و با اجمال ايجاز كن".زمانى در رؤيا ديدم كه زير كوهِ آرارات قرار دارم. ناگاه، آن كوه منفجر شد و سنگهاى كوه مانندش به سراسر هستى منتشر گرديد و جهان را تكان داد. ناگهان مردى در كنارم پديدار شد و به من گفت: "انواع اعجاز قرآن را كه مىدانى با ايجاز بيان و با اجمال ايجاز كن".
هنوز در خواب بودم كه به تعبير آن فكر كردم و گفتم: انفجار اينجا مثالىست براى انقلابى كه در بشريت رخ خواهد داد، و در اين انقلاب، بيشك هُداىِ فرقانى در هر طرف چيره و حاكم خواهد شد، و زمانِ بيان اعجاز آن هم فرا خواهد رسيد.هنوز در خواب بودم كه به تعبير آن فكر كردم و گفتم: انفجار اينجا مثالىست براى انقلابى كه در بشريت رخ خواهد داد، و در اين انقلاب، بيشك هُداىِ فرقانى در هر طرف چيره و حاكم خواهد شد، و زمانِ بيان اعجاز آن هم فرا خواهد رسيد.
در پاسخ به آن سائل گفتم:در پاسخ به آن سائل گفتم:
اعجاز قرآن از هفت منبع كلّى متجلّى و از هفت عنصر مركّب ميشود كه شرحاش چنين است:اعجاز قرآن از هفت منبع كلّى متجلّى و از هفت عنصر مركّب ميشود كه شرحاش چنين است:
منبع نخست: سلاست لساناش از فصاحت لفظ است؛ بارقهي بيان آن از جزالت نظم، بلاغت معنى، بداعت مفاهيم، براعت مضامين و غرابت اسلوبها به يكباره متولد مىگردد، و با همهي آنها نقش بياني عجيب، و صنعت لسانىِ غريبى در مزاج اعجازش امتزاج مييابد كه تكرار آن هيچگاه باعث خستگى انسان نمىشود.منبع نخست: سلاست لساناش از فصاحت لفظ است؛ بارقهي بيان آن از جزالت نظم، بلاغت معنى، بداعت مفاهيم، براعت مضامين و غرابت اسلوبها به يكباره متولد مىگردد، و با همهي آنها نقش بياني عجيب، و صنعت لسانىِ غريبى در مزاج اعجازش امتزاج مييابد كه تكرار آن هيچگاه باعث خستگى انسان نمىشود.
اما عنصر دوم: عبارت است از: اخبار غيبىِ آسمانى در مورد اساسهاي غيبى امور خلقت و اسرار غيبىِ حقايق الهى. لذا هم از امور غيبى ناپديد شده در ماضى، و هم از احوالِ مستتر مانده در مستقبل خزينهي علم الغيوب به وجود مىآيد. پس آن، زبان عالم الغيوب است و با عالم شهادت در مورد اركان ايمان سخن مىگويد و با رموز به بيان آن مىپردازد و هدف هم نوع انسان است، و اين چيزى جز پرتوِ نورانى اعجاز نيست.اما عنصر دوم: عبارت است از: اخبار غيبىِ آسمانى در مورد اساسهاي غيبى امور خلقت و اسرار غيبىِ حقايق الهى. لذا هم از امور غيبى ناپديد شده در ماضى، و هم از احوالِ مستتر مانده در مستقبل خزينهي علم الغيوب به وجود مىآيد. پس آن، زبان عالم الغيوب است و با عالم شهادت در مورد اركان ايمان سخن مىگويد و با رموز به بيان آن مىپردازد و هدف هم نوع انسان است، و اين چيزى جز پرتوِ نورانى اعجاز نيست.
— 221 —
منبع سوم: قرآن در پنج وجه جامعيّت خارق العادهيى دارد: در لفظ، معنى، احكام،علم و در ميزان مقاصدش.منبع سوم: قرآن در پنج وجه جامعيّت خارق العادهيى دارد: در لفظ، معنى، احكام،علم و در ميزان مقاصدش.
لفظاش: احتمالات بسيار گسترده و وجوهِ فراوانى را در بر ميگيرد، به گونهيى كه نظر بلاغت، هر وجه آن را تحسين مىكند، و در علم لغتِ عرب صحيح و شايستهي راز تشريع است.لفظاش: احتمالات بسيار گسترده و وجوهِ فراوانى را در بر ميگيرد، به گونهيى كه نظر بلاغت، هر وجه آن را تحسين مىكند، و در علم لغتِ عرب صحيح و شايستهي راز تشريع است.
در معنىاش: آن بيان معجز، بهطور همزمان مشاربِ اوليا، اذواق عارفين، مذاهب سالكين، طرق متكلمين و مناهج حكما را احاطه نموده و همهي آنها را در برگرفته است.در معنىاش: آن بيان معجز، بهطور همزمان مشاربِ اوليا، اذواق عارفين، مذاهب سالكين، طرق متكلمين و مناهج حكما را احاطه نموده و همهي آنها را در برگرفته است.
پس در دلالتاش وسعت و در معنىاش گستردگى وجود دارد. اگر با اين پنجره نگاه كني خواهى ديد كه اين ميدان چهقدر پهناور و گسترده است. استيعاب در احكام: اين شريعت خارق العاده از آن استنباط شده است، زيرا طرز بيانش همهي اصول سعادت دارين، همهي اسباب امنيت و آرامش، همهي روابط زندگى اجتماعى، وسايل تربيت و حقايق احوال را به يكباره تضمن نموده است.پس در دلالتاش وسعت و در معنىاش گستردگى وجود دارد. اگر با اين پنجره نگاه كني خواهى ديد كه اين ميدان چهقدر پهناور و گسترده است. استيعاب در احكام: اين شريعت خارق العاده از آن استنباط شده است، زيرا طرز بيانش همهي اصول سعادت دارين، همهي اسباب امنيت و آرامش، همهي روابط زندگى اجتماعى، وسايل تربيت و حقايق احوال را به يكباره تضمن نموده است.
استغراق علماش: باغچهىِ جنانِ علوم تكوينى و علوم الهى را با مراتب دلالات، رموز و اشارات در قلعه سورههايش گردآورده است.استغراق علماش: باغچهىِ جنانِ علوم تكوينى و علوم الهى را با مراتب دلالات، رموز و اشارات در قلعه سورههايش گردآورده است.
در مقاصد و غايات: در موازنه و اطّراد و مطابقت با قواعد فطرت، و اتحاد در مقاصد و غايات، كاملاً ميزان را رعايت نموده و حفظ كرده است، و بدين ترتيب جامعيت پر شأني را در احاطهي لفظ، وسعت معنى، شمول حُكم، استغراق علم و موازنهي غايات نگه داشته است.در مقاصد و غايات: در موازنه و اطّراد و مطابقت با قواعد فطرت، و اتحاد در مقاصد و غايات، كاملاً ميزان را رعايت نموده و حفظ كرده است، و بدين ترتيب جامعيت پر شأني را در احاطهي لفظ، وسعت معنى، شمول حُكم، استغراق علم و موازنهي غايات نگه داشته است.
اما عنصر چهارم: افاضهي نورانىاش مطابقِ درجهي فهم و سطح ادبِ هر عصر، و مناسب درجهي استعداد و رتبههاى قابليتِ طبقات هر عصر، ادامه دارد. دروازهي آن به روى هر عصر و هر طبقهي آن گشاده است، گويا آن كلام رحمانى در هر دَم و در هر جا تازه نازل مىشود. به هر اندازهيى كه زمان پير شود، قرآن جوانتر شده و رموزش آشكار مىشود؛ آن خطاب يزدانى پردههاى طبيعت و اسباب را مىدرداما عنصر چهارم: افاضهي نورانىاش مطابقِ درجهي فهم و سطح ادبِ هر عصر، و مناسب درجهي استعداد و رتبههاى قابليتِ طبقات هر عصر، ادامه دارد. دروازهي آن به روى هر عصر و هر طبقهي آن گشاده است، گويا آن كلام رحمانى در هر دَم و در هر جا تازه نازل مىشود. به هر اندازهيى كه زمان پير شود، قرآن جوانتر شده و رموزش آشكار مىشود؛ آن خطاب يزدانى پردههاى طبيعت و اسباب را مىدرد
— 222 —
و نور توحيد را هر دم از هر آيه منتشر مىسازد، و پرده شهادت را از روى غيب بالا مىبرد. و علوّيت خطاباش نگاه انسان را جلب كرده و به تدبّر فرا مىخواند، چون او لسان غيب است، و اوست كه بالذات با عالم شهادت سخن مىگويد.و نور توحيد را هر دم از هر آيه منتشر مىسازد، و پرده شهادت را از روى غيب بالا مىبرد. و علوّيت خطاباش نگاه انسان را جلب كرده و به تدبّر فرا مىخواند، چون او لسان غيب است، و اوست كه بالذات با عالم شهادت سخن مىگويد.
خلاصهي اين عنصر چنين است: تازگى خارق العادهي آن همچون احاطهي عُمّانىست، و براي اُنس دادن اذهان، در مقابل عقل بشر تنزّلات الهيست و تنوع اسلوب تنزيل آن از اُنسيتاش سرچشمه گرفته و به همين دليل محبوب انس و جن ميباشد.خلاصهي اين عنصر چنين است: تازگى خارق العادهي آن همچون احاطهي عُمّانىست، و براي اُنس دادن اذهان، در مقابل عقل بشر تنزّلات الهيست و تنوع اسلوب تنزيل آن از اُنسيتاش سرچشمه گرفته و به همين دليل محبوب انس و جن ميباشد.
اما منبع پنجم: از نقاط اساسياش در نقل و حكايت و اخبار صادقانه، اسلوب بديع پر معنايش هست كه مانند شاهدي حاضر اخبار را نقل ميكند، تا بدان وسيله بشر را بيدار نمايد. منقولات آن عبارت است از: اخبار اوّلين، احوال آخرين، اسرار جهنم و بهشت برين، حقايق عالم غيب، اسرار عالم شهادت، و اسرار الهى و روابط تكوينى. آن اخبار به حدى مشهود و عيان است كه نه واقع مىتواند آن را ردّ كند، و نه منطق مىتواند آن را تكذيب نمايد، اگر منطق قبول هم نكند، نمىتواند آن را رد نمايد. پس آن، در كتابهاى آسمانى مطمَح جهانىست، چون نقطههاى متفقٌ عليه را مصدّقانه نقل مىكند و از موارد اختلافى مصحّحانه بحث مىنمايد.اما منبع پنجم: از نقاط اساسياش در نقل و حكايت و اخبار صادقانه، اسلوب بديع پر معنايش هست كه مانند شاهدي حاضر اخبار را نقل ميكند، تا بدان وسيله بشر را بيدار نمايد. منقولات آن عبارت است از: اخبار اوّلين، احوال آخرين، اسرار جهنم و بهشت برين، حقايق عالم غيب، اسرار عالم شهادت، و اسرار الهى و روابط تكوينى. آن اخبار به حدى مشهود و عيان است كه نه واقع مىتواند آن را ردّ كند، و نه منطق مىتواند آن را تكذيب نمايد، اگر منطق قبول هم نكند، نمىتواند آن را رد نمايد. پس آن، در كتابهاى آسمانى مطمَح جهانىست، چون نقطههاى متفقٌ عليه را مصدّقانه نقل مىكند و از موارد اختلافى مصحّحانه بحث مىنمايد.
آرى، صدور چنين امور نقلى از يك "اُمّي" خارقهي زمان است!آرى، صدور چنين امور نقلى از يك "اُمّي" خارقهي زمان است!
اما عنصر ششم: آن مؤسس و متضمّن دين اسلام است، اگر به جستجوى زمان و مكان بپردازى هرگز نمىتوانى مثل اسلام را نه در گذشته و نه در آينده بيابى. آن ريسمان آسمانيست كه زمين را از گسيختن نگه مىدارد و در مدار سالانه و روزانهاش به گردش در مىآرود. سنگينىاش را روى زمين انداخته است و با سيطره بر آن، از عصيان و تمرّدش جلوگيرى مىكند.اما عنصر ششم: آن مؤسس و متضمّن دين اسلام است، اگر به جستجوى زمان و مكان بپردازى هرگز نمىتوانى مثل اسلام را نه در گذشته و نه در آينده بيابى. آن ريسمان آسمانيست كه زمين را از گسيختن نگه مىدارد و در مدار سالانه و روزانهاش به گردش در مىآرود. سنگينىاش را روى زمين انداخته است و با سيطره بر آن، از عصيان و تمرّدش جلوگيرى مىكند.
— 223 —
اما منبع هفتم: انوار ششگانهي ناشي از اين شش منبع، با يكديگر امتزاج مىيابند، و از آن، يك حُسن پديد مىآيد، و از اين هم يك حدس متولد مىگردد، و آن وسيلهي نورانىست. و آنچه از اين برون آيد يك ذوق است كه با آن مىتوان ذوق اعجاز را درك كرد. زبان ما از تعبير آن عاجز است، و فكر هم به آن قد نمىدهد. پس آن ستارگان آسمانى ديده مىشوند اما با دست گرفته نمىشوند. از سيزده قرن بدين سو دشمنان قرآن، ميل تحدّى را در دل مىپرورانند... و در دلِ دوستداراناش هم شوق تقليد ايجاد شده است. و اين، در ذات خود يك برهان اعجاز مىباشد.اما منبع هفتم: انوار ششگانهي ناشي از اين شش منبع، با يكديگر امتزاج مىيابند، و از آن، يك حُسن پديد مىآيد، و از اين هم يك حدس متولد مىگردد، و آن وسيلهي نورانىست. و آنچه از اين برون آيد يك ذوق است كه با آن مىتوان ذوق اعجاز را درك كرد. زبان ما از تعبير آن عاجز است، و فكر هم به آن قد نمىدهد. پس آن ستارگان آسمانى ديده مىشوند اما با دست گرفته نمىشوند. از سيزده قرن بدين سو دشمنان قرآن، ميل تحدّى را در دل مىپرورانند... و در دلِ دوستداراناش هم شوق تقليد ايجاد شده است. و اين، در ذات خود يك برهان اعجاز مىباشد.
چون در نتيجهي اين دو تمايل شديد، ميليونها كتاب عربي پا به عرصه گذاشتهاند، اگر اين كتابها با قرآن مقايسه و موازنه گردند، هر بيننده و شنونده، حتى نه تنها يك داناى بىمانند، بلكه عامىترين شخص نيز خواهد گفت:چون در نتيجهي اين دو تمايل شديد، ميليونها كتاب عربي پا به عرصه گذاشتهاند، اگر اين كتابها با قرآن مقايسه و موازنه گردند، هر بيننده و شنونده، حتى نه تنها يك داناى بىمانند، بلكه عامىترين شخص نيز خواهد گفت:
اين كتابها، بشرى هستند...و اين قرآن آسمانىست.اين كتابها، بشرى هستند...و اين قرآن آسمانىست.
و نيز حكم خواهد كرد:و نيز حكم خواهد كرد:
قرآن به آنها شباهت ندارد و در مقام و منزلت آنها نيست.قرآن به آنها شباهت ندارد و در مقام و منزلت آنها نيست.
لذا شايد قرآن پايينتر از همگىست، كه بطلان اين بالبداهه معلوم و هويداست.لذا شايد قرآن پايينتر از همگىست، كه بطلان اين بالبداهه معلوم و هويداست.
پس او بالاتر و فوق همه است.پس او بالاتر و فوق همه است.
او در طول اين مدت طولانى دروازههايش را به سوى بشر گشوده و مضاميناش را پيش آنها گسترده است، و ارواح و اذهان را به سوى خود فرا خوانده است.او در طول اين مدت طولانى دروازههايش را به سوى بشر گشوده و مضاميناش را پيش آنها گسترده است، و ارواح و اذهان را به سوى خود فرا خوانده است.
بشر با تصرف در قرآن به دانش خود افزوده است، با آن هم نتوانسته با مضامين آن رو در رو شود و معارضه نمايد، و هرگز نخواهد توانست؛ چرا كه ديگر زمان امتحان سپرى شد.بشر با تصرف در قرآن به دانش خود افزوده است، با آن هم نتوانسته با مضامين آن رو در رو شود و معارضه نمايد، و هرگز نخواهد توانست؛ چرا كه ديگر زمان امتحان سپرى شد.
به كتابهاى ديگر شباهت ندارد و با آنها مقايسه نمىشود.به كتابهاى ديگر شباهت ندارد و با آنها مقايسه نمىشود.
— 224 —
زيرا در طول بيست سال، اندك اندك ی بنابر حكمت ربانى ی و با توجه به نيازها به شكل متفرق و قطعه قطعه نازل گرديد، و اسباب نزول آن هم مختلف و متباين است.زيرا در طول بيست سال، اندك اندك ی بنابر حكمت ربانى ی و با توجه به نيازها به شكل متفرق و قطعه قطعه نازل گرديد، و اسباب نزول آن هم مختلف و متباين است.
و جواب سؤالهاى مكرّر و متفاوت است، و احكامِ حادثات متعدد و متغاير را بيان مىدارد. و زمانهاى نزول آن هم مختلف و متفاوت است. حالات تلقّىاش هم متنوع و مختلف مىباشد، و اقسام مخاطبانش هم متعدد و متباعد است. و غاياتِ ارشادىِ تدريجي و متفاوتى دارد.و جواب سؤالهاى مكرّر و متفاوت است، و احكامِ حادثات متعدد و متغاير را بيان مىدارد. و زمانهاى نزول آن هم مختلف و متفاوت است. حالات تلقّىاش هم متنوع و مختلف مىباشد، و اقسام مخاطبانش هم متعدد و متباعد است. و غاياتِ ارشادىِ تدريجي و متفاوتى دارد.
پس به رغم آن كه بيان و بنايش بر چنين اساسهايى استوار است، باز هم كمال سلاست و سلامت و تناسب و تساند را در بيان و جواب و خطاباش نشان داده است؛ علم بيان و علم معانى بهترين شاهدِ اين مدعىاند.پس به رغم آن كه بيان و بنايش بر چنين اساسهايى استوار است، باز هم كمال سلاست و سلامت و تناسب و تساند را در بيان و جواب و خطاباش نشان داده است؛ علم بيان و علم معانى بهترين شاهدِ اين مدعىاند.
قرآن خاصيتى دارد كه در كلامهاى ديگر نيست؛ زيرا هرگاه كلامى را از كسى بشنوى صاحب كلام را در پشت آن يا در دروناش مىيابى، پس اسلوب آيينهي انسان است.قرآن خاصيتى دارد كه در كلامهاى ديگر نيست؛ زيرا هرگاه كلامى را از كسى بشنوى صاحب كلام را در پشت آن يا در دروناش مىيابى، پس اسلوب آيينهي انسان است.
اى سائل مثالى!اى سائل مثالى!
تو ايجاز خواستى، من هم اشاره كردم.تو ايجاز خواستى، من هم اشاره كردم.
اگر خواستار تفصيل هستى، اين كار بالاتر از حد و توان من است. مگس نمىتواند آسمانى سير كند.اگر خواستار تفصيل هستى، اين كار بالاتر از حد و توان من است. مگس نمىتواند آسمانى سير كند.
زيرا از چهل نوعِ اعجاز قرآن فقط يك نوع آن كه جزالت در نظم است، در كتاب"اشارات الاعجاز" نگنجيده است، اين تفسيرِ صد صفحهيي من به بيان آن كافى نيامد بلكه تفصيل و بيان را من از تو مىخواهم، زيرا مولاى متعال الهامات روحانى را بيشتر به تو ارزانى داشته است.زيرا از چهل نوعِ اعجاز قرآن فقط يك نوع آن كه جزالت در نظم است، در كتاب"اشارات الاعجاز" نگنجيده است، اين تفسيرِ صد صفحهيي من به بيان آن كافى نيامد بلكه تفصيل و بيان را من از تو مىخواهم، زيرا مولاى متعال الهامات روحانى را بيشتر به تو ارزانى داشته است.
نرسید دسیتِ ادبِ غیربِ هیوسبازِ هیواكارِ دهیادار نرسید دسیتِ ادبِ غیربِ هیوسبازِ هیواكارِ دهیادار
بر دأبِ ادبِ قیرآنِ ضياءبارِ شفاكارِ هدى دارِ مانیدگار بر دأبِ ادبِ قیرآنِ ضياءبارِ شفاكارِ هدى دارِ مانیدگار
حالتى كه ذوق والاىِ انسانهاى كامل را خوشنود مىسازد، موردِ پسند آنانى كه هوس كودكانه و طبع سفيهانه دارند، قرار نمىگيرد، و آرامش خاطر نمىدهد.حالتى كه ذوق والاىِ انسانهاى كامل را خوشنود مىسازد، موردِ پسند آنانى كه هوس كودكانه و طبع سفيهانه دارند، قرار نمىگيرد، و آرامش خاطر نمىدهد.
— 225 —
بنابر همين حكمت؛ يك ذوقِ سفيه و سفلى كه در بستر شهوت و نفسانيّت پرورش يافته است، از ذوق روحى، لذت نمىبرد و آن را نمىشناسد.بنابر همين حكمت؛ يك ذوقِ سفيه و سفلى كه در بستر شهوت و نفسانيّت پرورش يافته است، از ذوق روحى، لذت نمىبرد و آن را نمىشناسد.
ادبيات عصر حاضر كه از ادبيات اروپا ترشح نموده است با ديد رُمانگونه نمىتواند لطايف عالى و مزاياى محتشم قرآن را ببيند و نمىتواند آن را بچشد، لذا نمىتواند مَحك خودش را بر آن عيار نمايد.ادبيات عصر حاضر كه از ادبيات اروپا ترشح نموده است با ديد رُمانگونه نمىتواند لطايف عالى و مزاياى محتشم قرآن را ببيند و نمىتواند آن را بچشد، لذا نمىتواند مَحك خودش را بر آن عيار نمايد.
ادبيات، سه ميدان گردش و جولان دارد و از آن پا فراتر نمىنهد.ادبيات، سه ميدان گردش و جولان دارد و از آن پا فراتر نمىنهد.
ميدان حسن و عشق...ميدان حسن و عشق...
ميدان حماسه و شهامت...ميدان حماسه و شهامت...
و ميدان تصوير حقيقت...و ميدان تصوير حقيقت...
اما ادبيات اجنبى:اما ادبيات اجنبى:
در ميدان حماسه؛ حق را نمىسرايد، بلكه با تمجيدِ ظلم و جور ستمگرانِ نوع بشر حسّ قوت پرستى را تلقين مىكند.در ميدان حماسه؛ حق را نمىسرايد، بلكه با تمجيدِ ظلم و جور ستمگرانِ نوع بشر حسّ قوت پرستى را تلقين مىكند.
و از نقطه نظر حُسن و عشق؛ عشق حقيقى را نمىفهمد، بلكه يك ذوقِ شهوت انگيز را در نفسها تزريق مىكند.و از نقطه نظر حُسن و عشق؛ عشق حقيقى را نمىفهمد، بلكه يك ذوقِ شهوت انگيز را در نفسها تزريق مىكند.
و در ميدان تصوير حقيقت و واقعيتها؛ به كائنات، به صورت يك صنعت الهى نمىنگرد، و آن را نمىتواند به صورت يك صبغهي رحمانى ببيند، بلكه در زاويهي طبيعت منحصر مىسازد و حقيقت را در پرتو آن به تصوير مىكشد و در آن گير مىكند و نمىتواند از آن رهايى يابد. به همين خاطر عشقِ طبيعت را تلقين كرده و حسّ مادهپرستى را در قلب جايگير مىسازد، و بالاخره نمىتواند خود را به آسانى از آن نجات دهد.و در ميدان تصوير حقيقت و واقعيتها؛ به كائنات، به صورت يك صنعت الهى نمىنگرد، و آن را نمىتواند به صورت يك صبغهي رحمانى ببيند، بلكه در زاويهي طبيعت منحصر مىسازد و حقيقت را در پرتو آن به تصوير مىكشد و در آن گير مىكند و نمىتواند از آن رهايى يابد. به همين خاطر عشقِ طبيعت را تلقين كرده و حسّ مادهپرستى را در قلب جايگير مىسازد، و بالاخره نمىتواند خود را به آسانى از آن نجات دهد.
همچنين آن ادبيات بىادب (كه مسكّن و خوابآور است) نمىتواند اضطرابها و پريشانيهاى روح را كه از ضلالت و گمراهى و آن ادبيات ناشى شده برطرف سازد و حقيقتاً سودمند باشد.همچنين آن ادبيات بىادب (كه مسكّن و خوابآور است) نمىتواند اضطرابها و پريشانيهاى روح را كه از ضلالت و گمراهى و آن ادبيات ناشى شده برطرف سازد و حقيقتاً سودمند باشد.
او به گمانش يگانه درمان را يافته است، و آن هم رُمانهاى اوست، يعنىاو به گمانش يگانه درمان را يافته است، و آن هم رُمانهاى اوست، يعنى
حىّ ميّتى همچون كتاب.حىّ ميّتى همچون كتاب.
مردگان متحركى همچون سينما...ميّت نمىتواند حيات دهد.مردگان متحركى همچون سينما...ميّت نمىتواند حيات دهد.
— 226 —
و با تئاترى كه در آن با تناسخ و اشباح بازى مىكنند.و با تئاترى كه در آن با تناسخ و اشباح بازى مىكنند.
و قبر وسيعى كه به آن ماضى مىگويند.و قبر وسيعى كه به آن ماضى مىگويند.
و با اين سه نوع رُمانهايش هم هيچ حيا نميكند.و با اين سه نوع رُمانهايش هم هيچ حيا نميكند.
ادبيات اجنبى: زبان دروغگويى را در دهان بشر گذاشته است... و چشم فاسقى را در چهرهي انسان نصب نموده است... و دامن كوتاه فاحشهاش را هم بر دنيا پوشانده است.ادبيات اجنبى: زبان دروغگويى را در دهان بشر گذاشته است... و چشم فاسقى را در چهرهي انسان نصب نموده است... و دامن كوتاه فاحشهاش را هم بر دنيا پوشانده است.
پس حُسن مجرد را نمىشناسد!پس حُسن مجرد را نمىشناسد!
حتى اگر خواسته باشد خورشيد را به خواننده نشان دهد؛ يك هنر پيشهي مو طلايىِ خوشگل را نشان مىدهد.حتى اگر خواسته باشد خورشيد را به خواننده نشان دهد؛ يك هنر پيشهي مو طلايىِ خوشگل را نشان مىدهد.
ظاهراً مىگويد: "بيبند و باري و پستي، بد و عاقبتاش وخيم است، و شايستهي انسان نيست" و بدين ترتيب نتيجهي مضر را نشان ميدهد.ظاهراً مىگويد: "بيبند و باري و پستي، بد و عاقبتاش وخيم است، و شايستهي انسان نيست" و بدين ترتيب نتيجهي مضر را نشان ميدهد.
حال آنكه بيبند و باري را چنان جذّاب به تصوير مىكشد كه دهن آب مىافتد و مهار را از دست عقل مىگيرد، اشتها را باز كرده و هوسها را به هيجان مىآورد. به حدّى كه ديگر حس حرف گوش نمىكند.حال آنكه بيبند و باري را چنان جذّاب به تصوير مىكشد كه دهن آب مىافتد و مهار را از دست عقل مىگيرد، اشتها را باز كرده و هوسها را به هيجان مىآورد. به حدّى كه ديگر حس حرف گوش نمىكند.
اما ادب قرآن: هوى را بر نمىانگيزد، بلكه حسّ حقپرستى، عشقِ حُسن مجرد، ذوق جمالپرستى و شوق حقيقتپرستى را به انسان مىدهد... نيز از نيرنگ و فريب كار نمىگيرد.اما ادب قرآن: هوى را بر نمىانگيزد، بلكه حسّ حقپرستى، عشقِ حُسن مجرد، ذوق جمالپرستى و شوق حقيقتپرستى را به انسان مىدهد... نيز از نيرنگ و فريب كار نمىگيرد.
او به كائنات از زاويهي طبيعت نمىنگرد، بلكه به عنوان يك صنعت الهى و صبغهي رحمانى از آن بحث نموده و عقلها را سر درگم نميكند.او به كائنات از زاويهي طبيعت نمىنگرد، بلكه به عنوان يك صنعت الهى و صبغهي رحمانى از آن بحث نموده و عقلها را سر درگم نميكند.
نور معرفتِ صانع را تلقين مىكند...نور معرفتِ صانع را تلقين مىكند...
و آيت او را در هر چيز نشان مىدهد...و آيت او را در هر چيز نشان مىدهد...
هر دو ادبيات، حزنِ رقتانگيزى را بر جاى مىگذارند، اما مشابه يكديگر نيستند.هر دو ادبيات، حزنِ رقتانگيزى را بر جاى مىگذارند، اما مشابه يكديگر نيستند.
آنچه ادب اروپازاده بر جاى مىگذارد، حُزن غمانگيزىست كه از فقدان احباب و فقدان مالك ناشى مىشود و حزن عُلوى را نمىدهد، چون از طبيعتآنچه ادب اروپازاده بر جاى مىگذارد، حُزن غمانگيزىست كه از فقدان احباب و فقدان مالك ناشى مىشود و حزن عُلوى را نمىدهد، چون از طبيعت
— 227 —
كر و قوت كور، حسى كه ملهم مىشود يك حس حزين و غمناك است كه هستى را به صورت يك وحشتزار معرفى كرده و نشان مىدهد، نه طورى ديگر؛ و انسان محزون را در بين اجانب و بيگانگان مىاندازد، بدون اينكه پشتيبان يا مالكى داشته باشد! و هيچ اميدى برايش نمىگذارد.كر و قوت كور، حسى كه ملهم مىشود يك حس حزين و غمناك است كه هستى را به صورت يك وحشتزار معرفى كرده و نشان مىدهد، نه طورى ديگر؛ و انسان محزون را در بين اجانب و بيگانگان مىاندازد، بدون اينكه پشتيبان يا مالكى داشته باشد! و هيچ اميدى برايش نمىگذارد.
اين حسِّ هيجان آنچنان بر انسان مستولى مىشود كه رفته رفته او را دچار الحاد كرده و سرانجام به انكار خالق مىكشاند... به نحوى كه ديگر بازگشتاش دشوار مىشود، و چه بسا بر نمىگردد.اين حسِّ هيجان آنچنان بر انسان مستولى مىشود كه رفته رفته او را دچار الحاد كرده و سرانجام به انكار خالق مىكشاند... به نحوى كه ديگر بازگشتاش دشوار مىشود، و چه بسا بر نمىگردد.
اما ادب قرآن كريم؛ چنان حزنى مىدهد كه حُزن عاشقانه است، نه يتيمانه...اما ادب قرآن كريم؛ چنان حزنى مىدهد كه حُزن عاشقانه است، نه يتيمانه...
اين حزن از فراق الاحباب سرچشمه مىگيرد، نه فقدان الاحباب. به كائنات، به ديد يك صنعت الهىِ سراسر رحمت و شعور مىنگرد، نه يك طبيعت كور، حتى هيچ يادى از طبيعت نمىكند، و به جاى يك قوّت كور، قدرت و عنايت حكيمانهي الهى را مدار بيان قرار مىدهد.اين حزن از فراق الاحباب سرچشمه مىگيرد، نه فقدان الاحباب. به كائنات، به ديد يك صنعت الهىِ سراسر رحمت و شعور مىنگرد، نه يك طبيعت كور، حتى هيچ يادى از طبيعت نمىكند، و به جاى يك قوّت كور، قدرت و عنايت حكيمانهي الهى را مدار بيان قرار مىدهد.
به همين دليل است كه كائنات، صورت وحشتزار را نمىپوشد، بلكه در برابر نظر مخاطبِ محزون به چنان جمعيتى از احباب متحول مىشود كه در هر طرف، تجاوب و در هر جانب، تحبب موج مىزند و خبرى از مشقت و كدورت نيست.به همين دليل است كه كائنات، صورت وحشتزار را نمىپوشد، بلكه در برابر نظر مخاطبِ محزون به چنان جمعيتى از احباب متحول مىشود كه در هر طرف، تجاوب و در هر جانب، تحبب موج مىزند و خبرى از مشقت و كدورت نيست.
در هر گوشه اُنس و الفت، حزن و اندوه را در آن جمعيت قرار ميدهد. يك حسّ علوى و حزن مشتاقانه به انسان مىدهد، نه حزنى كه سراسر غم و اندوه است.در هر گوشه اُنس و الفت، حزن و اندوه را در آن جمعيت قرار ميدهد. يك حسّ علوى و حزن مشتاقانه به انسان مىدهد، نه حزنى كه سراسر غم و اندوه است.
هر دو ادب، شوق و سرور مىدهند. شوقى كه آن ادب اجنبى مىدهد، نفس را به هيجان مىآورد و هوس انبساط مىيابد... اما به روح هيچ بهرهيى از فرح و سرور نمىتواند بدهد.هر دو ادب، شوق و سرور مىدهند. شوقى كه آن ادب اجنبى مىدهد، نفس را به هيجان مىآورد و هوس انبساط مىيابد... اما به روح هيچ بهرهيى از فرح و سرور نمىتواند بدهد.
اما شوقى كه قرآن به ارمغان مىآورد، شوقىست كه روح بهخاطر آن به هيجان مىافتد و شوق معالى مىدهد.اما شوقى كه قرآن به ارمغان مىآورد، شوقىست كه روح بهخاطر آن به هيجان مىافتد و شوق معالى مىدهد.
پس بنابر همين سِرّ است كه: شريعت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام لهويّات را نمىخواهد، و برخى از آلات لهو را تحريم نموده، و برخى را نيز حلال كرده است.پس بنابر همين سِرّ است كه: شريعت احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام لهويّات را نمىخواهد، و برخى از آلات لهو را تحريم نموده، و برخى را نيز حلال كرده است.
— 228 —
يعنى آلتى كه حزن قرآنى و شوق تنزيلى بر جاى مىگذارد، ضررى ندارد، اما اگر حزنِ يتيمانه يا شوق نفسانى بر جاى بگذارد، آن آلت حرامست. اين حالت با توجه به هر شخص تغيير مىكند. انسانها شبيه هم نيستند.يعنى آلتى كه حزن قرآنى و شوق تنزيلى بر جاى مىگذارد، ضررى ندارد، اما اگر حزنِ يتيمانه يا شوق نفسانى بر جاى بگذارد، آن آلت حرامست. اين حالت با توجه به هر شخص تغيير مىكند. انسانها شبيه هم نيستند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمينَ وَالصَّلَاةُ عَلى سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَ عَلى آلِه وَ صَحْبِه اَجْمَعينَاَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمينَ وَالصَّلَاةُ عَلى سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَ عَلى آلِه وَ صَحْبِه اَجْمَعينَ
دو برهان معظم توحيد و نكتهيي اعجازي از سوره اخلاص دو برهان معظم توحيد و نكتهيي اعجازي از سوره اخلاص
اين كائنات سرتاسر يك برهان عظيم است، و لسان غيب بر آن شهادت داده و تسبيح مىگويد و موحّد است و توحيد رحمان را بر زبان دارد و با صداى رسايى ذكر مىكند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»اين كائنات سرتاسر يك برهان عظيم است، و لسان غيب بر آن شهادت داده و تسبيح مىگويد و موحّد است و توحيد رحمان را بر زبان دارد و با صداى رسايى ذكر مىكند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
همهي حجرات ذرات و اركان و اعضايش يك لسان ذاكرند و همگى با صداي بلند مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»همهي حجرات ذرات و اركان و اعضايش يك لسان ذاكرند و همگى با صداي بلند مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
در آن زبانها، تنوّع وجود دارد و در آن صداها مراتبى هست، اما نقطه مشتركشان اين است كه همه با هم اين ذكر و صدا را سر مىدهند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»در آن زبانها، تنوّع وجود دارد و در آن صداها مراتبى هست، اما نقطه مشتركشان اين است كه همه با هم اين ذكر و صدا را سر مىدهند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
اين يك انسان اكبر است و با صداى بلند به ذكر مىپردازد، و صداهاى ظريف و نازكِ همه اجزا و ذرات آن نيز با آن صداى بلند هم آوا مىشوند و مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»اين يك انسان اكبر است و با صداى بلند به ذكر مىپردازد، و صداهاى ظريف و نازكِ همه اجزا و ذرات آن نيز با آن صداى بلند هم آوا مىشوند و مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
آرى، اين عالم در حلقهي ذكر بزرگى آيات قرآن را مىخواند. و اين قرآنِ پرتو افشان با همهي ذوىالارواح در ترنّم است و مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»آرى، اين عالم در حلقهي ذكر بزرگى آيات قرآن را مىخواند. و اين قرآنِ پرتو افشان با همهي ذوىالارواح در ترنّم است و مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
— 229 —
اين فرقان جليل الشأن، برهان ناطقىست بر آن توحيد؛ و همهي آيات آن، زبانهاى صادقى هستند؛ و شعاعهاى پرتو افشان ايماناند. پس همه با يك صدا مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»اين فرقان جليل الشأن، برهان ناطقىست بر آن توحيد؛ و همهي آيات آن، زبانهاى صادقى هستند؛ و شعاعهاى پرتو افشان ايماناند. پس همه با يك صدا مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
هرگاه گوش را به سينهي اين فرقان بچسبانى، از اعماق دل آن، صداى آسمانى صريحى را خواهى شنيد كه مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»هرگاه گوش را به سينهي اين فرقان بچسبانى، از اعماق دل آن، صداى آسمانى صريحى را خواهى شنيد كه مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
آن صدا، صداىِ به غايت عُلوى، بىنهايت جدى و واقعاً صميمى و حقيقىست، و كاملاً مونس و مُقنع بوده و سراپاى آن را برهان آراسته است و پيوسته مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»آن صدا، صداىِ به غايت عُلوى، بىنهايت جدى و واقعاً صميمى و حقيقىست، و كاملاً مونس و مُقنع بوده و سراپاى آن را برهان آراسته است و پيوسته مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
اين برهان منوّر، جهات ششگانهي شفّافى دارد:اين برهان منوّر، جهات ششگانهي شفّافى دارد:
بر روى آن، سكهي اعجاز نقش بسته است و در درون آن، نور هدايت مىتابد و مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»بر روى آن، سكهي اعجاز نقش بسته است و در درون آن، نور هدايت مىتابد و مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
و در زير آن، برهان و منطق ظريف نسج گرديده است؛ و در راستاش، استنطاق عقل وجود دارد؛ هر طرف با ظرافت بافته شده و اذهان آن را تصديق كرده و مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»و در زير آن، برهان و منطق ظريف نسج گرديده است؛ و در راستاش، استنطاق عقل وجود دارد؛ هر طرف با ظرافت بافته شده و اذهان آن را تصديق كرده و مىگويند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
و در شمال او ی كه يمين است ی استشهاد وجدان قرار دارد.و در شمال او ی كه يمين است ی استشهاد وجدان قرار دارد.
و پيش روى او، حسن و خير است.و پيش روى او، حسن و خير است.
و هدفاش سعادت مىباشد.و هدفاش سعادت مىباشد.
و كليد او هر دَم اين است: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»و كليد او هر دَم اين است: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
و در وراى او كه پيشروي اوست، يعنى مَسند و متّكىاش، سماوىست و آن هم:و در وراى او كه پيشروي اوست، يعنى مَسند و متّكىاش، سماوىست و آن هم:
وحى محض ربّانىست. پس اين جهاتِ ششگانه، روشن و پر نور است و در برج آن، متجلّىست كه: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»وحى محض ربّانىست. پس اين جهاتِ ششگانه، روشن و پر نور است و در برج آن، متجلّىست كه: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
آرى، آن وسوسه سارق، با وهمِ شبهه طیارق، با كدام جسیارت مىتوانید دروازه او را بكوبد. آيا آن مارق مىتواند پا به اين قصر بارق و شارق بگذارد! سورهاىِ سورههاى او شاهق و هر كلمه آن، يك مَلك ناطق است و مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»آرى، آن وسوسه سارق، با وهمِ شبهه طیارق، با كدام جسیارت مىتوانید دروازه او را بكوبد. آيا آن مارق مىتواند پا به اين قصر بارق و شارق بگذارد! سورهاىِ سورههاى او شاهق و هر كلمه آن، يك مَلك ناطق است و مىگويد: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»
— 230 —
آن قرآن عظيم الشأن چگونه يك درياى توحيد است. بيا به عنوان يك قطره "سوره اخلاص" را به عنوان مثال برگزينيم، و اين رمز كوتاه را از ميان رموز بىنهايت آن، بررسى كنيم.آن قرآن عظيم الشأن چگونه يك درياى توحيد است. بيا به عنوان يك قطره "سوره اخلاص" را به عنوان مثال برگزينيم، و اين رمز كوتاه را از ميان رموز بىنهايت آن، بررسى كنيم.
اين سوره، همه انواع شرك را رد كرده، و هفت نوع توحيد را در اين شش جمله كه سه جملهي آن مثبت و سه جملهاش منفىست، به يكباره به اثبات مىرساند.اين سوره، همه انواع شرك را رد كرده، و هفت نوع توحيد را در اين شش جمله كه سه جملهي آن مثبت و سه جملهاش منفىست، به يكباره به اثبات مىرساند.
جملهي نخست:جملهي نخست:
قُلْ هُوَ اشاره بدون قرينه است. يعنى، تعيينىست بالاطلاق؛ پس در اين تعيين، تعيّن وجود دارد، يعنى و اين لاَ هُوَ اِلاَّ هُوَقُلْ هُوَ اشاره بدون قرينه است. يعنى، تعيينىست بالاطلاق؛ پس در اين تعيين، تعيّن وجود دارد، يعنى و اين لاَ هُوَ اِلاَّ هُوَ
اشارهيىست به توحيد شهود. هرگاه نظرِ حقيقت بين، مستغرق توحيد شود، مىگويد: «لامَشْهُودَإلّاهُوَ»اشارهيىست به توحيد شهود. هرگاه نظرِ حقيقت بين، مستغرق توحيد شود، مىگويد: «لامَشْهُودَإلّاهُوَ»
جملهي دوم:جملهي دوم:
اَللّهُ اَحَدٌ تصريحىست به توحيد الوهيّت، زيرا حقيقت با زبان حق مىگويد: «لامَعْبُودَ إلّا هُوَ»اَللّهُ اَحَدٌ تصريحىست به توحيد الوهيّت، زيرا حقيقت با زبان حق مىگويد: «لامَعْبُودَ إلّا هُوَ»
جملهي سوم:جملهي سوم:
اَللّهُ الصَّمَدُ صدفىست براى دو گوهر از گوهرهاى توحيد:اَللّهُ الصَّمَدُ صدفىست براى دو گوهر از گوهرهاى توحيد:
گوهر اول: توحيد ربوبيّت است: زبان نظام هستى مىگويد: «لاخالقَ إلّا هُوَ»گوهر اول: توحيد ربوبيّت است: زبان نظام هستى مىگويد: «لاخالقَ إلّا هُوَ»
گوهر دوم: توحيد قيّوميت است، يعنى در سراسر هستى و در بقا و وجود، زبانِ نياز به مؤثر حقيقى مىگويد: «لا قَيُّومَ إلّا هُوَ»گوهر دوم: توحيد قيّوميت است، يعنى در سراسر هستى و در بقا و وجود، زبانِ نياز به مؤثر حقيقى مىگويد: «لا قَيُّومَ إلّا هُوَ»
جملهي چهارم:جملهي چهارم:
لَمْ يَلِدْ است و توحيد جلالى در آن مستتر مىباشد، و انواع شرك را رد كرده و ريشهي كفر را بىاشتباه بَر مىكند، يعنى آن كه تغيّر و تناسل مىكند و تجزيه را مىپذيرد، نه خالق است، نه قيّوم و نه اله.لَمْ يَلِدْ است و توحيد جلالى در آن مستتر مىباشد، و انواع شرك را رد كرده و ريشهي كفر را بىاشتباه بَر مىكند، يعنى آن كه تغيّر و تناسل مىكند و تجزيه را مىپذيرد، نه خالق است، نه قيّوم و نه اله.
و لَمْ فكرِ ولد و كفر تولّد را به يكباره رد مىكند اين همان شركيست كه اكثر نوع بشر را گمراه ساخته است. شركِ فرزندى حضرت عيسى و عزير (عليهما السلام) و فرشتگان يا عقول كه گهگاهي در ميان بشر به ميدان ميآيد.و لَمْ فكرِ ولد و كفر تولّد را به يكباره رد مىكند اين همان شركيست كه اكثر نوع بشر را گمراه ساخته است. شركِ فرزندى حضرت عيسى و عزير (عليهما السلام) و فرشتگان يا عقول كه گهگاهي در ميان بشر به ميدان ميآيد.
جملهي پنجم:جملهي پنجم:
وَ لَمْ يُولَدْ به توحيد سرمدى اينگونه اشاره مىكند: كسى كه واجب، قديم و ازلى نباشد، نمىتواند اله شود، يعنى اگر در طول زمان حادث باشد، يا از مادّه متولد شده باشد، يا اينكه از اصلى منفصل باشد، هرگزوَ لَمْ يُولَدْ به توحيد سرمدى اينگونه اشاره مىكند: كسى كه واجب، قديم و ازلى نباشد، نمىتواند اله شود، يعنى اگر در طول زمان حادث باشد، يا از مادّه متولد شده باشد، يا اينكه از اصلى منفصل باشد، هرگز
— 231 —
نمىتواند پناه اين هستى شود. اسبابپرستى، نجومپرستى، صنمپرستى و طبيعتپرستى نوعى از انواع شرك و چاههايى براى ضلالت ميباشند.نمىتواند پناه اين هستى شود. اسبابپرستى، نجومپرستى، صنمپرستى و طبيعتپرستى نوعى از انواع شرك و چاههايى براى ضلالت ميباشند.
جملهي ششم:جملهي ششم:
وَ لَمْ يَكُنْ يك توحيد جامع است، يعنى او نه در ذاتاش نظير دارد، و نه در افعالاش شريك دارد، و نه در صفاتاش شبيه. همه اينها نگاهها را به سوى لَمْ بر مىگرداند.وَ لَمْ يَكُنْ يك توحيد جامع است، يعنى او نه در ذاتاش نظير دارد، و نه در افعالاش شريك دارد، و نه در صفاتاش شبيه. همه اينها نگاهها را به سوى لَمْ بر مىگرداند.
اين شش جمله در معنا نتيجه و برهان يكديگراند، در اين سوره براهين مسلسل و نتايج مرتَّب قرارگاهاند، يعنى در اين سوره اخلاص، سى سوره كه هر كدام نسبت به بلندى قامتاش مسلسل و مرتَّب است مندرج مىباشد؛ كه سحرگاه هماند.اين شش جمله در معنا نتيجه و برهان يكديگراند، در اين سوره براهين مسلسل و نتايج مرتَّب قرارگاهاند، يعنى در اين سوره اخلاص، سى سوره كه هر كدام نسبت به بلندى قامتاش مسلسل و مرتَّب است مندرج مىباشد؛ كه سحرگاه هماند.
لَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُلَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
— 232 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اين قطعه، هم در "مجموعهها" و هم در انتهاي اعجاز القرآن نوشته شود. پس از چند روز قطعه مهم ديگري را هم خواهيم فرستاد.اين قطعه، هم در "مجموعهها" و هم در انتهاي اعجاز القرآن نوشته شود. پس از چند روز قطعه مهم ديگري را هم خواهيم فرستاد.
با سرّ ليلة القدر رمضان مبارك، با سرّ حكمت عطاي يك عمر معنوي هشتاد و سه ساله، و با سرّ اخلاصي كه در شاگردان رساله نور وجود دارد، و براساس اصل تساند و اشتراك اعمال اخروي، هر شاگرد صادق، از آن سود معنويِ فوق العاده، بهرهمند خواهد شد؛ و دليل به غايت محكم اين موضوع، عبارت است از اينكه: در اين دايره، در ميان چهل هزار، و شايد صد هزار مؤمن خالیص و حقيقي، نه يكي دو نفر، يا ده بيست نفر، بلكه به احتمال قوي صدهیا نفر موفیق به كسب حقيقت ليلة القدر ميشوند.با سرّ ليلة القدر رمضان مبارك، با سرّ حكمت عطاي يك عمر معنوي هشتاد و سه ساله، و با سرّ اخلاصي كه در شاگردان رساله نور وجود دارد، و براساس اصل تساند و اشتراك اعمال اخروي، هر شاگرد صادق، از آن سود معنويِ فوق العاده، بهرهمند خواهد شد؛ و دليل به غايت محكم اين موضوع، عبارت است از اينكه: در اين دايره، در ميان چهل هزار، و شايد صد هزار مؤمن خالیص و حقيقي، نه يكي دو نفر، يا ده بيست نفر، بلكه به احتمال قوي صدهیا نفر موفیق به كسب حقيقت ليلة القدر ميشوند.
با سرّ اخلاص و با سرّ قاعده اشتراك اعمال اخروي، هر يك از ما و شما با توجه به حقيقت مزبور در اين رمضان شريف، بايد به نام عموم، خود را در جمع رفقايمان فرض كنيم و "ن" متكلم مع الغير را در عباراتي چونبا سرّ اخلاص و با سرّ قاعده اشتراك اعمال اخروي، هر يك از ما و شما با توجه به حقيقت مزبور در اين رمضان شريف، بايد به نام عموم، خود را در جمع رفقايمان فرض كنيم و "ن" متكلم مع الغير را در عباراتي چون
اَجِرْنَا اِرْحَمْنَا وَاغْفِرْلَنَا وَوَفِّقْنَا وَاهْدِنَااَجِرْنَا اِرْحَمْنَا وَاغْفِرْلَنَا وَوَفِّقْنَا وَاهْدِنَا
وَاجْعَلْ لَيْلَةَ الْقَدْرِ فى هذَا الرَّمَضَانَ خَيْرًا فى حَقِّنَا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍوَاجْعَلْ لَيْلَةَ الْقَدْرِ فى هذَا الرَّمَضَانَ خَيْرًا فى حَقِّنَا مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ
در نظر آوريم و همه برادرانمان را در "نا"ي عبارات مذكور در ذهن داشته باشيم؛ و بهويژه اين ضعيفترين برادرتان را در مسئوليت سنگيناش با نيت خصوصي ياري كنيد.در نظر آوريم و همه برادرانمان را در "نا"ي عبارات مذكور در ذهن داشته باشيم؛ و بهويژه اين ضعيفترين برادرتان را در مسئوليت سنگيناش با نيت خصوصي ياري كنيد.
— 233 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
براي ظهور ورد الاعظم قرآني به اين شيوه، به شما، خودمان، همه كساني كه در جرگه رساله نور هستند مخصوصاً به طاهر قهرمان تبريك ميگوييم. آري، در انتشار آن، دو امر عظيم وجود دارد:براي ظهور ورد الاعظم قرآني به اين شيوه، به شما، خودمان، همه كساني كه در جرگه رساله نور هستند مخصوصاً به طاهر قهرمان تبريك ميگوييم. آري، در انتشار آن، دو امر عظيم وجود دارد:
امر اول: در انتشار نسخه اعجازآميز قرآن حكيم و رساله باكرامت نور در چاپخانهها راهي باز شد كه نمونهاش را نديده بوديم.امر اول: در انتشار نسخه اعجازآميز قرآن حكيم و رساله باكرامت نور در چاپخانهها راهي باز شد كه نمونهاش را نديده بوديم.
امر دوم: ثواب فوق العادهيي كه نصيب طاهر و حافظ علي و دوستانش كرد. دليل ظاهري اين سرّ، آن است كه گويي از كتابت طاهر عكس گرفته شده، به نحوي كه نمونهاش تاكنون در هيچ چاپخانه و كار انتشاراتي ديده نشده است. هر كس كه نگاه ميكند ميگويد: "اين نوشته طاهر است و نميتواند چاپ باشد".امر دوم: ثواب فوق العادهيي كه نصيب طاهر و حافظ علي و دوستانش كرد. دليل ظاهري اين سرّ، آن است كه گويي از كتابت طاهر عكس گرفته شده، به نحوي كه نمونهاش تاكنون در هيچ چاپخانه و كار انتشاراتي ديده نشده است. هر كس كه نگاه ميكند ميگويد: "اين نوشته طاهر است و نميتواند چاپ باشد".
به دليل تنگي وقت و كمبود كاغذ نامه را به پايان ميبرم، به همه سلام برسانيد.به دليل تنگي وقت و كمبود كاغذ نامه را به پايان ميبرم، به همه سلام برسانيد.
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! در اين ماه مبارك با آنكه بسيار نياز داشتم نظر بر آفاق نكنم و دنيا را به فرامیوشي بسیپارم متأسفانه هر از چندي مجبیورمان ميكنند به دنيا نگاه كنيم. ان شاء الله نيتمان در اين نگاه كردنها خدمت ايمانيست، لذا نوعي عبادت محسوب خواهد شد.برادران عزيز و صديقام! در اين ماه مبارك با آنكه بسيار نياز داشتم نظر بر آفاق نكنم و دنيا را به فرامیوشي بسیپارم متأسفانه هر از چندي مجبیورمان ميكنند به دنيا نگاه كنيم. ان شاء الله نيتمان در اين نگاه كردنها خدمت ايمانيست، لذا نوعي عبادت محسوب خواهد شد.
آري، همانطور كه مزاحم شما ميشوند به ما هم تجاوزهايشان را به صورتهاي مختلف نشان ميدهند. ليكن حضرت حق را شكر كه تعدي آنان نتيجه عكس ميدهد و به پيروزيهاي رساله نور كمك ميكند. نظيف قهرمان در مورد اعتراض فرد سالمندي كه در استانبول است مينويسد: آن اعتراض وسيلهييآري، همانطور كه مزاحم شما ميشوند به ما هم تجاوزهايشان را به صورتهاي مختلف نشان ميدهند. ليكن حضرت حق را شكر كه تعدي آنان نتيجه عكس ميدهد و به پيروزيهاي رساله نور كمك ميكند. نظيف قهرمان در مورد اعتراض فرد سالمندي كه در استانبول است مينويسد: آن اعتراض وسيلهيي
— 234 —
شد تا رساله نور در استانبول بدرخشد و فتوحاتي كسب كند. ظلم و تعديهاي ناچيزي هم كه در زمينههاي مختلف متوجه ماست همان طور نتيجه ميدهد. اين روزها براي آنكه بين برخي روحانيون و صوفيان بيچاره با رساله نور سردي و فاصله ايجاد كنند حربهيي اتخاذ كردهاند كه به هيچ ذهني خطور نميكند.شد تا رساله نور در استانبول بدرخشد و فتوحاتي كسب كند. ظلم و تعديهاي ناچيزي هم كه در زمينههاي مختلف متوجه ماست همان طور نتيجه ميدهد. اين روزها براي آنكه بين برخي روحانيون و صوفيان بيچاره با رساله نور سردي و فاصله ايجاد كنند حربهيي اتخاذ كردهاند كه به هيچ ذهني خطور نميكند.
ميگويند: "سعيد هيچ كتاب ديگري نزد خود ندارد. اين بدان معناست كه كتابهاي ديگر را نميپسندد. او حتي امام غزالي (رض) را هم به طور كامل قبول ندارد چون آثار او را هم نزد خود نگاه نميدارد".ميگويند: "سعيد هيچ كتاب ديگري نزد خود ندارد. اين بدان معناست كه كتابهاي ديگر را نميپسندد. او حتي امام غزالي (رض) را هم به طور كامل قبول ندارد چون آثار او را هم نزد خود نگاه نميدارد".
آري، آنها با چنين سخنان عجيب و بيمعنايي موجب آشفتگي اذهان ميشوند. آناني كه چنين حيلههايي را در خفا طراحي ميكنند، زنديقان هستند؛ اما متأسفانه برخي روحانيون ساده دل و بعضي صوفيان را ابزار كار خود قرار ميدهند.آري، آنها با چنين سخنان عجيب و بيمعنايي موجب آشفتگي اذهان ميشوند. آناني كه چنين حيلههايي را در خفا طراحي ميكنند، زنديقان هستند؛ اما متأسفانه برخي روحانيون ساده دل و بعضي صوفيان را ابزار كار خود قرار ميدهند.
ما در مقابل ميگوييم: حاشا! صد بار حاشا! براي رساله نور و شاگرداناش نه تنها پسند نكردن و عدم قبول حجت الاسلام امام غزالي ی يگانه استادي كه مرا به حضرت علي (رض) پيوند ميدهد ی مطرح نيست بلكه ما در برابر هجوم اهل ضلالت با تمام قدرت و توانمان درصدد نجات و محافظت از مسلك و مشربي هستيم كه آنها تابعاش بودند.ما در مقابل ميگوييم: حاشا! صد بار حاشا! براي رساله نور و شاگرداناش نه تنها پسند نكردن و عدم قبول حجت الاسلام امام غزالي ی يگانه استادي كه مرا به حضرت علي (رض) پيوند ميدهد ی مطرح نيست بلكه ما در برابر هجوم اهل ضلالت با تمام قدرت و توانمان درصدد نجات و محافظت از مسلك و مشربي هستيم كه آنها تابعاش بودند.
ليكن در زمان آنها حمله وحشتناك چنين زنديقهايي اركان ايمان را به لرزه در نياورده بود. سلاحهايي كه آن شخصيتهاي محقق و علامه و مجتهد، بنا بر عصر خويش در مناظرت علمي و ديني به كار ميبردند دير تأمين ميشود و علاوه بر اين نميتوان با آنها بر دشمنان امروزي به يكباره غالب شد، لذا رساله نور از قرآن معجز البيان، سلاحهايي يافته است كه با آنها ميتوان با سرعت و قاطعيت همه دشمنان را از بين برد؛ اين است كه به روش آن اشخاص مقدس و ارجمند مراجعه نميشود. زيرا قرآن كه مرجع و منبع و استاد همه آنها بوده استاد كامل رساله نور شده است. زمان اندك است و شمار ما نيز ناچيز، لذا فرصت بهره بردن از آن آثار نوراني را نمييابيم.ليكن در زمان آنها حمله وحشتناك چنين زنديقهايي اركان ايمان را به لرزه در نياورده بود. سلاحهايي كه آن شخصيتهاي محقق و علامه و مجتهد، بنا بر عصر خويش در مناظرت علمي و ديني به كار ميبردند دير تأمين ميشود و علاوه بر اين نميتوان با آنها بر دشمنان امروزي به يكباره غالب شد، لذا رساله نور از قرآن معجز البيان، سلاحهايي يافته است كه با آنها ميتوان با سرعت و قاطعيت همه دشمنان را از بين برد؛ اين است كه به روش آن اشخاص مقدس و ارجمند مراجعه نميشود. زيرا قرآن كه مرجع و منبع و استاد همه آنها بوده استاد كامل رساله نور شده است. زمان اندك است و شمار ما نيز ناچيز، لذا فرصت بهره بردن از آن آثار نوراني را نمييابيم.
— 235 —
وانگهي اشخاصي كه تعدادشان صد برابر شاگردان رساله نور است با آن كتابها مشغول هستند و از عهده مسئوليت ياد شده بر ميآيند. ما نيز اين وظيفه را به آنها وا نهادهايم؛ وگرنه حاشا و كلا! ما آثار ارزشمند اساتيد مقدس خود را چون روح و جان خويش دوست داريم. ما هر كدام براي خود مغزي و دستي و زباني داريم و در برابرمان نيز هیزاران متجیاوز صف كشيدهاند. وقتمان كم است و از آنجا كه براهين رساله نور را به عنوان آخرين سلاح چون مسلسل يافتهايم ناچار به آن آويختهايم و به آن اكتفا ميكنيم.وانگهي اشخاصي كه تعدادشان صد برابر شاگردان رساله نور است با آن كتابها مشغول هستند و از عهده مسئوليت ياد شده بر ميآيند. ما نيز اين وظيفه را به آنها وا نهادهايم؛ وگرنه حاشا و كلا! ما آثار ارزشمند اساتيد مقدس خود را چون روح و جان خويش دوست داريم. ما هر كدام براي خود مغزي و دستي و زباني داريم و در برابرمان نيز هیزاران متجیاوز صف كشيدهاند. وقتمان كم است و از آنجا كه براهين رساله نور را به عنوان آخرين سلاح چون مسلسل يافتهايم ناچار به آن آويختهايم و به آن اكتفا ميكنيم.
يك توافق و همخواني لطيف در آغاز اين نامه گفتيميك توافق و همخواني لطيف در آغاز اين نامه گفتيم
بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ رَمَضَانَبِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ رَمَضَانَ
اما كارهاي متعددي پيش آمد و نتوانستيم آن را بنويسيم تا اينكه نامه ارزشمند عاطف رسيد. در ابتدايش نوشته شده بود:اما كارهاي متعددي پيش آمد و نتوانستيم آن را بنويسيم تا اينكه نامه ارزشمند عاطف رسيد. در ابتدايش نوشته شده بود:
بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ رَمَضَانَبِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ رَمَضَانَ
اين كلمات براي توافیق و همخواني با ابتداي نامه ما موجب درنگمان شد. آثار درخشیاني كه او با قلم با كرامتاش پيشتر به اين ديار ارسال كرد و همچنين قصد و نيت او كه رساله نور را در اين حوالي به مددمان بفرستد، يك خدمت بزرگ نوريه و يك فداكاريست؛ البته براي خود او نيز بسيار لازم است.اين كلمات براي توافیق و همخواني با ابتداي نامه ما موجب درنگمان شد. آثار درخشیاني كه او با قلم با كرامتاش پيشتر به اين ديار ارسال كرد و همچنين قصد و نيت او كه رساله نور را در اين حوالي به مددمان بفرستد، يك خدمت بزرگ نوريه و يك فداكاريست؛ البته براي خود او نيز بسيار لازم است.
از هم اينك به نام شاگردان رساله نور در اينجا، هزاران بار از او تشكر ميكنيم و در خدمتي كه در پيش گرفته به او تبريك ميگوييم. اينكه قلم با كرامت او از اسرار جذاب توافقيه روي برتافته و مستقيماً به نشر رساله نور ميپردازد ما را كاملاً خوشحال و مديون خود نمود. حضرت حق شمار طلبههاي چون او خالص و مخلص را فزوني بخشد! آمين.از هم اينك به نام شاگردان رساله نور در اينجا، هزاران بار از او تشكر ميكنيم و در خدمتي كه در پيش گرفته به او تبريك ميگوييم. اينكه قلم با كرامت او از اسرار جذاب توافقيه روي برتافته و مستقيماً به نشر رساله نور ميپردازد ما را كاملاً خوشحال و مديون خود نمود. حضرت حق شمار طلبههاي چون او خالص و مخلص را فزوني بخشد! آمين.
در نامههايتان گهگاه پيرامون صداقت پرشور و علاقمندي و طلبهگي جدي صديق سليمان در گذشته مطالبي مطرح ميشود. من تا دم مرگ نميتوانم صداقت و سلامت قلبي او و خدمت خالصانهاش به من و رساله نور را فراموش كنم.در نامههايتان گهگاه پيرامون صداقت پرشور و علاقمندي و طلبهگي جدي صديق سليمان در گذشته مطالبي مطرح ميشود. من تا دم مرگ نميتوانم صداقت و سلامت قلبي او و خدمت خالصانهاش به من و رساله نور را فراموش كنم.
— 236 —
برادران عزيز، صديق، خالص و مخلص، دوستان جدي و واقعي من در خدمت قرآني! اخيراً به مناسبت شروع انتشار لمعههاي "اخلاص" رساله نور در اسپارتا و اين حوالي، و به دليل يكي دو واقعه كوچك، اخطار شديدي بر قلبام وارد شد. "سه نقطه" در خصوص ريا به شرح زير نوشته ميشود:برادران عزيز، صديق، خالص و مخلص، دوستان جدي و واقعي من در خدمت قرآني! اخيراً به مناسبت شروع انتشار لمعههاي "اخلاص" رساله نور در اسپارتا و اين حوالي، و به دليل يكي دو واقعه كوچك، اخطار شديدي بر قلبام وارد شد. "سه نقطه" در خصوص ريا به شرح زير نوشته ميشود:
نقطه نخست: در فرايض و واجبات، شعاير اسلامي، تبعيت از سنت سَنيّه و ترك مُحرّمات، ريا موضوعيت ندارد و اظهار اين امور نميتواند ريا باشد. مگر فرد توأم با ضعف ايمان، فطرتاً رياكار باشد. اشخاصي چون حجت الاسلام امام غزالي (رض) ميگويند: اظهار عباداتي كه با شعاير اسلامي مرتبطاند بيش از اخفايشان ثواب دارد. با اينكه اخفاي ساير نوافل ثواب زيادي دارد اما نشان دادن شرافت پيروي از سنت كه با شعاير ارتباط مييابد، خصوصاً در اين مقطع كه زمان بدعتهاست، و اظهار تقوا در ترك مُحرّمات در زمان اجراي گناهان كبيره نه تنها ريا نيست بلكه از اخفاي آنها بيشتر ثواب دارد و خالصانهتر است.نقطه نخست: در فرايض و واجبات، شعاير اسلامي، تبعيت از سنت سَنيّه و ترك مُحرّمات، ريا موضوعيت ندارد و اظهار اين امور نميتواند ريا باشد. مگر فرد توأم با ضعف ايمان، فطرتاً رياكار باشد. اشخاصي چون حجت الاسلام امام غزالي (رض) ميگويند: اظهار عباداتي كه با شعاير اسلامي مرتبطاند بيش از اخفايشان ثواب دارد. با اينكه اخفاي ساير نوافل ثواب زيادي دارد اما نشان دادن شرافت پيروي از سنت كه با شعاير ارتباط مييابد، خصوصاً در اين مقطع كه زمان بدعتهاست، و اظهار تقوا در ترك مُحرّمات در زمان اجراي گناهان كبيره نه تنها ريا نيست بلكه از اخفاي آنها بيشتر ثواب دارد و خالصانهتر است.
نقطه دوم: اسبابي كه مردم را به ريا سوق ميدهند عبارتند از:نقطه دوم: اسبابي كه مردم را به ريا سوق ميدهند عبارتند از:
سبب اول: ضعف ايمان است. كسي كه متوجه خدا نيست اسباب را پرستش ميكند. او با خودنمايي در مقابل مردم، رفتاري رياكارانه خواهد داشت. شاگردان رساله نور بهواسطه درس محكم ايمان تحقيقي ی كه از رساله نور فرا گرفتهاند ی براي اسباب و براي ناس از نقطه نظر عبوديت ارزش و اهميتي قايل نيستند تا بخواهند در بندگي خود مقابل آنها با تظاهر ريا كنند.سبب اول: ضعف ايمان است. كسي كه متوجه خدا نيست اسباب را پرستش ميكند. او با خودنمايي در مقابل مردم، رفتاري رياكارانه خواهد داشت. شاگردان رساله نور بهواسطه درس محكم ايمان تحقيقي ی كه از رساله نور فرا گرفتهاند ی براي اسباب و براي ناس از نقطه نظر عبوديت ارزش و اهميتي قايل نيستند تا بخواهند در بندگي خود مقابل آنها با تظاهر ريا كنند.
سبب دوم: حرص، طمع، ضعف و فقر موجب ميشود فرد براي جلب توجه مردم رفتار رياكارانهيي از خود بروز دهد.سبب دوم: حرص، طمع، ضعف و فقر موجب ميشود فرد براي جلب توجه مردم رفتار رياكارانهيي از خود بروز دهد.
شاگردان رساله نور با درسهايي كه از رساله نور فراگرفتهاند داراي عزت ايمانياند؛ درسهايي مانند ميانهروي، قناعت، توكل و راضي بودن به قسمت خود؛همينها ان شاء الله مانع ريا و خودنمايي آنها براي منافع دنيا ميشود.شاگردان رساله نور با درسهايي كه از رساله نور فراگرفتهاند داراي عزت ايمانياند؛ درسهايي مانند ميانهروي، قناعت، توكل و راضي بودن به قسمت خود؛همينها ان شاء الله مانع ريا و خودنمايي آنها براي منافع دنيا ميشود.
— 237 —
سبب سوم: با احساساتي مانند حرص شهرت و حب جاه و كسب مقام، و برتري جويي نسبت به امثال خود و تظاهر به نيكي، و با رفتاري تصنعي (براي خود اهميت بيش از حد قائل شدن) و مبتني بر تكلف (ديده شدن در مقامي كه لياقت آن را ندارد) مرتكب ريا ميشود.سبب سوم: با احساساتي مانند حرص شهرت و حب جاه و كسب مقام، و برتري جويي نسبت به امثال خود و تظاهر به نيكي، و با رفتاري تصنعي (براي خود اهميت بيش از حد قائل شدن) و مبتني بر تكلف (ديده شدن در مقامي كه لياقت آن را ندارد) مرتكب ريا ميشود.
شاگردان رساله نور "اَنا" را به "نَحنُ" تبديل كیردهاند، يعني انانيت را رهیا كرده و به حساب شخصيت معنوي رساله نور تلاش ميكنند لذا به جاي "من"، "ما" ميگويند؛ همچنان كه اهل طريقت براي رهايي از ريا به واسطههايي چون فنا في الشيخ و فنا في الرسول و كشتن نفس اماره معتقدند، در زمانه فعلي نيز يكي از واسطههاي مذكور فنا في الاخوان است، يعني فرد، شخصيت خود را در شخصيت معنوي برادراناش ذوب ميكند؛ پس اگر كسي چنين كرد ان شاء الله مانند نجات اهل حقيقت از ريا، براساس همين سرّ او نيز نجات خواهد يافت.شاگردان رساله نور "اَنا" را به "نَحنُ" تبديل كیردهاند، يعني انانيت را رهیا كرده و به حساب شخصيت معنوي رساله نور تلاش ميكنند لذا به جاي "من"، "ما" ميگويند؛ همچنان كه اهل طريقت براي رهايي از ريا به واسطههايي چون فنا في الشيخ و فنا في الرسول و كشتن نفس اماره معتقدند، در زمانه فعلي نيز يكي از واسطههاي مذكور فنا في الاخوان است، يعني فرد، شخصيت خود را در شخصيت معنوي برادراناش ذوب ميكند؛ پس اگر كسي چنين كرد ان شاء الله مانند نجات اهل حقيقت از ريا، براساس همين سرّ او نيز نجات خواهد يافت.
نقطه سوم: قبولاندن به مردم به اعتبار وظيفه ديني، و رفتارها و وضعيتهاي متعالي كه مقام ياد شده اقتضا دارد، فخرفروشي و ريا نيست و نبايد آن را تظاهر دانست؛ مگر اينكه فرد، وظيفه مذكور را تابع انانيت خويش قرار دهد و در اين مسير به كار گيرد.نقطه سوم: قبولاندن به مردم به اعتبار وظيفه ديني، و رفتارها و وضعيتهاي متعالي كه مقام ياد شده اقتضا دارد، فخرفروشي و ريا نيست و نبايد آن را تظاهر دانست؛ مگر اينكه فرد، وظيفه مذكور را تابع انانيت خويش قرار دهد و در اين مسير به كار گيرد.
آري، يك امام (جماعت) حين انجام امامتاش تسبيحات را اظهار ميدارد و به گوش ديگران ميرساند؛ اين به هيچ وجه نميتواند ريا تلقي شود. اما اگر او غير از زمان انجام وظيفهاش تسبيحات را با صداي بلند بگويد تا ديگران بشنوند خطر آلوده شدنش به ريا وجود دارد لذا بهتر است تسبيحات را پنهاني بگويد؛ ثواباش بيشتر است.آري، يك امام (جماعت) حين انجام امامتاش تسبيحات را اظهار ميدارد و به گوش ديگران ميرساند؛ اين به هيچ وجه نميتواند ريا تلقي شود. اما اگر او غير از زمان انجام وظيفهاش تسبيحات را با صداي بلند بگويد تا ديگران بشنوند خطر آلوده شدنش به ريا وجود دارد لذا بهتر است تسبيحات را پنهاني بگويد؛ ثواباش بيشتر است.
شاگردان واقعي رساله نور در نشريات ديني خود، در عباداتي كه در پيروي از سنت سَنيّه انجام ميدهند، و در تقوايي كه در اجتناب از كباير دارند، از نظر قرآن مسئول و موظفاند؛ و انجام علني اين امور ان شاء الله ريا نخواهد بود؛ مگر اينكه با مقاصد دنيوي وارد حيطه رساله نور شده باشند. ميخواستم بيشتر بنويسم اما توقفي موجب قطع حال شد.شاگردان واقعي رساله نور در نشريات ديني خود، در عباداتي كه در پيروي از سنت سَنيّه انجام ميدهند، و در تقوايي كه در اجتناب از كباير دارند، از نظر قرآن مسئول و موظفاند؛ و انجام علني اين امور ان شاء الله ريا نخواهد بود؛ مگر اينكه با مقاصد دنيوي وارد حيطه رساله نور شده باشند. ميخواستم بيشتر بنويسم اما توقفي موجب قطع حال شد.
— 238 —
از استخراجهاي خسرو كوچك فيضي ميباشد از استخراجهاي خسرو كوچك فيضي ميباشد
(لاحقه و پيوستيست بر استخراج حافظ علي از آيه "سي و سوم")
دليل محكمي يافتم كه به جز معناي صريح آيهيدليل محكمي يافتم كه به جز معناي صريح آيهي
أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِأَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
(زمر: ٢٢)
در سوره "زمر"، يكي از افراد وارد در كليت طبقه معناي اشاري آيه، رساله نور و ترجماناش است، زيرا عبارتدر سوره "زمر"، يكي از افراد وارد در كليت طبقه معناي اشاري آيه، رساله نور و ترجماناش است، زيرا عبارت
أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَأَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ
براساس علم جفر و رياضي و حساب ابجد ميشود هزار و سيصد و بيست و نه، يا هشت. معلوم ميشود فرد مورد نظري كه وارد در كليت "مَنْ" و مورد اشاره "فَهُوَ" ميباشد با نور حاصل از انشراح صدربراساس علم جفر و رياضي و حساب ابجد ميشود هزار و سيصد و بيست و نه، يا هشت. معلوم ميشود فرد مورد نظري كه وارد در كليت "مَنْ" و مورد اشاره "فَهُوَ" ميباشد با نور حاصل از انشراح صدر
اين همخواني و توافقي متناسب با شرح صدر است كه توسط استادم مطلع شدم. بيست و پنج سال است مهمترين دعا و مناجات هميشگي او "اَللّهُمَّ اشْرَحْ صَدْرِى لِلاِيمَانِ وَ اْلاِسْلاَمِ" ميباشد.اين همخواني و توافقي متناسب با شرح صدر است كه توسط استادم مطلع شدم. بيست و پنج سال است مهمترين دعا و مناجات هميشگي او "اَللّهُمَّ اشْرَحْ صَدْرِى لِلاِيمَانِ وَ اْلاِسْلاَمِ" ميباشد.
حالت ديگري كسب كرده، از مشكلات پيشين رها شده و وارد مسلكي نوراني ميشود. آيه به رمز بر وضعيت فرد ياد شده و بر تاريخي ناظر است كه آمادگيهاي جنگ جهاني سابق و جديد در جريان است.حالت ديگري كسب كرده، از مشكلات پيشين رها شده و وارد مسلكي نوراني ميشود. آيه به رمز بر وضعيت فرد ياد شده و بر تاريخي ناظر است كه آمادگيهاي جنگ جهاني سابق و جديد در جريان است.
عبارت نُورٍ مِنْ رَبِّهِ در بخش فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ از نظر صورت و معنا و علم جفر موافق نام و معناي رساله نور است؛ به همين ترتيب با تحقيقاتي كه كردهام تاريخي كه مقام جفري عبارت أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ نشان ميدهد عيناً با وضعيت استادم كه ترجمان رساله نور است همخواني و توافق دارد.عبارت نُورٍ مِنْ رَبِّهِ در بخش فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ از نظر صورت و معنا و علم جفر موافق نام و معناي رساله نور است؛ به همين ترتيب با تحقيقاتي كه كردهام تاريخي كه مقام جفري عبارت أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ نشان ميدهد عيناً با وضعيت استادم كه ترجمان رساله نور است همخواني و توافق دارد.
زيرا در آن زمیان در هنگامهي آغیاز جنگ جهیاني، استاد عادات پيشين خیود و علوم فلسفي و علوم آليه را رها كرد و با انشراح صدر كاملي نگارش تفسير "اشارات الاعجاز" را ی كه فاتحه رساله نور و مرتبه نخست آن است ی آغاز نمود؛ و شروع به صرف كردن تمام همت و انديشه خود در راه قرآن كرد. لذا همخواني و توافق مطلب مذكور با اين سرآغازها نشانهي محكميست كه فرد مورد نظرِ معنايزيرا در آن زمیان در هنگامهي آغیاز جنگ جهیاني، استاد عادات پيشين خیود و علوم فلسفي و علوم آليه را رها كرد و با انشراح صدر كاملي نگارش تفسير "اشارات الاعجاز" را ی كه فاتحه رساله نور و مرتبه نخست آن است ی آغاز نمود؛ و شروع به صرف كردن تمام همت و انديشه خود در راه قرآن كرد. لذا همخواني و توافق مطلب مذكور با اين سرآغازها نشانهي محكميست كه فرد مورد نظرِ معناي
— 239 —
اشاري و كليِ آيه فوق در زمانه كنوني، كسيست كه ترجمان رساله نور ميباشد و شخصيت معنوي شاگردان رساله نور را نمايندگي ميكند.اشاري و كليِ آيه فوق در زمانه كنوني، كسيست كه ترجمان رساله نور ميباشد و شخصيت معنوي شاگردان رساله نور را نمايندگي ميكند.
آري، مادام كه قرآن معجز البيان با علمي محيط و ارادهيي فراگير كه قادر است در هر عصر هر فردي را خطاب قرار دهد و ناظر بر هر چيز باشد؛ و مادام كه علماي مسلمان متفق القولاند كه آيات علاوه بر معناي صريح، در طبقات متعدد داراي معناي اشاري، رمزي و ضمني نيز ميباشند؛آري، مادام كه قرآن معجز البيان با علمي محيط و ارادهيي فراگير كه قادر است در هر عصر هر فردي را خطاب قرار دهد و ناظر بر هر چيز باشد؛ و مادام كه علماي مسلمان متفق القولاند كه آيات علاوه بر معناي صريح، در طبقات متعدد داراي معناي اشاري، رمزي و ضمني نيز ميباشند؛
و مادام كه خطابهايي مانند يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مانند همه اعصار، اهل ايمان اين عصر را نيز مانند مؤمنان صدر اسلام در بر ميگيرد؛و مادام كه خطابهايي مانند يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مانند همه اعصار، اهل ايمان اين عصر را نيز مانند مؤمنان صدر اسلام در بر ميگيرد؛
و مادام كه اين عصر از نقطه نظر اسلاميت دهشتناك و مهم است؛ قرآن و حديث براي در امان بودن اهل ايمان از فتنه اين روزگار آنها را با اخبار غيبي بهطور جدي مطلع كردهاند.و مادام كه اين عصر از نقطه نظر اسلاميت دهشتناك و مهم است؛ قرآن و حديث براي در امان بودن اهل ايمان از فتنه اين روزگار آنها را با اخبار غيبي بهطور جدي مطلع كردهاند.
نيز مادام كه حساب جفر، ابجد و رياضي از گذشته تاكنون قاعده محكمي بوده و ميتوانند نشانهيي متقن باشند؛نيز مادام كه حساب جفر، ابجد و رياضي از گذشته تاكنون قاعده محكمي بوده و ميتوانند نشانهيي متقن باشند؛
و مادام كه وظايف مؤثر و درخشان رساله نور، ترجمان و شاگردانش در مسير خدمت به ايمان و قرآن، اهميت بسزايي كسب نموده،و مادام كه وظايف مؤثر و درخشان رساله نور، ترجمان و شاگردانش در مسير خدمت به ايمان و قرآن، اهميت بسزايي كسب نموده،
و مادام اين آيت عظيم براساس حساب جفر بر اين عصر و دو جنگ جهاني ناظر است؛ همچنان كه با وقوع جنگ پيشين و ظهور رساله نور همخواني و توافق دارد به لحاظ معنا هم آن را نشان ميدهد. البته بنا بر حقايق ياد شده و قرينههاي محكم، بدون هيچ ترديدي حكم ميكنيم كه ترجمان و شخصيت معنوي رساله نور داخل در كليت طبقه معناي اشاري اين آيه عظيمه است و يكي از افراد مورد نظر آن ميباشد و آيه به او اشاره دارد؛ همچنين ميتوان گفت و ميگوييم كه آيه فوق با معناي رمزي از او نيز خبر ميدهد و لمعهيي اعجازي از نوع اخبار غيب را به نمايش ميگذارد.و مادام اين آيت عظيم براساس حساب جفر بر اين عصر و دو جنگ جهاني ناظر است؛ همچنان كه با وقوع جنگ پيشين و ظهور رساله نور همخواني و توافق دارد به لحاظ معنا هم آن را نشان ميدهد. البته بنا بر حقايق ياد شده و قرينههاي محكم، بدون هيچ ترديدي حكم ميكنيم كه ترجمان و شخصيت معنوي رساله نور داخل در كليت طبقه معناي اشاري اين آيه عظيمه است و يكي از افراد مورد نظر آن ميباشد و آيه به او اشاره دارد؛ همچنين ميتوان گفت و ميگوييم كه آيه فوق با معناي رمزي از او نيز خبر ميدهد و لمعهيي اعجازي از نوع اخبار غيب را به نمايش ميگذارد.
تحليل: يك "ش" و دو "ر" ميشود هفتصد؛ "ف م ن ل" ميشود دويست؛ "ص د ه ا" ميشود صد؛ "س م" ميشود صد؛ اسم جلال ميشود شصت و هفت؛ دو "ل" ميشود شصت؛ «فَهُوَ» ميشود نود و يك؛ دو يا سه «الف» درتحليل: يك "ش" و دو "ر" ميشود هفتصد؛ "ف م ن ل" ميشود دويست؛ "ص د ه ا" ميشود صد؛ "س م" ميشود صد؛ اسم جلال ميشود شصت و هفت؛ دو "ل" ميشود شصت؛ «فَهُوَ» ميشود نود و يك؛ دو يا سه «الف» در
— 240 —
«لِلْإِسْلَامِ» ميشود دو يا سه. "ح" ميشود هشت؛ هر دو عبارت نُورٍ مِنْ رَبِّهِ و "رساله نور" داراي واژهي «نُورٍ» هستند. "ر" در رساله با "ر" در «رَبِّهِ» متناظر است. اگر تنوين موجود در «نُورٍ» محاسبه شود "ن" مشدد در «النُّورِ» نيز حساب شده، در آن صورت باز هم اتحاد برقرار ميشود، علاوه بر «نُورٍ» ، "مِن بِه" ميشود نود و هفت؛ "ه ل س" باقي مانده در رساله نور با دو "الف" ميشود نود و هفت كه توافق و همخواني كاملي را نشان ميدهد. رساله نور در تركي با همزه خوانده ميشود و اين مشكلي ايجاد نميكند.«لِلْإِسْلَامِ» ميشود دو يا سه. "ح" ميشود هشت؛ هر دو عبارت نُورٍ مِنْ رَبِّهِ و "رساله نور" داراي واژهي «نُورٍ» هستند. "ر" در رساله با "ر" در «رَبِّهِ» متناظر است. اگر تنوين موجود در «نُورٍ» محاسبه شود "ن" مشدد در «النُّورِ» نيز حساب شده، در آن صورت باز هم اتحاد برقرار ميشود، علاوه بر «نُورٍ» ، "مِن بِه" ميشود نود و هفت؛ "ه ل س" باقي مانده در رساله نور با دو "الف" ميشود نود و هفت كه توافق و همخواني كاملي را نشان ميدهد. رساله نور در تركي با همزه خوانده ميشود و اين مشكلي ايجاد نميكند.
من قرينه محكمي يافتم كه رساله نور به لحاظ معنا و جفر يكي از افراد معناي اشاري آيه پانزدهم از سوره مائده:من قرينه محكمي يافتم كه رساله نور به لحاظ معنا و جفر يكي از افراد معناي اشاري آيه پانزدهم از سوره مائده:
قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ، يَهْدِي بِهِ اللّهُقَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ، يَهْدِي بِهِ اللّهُ
(مائده: ١٥ی١٦)(مائده: ١٥ی١٦)
و همچنين يكي از افراد معناي اشاري آيه زير از سوره نساء ميباشد:و همچنين يكي از افراد معناي اشاري آيه زير از سوره نساء ميباشد:
أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا
(نساء: ١٧٤)
استاد اشارهي آيه دوم را ی كه از آيات سوره نساء است ی در اشارات قرآني كه شعاع نخست ميباشد بيان كرده است. آيه نخست نيز كه آيه پانزدهم سوره مائده است هم اشاره مذكور را تأييد كرده و هم اشارهيي را كه در آيه أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ وجود دارد تصديق ميكند.استاد اشارهي آيه دوم را ی كه از آيات سوره نساء است ی در اشارات قرآني كه شعاع نخست ميباشد بيان كرده است. آيه نخست نيز كه آيه پانزدهم سوره مائده است هم اشاره مذكور را تأييد كرده و هم اشارهيي را كه در آيه أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ وجود دارد تصديق ميكند.
آري، هر فرد منصفي خواهد دانست كه رساله نور در اين عصر با توجه به طبقه معناي اشاري آيهي مذكور يكي از افراد آشكار مفاهيمقدسي آن است.آري، هر فرد منصفي خواهد دانست كه رساله نور در اين عصر با توجه به طبقه معناي اشاري آيهي مذكور يكي از افراد آشكار مفاهيمقدسي آن است.
مادام مناسبتي معنوي و قوي وجود دارد مبني بر اينكه رساله نور يكي از افراد مورد اشاره آيه است، و مقام جفري آيه مذكور هم "هزار و سيصد و شصت و شش" است و در صورت به حساب نياوردن مدها و همزههاي غير ملفوظ رقم "هزار و سيصد و شصت و دو" را خواهيم داشت، و مادام رساله نور كتاب مبينيست كه نور و هدايت قرآن مبين را نشر ميدهد، و ظاهراً كساني كه جلوتر از آن باشند و اين وظيفه را در چنين شرايط دشواري انجام دهند، ديده نميشوند؛ و مادام كه آيات، مانند ساير كلامها منحصر در معنايي جزيي نيستند، و قاعدتاًمادام مناسبتي معنوي و قوي وجود دارد مبني بر اينكه رساله نور يكي از افراد مورد اشاره آيه است، و مقام جفري آيه مذكور هم "هزار و سيصد و شصت و شش" است و در صورت به حساب نياوردن مدها و همزههاي غير ملفوظ رقم "هزار و سيصد و شصت و دو" را خواهيم داشت، و مادام رساله نور كتاب مبينيست كه نور و هدايت قرآن مبين را نشر ميدهد، و ظاهراً كساني كه جلوتر از آن باشند و اين وظيفه را در چنين شرايط دشواري انجام دهند، ديده نميشوند؛ و مادام كه آيات، مانند ساير كلامها منحصر در معنايي جزيي نيستند، و قاعدتاً
— 241 —
معاني ديگري هم در دلالتهاي ضمني و اشاري مفهوم كلام وجود دارد؛ نيز مادام شمار فراواني از اهل ولايت همچون "نجم الدين كبري و محيي الدين عربي (رضي الله عنهما)" بيشتر آيات را صرف نظر از معناي ظاهري آنها طبق معاني باطني و اشاري تفسير كردهاند به نحوي كه حتي در تفاسيرشان گفتهاند منظور از موسي (ع) و فرعون، قلب و نفس است، با اين حال نه تنها كسي متعرض آنها نشده است بلكه بسياري از علماي بزرگ هم نظر آنها را تأييد كردهاند. لذا ترديدي نيست كه با وجود قرينههاي محكم، اشاره آيه به رساله نور با دلالت ضمني قطعيست و نبايد در اين مورد شك كرد.معاني ديگري هم در دلالتهاي ضمني و اشاري مفهوم كلام وجود دارد؛ نيز مادام شمار فراواني از اهل ولايت همچون "نجم الدين كبري و محيي الدين عربي (رضي الله عنهما)" بيشتر آيات را صرف نظر از معناي ظاهري آنها طبق معاني باطني و اشاري تفسير كردهاند به نحوي كه حتي در تفاسيرشان گفتهاند منظور از موسي (ع) و فرعون، قلب و نفس است، با اين حال نه تنها كسي متعرض آنها نشده است بلكه بسياري از علماي بزرگ هم نظر آنها را تأييد كردهاند. لذا ترديدي نيست كه با وجود قرينههاي محكم، اشاره آيه به رساله نور با دلالت ضمني قطعيست و نبايد در اين مورد شك كرد.
تحليل: قَدْ جَاءكُم صد و شصت و نه است؛ مِنَ اللّهِ صد و پنجاه و هفت؛ نُورٌ با تنوين سيصد و شش؛ كِتَابٌ مُّبِينٌ با محاسبه تنوينها ششصد و سي و يك؛ يَهْدِي بِهِ اللّهُ صد و سه؛ و در مجموع هزار و سيصد و شصت و شش. اگر مدها و همزههاي غيرملفوظ را به حساب نياوريم رقم بهدست آمده با محرم امسال يعني هزار و سيصد و شصت و دو موافقت تام دارد. اگر تنوين موجود در مُبِينٌ وقف شود رقم هزار و سيصد و شانزده را خواهيم داشت كه هم به زمان فراهم آمدن مقدمات رساله نور اشاره دارد و هم با تنوين به تكامل آن؛ نيز همچنان كه در شعاع نخست بيان ميشود با تاريخ مشهوري كه آيات متعدد بااهميت نشان ميدهند توافق و همخواني دارد.تحليل: قَدْ جَاءكُم صد و شصت و نه است؛ مِنَ اللّهِ صد و پنجاه و هفت؛ نُورٌ با تنوين سيصد و شش؛ كِتَابٌ مُّبِينٌ با محاسبه تنوينها ششصد و سي و يك؛ يَهْدِي بِهِ اللّهُ صد و سه؛ و در مجموع هزار و سيصد و شصت و شش. اگر مدها و همزههاي غيرملفوظ را به حساب نياوريم رقم بهدست آمده با محرم امسال يعني هزار و سيصد و شصت و دو موافقت تام دارد. اگر تنوين موجود در مُبِينٌ وقف شود رقم هزار و سيصد و شانزده را خواهيم داشت كه هم به زمان فراهم آمدن مقدمات رساله نور اشاره دارد و هم با تنوين به تكامل آن؛ نيز همچنان كه در شعاع نخست بيان ميشود با تاريخ مشهوري كه آيات متعدد بااهميت نشان ميدهند توافق و همخواني دارد.
— 242 —
(مطلبيست كه به قصد تعديل نوشته استادي معروف درباره سعيد نورسي نگاشته شده، او در نوشته خود حُسن ظن فراواني داشته است. با اين انديشه كه ممكن است براي شما هم مفيد باشد ارسال شد.) (مطلبيست كه به قصد تعديل نوشته استادي معروف درباره سعيد نورسي نگاشته شده، او در نوشته خود حُسن ظن فراواني داشته است. با اين انديشه كه ممكن است براي شما هم مفيد باشد ارسال شد.)
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ رَمَضَانَاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ عَاشِرَاتِ دَقَائِقِ شَهْرِ رَمَضَانَ
استاد حشمت، برادر عزيز، صديق، و ارجمند!استاد حشمت، برادر عزيز، صديق، و ارجمند!
نامهات را درباره مُجدد با حيرت مطالعه كرديم و به استاد هم گفتيم. استاد ميگويد: "آري، در اين زمان، هم براي دين و ايمان، هم براي حيات اجتماعي و شريعت و هم براي حقوق عامه و سياست اسلامي نيازمند چند مُجدد بسيار مهم هستيم. ليكن مهمترين و مقدسترين و بزرگترين وظيفه تجديد، در محافظت از حقايق ايمانيست. دواير شريعت و حيات اجتماعي و سياسي نسبت بدان در مراتب دوم و سوم و چهارم قرار دارند. در روايات حديثي به موضوع تجديد دين اهميت فراواني داده ميشود و آن به اعتبار تجديد در حقايق ايمانيست. البته حيات اجتماعيِ اسلامي و سياست ديني نزد افكار عمومي و شيفتگان حيات، در ظاهر گستردهتر و از نقطه نظر حاكميت، جذابتر و پراهميتتر است لذا از آن دريچه به موضوع مينگرند و بدان معنا ميدهند.نامهات را درباره مُجدد با حيرت مطالعه كرديم و به استاد هم گفتيم. استاد ميگويد: "آري، در اين زمان، هم براي دين و ايمان، هم براي حيات اجتماعي و شريعت و هم براي حقوق عامه و سياست اسلامي نيازمند چند مُجدد بسيار مهم هستيم. ليكن مهمترين و مقدسترين و بزرگترين وظيفه تجديد، در محافظت از حقايق ايمانيست. دواير شريعت و حيات اجتماعي و سياسي نسبت بدان در مراتب دوم و سوم و چهارم قرار دارند. در روايات حديثي به موضوع تجديد دين اهميت فراواني داده ميشود و آن به اعتبار تجديد در حقايق ايمانيست. البته حيات اجتماعيِ اسلامي و سياست ديني نزد افكار عمومي و شيفتگان حيات، در ظاهر گستردهتر و از نقطه نظر حاكميت، جذابتر و پراهميتتر است لذا از آن دريچه به موضوع مينگرند و بدان معنا ميدهند.
همچنين قبول اينكه سه مسئوليت ياد شده در زمان كنوني به صورت كامل و يكباره در يك فرد يا يك جماعت جمع باشد و موجب تضعيف يكديگر هم نشود، بعيد و غيرممكن به نظر ميرسد. جمع وظايف مذكور صرفاً در آخر الزمان و در حضرت مهدي ی كه جماعت نوراني آل بيت نبوي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را نمايندگي ميكند ی و در شخصيت معنوي پيروان او متصور است. حضرت حق را سپاس بيپايان كه در اين زمانه مسئوليت تجديد در حفاظت از حقايق ايماني را به حقيقت رساله نور و شخصيت معنوي شاگردانش سپرده است. بيست سال استهمچنين قبول اينكه سه مسئوليت ياد شده در زمان كنوني به صورت كامل و يكباره در يك فرد يا يك جماعت جمع باشد و موجب تضعيف يكديگر هم نشود، بعيد و غيرممكن به نظر ميرسد. جمع وظايف مذكور صرفاً در آخر الزمان و در حضرت مهدي ی كه جماعت نوراني آل بيت نبوي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را نمايندگي ميكند ی و در شخصيت معنوي پيروان او متصور است. حضرت حق را سپاس بيپايان كه در اين زمانه مسئوليت تجديد در حفاظت از حقايق ايماني را به حقيقت رساله نور و شخصيت معنوي شاگردانش سپرده است. بيست سال است
— 243 —
كه رساله نور در وظيفه مقدس ياد شده با انتشار پيروزمندانه و مؤثر خود، در برابر هجوم قدرتمندترين و هولناكترين زندقه و ضلالت به طور كامل مقابله كرده است. هزاران نفر گواهي ميدهند كه رساله نور ايمان صدها هزار نفر را نجات داده است.كه رساله نور در وظيفه مقدس ياد شده با انتشار پيروزمندانه و مؤثر خود، در برابر هجوم قدرتمندترين و هولناكترين زندقه و ضلالت به طور كامل مقابله كرده است. هزاران نفر گواهي ميدهند كه رساله نور ايمان صدها هزار نفر را نجات داده است.
نبايد شخص بيچاره و عاجز و ضعيفي چون من را كسي بدانند كه قادر است باري هزاران برابر بيشتر از توان خود را حمل كند و اينگونه مرا مورد توجه ديگران قرار دهند".نبايد شخص بيچاره و عاجز و ضعيفي چون من را كسي بدانند كه قادر است باري هزاران برابر بيشتر از توان خود را حمل كند و اينگونه مرا مورد توجه ديگران قرار دهند".
استاد به شما سلام ميرساند. ما نيز به حضرت عالي و كساني كه در آنجا با رساله نور مرتبطاند درود ميفرستيم ...استاد به شما سلام ميرساند. ما نيز به حضرت عالي و كساني كه در آنجا با رساله نور مرتبطاند درود ميفرستيم ...
از شاگردان رساله نوراز شاگردان رساله نور
امين، فيضي و كاملامين، فيضي و كامل
بِاسْمِه سُبْحَانَهُبِاسْمِه سُبْحَانَهُ
برادران من!برادران من!
يك اشاره از يك آيه قرآن را كه لمعهيي اعجازي از نوع اخبار غيبي را به صورت توافق و همخواني نشان ميداد بهواسطه هشداري معنوي مشاهده كردم.يك اشاره از يك آيه قرآن را كه لمعهيي اعجازي از نوع اخبار غيبي را به صورت توافق و همخواني نشان ميداد بهواسطه هشداري معنوي مشاهده كردم.
مقام جفري آيه كريمهيمقام جفري آيه كريمهي
أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًاأَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا
(حجرات:١٢) در صورتي كه تشديد و تنوين حساب نشود هزار و سيصد و پنجاه و يك است. چون اصل «مَيْتًا» ، "مَيِّتاً" است معادل عددي آيه ميشود هزار و سيصد و شصت و يك. اين تاريخ، غيبتي دهشتناك از امور عظيم را وارد كليت معناي اشاري آيه ميكند. اين چنين غيبت عجيبي از امور عظيم در تاريخ ذكر شده و در همان سال واقع گرديده، كه توضيح مطلب چنين است:(حجرات:١٢) در صورتي كه تشديد و تنوين حساب نشود هزار و سيصد و پنجاه و يك است. چون اصل «مَيْتًا» ، "مَيِّتاً" است معادل عددي آيه ميشود هزار و سيصد و شصت و يك. اين تاريخ، غيبتي دهشتناك از امور عظيم را وارد كليت معناي اشاري آيه ميكند. اين چنين غيبت عجيبي از امور عظيم در تاريخ ذكر شده و در همان سال واقع گرديده، كه توضيح مطلب چنين است:
شخصي را در نظر آوريد كه مدت هجده سال براي محافظت از سنت سَنيّه، كلاه شاپو بر سر نگذاشته و از اين رو هجده سال است او را از مراوده با ديگرانشخصي را در نظر آوريد كه مدت هجده سال براي محافظت از سنت سَنيّه، كلاه شاپو بر سر نگذاشته و از اين رو هجده سال است او را از مراوده با ديگران
— 244 —
منع، و مجبور كردهاند زندگي خود را تنها در يك اتاق ی كه در حكم حبس انفیراديست ی سپري كند؛ كسي كه در عبادتگاه خصوصي خود اذان محمدي سر ميدهد و «اللَّهُ أَكْبَرُ» ميگويد و حقيقت «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» را چون خورشيد نمايان ميكند، به همين دلايل با صد نفر از دوستاناش زنداني شده و محكوم گرديده است. اين فرد بشارتي برآمده از اشارات قرآني را كه معتقد است با استناد به صدها نشانه و قرينه از عنايات الهي ميباشد، به خود و دوستان مصيبت ديدهاش بيان كرده است تا تسلي خاطري برايشان باشد، به همين سبب به غيبت از او پرداخته و او را با تعابير زشت به عموم شناساندهاند و كوشيدهاند با ايجاد شبهه شاگردان بيگناهاش را ی كه ايمانشان را با درسهاي او نجات دادهاند ی از او متنفر كنند. گويا چيزي براي انكار نيست و هيچ جنايت و منكري را نميبينند كه يك خطاي موهوم آن بيچاره را ی كه هشت سیال از نظیر هشتاد مدقق پنهان مانده ی با نظر عنادي و سطحي خويش كه گويا به يك خطاي اجتهادياش پي بردهاند، ديده و با تعابير تند و زشتي مذمتاش ميكنند. اين رويداد عظيمي در اين زمانه و در اين كشور است كه قابليت آن را داشت به طور مشخص مورد اشاره قرآن معجز البيان واقع شود. من معتقدم همچنان كه هر سوره و گاه يك آيه و بعضاً كلمهيي از قرآن، معجزه است، يك اشاره از آيهيي كه در ابتدا بيان شد لمعهيي اعجازي از نوع اخبار غيب است. سه نشانه وجود دارد كه اشاره مذكور اين آيه در اين عصر، ناظر است بر غيبت از شاگردان رساله نور:منع، و مجبور كردهاند زندگي خود را تنها در يك اتاق ی كه در حكم حبس انفیراديست ی سپري كند؛ كسي كه در عبادتگاه خصوصي خود اذان محمدي سر ميدهد و «اللَّهُ أَكْبَرُ» ميگويد و حقيقت «لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ» را چون خورشيد نمايان ميكند، به همين دلايل با صد نفر از دوستاناش زنداني شده و محكوم گرديده است. اين فرد بشارتي برآمده از اشارات قرآني را كه معتقد است با استناد به صدها نشانه و قرينه از عنايات الهي ميباشد، به خود و دوستان مصيبت ديدهاش بيان كرده است تا تسلي خاطري برايشان باشد، به همين سبب به غيبت از او پرداخته و او را با تعابير زشت به عموم شناساندهاند و كوشيدهاند با ايجاد شبهه شاگردان بيگناهاش را ی كه ايمانشان را با درسهاي او نجات دادهاند ی از او متنفر كنند. گويا چيزي براي انكار نيست و هيچ جنايت و منكري را نميبينند كه يك خطاي موهوم آن بيچاره را ی كه هشت سیال از نظیر هشتاد مدقق پنهان مانده ی با نظر عنادي و سطحي خويش كه گويا به يك خطاي اجتهادياش پي بردهاند، ديده و با تعابير تند و زشتي مذمتاش ميكنند. اين رويداد عظيمي در اين زمانه و در اين كشور است كه قابليت آن را داشت به طور مشخص مورد اشاره قرآن معجز البيان واقع شود. من معتقدم همچنان كه هر سوره و گاه يك آيه و بعضاً كلمهيي از قرآن، معجزه است، يك اشاره از آيهيي كه در ابتدا بيان شد لمعهيي اعجازي از نوع اخبار غيب است. سه نشانه وجود دارد كه اشاره مذكور اين آيه در اين عصر، ناظر است بر غيبت از شاگردان رساله نور:
نشانه اول: در رساله "اشارات قرآني" كه شعاع نخست است پنجمين آيه بر رساله نور و ترجماناش اشاره دارد:نشانه اول: در رساله "اشارات قرآني" كه شعاع نخست است پنجمين آيه بر رساله نور و ترجماناش اشاره دارد:
أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِأَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ
(انعام: ١٢٢)
كلمه قدسي «مَيْتًا» در اين آيه با قرينههاي محكم و براساس حساب جفر و ابجد و با معاني سهگانهاش با "سعيد النورسي" توافق و همخواني دارد.كلمه قدسي «مَيْتًا» در اين آيه با قرينههاي محكم و براساس حساب جفر و ابجد و با معاني سهگانهاش با "سعيد النورسي" توافق و همخواني دارد.
نشانه دوم: مقام جفري و رياضي آيه أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ... الي آخر، هزار و سيصد و شست و يك است و آن رويداد عجيب در همين تاريخ رخ داد.نشانه دوم: مقام جفري و رياضي آيه أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ... الي آخر، هزار و سيصد و شست و يك است و آن رويداد عجيب در همين تاريخ رخ داد.
نشانه سوم:.........نشانه سوم:.........
— 245 —
آيهآيه
أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًاأَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا
كه به پنج وجه ذم را مذمت ميكند و به شش وجه به صورت معجزه، مردم را از غيبت برحذر ميدارد خارج از اختيار من، خود را نماياند و در برابرم تمثل يافت. معناً گفت: "به من نگاه كن" من هم نگاه كردم، ناگهان در اثناي تسبيحات ديدم مقطع زماني هزار و سيصد و پنجاه و يك تا هزار و سيصد و شصت و يك را نشان داد. به حال و روزمان نگاه كردم؛ ديدم رساله نور در خفا از سال پنجاه و يك تا شصت و يك در اطراف و اكناف استانبول چشم ياري دارد اما در خفا نوعي تعرض مخفيانه در پي آن است و اين تعرض در سال شصت و يك به نقطه انفجار ميرسد.كه به پنج وجه ذم را مذمت ميكند و به شش وجه به صورت معجزه، مردم را از غيبت برحذر ميدارد خارج از اختيار من، خود را نماياند و در برابرم تمثل يافت. معناً گفت: "به من نگاه كن" من هم نگاه كردم، ناگهان در اثناي تسبيحات ديدم مقطع زماني هزار و سيصد و پنجاه و يك تا هزار و سيصد و شصت و يك را نشان داد. به حال و روزمان نگاه كردم؛ ديدم رساله نور در خفا از سال پنجاه و يك تا شصت و يك در اطراف و اكناف استانبول چشم ياري دارد اما در خفا نوعي تعرض مخفيانه در پي آن است و اين تعرض در سال شصت و يك به نقطه انفجار ميرسد.
تحليل: ارزش جفري "ت خ" مي شود هزار؛ "م م ي ي" ميشود صد، "ل ل ك ك" صد، سومين "م ي" و "ن" صد، "ح ح ح ب د" سي، چهارمين "ي" ده، پنج "الف" با يك "ه" ميشود ده، و چون تنوين آخر به لحاظ وقفي "الف" محسوب ميشود مجموع عبارت ميشود هزار و سيصد و پنجاه و يك. "ي" در "مَيْتًا" در اصل "ي" مشدده است، لذا ميشود هزار و سيصد و شصت و يك.تحليل: ارزش جفري "ت خ" مي شود هزار؛ "م م ي ي" ميشود صد، "ل ل ك ك" صد، سومين "م ي" و "ن" صد، "ح ح ح ب د" سي، چهارمين "ي" ده، پنج "الف" با يك "ه" ميشود ده، و چون تنوين آخر به لحاظ وقفي "الف" محسوب ميشود مجموع عبارت ميشود هزار و سيصد و پنجاه و يك. "ي" در "مَيْتًا" در اصل "ي" مشدده است، لذا ميشود هزار و سيصد و شصت و يك.
* اين آيه ما را به شدت از غيبت كردن برحذر ميدارد لذا ما هم بايد غيبت كنندگان را فراموش كرده، و آنها را غيبت نكنيم. ان شاء الله ديگر تكرار نخواهد شد.* اين آيه ما را به شدت از غيبت كردن برحذر ميدارد لذا ما هم بايد غيبت كنندگان را فراموش كرده، و آنها را غيبت نكنيم. ان شاء الله ديگر تكرار نخواهد شد.
— 246 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ الْمَقْرُوئَةِ وَالْمَكْتُوبَةِاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ رَسَائِلِ النُّورِ الْمَقْرُوئَةِ وَالْمَكْتُوبَةِ
برادران عزيز و صديقام! نياز به بيان "سه نقطه" به شما را در قلبام احساس كردم:برادران عزيز و صديقام! نياز به بيان "سه نقطه" به شما را در قلبام احساس كردم:
نقطه نخست: اين در رساله نور يك قاعده اساسيست: "در هر حادثهيي هم دست انسان در كار است و هم تقدير دخالت ميكند اما انسان با ديدن دليل ظاهري گاه حكم ناحقي ميدهد و مرتكب ظلم ميشود؛ ولي حكم تقدير چون متوجه اسبابِ پنهانِ مصيبت ميباشد عادلانه است".نقطه نخست: اين در رساله نور يك قاعده اساسيست: "در هر حادثهيي هم دست انسان در كار است و هم تقدير دخالت ميكند اما انسان با ديدن دليل ظاهري گاه حكم ناحقي ميدهد و مرتكب ظلم ميشود؛ ولي حكم تقدير چون متوجه اسبابِ پنهانِ مصيبت ميباشد عادلانه است".
براساس تجربهها ثابت است در حوادثي كه تاكنون براي رساله نور رخ داده، دست عنايت و وجه رحمت الهي وجود داشته است.براساس تجربهها ثابت است در حوادثي كه تاكنون براي رساله نور رخ داده، دست عنايت و وجه رحمت الهي وجود داشته است.
در خصوص اين دو وجه در قلبام سؤالي مطرح شد: "وجه عدالت و رحمت (الهي) در حادثه جديدي كه در استانبول براي رساله نور رخ داد چه بود؟"در خصوص اين دو وجه در قلبام سؤالي مطرح شد: "وجه عدالت و رحمت (الهي) در حادثه جديدي كه در استانبول براي رساله نور رخ داد چه بود؟"
آنگاه پاسخي چنين بر ذهن خطور كرد: اهل علم و درايت را به رساله نور سوق داد تا به طور جدي در آن بنگرند و تحقيق كنند. بدون ترديد فرد عالمي كه به بررسي رساله نور ميپردازد اگر منصف باشد طرفدارش خواهد شد. رساله نور در محيط عالمان و در مناطق مختلف استانبول ظهور و بروز خواهد يافت؛ و اين همان وجه رحمت و عنايت است!آنگاه پاسخي چنين بر ذهن خطور كرد: اهل علم و درايت را به رساله نور سوق داد تا به طور جدي در آن بنگرند و تحقيق كنند. بدون ترديد فرد عالمي كه به بررسي رساله نور ميپردازد اگر منصف باشد طرفدارش خواهد شد. رساله نور در محيط عالمان و در مناطق مختلف استانبول ظهور و بروز خواهد يافت؛ و اين همان وجه رحمت و عنايت است!
اما وجه عدالت تقدير الهي اين است كه احتمال قوي وجود داشت بخش مهمي از خدمات فوق العادهي ايماني را كه بهواسطه حقيقت رساله نور و شخص معنوي شاگردانش ظهور يافته بود به ترجمان بيچارهاش نسبت دهند، و از آنجا كه خدمت به سياست اسلامي و حيات اجتماعيِ امت را كه در پيشگاه حقيقتاما وجه عدالت تقدير الهي اين است كه احتمال قوي وجود داشت بخش مهمي از خدمات فوق العادهي ايماني را كه بهواسطه حقيقت رساله نور و شخص معنوي شاگردانش ظهور يافته بود به ترجمان بيچارهاش نسبت دهند، و از آنجا كه خدمت به سياست اسلامي و حيات اجتماعيِ امت را كه در پيشگاه حقيقت
— 247 —
نسبت به ايمان مرتبه دهم را دارد ولي در نظر اهل دنيا و سياست و مردمِ عوام در مرتبه اول اهميت قرار دارد به تلاش براي حقايق ايمان كه در كائنات بزرگترين خدمت و مسأله و مسئوليت است ترجيح ميدهند، لذا ممكن بود حُسن ظن بسيار زيادي كه در ميان شاگردان رساله نور نسبت به ترجمان اين اثر وجود دارد نزد اهل سياست شائبهي وجود يك سياست اسلامي انقلابي را ايجاد كند، و لذا آنها به احتمال بسيار در برابر رساله نور در مسائل مربوط به حيات اجتماعي، جبههگيري كنند و مانع فتوحاتاش شوند. هم خطا و هم ضرر اين موضوع بزرگ است.نسبت به ايمان مرتبه دهم را دارد ولي در نظر اهل دنيا و سياست و مردمِ عوام در مرتبه اول اهميت قرار دارد به تلاش براي حقايق ايمان كه در كائنات بزرگترين خدمت و مسأله و مسئوليت است ترجيح ميدهند، لذا ممكن بود حُسن ظن بسيار زيادي كه در ميان شاگردان رساله نور نسبت به ترجمان اين اثر وجود دارد نزد اهل سياست شائبهي وجود يك سياست اسلامي انقلابي را ايجاد كند، و لذا آنها به احتمال بسيار در برابر رساله نور در مسائل مربوط به حيات اجتماعي، جبههگيري كنند و مانع فتوحاتاش شوند. هم خطا و هم ضرر اين موضوع بزرگ است.
تقدير الهي براي تصحيح اين خطا و از بين بردن آن احتمال و تعديل اميد و آرزوي كساني كه در پي چنان مسألهيي بوده و هستند، كسي را در بين علما و سادات و مشايخ و احباب و همشهريها كه ميبايست بيش از ديگران در اين جهت براي ياري و پيوستن به ما شتاب كنند، به عنوان معارض برانگيخت. تقدير الهي افراط را تعديل و به عدالت رفتار كرد، گفت: "بزرگترين مسأله در كائنات، يعني خدمت ايماني شما را كفايت ميكند". و به اين ترتيب ما را محكوم آن حادثه محبتآميز كرد. بعد، خدا را شكر كه معارض مذكور را ساكت و آن آتش را خاموش نمود. البته منافقان براي خاموش نشدن آن آتش تلاش ميكنند.تقدير الهي براي تصحيح اين خطا و از بين بردن آن احتمال و تعديل اميد و آرزوي كساني كه در پي چنان مسألهيي بوده و هستند، كسي را در بين علما و سادات و مشايخ و احباب و همشهريها كه ميبايست بيش از ديگران در اين جهت براي ياري و پيوستن به ما شتاب كنند، به عنوان معارض برانگيخت. تقدير الهي افراط را تعديل و به عدالت رفتار كرد، گفت: "بزرگترين مسأله در كائنات، يعني خدمت ايماني شما را كفايت ميكند". و به اين ترتيب ما را محكوم آن حادثه محبتآميز كرد. بعد، خدا را شكر كه معارض مذكور را ساكت و آن آتش را خاموش نمود. البته منافقان براي خاموش نشدن آن آتش تلاش ميكنند.
نقطه دوم: قحطي و كمبود و گرسنگي و بيچيزي كه نتيجه احتكارهاي وحشتناك است شريان زندگي را بهشدت مجروح ميكند. اين زخم تا حدي موجب سكوت احساسات والاي ديني ميشود و به نفع اهل ضلالت است. تمام هم و غم مردم پر كردن معده ميشود. قلب بيش از حقيقت به نان ميانديشد و براي كمك به زندگي و حيات تلاش كرده و مسئوليت حقيقياش در مرتبه دوم قرار ميگيرد. در مقابل، شاگردان رساله نور ميتوانند موضوع را چون رمضاني طولاني ببينند و آن را به كفارة الذنوب و رياضت شرعي تبديل كنند. مصيبتي كه آشكارا گريبان بدبختهاي ناقض صيام در رمضان را گرفته، بيگناهان را نيز رنج ميدهد. ليكن شاگردان رساله نور و بيگناهان ميتوانند اين مصيبت را به نفع خود تغييرنقطه دوم: قحطي و كمبود و گرسنگي و بيچيزي كه نتيجه احتكارهاي وحشتناك است شريان زندگي را بهشدت مجروح ميكند. اين زخم تا حدي موجب سكوت احساسات والاي ديني ميشود و به نفع اهل ضلالت است. تمام هم و غم مردم پر كردن معده ميشود. قلب بيش از حقيقت به نان ميانديشد و براي كمك به زندگي و حيات تلاش كرده و مسئوليت حقيقياش در مرتبه دوم قرار ميگيرد. در مقابل، شاگردان رساله نور ميتوانند موضوع را چون رمضاني طولاني ببينند و آن را به كفارة الذنوب و رياضت شرعي تبديل كنند. مصيبتي كه آشكارا گريبان بدبختهاي ناقض صيام در رمضان را گرفته، بيگناهان را نيز رنج ميدهد. ليكن شاگردان رساله نور و بيگناهان ميتوانند اين مصيبت را به نفع خود تغيير
— 248 —
داده و آن را به رياضتي نيكو تبديل كنند و با قناعت و ميانهروي با آن برخورد نمايند.داده و آن را به رياضتي نيكو تبديل كنند و با قناعت و ميانهروي با آن برخورد نمايند.
نقطه سوم: دو مسأله است:نقطه سوم: دو مسأله است:
مسأله اول: ملا صبري كه عالم دقيقيست نامهيي درباره استخراجهاي انجام شده توسط فيضي به ايشان نوشته كه جالب است. برخي كلمهها در نامه مذكور بعد از اينكه وارد مجموعه نامهها شد تعديل گرديد تا روحانيون نگويند «فِيهِ نَظَرٌ»مسأله اول: ملا صبري كه عالم دقيقيست نامهيي درباره استخراجهاي انجام شده توسط فيضي به ايشان نوشته كه جالب است. برخي كلمهها در نامه مذكور بعد از اينكه وارد مجموعه نامهها شد تعديل گرديد تا روحانيون نگويند «فِيهِ نَظَرٌ»
مسأله دوم: علي رضا افنیدي كه بزرگترين و دقيیقترين عیالم استیانبول، اميین سابق مقام افتا و مفتي مردم در دورههاي طولاني بوده است، بعد از ديدن رسیالههايي مانند آيت الكبري و اشیارات قرآني در شعیاع اول، به حافظ امين كه از طلبههیاي مهم رسیاله نور است ميگويد: "به قطع و يقين تأييد ميكنم كه بديیع الزمان در زمانه فعلي بزرگترين خدمت را به اسلام ميكند؛ مطالبي كه در آثارش هست كاملاً درست است؛ در چنين روزگاري با محروميتهايي كه دارد اصلاً به خودش فكر نميكند و رساله نورش مُجدد دين است. حضرت حق موفقاش بدارد. آمين" نيز در برابر اعتراض عدهيي به ريش نگذاشتن بديیع الزمان، با بيان حكايتي از سلطان العلمیا پدر مولانا جلال الدين رومي به دفاع از او ميپردازد و ميگويد: "بديع الزمان قطعاً اجتهاد كرده است، معترضان خطا ميكنند". آنگاه خطاب به خواجه مصطفي (مرحوم) ميگويد: "آنچه را گفتم بنويس". با كمال احترام به بديع الزمان سلام ميكنم. براي اكمال تأليفاتتان با تمام وجودم دعا ميكنم. از اينكه با انتقاد برخي علماي مغرض مواجه ميشوي متأثر مشو، زيرا داستان "بهسوي درخت ميوهدار سنگ پرتاب ميكنند"مسأله دوم: علي رضا افنیدي كه بزرگترين و دقيیقترين عیالم استیانبول، اميین سابق مقام افتا و مفتي مردم در دورههاي طولاني بوده است، بعد از ديدن رسیالههايي مانند آيت الكبري و اشیارات قرآني در شعیاع اول، به حافظ امين كه از طلبههیاي مهم رسیاله نور است ميگويد: "به قطع و يقين تأييد ميكنم كه بديیع الزمان در زمانه فعلي بزرگترين خدمت را به اسلام ميكند؛ مطالبي كه در آثارش هست كاملاً درست است؛ در چنين روزگاري با محروميتهايي كه دارد اصلاً به خودش فكر نميكند و رساله نورش مُجدد دين است. حضرت حق موفقاش بدارد. آمين" نيز در برابر اعتراض عدهيي به ريش نگذاشتن بديیع الزمان، با بيان حكايتي از سلطان العلمیا پدر مولانا جلال الدين رومي به دفاع از او ميپردازد و ميگويد: "بديع الزمان قطعاً اجتهاد كرده است، معترضان خطا ميكنند". آنگاه خطاب به خواجه مصطفي (مرحوم) ميگويد: "آنچه را گفتم بنويس". با كمال احترام به بديع الزمان سلام ميكنم. براي اكمال تأليفاتتان با تمام وجودم دعا ميكنم. از اينكه با انتقاد برخي علماي مغرض مواجه ميشوي متأثر مشو، زيرا داستان "بهسوي درخت ميوهدار سنگ پرتاب ميكنند"
منظور اين است: آنهايي كه به درختي داراي ميوههاي شيرين و مبارك، سنگ پرتاب ميكنند اگر عقل دارند آنها را بچشند و بخورند. يعني قابل و شايسته پوساندن نيستند. فيضيمنظور اين است: آنهايي كه به درختي داراي ميوههاي شيرين و مبارك، سنگ پرتاب ميكنند اگر عقل دارند آنها را بچشند و بخورند. يعني قابل و شايسته پوساندن نيستند. فيضي
مشهور است. به مجاهدتهايتان ادامه بفرماييد. حضرت حق و فياض مطلق در رسيدن به مراد و مطلوب عاجلاً موفق به خيرتان كناد؛ آمين. در پناه يگانهگي حق.مشهور است. به مجاهدتهايتان ادامه بفرماييد. حضرت حق و فياض مطلق در رسيدن به مراد و مطلوب عاجلاً موفق به خيرتان كناد؛ آمين. در پناه يگانهگي حق.
امين سابق فتوا: علي رضاامين سابق فتوا: علي رضا
— 249 —
آري، عالم بزرگ و مدققي كه در اين زمانه در دانش و شريعت و قرآن صاحب رأي است چنين حكم كرده است. طلبههاي رساله نور به منظور احتياط نبايد اين مسأله را با ذكر نام او نزد بيگانگان فاش كنند؛ همچنين در نيايشهايشان بايد براي او دعا كنند.آري، عالم بزرگ و مدققي كه در اين زمانه در دانش و شريعت و قرآن صاحب رأي است چنين حكم كرده است. طلبههاي رساله نور به منظور احتياط نبايد اين مسأله را با ذكر نام او نزد بيگانگان فاش كنند؛ همچنين در نيايشهايشان بايد براي او دعا كنند.
درود بر همه برادرانماندرود بر همه برادرانمان
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًااَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ اَبَدًا دَائِمًا
برادران عزيز، صديق، دقيق و درستكارم!برادران عزيز، صديق، دقيق و درستكارم!
بنا بر اخطاري جیدي لازم اسیت حقيقتي بيان گردد. براسیاس سیرّبنا بر اخطاري جیدي لازم اسیت حقيقتي بيان گردد. براسیاس سیرّ
لَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُلَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
اهل ولايت تا وقتي كه مسائل غيب به آنها گفته نشود، چيزي از آن نميدانند. محاربه ميان عشره مبشره نشان ميدهد كه حتي بزرگترين ولي هم به دليل عدم اطلاع از حال حقيقي خصم، گاه مبارزهي ناحقي ميكند. پس بايد گفت دو ولي، دو نفر كه اهل حقيقتاند با انكار يكديگر از مقامي كه دارند سقوط نميكنند؛ مگر اينكه كاملاً در مخالفت با شريعت حركت كنند و خطايشان در حركت براساس اجتهاد آشكار باشد.اهل ولايت تا وقتي كه مسائل غيب به آنها گفته نشود، چيزي از آن نميدانند. محاربه ميان عشره مبشره نشان ميدهد كه حتي بزرگترين ولي هم به دليل عدم اطلاع از حال حقيقي خصم، گاه مبارزهي ناحقي ميكند. پس بايد گفت دو ولي، دو نفر كه اهل حقيقتاند با انكار يكديگر از مقامي كه دارند سقوط نميكنند؛ مگر اينكه كاملاً در مخالفت با شريعت حركت كنند و خطايشان در حركت براساس اجتهاد آشكار باشد.
براساس اين سرّ و در تبعيت از اصل متعاليبراساس اين سرّ و در تبعيت از اصل متعالي
وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِوَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ
(آلعمران:١٣٤)
و براي صدمه نزدن به حُسن ظن عوام مؤمنين نسبت به شيخشان و محافظت از ايمانشان به طوري كه دچار تزلزل نشوند، و براي حفظ اركان رساله نور از عصبانيتهاي درست اما مُضر در برابر اعتراضهاي نا بهجا، و براي خنثي كردن عمل ملحدان كه از خصومت بين دو گروه اهل حق و حقيقت استفاده كرده يكيو براي صدمه نزدن به حُسن ظن عوام مؤمنين نسبت به شيخشان و محافظت از ايمانشان به طوري كه دچار تزلزل نشوند، و براي حفظ اركان رساله نور از عصبانيتهاي درست اما مُضر در برابر اعتراضهاي نا بهجا، و براي خنثي كردن عمل ملحدان كه از خصومت بين دو گروه اهل حق و حقيقت استفاده كرده يكي
— 250 —
را با سلاح و اعتراض ديگري مجروح ميكنند و با دلايل آن يكي، ديگري را محكوم كرده و در نهايت هر دو را زمين زده و ضعيف ميكنند، شاگردان رساله نور بنابر اين چهار اصل نبايد با حدّت و عصبانيت و مقابله به مثل با معارضان برخورد كنند، ليكن براي دفاع از خودشان بايد به شيوه مسالمتآميز مسائلي را كه محل اعتراض است توضيح و پاسخ دهند، زيرا انانيت در اين زمانه بسيار گسترش يافته است. هيچ كس تكه يخ انانيت را كه به قدر قامتاش است ذوب نميكند و از بين نميبرد، همه خود را معذور ميدانند و همين مطلب موجب نزاع ميشود. اهل حق در اين ميانه ضرر ميكند و اهل ضلالت بهره ميبرد.را با سلاح و اعتراض ديگري مجروح ميكنند و با دلايل آن يكي، ديگري را محكوم كرده و در نهايت هر دو را زمين زده و ضعيف ميكنند، شاگردان رساله نور بنابر اين چهار اصل نبايد با حدّت و عصبانيت و مقابله به مثل با معارضان برخورد كنند، ليكن براي دفاع از خودشان بايد به شيوه مسالمتآميز مسائلي را كه محل اعتراض است توضيح و پاسخ دهند، زيرا انانيت در اين زمانه بسيار گسترش يافته است. هيچ كس تكه يخ انانيت را كه به قدر قامتاش است ذوب نميكند و از بين نميبرد، همه خود را معذور ميدانند و همين مطلب موجب نزاع ميشود. اهل حق در اين ميانه ضرر ميكند و اهل ضلالت بهره ميبرد.
رويداد مشهور اعتراض، نشان ميدهد كه در آينده كساني كه مشرب خود را بسيار ميپسندند، همچنين بعضي صوفي مشربان خودكامه، و برخي از اهل ارشاد و اهل حق كه موفق به كشتن كامل نفس اماره نشده و از ورطه حب جاه نجات نيافتهاند، در مقابله با رساله نور و شاگردانش به نيت ترويج مشرب و مسلك خودشان و محافظت از حُسن توجه پيروانشان اعتراض خواهند كرد. احتمال مقابله شديد و دهشتناك هم هست. در مواردي كه احتمال وقوع چنين حوادثي هست ما بايد در بياناتمان معتدل باشيم و در عين حال متزلزل هم نشويم. بايد عداوت و دشمني نورزيم و به رؤساي گروههاي معارض نيز بياحترامي نكنيم.رويداد مشهور اعتراض، نشان ميدهد كه در آينده كساني كه مشرب خود را بسيار ميپسندند، همچنين بعضي صوفي مشربان خودكامه، و برخي از اهل ارشاد و اهل حق كه موفق به كشتن كامل نفس اماره نشده و از ورطه حب جاه نجات نيافتهاند، در مقابله با رساله نور و شاگردانش به نيت ترويج مشرب و مسلك خودشان و محافظت از حُسن توجه پيروانشان اعتراض خواهند كرد. احتمال مقابله شديد و دهشتناك هم هست. در مواردي كه احتمال وقوع چنين حوادثي هست ما بايد در بياناتمان معتدل باشيم و در عين حال متزلزل هم نشويم. بايد عداوت و دشمني نورزيم و به رؤساي گروههاي معارض نيز بياحترامي نكنيم.
مجبور به فاش كردن رازي شدم كه فاش كردنش به ذهنام خطور نميكرد. شخصيت معنوي رساله نور و شاگردان خاصاش كه آن شخصيت معنوي را نمايندگي ميكنند چون مظهر مقام "فريد" شدهاند، نه تنها قطب مخصوص يك منطقه كه از دايره تصرف قطب اعظم كه غالباً در حجاز است نيز بيرون آمده و مجبور هم نيستند كه زير حكم او قرار بگيرند. مانند وجود دو امام در يك زمان است كه فرد مجبور به شناخت هر دوي آنها نيست. من از گذشته گمان داشتم شخصيت معنوي رساله نور يكي از آن دو امام است. اينك ميفهمم كه غوث اعظم علاوه بر قطبيت و غوثيت از فرديت هم برخوردار است و انتسابي كه شاگردانش در آخر الزمان به رساله نور دارند مظهر مقام آن فرديت است.مجبور به فاش كردن رازي شدم كه فاش كردنش به ذهنام خطور نميكرد. شخصيت معنوي رساله نور و شاگردان خاصاش كه آن شخصيت معنوي را نمايندگي ميكنند چون مظهر مقام "فريد" شدهاند، نه تنها قطب مخصوص يك منطقه كه از دايره تصرف قطب اعظم كه غالباً در حجاز است نيز بيرون آمده و مجبور هم نيستند كه زير حكم او قرار بگيرند. مانند وجود دو امام در يك زمان است كه فرد مجبور به شناخت هر دوي آنها نيست. من از گذشته گمان داشتم شخصيت معنوي رساله نور يكي از آن دو امام است. اينك ميفهمم كه غوث اعظم علاوه بر قطبيت و غوثيت از فرديت هم برخوردار است و انتسابي كه شاگردانش در آخر الزمان به رساله نور دارند مظهر مقام آن فرديت است.
— 251 —
بنابر اين سرّ عظيم ی كه شايسته پنهان ماندن است ی بر فرض محال اگر در مكه مكرمه و از قطب اعظم هم اعتراضي به رساله نور شود شاگردان رساله نور نبايد متزلزل شوند، بلكه بايد اعتراض جناب قطب اعظم را التفات و سلام تلقي كرده و براي جلب توجه ايشان نكاتي را كه موجب اعتراض آن استاد بزرگشان بوده شرح و تبيين كنند و دستان او را ببوسند.بنابر اين سرّ عظيم ی كه شايسته پنهان ماندن است ی بر فرض محال اگر در مكه مكرمه و از قطب اعظم هم اعتراضي به رساله نور شود شاگردان رساله نور نبايد متزلزل شوند، بلكه بايد اعتراض جناب قطب اعظم را التفات و سلام تلقي كرده و براي جلب توجه ايشان نكاتي را كه موجب اعتراض آن استاد بزرگشان بوده شرح و تبيين كنند و دستان او را ببوسند.
برادران! در اين زمان و در متن جريانات دهشت انگيز و حوادثي كه حيات و جهان را به لرزه در خواهد آورد، متانتي بيپايان، خونسردي، و فداكاري زيادي لازم است.برادران! در اين زمان و در متن جريانات دهشت انگيز و حوادثي كه حيات و جهان را به لرزه در خواهد آورد، متانتي بيپايان، خونسردي، و فداكاري زيادي لازم است.
آري، براساس معناي اشاري آيهيآري، براساس معناي اشاري آيهي
يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِيَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ
بيماري و مصيبت وحشتناك زمانه فعلي اين است كه با وجود قبول داشتن آخرت و ايمان به آن، دنيا را با عشق و علاقه بر آخرت ترجيح داده و شيشهي شكستني را آگاهانه و با رضا و علاقه برتر از الماسهاي ماندگار ميدانند و براساس حكم احساسات كوري كه قادر به ديدن آخرت نيست، لذتي يك درهمي و زهرآگين اما حاضر و آماده را بر يك من لذت جاودان و خالص در آينده ترجيح ميدهند. لذا براساس سرّ مصيبت مزبور، حتي مؤمنان حقيقي هم گاه با طرفداري از اهل ضلالت مرتكب خطاهاي دهشتناكي ميشوند. حضرت حق اهل ايمان و شاگردان رساله نور را از شر اين مصايب محافظت فرمايد. آمين.بيماري و مصيبت وحشتناك زمانه فعلي اين است كه با وجود قبول داشتن آخرت و ايمان به آن، دنيا را با عشق و علاقه بر آخرت ترجيح داده و شيشهي شكستني را آگاهانه و با رضا و علاقه برتر از الماسهاي ماندگار ميدانند و براساس حكم احساسات كوري كه قادر به ديدن آخرت نيست، لذتي يك درهمي و زهرآگين اما حاضر و آماده را بر يك من لذت جاودان و خالص در آينده ترجيح ميدهند. لذا براساس سرّ مصيبت مزبور، حتي مؤمنان حقيقي هم گاه با طرفداري از اهل ضلالت مرتكب خطاهاي دهشتناكي ميشوند. حضرت حق اهل ايمان و شاگردان رساله نور را از شر اين مصايب محافظت فرمايد. آمين.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 252 —
برادران عزيز و صديقام! در برابر دو مصيبت ارضي و سماوي كه در برابر انتشار و موفقيتهاي رساله نور ايجاد شده جلوهيي از عنايات الهي كه با مصايب ياد شده مقابله خواهد كرد به چشم ميخورد.برادران عزيز و صديقام! در برابر دو مصيبت ارضي و سماوي كه در برابر انتشار و موفقيتهاي رساله نور ايجاد شده جلوهيي از عنايات الهي كه با مصايب ياد شده مقابله خواهد كرد به چشم ميخورد.
مصيبتي كه ارضي و انسانيست: همچون اسپارتا و استانبول در حوالي كاستامونو نيز اهل ضلالت براي ممانعت از انتشار رساله نور سعي ميكنند اشتياق طلبههاي خاص و فعالان جدي را در هم شكسته و انگيزه آنها را سست كنند، لذا به شيوههاي متفاوت و در چارچوب يك طرح عام دست به تعرض ميزنند. آنها نميتوانند اعتقاد خالصان را سست كنند پس به چيزهاي ديگر سرگرمشان ميكنند تا به فعاليتشان صدمه بزنند.مصيبتي كه ارضي و انسانيست: همچون اسپارتا و استانبول در حوالي كاستامونو نيز اهل ضلالت براي ممانعت از انتشار رساله نور سعي ميكنند اشتياق طلبههاي خاص و فعالان جدي را در هم شكسته و انگيزه آنها را سست كنند، لذا به شيوههاي متفاوت و در چارچوب يك طرح عام دست به تعرض ميزنند. آنها نميتوانند اعتقاد خالصان را سست كنند پس به چيزهاي ديگر سرگرمشان ميكنند تا به فعاليتشان صدمه بزنند.
مصيبت سماوي: احساس زيستن و دوست داشتن حيات بر اثر احتكار بر احساسات ديني غلبه يافته و بيشتر مردم همواره به شكم و معيشت خود ميانديشند. حتي طلبههاي رساله نور كه بيشترشان از طبقه تهيدستاناند بنا به ضرورتي كه در مقابله با اين مصيبت وجود دارد مجبور ميشوند از خدمت در مسير انتشار رساله نور كه مهمترين و حقيقيترين مسئوليت آنهاست دست بردارند.مصيبت سماوي: احساس زيستن و دوست داشتن حيات بر اثر احتكار بر احساسات ديني غلبه يافته و بيشتر مردم همواره به شكم و معيشت خود ميانديشند. حتي طلبههاي رساله نور كه بيشترشان از طبقه تهيدستاناند بنا به ضرورتي كه در مقابله با اين مصيبت وجود دارد مجبور ميشوند از خدمت در مسير انتشار رساله نور كه مهمترين و حقيقيترين مسئوليت آنهاست دست بردارند.
بنابراين اذهان و انديشههاي مردم بالقصد و بالذات در برابر حقايق ايماني تا حدودي بيتفاوت شدهاند، لذا به نوعي با يك دوره توقف مواجهايم، در مقابل، حضرت حق با عنايت و رحمت خود براي انتشار و فتوحات رساله نور به شيوهيي ديگر ميدان گشوده است. براي نمونه در سرتاسر استانبول، علماي بزرگي چون علي رضا امينِ سابق فتوا، احمد شيرواني، و شمسي از وعاظ معروف شروع به ايجاد ارتباطي جدي و ستايش آميز با رساله نور كردهاند.بنابراين اذهان و انديشههاي مردم بالقصد و بالذات در برابر حقايق ايماني تا حدودي بيتفاوت شدهاند، لذا به نوعي با يك دوره توقف مواجهايم، در مقابل، حضرت حق با عنايت و رحمت خود براي انتشار و فتوحات رساله نور به شيوهيي ديگر ميدان گشوده است. براي نمونه در سرتاسر استانبول، علماي بزرگي چون علي رضا امينِ سابق فتوا، احمد شيرواني، و شمسي از وعاظ معروف شروع به ايجاد ارتباطي جدي و ستايش آميز با رساله نور كردهاند.
نيز لازم به يادآوريست، هفت بخش از رساله نور (در رأس آنها مهمترين بخش آيت الكبري) را براي چاپ در يك مجموعه با حروف جديد و سه چهارنيز لازم به يادآوريست، هفت بخش از رساله نور (در رأس آنها مهمترين بخش آيت الكبري) را براي چاپ در يك مجموعه با حروف جديد و سه چهار
— 253 —
بخش ديگر را در قالب يك رساله كه بيدار كننده جوانان ميباشد به همراه حافظ مصطفي به چاپخانه فرستاديم تا چاپ شود شود.بخش ديگر را در قالب يك رساله كه بيدار كننده جوانان ميباشد به همراه حافظ مصطفي به چاپخانه فرستاديم تا چاپ شود شود.
همچنين يكي از شخصيتهاي مهم قصد دارد بخشي از مطالب مهم را با همكاري كسي كه مقام بالايي هم دارد در آنكارا منتشر كند. من فعلاً با اين موضوع موافقت نكردهام.همچنين يكي از شخصيتهاي مهم قصد دارد بخشي از مطالب مهم را با همكاري كسي كه مقام بالايي هم دارد در آنكارا منتشر كند. من فعلاً با اين موضوع موافقت نكردهام.
خلاصه: اگر دري بسته شود عنايت الهي به آبروي رساله نور درهاي درخشان ديگري را ميگشايد و راه ميدهد. حضرت ارحم الراحمين را به تعداد حروف مكتوب و ملفوظ رساله نور حمد و ثنا و سپاس. هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي با توجه به اين امر از اين توقف و ركود موقت نگران نشويد؛ اصولاً فعاليتهايي كه تاكنون صورت گرفته اين ظرفيت را دارد كه چون بذرهايي در آينده سنبلههايي كافي دهد. بر فرض محال حتي اگر كار ديگري انجام نشود باز هم كفايت ميكند. به قطع و يقين معلوم شده است در اين زمان همانطور كه مردم به غذا محتاجاند به حقايق رساله نور نيز نيازمندند. اين نياز ان شاء الله اجازه توقف رساله نور را نميدهد و آن را به كار خواهد انداخت.خلاصه: اگر دري بسته شود عنايت الهي به آبروي رساله نور درهاي درخشان ديگري را ميگشايد و راه ميدهد. حضرت ارحم الراحمين را به تعداد حروف مكتوب و ملفوظ رساله نور حمد و ثنا و سپاس. هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي با توجه به اين امر از اين توقف و ركود موقت نگران نشويد؛ اصولاً فعاليتهايي كه تاكنون صورت گرفته اين ظرفيت را دارد كه چون بذرهايي در آينده سنبلههايي كافي دهد. بر فرض محال حتي اگر كار ديگري انجام نشود باز هم كفايت ميكند. به قطع و يقين معلوم شده است در اين زمان همانطور كه مردم به غذا محتاجاند به حقايق رساله نور نيز نيازمندند. اين نياز ان شاء الله اجازه توقف رساله نور را نميدهد و آن را به كار خواهد انداخت.
از طرف همه شما با حافظ مصطفي در زماني محدود ديدار كرديم. حضرت حق او و طاهر را در مسأله چاپ موفق كناد! آمين.از طرف همه شما با حافظ مصطفي در زماني محدود ديدار كرديم. حضرت حق او و طاهر را در مسأله چاپ موفق كناد! آمين.
ديدار صميمانه و برادرانه و مشورت با حاجي حافظ استاد مدرسه نوريه ی كه در نامه حافظ علي ذكر آن رفته ی ما را بسيار خوشحال كرد.ديدار صميمانه و برادرانه و مشورت با حاجي حافظ استاد مدرسه نوريه ی كه در نامه حافظ علي ذكر آن رفته ی ما را بسيار خوشحال كرد.
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 254 —
برادران عزيز و صديقام! صاحب كارخانه نور درباره بحث مربوط به آيه چهارم در شعاع اول، در خصوص عبارتي كه ميگويد هفت مبناي حقيقت اسلام به صورت درخشاني اثبات شده، ميپرسد: "ما اركان اسلام را پنج ميدانيم!" و علاوه بر اين سؤال ميكند وجوب ركن زكات در رسالهها به چه نحو توضيح داده ميشود؟برادران عزيز و صديقام! صاحب كارخانه نور درباره بحث مربوط به آيه چهارم در شعاع اول، در خصوص عبارتي كه ميگويد هفت مبناي حقيقت اسلام به صورت درخشاني اثبات شده، ميپرسد: "ما اركان اسلام را پنج ميدانيم!" و علاوه بر اين سؤال ميكند وجوب ركن زكات در رسالهها به چه نحو توضيح داده ميشود؟
پاسخ: اركان اسلام چيزي و مباني حقيقت اسلام چيز ديگريست. مباني حقيقت اسلام شش ركن ايماني همراه كلمه "همراه" در شعاع جا افتاده لذا ترديد ايجاد شده است. با اساس عبوديت ميباشد؛ اساس عبوديت نيز خلاصهي مجموعهيي متشكل از اركان پنجگانه اسلام يعني روزه، نماز، حج، زكات و كلمه شهادت است. رساله نور شش ركن ايماني را به اضافه اساس عبوديت اثبات نموده و مرادش مظهريت دادن به آنها براي اين بوده است كه جلوهي «سَبْعَ الْمَثَانِى» باشند. مقصود از توضيح وجوب زكات نيز بيان تفصيلات و تفرعات زكات نيست؛ بلكه اثبات ارزش مهم و ميزان لزوم زكات در حيات اجتماعيست. آري، ما در رسالههايي كه پيش از رساله نور نوشتهايم و همين طور در بخشهاي متعدد رساله نور وجوب زكات و درجه اهميت آن را در حيات اجتماعي بهطور واضح و قطعي اثبات كردهايم.پاسخ: اركان اسلام چيزي و مباني حقيقت اسلام چيز ديگريست. مباني حقيقت اسلام شش ركن ايماني همراه كلمه "همراه" در شعاع جا افتاده لذا ترديد ايجاد شده است. با اساس عبوديت ميباشد؛ اساس عبوديت نيز خلاصهي مجموعهيي متشكل از اركان پنجگانه اسلام يعني روزه، نماز، حج، زكات و كلمه شهادت است. رساله نور شش ركن ايماني را به اضافه اساس عبوديت اثبات نموده و مرادش مظهريت دادن به آنها براي اين بوده است كه جلوهي «سَبْعَ الْمَثَانِى» باشند. مقصود از توضيح وجوب زكات نيز بيان تفصيلات و تفرعات زكات نيست؛ بلكه اثبات ارزش مهم و ميزان لزوم زكات در حيات اجتماعيست. آري، ما در رسالههايي كه پيش از رساله نور نوشتهايم و همين طور در بخشهاي متعدد رساله نور وجوب زكات و درجه اهميت آن را در حيات اجتماعي بهطور واضح و قطعي اثبات كردهايم.
درگذشت دو فرزند جوان برادرمان شكري افندي كه زماني در اسپارتا دو ويلاي خود را به فراگيري و انتشار رساله نور اختصاص داده بود مرا متأثر كرد. زيرا دختر معصوماش در پنج شش سالگي هر بار كه نزد من ميآمد از او ميپرسيدم "نامات چيست؟" و او معصومیانه و با افتخیار تمیام ميگفت: "خير النسیاء" و باعث ميشد با مهرباني لبخند بزنم. حضرت حق آن معصومه ارجمند را به يكباره از جهنم اين دنيا نجات داد و روانه بهشت كرد؛ همچنين مرحوم "حياتي" پسیرش هم ان شاء الله به دليل ابتلايي كه به بيماري داشت همچون خير النساء معصوم و بيگناه شده و با هم به سوي بهشت رفتند. من از اين نظر به آن دودرگذشت دو فرزند جوان برادرمان شكري افندي كه زماني در اسپارتا دو ويلاي خود را به فراگيري و انتشار رساله نور اختصاص داده بود مرا متأثر كرد. زيرا دختر معصوماش در پنج شش سالگي هر بار كه نزد من ميآمد از او ميپرسيدم "نامات چيست؟" و او معصومیانه و با افتخیار تمیام ميگفت: "خير النسیاء" و باعث ميشد با مهرباني لبخند بزنم. حضرت حق آن معصومه ارجمند را به يكباره از جهنم اين دنيا نجات داد و روانه بهشت كرد؛ همچنين مرحوم "حياتي" پسیرش هم ان شاء الله به دليل ابتلايي كه به بيماري داشت همچون خير النساء معصوم و بيگناه شده و با هم به سوي بهشت رفتند. من از اين نظر به آن دو
— 255 —
كودك تبريك ميگويم. به پدر و مادر آنها هم تسليت ميگويم و هم از نظر معنا تبريك؛ زيرا دو فرزندشان مظهر سرّ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ (واقعه: ١٧) شدند. ما آن دو را در دايره شاگردان متوفي رساله نور وارد دعاهايمان كرديم.كودك تبريك ميگويم. به پدر و مادر آنها هم تسليت ميگويم و هم از نظر معنا تبريك؛ زيرا دو فرزندشان مظهر سرّ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ (واقعه: ١٧) شدند. ما آن دو را در دايره شاگردان متوفي رساله نور وارد دعاهايمان كرديم.
رشدي افندي از طرف من "مكتوب هفدهم" را كه سوگنامه فرزند است براي شكري افندي قرائت كند.رشدي افندي از طرف من "مكتوب هفدهم" را كه سوگنامه فرزند است براي شكري افندي قرائت كند.
صبري، ناخداي رساله نور، خبر درگذشت والدين ولي افندي از برادرانمان در جزيره "نيس" را داده بود، او كسيست كه بعد از انتشار گفتار دهم براي محافظتشان از خطر، چند ماه آنها را در خانه خود پنهان كرد و با والدين خويش با ما ارتباط جدي داشت. حضرت حق آنها را رحمت كناد! من ان شاء الله در بيشتر مواقع آنها را در دستاوردهاي معنويام سهيم خواهم كرد.صبري، ناخداي رساله نور، خبر درگذشت والدين ولي افندي از برادرانمان در جزيره "نيس" را داده بود، او كسيست كه بعد از انتشار گفتار دهم براي محافظتشان از خطر، چند ماه آنها را در خانه خود پنهان كرد و با والدين خويش با ما ارتباط جدي داشت. حضرت حق آنها را رحمت كناد! من ان شاء الله در بيشتر مواقع آنها را در دستاوردهاي معنويام سهيم خواهم كرد.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
در اين زمانه و مخصوصاً اين روزها، شاگردان رساله نور محتاجاند كه با متانت و همبستگي و دقت تمام حركت كنند. خدا را شُكر قهرمانان اسپارتا و حوالي آن صبر و متانتي چون فولاد از خود نشان داده و الگوي خوبي براي افراد ديگر شدند.در اين زمانه و مخصوصاً اين روزها، شاگردان رساله نور محتاجاند كه با متانت و همبستگي و دقت تمام حركت كنند. خدا را شُكر قهرمانان اسپارتا و حوالي آن صبر و متانتي چون فولاد از خود نشان داده و الگوي خوبي براي افراد ديگر شدند.
اي خسرو! نامه زيبا و تأثيرگذارت به دستام رسيد. بازگشتات به سر وظيفه، ما را بسيار خوشحال كرد. هزار بار صفا آوردي. نگران اين يك سال و نيمي نباش كه قلم ماديات كار نكرد. به جاي تو يكي از (كتابهاي) معجزات احمديه ی كه يادگار قلم با كرامت توست ی فعالانه در ولايتهاي شرقي در گردش است. آخرين نسخهيي هم كه كتابت كردي در استانبول به جاي تو فعال است و ان شاء الله فتوحاتي حاصل ميكند.اي خسرو! نامه زيبا و تأثيرگذارت به دستام رسيد. بازگشتات به سر وظيفه، ما را بسيار خوشحال كرد. هزار بار صفا آوردي. نگران اين يك سال و نيمي نباش كه قلم ماديات كار نكرد. به جاي تو يكي از (كتابهاي) معجزات احمديه ی كه يادگار قلم با كرامت توست ی فعالانه در ولايتهاي شرقي در گردش است. آخرين نسخهيي هم كه كتابت كردي در استانبول به جاي تو فعال است و ان شاء الله فتوحاتي حاصل ميكند.
دو قرآن عظيم الشأن معجزهداري كه تو كتابت كردي در اين حوالي، مخصوصاً در ماه مبارك رمضان ثوابها و تحسينها و تبريكهايي نصيب تو كرده است. به ثوابها و دعاهاي رحمتي كه پس از انتشارش در آيندهي نزديك، از عالم اسلام بر روحات باريدن خواهد گرفت فكر كن و خداوند را سپاسگزار باش.دو قرآن عظيم الشأن معجزهداري كه تو كتابت كردي در اين حوالي، مخصوصاً در ماه مبارك رمضان ثوابها و تحسينها و تبريكهايي نصيب تو كرده است. به ثوابها و دعاهاي رحمتي كه پس از انتشارش در آيندهي نزديك، از عالم اسلام بر روحات باريدن خواهد گرفت فكر كن و خداوند را سپاسگزار باش.
— 256 —
حافظ علي در نامهاش گفته بود تصميم گرفته است با روحانيون اسلام كوي دوستي و محبت كند. اين خبر موجب خشنودي ما شد. آري، ميان اسلام كوي و رساله نور ارتباط فراواني بوده و اين منطقه در اين مسير امتياز و سبقت زيادي كسب كرده است، و من نيز زماني كه در آنجا بودم روحانيون اسلام كوي را نسبت به روحانيون مناطق ديگر منصفتر ديدم. شاهد بودم كه آنها از رساله نور تمجيد ميكردند. در مقابل بيتفاوتيهاي روحانيون اين حوالي علماي اسلام كوي را به عنوان نمونههاي ارزشمند مثال ميزنم. ان شاء الله ضرري از آنها نصيبمان نخواهد شد. من اسلام كوي را مانند روستاي نورس ميدانم. روحانيون مذكور را هم مانند خويشاوندانم قبول دارم و به آنها درود ميفرستم. آري، گمان ميكنم به دليل همين انصاف آنان و دوستيشان در قبال رساله نور بود كه كارخانه نور بيدردسر در آن روستا راه اندازي شد.حافظ علي در نامهاش گفته بود تصميم گرفته است با روحانيون اسلام كوي دوستي و محبت كند. اين خبر موجب خشنودي ما شد. آري، ميان اسلام كوي و رساله نور ارتباط فراواني بوده و اين منطقه در اين مسير امتياز و سبقت زيادي كسب كرده است، و من نيز زماني كه در آنجا بودم روحانيون اسلام كوي را نسبت به روحانيون مناطق ديگر منصفتر ديدم. شاهد بودم كه آنها از رساله نور تمجيد ميكردند. در مقابل بيتفاوتيهاي روحانيون اين حوالي علماي اسلام كوي را به عنوان نمونههاي ارزشمند مثال ميزنم. ان شاء الله ضرري از آنها نصيبمان نخواهد شد. من اسلام كوي را مانند روستاي نورس ميدانم. روحانيون مذكور را هم مانند خويشاوندانم قبول دارم و به آنها درود ميفرستم. آري، گمان ميكنم به دليل همين انصاف آنان و دوستيشان در قبال رساله نور بود كه كارخانه نور بيدردسر در آن روستا راه اندازي شد.
برادر صبري! به تو تسليت ميگويم. حضرت حق آن مادرمان را ببخشايد! آمين. نشانهيي كه بر انگشتانت است و نشان از قرابت نسبي با من دارد، همچنين اين هفت هشت سالي كه وظيفه برادري را فعالانه گرمتر از عبدالمجيد به جا آوردي موجب ميشود كه بگويم مادر مرحوم تو مادر من هم بود. او را نيز كنار مادرم در دستاوردهاي معنوي و در دعاهايم سهيم ميكنم. حضرت حق به تو صبر جميل عطا كناد و آن مرحومه را نيز غريق رحمت فرمايد! آمين.برادر صبري! به تو تسليت ميگويم. حضرت حق آن مادرمان را ببخشايد! آمين. نشانهيي كه بر انگشتانت است و نشان از قرابت نسبي با من دارد، همچنين اين هفت هشت سالي كه وظيفه برادري را فعالانه گرمتر از عبدالمجيد به جا آوردي موجب ميشود كه بگويم مادر مرحوم تو مادر من هم بود. او را نيز كنار مادرم در دستاوردهاي معنوي و در دعاهايم سهيم ميكنم. حضرت حق به تو صبر جميل عطا كناد و آن مرحومه را نيز غريق رحمت فرمايد! آمين.
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 257 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
من به صورت قطعي و در نتيجه هزاران مورد تجربه، يقين حاصل كردهام و بيشتر روزها احساس ميكنم كه وقتي در خدمت رساله نور هستم نسبت به ميزان آن خدمت، در قلب و بدن و ذهن و معيشتام گشادگي و انبساط و سرور و بركت ميبينم. من اين حالت را هم در اسپارتا و هم در اينجا در بسياري از برادران حس كردم و ميكنم. كسان ديگري هم اعتراف ميكنند و ميگويند "ما هم چنين حسي داريم". همچنان كه سال گذشته برايتان نوشتم سرّ اينكه من با غذاي بسيار كمي كه ميخورم زندگي ميكنم همان بركت است. همچنين از امام شافعي (رض) روايت شده است: «رزق كسي را كه طلبه خالص علوم (ديني)ست من ميتوانم كفالت كنم». زيرا در رزقشان وسعت و بركت هست، مادام كه حقيقت اين است و شاگردان رساله نور در زمان فعلي شايستگي آن را داشتهاند كه عنوان طلبههاي خالص علوم ديني بر آنها نهاده شود، بيترديد در برابر گرسنگي و قحطي فعلي، به جاي رها كردن خدمت رساله نور و دويدن در پي معيشت به بهانه ضرورت تأمين معيشت، بهترين چاره شكر و قناعت و سپردن كامل خود به طلبگي رساله نور است.من به صورت قطعي و در نتيجه هزاران مورد تجربه، يقين حاصل كردهام و بيشتر روزها احساس ميكنم كه وقتي در خدمت رساله نور هستم نسبت به ميزان آن خدمت، در قلب و بدن و ذهن و معيشتام گشادگي و انبساط و سرور و بركت ميبينم. من اين حالت را هم در اسپارتا و هم در اينجا در بسياري از برادران حس كردم و ميكنم. كسان ديگري هم اعتراف ميكنند و ميگويند "ما هم چنين حسي داريم". همچنان كه سال گذشته برايتان نوشتم سرّ اينكه من با غذاي بسيار كمي كه ميخورم زندگي ميكنم همان بركت است. همچنين از امام شافعي (رض) روايت شده است: «رزق كسي را كه طلبه خالص علوم (ديني)ست من ميتوانم كفالت كنم». زيرا در رزقشان وسعت و بركت هست، مادام كه حقيقت اين است و شاگردان رساله نور در زمان فعلي شايستگي آن را داشتهاند كه عنوان طلبههاي خالص علوم ديني بر آنها نهاده شود، بيترديد در برابر گرسنگي و قحطي فعلي، به جاي رها كردن خدمت رساله نور و دويدن در پي معيشت به بهانه ضرورت تأمين معيشت، بهترين چاره شكر و قناعت و سپردن كامل خود به طلبگي رساله نور است.
آري، درد معيشت در هر سو مردم را به لرزه آورده است. اهل ضلالت در پي استفاده از اين وضعاند. اهل ديانت نيز خود را معذور ميدانند و ميگويند: "ضرورت است چه كنيم؟"آري، درد معيشت در هر سو مردم را به لرزه آورده است. اهل ضلالت در پي استفاده از اين وضعاند. اهل ديانت نيز خود را معذور ميدانند و ميگويند: "ضرورت است چه كنيم؟"
معلوم ميشود شاگردان رساله نور باز هم با رساله نور است كه بايد با گرسنگي و بلاي ضرورت مذكور مقابله كنند. وظيفه هر شاگرد فقط نجات ايمان خود نيست بلكه او مكلف به محافظت از ايمان ديگران هم ميباشد؛ اين كار هم در گرو ادامه جدي خدمت است.معلوم ميشود شاگردان رساله نور باز هم با رساله نور است كه بايد با گرسنگي و بلاي ضرورت مذكور مقابله كنند. وظيفه هر شاگرد فقط نجات ايمان خود نيست بلكه او مكلف به محافظت از ايمان ديگران هم ميباشد؛ اين كار هم در گرو ادامه جدي خدمت است.
براي شما نوشته بوديم كه با معارضان مقابله توأم با عداوت نكنيد. تا حد امكان در برابر اهل تقوا و اهل علم رفتار دوستانه داشته باشيد. ليكن به اين نكته توجه داشته باشيد كه آنان را به طرزي كه به ضرر رساله نور شود و به صلابت و متانتبراي شما نوشته بوديم كه با معارضان مقابله توأم با عداوت نكنيد. تا حد امكان در برابر اهل تقوا و اهل علم رفتار دوستانه داشته باشيد. ليكن به اين نكته توجه داشته باشيد كه آنان را به طرزي كه به ضرر رساله نور شود و به صلابت و متانت
— 258 —
شاگرداناش صدمه وارد كند وارد جرگه خود نكنيد. چنان كساني اگر با نيت خالص وارد نشوند ممكن است موجب سستي ديگران شوند. اگر اهل انانيت و خودنمايي هم باشند متانت شاگردان رساله نور را خدشه دار كرده، نظرشان را به مسائل غير از رساله نور سوق داده موجب پراكندگي افكارشان ميشوند. اينك دقت، متانت و احتياط فراواني لازم است.شاگرداناش صدمه وارد كند وارد جرگه خود نكنيد. چنان كساني اگر با نيت خالص وارد نشوند ممكن است موجب سستي ديگران شوند. اگر اهل انانيت و خودنمايي هم باشند متانت شاگردان رساله نور را خدشه دار كرده، نظرشان را به مسائل غير از رساله نور سوق داده موجب پراكندگي افكارشان ميشوند. اينك دقت، متانت و احتياط فراواني لازم است.
در اين حوالي بيش از اميد و آرزويي كه داشیتم دو قهرمان از طلبههیاي رسیاله نور به ميدان آمدهاند. آنهیا يك پدر و پسیر هستند؛ احمید نظيف و صیلاح الدين. ما شاهد بودهايم كه اين دو در راه انتشار رساله نور به اندازه دويست نفر كار كردهاند. يكي از آنها يعني پسر، در شهر كارص اقامت دارد و با خبررساني (مانند نامهيي كه در پيوست ارسال كردم) بين شهرهاي وان، ارزروم، قونيه و جايي كه ما هستيم به صورت تأثيرگذاري فعاليت ميكند؛ او يك عبدالرحمان كامل است.در اين حوالي بيش از اميد و آرزويي كه داشیتم دو قهرمان از طلبههیاي رسیاله نور به ميدان آمدهاند. آنهیا يك پدر و پسیر هستند؛ احمید نظيف و صیلاح الدين. ما شاهد بودهايم كه اين دو در راه انتشار رساله نور به اندازه دويست نفر كار كردهاند. يكي از آنها يعني پسر، در شهر كارص اقامت دارد و با خبررساني (مانند نامهيي كه در پيوست ارسال كردم) بين شهرهاي وان، ارزروم، قونيه و جايي كه ما هستيم به صورت تأثيرگذاري فعاليت ميكند؛ او يك عبدالرحمان كامل است.
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
رساله نور طريقت نيست، حقيقت است. نوريست نشأت گرفته از آيات قرآني. نه از علوم شرق اقتباس شده، نه از فنون غرب. يكي از معجزههاي معنوي قرآن معجز البيان است كه مخصوص زمانه كنوني ميباشد. در آن منفعت شخصي مورد نظر نيست. اگر حداقل گفتارها و مكتوبات رساله نور را بهطور كامل مطالعه كنيد حقايق زيادي برايتان آشكار خواهد شد و از فكر امروزتان يعني اكراه از نگارش رساله نور و فاصله گرفتن از اين كار، بيدرنگ تبري خواهيد جست.رساله نور طريقت نيست، حقيقت است. نوريست نشأت گرفته از آيات قرآني. نه از علوم شرق اقتباس شده، نه از فنون غرب. يكي از معجزههاي معنوي قرآن معجز البيان است كه مخصوص زمانه كنوني ميباشد. در آن منفعت شخصي مورد نظر نيست. اگر حداقل گفتارها و مكتوبات رساله نور را بهطور كامل مطالعه كنيد حقايق زيادي برايتان آشكار خواهد شد و از فكر امروزتان يعني اكراه از نگارش رساله نور و فاصله گرفتن از اين كار، بيدرنگ تبري خواهيد جست.
برادر محترم و ارجمندم! بلافاصله شروع به كتابت كنيد و نترسيد. ان شاء الله خدمت به قرآن از شما محافظت خواهد كرد. به كساني كه به زيارت آقاي ديگر رفتهاند و به برادراني كه در آن حوالي رساله نور را كتابت ميكنند ميگوييم بلا بهبرادر محترم و ارجمندم! بلافاصله شروع به كتابت كنيد و نترسيد. ان شاء الله خدمت به قرآن از شما محافظت خواهد كرد. به كساني كه به زيارت آقاي ديگر رفتهاند و به برادراني كه در آن حوالي رساله نور را كتابت ميكنند ميگوييم بلا به
— 259 —
دور. اشاره است به حادثهيي كه طي آن خانهها را در اينجا نيز مانند اسپارتا در پي يافتن رساله نور تفتيش و بازرسي ميكردند، و وقتي به خانه برادرمان صلاح الدين رفتند حفظ الهي موجب شد چيزي نيابند. فيضي حافظ حقيقي ان شاء الله محافظت خواهد كرد. بايد در برابر فرمان امام علي(رض) كه گفت:دور. اشاره است به حادثهيي كه طي آن خانهها را در اينجا نيز مانند اسپارتا در پي يافتن رساله نور تفتيش و بازرسي ميكردند، و وقتي به خانه برادرمان صلاح الدين رفتند حفظ الهي موجب شد چيزي نيابند. فيضي حافظ حقيقي ان شاء الله محافظت خواهد كرد. بايد در برابر فرمان امام علي(رض) كه گفت:
تُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ سِرًّا بَيَانَةً، تُقَادُ سِرَاجُ السُّرْجِ سِرًّا تَنَوَّرَتْتُقَادُ سِرَاجُ النُّورِ سِرًّا بَيَانَةً، تُقَادُ سِرَاجُ السُّرْجِ سِرًّا تَنَوَّرَتْ
سر فرود آوريم. لذا مطالعه مخفي رساله نور و كتابت و انتشار مخفيانهاش ضروري بود. آن برادران به دليل رعايت نكردن همين فرمان بود كه با حوادثي روبهرو شدند و سيلي ملايم شفقت آميزي خوردند. باز هم به آنها ميگوييم بلا به دور.سر فرود آوريم. لذا مطالعه مخفي رساله نور و كتابت و انتشار مخفيانهاش ضروري بود. آن برادران به دليل رعايت نكردن همين فرمان بود كه با حوادثي روبهرو شدند و سيلي ملايم شفقت آميزي خوردند. باز هم به آنها ميگوييم بلا به دور.
اصیلاً نگران نباشند؛ كاري انجام نميشود و نميتوانند كاري كنند، اصیلاً چيزي نخواهند يافت. از اين حادثه متأثر نشويد و خود را كنار نكشيد؛ بلكه برعكس تلاشتان را بيشتر كنيد تا در تجربه ميدان امتحان موفق شويد. مدام به رساله نور گير ميدهند اما غلطي نميتوانند بكنند؛ چرا كه حافظ حقيقي به بركت حمايتها و دعاهاي غوثِ اعظم (قدس سره) و امام علي (رض) حفظ خواهد كرد.اصیلاً نگران نباشند؛ كاري انجام نميشود و نميتوانند كاري كنند، اصیلاً چيزي نخواهند يافت. از اين حادثه متأثر نشويد و خود را كنار نكشيد؛ بلكه برعكس تلاشتان را بيشتر كنيد تا در تجربه ميدان امتحان موفق شويد. مدام به رساله نور گير ميدهند اما غلطي نميتوانند بكنند؛ چرا كه حافظ حقيقي به بركت حمايتها و دعاهاي غوثِ اعظم (قدس سره) و امام علي (رض) حفظ خواهد كرد.
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّياَلْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي
اين انقباض روحاني ان شاء الله سپري ميشود.اين انقباض روحاني ان شاء الله سپري ميشود.
رساله نور مظهر سرّ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء (فصلت: ٤٤) است؛ از اين آيه استمداد بطلب. طلبههاي رساله نور در عبادات يكديگر سهيماند، لذا اين آيه عظيمه كه ورد هميشگي آنان است شما را هم شفا خواهد داد. رساله نور را كتابت كنيد! و رعايت احتياط را هم داشته باشيد!رساله نور مظهر سرّ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء (فصلت: ٤٤) است؛ از اين آيه استمداد بطلب. طلبههاي رساله نور در عبادات يكديگر سهيماند، لذا اين آيه عظيمه كه ورد هميشگي آنان است شما را هم شفا خواهد داد. رساله نور را كتابت كنيد! و رعايت احتياط را هم داشته باشيد!
خدمت همه برادران ارادت و سلام دارم. برادرانام! تلاش براي رساله نور را مجدداً به شما توصيه ميكنم.خدمت همه برادران ارادت و سلام دارم. برادرانام! تلاش براي رساله نور را مجدداً به شما توصيه ميكنم.
صلاح الدينصلاح الدين
— 260 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُبِاسْمِه سُبْحَانَهُ
برادران عزيزم! اينبار در قالب يك نامه اين ثمره را ميفرستم.برادران عزيزم! اينبار در قالب يك نامه اين ثمره را ميفرستم.
يكي از ثمرههاي قره داغ يكي از ثمرههاي قره داغ
اينبار به جاي نامه، اين ميوه و ثمره را ميفرستيم. فردي از كليت معناي اشاري يك آيه، از (انقلاب) آزادي (خواهانه) تاكنون است. سيام تشرين ثاني ١٣٥٨(هی.ق) قرهداغ را بالا ميرفتم. اين موضوع كه هلاكت و خسارتهاي مداوم انسانها مخصوصاً مسلمانان از چه زماني آغاز شد و تا چه زماني ادامه خواهد يافت به ذهنام خطور كرد. ناگهان قرآن معجز البيان ی كه همه مشكلات مرا حل ميكند ی سوره وَالْعَصْرِ را در مقابلم گذاشت؛ گفت ببين. نگاه كردم و ديدم تعبير وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ در إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ كه خطاب به همه اعصار است و مخصوصاً بيشتر متوجه زمان ماست، به حساب جفر ميشود ١٣٢٤؛ و نشان از جنگهاي بالكان و ايتاليا و شكستها و معاهدههاي دهشتناك جنگ جهاني اول دارد كه با انقلاب آزادي (خواهانه) شروع ميشود و با تبديل سلطنت (به جمهوري) و آسيبهاي وارد شده بر شعائر اسلامي و خسارتهاي انساني حاصل از مصايب زميني و آسماني چون زلزلههاي شديد و حريقهاي اين كشور و توفانهاي جنگ جهاني دوم، حقيقت آيهي إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ را يكبار ديگر در اين عصر با همان ماده تاريخي نشان داده، و لمعهيي از اعجازش را به نمايش ميگذارد. "ت" در آخر إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، (هی) محسوب ميشود، اگر تشديد را هم در نظر بگيريم به حساب جفر ميشود ١٣٥٨ و ١٣٥٩ كه تاريخ سال جاري و سال آتيست و نشان ميدهد كه تنها چاره نجاتاينبار به جاي نامه، اين ميوه و ثمره را ميفرستيم. فردي از كليت معناي اشاري يك آيه، از (انقلاب) آزادي (خواهانه) تاكنون است. سيام تشرين ثاني ١٣٥٨(هی.ق) قرهداغ را بالا ميرفتم. اين موضوع كه هلاكت و خسارتهاي مداوم انسانها مخصوصاً مسلمانان از چه زماني آغاز شد و تا چه زماني ادامه خواهد يافت به ذهنام خطور كرد. ناگهان قرآن معجز البيان ی كه همه مشكلات مرا حل ميكند ی سوره وَالْعَصْرِ را در مقابلم گذاشت؛ گفت ببين. نگاه كردم و ديدم تعبير وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ در إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ كه خطاب به همه اعصار است و مخصوصاً بيشتر متوجه زمان ماست، به حساب جفر ميشود ١٣٢٤؛ و نشان از جنگهاي بالكان و ايتاليا و شكستها و معاهدههاي دهشتناك جنگ جهاني اول دارد كه با انقلاب آزادي (خواهانه) شروع ميشود و با تبديل سلطنت (به جمهوري) و آسيبهاي وارد شده بر شعائر اسلامي و خسارتهاي انساني حاصل از مصايب زميني و آسماني چون زلزلههاي شديد و حريقهاي اين كشور و توفانهاي جنگ جهاني دوم، حقيقت آيهي إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ را يكبار ديگر در اين عصر با همان ماده تاريخي نشان داده، و لمعهيي از اعجازش را به نمايش ميگذارد. "ت" در آخر إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، (هی) محسوب ميشود، اگر تشديد را هم در نظر بگيريم به حساب جفر ميشود ١٣٥٨ و ١٣٥٩ كه تاريخ سال جاري و سال آتيست و نشان ميدهد كه تنها چاره نجات
— 261 —
از آن خسارتها مخصوصاً خسارتهاي معنوي، ايمان و عمل صالح است؛ به همين ترتيب بر اساس مفهوم مخالفش نيز بيان ميدارد كه يگانه دليل خسارتهاي مذكور، كفر و كفران (نعمت) و ناسپاسي، يعني بيايماني، فسق و بيبند و باريست. با تصديق اينكه سورهي وَالْعَصْرِ در عين عظمت و قدسيت و اختصار، خزانه حقايق وسيع و مفصل است حضرت حق را شكر گفتيم.از آن خسارتها مخصوصاً خسارتهاي معنوي، ايمان و عمل صالح است؛ به همين ترتيب بر اساس مفهوم مخالفش نيز بيان ميدارد كه يگانه دليل خسارتهاي مذكور، كفر و كفران (نعمت) و ناسپاسي، يعني بيايماني، فسق و بيبند و باريست. با تصديق اينكه سورهي وَالْعَصْرِ در عين عظمت و قدسيت و اختصار، خزانه حقايق وسيع و مفصل است حضرت حق را شكر گفتيم.
آري، راه نجات و رهايي عالم اسلام از جنگ جهاني دوم ی كه خسارت اين زمانه ميباشد ی ايمان برخاسته از قرآن و انجام عمل صالح است؛ همچنين، دليل گرسنگي و قحطي دردآوري كه گريبان فقرا را گرفته، اين است كه گرسنگي دلنشين روزه را نچشيدهاند؛ و خسارت و صدماتي كه ثروتمندان دچار شیدهاند بدان سبب است كه به جیاي پرداخت زكات احتكار كردهاند؛ و دليل اينكه آناتیولي به ميدان جنگ تبديل نشد، رسیاله نیور است كه حقيقت قدسي كلمهي إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا را به شكل تحقيقي و شگرفيبر قلب صدها هزار انسان القا نمود؛ اين امر را نشانههاي فراوان و نظر هزاران نفر از شاگردانش ی كه اهل حقيقت و دقتاند ی اثبات ميكند.آري، راه نجات و رهايي عالم اسلام از جنگ جهاني دوم ی كه خسارت اين زمانه ميباشد ی ايمان برخاسته از قرآن و انجام عمل صالح است؛ همچنين، دليل گرسنگي و قحطي دردآوري كه گريبان فقرا را گرفته، اين است كه گرسنگي دلنشين روزه را نچشيدهاند؛ و خسارت و صدماتي كه ثروتمندان دچار شیدهاند بدان سبب است كه به جیاي پرداخت زكات احتكار كردهاند؛ و دليل اينكه آناتیولي به ميدان جنگ تبديل نشد، رسیاله نیور است كه حقيقت قدسي كلمهي إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا را به شكل تحقيقي و شگرفيبر قلب صدها هزار انسان القا نمود؛ اين امر را نشانههاي فراوان و نظر هزاران نفر از شاگردانش ی كه اهل حقيقت و دقتاند ی اثبات ميكند.
از جمله: يكي از نشانهها اين است كه بسياري از مزاحمان رساله نور يا رها كنندگان خدمت به اين اثر، سيلي خوردهاند؛ چنان كه امسال در اطراف اين شهر به شكلي فراگير مانع انتشار رساله نور شدند و به نوعي فعاليتاش را متوقف كردند؛ اين خطا بود؛ و ميبينيم كه يكي از اسباب مشكل عمومي فعلي همين اقدام بوده است.از جمله: يكي از نشانهها اين است كه بسياري از مزاحمان رساله نور يا رها كنندگان خدمت به اين اثر، سيلي خوردهاند؛ چنان كه امسال در اطراف اين شهر به شكلي فراگير مانع انتشار رساله نور شدند و به نوعي فعاليتاش را متوقف كردند؛ اين خطا بود؛ و ميبينيم كه يكي از اسباب مشكل عمومي فعلي همين اقدام بوده است.
حاشيهيي بر نكته موسوم به "ثمره كوهستان" درباره سوره "والعصر" حاشيهيي بر نكته موسوم به "ثمره كوهستان" درباره سوره "والعصر"
"ت" در الصَّالِحَاتِ ، (ه) محسوب ميشود، زيرا بيشتر "ت"هاي آخر وقف ميشوند و براساس حساب جفر ميتوان آنها را "ه" بهشمار آورد. در اين مطلب "إِلَّا" هم همراهشان است. در اين نقطه هزار و سيصد و پنجاه و هشت،"ت" در الصَّالِحَاتِ ، (ه) محسوب ميشود، زيرا بيشتر "ت"هاي آخر وقف ميشوند و براساس حساب جفر ميتوان آنها را "ه" بهشمار آورد. در اين مطلب "إِلَّا" هم همراهشان است. در اين نقطه هزار و سيصد و پنجاه و هشت،
— 262 —
زمان كنوني را نشان ميدهد و چون "ه" در تلفظ قرائت نميشود "ت" ميتواند باقي بماند. در اين نقطه تشديدها اگر محاسبه نشوند، "پ" همراهشان نيست و خبر از طايفه بزرگي داده ميشود كه تا دويست و اندي سال با ايمان و عمل صالح خواهند بود و به مبارزه با خسارتهاي بزرگ ادامه خواهند داد. صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ در بخش پاياني سوره "فاتحه" به زماني اشاره دارد كه هزار و پانصد و چهل و هفت يا هفتاد و هفت را نشان ميدهد. همچنين جمله نخست درزمان كنوني را نشان ميدهد و چون "ه" در تلفظ قرائت نميشود "ت" ميتواند باقي بماند. در اين نقطه تشديدها اگر محاسبه نشوند، "پ" همراهشان نيست و خبر از طايفه بزرگي داده ميشود كه تا دويست و اندي سال با ايمان و عمل صالح خواهند بود و به مبارزه با خسارتهاي بزرگ ادامه خواهند داد. صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ در بخش پاياني سوره "فاتحه" به زماني اشاره دارد كه هزار و پانصد و چهل و هفت يا هفتاد و هفت را نشان ميدهد. همچنين جمله نخست در
لاَتَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ حَتَّى يَاْتِىَ اللّهُ بِاَمْرِهِلاَتَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ حَتَّى يَاْتِىَ اللّهُ بِاَمْرِهِ
با ارزش عددي هزار و پانصد اشاره دارد به دورههاي متأخر گروهي از مجاهدان در آخر الزمان. جمله دوم با ارزش عددي هزار و پانصد و شش به تاريخ مجاهدهيي ظفرمند اشاره دارد و جمله سوم با ارزش عددي هزار و پانصد و چهل و پنج با اندكي تفاوت به اشیارات غيبي دو جمله از سورههاي "فاتحه و والعصر" اشاره ميكند و با آنها توافق و همخواني دارد. ميتوان گفت هر يك از اين سه جملهي حديث شیريف به تیاريخ هزار و پانصد و اينكه مجاهده چه مقدار ادامه خواهد داشت اشاره دارد. عيناً دربا ارزش عددي هزار و پانصد اشاره دارد به دورههاي متأخر گروهي از مجاهدان در آخر الزمان. جمله دوم با ارزش عددي هزار و پانصد و شش به تاريخ مجاهدهيي ظفرمند اشاره دارد و جمله سوم با ارزش عددي هزار و پانصد و چهل و پنج با اندكي تفاوت به اشیارات غيبي دو جمله از سورههاي "فاتحه و والعصر" اشاره ميكند و با آنها توافق و همخواني دارد. ميتوان گفت هر يك از اين سه جملهي حديث شیريف به تیاريخ هزار و پانصد و اينكه مجاهده چه مقدار ادامه خواهد داشت اشاره دارد. عيناً در
الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
اگر تشديد محاسبه نشود ارزش عددي هزار و پانصد و شصت و يك را خواهيم داشت؛ دراگر تشديد محاسبه نشود ارزش عددي هزار و پانصد و شصت و يك را خواهيم داشت؛ در
وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِوَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
تشديد حساب ميشود ليكن در بِالصَّبْرِ "ل" مطرح است، لذا با مقام هزار و پانصد و شصت اشتراك مييابد و ميزان تداوم مجاهدات آن طايفه عظيم را با معناي اشاري و براساس حساب جفر نشان ميدهند. پس با مقام ابجدي خود با تاريخي كه سوره فاتحه و حديث مذكور ارائه ميكنند تقرب يافته با اندكي تفاوت توافق و همخواني مييابند و با معنايشان در يك همخواني كامل، لمعه اعجازي و غيبي درخشاني را نشان ميدهند.تشديد حساب ميشود ليكن در بِالصَّبْرِ "ل" مطرح است، لذا با مقام هزار و پانصد و شصت اشتراك مييابد و ميزان تداوم مجاهدات آن طايفه عظيم را با معناي اشاري و براساس حساب جفر نشان ميدهند. پس با مقام ابجدي خود با تاريخي كه سوره فاتحه و حديث مذكور ارائه ميكنند تقرب يافته با اندكي تفاوت توافق و همخواني مييابند و با معنايشان در يك همخواني كامل، لمعه اعجازي و غيبي درخشاني را نشان ميدهند.
— 263 —
برادران عزيز و صديقام! سعيد قديمي بسياري اوقات با قرار دادن مدرسةُ الزهرا به عنوان غايت آرماني خود، كار و فعاليت كرده است. حضرت حق با كمال رحمت خود، اسپارتا را در حكم همان مدرسة الزهرا قرار داد؛ و به جاي دوستان و خويشان اسپارتاي كوچك كه ناحيه ماست، استان اسپارتاي عزيز را با هزاران برادر احسانمان كرد. احتمال دارد اصل آن اسپارتاي كوچك از همين اسپارتاي بزرگ اخذ شده باشد. ممكن است وطن اصلي من همين اسپارتا باشد. حتي اهالي اسپارتا را صرف نظر از اينكه چه كسي باشند نسبت به ديگران در برخورد با من و رساله نور علاقمندتر يافتهام. در اينجا حتي بين افراد نيروي انتظامي، به جزء يك نفر، بيش از هر كسي "حلمي بيگ" ی حامل اين نامه ی بهطور جدي به ما و رساله نور علاقمند است. او را ميان شاگردان خاص رساله نور قبول كرديم. هجوم و حمله در اسپارتا و صاو تا حدي عموميست. اين روزها هر جا كه رساله نور شناخته شده باشد طي طرحي با فتوحاتاش مقابله ميشود. حملههاي اخير تا حدي به شوق و اشتياق افراد صدمه زد و موجب آغاز دوره توقف شد. همين توقف سبب قحطي فعلي شده است، ليكن حضرت حق را شكر كه قهرمانان اسپارتا و حومه آن صبر و متانتي پولادين از خود نشان داده و توان معنوي مناطق ديگر را نيز افزايش ميدهند. به دليل آنهايي كه بياحتياطي و بيتوجهي كردند، خسارات جزئياي حاصل شده است، لذا رعايت دقت و احتياط هميشه لازم است.برادران عزيز و صديقام! سعيد قديمي بسياري اوقات با قرار دادن مدرسةُ الزهرا به عنوان غايت آرماني خود، كار و فعاليت كرده است. حضرت حق با كمال رحمت خود، اسپارتا را در حكم همان مدرسة الزهرا قرار داد؛ و به جاي دوستان و خويشان اسپارتاي كوچك كه ناحيه ماست، استان اسپارتاي عزيز را با هزاران برادر احسانمان كرد. احتمال دارد اصل آن اسپارتاي كوچك از همين اسپارتاي بزرگ اخذ شده باشد. ممكن است وطن اصلي من همين اسپارتا باشد. حتي اهالي اسپارتا را صرف نظر از اينكه چه كسي باشند نسبت به ديگران در برخورد با من و رساله نور علاقمندتر يافتهام. در اينجا حتي بين افراد نيروي انتظامي، به جزء يك نفر، بيش از هر كسي "حلمي بيگ" ی حامل اين نامه ی بهطور جدي به ما و رساله نور علاقمند است. او را ميان شاگردان خاص رساله نور قبول كرديم. هجوم و حمله در اسپارتا و صاو تا حدي عموميست. اين روزها هر جا كه رساله نور شناخته شده باشد طي طرحي با فتوحاتاش مقابله ميشود. حملههاي اخير تا حدي به شوق و اشتياق افراد صدمه زد و موجب آغاز دوره توقف شد. همين توقف سبب قحطي فعلي شده است، ليكن حضرت حق را شكر كه قهرمانان اسپارتا و حومه آن صبر و متانتي پولادين از خود نشان داده و توان معنوي مناطق ديگر را نيز افزايش ميدهند. به دليل آنهايي كه بياحتياطي و بيتوجهي كردند، خسارات جزئياي حاصل شده است، لذا رعايت دقت و احتياط هميشه لازم است.
در بارلا به دليل تعطيلي موقت رساله نور بارندگي قطع شد و با دخالت رساله نور بهطور خصوصي در محدوده اطراف بارلا باريدن گرفت؛ در اسپارتا نيز به گفته خسرو، به دليل اشتياق مردم به رساله نور، باران به صورت فوق العادهيي به داد مردم رسيد؛ لذا با نشانههاي متعدد و با صدها حادثهيي كه در اينجا در ارتباط با رساله نور رخ داده است ميگوييم: ما اطمينان يافتهايم كه حمله گسترده و فراگير در اين زمانه عجيب عليه رساله نور ی كه براي آناتولي عين رحمت است ی و تعطيل كردنش در برخي مناطق، موجب اين قحطي و گراني و اين احتكار عجيبدر بارلا به دليل تعطيلي موقت رساله نور بارندگي قطع شد و با دخالت رساله نور بهطور خصوصي در محدوده اطراف بارلا باريدن گرفت؛ در اسپارتا نيز به گفته خسرو، به دليل اشتياق مردم به رساله نور، باران به صورت فوق العادهيي به داد مردم رسيد؛ لذا با نشانههاي متعدد و با صدها حادثهيي كه در اينجا در ارتباط با رساله نور رخ داده است ميگوييم: ما اطمينان يافتهايم كه حمله گسترده و فراگير در اين زمانه عجيب عليه رساله نور ی كه براي آناتولي عين رحمت است ی و تعطيل كردنش در برخي مناطق، موجب اين قحطي و گراني و اين احتكار عجيب
— 264 —
و بيبركتي و گرسنگي شده است. ساير دوستان مانند امين و فيضي كه اينك در كنارم هستند، همين طور ميانديشند.و بيبركتي و گرسنگي شده است. ساير دوستان مانند امين و فيضي كه اينك در كنارم هستند، همين طور ميانديشند.
سعيد نورسيسعيد نورسي
پاسخي به پرسش شاگردان رساله نور پاسخي به پرسش شاگردان رساله نور
سؤال نخست: سال گذشته از شما پرسيده بوديم پنجاه روز است كه بدون كنجكاوي، با جريانات جهان كاري نداشته و سؤالي نكردهايد. در آن موقع پاسخي به ما داديد كه گرچه منطبق بر حقيقت بود و قانع كننده، اما به نظر ميرسد از لحاظ منافع جهان اسلام و انتشار رساله نور و (تداوم) خدماتاش شما بايد تا حدودي در جريان مسائل باشيد؛ اينك سيزده ماه ميگذرد و همان وضع ادامه دارد. شما اصلاً كنجكاو نميشويد و چيزي نميپرسيد.سؤال نخست: سال گذشته از شما پرسيده بوديم پنجاه روز است كه بدون كنجكاوي، با جريانات جهان كاري نداشته و سؤالي نكردهايد. در آن موقع پاسخي به ما داديد كه گرچه منطبق بر حقيقت بود و قانع كننده، اما به نظر ميرسد از لحاظ منافع جهان اسلام و انتشار رساله نور و (تداوم) خدماتاش شما بايد تا حدودي در جريان مسائل باشيد؛ اينك سيزده ماه ميگذرد و همان وضع ادامه دارد. شما اصلاً كنجكاو نميشويد و چيزي نميپرسيد.
پاسخ: انسانهاي امروز كه با هم درگيرند بيشترين مظهريت را نسبت به آيهي إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ دارند. نه تنها جايز نيست طرفدار آنان باشيم و با كنجكاوي مسائلشان را دنبال كنيم و تبليغات دروغ و فريبنده آنها را بشنويم يا با تأثر و تأسف درگيريهايشان را مشاهده كنيم، بلكه حتي سؤال از اين ظلم و ستم عجيب نيز جايز نيست، زيرا راضي شدن به ظلم، خود، ظلم است. اگر فرد، طرفدار ظلم باشد، ظالم خواهد بود و اگر به ظلم تمايل يابد مظهر اين آيه خواهد بود:پاسخ: انسانهاي امروز كه با هم درگيرند بيشترين مظهريت را نسبت به آيهي إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ دارند. نه تنها جايز نيست طرفدار آنان باشيم و با كنجكاوي مسائلشان را دنبال كنيم و تبليغات دروغ و فريبنده آنها را بشنويم يا با تأثر و تأسف درگيريهايشان را مشاهده كنيم، بلكه حتي سؤال از اين ظلم و ستم عجيب نيز جايز نيست، زيرا راضي شدن به ظلم، خود، ظلم است. اگر فرد، طرفدار ظلم باشد، ظالم خواهد بود و اگر به ظلم تمايل يابد مظهر اين آيه خواهد بود:
وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُوَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
(هود: ١١٣)
آري، اين جنگ و جدالها براي حق و حقيقت نيست و در راه دين و عدالت صورت نميگيرد، و در واقع مبتني بر عناد و عصبيتهاي ملي و منفعتهاي جنسيه و انانيت نفس است؛ و در جهت ظلمي غدارانه واقع ميشود كه نظير آن در دنيا وقوع نيافته است. يكي از دلايل قطعي براي مدعاي مذكور رد صلح و ادامه جنگيست كه در آن محل زندگي هزاران زن و كودك و پير و بيمار بيگناه را بهآري، اين جنگ و جدالها براي حق و حقيقت نيست و در راه دين و عدالت صورت نميگيرد، و در واقع مبتني بر عناد و عصبيتهاي ملي و منفعتهاي جنسيه و انانيت نفس است؛ و در جهت ظلمي غدارانه واقع ميشود كه نظير آن در دنيا وقوع نيافته است. يكي از دلايل قطعي براي مدعاي مذكور رد صلح و ادامه جنگيست كه در آن محل زندگي هزاران زن و كودك و پير و بيمار بيگناه را به
— 265 —
اين بهانه كه يكي دو سرباز دشمن هم در ميانشان است بمباران ميكنند، همه آنها را از بين ميبرند؛ و با آنارشيستها كه در ميان جريانهاي بشري وحشتناكترين مستبدان در طبقه بورژوا و تندروترين طيف در ميان سوسياليستها و بلشويكها هستند، اعلام همبستگي ميكنند و خون هزاران و ميليونها بيگناه را هدر داده و به همه انسانها ضرر ميزنند.اين بهانه كه يكي دو سرباز دشمن هم در ميانشان است بمباران ميكنند، همه آنها را از بين ميبرند؛ و با آنارشيستها كه در ميان جريانهاي بشري وحشتناكترين مستبدان در طبقه بورژوا و تندروترين طيف در ميان سوسياليستها و بلشويكها هستند، اعلام همبستگي ميكنند و خون هزاران و ميليونها بيگناه را هدر داده و به همه انسانها ضرر ميزنند.
بيشك عالم اسلام و قرآن از چنين درگيريهايي كه با هيچ يك از قوانين عدالت و انسانيت و هيچ قاعده حقيقت و حقوق موافقت ندارد تبري ميجويند. به امدادهاي ناچيزشان خود را تنزل نميدهند و خود را حقير نميشمارند، زيرا چنان فرعونيت و خودبيني وحشتناكي بر آنها حاكم است كه نه براي مساعدت به قرآن و اسلام بلكه براي تابع كردن ديگران و وسيله قرار دادنشان است كه دست بهسوي ديگران دراز ميكنند. حقانيت قرآن اين سقوط را نميپذيرد كه به شمشير اين ستمگران اتكا كنند.بيشك عالم اسلام و قرآن از چنين درگيريهايي كه با هيچ يك از قوانين عدالت و انسانيت و هيچ قاعده حقيقت و حقوق موافقت ندارد تبري ميجويند. به امدادهاي ناچيزشان خود را تنزل نميدهند و خود را حقير نميشمارند، زيرا چنان فرعونيت و خودبيني وحشتناكي بر آنها حاكم است كه نه براي مساعدت به قرآن و اسلام بلكه براي تابع كردن ديگران و وسيله قرار دادنشان است كه دست بهسوي ديگران دراز ميكنند. حقانيت قرآن اين سقوط را نميپذيرد كه به شمشير اين ستمگران اتكا كنند.
اتكا بر رحمت و قدرت آفريننده كائنات به جاي قدرتي كه با خون ميليونها بيگناه آغشته شده بر اهل قرآن فرض و واجب است؛ اگر چه زندقه و الحاد جانب يكي از طرفين درگير را ميگيرند و در صدد نابودي اهل ديانت بر ميآيند؛ و يكي از راههاي نجات از تضييقات و فشارهاي آنان طرفداري از جريان مخالفشان است؛ اما اين طرفداري نه تنها تاكنون منفعتي حاصل نكرده بلكه موجب خسارتهاي فراواني نيز شده است.اتكا بر رحمت و قدرت آفريننده كائنات به جاي قدرتي كه با خون ميليونها بيگناه آغشته شده بر اهل قرآن فرض و واجب است؛ اگر چه زندقه و الحاد جانب يكي از طرفين درگير را ميگيرند و در صدد نابودي اهل ديانت بر ميآيند؛ و يكي از راههاي نجات از تضييقات و فشارهاي آنان طرفداري از جريان مخالفشان است؛ اما اين طرفداري نه تنها تاكنون منفعتي حاصل نكرده بلكه موجب خسارتهاي فراواني نيز شده است.
همچنين زندقه با ويژگي منافقانهيي كه دارد ميتواند به هر جناحي بپيوندد، طوري كه دوست تو را دوست خود و دشمن تو ميكند. گناهاني كه تو به موجب طرفداريهايت كسب كردهيي بيهيچ فايدهيي بر گردنت آويخته خواهد ماند. وظيفه شاگردان رساله نور كار در مسير ايمان است لذا مسائل حيات آنها را خيلي سرگرم نميكند. وظيفه مذكور اجازه نميدهد كه آنها با كنجكاوي به مشاهده امور دنيا بپردازند. بنا بر اين حقيقت من حق دارم نه تنها سيزده ماه كههمچنين زندقه با ويژگي منافقانهيي كه دارد ميتواند به هر جناحي بپيوندد، طوري كه دوست تو را دوست خود و دشمن تو ميكند. گناهاني كه تو به موجب طرفداريهايت كسب كردهيي بيهيچ فايدهيي بر گردنت آويخته خواهد ماند. وظيفه شاگردان رساله نور كار در مسير ايمان است لذا مسائل حيات آنها را خيلي سرگرم نميكند. وظيفه مذكور اجازه نميدهد كه آنها با كنجكاوي به مشاهده امور دنيا بپردازند. بنا بر اين حقيقت من حق دارم نه تنها سيزده ماه كه
— 266 —
سيزده سال همين وضع هفت سال تمام ادامه يافت. نه كنجكاو شد؛ نه چيزي سؤال كرد و نه از اين موارد چيزي دانست. هم مسائل مذكور را دنبال نكنم. شما دنبال كرديد، جز معصيت چه چيز نصيبتان شد؟ من دنبال نكردم، چه چيز را از دست دادم؟سيزده سال همين وضع هفت سال تمام ادامه يافت. نه كنجكاو شد؛ نه چيزي سؤال كرد و نه از اين موارد چيزي دانست. هم مسائل مذكور را دنبال نكنم. شما دنبال كرديد، جز معصيت چه چيز نصيبتان شد؟ من دنبال نكردم، چه چيز را از دست دادم؟
سؤال دوم: در بين طائفه اصحابِ صراط مستقيم كه در رساله اشارات قرآني آمده و در آخر سوره فاتحه با آيه الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ تعريف ميشوند، و همچنين در بين مجاهدان آخر الزمان كه مورد نظر حديث لاَتَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى ... است، و نيز در بين معناي اشاري سه عبیارت پايیاني سورهي وَالْعَصْرِ كه با إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا شروع ميشود، به صورت خصوصي يك فرد داخل ميشود؛ اينكه فرد مذكور شاگردان خاص رساله نور را شامل ميگردد به چه دليل است و وجه تخصيص آن چيست؟سؤال دوم: در بين طائفه اصحابِ صراط مستقيم كه در رساله اشارات قرآني آمده و در آخر سوره فاتحه با آيه الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ تعريف ميشوند، و همچنين در بين مجاهدان آخر الزمان كه مورد نظر حديث لاَتَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ اُمَّتِى ... است، و نيز در بين معناي اشاري سه عبیارت پايیاني سورهي وَالْعَصْرِ كه با إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا شروع ميشود، به صورت خصوصي يك فرد داخل ميشود؛ اينكه فرد مذكور شاگردان خاص رساله نور را شامل ميگردد به چه دليل است و وجه تخصيص آن چيست؟
پاسخ: دليل اين است كه رساله نور قريب صد طلسم ديني و معماي حقيقتهاي قرآني را حل و كشف كرده است. انسانهاي زيادي به سبب عدم آگاهي از طلسمها گرفتار شبهات و شك شده و قادر به رهايي از ترديدها نميشدند و گاه ايمان خود را از دست ميدادند. اينك اگر همه بيدينان گرد هم آيند پس از كشف طلسمهايي كه گفتيم موفق به غلبه نخواهند شد. در بخش عنايات سبعه در مكتیوب "بيست و هشتم" به قسمي از آنها اشاره شیده است. ان شاء الله زماني طلسمهاي مذكور در رسالهيي مستقل جمعآوري خواهد شد.پاسخ: دليل اين است كه رساله نور قريب صد طلسم ديني و معماي حقيقتهاي قرآني را حل و كشف كرده است. انسانهاي زيادي به سبب عدم آگاهي از طلسمها گرفتار شبهات و شك شده و قادر به رهايي از ترديدها نميشدند و گاه ايمان خود را از دست ميدادند. اينك اگر همه بيدينان گرد هم آيند پس از كشف طلسمهايي كه گفتيم موفق به غلبه نخواهند شد. در بخش عنايات سبعه در مكتیوب "بيست و هشتم" به قسمي از آنها اشاره شیده است. ان شاء الله زماني طلسمهاي مذكور در رسالهيي مستقل جمعآوري خواهد شد.
— 267 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
خدمتي كه طاهري قهرمان و حافظ مصطفي انجام دادهاند بسيار زيباست. تدبيري كه اتخاذ كردهاند درست و مطابق با حق است. تصميمهايي كه در مجلس كارخانه نور گرفتهايد هر چه كه باشد مورد قبول ما ميباشد. اشارات قرآني با متعلقاتاش بسيار جالب است. البته قرار نبود مطالب شخصيِ نامه ارسالي به سيد شفيق هم در ميان مطالب باشد. بخشهاي گلچين شده از مجموعه نامهها نيز بسيار زيباست. ياداشت معنادار علي دوم و كوچك ی كه مشابه علي بزرگ است ی جالب ميباشد، ليكن مختصر است. سه چهار درس ابتدائي را كه مربوط به جوانان است و به حافظ مصطفي داده بوديم، در صورت صلاحديد و مساعد بودن اوضاع، هيأتي كه در مجلس كارخانه نور هست، با ماشين تايپ و در صورت امكان با حروف قديم آماده سازي كنند؛ در غير اين صورت با حروف جديد يكي از وظايف رساله نور محافظت از حروف قرآنيست، لذا در صورت ضرورت ان شاء الله با حروف جديد موافقت ميشود. بنويسند. براي ما هم نسخههايي را ارسال كنيد. در برابر اشارات الاعجاز خجستگان يكي از نسیخههايم را با پست فرستیاديم. اين عيد كه با روز جمعه مصادف شیده است حج الاكبر است كه بسيار ارزشمند ميباشد و آنان كه در سال جاري به حج رفتهاند ثواب زيادي كسب كردهاند. حضرت حق ما را هم در دعاهاي خير آنها سهيم كند! آمين.خدمتي كه طاهري قهرمان و حافظ مصطفي انجام دادهاند بسيار زيباست. تدبيري كه اتخاذ كردهاند درست و مطابق با حق است. تصميمهايي كه در مجلس كارخانه نور گرفتهايد هر چه كه باشد مورد قبول ما ميباشد. اشارات قرآني با متعلقاتاش بسيار جالب است. البته قرار نبود مطالب شخصيِ نامه ارسالي به سيد شفيق هم در ميان مطالب باشد. بخشهاي گلچين شده از مجموعه نامهها نيز بسيار زيباست. ياداشت معنادار علي دوم و كوچك ی كه مشابه علي بزرگ است ی جالب ميباشد، ليكن مختصر است. سه چهار درس ابتدائي را كه مربوط به جوانان است و به حافظ مصطفي داده بوديم، در صورت صلاحديد و مساعد بودن اوضاع، هيأتي كه در مجلس كارخانه نور هست، با ماشين تايپ و در صورت امكان با حروف قديم آماده سازي كنند؛ در غير اين صورت با حروف جديد يكي از وظايف رساله نور محافظت از حروف قرآنيست، لذا در صورت ضرورت ان شاء الله با حروف جديد موافقت ميشود. بنويسند. براي ما هم نسخههايي را ارسال كنيد. در برابر اشارات الاعجاز خجستگان يكي از نسیخههايم را با پست فرستیاديم. اين عيد كه با روز جمعه مصادف شیده است حج الاكبر است كه بسيار ارزشمند ميباشد و آنان كه در سال جاري به حج رفتهاند ثواب زيادي كسب كردهاند. حضرت حق ما را هم در دعاهاي خير آنها سهيم كند! آمين.
— 268 —
عيد را مكرراً، به شاگردان رساله نور، به هيأتهاي كارخانههاي نور و گل، به شاگردان مدرسه نوريه و استادهايشان، به صديقان بارلا، به كودكان و سالمندان اُمّي اعم از زن و مرد يك به يك تبريك ميگوييم.عيد را مكرراً، به شاگردان رساله نور، به هيأتهاي كارخانههاي نور و گل، به شاگردان مدرسه نوريه و استادهايشان، به صديقان بارلا، به كودكان و سالمندان اُمّي اعم از زن و مرد يك به يك تبريك ميگوييم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ مَاكَتَبْتُمْ وَطَبَعْتُمْاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ بِعَدَدِ حُرُوفِ مَاكَتَبْتُمْ وَطَبَعْتُمْ
برادران عزيز، صديق، توانمند و هشيارم! شبهاي مبارك دهگانه ده شب اول ماه ذي الحجه و عيد قربیان را به شما تبريك ميگوييم. مسیألهيي كه حافظ علي صاحب كارخانه نور درباره حشر جسماني به خاطر آورده مهم است و تمثيل ذكر شده در انتهاي نامه بسيار زيبا و بامعنا ميباشید. چنين دريافتم كه بهواسطه آن خاطره، خواهان نُه برهان حشريه است كه پس از مقدمه حشیريه در "شعاع نهم" آورده شود. ليكن متأسفانه يكي دو سال است مسئوليت تأليف متوقف ميباشد. مسائل رسائل النور غالباً بهواسطه سنوحات، ظهورات و اخطارات حاصل ميشود نه با علم و انديشه و قصد و نيت و اختيار بالقصد. لابد براي براهين نهگانه فیوق الذكر نياز حقيقي باقي نمانده است كه براي تأليف و نگارشاش سوق داده نميشويم.برادران عزيز، صديق، توانمند و هشيارم! شبهاي مبارك دهگانه ده شب اول ماه ذي الحجه و عيد قربیان را به شما تبريك ميگوييم. مسیألهيي كه حافظ علي صاحب كارخانه نور درباره حشر جسماني به خاطر آورده مهم است و تمثيل ذكر شده در انتهاي نامه بسيار زيبا و بامعنا ميباشید. چنين دريافتم كه بهواسطه آن خاطره، خواهان نُه برهان حشريه است كه پس از مقدمه حشیريه در "شعاع نهم" آورده شود. ليكن متأسفانه يكي دو سال است مسئوليت تأليف متوقف ميباشد. مسائل رسائل النور غالباً بهواسطه سنوحات، ظهورات و اخطارات حاصل ميشود نه با علم و انديشه و قصد و نيت و اختيار بالقصد. لابد براي براهين نهگانه فیوق الذكر نياز حقيقي باقي نمانده است كه براي تأليف و نگارشاش سوق داده نميشويم.
— 269 —
آري، در ميان اركان ايماني، ايمان بالله و ايمان باليوم الآخر، دو قطب و دو خورشيد عالم اسلاماند، رساله نور براهين اولين قطب را به طور كامل توضيح داده است.آري، در ميان اركان ايماني، ايمان بالله و ايمان باليوم الآخر، دو قطب و دو خورشيد عالم اسلاماند، رساله نور براهين اولين قطب را به طور كامل توضيح داده است.
قطب دوم: رساله نور تا حدودي مستقل، در گفتارهاي "دهم، بيست و هشتم و بيست و نهم" و مخصوصاً در اثبات لذات جسماني و در رسالههايي مانند "مقدمه حشريه"، حشر جسماني را بسيار محكم اثبات ميكند و معاندان را به سكوت وا ميدارد؛ از آنجا كه موجودات اين جهان ايمان به حشر را در مرتبه ايمان بالله، به صورت ظاهر و آشكار نشان نميدهند، لذا بخش اعظم رساله نور اين مطلب را در ميان ساير اركان ايماني، به صورت قاطعانهيي اثبات ميكند.قطب دوم: رساله نور تا حدودي مستقل، در گفتارهاي "دهم، بيست و هشتم و بيست و نهم" و مخصوصاً در اثبات لذات جسماني و در رسالههايي مانند "مقدمه حشريه"، حشر جسماني را بسيار محكم اثبات ميكند و معاندان را به سكوت وا ميدارد؛ از آنجا كه موجودات اين جهان ايمان به حشر را در مرتبه ايمان بالله، به صورت ظاهر و آشكار نشان نميدهند، لذا بخش اعظم رساله نور اين مطلب را در ميان ساير اركان ايماني، به صورت قاطعانهيي اثبات ميكند.
براي نمونه، تمام حجتهايي كه در اثبات حقانيت قرآن معجز البيان بهكار ميرود، در مرتبه دوم، حشر جسماني را با هزاران تصوير و توضيح آيات قرآني اثبات ميكند. آيا بهتر از بحثها و توضيحات معجزانهي قرآن معجز البيان درباره لذايذ جسماني بهشت، شرح و بيان ديگري وجود دارد؟ نيز تمام معجزهها و حجتهايي كه حقانيت رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را اثبات ميكنند در مرتبه دوم، حشر جسماني و لذتها و آلام جسمانيِ بهشت و جهنم را با بلاغت عاليشان به تصوير كشيده و توضيح ميدهند. پس از اين توضيحات آيا به توضيح ديگري احتياج است؟ همچنين تمام براهين و حجتهايي كه وجوب وجود، رحيميت و حكيميت، علم و قدرت، عادليت و حفيظيت و صفات قدسي حضرت حق را اثبات ميكنند، در عين حال از جهتي اثبات كننده حشر هم هستند؛ به همين ترتيب ارسال رسل و انزال كتب نيز كه مقتضاي ربوبيت ميباشد هم رسالت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را لازم ميدارد و هم با اثبات اينكه قرآن سخن و كلامِ الله است از دو نقطه حشر جسماني را باز با همه تفصيلاتاش اثبات ميكند.براي نمونه، تمام حجتهايي كه در اثبات حقانيت قرآن معجز البيان بهكار ميرود، در مرتبه دوم، حشر جسماني را با هزاران تصوير و توضيح آيات قرآني اثبات ميكند. آيا بهتر از بحثها و توضيحات معجزانهي قرآن معجز البيان درباره لذايذ جسماني بهشت، شرح و بيان ديگري وجود دارد؟ نيز تمام معجزهها و حجتهايي كه حقانيت رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را اثبات ميكنند در مرتبه دوم، حشر جسماني و لذتها و آلام جسمانيِ بهشت و جهنم را با بلاغت عاليشان به تصوير كشيده و توضيح ميدهند. پس از اين توضيحات آيا به توضيح ديگري احتياج است؟ همچنين تمام براهين و حجتهايي كه وجوب وجود، رحيميت و حكيميت، علم و قدرت، عادليت و حفيظيت و صفات قدسي حضرت حق را اثبات ميكنند، در عين حال از جهتي اثبات كننده حشر هم هستند؛ به همين ترتيب ارسال رسل و انزال كتب نيز كه مقتضاي ربوبيت ميباشد هم رسالت محمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را لازم ميدارد و هم با اثبات اينكه قرآن سخن و كلامِ الله است از دو نقطه حشر جسماني را باز با همه تفصيلاتاش اثبات ميكند.
نتيجه: دو قطب ايماني يعني ايمان بالله و ايمان باليوم الآخر در رساله نور در مرتبهيي كاملاً مساوي با هم به اثبات رسيدهاند. ليكن حشر جسماني تا حدودي صريح و تا حدودي ضمني و تبعي اثبات شده است، زيرا اين عالم شهادت، صانع خود را كاملاً آشكار و ظاهر نشان ميدهد اما از حشر به طور ضمني و در پردهنتيجه: دو قطب ايماني يعني ايمان بالله و ايمان باليوم الآخر در رساله نور در مرتبهيي كاملاً مساوي با هم به اثبات رسيدهاند. ليكن حشر جسماني تا حدودي صريح و تا حدودي ضمني و تبعي اثبات شده است، زيرا اين عالم شهادت، صانع خود را كاملاً آشكار و ظاهر نشان ميدهد اما از حشر به طور ضمني و در پرده
— 270 —
خبر ميدهد. ان شاء الله يك يا چند نفر از شاگردان رساله نور زماني آن نُه مقام و برهانها را تأليف خواهند كرد و خزانه بخشهاي نهگانه آيات عظام در ابتداي مقدمه حشريه را همراه با براهين حشر جسمیاني ی كه در سراسر رساله نور منتشر ميباشد ی به مدد سنوحات و وارداتي كه بر قلبهايشان الهام ميشود خواهند گشود و شعاع نهم را درخشانتر و محكمتر از گفتار دهم تكميل خواهند كرد.خبر ميدهد. ان شاء الله يك يا چند نفر از شاگردان رساله نور زماني آن نُه مقام و برهانها را تأليف خواهند كرد و خزانه بخشهاي نهگانه آيات عظام در ابتداي مقدمه حشريه را همراه با براهين حشر جسمیاني ی كه در سراسر رساله نور منتشر ميباشد ی به مدد سنوحات و وارداتي كه بر قلبهايشان الهام ميشود خواهند گشود و شعاع نهم را درخشانتر و محكمتر از گفتار دهم تكميل خواهند كرد.
به يكايك برادرانمان درود ميفرستيم و عيد را به آنها تبريك ميگوييم.به يكايك برادرانمان درود ميفرستيم و عيد را به آنها تبريك ميگوييم.
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
براساس سرّي كه در وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ (بقره: ٢١٦) هست، و در نتيجه تجربههاي بسيار، ديدهايم كه در مواقع متعدد شكستهاي ظاهري، در حقمان پردهيي از عنايتهاي الهي بوده است. يك نشانه و شايد يك دليل بر اين مطلب آن است كه ما امسال در اكثر مناطق با نوعي حملات مواجه بودهايم كه هر يك از آنها توقف كاري در جايي را موجب ميشد و چنانكه ميدانيد درِ چاپخانهها فعلاً بر روي رساله نور ی حتي اگر بخواهيم آن را با حروف جديد هم منتشر كنيم ی بسته است؛ و اين امر و توقف مذكور خير است و از جهاتي عنايت و حمايت الهيست.براساس سرّي كه در وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ (بقره: ٢١٦) هست، و در نتيجه تجربههاي بسيار، ديدهايم كه در مواقع متعدد شكستهاي ظاهري، در حقمان پردهيي از عنايتهاي الهي بوده است. يك نشانه و شايد يك دليل بر اين مطلب آن است كه ما امسال در اكثر مناطق با نوعي حملات مواجه بودهايم كه هر يك از آنها توقف كاري در جايي را موجب ميشد و چنانكه ميدانيد درِ چاپخانهها فعلاً بر روي رساله نور ی حتي اگر بخواهيم آن را با حروف جديد هم منتشر كنيم ی بسته است؛ و اين امر و توقف مذكور خير است و از جهاتي عنايت و حمايت الهيست.
اولاً: امسال مردم بهواسطه ظلمي شديد در خصوص رزق و روزي، به نحوي پوشيده، در معرض يك عمل (جراحي) وحشتناك و جلوهيي از تقدير الهي قرار گرفتند. تقدير الهي براي اينكه با عدالتي حكيمانه، جزيه و زكات انباشته شده آنها را دريافت كند و حرص و احتكارشان را ی كه از حد معمول تجاوز كرده بود ی از بين ببرد، آنها را تحت يك عمل جراحي فراگير قرار داد. طبيعيست كه در اين هنگامه اگر خدمات درخشان و پر قدرت رساله نور كه فقط و فقط به ايمان و آخرت مينگرد و از نظر وظيفه ارتباط كمي با حيات اجتماعي دارد و براي كسب اخلاص كامل ابزار هيچ مقصودي واقع نميشود و از هيچ جريان دنيوي نيز تبعيتاولاً: امسال مردم بهواسطه ظلمي شديد در خصوص رزق و روزي، به نحوي پوشيده، در معرض يك عمل (جراحي) وحشتناك و جلوهيي از تقدير الهي قرار گرفتند. تقدير الهي براي اينكه با عدالتي حكيمانه، جزيه و زكات انباشته شده آنها را دريافت كند و حرص و احتكارشان را ی كه از حد معمول تجاوز كرده بود ی از بين ببرد، آنها را تحت يك عمل جراحي فراگير قرار داد. طبيعيست كه در اين هنگامه اگر خدمات درخشان و پر قدرت رساله نور كه فقط و فقط به ايمان و آخرت مينگرد و از نظر وظيفه ارتباط كمي با حيات اجتماعي دارد و براي كسب اخلاص كامل ابزار هيچ مقصودي واقع نميشود و از هيچ جريان دنيوي نيز تبعيت
— 271 —
نميكند، از پرده برون آمده و به طرز آشكاري ادامه مييافت، در اين صورت حتماً اولين عمل (جراحي) انساني بر روي آن پياده ميشد. و دومين عمل (جراحي) قَدَريه از آن نظر كه بر رزق و سيري مردم تكيه دارد يا موجب ميشد مردم از آن خدمت روي برگردانند و سرگرم شكم خود شوند يا تا حدودي به اخلاصاش صدمه وارد ميشد و سهمي از درد معيشت نصيباش ميگرديد.نميكند، از پرده برون آمده و به طرز آشكاري ادامه مييافت، در اين صورت حتماً اولين عمل (جراحي) انساني بر روي آن پياده ميشد. و دومين عمل (جراحي) قَدَريه از آن نظر كه بر رزق و سيري مردم تكيه دارد يا موجب ميشد مردم از آن خدمت روي برگردانند و سرگرم شكم خود شوند يا تا حدودي به اخلاصاش صدمه وارد ميشد و سهمي از درد معيشت نصيباش ميگرديد.
ثانياً: فعلاً نيازي به نوشتناش نيست ...ثانياً: فعلاً نيازي به نوشتناش نيست ...
ثالثاً: در اين زمان اجازه اظهارش وجود ندارد ... تاكنون غيرت و اشتياق و همت شاگردان نيازي به چاپخانه باقي نگذاشته است؛ ان شاء الله آنها به آن خدمت قدسي ادامه داده و با قلمهاي الماسينشان نشر انوار خواهند كرد؛ حروف جديد كاملاً با مسلك و مشرب ما تضاد دارد، با اين حال قبول كرديم كه يكي دو رساله با اين حروف منتشر گردد اما چاپخانهها سر باز زدند و آن خير عظيم را از دست دادند. شما دو رساله مذكور را از طرف ما بين بيست تا سي نفر از برادران قهرمانمان توزيع كنيد و ترتيبي دهيد بيست سي نسخه با حروف قديم كتابت شود. آن خير بزرگ را كه حسنات دائمي نصيب صاحبان قلمهاي كتابت ميكند شما بهدست آوريد. در صورت موجود بودن نسخههايي از آن دو رساله كه با حروف جديد و ماشين دستي تنظيم شده، چند نسخه براي ما ارسال كنيد.ثالثاً: در اين زمان اجازه اظهارش وجود ندارد ... تاكنون غيرت و اشتياق و همت شاگردان نيازي به چاپخانه باقي نگذاشته است؛ ان شاء الله آنها به آن خدمت قدسي ادامه داده و با قلمهاي الماسينشان نشر انوار خواهند كرد؛ حروف جديد كاملاً با مسلك و مشرب ما تضاد دارد، با اين حال قبول كرديم كه يكي دو رساله با اين حروف منتشر گردد اما چاپخانهها سر باز زدند و آن خير عظيم را از دست دادند. شما دو رساله مذكور را از طرف ما بين بيست تا سي نفر از برادران قهرمانمان توزيع كنيد و ترتيبي دهيد بيست سي نسخه با حروف قديم كتابت شود. آن خير بزرگ را كه حسنات دائمي نصيب صاحبان قلمهاي كتابت ميكند شما بهدست آوريد. در صورت موجود بودن نسخههايي از آن دو رساله كه با حروف جديد و ماشين دستي تنظيم شده، چند نسخه براي ما ارسال كنيد.
يادآوري و هشداريست در ارتباط با رساله سكه غيبيه كه به اشارات قرآني، سه كیرامت علیوي و كیرامت غوثيه ميپردازد اين رسالهها كاملاً محرمانهاند و معلوم نيست چگونه يكي از آنها بهدست يكي از نامحرمان معاند افتاده است. با نظري كاملاً سطحي و عنادآميز درباره يكي دو مطلب، اعتراضي بهناحق وارد كرده و موجب حادثهي مهمي شده است، لذا ی دقت كنيد ی اين مجموعه ويژه طلبههاي خاص رساله نور و شايد بهتر باشد بگوييم اخص الخواص است و بعد از درگذشت من اجازه انتشار دارند؛ با اين حال و با دريادآوري و هشداريست در ارتباط با رساله سكه غيبيه كه به اشارات قرآني، سه كیرامت علیوي و كیرامت غوثيه ميپردازد اين رسالهها كاملاً محرمانهاند و معلوم نيست چگونه يكي از آنها بهدست يكي از نامحرمان معاند افتاده است. با نظري كاملاً سطحي و عنادآميز درباره يكي دو مطلب، اعتراضي بهناحق وارد كرده و موجب حادثهي مهمي شده است، لذا ی دقت كنيد ی اين مجموعه ويژه طلبههاي خاص رساله نور و شايد بهتر باشد بگوييم اخص الخواص است و بعد از درگذشت من اجازه انتشار دارند؛ با اين حال و با در
— 272 —
نظر داشتن حادثه مهمي كه ذكر آن گذشت ميگويم اين مطالب را با موافقت چند نفر از شاگردان خاص و با اين انديشه كه نه به هر كس بلكه به منصفان و كساني كه با رساله نور علاقه و ارتباطي دارند ميتوان نشان داد، نوشتم.نظر داشتن حادثه مهمي كه ذكر آن گذشت ميگويم اين مطالب را با موافقت چند نفر از شاگردان خاص و با اين انديشه كه نه به هر كس بلكه به منصفان و كساني كه با رساله نور علاقه و ارتباطي دارند ميتوان نشان داد، نوشتم.
نقطه دوم: اين رساله يعني سكه غيبيه از ابتدا تا انتها بر يك نتيجه واحد ناظر است. با قريب هزار نشانه ثابت ميكند كه بر مقبوليت رساله نور امضايي غيبي وجود دارد. وجود هزاران ايما و اشاره و نشانه از جنبههاي گوناگون و كثير براي اثبات ادعايي واحد، نه در مرتبه علم اليقين، كه در مرتبه عين اليقين و بلكه حق اليقين ادعاي مذكور را ثابت ميكند.نقطه دوم: اين رساله يعني سكه غيبيه از ابتدا تا انتها بر يك نتيجه واحد ناظر است. با قريب هزار نشانه ثابت ميكند كه بر مقبوليت رساله نور امضايي غيبي وجود دارد. وجود هزاران ايما و اشاره و نشانه از جنبههاي گوناگون و كثير براي اثبات ادعايي واحد، نه در مرتبه علم اليقين، كه در مرتبه عين اليقين و بلكه حق اليقين ادعاي مذكور را ثابت ميكند.
نقطه سوم: مطالعه كنندگان اين رساله بدانند كه نيازي نيست حتماً آن را با دقت كامل خصوصاً با بررسي حساب جفري بخوانند. حتي اگر بخشي از آن هم فهميده نشود اشكالي ندارد. اصولاً نيازي به مطالعه تمام آن هم نيست. بعد از مطالعه تمام يادداشت حافظ توفيق شامي در پايان مطلبِ مربوط به كرامت غوثيه در صفحه "دويست و بيست و چهار" و بعد از مطالعه مقدمهيي كه در ابتدا آمده است هر كس ميتواند هر بخش را كه بخواهد مطالعه كند.نقطه سوم: مطالعه كنندگان اين رساله بدانند كه نيازي نيست حتماً آن را با دقت كامل خصوصاً با بررسي حساب جفري بخوانند. حتي اگر بخشي از آن هم فهميده نشود اشكالي ندارد. اصولاً نيازي به مطالعه تمام آن هم نيست. بعد از مطالعه تمام يادداشت حافظ توفيق شامي در پايان مطلبِ مربوط به كرامت غوثيه در صفحه "دويست و بيست و چهار" و بعد از مطالعه مقدمهيي كه در ابتدا آمده است هر كس ميتواند هر بخش را كه بخواهد مطالعه كند.
برادران عزيز و صديقام! نامههاي عثمان كاتب، ابراهيم از هيأت خجستگان و صاحب كارخانه نور و خلوصي ثاني در يكي دو روز اخير به دستام رسيد. قلب محزون و نگرانمان را شاد كردند. عثمان كاتب در نامهاش از طرف اشخاصي سلام مخصوص رسانده بود، به آنها خصوصاً به برادران قهرمان "رشدي و زهدي بدوي و نوري" و به همه سلام ميرسانيم و براي سلامتي آنها دعا ميكنيم. مژده داده بوديد كه خسرو به زودي ميآيد؛ اين خبر نگراني ما را درباره خسرو رفع كرد.برادران عزيز و صديقام! نامههاي عثمان كاتب، ابراهيم از هيأت خجستگان و صاحب كارخانه نور و خلوصي ثاني در يكي دو روز اخير به دستام رسيد. قلب محزون و نگرانمان را شاد كردند. عثمان كاتب در نامهاش از طرف اشخاصي سلام مخصوص رسانده بود، به آنها خصوصاً به برادران قهرمان "رشدي و زهدي بدوي و نوري" و به همه سلام ميرسانيم و براي سلامتي آنها دعا ميكنيم. مژده داده بوديد كه خسرو به زودي ميآيد؛ اين خبر نگراني ما را درباره خسرو رفع كرد.
ماشاء الله! عثمان كاتب هم مانند خسرو درباره مطالبي كه موجب نگرانيست مينويسد. ابراهيم فرشباف كه نامه او را آورده بود گفته است: "احتمال آمدن صديق سليمان و رشدي به اين جا هست". آن برادر قهرمانام به يقين بداند كهماشاء الله! عثمان كاتب هم مانند خسرو درباره مطالبي كه موجب نگرانيست مينويسد. ابراهيم فرشباف كه نامه او را آورده بود گفته است: "احتمال آمدن صديق سليمان و رشدي به اين جا هست". آن برادر قهرمانام به يقين بداند كه
— 273 —
من بيش از او مشتاق ديدارش هستم. او هر روز در دايره خاص دوستان در صف اول به لحاظ معنا در كنار ماست و در پاداشهاي معنوي ما نيز سهيم است. اهميت صحبت صوري در مشرب ما ناچيز است.من بيش از او مشتاق ديدارش هستم. او هر روز در دايره خاص دوستان در صف اول به لحاظ معنا در كنار ماست و در پاداشهاي معنوي ما نيز سهيم است. اهميت صحبت صوري در مشرب ما ناچيز است.
هنگام اين عمليات دهشتناك داخلي و گراني هزينه سفر، آمدن مناسب نيست. دنياطلبان بدگمان نيز در اينجا توجه زيادي به ما دارند؛ طوري كه در اين عيد درِ خانه را به روي مراجعين بستيم.هنگام اين عمليات دهشتناك داخلي و گراني هزينه سفر، آمدن مناسب نيست. دنياطلبان بدگمان نيز در اينجا توجه زيادي به ما دارند؛ طوري كه در اين عيد درِ خانه را به روي مراجعين بستيم.
در نامه حافظ علي نوشته شده رشدي ميخواهد طي اقدامي چهار پنج درس مخصوص جوانان را ی كه به حافظ مصطفي داده بودم ی منتشر كند. حضرت حق را شكر قلمهاي كثير شما نيازي به چاپخانه باقي نميگذارد. اگر ارزان و راحت بود با حروف قديم يا جديد انجام دهيد.در نامه حافظ علي نوشته شده رشدي ميخواهد طي اقدامي چهار پنج درس مخصوص جوانان را ی كه به حافظ مصطفي داده بودم ی منتشر كند. حضرت حق را شكر قلمهاي كثير شما نيازي به چاپخانه باقي نميگذارد. اگر ارزان و راحت بود با حروف قديم يا جديد انجام دهيد.
حافظ علي در نامهاش با كمال فروتني در مقابل رساله نور و كمال اخلاص و ارتباطاش، يكي از خصيصههاي ممتازش را كه من از گذشته تمجيد ميكردم به نمايش گذاشته و بيچارهيي چون من را شفيع قرار داده است. من هم كمال صميميت او را شفيع قرار داده و براي اجابت دعايش آمين ميگويم.حافظ علي در نامهاش با كمال فروتني در مقابل رساله نور و كمال اخلاص و ارتباطاش، يكي از خصيصههاي ممتازش را كه من از گذشته تمجيد ميكردم به نمايش گذاشته و بيچارهيي چون من را شفيع قرار داده است. من هم كمال صميميت او را شفيع قرار داده و براي اجابت دعايش آمين ميگويم.
نامه پر بركت ابراهيم خجسته را از روستاي خجسته و از جماعت خجستگان خواندم. در اين نامه جملات زيادي هست كه موجب خوشحالي من ميشود. مخصوصاً اينكه در عالم رؤيا ديده است از باراني كه بر سر من ميباريده مينوشد؛ و اينكه برادرزادهاش عثمان را براي طلبگي رساله نور در آينده از هم اينك تعليم ميدهد؛ اينها مسرورمان كرد. حضرت حق چنين خجستگاني را در آن روستا بيشتر كند! آمين.نامه پر بركت ابراهيم خجسته را از روستاي خجسته و از جماعت خجستگان خواندم. در اين نامه جملات زيادي هست كه موجب خوشحالي من ميشود. مخصوصاً اينكه در عالم رؤيا ديده است از باراني كه بر سر من ميباريده مينوشد؛ و اينكه برادرزادهاش عثمان را براي طلبگي رساله نور در آينده از هم اينك تعليم ميدهد؛ اينها مسرورمان كرد. حضرت حق چنين خجستگاني را در آن روستا بيشتر كند! آمين.
— 274 —
برادران عزيز و صديقم!برادران عزيز و صديقم!
دو برابر آنچه را از مجموعه نامهها انتخاب كرده بوديد به مجموعه اشارات نوشته شده توسط شما ی كه در حكم امضايي غيبي بر حقانيت و اهميت رساله نور است ی اضافه كرديم. شما هم اگر چنين مجموعهيي را براي خودتان نوشتهايد بگوييد تا مقدار اضافه شده را برايتان بفرستيم. توفانهاي سهمناك اين زمان ثابت ميكنند كه ارزش نمايش داده شده در مجموعه مذكور در رساله نور يافت ميشود.دو برابر آنچه را از مجموعه نامهها انتخاب كرده بوديد به مجموعه اشارات نوشته شده توسط شما ی كه در حكم امضايي غيبي بر حقانيت و اهميت رساله نور است ی اضافه كرديم. شما هم اگر چنين مجموعهيي را براي خودتان نوشتهايد بگوييد تا مقدار اضافه شده را برايتان بفرستيم. توفانهاي سهمناك اين زمان ثابت ميكنند كه ارزش نمايش داده شده در مجموعه مذكور در رساله نور يافت ميشود.
آري، برادران من! حضرت عيسي (ع) در انجيل شريف گفته است: «من ميروم؛ تا تسليدهنده شما بيايد، يعني احمد عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام بيايد». لذا يكي از بزرگترين نتايج و غايات و عطاياي قرآن همانا تسلي آن است.آري، برادران من! حضرت عيسي (ع) در انجيل شريف گفته است: «من ميروم؛ تا تسليدهنده شما بيايد، يعني احمد عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام بيايد». لذا يكي از بزرگترين نتايج و غايات و عطاياي قرآن همانا تسلي آن است.
در توفانهاي سهمگين اين كائنات و در متن زوالها و نابوديهايش، و در اين فضاي لايتناهي و خلأ، براي انساني كه با هر چيز مرتبط است، فقط قرآن است كه عامل تسلي حقيقيست و نقاط استناد و استمداد را در اختيار انسان قرار ميدهد. مردمان اين عصر به آرامش و تسلي ياد شده بيش از پيش نيازمندند؛ و در اين زمان رساله نور است كه بيش از ديگران و با قدرت، تسلي مذكور را نشان داده و اثبات ميكند؛ زيرا رساله نور در طبيعت كه منبع ظلمات و وهمهاست نفوذ كرده و از آن گذشته و به نور حقيقت واصل شده است.در توفانهاي سهمگين اين كائنات و در متن زوالها و نابوديهايش، و در اين فضاي لايتناهي و خلأ، براي انساني كه با هر چيز مرتبط است، فقط قرآن است كه عامل تسلي حقيقيست و نقاط استناد و استمداد را در اختيار انسان قرار ميدهد. مردمان اين عصر به آرامش و تسلي ياد شده بيش از پيش نيازمندند؛ و در اين زمان رساله نور است كه بيش از ديگران و با قدرت، تسلي مذكور را نشان داده و اثبات ميكند؛ زيرا رساله نور در طبيعت كه منبع ظلمات و وهمهاست نفوذ كرده و از آن گذشته و به نور حقيقت واصل شده است.
رساله نور در بيشتر بخشها مانند "گفتار شانزدهم"، صدها طلسم حقايق ايماني را كشف كرده و توضيح داده و عقل را از انكار و ترديد نجات ميدهد؛ به سبب همين حقيقت است كه در زمانه دهشتناك و بيزار كننده كنوني، رساله نور همه آناني را كه عقلي در سر دارند با وجود تكرارهاي فراوان به ستوه نياورده به مطالعه اين اثر مشغول ميكند. اينكه رأفت بيگ در نامهاش گفته: «بارزترين ويژگي رساله نور اين است كه كسي را به ستوه نميآورد. اگر كسي آن را صدبار مطالعه كند، صد و يكمين بار هم با ذوق و شوق مطالعه خواهد كرد». سخن بسيار درستيست.رساله نور در بيشتر بخشها مانند "گفتار شانزدهم"، صدها طلسم حقايق ايماني را كشف كرده و توضيح داده و عقل را از انكار و ترديد نجات ميدهد؛ به سبب همين حقيقت است كه در زمانه دهشتناك و بيزار كننده كنوني، رساله نور همه آناني را كه عقلي در سر دارند با وجود تكرارهاي فراوان به ستوه نياورده به مطالعه اين اثر مشغول ميكند. اينكه رأفت بيگ در نامهاش گفته: «بارزترين ويژگي رساله نور اين است كه كسي را به ستوه نميآورد. اگر كسي آن را صدبار مطالعه كند، صد و يكمين بار هم با ذوق و شوق مطالعه خواهد كرد». سخن بسيار درستيست.
— 275 —
توجهِ گاه و بيگاه ترجمان رساله نور خارج از مسئوليت حقيقياش، به مسائل آينده دنيا، تا حدودي تشويشهايي ظاهري حاصل ميكند. براي مثال سي چهل سال پيش ميگفت: «نوري خواهد آمد؛ عالَمي نوراني خواهيم ديد». و اين معنا را در دايرهيي فراخ و در سياست متصور بود.توجهِ گاه و بيگاه ترجمان رساله نور خارج از مسئوليت حقيقياش، به مسائل آينده دنيا، تا حدودي تشويشهايي ظاهري حاصل ميكند. براي مثال سي چهل سال پيش ميگفت: «نوري خواهد آمد؛ عالَمي نوراني خواهيم ديد». و اين معنا را در دايرهيي فراخ و در سياست متصور بود.
همچنين چهارده پانزده سال پيش گفت: "گسترش دهندگان بيديني، سيليهاي محكم آسماني خواهند خورد". و اين رويداد سهمگين در عرصهيي فراخ و عظيم، در سطح كره زمين را در كشوري محدود و در ميان انسانهايي معلوم تصور كرده بود. اين در حاليست كه آينده، اين دو خبر غيبي را بسيار فراتر از تصور او تفسير و تعبير نمود.همچنين چهارده پانزده سال پيش گفت: "گسترش دهندگان بيديني، سيليهاي محكم آسماني خواهند خورد". و اين رويداد سهمگين در عرصهيي فراخ و عظيم، در سطح كره زمين را در كشوري محدود و در ميان انسانهايي معلوم تصور كرده بود. اين در حاليست كه آينده، اين دو خبر غيبي را بسيار فراتر از تصور او تفسير و تعبير نمود.
آري، اينكه سعيد قديمي ميگفت: "يك عالم نور خواهيم ديد". نشان ميدهد كه معناي دايره رساله نور را احساس كرده و آن را براي عرصه سياسي گستردهيي تصور ميكرده است؛ به همين ترتيب براساس رمزي كه در سرّ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ هست گفت: "سيزده چهارده سال بعد آنان كه بيديني و زندقه را تبليغ ميكنند متحمل سيليهاي سهمگيني خواهند شد". لذا حقيقت مذكور را در دايرهيي محدود تصور كرد. اينك زمان، دو حقيقت ياد شده را بهطور كامل تعبير و تفسير نموده است.آري، اينكه سعيد قديمي ميگفت: "يك عالم نور خواهيم ديد". نشان ميدهد كه معناي دايره رساله نور را احساس كرده و آن را براي عرصه سياسي گستردهيي تصور ميكرده است؛ به همين ترتيب براساس رمزي كه در سرّ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ هست گفت: "سيزده چهارده سال بعد آنان كه بيديني و زندقه را تبليغ ميكنند متحمل سيليهاي سهمگيني خواهند شد". لذا حقيقت مذكور را در دايرهيي محدود تصور كرد. اينك زمان، دو حقيقت ياد شده را بهطور كامل تعبير و تفسير نموده است.
در واقع دايرهي رسیاله نیور و در رأس همه، ولايت اسپارتیا همچنان كه حقيقت نخسیت را به صورت كاملاً درخشان و جذاب نمايان ساخت؛ اين سيليهاي سهمناك آسمیاني نيز كه بر سر ارواح خبيثهي گرداننده و میروج طغيیانِ تمدنِ بيبند و بار و طاعون ماديتدر واقع دايرهي رسیاله نیور و در رأس همه، ولايت اسپارتیا همچنان كه حقيقت نخسیت را به صورت كاملاً درخشان و جذاب نمايان ساخت؛ اين سيليهاي سهمناك آسمیاني نيز كه بر سر ارواح خبيثهي گرداننده و میروج طغيیانِ تمدنِ بيبند و بار و طاعون ماديت
آري، مرض طاعون مادهگرايي اين تب دهشتناك را براي بشر و اين لرز (شگفت انگيز) را براي كره زمين به ارمغان آورده است.آري، مرض طاعون مادهگرايي اين تب دهشتناك را براي بشر و اين لرز (شگفت انگيز) را براي كره زمين به ارمغان آورده است.
فرود آمد، در دايرهيي گسترده آن سرّ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ و حقيقت دوم را اثبات نمود.فرود آمد، در دايرهيي گسترده آن سرّ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ و حقيقت دوم را اثبات نمود.
از خاطرم گذشت احكام رساله نور كه با استناد به براهين يقيني نسبت به ساير حقايق، بيهيچ تأويل و تعبيري دقيقاً منطبق با حق بوده است، آنچه رااز خاطرم گذشت احكام رساله نور كه با استناد به براهين يقيني نسبت به ساير حقايق، بيهيچ تأويل و تعبيري دقيقاً منطبق با حق بوده است، آنچه را
— 276 —
براساس اشارات توافقي و سنوحات قلبي، معتمدانه بيان نموده است، در مسائل آتي دنيوي به چه دليل گاه نيازمند تعبير و تأويل ميشود؟براساس اشارات توافقي و سنوحات قلبي، معتمدانه بيان نموده است، در مسائل آتي دنيوي به چه دليل گاه نيازمند تعبير و تأويل ميشود؟
اين پاسخ تذكر داده شد: انسان از حوادث آينده و آتيهي غيبيِ جهان و امور دنيا آگاه نيست و در اين امر، رحمت بسيار عظيم حضرت ارحم الراحمين نهفته است؛ در پنهان بودن غيب نيز حكمتي بسيار مهم وجود دارد، لذا خبر دادن از امور غيبي منع شده است، و صرفاً به صورت مبهم و مجمل از طريق الهام يا اخطار، نشانهيي را وسيله قرار ميدهند و فرد در مكاشفات و رؤياهاي صادقه قسمي از حقايق غيبي را احساس ميكند؛ صُوَر خاص حقايق مذكور بعد از وقوع دانسته ميشود.اين پاسخ تذكر داده شد: انسان از حوادث آينده و آتيهي غيبيِ جهان و امور دنيا آگاه نيست و در اين امر، رحمت بسيار عظيم حضرت ارحم الراحمين نهفته است؛ در پنهان بودن غيب نيز حكمتي بسيار مهم وجود دارد، لذا خبر دادن از امور غيبي منع شده است، و صرفاً به صورت مبهم و مجمل از طريق الهام يا اخطار، نشانهيي را وسيله قرار ميدهند و فرد در مكاشفات و رؤياهاي صادقه قسمي از حقايق غيبي را احساس ميكند؛ صُوَر خاص حقايق مذكور بعد از وقوع دانسته ميشود.
برادران من! نامههاي رأفت و رشدي كه اين بار توسط حلمي بيگ فرستاده شده بود ما را بسيار خوشحال كرد. اساساً خسرو و رأفت و رشدي از قديمبا هم دل به رساله نور سپردهاند؛ اين است كه من هرگاه به يكي از آنها فكر كنم هر سه را به ياد ميآورم. حضرت حق را سپاس بيپايان كه اين توفانهاي دهشتناك آنها و شما را به لرزه نينداخت. ما شاء الله! دريافتيم كه رأفت از صداقت ديرينه و دلبستگي كاملاش همچنان برخوردار است. يكي دو سال است از او نه نامهيي و نه خبري درباره وضعيتاش در خدمت قرآني داشتيم، نگرانش بودم. اين بار در نامهاش گفته بود: «هر وقت دور هم جمع ميشويم، يكي از گفتارها را باز ميكنيم و ميخوانيم... با لذت و اشتياق مستفيض ميشويم و با استادمان ديدار ميكنيم». بيان او سبب سرور و سپاسگزاري ما شد. رشدي كه در صداقت زبانزد است در نامهاش به مطالبي پرداخته بود كه درباره آنها كنجكاو بودم؛ اينكه خدمت نوريه متوقف نشده و شما نيز مشكلي نداريد ما را بسيار خوشحال كرد.برادران من! نامههاي رأفت و رشدي كه اين بار توسط حلمي بيگ فرستاده شده بود ما را بسيار خوشحال كرد. اساساً خسرو و رأفت و رشدي از قديمبا هم دل به رساله نور سپردهاند؛ اين است كه من هرگاه به يكي از آنها فكر كنم هر سه را به ياد ميآورم. حضرت حق را سپاس بيپايان كه اين توفانهاي دهشتناك آنها و شما را به لرزه نينداخت. ما شاء الله! دريافتيم كه رأفت از صداقت ديرينه و دلبستگي كاملاش همچنان برخوردار است. يكي دو سال است از او نه نامهيي و نه خبري درباره وضعيتاش در خدمت قرآني داشتيم، نگرانش بودم. اين بار در نامهاش گفته بود: «هر وقت دور هم جمع ميشويم، يكي از گفتارها را باز ميكنيم و ميخوانيم... با لذت و اشتياق مستفيض ميشويم و با استادمان ديدار ميكنيم». بيان او سبب سرور و سپاسگزاري ما شد. رشدي كه در صداقت زبانزد است در نامهاش به مطالبي پرداخته بود كه درباره آنها كنجكاو بودم؛ اينكه خدمت نوريه متوقف نشده و شما نيز مشكلي نداريد ما را بسيار خوشحال كرد.
يك توافق و همخواني لطيف: فقط در مكتوب نوزدهمي كه احمد نظيف اين بار به رغم همه گرفتاريهايش نوشته است، ديديم كه مجموع توافق و همخوانيها بالغ بر ٩٨٣٣ عدد ميباشد. يقين كرديم كه اين مطلب يكي از كرامات معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در آن مكتوب است.يك توافق و همخواني لطيف: فقط در مكتوب نوزدهمي كه احمد نظيف اين بار به رغم همه گرفتاريهايش نوشته است، ديديم كه مجموع توافق و همخوانيها بالغ بر ٩٨٣٣ عدد ميباشد. يقين كرديم كه اين مطلب يكي از كرامات معجزات احمديه عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام در آن مكتوب است.
— 277 —
(يادداشتي از امين و فيضي از شاگردان رساله نور) (يادداشتي از امين و فيضي از شاگردان رساله نور)
در اين حوالي شاهد حوادث متعددي در خصوص رساله نور بودهايم؛ براي نمونه اين اثر در قصبات و در ميان گروههاي مختلف موجب بركت بوده است؛ آنان كه به اين اثر ضرري رساندهاند سيلي (غيبي) خوردهاند، به همين ترتيب براي اشخاصي هم كه در اين مسير تلاش كردهاند موجب بركت و رونق معيشت بوده است، كساني كه عليهاش فعاليت داشتهاند متحمل سيلي غيبي شدهاند و ... ما هنگام تلاش و فعاليت براي رساله نور به وضوح شاهد رونق معيشتمان بودهايم و عنايت الهي را مشاهده كردهايم؛ همين طور كساني را كه عليه رساله نور يا شاگرداناش كار ميكنند ميبينيم كه چگونه متحمل سيليهاي سخت ميشوند. مثلاً: يكي از اركان رساله نور به صورت قطعي خبر ميدهد كه سه چهار نفر براي مال دنيا دور هم جمع ميشوند و نقشهيي منافقانه عليه ما ميكشند، سه روز بعد خانهشان و مغازه يكي از آنها دچار آتش سوزي ميشود و ميسوزد. به اين ترتيب هر يك از آنها هزاران ليره خسارت ميبينند و سيلي ميخورند.در اين حوالي شاهد حوادث متعددي در خصوص رساله نور بودهايم؛ براي نمونه اين اثر در قصبات و در ميان گروههاي مختلف موجب بركت بوده است؛ آنان كه به اين اثر ضرري رساندهاند سيلي (غيبي) خوردهاند، به همين ترتيب براي اشخاصي هم كه در اين مسير تلاش كردهاند موجب بركت و رونق معيشت بوده است، كساني كه عليهاش فعاليت داشتهاند متحمل سيلي غيبي شدهاند و ... ما هنگام تلاش و فعاليت براي رساله نور به وضوح شاهد رونق معيشتمان بودهايم و عنايت الهي را مشاهده كردهايم؛ همين طور كساني را كه عليه رساله نور يا شاگرداناش كار ميكنند ميبينيم كه چگونه متحمل سيليهاي سخت ميشوند. مثلاً: يكي از اركان رساله نور به صورت قطعي خبر ميدهد كه سه چهار نفر براي مال دنيا دور هم جمع ميشوند و نقشهيي منافقانه عليه ما ميكشند، سه روز بعد خانهشان و مغازه يكي از آنها دچار آتش سوزي ميشود و ميسوزد. به اين ترتيب هر يك از آنها هزاران ليره خسارت ميبينند و سيلي ميخورند.
همچنين يكي از جاسوسان دسيسهگر مشغول فعاليت عليه شاگردان رساله نور بود تا آنها را روانه زندان كند. روزي به طور علني ميگويد: "سرنخي پيدا نكردم تا اينها را به زندان بفرستم. كافيست سر نخ مختصري بيابم تا كاري كنم زنداني شوند". او دو روز بعد مرتكب كاري ميشود و به جاي شاگردان رساله نور، خود محكوم به دو سال زندان ميشود.همچنين يكي از جاسوسان دسيسهگر مشغول فعاليت عليه شاگردان رساله نور بود تا آنها را روانه زندان كند. روزي به طور علني ميگويد: "سرنخي پيدا نكردم تا اينها را به زندان بفرستم. كافيست سر نخ مختصري بيابم تا كاري كنم زنداني شوند". او دو روز بعد مرتكب كاري ميشود و به جاي شاگردان رساله نور، خود محكوم به دو سال زندان ميشود.
نيز فرد معیاند بدبختي كه ميخواست عليه رساله نور و يكي از اركاناش تعیدي كند، دو روز بعد كه به ميخانه ميرود بر اثر كثرت شراب خواري در آنجا ميميرد. حوادث زيادي از اين قبيل وجود دارد. معلوم ميشود رساله نور همچنان كه براي دوستان پادزهر است براي دشمنان نيز چون صاعقه ميباشد.نيز فرد معیاند بدبختي كه ميخواست عليه رساله نور و يكي از اركاناش تعیدي كند، دو روز بعد كه به ميخانه ميرود بر اثر كثرت شراب خواري در آنجا ميميرد. حوادث زيادي از اين قبيل وجود دارد. معلوم ميشود رساله نور همچنان كه براي دوستان پادزهر است براي دشمنان نيز چون صاعقه ميباشد.
— 278 —
يادداشتي از شاگردان رساله نور: يادداشتي از شاگردان رساله نور:
حافظ توفيق، محمد فيضي، امين، حلمي و كامل حافظ توفيق، محمد فيضي، امين، حلمي و كامل
براساس سخن غوث اعظم درباره استادمان كه فرمود:براساس سخن غوث اعظم درباره استادمان كه فرمود:
فَاِنَّكَ مَحْرُوسٌ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِفَاِنَّكَ مَحْرُوسٌ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِ
و اين حقيقت كه استاد از عنايت و تسهيل الهي برخوردار است، و اينكه توافق و همخواني براساس نشانههاي متعدد، معدني از كرامات رساله نور ميباشد، در يكي دو روز گذشته عنايت رباني را در توافق و همخواني حوادثي جزئي، مختصر و لطيف اما يقيني با چشم خود ديديم؛ و پنج شش مورد از آنها را بيان ميكنيم. اين موارد در دو روز اخير با هم وقوع يافتهاند:و اين حقيقت كه استاد از عنايت و تسهيل الهي برخوردار است، و اينكه توافق و همخواني براساس نشانههاي متعدد، معدني از كرامات رساله نور ميباشد، در يكي دو روز گذشته عنايت رباني را در توافق و همخواني حوادثي جزئي، مختصر و لطيف اما يقيني با چشم خود ديديم؛ و پنج شش مورد از آنها را بيان ميكنيم. اين موارد در دو روز اخير با هم وقوع يافتهاند:
مورد اول: روز گذشته لازم شده بود سه خدمت به رساله نور و استادمان انجام پذيرد. كسي نبود، ما هم فاصله زيادي با ايشان داشتيم. از پلهها پايين ميآيد و با نيت آنكه كودكي را بيابد و از پي ما بفرستد در را باز ميكند. در همان لحظه سه نفر از شاگردان رساله نور را ميبيند كه به طرز غير منتظرهيي آنجا بودند تا خدمت مذكور به رساله نور را انجام دهند.مورد اول: روز گذشته لازم شده بود سه خدمت به رساله نور و استادمان انجام پذيرد. كسي نبود، ما هم فاصله زيادي با ايشان داشتيم. از پلهها پايين ميآيد و با نيت آنكه كودكي را بيابد و از پي ما بفرستد در را باز ميكند. در همان لحظه سه نفر از شاگردان رساله نور را ميبيند كه به طرز غير منتظرهيي آنجا بودند تا خدمت مذكور به رساله نور را انجام دهند.
مورد دوم: حافظ احمد كه خانهاش به بركت رساله نور از آتش سوزي نجات يافته بود بخشهاي مهم رساله نور را به كساني داد تا برايش كتابت كنند. در همان ايام يكي دو نفر از اشخاصي كه در قصبات و نواحي ديگري زندگي ميكنند بخشهاي مذكور را از او گرفتند تا از روي آن استنساخ كنند. اما دو سالي ميشد كه آن را از دست داده بودند و از شرمساري چيزي نميگفتند لذا هم ما و هم حافظ احمد نگران و عصباني بوديم. امروز همان لحظه كه كتابها رسيد مصادف با ساعتي بود كه روز گذشته فرزند يكي از همسايگان استاد به درخانه او آمده بود. همسايه مذكور مدت پنج سال هر چند روز يك بار غذاي مختصري آماده ميكرد و براي احوالپرسي نزد استاد ميآمد. او دو سالي بود كه ديگر اين كار را نميكرد. در واقع از همسايگي استاد هم نقل مكان كرده بود و همچنان كه گفتيم دو سالي ميشد كه ديگر نزد استاد نميآمد. عجيب است كه روز گذشته در همان ساعتيمورد دوم: حافظ احمد كه خانهاش به بركت رساله نور از آتش سوزي نجات يافته بود بخشهاي مهم رساله نور را به كساني داد تا برايش كتابت كنند. در همان ايام يكي دو نفر از اشخاصي كه در قصبات و نواحي ديگري زندگي ميكنند بخشهاي مذكور را از او گرفتند تا از روي آن استنساخ كنند. اما دو سالي ميشد كه آن را از دست داده بودند و از شرمساري چيزي نميگفتند لذا هم ما و هم حافظ احمد نگران و عصباني بوديم. امروز همان لحظه كه كتابها رسيد مصادف با ساعتي بود كه روز گذشته فرزند يكي از همسايگان استاد به درخانه او آمده بود. همسايه مذكور مدت پنج سال هر چند روز يك بار غذاي مختصري آماده ميكرد و براي احوالپرسي نزد استاد ميآمد. او دو سالي بود كه ديگر اين كار را نميكرد. در واقع از همسايگي استاد هم نقل مكان كرده بود و همچنان كه گفتيم دو سالي ميشد كه ديگر نزد استاد نميآمد. عجيب است كه روز گذشته در همان ساعتي
— 279 —
كه كتابها امروز تحويل گرفته شد با همان عادت دو سال پيش، فرزند آن فرد از همان خانه براي احوالپرسي استاد غذا آورد. استاد گفت: "لزومي به عادت دو سال پيش نيست. شما هم كه ديگر از همسايگي ما رفتهايد". و جالب است كه امروز در همان ساعت و همان لحظه، كتابهايي كه به سفارش حافظ احمد كتابت شده اما بعدها مفقود گرديده بود به صورت كاملاً سالم همراه با نسخههاي استنساخ شده رسيد. ترديدي براي ما باقي نماند كه اين توافق و همخواني جلوهيي از عنايت (الهي) در حق رساله نور است.كه كتابها امروز تحويل گرفته شد با همان عادت دو سال پيش، فرزند آن فرد از همان خانه براي احوالپرسي استاد غذا آورد. استاد گفت: "لزومي به عادت دو سال پيش نيست. شما هم كه ديگر از همسايگي ما رفتهايد". و جالب است كه امروز در همان ساعت و همان لحظه، كتابهايي كه به سفارش حافظ احمد كتابت شده اما بعدها مفقود گرديده بود به صورت كاملاً سالم همراه با نسخههاي استنساخ شده رسيد. ترديدي براي ما باقي نماند كه اين توافق و همخواني جلوهيي از عنايت (الهي) در حق رساله نور است.
مورد سوم: استاد دقيقاً باز در همين روز به امين گفت: "صاحبخانه كه هر هفته از قريه خود به اينجا ميآمد، سه چهار ماه است كه براي گرفتن اجارهاش نيام 'Nاست. برايش خبر بفرستيد بيايد و اجارهاش را بگيرد". در همان لحظه صاحبخانه كه زني بود و چهار ماه نزد آنها نيامده بود دق الباب كرد، وارد شد و اجاره پنج ماه را گرفت. استاد به دليل خرسندي از اين رويداد كه حاصل عنايت الهي بود نان گرد كوچكي را كه از منطقهيي دور برايش فرسیتاده بودند و ما نمونهاش را نديده بوديم و اصولاً در منطقه ما از آن نوع يافت نميشد، به صاحبخانه داد. همان موقع، ظرف بيست دقيقه از همان نان كه نمونهاش در منطقه ما پيدا نميشد توسط كسي كه دو كتاب از رساله نور را مدت دو سال تحويل گرفته بود به عنوان يك هزارم اجرت معنوي مطالعه رساله نور آورده شد. استاد مقداري شورباي عاشوري هم به صاحبخانه داد؛ باز هم سه گرده نان كه ده برابر لطيفتر شورباي مذكور بود به عنوان يك هزارم اجرت معنوي دو سال مطالعه دو كتاب از رساله نور آورده شد. ما اينها را به چشم خود ديديم.
استاد همیان روز از صیاحبخانه، ناماش را كه هفت سیال بیود نميدانسته، ميپرسد. او هم پاسخ ميدهد: "نام من خيريه است". (عجيب است) در توافق و همخواني با نام خيريه؛ يكي از شاگردان رساله نور به نام خيري بدون آنكه ما اطلاعي داشته باشيم به استانبول رفته بود. دو نفر از شاگردان مهم رساله نور نيز كه براي تجارت رفته بودند در بازگشت تأخير كرده بودند. استاد به دليل توفانهاي مادي و معنوي براي آنها و يكي ديگر از شاگردان مهم رساله نور دراستاد همیان روز از صیاحبخانه، ناماش را كه هفت سیال بیود نميدانسته، ميپرسد. او هم پاسخ ميدهد: "نام من خيريه است". (عجيب است) در توافق و همخواني با نام خيريه؛ يكي از شاگردان رساله نور به نام خيري بدون آنكه ما اطلاعي داشته باشيم به استانبول رفته بود. دو نفر از شاگردان مهم رساله نور نيز كه براي تجارت رفته بودند در بازگشت تأخير كرده بودند. استاد به دليل توفانهاي مادي و معنوي براي آنها و يكي ديگر از شاگردان مهم رساله نور در
— 280 —
آنجا، بسيار نگران بود. امروز خيرياي كه گفتيم دو ساعت پس از خيريه آمد و نگراني استاد را درباره آن سه شاگرد برطرف نمود. استاد چهار ماه بود كه عطري به نام تفاريق داشت، آن عطر امروز تمام شده بود. خيري شيشه كوچكي در دست داشت. گفت: "براي شما عطر تفاريق آوردهام". ما هم در برابر توافق و همخواني موجود در عطر كوچك و لطيف تفاريق بارك الله گفتيم.آنجا، بسيار نگران بود. امروز خيرياي كه گفتيم دو ساعت پس از خيريه آمد و نگراني استاد را درباره آن سه شاگرد برطرف نمود. استاد چهار ماه بود كه عطري به نام تفاريق داشت، آن عطر امروز تمام شده بود. خيري شيشه كوچكي در دست داشت. گفت: "براي شما عطر تفاريق آوردهام". ما هم در برابر توافق و همخواني موجود در عطر كوچك و لطيف تفاريق بارك الله گفتيم.
استاد در دو روز اخير مشغول تصحيح "معجزات احمديه" بود، لذا نظير اين نمونههاي كوچك را به كرات ديده بود. مادام كه در عرض دو روز اين تعداد از جلوههاي عنايت رباني را ميبينيم اگر در دايره نفوذ رساله نور دقت و توجه شود هر كس در نفس خويش و به نسبت خدمتي كه ميكند چنين نمونههايي را ميتواند ببيند.استاد در دو روز اخير مشغول تصحيح "معجزات احمديه" بود، لذا نظير اين نمونههاي كوچك را به كرات ديده بود. مادام كه در عرض دو روز اين تعداد از جلوههاي عنايت رباني را ميبينيم اگر در دايره نفوذ رساله نور دقت و توجه شود هر كس در نفس خويش و به نسبت خدمتي كه ميكند چنين نمونههايي را ميتواند ببيند.
از شاگردان رساله نور:از شاگردان رساله نور:
حافظ توفيق (آري)، حلمي (آري)، كامل (آري)، خيري (آري)،حافظ توفيق (آري)، حلمي (آري)، كامل (آري)، خيري (آري)،
محمد فيضي (آري)، امين (آري)، با چشم خود ديديم.محمد فيضي (آري)، امين (آري)، با چشم خود ديديم.
آري، من هم تأييد ميكنمآري، من هم تأييد ميكنم
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! در اين زمستان بسيار سرد، زمستاني معنوي و دهشتناك و از نوعي ديگر و در زمنامن خونين و ترسناك حيات اجتماعي بشر كه از گونه ديگريست، براي بيچارگاني كه در حال دست و پا زدن هستند به سبب رقت و شفقت نوعيه به شدت محزون و غمگين شدم؛ همچنان كه در جاهاي بسياري گفتهام باز هم حكمت و رحمت آفريننده كريیم و رحيیم آنیان ی كه ارحم الراحمين و احكم الحاكمين است ی به داد قلب من رسيد، و به لحاظ معنا گفته شد: "تأثر شديد تو نوعي انتقاد از حكمت و رحمت آن حكيم و رحيم محسوب ميشود. شفقتي فراتر از رحمت الهي وجود ندارد. در دايره امكان حكمتي كاملتر از حكمتبرادران عزيز و صديقام! در اين زمستان بسيار سرد، زمستاني معنوي و دهشتناك و از نوعي ديگر و در زمنامن خونين و ترسناك حيات اجتماعي بشر كه از گونه ديگريست، براي بيچارگاني كه در حال دست و پا زدن هستند به سبب رقت و شفقت نوعيه به شدت محزون و غمگين شدم؛ همچنان كه در جاهاي بسياري گفتهام باز هم حكمت و رحمت آفريننده كريیم و رحيیم آنیان ی كه ارحم الراحمين و احكم الحاكمين است ی به داد قلب من رسيد، و به لحاظ معنا گفته شد: "تأثر شديد تو نوعي انتقاد از حكمت و رحمت آن حكيم و رحيم محسوب ميشود. شفقتي فراتر از رحمت الهي وجود ندارد. در دايره امكان حكمتي كاملتر از حكمت
— 281 —
رباني وجود ندارد. به اين بينديش كه عاصيها جزاي خود را خواهند ديد و بيگناهان و ستمديدگان ده برابر بيشتر از رنجهايشان پاداش خواهند گرفت. حوادثي را كه خارج از دايره توانايي تو رخ ميدهند بايد با توجه به مرحمت و حكمت و عدالت و ربوبيت او ببيني". من هم از آن درد شديدِ شفقت و غير لازم نجات يافتم.رباني وجود ندارد. به اين بينديش كه عاصيها جزاي خود را خواهند ديد و بيگناهان و ستمديدگان ده برابر بيشتر از رنجهايشان پاداش خواهند گرفت. حوادثي را كه خارج از دايره توانايي تو رخ ميدهند بايد با توجه به مرحمت و حكمت و عدالت و ربوبيت او ببيني". من هم از آن درد شديدِ شفقت و غير لازم نجات يافتم.
سي سال پيش كه در ميان عشاير سير و سياحت ميكردم از من پرسيدند: در گلايه از زمان و دهر، حتي اشخاص بزرگ و اوليا را هم ميبينيم كه لب به شكايت از فلك و روزگار ميگشايند؛ آيا اين امر منجر به اعتراض به صنعت بديع صانع ذوالجلال نيست؟سي سال پيش كه در ميان عشاير سير و سياحت ميكردم از من پرسيدند: در گلايه از زمان و دهر، حتي اشخاص بزرگ و اوليا را هم ميبينيم كه لب به شكايت از فلك و روزگار ميگشايند؛ آيا اين امر منجر به اعتراض به صنعت بديع صانع ذوالجلال نيست؟
پاسخ: نه؛ ابداً ... معناي مطلب اين است: گويا شاكي ميگويد: آنچه خواستم، آنچه در آرزويش بودم و وضعيتي كه ميخواستم حاصل نشد، زيرا ماهيت جهاني كه براساس قاعده حكمت ازلي تنظيم ميشود مستعد نبود؛ همچنين قانون روزگاري كه با پرگار عنايت ازلي نقش ميبندد مساعد نبود، نيز طبيعت زمانهيي كه در مطبعهي مشيت ازلي طبع شده موافقت نداشت، و حكمت الهياي كه مؤسس مصالح عموميست به انجام اين امر رضايت نداشت؛ لذا اين عالمِ امكان نميتواند هر ثمرهيي را كه ما براساس هندسه عقول خويش و اشتهاي هوسهاي خود طلب ميكنيم از يد قدرت فياض مطلق بچيند. اگر چنين ثمرهيي هم داده شود نميتواند آن را در اختيار بگيرد، بر زمين هم افتد نميتواند بردارد. آري، حركت بااهميت يك دايره فراگير و عظيم را به دليل هوس يك فرد نميتوان متوقف كرد.پاسخ: نه؛ ابداً ... معناي مطلب اين است: گويا شاكي ميگويد: آنچه خواستم، آنچه در آرزويش بودم و وضعيتي كه ميخواستم حاصل نشد، زيرا ماهيت جهاني كه براساس قاعده حكمت ازلي تنظيم ميشود مستعد نبود؛ همچنين قانون روزگاري كه با پرگار عنايت ازلي نقش ميبندد مساعد نبود، نيز طبيعت زمانهيي كه در مطبعهي مشيت ازلي طبع شده موافقت نداشت، و حكمت الهياي كه مؤسس مصالح عموميست به انجام اين امر رضايت نداشت؛ لذا اين عالمِ امكان نميتواند هر ثمرهيي را كه ما براساس هندسه عقول خويش و اشتهاي هوسهاي خود طلب ميكنيم از يد قدرت فياض مطلق بچيند. اگر چنين ثمرهيي هم داده شود نميتواند آن را در اختيار بگيرد، بر زمين هم افتد نميتواند بردارد. آري، حركت بااهميت يك دايره فراگير و عظيم را به دليل هوس يك فرد نميتوان متوقف كرد.
رساله نور در بحث زمين لرزه، حاشيه مختصري را به پاسخي كه سي سال پيش داده شده بود اضافه ميكند:رساله نور در بحث زمين لرزه، حاشيه مختصري را به پاسخي كه سي سال پيش داده شده بود اضافه ميكند:
هر عنصر مانند حوادثي چون زمستان و زلزله مادي و معنوي صدها نتيجه و غايت خير دارد، لذا نميتوان به دليل يك نتيجه شر و مُضر، آن را از وظيفهاش منع كرد. ترك صدها نتيجه خير و تبديل آن به صدها شر، براي اينكه شر واحدي حاصل نگردد، با حكمت و حقيقت و ربوبيت در تضاد است. البته رحمن رحيمهر عنصر مانند حوادثي چون زمستان و زلزله مادي و معنوي صدها نتيجه و غايت خير دارد، لذا نميتوان به دليل يك نتيجه شر و مُضر، آن را از وظيفهاش منع كرد. ترك صدها نتيجه خير و تبديل آن به صدها شر، براي اينكه شر واحدي حاصل نگردد، با حكمت و حقيقت و ربوبيت در تضاد است. البته رحمن رحيم
— 282 —
ميتواند با عنايات خاصه و امدادهاي خصوصي و احسانهاي خاص به داد هر بيچارهيي كه از تضييق قوانين كلي به فرياد آمده است برسد. او دردها را درمان ميكند. بيشك براساس هوس فرد نيست كه چنين كمكي ميشود براساس منفعت حقيقي اوست. گاه در مقابل شيشهيي كه فرد در دنيا ميخواهد، در آخرت الماسي به او داده ميشود.ميتواند با عنايات خاصه و امدادهاي خصوصي و احسانهاي خاص به داد هر بيچارهيي كه از تضييق قوانين كلي به فرياد آمده است برسد. او دردها را درمان ميكند. بيشك براساس هوس فرد نيست كه چنين كمكي ميشود براساس منفعت حقيقي اوست. گاه در مقابل شيشهيي كه فرد در دنيا ميخواهد، در آخرت الماسي به او داده ميشود.
يكي از دلچسبترين ثمرات در ميان حقايق جدي رساله نور و شخصيت استاد، موضوع توافق و همخوانيست لذا باز يكي دو مورد مشابه و مختصر را كه ظرف دو روز گذشته براي برادرانمان رخ داده به عنوان حاشيه بر همخوانيهاي پيشين مينويسيم:يكي از دلچسبترين ثمرات در ميان حقايق جدي رساله نور و شخصيت استاد، موضوع توافق و همخوانيست لذا باز يكي دو مورد مشابه و مختصر را كه ظرف دو روز گذشته براي برادرانمان رخ داده به عنوان حاشيه بر همخوانيهاي پيشين مينويسيم:
همچنان كه توافق و همخواني در كلمات و واژههاي نوشته شده نشان از قصد و عنايتي خاص دارد؛ گاه داراي حالت خارق العادهييست و به مرتبه كرامت ميرسد؛ و گاه ظرافتي لطيف را بروز ميدهد؛ در رويدادهاي مربوط به رساله نور و استاد نيز همان توافق و همخوانيِ قصدي و مبتني بر عنايت را ميبينيم و در افعالي كه در اقوال هست نيز مشاهده ميكنيم، مثلاً:همچنان كه توافق و همخواني در كلمات و واژههاي نوشته شده نشان از قصد و عنايتي خاص دارد؛ گاه داراي حالت خارق العادهييست و به مرتبه كرامت ميرسد؛ و گاه ظرافتي لطيف را بروز ميدهد؛ در رويدادهاي مربوط به رساله نور و استاد نيز همان توافق و همخوانيِ قصدي و مبتني بر عنايت را ميبينيم و در افعالي كه در اقوال هست نيز مشاهده ميكنيم، مثلاً:
درباره صاحبخانهيي كه برايتان نوشتيم و چهار ماه ميشد نيامده بود استاد به برادرمان امين گفت: "خبر بفرستيد"، در همان لحظه او دق الباب كرد؛ نظير همين توافق و همخواني دوبار هنگام خواندن همان جملهي "به امين گفت" اتفاق افتاد و درست در همان لحظه امين درِ پايين را گشود و وارد شد، يعني پيش از موعد آمدنش آمد. روز دوم باز هم وقتي براي فرد ديگري خوانده ميشد، يعني وقتي همين عبارت "به امين گفت" خوانده شد بيدرنگ امين درِ بالا را گشود و برخلاف زمان معمول آمدناش وارد شد. همخواني اين دو توافق با همخواني و توافق صاحبخانه نشان ميدهد كه حتي در جزئيترين امور ما تصادفي در كار نيست و سخن از عنايتي قصديست".درباره صاحبخانهيي كه برايتان نوشتيم و چهار ماه ميشد نيامده بود استاد به برادرمان امين گفت: "خبر بفرستيد"، در همان لحظه او دق الباب كرد؛ نظير همين توافق و همخواني دوبار هنگام خواندن همان جملهي "به امين گفت" اتفاق افتاد و درست در همان لحظه امين درِ پايين را گشود و وارد شد، يعني پيش از موعد آمدنش آمد. روز دوم باز هم وقتي براي فرد ديگري خوانده ميشد، يعني وقتي همين عبارت "به امين گفت" خوانده شد بيدرنگ امين درِ بالا را گشود و برخلاف زمان معمول آمدناش وارد شد. همخواني اين دو توافق با همخواني و توافق صاحبخانه نشان ميدهد كه حتي در جزئيترين امور ما تصادفي در كار نيست و سخن از عنايتي قصديست".
— 283 —
به همين ترتيب فواد يكي از شاگردان رساله نور كه چهار ماه پيش براي ما ترخينه آورده بود به استانبول رفته و در بازگشت سي روز تأخير داشت. همه نگران بوديم اما دقيقاً همان روز كه ترخينهاش تمام شد آمد و اينگونه توافق و همخواني نشان داد.به همين ترتيب فواد يكي از شاگردان رساله نور كه چهار ماه پيش براي ما ترخينه آورده بود به استانبول رفته و در بازگشت سي روز تأخير داشت. همه نگران بوديم اما دقيقاً همان روز كه ترخينهاش تمام شد آمد و اينگونه توافق و همخواني نشان داد.
نيز در همان روز وقتي قالب كره به اتمام رسيد (كه ما و استاد بركت آن را حس ميكرديم) در توافق و همخواني با مقدار آن، گمانام از همان جاي قبلي و به همان مقدار در همان زمان برايمان كره آوردند. باز هم ناني بود كه در اين اطراف در ميان خاكستر طبخ ميشد. استاد از اين نان خوشاش ميآمد و هر صبح و شام از آن ميخورد. تمام شدن نان پانزده روز طول كشيد و درست در همان روز يكي از خويشاوندان او از همان نان براي استاد آورد. استاد به دليل همين توافق و همخواني بود كه آن را رد نكرد و پذيرفت. در مقابل تبركي به او داد. ما با چشم خود جلوههاي جزئيِ عنايت دلچسب الهي را در اين همخواني لطيف ديديم و دانستيم كه تصادف كور دخلي در كارهاي ما ندارد. همخواني بامعنا همچنان كه در كلمهها و حروف رساله نور وجود دارد در حركات و افعال مرتبط با آن نيز هست. اين موضوع چون مرتبط با عنايت الهيست اگر در كوچكترين چيز هم باشد بهاي عظيمي دارد. تطويل در اين امر و بيش از حد اهميت دادن به آن، زيادهروي نيست، زيرا مراد، عنايت و التفات رحمت است كه معناي آن ميباشد. اين بحث، خود شكري معنويست.نيز در همان روز وقتي قالب كره به اتمام رسيد (كه ما و استاد بركت آن را حس ميكرديم) در توافق و همخواني با مقدار آن، گمانام از همان جاي قبلي و به همان مقدار در همان زمان برايمان كره آوردند. باز هم ناني بود كه در اين اطراف در ميان خاكستر طبخ ميشد. استاد از اين نان خوشاش ميآمد و هر صبح و شام از آن ميخورد. تمام شدن نان پانزده روز طول كشيد و درست در همان روز يكي از خويشاوندان او از همان نان براي استاد آورد. استاد به دليل همين توافق و همخواني بود كه آن را رد نكرد و پذيرفت. در مقابل تبركي به او داد. ما با چشم خود جلوههاي جزئيِ عنايت دلچسب الهي را در اين همخواني لطيف ديديم و دانستيم كه تصادف كور دخلي در كارهاي ما ندارد. همخواني بامعنا همچنان كه در كلمهها و حروف رساله نور وجود دارد در حركات و افعال مرتبط با آن نيز هست. اين موضوع چون مرتبط با عنايت الهيست اگر در كوچكترين چيز هم باشد بهاي عظيمي دارد. تطويل در اين امر و بيش از حد اهميت دادن به آن، زيادهروي نيست، زيرا مراد، عنايت و التفات رحمت است كه معناي آن ميباشد. اين بحث، خود شكري معنويست.
از شاگردان رساله نوراز شاگردان رساله نور
امين و فيضيامين و فيضي
— 284 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
طاهري قهرمان و صاحب كارخانه نور مژدههايي ميدهند كه موجب خوشحالي فراوان ماست؛ و در عين حال سؤالهايي هم ميپرسند. تصميمي كه اركان رساله نور در ميان شما ميگيرند و روشهاي مناسبِ به نظر آنها، ان شاء الله فوق نظر من و درستتر است. مادام كه خواهان آگاهي از رأي و نظر من هم هستند ميگويم فعلاً به چاپخانههايي كه در ابتدا برايمان ناز ميكردند نيازي نيست؛ همچنين به حروف الفباي جديد هم كه با مشرب ما ناسازگار است نيازي نيست، زيرا گمان خواهد رفت كه رساله نور حروف جديد را به نوعي تأييد ميكند. همان مقدار كه شما با ماشين دستي مينويسيد كافيست. همچنين "نظيف" هم تا حدودي با ماشين دستي كار ميكند. بايد در تصحيح مطالب بسيار دقت كرد. برادراني كه با قلمهاي الماسين خود مطالب را با حروف قديم مينويسند نيازي به چاپخانه باقي نميگذارند. آنها لازم است به ما كمك كنند.طاهري قهرمان و صاحب كارخانه نور مژدههايي ميدهند كه موجب خوشحالي فراوان ماست؛ و در عين حال سؤالهايي هم ميپرسند. تصميمي كه اركان رساله نور در ميان شما ميگيرند و روشهاي مناسبِ به نظر آنها، ان شاء الله فوق نظر من و درستتر است. مادام كه خواهان آگاهي از رأي و نظر من هم هستند ميگويم فعلاً به چاپخانههايي كه در ابتدا برايمان ناز ميكردند نيازي نيست؛ همچنين به حروف الفباي جديد هم كه با مشرب ما ناسازگار است نيازي نيست، زيرا گمان خواهد رفت كه رساله نور حروف جديد را به نوعي تأييد ميكند. همان مقدار كه شما با ماشين دستي مينويسيد كافيست. همچنين "نظيف" هم تا حدودي با ماشين دستي كار ميكند. بايد در تصحيح مطالب بسيار دقت كرد. برادراني كه با قلمهاي الماسين خود مطالب را با حروف قديم مينويسند نيازي به چاپخانه باقي نميگذارند. آنها لازم است به ما كمك كنند.
درباره مطلب دومي كه پرسيده بوديد ميگويم دو رسالهيي كه با حروف جديد به حافظ مصطفي دادم اكثراً جدا جدا باشند و الباقي با هم جلد گردند. در ابتداي رساله كوچكي كه مخصوص جوانان است «سراج الغافلين» يا «راهنماي جوانان» را به عنوان نام كتاب بنويسيد. همين طور رسالهيي را كه مربوط به مباحث توحيد است «حجة البالغه» يا «مصباح الايمان» نام بگذاريد، نام مجموعه «كرامت» نيز «سكه تصديق غيبي» يا «خاتم تصديق غيبي» باشد.درباره مطلب دومي كه پرسيده بوديد ميگويم دو رسالهيي كه با حروف جديد به حافظ مصطفي دادم اكثراً جدا جدا باشند و الباقي با هم جلد گردند. در ابتداي رساله كوچكي كه مخصوص جوانان است «سراج الغافلين» يا «راهنماي جوانان» را به عنوان نام كتاب بنويسيد. همين طور رسالهيي را كه مربوط به مباحث توحيد است «حجة البالغه» يا «مصباح الايمان» نام بگذاريد، نام مجموعه «كرامت» نيز «سكه تصديق غيبي» يا «خاتم تصديق غيبي» باشد.
اگر رساله عربي «ورد الاكبر نوريه» چیاپ شده، خوب است براي سیاده كردن كار آن دسته از شاگردان كه عربي نميدانند شماره صفحههاي ترجمیه و شرح دادهشده در مكتوب بيستم و شعاع هفتم آيت الكبري با رقم در كنار صفحات ورد الاكبر مانند حاشيه نوشته شود، يعني اين مطلب كه عربيست در فلان رساله و فلان صفحه توضيح داده شده است. اگر چنين اشارتهايي در كتاب گذاشته شود و برادرانمان با قلمهاي الماسين خود اين كار را انجام دهند، يعني هر كدام از آنها برخي نسخهها را با چنين علامتهايي مشخص كنند كار خوبي خواهداگر رساله عربي «ورد الاكبر نوريه» چیاپ شده، خوب است براي سیاده كردن كار آن دسته از شاگردان كه عربي نميدانند شماره صفحههاي ترجمیه و شرح دادهشده در مكتوب بيستم و شعاع هفتم آيت الكبري با رقم در كنار صفحات ورد الاكبر مانند حاشيه نوشته شود، يعني اين مطلب كه عربيست در فلان رساله و فلان صفحه توضيح داده شده است. اگر چنين اشارتهايي در كتاب گذاشته شود و برادرانمان با قلمهاي الماسين خود اين كار را انجام دهند، يعني هر كدام از آنها برخي نسخهها را با چنين علامتهايي مشخص كنند كار خوبي خواهد
— 285 —
شد. نيز خوب است يكي دو نسخه از رسالههايي را كه با ماشين دستي نوشتهايد يا رسالههايي كه از چاپخانه آمدهاند به عنوان نمونه براي ما ارسال كنيد.شد. نيز خوب است يكي دو نسخه از رسالههايي را كه با ماشين دستي نوشتهايد يا رسالههايي كه از چاپخانه آمدهاند به عنوان نمونه براي ما ارسال كنيد.
برادران عزيز و صديقام! در اين زمستان سخت مادي و معنوي كه قحطي و درد معيشت در متن غنا و گراني بر مستمندان فشار وارد ميكند، بسيار نگران شاگردان رساله نور هستم كه بيشترشان فقيرند و ممكن است در برابر اين وضع دهشتناك به لرزه درآيند و تساندشان از بين برود. شما امروز در اين اوضاعِ توفاني بيش از هر زمان ديگري به لحاظ وظيفهي قدسي و ايمانيِ رساله نور مكلف و محتاج هستيد تا تساند و اتحاد خود را حفظ كنيد، از يكديگر اشكال نگيريد و به انتقاد از هم نپردازيد.برادران عزيز و صديقام! در اين زمستان سخت مادي و معنوي كه قحطي و درد معيشت در متن غنا و گراني بر مستمندان فشار وارد ميكند، بسيار نگران شاگردان رساله نور هستم كه بيشترشان فقيرند و ممكن است در برابر اين وضع دهشتناك به لرزه درآيند و تساندشان از بين برود. شما امروز در اين اوضاعِ توفاني بيش از هر زمان ديگري به لحاظ وظيفهي قدسي و ايمانيِ رساله نور مكلف و محتاج هستيد تا تساند و اتحاد خود را حفظ كنيد، از يكديگر اشكال نگيريد و به انتقاد از هم نپردازيد.
مراقب باشيد از هم دلگير نشويد و به يكديگر انتقاد نكنيد. اگر كوچكترين ضعفي نشان دهيد منافقان سیوء استفاده كرده و ضیررهاي بزرگي به شمیا ميزنند. مقابل ضرورتي كه در مشكلات معيشتي وجود دارد بايد ميانهروي و قناعت را رعايت كرد. منافع دنيوي بسياري از اهل حقيقت و طريقت را نيز به نوعي به رقابت با هم وا داشته است و من از اين نظر نگرانم. اين مسأله تاكنون به شاگردان رساله نور صدمهيي نزده است و ان شاء الله باز هم صدمه نخواهد زد. اما اين طور هم نيست كه همه تا به آخر يك اخلاق داشته باشند. ممكن است برخي از افراد خواهان راحتي خويش در دايره شرع باشند به اينان نبايد اعتراض كرد. شاگردي كه در وضعيت اضطرار بهسر ميبرد ميتواند زكات بپذيرد. كمك از طريق پرداخت زكات به اركان و فعالاني كه وقت خود را صرف خدمت به رساله نور ميكنند نوعي خدمت به رساله نور است.مراقب باشيد از هم دلگير نشويد و به يكديگر انتقاد نكنيد. اگر كوچكترين ضعفي نشان دهيد منافقان سیوء استفاده كرده و ضیررهاي بزرگي به شمیا ميزنند. مقابل ضرورتي كه در مشكلات معيشتي وجود دارد بايد ميانهروي و قناعت را رعايت كرد. منافع دنيوي بسياري از اهل حقيقت و طريقت را نيز به نوعي به رقابت با هم وا داشته است و من از اين نظر نگرانم. اين مسأله تاكنون به شاگردان رساله نور صدمهيي نزده است و ان شاء الله باز هم صدمه نخواهد زد. اما اين طور هم نيست كه همه تا به آخر يك اخلاق داشته باشند. ممكن است برخي از افراد خواهان راحتي خويش در دايره شرع باشند به اينان نبايد اعتراض كرد. شاگردي كه در وضعيت اضطرار بهسر ميبرد ميتواند زكات بپذيرد. كمك از طريق پرداخت زكات به اركان و فعالاني كه وقت خود را صرف خدمت به رساله نور ميكنند نوعي خدمت به رساله نور است.
بايد ياري رساند. البته فرد هم نبايد با حرص و طمع و لسان حال خواهان اين گونه كمكها باشد؛ در غير اين صورت اهل ضلالت ی كه دين خود را در مسير حرص و آز فدا كردهاند ی با اتهامهاي كثيفي متعرضانه قياس نفس كرده خواهند گفت «قسمي از شاگردان رساله نور هم دين شان را ابزار دنيا كردهاند».بايد ياري رساند. البته فرد هم نبايد با حرص و طمع و لسان حال خواهان اين گونه كمكها باشد؛ در غير اين صورت اهل ضلالت ی كه دين خود را در مسير حرص و آز فدا كردهاند ی با اتهامهاي كثيفي متعرضانه قياس نفس كرده خواهند گفت «قسمي از شاگردان رساله نور هم دين شان را ابزار دنيا كردهاند».
— 286 —
شما هر از چندي بايد لمعههاي "اخلاص و ميانهروي" و گاهي هم رساله "هجمات سته" را در بين خود و با يكديگر مطالعه كنيد. ثبات قدم، متانت، تساند، و وحدتي كه شما تاكنون داشتهايد در مرتبهييست كه موجب افتخار اين سرزمين است و آيندهي آن را نجات خواهد داد. مراقب باشيد اين توفان جديد تساند شما را از بين نبرد.شما هر از چندي بايد لمعههاي "اخلاص و ميانهروي" و گاهي هم رساله "هجمات سته" را در بين خود و با يكديگر مطالعه كنيد. ثبات قدم، متانت، تساند، و وحدتي كه شما تاكنون داشتهايد در مرتبهييست كه موجب افتخار اين سرزمين است و آيندهي آن را نجات خواهد داد. مراقب باشيد اين توفان جديد تساند شما را از بين نبرد.
مژدهيي كه دربارهي رساله عربي "ورد الاكبر نوريه" داده بوديد و اينكه خجستگان و طاهر قهرمان علاجها و پادزهرهايي براي بيماريهاي وحشتناك و واگيردار فراهم كرده و مدام در حال تلاش و كوششاند، ما و موجودات روحاني و حتي اشخاص رجال الغيب را هم مسرور كرد. تقدير و تصديق تام خلوصي در خصوص نكته اعجازي وَالْعَصْرِ و تحويل آن به قونيه، از نظر خدمت نوريه مرا خوشحال كرد. آري، لازم بود يكي از شاگردان فعال و ممتاز رساله نور به آن شهر مهم برود.مژدهيي كه دربارهي رساله عربي "ورد الاكبر نوريه" داده بوديد و اينكه خجستگان و طاهر قهرمان علاجها و پادزهرهايي براي بيماريهاي وحشتناك و واگيردار فراهم كرده و مدام در حال تلاش و كوششاند، ما و موجودات روحاني و حتي اشخاص رجال الغيب را هم مسرور كرد. تقدير و تصديق تام خلوصي در خصوص نكته اعجازي وَالْعَصْرِ و تحويل آن به قونيه، از نظر خدمت نوريه مرا خوشحال كرد. آري، لازم بود يكي از شاگردان فعال و ممتاز رساله نور به آن شهر مهم برود.
برادرانام!برادرانام!
منظور از "خبرچينان اسپارتا" در لمعه دفاعيات، ستمگراني هستند كه در آنكارا بوده و ما را روانه زندان كردند. ناچار آنطور گفته بوديم. اسپارتا وطن مبارك من و زادگاه عزيز برادران بسيار ارزشمندم است لذا اكنون عبارت "خبرچينان اسپارتا" را از آنجا برداشتم و به جايش "ستمگران ملحد" نوشتم. شما هم همين طور بنويسيد. همچنين در رساله دفاعياتي كه طاهر قهرمان براي من كتابت كرده است در بحث مربوط به آنكارا در لمعه سالمندان، "اميد هشتم" نوشته است؛ در حالي كه "اميد هفتم" است. آن را هم تصحيح كنيد. به حُسني افندي كه داراي فرزند قهرماني چون طاهريست و در خانهاش شش شاگرد رساله نور دارد متقابلاً سلام عرض ميكنيم و تبريك ميگوييم.منظور از "خبرچينان اسپارتا" در لمعه دفاعيات، ستمگراني هستند كه در آنكارا بوده و ما را روانه زندان كردند. ناچار آنطور گفته بوديم. اسپارتا وطن مبارك من و زادگاه عزيز برادران بسيار ارزشمندم است لذا اكنون عبارت "خبرچينان اسپارتا" را از آنجا برداشتم و به جايش "ستمگران ملحد" نوشتم. شما هم همين طور بنويسيد. همچنين در رساله دفاعياتي كه طاهر قهرمان براي من كتابت كرده است در بحث مربوط به آنكارا در لمعه سالمندان، "اميد هشتم" نوشته است؛ در حالي كه "اميد هفتم" است. آن را هم تصحيح كنيد. به حُسني افندي كه داراي فرزند قهرماني چون طاهريست و در خانهاش شش شاگرد رساله نور دارد متقابلاً سلام عرض ميكنيم و تبريك ميگوييم.
— 287 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
برادران عزيزم!برادران عزيزم!
از آنجا كه ارزش جزئيترين و كوچكترين نكتههاي قرآني هم عظيم است، به من هشدار داده شد كه امروز شعاع كوچكي از اشارات قرآني را كه با زمانه كنوني ما مرتبط است، به مناسبت نكته اعجازيِ سوره وَالْعَصْرِ ، در قالب نكتهيي از طبقه معناي اشاري سوره "فيل"، مستند به قاعده توافق و همخواني بيان كنم:از آنجا كه ارزش جزئيترين و كوچكترين نكتههاي قرآني هم عظيم است، به من هشدار داده شد كه امروز شعاع كوچكي از اشارات قرآني را كه با زمانه كنوني ما مرتبط است، به مناسبت نكته اعجازيِ سوره وَالْعَصْرِ ، در قالب نكتهيي از طبقه معناي اشاري سوره "فيل"، مستند به قاعده توافق و همخواني بيان كنم:
سوره أَلَمْ تَرَ كَيْفَ يك حادثه جزئيِ مشهور و تاريخي را بيان ميدارد؛ در عين حال درباره حوادث كلي و مشابه كه در هر عصر افرادي دارد زنهار ميدهد و براساس طبقات اشاري براي هر يك از طبقات، معنايي را افاده ميكند؛ اين امر مقتضاي بلاغت قرآن معجز البيانيست كه در همه اعصار با همهي نوع بشر سخن ميگويد. لذا اين سورهي قدسي ناظر بر عصر و زمانه ما هم هست؛ به ما درس ميدهد و بر زشت خويان سيلي ميزند. در طبقه معناي اشاري از بزرگترين حادثه اين عصر خبر ميدهد و علاوه بر آن، سه جمله اين سوره براساس جفر و حساب ابجد با زمان همان حادثه مطابقت دارد و به جزاي گمراه شدن و ترجيح دنيا بر دين از هر لحاظي، اشاره دارد.سوره أَلَمْ تَرَ كَيْفَ يك حادثه جزئيِ مشهور و تاريخي را بيان ميدارد؛ در عين حال درباره حوادث كلي و مشابه كه در هر عصر افرادي دارد زنهار ميدهد و براساس طبقات اشاري براي هر يك از طبقات، معنايي را افاده ميكند؛ اين امر مقتضاي بلاغت قرآن معجز البيانيست كه در همه اعصار با همهي نوع بشر سخن ميگويد. لذا اين سورهي قدسي ناظر بر عصر و زمانه ما هم هست؛ به ما درس ميدهد و بر زشت خويان سيلي ميزند. در طبقه معناي اشاري از بزرگترين حادثه اين عصر خبر ميدهد و علاوه بر آن، سه جمله اين سوره براساس جفر و حساب ابجد با زمان همان حادثه مطابقت دارد و به جزاي گمراه شدن و ترجيح دنيا بر دين از هر لحاظي، اشاره دارد.
جمله نخست: جمله قدسي تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ كه بيانگر بارش بمبهاي سماوي توسط طيارههاي ابابيل بر سر سپاهيان ابرهه در حمله آنها به كعبه معظمه است، در حساب ابجد معادل هزار و سيصد و پنجاه و نه ميباشد. اين رقم با زماني توافق و همخواني دارد كه بر سر متمدناني كه دنيا را بر دين ترجيح دادهاند و نوع بشر را از راه به در كردهاند بمبها و سنگهاي آسماني باريدن گرفت.جمله نخست: جمله قدسي تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ كه بيانگر بارش بمبهاي سماوي توسط طيارههاي ابابيل بر سر سپاهيان ابرهه در حمله آنها به كعبه معظمه است، در حساب ابجد معادل هزار و سيصد و پنجاه و نه ميباشد. اين رقم با زماني توافق و همخواني دارد كه بر سر متمدناني كه دنيا را بر دين ترجيح دادهاند و نوع بشر را از راه به در كردهاند بمبها و سنگهاي آسماني باريدن گرفت.
جمله دوم: مقام جفري عبارت فِي تَضْلِيلٍ در كلمهي قدسي أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ با هزار و سيصد و شصت (١٣٦٠) توافق و همخوانيجمله دوم: مقام جفري عبارت فِي تَضْلِيلٍ در كلمهي قدسي أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ با هزار و سيصد و شصت (١٣٦٠) توافق و همخواني
— 288 —
دارد. عبارت ذكر شده به آناني اشاره دارد كه طي حوادث گذشته با حيله و فريب حمله كردند تا نور كعبه را خاموش كنند اما نتيجه، سيلياي بود كه با نابودي و گمراهي در ظلمات خوردند؛ در اين عصر نيز گمراهان مغرور و جبار كه در مسير ضلالت با مكر و حيله و ظلم درصدد ضربه زدن به قبله گاه و كعبه اديان آسماني هستند با سيلي بمبهاي آسماني مجازات ميشوند.دارد. عبارت ذكر شده به آناني اشاره دارد كه طي حوادث گذشته با حيله و فريب حمله كردند تا نور كعبه را خاموش كنند اما نتيجه، سيلياي بود كه با نابودي و گمراهي در ظلمات خوردند؛ در اين عصر نيز گمراهان مغرور و جبار كه در مسير ضلالت با مكر و حيله و ظلم درصدد ضربه زدن به قبله گاه و كعبه اديان آسماني هستند با سيلي بمبهاي آسماني مجازات ميشوند.
جمله سوم: جملهي قدسيجمله سوم: جملهي قدسي
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِأَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ
با معناي صريح خطاب به رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ميگويد: "آيا نميبيني پروردگارت چگونه مكه مكرمه و كعبهي معظمه را كه وطن و قبلهگاه مبارك توست به صورت خارق العادهيي از حمله دشمنانات نجات داد و آيا نميبيني دشمنان مذكور چگونه سيلي خوردند؟" به همان ترتيب جمله قدسي ياد شده با معناي اشاري، زمان كنوني را مورد خطاب داده ميگويد: «آيا نميبيني پروردگارت چگونه دنياپرستان و اهل دنيايي را كه براي منافع دنيا مقدسات را زير پا ميگذارند و دشمن جبار دين تو، اسلام تو، قرآن تو و اهل حق و حقيقتاند با سيليهايي مجازات ميكند؟ نگاه كن و ببين!» اين جمله با مقام جفري خود دقيقاً با تاريخ هزار و سيصد و پنجاه و نه همخواني دارد و به سيليهاي آسماني از نوع بلاياي سماوي اشاره كرده كه به عنوان مجازات اهانت به اسلام پديد ميآيد. تفاوت فقط در اين است كه به جاي "أصحَابِ الفِيلِ" جمله "أصحَابِ الدُّنيَا" قرار ميگيرد. فيل برداشته ميشود و دنيا به جاي آن مينشيند.با معناي صريح خطاب به رسول اكرم عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام ميگويد: "آيا نميبيني پروردگارت چگونه مكه مكرمه و كعبهي معظمه را كه وطن و قبلهگاه مبارك توست به صورت خارق العادهيي از حمله دشمنانات نجات داد و آيا نميبيني دشمنان مذكور چگونه سيلي خوردند؟" به همان ترتيب جمله قدسي ياد شده با معناي اشاري، زمان كنوني را مورد خطاب داده ميگويد: «آيا نميبيني پروردگارت چگونه دنياپرستان و اهل دنيايي را كه براي منافع دنيا مقدسات را زير پا ميگذارند و دشمن جبار دين تو، اسلام تو، قرآن تو و اهل حق و حقيقتاند با سيليهايي مجازات ميكند؟ نگاه كن و ببين!» اين جمله با مقام جفري خود دقيقاً با تاريخ هزار و سيصد و پنجاه و نه همخواني دارد و به سيليهاي آسماني از نوع بلاياي سماوي اشاره كرده كه به عنوان مجازات اهانت به اسلام پديد ميآيد. تفاوت فقط در اين است كه به جاي "أصحَابِ الفِيلِ" جمله "أصحَابِ الدُّنيَا" قرار ميگيرد. فيل برداشته ميشود و دنيا به جاي آن مينشيند.
راز برداشته شدن لفظ فيل اين است: در زمان گذشته دشمنان با اتكا به عظمت و هيبت فيلِ دهشتناك محمودي حمله كرده بودند. اما امروز با اتكا به مال و دارايي دنيا و ناوگانهايي كه با ثروتهاي مالي تهيه ميشود حمله ميكنند. حتي ملتي چهل ميليوني با ناوگانهايي نظير همان فيلها جمعيتي چهارصد ميليوني را به اسارت ميگيرد و تمدنگراهاي اروپايي نه با محاسن و نيكوييها و منافع تمدن كه با سيئات و فسق و فجور و بيديني آن، حاكميت فراگير جمعيت سيصد و پنجاه ميليوني مسلمانها را از بين ميبرند و آنها را مجبور به اطاعت از استبدادشان كرده و موجبات اين بلاي آسماني را فراهم ميسازند؛ بنابراين به تقدير الهي فتوا داده شد تا براساس آن، به عنوان مجیازات ستمگران غدار دنياپرست سيليهاي آسماني بر آنان فرود آيد و اموال فاني و زندگاني دنيوي فقرا و بيگناهان و ستمديدگان، كفیارهي گناهیان دنيويشان شده به آخرت (سودمند) آنها تبديل گردد. من يك سال و نيم است كه در اين مصيبت از اوضاع و احوال دنيا پرستان و مخصوصاً از جريان جنگ جهاني دوم كاملاً بيخبرم، ليكن اين را ميدانم كه سيليهاي معناي اشاري سوره فيل با توجه به اوضاع دو سال پيش آنها دقيقاً بر سرشان فرود ميآيد و به اين ترتيب يكي از معاني اشاري سوره بهطور كامل تفسير ميشود.راز برداشته شدن لفظ فيل اين است: در زمان گذشته دشمنان با اتكا به عظمت و هيبت فيلِ دهشتناك محمودي حمله كرده بودند. اما امروز با اتكا به مال و دارايي دنيا و ناوگانهايي كه با ثروتهاي مالي تهيه ميشود حمله ميكنند. حتي ملتي چهل ميليوني با ناوگانهايي نظير همان فيلها جمعيتي چهارصد ميليوني را به اسارت ميگيرد و تمدنگراهاي اروپايي نه با محاسن و نيكوييها و منافع تمدن كه با سيئات و فسق و فجور و بيديني آن، حاكميت فراگير جمعيت سيصد و پنجاه ميليوني مسلمانها را از بين ميبرند و آنها را مجبور به اطاعت از استبدادشان كرده و موجبات اين بلاي آسماني را فراهم ميسازند؛ بنابراين به تقدير الهي فتوا داده شد تا براساس آن، به عنوان مجیازات ستمگران غدار دنياپرست سيليهاي آسماني بر آنان فرود آيد و اموال فاني و زندگاني دنيوي فقرا و بيگناهان و ستمديدگان، كفیارهي گناهیان دنيويشان شده به آخرت (سودمند) آنها تبديل گردد. من يك سال و نيم است كه در اين مصيبت از اوضاع و احوال دنيا پرستان و مخصوصاً از جريان جنگ جهاني دوم كاملاً بيخبرم، ليكن اين را ميدانم كه سيليهاي معناي اشاري سوره فيل با توجه به اوضاع دو سال پيش آنها دقيقاً بر سرشان فرود ميآيد و به اين ترتيب يكي از معاني اشاري سوره بهطور كامل تفسير ميشود.
— 289 —
تحليل: دو "ت" در تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ هشتصد است. دو "ر" چهارصد؛ دو "م"، يك "ب"، يك "ح"، و يك "ي" ميشود صد. از آنجا كه تنوين وقف نيست "ن" است كه ميشود پنجاه؛ يك "ه"، يك "ج"، و يك "الف ممدوده" ميشود نُه؛ و مجموع اينها ميشود هزار و سيصد و پنجاه و نُه. فِي تَضْلِيلٍ: "ض" هشتصد است؛ "ف" هشتاد؛ "ت" چهارصد، دو "ي" بيست، دو "ل" شصت، تنوين با وقف مصادف شده، پس به حساب نميآيد، لذا مجموع اينها ميشود هزار و سيصد و شصت.تحليل: دو "ت" در تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ هشتصد است. دو "ر" چهارصد؛ دو "م"، يك "ب"، يك "ح"، و يك "ي" ميشود صد. از آنجا كه تنوين وقف نيست "ن" است كه ميشود پنجاه؛ يك "ه"، يك "ج"، و يك "الف ممدوده" ميشود نُه؛ و مجموع اينها ميشود هزار و سيصد و پنجاه و نُه. فِي تَضْلِيلٍ: "ض" هشتصد است؛ "ف" هشتاد؛ "ت" چهارصد، دو "ي" بيست، دو "ل" شصت، تنوين با وقف مصادف شده، پس به حساب نميآيد، لذا مجموع اينها ميشود هزار و سيصد و شصت.
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ:أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ:
دو "ر" و يك "ت" ميشود هشتصد؛ دو "ف" و دو "ك" ميشود دويست؛ دو "ل" و يك "م" ميشود صد؛ يك "ع" و يك "ص" ميشود صد و شصت؛ چهار "ب"، سه "الف"، يك "ي"، و يك "ح" ميشود بيست و نه؛ در «الدُّنْيَا» كه به جاي «الْفِيلِ» ميآيد دو "د"، و يك "الف" ميشود نُه؛ يك "ن" پنجاه، يك "ي" ميشود ده؛ يك "الف" يك، و مجموع اينها ميشود هزار و سيصد و پنجاه و نُه. اگر "الف غير ملفوظ" را به حساب نياوريم رقم هزار و سيصد و پنجاه و هشت را خواهيم داشت كه براساس تقويم عربي و رومي بر زمان انواع جداگانه سيليهاي آسماني انگشت مينهد و با آن همخواني و توافق دارد.دو "ر" و يك "ت" ميشود هشتصد؛ دو "ف" و دو "ك" ميشود دويست؛ دو "ل" و يك "م" ميشود صد؛ يك "ع" و يك "ص" ميشود صد و شصت؛ چهار "ب"، سه "الف"، يك "ي"، و يك "ح" ميشود بيست و نه؛ در «الدُّنْيَا» كه به جاي «الْفِيلِ» ميآيد دو "د"، و يك "الف" ميشود نُه؛ يك "ن" پنجاه، يك "ي" ميشود ده؛ يك "الف" يك، و مجموع اينها ميشود هزار و سيصد و پنجاه و نُه. اگر "الف غير ملفوظ" را به حساب نياوريم رقم هزار و سيصد و پنجاه و هشت را خواهيم داشت كه براساس تقويم عربي و رومي بر زمان انواع جداگانه سيليهاي آسماني انگشت مينهد و با آن همخواني و توافق دارد.
اين سوره با معناي اشاري تهديد ميكند كه اگر بشر پُر شربعد از اين سيلي از شرك وارد عرصه شكر نشود و با قرآن از سر سازگاري درنيايد فرشتگان بر سر او سنگهاي آسماني فرو خواهند ريخت.اين سوره با معناي اشاري تهديد ميكند كه اگر بشر پُر شربعد از اين سيلي از شرك وارد عرصه شكر نشود و با قرآن از سر سازگاري درنيايد فرشتگان بر سر او سنگهاي آسماني فرو خواهند ريخت.
به يكايك برادرانام سلام ميرسانم و برايشان دعا ميكنم.به يكايك برادرانام سلام ميرسانم و برايشان دعا ميكنم.
برادرتان؛ سعيد نورسيبرادرتان؛ سعيد نورسي
— 290 —
برادران عزيز و صديق و ارجمندم! به تعبير صبري، حزب الاكبر نوري ی كه ذوالفقار رساله نور است ی الحق و الانصاف فراتر از آرزويي كه داشتيم بسيار درخشان و زيبا و دقيق و صحيح، با خطاي بسيار اندك با عنايت حضرت حق به وجود آمده است. "حافظ علي، طاهري و حافظ مصطفي" براي انجام دادن اين مسئوليت واقعاً كوشيدهاند. آنها با اين كار شمشيري الماسين به دست رساله نور دادهاند.برادران عزيز و صديق و ارجمندم! به تعبير صبري، حزب الاكبر نوري ی كه ذوالفقار رساله نور است ی الحق و الانصاف فراتر از آرزويي كه داشتيم بسيار درخشان و زيبا و دقيق و صحيح، با خطاي بسيار اندك با عنايت حضرت حق به وجود آمده است. "حافظ علي، طاهري و حافظ مصطفي" براي انجام دادن اين مسئوليت واقعاً كوشيدهاند. آنها با اين كار شمشيري الماسين به دست رساله نور دادهاند.
برادران من!برادران من!
در منطقهي ما وقتي طلبهيي شروع به خواندن كتابي ميكند، ضيافتي ميدهد كه به آن در كُردي "مفتوحانه" ميگويند. دقيقاً همان گونه زماني كه هديه قدسي شما به اين شهر رسيد و ما هنوز از آن اطلاع نداشتيم، پنج طلبه رساله نور در روستاهايي جداگانه، بدون آنكه ما و آنها از پُست خبري داشته باشيم، گويا به عنوان ضيافت كوچك "مفتوحانه" براي اين كتاب قدسي، هر كدام بغچهي كوچكي مركب از غذاهاي مختلف آوردند؛ اتفاق و توافق اين پنج نفر در اين موضوع، آن هم به صورت كاملاً خلاف عادت، ما پنج نفر (من، امين، فيضي، حلمي و توفيق) را به اين نتيجه مشترك رساند كه واقعاً هيچ تصادفي در كار نبوده است. به عبارت ديگر مفتوحانهي مدرسه نوريهي اينجا، كرامتي نوريه از جانب رحمت الهي بوده است.در منطقهي ما وقتي طلبهيي شروع به خواندن كتابي ميكند، ضيافتي ميدهد كه به آن در كُردي "مفتوحانه" ميگويند. دقيقاً همان گونه زماني كه هديه قدسي شما به اين شهر رسيد و ما هنوز از آن اطلاع نداشتيم، پنج طلبه رساله نور در روستاهايي جداگانه، بدون آنكه ما و آنها از پُست خبري داشته باشيم، گويا به عنوان ضيافت كوچك "مفتوحانه" براي اين كتاب قدسي، هر كدام بغچهي كوچكي مركب از غذاهاي مختلف آوردند؛ اتفاق و توافق اين پنج نفر در اين موضوع، آن هم به صورت كاملاً خلاف عادت، ما پنج نفر (من، امين، فيضي، حلمي و توفيق) را به اين نتيجه مشترك رساند كه واقعاً هيچ تصادفي در كار نبوده است. به عبارت ديگر مفتوحانهي مدرسه نوريهي اينجا، كرامتي نوريه از جانب رحمت الهي بوده است.
همچنين با آنكه طلبههايي هر هفته يكي دو بار از اينه بولو ميآمدند اين بار هيچ كدامشان به مدت يك ماه نيامدند و يكي از طلاب خاص ناگهاني و بيسبب بعد از سه روز پياده روي درحالي كه حزب الاكبر را همراه خود داشت آمد. روز دوم تعدادي از حزب الاكبر چاپ شده را كه گويي براي او فرستاده شده بود گرفت و با خود برد.همچنين با آنكه طلبههايي هر هفته يكي دو بار از اينه بولو ميآمدند اين بار هيچ كدامشان به مدت يك ماه نيامدند و يكي از طلاب خاص ناگهاني و بيسبب بعد از سه روز پياده روي درحالي كه حزب الاكبر را همراه خود داشت آمد. روز دوم تعدادي از حزب الاكبر چاپ شده را كه گويي براي او فرستاده شده بود گرفت و با خود برد.
— 291 —
برادران عزيزم! حزب نوريه در ارتباط با شخص من كرامت معنوي بزرگي دارد كه اينك زمان بيان آن فرا رسيده است:برادران عزيزم! حزب نوريه در ارتباط با شخص من كرامت معنوي بزرگي دارد كه اينك زمان بيان آن فرا رسيده است:
بيست و سه سال پيش وقتي سعيد قديمي به سعيد جديد تغيير يافت، در مسلك تفكر گام نهاد؛ لذا در جستجوي سرّبيست و سه سال پيش وقتي سعيد قديمي به سعيد جديد تغيير يافت، در مسلك تفكر گام نهاد؛ لذا در جستجوي سرّ
تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍتَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ
برآمدم. اين راز هر يكي دو سال يكبار رسالهيي را به عربي يا تركي نتيجه ميداد و صورت عوض ميكرد. از رساله عربي "قطره" تا رساله "آيت الكبري"، حقيقت مذكور ادامه يافت و با عوض كردن صورت به "حزب الاكبر نوريه" رسيد و صورت دائمي يافت.طي بيست و سه سال، هرگاه به تنگ ميآمدم و فكر و قلبام خسته و كلافه ميشد بخشي از حزب ياد شده را متفكرانه مطالعه ميكردم و خستگي و كلافگي و فشار مذكور برطرف ميشد. حتي با مطالعه يك بخش از شش بخش حزب ياد شده بدون استثنا از خستگي و كلافگي حاصل از چهار پنج ساعت مشغوليتِ هر شب تا نزديكيهاي صبح، چيزي باقي نميماند؛ و اين وضع هزار بار تكرار شده بود.برآمدم. اين راز هر يكي دو سال يكبار رسالهيي را به عربي يا تركي نتيجه ميداد و صورت عوض ميكرد. از رساله عربي "قطره" تا رساله "آيت الكبري"، حقيقت مذكور ادامه يافت و با عوض كردن صورت به "حزب الاكبر نوريه" رسيد و صورت دائمي يافت.طي بيست و سه سال، هرگاه به تنگ ميآمدم و فكر و قلبام خسته و كلافه ميشد بخشي از حزب ياد شده را متفكرانه مطالعه ميكردم و خستگي و كلافگي و فشار مذكور برطرف ميشد. حتي با مطالعه يك بخش از شش بخش حزب ياد شده بدون استثنا از خستگي و كلافگي حاصل از چهار پنج ساعت مشغوليتِ هر شب تا نزديكيهاي صبح، چيزي باقي نميماند؛ و اين وضع هزار بار تكرار شده بود.
به مناسبت اين حقيقت، حقيقت مهم و مسألهيي را كه به روحانيون و اهل مدرسه در اين زمان مربوط ميشود بيان ميكنم:به مناسبت اين حقيقت، حقيقت مهم و مسألهيي را كه به روحانيون و اهل مدرسه در اين زمان مربوط ميشود بيان ميكنم:
اهل مدرسه از زمان گذشته تاكنون در بيشتر مناطق در برابر اهل طريقت سر فرود آوردهاند؛ يعني سرسپردگي نشان داده و براي نتايج ولايت به آنها مراجعه كردهاند. اذواق ايمان و انوار حقيقت را در دكان آنها جستجو كردهاند. حتي عالم بزرگ مدرسهيي دست شيخ و ولي كوچك خانقاه را ميبوسيد و تابع او ميشد. آنها چشمهي آن آب حيات را در خانقاه ميجستند. اين در حاليست كه رساله نور بهواسطه معجزه معنوي قرآن معجز البيان در مدرسه راه كوتاهتري به سوي انوار حقيقت گشوده و نشان داده است كه در علوم ايماني چشمه آب حياتي خالصتر و زلالتر وجود دارد، و در علم و حقايق ايماني و علم كلام اهل سنت، طريق ولايتي قويتر و دلنشينتر و متعاليتر از عمل و عبوديت و طريقت وجود دارد و قابل مشاهده است.اهل مدرسه از زمان گذشته تاكنون در بيشتر مناطق در برابر اهل طريقت سر فرود آوردهاند؛ يعني سرسپردگي نشان داده و براي نتايج ولايت به آنها مراجعه كردهاند. اذواق ايمان و انوار حقيقت را در دكان آنها جستجو كردهاند. حتي عالم بزرگ مدرسهيي دست شيخ و ولي كوچك خانقاه را ميبوسيد و تابع او ميشد. آنها چشمهي آن آب حيات را در خانقاه ميجستند. اين در حاليست كه رساله نور بهواسطه معجزه معنوي قرآن معجز البيان در مدرسه راه كوتاهتري به سوي انوار حقيقت گشوده و نشان داده است كه در علوم ايماني چشمه آب حياتي خالصتر و زلالتر وجود دارد، و در علم و حقايق ايماني و علم كلام اهل سنت، طريق ولايتي قويتر و دلنشينتر و متعاليتر از عمل و عبوديت و طريقت وجود دارد و قابل مشاهده است.
— 292 —
حال كه بيش از هر كس ديگیري لازم و ضیروريست علما ی كه اهیل مدرسهاند ی با كمال شوق و اشتياق، طرفدارانه و با افتخار بهسوي رساله نور بشتابند متأسفانه بيشتر آنان چشمهي آب حياتي را كه از مدرسه خودشان ميجوشد و گنجينه ماندگار و ارزشمند آن را نميشناسند و در پي آن هم نيستند و نميتوانند از آن حفاظت كنند. لله الحمد اين كار را بهطور كامل آغاز كردهاند. مجموعه "گفتارها" روحانيون و معلمان را به مطالعهي رسالههاي نور ترغيب كرد.حال كه بيش از هر كس ديگیري لازم و ضیروريست علما ی كه اهیل مدرسهاند ی با كمال شوق و اشتياق، طرفدارانه و با افتخار بهسوي رساله نور بشتابند متأسفانه بيشتر آنان چشمهي آب حياتي را كه از مدرسه خودشان ميجوشد و گنجينه ماندگار و ارزشمند آن را نميشناسند و در پي آن هم نيستند و نميتوانند از آن حفاظت كنند. لله الحمد اين كار را بهطور كامل آغاز كردهاند. مجموعه "گفتارها" روحانيون و معلمان را به مطالعهي رسالههاي نور ترغيب كرد.
بعد از عبارت "آنان كه عربي را خوب ميدانند" در قطعه تركي آغازين حزب نوريه چنين نوشته شود: "يا آنان كه رسالههاي "آيت الكبري و مناجات" و مكتوب "بيستم" را نزد خود دارند و مطالعه ميكنند". همچنين، در ابتداي سطر دوم از پايين صفحهي چهارم "و" در «لِلْاَوْقَاتِ» يك حرف تقدم يافته است درست آن «لِلاَقْوَاتِ» است، جمع قوت؛ چنين نوشته شود. همين طور در سطر چهارم صفحه بيست و دوم بعد از عبارت «فِى صَحِيفَةِ حَسَنَاتِنَا وَ فِى صَحِيفَةِ» بايد "حافظ علي و طاهري و حافظ مصطفي و نظيف" را اضافه كرد. «وَ اَمْثَالِهِ» نيز بايد «وَ اَمْثَالِهِمْ» نوشته شود.بعد از عبارت "آنان كه عربي را خوب ميدانند" در قطعه تركي آغازين حزب نوريه چنين نوشته شود: "يا آنان كه رسالههاي "آيت الكبري و مناجات" و مكتوب "بيستم" را نزد خود دارند و مطالعه ميكنند". همچنين، در ابتداي سطر دوم از پايين صفحهي چهارم "و" در «لِلْاَوْقَاتِ» يك حرف تقدم يافته است درست آن «لِلاَقْوَاتِ» است، جمع قوت؛ چنين نوشته شود. همين طور در سطر چهارم صفحه بيست و دوم بعد از عبارت «فِى صَحِيفَةِ حَسَنَاتِنَا وَ فِى صَحِيفَةِ» بايد "حافظ علي و طاهري و حافظ مصطفي و نظيف" را اضافه كرد. «وَ اَمْثَالِهِ» نيز بايد «وَ اَمْثَالِهِمْ» نوشته شود.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
حضرت حق را سپاس بيپايان كه ولايت اسپارتا را همچنان كه از گذشته در فكر و خيال خويش ميپروراندم مدرسةُ الزهرا و جامع الازهري قرار داد. قلم شما نيازي باقي نميگذارد كه رساله نور راهي چاپخانه شود؛ شما در مدت كوتاهي نسخههاي همخوان و موافق را تا اين حد كامل و بينقص تكثير كرديد. من امروز صبح ادعايي كردم و امين، هديه شما را كه مانند ميوه باغهاي بهشتي لذيذ و زيباست نزديك ظهر برايم آورد و ادعاي صبح من را كاملاً اثبات كرد. ادعايم از اين قرار بود:حضرت حق را سپاس بيپايان كه ولايت اسپارتا را همچنان كه از گذشته در فكر و خيال خويش ميپروراندم مدرسةُ الزهرا و جامع الازهري قرار داد. قلم شما نيازي باقي نميگذارد كه رساله نور راهي چاپخانه شود؛ شما در مدت كوتاهي نسخههاي همخوان و موافق را تا اين حد كامل و بينقص تكثير كرديد. من امروز صبح ادعايي كردم و امين، هديه شما را كه مانند ميوه باغهاي بهشتي لذيذ و زيباست نزديك ظهر برايم آورد و ادعاي صبح من را كاملاً اثبات كرد. ادعايم از اين قرار بود:
— 293 —
گفته بودم: حقايق ايمانياي كه رساله نور به آن خدمت ميكند فوق هر چيز است؛ و در زمانه فعلي بيش از هر چيز به آنها نيازمنديم. اما ملحداني كه قلب خود را كشته و نفسشان را با هواها و هوسها خو دادهاند ميزان نياز به حقيقت موجود در ايمان را انكار ميكنند، لذا دينداران را متهم كرده و ميگويند: "مقاصد و نيازهاي دنيوياند كه اهل علم و ديانت را ترغيب و تشويق ميكنند". سپس براساس چنين اتهامهايي، بسيار ناجوانمردانه به آنها تعدي مينمايند. براي ساكت كردن قطعي اين ملحدان بخت برگشته عملاً ی به لحاظ مادي ی به فداكاراني نياز است كه مهمترين سرگرميهاي دنيا و همينطور بزرگترين خسارتها، مانع درك نياز آنان به حقايق ايماني نگردد.گفته بودم: حقايق ايمانياي كه رساله نور به آن خدمت ميكند فوق هر چيز است؛ و در زمانه فعلي بيش از هر چيز به آنها نيازمنديم. اما ملحداني كه قلب خود را كشته و نفسشان را با هواها و هوسها خو دادهاند ميزان نياز به حقيقت موجود در ايمان را انكار ميكنند، لذا دينداران را متهم كرده و ميگويند: "مقاصد و نيازهاي دنيوياند كه اهل علم و ديانت را ترغيب و تشويق ميكنند". سپس براساس چنين اتهامهايي، بسيار ناجوانمردانه به آنها تعدي مينمايند. براي ساكت كردن قطعي اين ملحدان بخت برگشته عملاً ی به لحاظ مادي ی به فداكاراني نياز است كه مهمترين سرگرميهاي دنيا و همينطور بزرگترين خسارتها، مانع درك نياز آنان به حقايق ايماني نگردد.
اگر از ذهن عبور كند كه آيا چنين كساني يافت ميشوند؟ آري، اينك در ولايت اسپارتا و حومه آن يافت ميشوند. مدعي شده بودم در منطقه صاندقلي ظرف سه چهار ماه جوانمردان و مجاهداني پا به عرصه گذاشتهاند كه رساله نور را بر هر چيزي ترجيح ميدهند. دو ساعت بعد برخلاف انتظار، امين ی كه نام رحمت الله را اخذ كرده ی در صدق آن ادعا با دو صندوق، دو حجت را نشان داد.اگر از ذهن عبور كند كه آيا چنين كساني يافت ميشوند؟ آري، اينك در ولايت اسپارتا و حومه آن يافت ميشوند. مدعي شده بودم در منطقه صاندقلي ظرف سه چهار ماه جوانمردان و مجاهداني پا به عرصه گذاشتهاند كه رساله نور را بر هر چيزي ترجيح ميدهند. دو ساعت بعد برخلاف انتظار، امين ی كه نام رحمت الله را اخذ كرده ی در صدق آن ادعا با دو صندوق، دو حجت را نشان داد.
نامه برادرمان عثمان كاتب مرهمي بر يكايك نگرانيهايم شد. اميدوارم حضرت حق در مدرسه نور هزاران شاگرد مثل او براي رساله نور به بار آورد! آمين.نامه برادرمان عثمان كاتب مرهمي بر يكايك نگرانيهايم شد. اميدوارم حضرت حق در مدرسه نور هزاران شاگرد مثل او براي رساله نور به بار آورد! آمين.
رفتن عاطف هم به "صاندقلي" و كسب موفقيتاش نيز نه فقط ما كه ملائكه را هم شاد كرد. ان شاء الله قريه عرفان تبديل به مدرسه نوريه خواهد شد. در واقع احساس ميكردم كه اخلاص عاطف چنين نتيجهيي در بر خواهد داشت.رفتن عاطف هم به "صاندقلي" و كسب موفقيتاش نيز نه فقط ما كه ملائكه را هم شاد كرد. ان شاء الله قريه عرفان تبديل به مدرسه نوريه خواهد شد. در واقع احساس ميكردم كه اخلاص عاطف چنين نتيجهيي در بر خواهد داشت.
به هيأتهاي گل، نور، مدرسه نور، و كودكان و سالمندان و خجستگان هزاران سلام ميفرستيم و براي سلامتيشان دعا ميكنيم.به هيأتهاي گل، نور، مدرسه نور، و كودكان و سالمندان و خجستگان هزاران سلام ميفرستيم و براي سلامتيشان دعا ميكنيم.
شيرينيهیاي جیديد دريافتي برايمان به پنج وجیه لیذتبخش است؛ شيرينيهايي كه حاجي حافظ بسيار ارجمند را با شادي و سرور به يادمان ميآورد كه سيزده سال پيش در بارلا چنين شيرينيهايي را به ما هديه ميكرد و با بركتي پنج برابر به درجه كرامت ميرسيد. حضرت حق مقابل هر قطعه از اينها هزاران شيريني بهشتي به شما دهاد! آمين.شيرينيهیاي جیديد دريافتي برايمان به پنج وجیه لیذتبخش است؛ شيرينيهايي كه حاجي حافظ بسيار ارجمند را با شادي و سرور به يادمان ميآورد كه سيزده سال پيش در بارلا چنين شيرينيهايي را به ما هديه ميكرد و با بركتي پنج برابر به درجه كرامت ميرسيد. حضرت حق مقابل هر قطعه از اينها هزاران شيريني بهشتي به شما دهاد! آمين.
— 294 —
برادر عزيزم خسرو!برادر عزيزم خسرو!
حضرت حق آن مرحومه را ببخشايد و به تو و فرزندان او صبر جميل احسان فرمايد! من هم واقعاً در ماتم شما شريكام.حضرت حق آن مرحومه را ببخشايد و به تو و فرزندان او صبر جميل احسان فرمايد! من هم واقعاً در ماتم شما شريكام.
با گريه تو و با نامه گريانت شريك شدم. ارتباط تو هم مانند من از دو جنبه با دنيا در حال قطع شدن است. بايد هم، چنين باشد. مانند تو فدايي رساله نوري نبايد علاقه و ارتباطي با دنيا داشته باشد و نبايد پيوندي ايجاد كند؛ در غير اين صورت، ثباتي فوق العاده كه ميبايست توأم با اخلاص هم باشد، با برخي عوارض به لرزه درخواهد آمد و فرد قادر به فداكاري كامل نخواهد بود. قهرمانهاي آن منطقه الحق و الانصاف كه استثنايياند. علايق، آنها را به لرزه در نميآورد. ليكن برخي از آنان مانند "خسرو، سعيد، عاطف" و امثالهم ميبايست هيچ علاقه و پيوندي نداشته باشند.با گريه تو و با نامه گريانت شريك شدم. ارتباط تو هم مانند من از دو جنبه با دنيا در حال قطع شدن است. بايد هم، چنين باشد. مانند تو فدايي رساله نوري نبايد علاقه و ارتباطي با دنيا داشته باشد و نبايد پيوندي ايجاد كند؛ در غير اين صورت، ثباتي فوق العاده كه ميبايست توأم با اخلاص هم باشد، با برخي عوارض به لرزه درخواهد آمد و فرد قادر به فداكاري كامل نخواهد بود. قهرمانهاي آن منطقه الحق و الانصاف كه استثنايياند. علايق، آنها را به لرزه در نميآورد. ليكن برخي از آنان مانند "خسرو، سعيد، عاطف" و امثالهم ميبايست هيچ علاقه و پيوندي نداشته باشند.
آن مرحومه ده سال است كه دائماً هر روز قريب صد مرتبه و هر بامداد با نام خود، در دستاوردهاي معنوي من به همراه طلبههاي خاص رساله نور، سهيم ميباشد. او همچنان كه قبلاً هر روز با ذكر نام، بارها در ادعيه خصوصي سهيم ميشد، اينك بعد از وفات نيز، روزي صد مرتبه سهيم است.آن مرحومه ده سال است كه دائماً هر روز قريب صد مرتبه و هر بامداد با نام خود، در دستاوردهاي معنوي من به همراه طلبههاي خاص رساله نور، سهيم ميباشد. او همچنان كه قبلاً هر روز با ذكر نام، بارها در ادعيه خصوصي سهيم ميشد، اينك بعد از وفات نيز، روزي صد مرتبه سهيم است.
برادر عزيزم خسرو! ميخواهم با تو فراوان سخن بگويم؛ اما فعلاً وقت بر من چنان تنگ است كه اخيراً به چهار پنج نفر از دوستان ی كه به ديدارم آمده بودند ی با عصبانيت و بي آنكه لزومي داشته باشد پرخاش كردم و گفتم "من را مشغول نكنيد". بگذريم ... با حسرت و اشتياق به برادراني كه آنجا هستند سلام فراوان ميرسانم و براي سلامتيشان دعا ميكنم. برادرانتان در اينجا نيز به شما تسليت ميگويند و به برادران ديگر با احترام سلام ميفرستند.برادر عزيزم خسرو! ميخواهم با تو فراوان سخن بگويم؛ اما فعلاً وقت بر من چنان تنگ است كه اخيراً به چهار پنج نفر از دوستان ی كه به ديدارم آمده بودند ی با عصبانيت و بي آنكه لزومي داشته باشد پرخاش كردم و گفتم "من را مشغول نكنيد". بگذريم ... با حسرت و اشتياق به برادراني كه آنجا هستند سلام فراوان ميرسانم و براي سلامتيشان دعا ميكنم. برادرانتان در اينجا نيز به شما تسليت ميگويند و به برادران ديگر با احترام سلام ميفرستند.
— 295 —
برادران عزيز و صديقام! در حزب نوري، هم سرّ «تَفَكُّرُ سَاعَةٍ» هست و هم عبوديتي كلي؛ لذا الان در همين لحظه نشانه اطمينان بخشي را مشاهده كردم. امروز هنگام مطالعهي صفحاتي از حزب نوريِ رساله نور و بخشي از دعاي جوشن كبير ديدم همچنان كه در بيان آيهيبرادران عزيز و صديقام! در حزب نوري، هم سرّ «تَفَكُّرُ سَاعَةٍ» هست و هم عبوديتي كلي؛ لذا الان در همين لحظه نشانه اطمينان بخشي را مشاهده كردم. امروز هنگام مطالعهي صفحاتي از حزب نوريِ رساله نور و بخشي از دعاي جوشن كبير ديدم همچنان كه در بيان آيهي
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِاللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
(نور:٣٥) در بخش پاياني مكتوب "بيست و نهم" در سخن از عوالم و انواع كائنات، براساس سياحت قلبي آشكار ميشود كه هر اسم الهي عالمي از عوالم اين كائنات را روشنايي ميبخشد و ظلمات را از بين ميبرد، دقيقاً به همان ترتيب اما به صورتي ديگر جوشن كبير، رساله نور و حزب نوري هم سراسر كائنات را نوراني ميكنند و تاريكي ظلمات را از ميان برده و غفلتها و فكر طبيعتپرستي را نابود ميكنند. ديدم حجابهايي را كه اهل غفلت و ضلالت ميخواهند در پس آن پنهان شوند در هم ميدرند؛ و كائنات را با تمام انواعاش چون پنبه حلاجي نموده و با شانههايي مرتب ميسازند. ديدم انوار توحيد را در آن سوي گستردهترين و پايانيترين پردههاي كائنات ی كه اهیل ضلالت در حال خفه شدن در آناند ی نشان ميدهند.(نور:٣٥) در بخش پاياني مكتوب "بيست و نهم" در سخن از عوالم و انواع كائنات، براساس سياحت قلبي آشكار ميشود كه هر اسم الهي عالمي از عوالم اين كائنات را روشنايي ميبخشد و ظلمات را از بين ميبرد، دقيقاً به همان ترتيب اما به صورتي ديگر جوشن كبير، رساله نور و حزب نوري هم سراسر كائنات را نوراني ميكنند و تاريكي ظلمات را از ميان برده و غفلتها و فكر طبيعتپرستي را نابود ميكنند. ديدم حجابهايي را كه اهل غفلت و ضلالت ميخواهند در پس آن پنهان شوند در هم ميدرند؛ و كائنات را با تمام انواعاش چون پنبه حلاجي نموده و با شانههايي مرتب ميسازند. ديدم انوار توحيد را در آن سوي گستردهترين و پايانيترين پردههاي كائنات ی كه اهیل ضلالت در حال خفه شدن در آناند ی نشان ميدهند.
از جمله موارد يادشده اين است: دو روز پيش يكي از دراويش نقشبندي را ديدم كه نكته مربوط به اسم حَكَم را خوانده و وجه تطبيق بحث خورشيد و منظومه آن را با مشرب رساله نور درك نكرده بود، لذا متوهمانه گفته بود: "اين هم مانند اهل فن و جغرافيدانان بحث ميكند". همان بحث را در حضور من برايش خواندند؛ بيدار شد، گفت: "اين بحث كاملاً چيز ديگريست". ثابت ميشود رساله نور در حجابهايي كه گستردهترين و آخرين نقطه اتكا و دليل غفلتِ اهل فني چون جغرافيدانان ميباشد نور احديت را نشان ميدهد. در آنجا نيز در تعقيب دشمنان است، دورترين محل اسكانشان را تخريب كرده و در هر جا راهي به سوي حضور الهي نشان ميدهد. اگر فرد طبيعتپرست به سمت خورشيد بگريزد بر سرش خواهد زد و به او خواهد گفت: "آنكه ميبيني بخاري و چراغيست؛ تأمين كننده هيزم و سوختاش كيست؟ بدان و آگاه باش!"از جمله موارد يادشده اين است: دو روز پيش يكي از دراويش نقشبندي را ديدم كه نكته مربوط به اسم حَكَم را خوانده و وجه تطبيق بحث خورشيد و منظومه آن را با مشرب رساله نور درك نكرده بود، لذا متوهمانه گفته بود: "اين هم مانند اهل فن و جغرافيدانان بحث ميكند". همان بحث را در حضور من برايش خواندند؛ بيدار شد، گفت: "اين بحث كاملاً چيز ديگريست". ثابت ميشود رساله نور در حجابهايي كه گستردهترين و آخرين نقطه اتكا و دليل غفلتِ اهل فني چون جغرافيدانان ميباشد نور احديت را نشان ميدهد. در آنجا نيز در تعقيب دشمنان است، دورترين محل اسكانشان را تخريب كرده و در هر جا راهي به سوي حضور الهي نشان ميدهد. اگر فرد طبيعتپرست به سمت خورشيد بگريزد بر سرش خواهد زد و به او خواهد گفت: "آنكه ميبيني بخاري و چراغيست؛ تأمين كننده هيزم و سوختاش كيست؟ بدان و آگاه باش!"
— 296 —
همچنين رساله نور مظهريت سرتاسر كائنات به منزله آيينههايي براي تجليات اسماي الهي را چنان نشان ميدهد كه امكاني براي غفلت وجود ندارد. هيچ چيز قادر نيست مانع حضور الهي گردد. من (در عالم مشاهده) ديدم كه براي تحصيل حضور دائمي الهي مانند آنچه نزد اهل طريقت و حقيقت وجود دارد، لازم نيست وجود كائنات را نفي كرده يا به فراموشي سپرد و ديگر آن را به خاطر نياورد؛ بلكه ديدم رساله نور مرتبهيي از حضور الهي را به گستردگي كائنات نصيب انسان كرده و دايره عبوديتي كلي، دائمي و فراخ را به گستردگي كائنات ميگشايد. مطلب ادامه دارد، اما اين مقدار خواستند كه بنويسم.همچنين رساله نور مظهريت سرتاسر كائنات به منزله آيينههايي براي تجليات اسماي الهي را چنان نشان ميدهد كه امكاني براي غفلت وجود ندارد. هيچ چيز قادر نيست مانع حضور الهي گردد. من (در عالم مشاهده) ديدم كه براي تحصيل حضور دائمي الهي مانند آنچه نزد اهل طريقت و حقيقت وجود دارد، لازم نيست وجود كائنات را نفي كرده يا به فراموشي سپرد و ديگر آن را به خاطر نياورد؛ بلكه ديدم رساله نور مرتبهيي از حضور الهي را به گستردگي كائنات نصيب انسان كرده و دايره عبوديتي كلي، دائمي و فراخ را به گستردگي كائنات ميگشايد. مطلب ادامه دارد، اما اين مقدار خواستند كه بنويسم.
برادران عزيز و صديقام! اين بار سه نامه مهم از عبدالله ی كه از وارثان حافظ علي و خليل ابراهيم و لطفيست ی به دستام رسيد. تأثرش را از اشتباهات حافظ علي در حزب قرآني و حزب نوري بيان كرده است. او به قطع بداند آن دو حزب كه با تلاش و كوشش وي و طاهري و حافظ مصطفي و دوستاناش منتشر شده، در اين زمان و در اين شرايط پيروزي نوريِ به غايت درخشانيست و حسناتاش در همه جا در دفتر اعمال آنها ثبت ميشود. هر كس كه اين دو اثر را مطالعه كند آنان سهمي خواهند داشت. خطاي آنها از آن چه فكر ميكرديم بسيار كمتر است. لله الحمد آنها را هم به راحتي تصحيح كرديم، در اختيار افراد شايستهيي است.برادران عزيز و صديقام! اين بار سه نامه مهم از عبدالله ی كه از وارثان حافظ علي و خليل ابراهيم و لطفيست ی به دستام رسيد. تأثرش را از اشتباهات حافظ علي در حزب قرآني و حزب نوري بيان كرده است. او به قطع بداند آن دو حزب كه با تلاش و كوشش وي و طاهري و حافظ مصطفي و دوستاناش منتشر شده، در اين زمان و در اين شرايط پيروزي نوريِ به غايت درخشانيست و حسناتاش در همه جا در دفتر اعمال آنها ثبت ميشود. هر كس كه اين دو اثر را مطالعه كند آنان سهمي خواهند داشت. خطاي آنها از آن چه فكر ميكرديم بسيار كمتر است. لله الحمد آنها را هم به راحتي تصحيح كرديم، در اختيار افراد شايستهيي است.
تمثيل و توصيف به غايت زيبا و مطابق و دلچسب خليل ابراهيم درباره رساله نور چون ناشي از اخلاص و انديشه دروني اوست به نظر ما اديبانه و بسيار درخشان شده است. بخش مربوط به رساله نورش را در "مجموعه نامهها" خواهيم نوشت. واقعاً ترديدي نماند كه او يكي از اركان دائمي، مهم و ثابت قدم رساله نور است. سلام ما را به او برسانيد و بگوييد كه وي و رفقايش بهويژه "اينجه محمد" در دعاهاي خصوصي هر روز ما و در دستاوردهاي (معنوي ما) سهيماند.تمثيل و توصيف به غايت زيبا و مطابق و دلچسب خليل ابراهيم درباره رساله نور چون ناشي از اخلاص و انديشه دروني اوست به نظر ما اديبانه و بسيار درخشان شده است. بخش مربوط به رساله نورش را در "مجموعه نامهها" خواهيم نوشت. واقعاً ترديدي نماند كه او يكي از اركان دائمي، مهم و ثابت قدم رساله نور است. سلام ما را به او برسانيد و بگوييد كه وي و رفقايش بهويژه "اينجه محمد" در دعاهاي خصوصي هر روز ما و در دستاوردهاي (معنوي ما) سهيماند.
— 297 —
عوامل رساله نور و در رأس همه آنها برادراني چون طاهري و پدرش، علي و وهبي، شكري، مصطفي، محمد، حسين، محمد، حقي و مخصوصاً زهدي بزرگ كه از گذشته در رساله نور موقعيتي داشته است از طريق نامه عبدالله ی كه وارث واقعي و جدي مرحوم لطفيست ی براي من سلام فرستادهاند كه موجب خوشحالي بسيار شد. من هم به اين برادران سلام ميفرستم و برايشان دعا ميكنم و از آنها نيز التماس دعا دارم. درباره سؤالهايشان هم كه در نامه او بود بايد بگويم در حال حاضر ذهنام مشغول چيزهاي ديگريست و قادر به پاسخگويي نيست........عوامل رساله نور و در رأس همه آنها برادراني چون طاهري و پدرش، علي و وهبي، شكري، مصطفي، محمد، حسين، محمد، حقي و مخصوصاً زهدي بزرگ كه از گذشته در رساله نور موقعيتي داشته است از طريق نامه عبدالله ی كه وارث واقعي و جدي مرحوم لطفيست ی براي من سلام فرستادهاند كه موجب خوشحالي بسيار شد. من هم به اين برادران سلام ميفرستم و برايشان دعا ميكنم و از آنها نيز التماس دعا دارم. درباره سؤالهايشان هم كه در نامه او بود بايد بگويم در حال حاضر ذهنام مشغول چيزهاي ديگريست و قادر به پاسخگويي نيست........
مسأله سوم: مسأله ظريفيست كه براي هشدار به يكي از برادران نوشته شده است؛ برادري كه متوجه خطاهاي خود نيست. با اين احتمال كه ممكن است براي شما هم سودي داشته باشد آن را در اينجا ميآوريم:مسأله سوم: مسأله ظريفيست كه براي هشدار به يكي از برادران نوشته شده است؛ برادري كه متوجه خطاهاي خود نيست. با اين احتمال كه ممكن است براي شما هم سودي داشته باشد آن را در اينجا ميآوريم:
زماني چند نفر از اولياي بزرگ را ديدم كه از نفس اماره خويش رهايي يافته بودند، اما همچنان از نفس اماره و مجاهدات شديد نفساني خود گلايه داشتند. بسيار متعجب بودم. مدتها بعد موفق شدم نفس امارهي معنوياي را مشاهده كنم كه به غير از دسايس اصلي نفس اماره، داراي دسيسههاي شديدتري بود، بيشتر از نفس امّاره به سخنان (حق) وقعي نمينهاد و مصممتر به اخلاق سيئه ادامه ميداد؛ تركيبي از هوس، خوي، اعصاب، طبيعت و حسيّات بود و مأواي نهايي نفس امّاره به شمار ميرفت كه پس از تزكيه نفس اماره به وظايف پست سابق آن ادامه ميداد و موجب تداوم مجاهدت تا پايان عمر ميشد. دانستم كه اشخاص ارجمند ياد شده از نفس امارهيي مجازي گلايه داشتهاند نه نفس اماره حقيقي. سپس ديدم امام رباني هم از اين نفس اماره مجازي خبر داده است. اين نفس امارهي دوم داراي احساسات كور بيادراك بوده لذا سخن عقل و دل را در نمييابد و توجهي به آن ندارد تا اصلاح شود و به قصور خود پي ببرد؛ فقط با سيليها و آلام است كه از هوسهايش احساس تنفر ميكند يا با فداكاري جانانهيي هر خواستهيي را فداي مقصدش نمايد و مانند اركان رساله نور دست از انانيت و هر چيز خويش بردارد.زماني چند نفر از اولياي بزرگ را ديدم كه از نفس اماره خويش رهايي يافته بودند، اما همچنان از نفس اماره و مجاهدات شديد نفساني خود گلايه داشتند. بسيار متعجب بودم. مدتها بعد موفق شدم نفس امارهي معنوياي را مشاهده كنم كه به غير از دسايس اصلي نفس اماره، داراي دسيسههاي شديدتري بود، بيشتر از نفس امّاره به سخنان (حق) وقعي نمينهاد و مصممتر به اخلاق سيئه ادامه ميداد؛ تركيبي از هوس، خوي، اعصاب، طبيعت و حسيّات بود و مأواي نهايي نفس امّاره به شمار ميرفت كه پس از تزكيه نفس اماره به وظايف پست سابق آن ادامه ميداد و موجب تداوم مجاهدت تا پايان عمر ميشد. دانستم كه اشخاص ارجمند ياد شده از نفس امارهيي مجازي گلايه داشتهاند نه نفس اماره حقيقي. سپس ديدم امام رباني هم از اين نفس اماره مجازي خبر داده است. اين نفس امارهي دوم داراي احساسات كور بيادراك بوده لذا سخن عقل و دل را در نمييابد و توجهي به آن ندارد تا اصلاح شود و به قصور خود پي ببرد؛ فقط با سيليها و آلام است كه از هوسهايش احساس تنفر ميكند يا با فداكاري جانانهيي هر خواستهيي را فداي مقصدش نمايد و مانند اركان رساله نور دست از انانيت و هر چيز خويش بردارد.
— 298 —
در اين زمانه دهشت انگيز دو نفس اماره حقيقي و مجازي بهواسطه نوعي تزريق و پيوند تركيب يافته كه فرد با اشتياق به سوي چنان گناهاني ميرود كه موجب غضب و حدت كائنات ميگردد. من حتي خود، ظرف يك دقيقه، تلاش كردم مشكلي بيست پارايي را بر حسنهيي شصت ليرهيي هر ليره ده پارا است. م. ترجيح دهم. همچنين ظرف ده دقيقه در يك مجاهدت معنوي بزرگ در حالي از كه جبهه من با توپ چهل و دو، گلولهيي به سوي دشمن پرتاب كردند و راه باز شد، در فرصت غافلانه و گذرايي كه آن دو نفس اماره ايجاد كرده بودند با احساس بسيار ظلماني و ظالمانهيي با خودبيني و ميل به تفوق، به جاي تشكر و سپاسگزاري عظيم گفتم: "چرا اين گلوله را من پرتاب نكردم" و ريا و رقابتي چركين را در وجود خويش احساس كردم.در اين زمانه دهشت انگيز دو نفس اماره حقيقي و مجازي بهواسطه نوعي تزريق و پيوند تركيب يافته كه فرد با اشتياق به سوي چنان گناهاني ميرود كه موجب غضب و حدت كائنات ميگردد. من حتي خود، ظرف يك دقيقه، تلاش كردم مشكلي بيست پارايي را بر حسنهيي شصت ليرهيي هر ليره ده پارا است. م. ترجيح دهم. همچنين ظرف ده دقيقه در يك مجاهدت معنوي بزرگ در حالي از كه جبهه من با توپ چهل و دو، گلولهيي به سوي دشمن پرتاب كردند و راه باز شد، در فرصت غافلانه و گذرايي كه آن دو نفس اماره ايجاد كرده بودند با احساس بسيار ظلماني و ظالمانهيي با خودبيني و ميل به تفوق، به جاي تشكر و سپاسگزاري عظيم گفتم: "چرا اين گلوله را من پرتاب نكردم" و ريا و رقابتي چركين را در وجود خويش احساس كردم.
حضرت حق را صد هزار بار شكر ميگويم كه رساله نور و بهويژه رسالههاي "اخلاص" تمام دسيسههاي دو نفس مذكور را ازاله و زخمهايي را كه ايجاد كرده بودند مداوا نمود؛ نيز حالات ياد شده را كه در يك دقيقه و ده دقيقه به وجود آمده بود يكباره از ميان برداشت. و از قصورم كه استغفاري معنويست با خبر گشتم و از درد و عذاب معجّل درون آن خطا خلاصي يافتم.حضرت حق را صد هزار بار شكر ميگويم كه رساله نور و بهويژه رسالههاي "اخلاص" تمام دسيسههاي دو نفس مذكور را ازاله و زخمهايي را كه ايجاد كرده بودند مداوا نمود؛ نيز حالات ياد شده را كه در يك دقيقه و ده دقيقه به وجود آمده بود يكباره از ميان برداشت. و از قصورم كه استغفاري معنويست با خبر گشتم و از درد و عذاب معجّل درون آن خطا خلاصي يافتم.
به يكايك همه برادرانمان سلام ميرسانم.به يكايك همه برادرانمان سلام ميرسانم.
— 299 —
برادران عزيز و صديقام! اضطرابي را كه ناگهان بر روحام الهام شد بيان ميكنم:برادران عزيز و صديقام! اضطرابي را كه ناگهان بر روحام الهام شد بيان ميكنم:
اهل ضلالت نتوانستند با شمشيرهاي الماسينِ رساله نور مقابله كنند؛ لذا احساس ميكنم و دانستهام كه با سوء استفاده از درد معيشتي كه در ميان شاگردان هست و با بهره بردن از غفلتي كه در موسم بهار حاصل ميشود و با ملاحظه تفاوت مشرب و مخالفت احساساتشان، نقاط ضعف آنها را تشخيص داده در پي از بين بردن تساند شاگردان برآمدهاند. مراقب باشيد! بسيار دقت كنيد تا جدايي و ناسازگارياي در بينتان ايجاد نشود. انسان نميتواند بري از خطا باشد ليكن درِ توبه همواره گشوده است.اهل ضلالت نتوانستند با شمشيرهاي الماسينِ رساله نور مقابله كنند؛ لذا احساس ميكنم و دانستهام كه با سوء استفاده از درد معيشتي كه در ميان شاگردان هست و با بهره بردن از غفلتي كه در موسم بهار حاصل ميشود و با ملاحظه تفاوت مشرب و مخالفت احساساتشان، نقاط ضعف آنها را تشخيص داده در پي از بين بردن تساند شاگردان برآمدهاند. مراقب باشيد! بسيار دقت كنيد تا جدايي و ناسازگارياي در بينتان ايجاد نشود. انسان نميتواند بري از خطا باشد ليكن درِ توبه همواره گشوده است.
نفس و شيطان وقتي شما را ی با آنكه محق هستيد ی در برابر برادرتان به اعتراض و انتقادي بر ميانگيزد بگوييد: «ما مكلفيم نه تنها چنين حقوق جزئيمان را بلكه زندگي و آبرو و سعادت دنيوي خود را براي تساند كه محكمترين رابطه رساله نور است فدا كنيم. به اعتبار نتيجهيي كه رساله نور نصيب ما كرده موظف به فدا كردن هر آنچه هستيم كه متعلق به دنيا و انانيت است». با گفتن چنين سخني نفس خود را ساكت كنيد. اگر مسألهيي وجود آمد كه ممكن است موجب نزاع و كشمكش شود در آن باره مشورت كنيد. خيلي سختگيري نكنيد؛ ممكن نيست همه يك مشرب داشته باشند. امروز واجب است با يكديگر با مسامحه رفتار كنيد.نفس و شيطان وقتي شما را ی با آنكه محق هستيد ی در برابر برادرتان به اعتراض و انتقادي بر ميانگيزد بگوييد: «ما مكلفيم نه تنها چنين حقوق جزئيمان را بلكه زندگي و آبرو و سعادت دنيوي خود را براي تساند كه محكمترين رابطه رساله نور است فدا كنيم. به اعتبار نتيجهيي كه رساله نور نصيب ما كرده موظف به فدا كردن هر آنچه هستيم كه متعلق به دنيا و انانيت است». با گفتن چنين سخني نفس خود را ساكت كنيد. اگر مسألهيي وجود آمد كه ممكن است موجب نزاع و كشمكش شود در آن باره مشورت كنيد. خيلي سختگيري نكنيد؛ ممكن نيست همه يك مشرب داشته باشند. امروز واجب است با يكديگر با مسامحه رفتار كنيد.
به همه برادرانمان سلام ميرسانيم.به همه برادرانمان سلام ميرسانيم.
— 300 —
برادران عزيز و صديقام! حضرت حق را سپاس بيپايان؛ زيرا در اين بهار كه موسم غفلت است با وجود بلاي درد معيشت، رساله نور به كسب پيروزيهايش ادامه ميدهد. از استانبول نوشتهاند هر كس كه رسالههاي ارسالي به آن شهر و مخصوصاً معجزات احمديهي خسرو را ميبيند و مطالعه ميكند و بهويژه علي رضا، امين فتوا با حيرت و تحسين ميگويد:برادران عزيز و صديقام! حضرت حق را سپاس بيپايان؛ زيرا در اين بهار كه موسم غفلت است با وجود بلاي درد معيشت، رساله نور به كسب پيروزيهايش ادامه ميدهد. از استانبول نوشتهاند هر كس كه رسالههاي ارسالي به آن شهر و مخصوصاً معجزات احمديهي خسرو را ميبيند و مطالعه ميكند و بهويژه علي رضا، امين فتوا با حيرت و تحسين ميگويد:
«اين طرز افاده و اثبات و بيان را در هيچ كتابي نديدهايم. در اين شرايط خلق چنين آثاري براي هيچ كس ميسر نبوده است».«اين طرز افاده و اثبات و بيان را در هيچ كتابي نديدهايم. در اين شرايط خلق چنين آثاري براي هيچ كس ميسر نبوده است».
لذا با كمال اشتياق از آن استقبال ميكنند. در آنكارا هم كساني كه در هيأتهاي نظامي فعاليت داشته و در دنيا مقامهاي مهمي دارند با شوق و ذوق و تمجيد، رساله نور را كتابت و موجبات مطالعه آن را فراهم ميكنند. پاشاهاي صاحب منصب نظامي مخصوصاً سرهنگ محمد يُمني با گفتن اينكه «رساله نور نجات دهنده ايمان است» با تقدير و تسليم تمام اين اثر را مطالعه كرده و بهره ميبرند. اينجا نيز دسيسهها و نقشههايي را به شيوههاي گوناگون عليه رساله نور و براي سست و بيانگيزه كردن شاگردان به كار ميگيرند بهويژه بلاي درد معيشت، اما قادر نيستند مانع گسترش رساله نور شوند. رساله نور روز به روز پيش ميرود. حتي كساني هم كه بيشتر حمله ميكنند تلاش دارند مخفيانه از آن بهره (معنوي) ببرند. حضرت حق را بينهايت شكر كه عنايت الهي و حمايت رباني ادامه دارد. ليكن منافقان متمرد با نقشهيي اساسي در جبهه ديگري هجوم آوردهاند. احتياط و دقت و ثبات قدم و تساند زيادي لازم است تا اين نقشه آنها نيز عقيم بماند، نقشه آنان چنين است:لذا با كمال اشتياق از آن استقبال ميكنند. در آنكارا هم كساني كه در هيأتهاي نظامي فعاليت داشته و در دنيا مقامهاي مهمي دارند با شوق و ذوق و تمجيد، رساله نور را كتابت و موجبات مطالعه آن را فراهم ميكنند. پاشاهاي صاحب منصب نظامي مخصوصاً سرهنگ محمد يُمني با گفتن اينكه «رساله نور نجات دهنده ايمان است» با تقدير و تسليم تمام اين اثر را مطالعه كرده و بهره ميبرند. اينجا نيز دسيسهها و نقشههايي را به شيوههاي گوناگون عليه رساله نور و براي سست و بيانگيزه كردن شاگردان به كار ميگيرند بهويژه بلاي درد معيشت، اما قادر نيستند مانع گسترش رساله نور شوند. رساله نور روز به روز پيش ميرود. حتي كساني هم كه بيشتر حمله ميكنند تلاش دارند مخفيانه از آن بهره (معنوي) ببرند. حضرت حق را بينهايت شكر كه عنايت الهي و حمايت رباني ادامه دارد. ليكن منافقان متمرد با نقشهيي اساسي در جبهه ديگري هجوم آوردهاند. احتياط و دقت و ثبات قدم و تساند زيادي لازم است تا اين نقشه آنها نيز عقيم بماند، نقشه آنان چنين است:
"از بين بردن وحدت و تساند طلبههاي رساله نور"؛ برنامه آنان عليه ما از هجده سال پيش تاكنون اين بوده است كه طلبههاي خاص را از ما دور و دلسرد كنند. اين نقشه ناكام ماند. اينك درصدد از بين بردن وحدت و تساند ما هستند و"از بين بردن وحدت و تساند طلبههاي رساله نور"؛ برنامه آنان عليه ما از هجده سال پيش تاكنون اين بوده است كه طلبههاي خاص را از ما دور و دلسرد كنند. اين نقشه ناكام ماند. اينك درصدد از بين بردن وحدت و تساند ما هستند و
— 301 —
در اين مسير ميخواهند برخي علما و دينداران را كه در پي منافع خويشاند رقيب جريان رساله نور كنند تا بتوانند مانع انتشار آن شوند.در اين مسير ميخواهند برخي علما و دينداران را كه در پي منافع خويشاند رقيب جريان رساله نور كنند تا بتوانند مانع انتشار آن شوند.
در انتهاي رساله "رمضان" گفته شده است كه گرسنگي، بيش از هر عذاب ديگري نفس اماره را مجبور به ترك تمرد ميكند؛ اينك نيز بلاي گرسنگي و درد معيشت كه مكافات بيبند و باريهاي گردن كشانهي منافقان است و گريبان بيگناهان و همه ملت را گرفته ممكن است مورد استفاده گمراهان قرار گرفته و آن را عليه شاگردان فقير رساله نور به كار برند. اكثريت مطلق شاگردان رساله نور تاكنون خدمت رساله نور را چاره و علاج هر بلا و دردي دانستهاند لذا ما هر روز به نسبت خدمتمان در معيشت شاهد سهولت هستيم، در قلب خويش آرامش را احساس كرده و در فشارها و سختيها گشايش ميبينيم. ترديدي نيست كه در بلايا و مصايب جديد نيز ميبايست با خدمت به رساله نور به مقابله پردازيم.در انتهاي رساله "رمضان" گفته شده است كه گرسنگي، بيش از هر عذاب ديگري نفس اماره را مجبور به ترك تمرد ميكند؛ اينك نيز بلاي گرسنگي و درد معيشت كه مكافات بيبند و باريهاي گردن كشانهي منافقان است و گريبان بيگناهان و همه ملت را گرفته ممكن است مورد استفاده گمراهان قرار گرفته و آن را عليه شاگردان فقير رساله نور به كار برند. اكثريت مطلق شاگردان رساله نور تاكنون خدمت رساله نور را چاره و علاج هر بلا و دردي دانستهاند لذا ما هر روز به نسبت خدمتمان در معيشت شاهد سهولت هستيم، در قلب خويش آرامش را احساس كرده و در فشارها و سختيها گشايش ميبينيم. ترديدي نيست كه در بلايا و مصايب جديد نيز ميبايست با خدمت به رساله نور به مقابله پردازيم.
به همه برادرانمان سلام ميرسانيم.به همه برادرانمان سلام ميرسانيم.
خسرو عزيز، صديق، ارجمند و گرامي! يكي از وجوه اعجاز قرآن معجز البيان را با قلم خارق العادهات نشان دادي، و ثواب خوانندگان قرآنهايي كه تو كتابت كردهيي پيوسته در دفتر حسناتات نوشته ميشود.خسرو عزيز، صديق، ارجمند و گرامي! يكي از وجوه اعجاز قرآن معجز البيان را با قلم خارق العادهات نشان دادي، و ثواب خوانندگان قرآنهايي كه تو كتابت كردهيي پيوسته در دفتر حسناتات نوشته ميشود.
از دو نسخه ارزشمندي كه براي من فرستاده بودي نخستين نسخه را توسط حلمي بيگ برايتان ارسال كردم. براساس يك حس قبل از وقوع، گويي قرار است اسپارتا را ترك كني پس هر دو نسخه را براي ما فرستادي. خيلي هم خوب شد. حال كه اسپارتا مدرسة الزهراي اكبر و مدرسه نوريه كبري شده است، به اين اوراد قدسي در آنجا مخصوصاً در آستانه ماههاي سه گانه نياز است. ان شاء الله شما هم در آنجا مانند ما جزءها را بين خود تقسيم كنيد تا در ختمهاي قرآن قرائت شود.از دو نسخه ارزشمندي كه براي من فرستاده بودي نخستين نسخه را توسط حلمي بيگ برايتان ارسال كردم. براساس يك حس قبل از وقوع، گويي قرار است اسپارتا را ترك كني پس هر دو نسخه را براي ما فرستادي. خيلي هم خوب شد. حال كه اسپارتا مدرسة الزهراي اكبر و مدرسه نوريه كبري شده است، به اين اوراد قدسي در آنجا مخصوصاً در آستانه ماههاي سه گانه نياز است. ان شاء الله شما هم در آنجا مانند ما جزءها را بين خود تقسيم كنيد تا در ختمهاي قرآن قرائت شود.
— 302 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اين بار در نامه حافظ علي بشارت بزرگي را احساس كرديم مبني بر اينكه اسبابي براي طبع و نشر قرآن معجز البيانمان وجود دارد و موانعي در كار نيست. مادام كه خسروي گرامي آمد اولين حق در اين موضوع از آن اوست؛ و مادام كه طاهري و دو علي و حافظ مصطفي با تساند عالي و خدمات آشكارشان تاكنون موجب خوشحالي تمام طلبههاي رساله نور بوده و اهل ايمان را خشنود و رهين خود نمودهاند؛ و با وجود صداقت محكم رشدي قهرمان، بايد در اين خدمت قرآنيِ بزرگ و سنگين و ارزشمند در كمال تساند با خسرو همكاري كرد.اين بار در نامه حافظ علي بشارت بزرگي را احساس كرديم مبني بر اينكه اسبابي براي طبع و نشر قرآن معجز البيانمان وجود دارد و موانعي در كار نيست. مادام كه خسروي گرامي آمد اولين حق در اين موضوع از آن اوست؛ و مادام كه طاهري و دو علي و حافظ مصطفي با تساند عالي و خدمات آشكارشان تاكنون موجب خوشحالي تمام طلبههاي رساله نور بوده و اهل ايمان را خشنود و رهين خود نمودهاند؛ و با وجود صداقت محكم رشدي قهرمان، بايد در اين خدمت قرآنيِ بزرگ و سنگين و ارزشمند در كمال تساند با خسرو همكاري كرد.
مراقب باشيد و دقت كنيد! به اهل ضلالت اين امكان را ندهيد كه از اختلاف سليقه و نقاط ضعف و مشكلاتي كه در تأمين معيشت داريد سوء استفاده كنند و شما را به انتقاد از يكديگر تحريك نمايند. با مشورت شرعي رأي و نظرتان را از تفرقه محافظت نماييد. دستورالعملهاي رساله "اخلاص" را هميشه در نظر داشته باشيد؛ والّا مختصر اختلافي در اين زمان ميتواند به رساله نور خسارت بزرگي بزند. لزومي به پنهان كردن از شما نيست؛ اينك فيضي و امين هم ميدانند كه انتقادي به غايت پيش پا افتاده در ميان شما، به ما در اينجا ضرر ميرساند. با اينكه من در اين خصوص هيچ اطلاعي نداشتم در اين مورد دو نامه نوشتم و به لحاظ روحي بسيار نگران بودم. مشوش بودم كه "نكند حمله جديدي در كار باشد؟"مراقب باشيد و دقت كنيد! به اهل ضلالت اين امكان را ندهيد كه از اختلاف سليقه و نقاط ضعف و مشكلاتي كه در تأمين معيشت داريد سوء استفاده كنند و شما را به انتقاد از يكديگر تحريك نمايند. با مشورت شرعي رأي و نظرتان را از تفرقه محافظت نماييد. دستورالعملهاي رساله "اخلاص" را هميشه در نظر داشته باشيد؛ والّا مختصر اختلافي در اين زمان ميتواند به رساله نور خسارت بزرگي بزند. لزومي به پنهان كردن از شما نيست؛ اينك فيضي و امين هم ميدانند كه انتقادي به غايت پيش پا افتاده در ميان شما، به ما در اينجا ضرر ميرساند. با اينكه من در اين خصوص هيچ اطلاعي نداشتم در اين مورد دو نامه نوشتم و به لحاظ روحي بسيار نگران بودم. مشوش بودم كه "نكند حمله جديدي در كار باشد؟"
از همين ضررهاست كه بخش مناجات كه با آمدن خسروي ارجمند با شوقي دوباره و به سرعت براي ما كتابت گرديده و به انتهاي حزب نوري الحاق يافته بود با تأخيري پانزده روزه به دستمان رسيد. من حدس ميزدم پانزده روز پيش به دستمان خواهد رسيد. انسان بيخطا نيست؛ بيرقيب هم نيست. شاگردان قهرمان رساله نور همچنان كه بر همه مشكلات غلبه ميكنند، ان شاء الله در اين فصل مهم و دهشتانگيز باز غلبه خواهند يافت. آنها صفا و اخلاص خود را از دست نميدهند و در خدمت خود سستي ايجاد نخواهند كرد. شما تدبير مادي رااز همين ضررهاست كه بخش مناجات كه با آمدن خسروي ارجمند با شوقي دوباره و به سرعت براي ما كتابت گرديده و به انتهاي حزب نوري الحاق يافته بود با تأخيري پانزده روزه به دستمان رسيد. من حدس ميزدم پانزده روز پيش به دستمان خواهد رسيد. انسان بيخطا نيست؛ بيرقيب هم نيست. شاگردان قهرمان رساله نور همچنان كه بر همه مشكلات غلبه ميكنند، ان شاء الله در اين فصل مهم و دهشتانگيز باز غلبه خواهند يافت. آنها صفا و اخلاص خود را از دست نميدهند و در خدمت خود سستي ايجاد نخواهند كرد. شما تدبير مادي را
— 303 —
بهتر از من ميدانيد، ليكن مادام كه خسرو و رشدي از اركان بسيار مهم رساله نور هستند و در اطرافشان نيز شاگردان بسيار مهمي حضور دارند؛ و مادام كه مسجّل شده است كه حافظ علي، طاهري، حافظ مصطفي، و علي كوچك در خدمت به رساله نور كاملاً موفق بوده، و با اين موفقيت قبول تام يافتهاند، اين دو جريان بايد مانند دو چشم در سر آدمي باشند. تساند كاملي لازم است تا بتوانند اين گنجينه ثقيل را تحمل كنند.بهتر از من ميدانيد، ليكن مادام كه خسرو و رشدي از اركان بسيار مهم رساله نور هستند و در اطرافشان نيز شاگردان بسيار مهمي حضور دارند؛ و مادام كه مسجّل شده است كه حافظ علي، طاهري، حافظ مصطفي، و علي كوچك در خدمت به رساله نور كاملاً موفق بوده، و با اين موفقيت قبول تام يافتهاند، اين دو جريان بايد مانند دو چشم در سر آدمي باشند. تساند كاملي لازم است تا بتوانند اين گنجينه ثقيل را تحمل كنند.
به يكايك برادرانمان سلام ميرسانيم.به يكايك برادرانمان سلام ميرسانيم.
منظومه خالص و زيباي احمد نجار ی طلبه ارجمند مدرسه نوريه صاو ی بسيار خوشحالمان كرد و وارد مجموعه نامهها شد. مخصوصاً اينكه فرزنداناش از كرسي رساله نور پايين نيامدهاند و او گفته است: «كسي كه بر آن كرسي نوراني بنشيند از آتشها و طغيانها نجات مييابد». با چنين جملاتي گويا طلبه حقيقي و كامل مدرسةُ الزهرا از آينده به زمان حال آمده و به ما تسلي خاطر داده و بشارت ميدهد كه طلبههاي كوچك رساله نور افزايش خواهند يافت.منظومه خالص و زيباي احمد نجار ی طلبه ارجمند مدرسه نوريه صاو ی بسيار خوشحالمان كرد و وارد مجموعه نامهها شد. مخصوصاً اينكه فرزنداناش از كرسي رساله نور پايين نيامدهاند و او گفته است: «كسي كه بر آن كرسي نوراني بنشيند از آتشها و طغيانها نجات مييابد». با چنين جملاتي گويا طلبه حقيقي و كامل مدرسةُ الزهرا از آينده به زمان حال آمده و به ما تسلي خاطر داده و بشارت ميدهد كه طلبههاي كوچك رساله نور افزايش خواهند يافت.
در آغاز تأليف رساله نور كه من در بارلا بودم مرحومه زهرا همسر سركاتب حافظ توفيق شامي، براي آنكه همسرش بتواند رساله نور را كتابت كند به جاي او كار ميكرد و بر پشتاش هيزم ميآورد تا او رسالهها را كتابت كند. ما نيز در مقابل نيكيهاي آن مرحومه، از همان زمان ناماش را در ميان طلبههاي خاص رساله نور كه از دنيا رفتهاند ذكر نموده و ايشان را در دعاهايمان شريك كرده و ميكنيم.در آغاز تأليف رساله نور كه من در بارلا بودم مرحومه زهرا همسر سركاتب حافظ توفيق شامي، براي آنكه همسرش بتواند رساله نور را كتابت كند به جاي او كار ميكرد و بر پشتاش هيزم ميآورد تا او رسالهها را كتابت كند. ما نيز در مقابل نيكيهاي آن مرحومه، از همان زمان ناماش را در ميان طلبههاي خاص رساله نور كه از دنيا رفتهاند ذكر نموده و ايشان را در دعاهايمان شريك كرده و ميكنيم.
— 304 —
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام! اين بار از اركان رساله نور سه چهار نامه به دستام رسيد كه من را بسيار خوشحال كرد و به شكر و سپاسگزاري سوق داد. نامههايي كه نگراني اين روزهاي مرا از بين برد و نشان داد كه ولايت اسپارتا يك مدرسة الزهراي معنويست و شاگردان رساله نورِ آنجا در ثبات قدم و صداقت از ديگران برترند. در اين نامهها از خدمت برادران خاصام به رساله نور و كمكي كه با قلمهايشان ميكنند و از خودگذشتگي و فداكاريهايي كه دارند صحبت شده است و ما معتقديم همه اينها در چنين زمانه و موسمي يكي از عنايات درخشان ربانيست.برادران عزيز و صديقام! اين بار از اركان رساله نور سه چهار نامه به دستام رسيد كه من را بسيار خوشحال كرد و به شكر و سپاسگزاري سوق داد. نامههايي كه نگراني اين روزهاي مرا از بين برد و نشان داد كه ولايت اسپارتا يك مدرسة الزهراي معنويست و شاگردان رساله نورِ آنجا در ثبات قدم و صداقت از ديگران برترند. در اين نامهها از خدمت برادران خاصام به رساله نور و كمكي كه با قلمهايشان ميكنند و از خودگذشتگي و فداكاريهايي كه دارند صحبت شده است و ما معتقديم همه اينها در چنين زمانه و موسمي يكي از عنايات درخشان ربانيست.
"قرآن داراي معجزه" كه طاهري و دو عليِ شاغل در كارخانه نور خواسته بودند، همراه با رساله اعجاز قرآن با ضمايماش نزد حافظ امين در استانبول است؛ ترتيبي دادهاند كه خوانده شود و از رويش كتابت كنند. اگر بخواهيد ميتوانيد نسخه مرا از حافظ امين بگيريد و به جايش يكي از نسخههاي زيباي داراي ضمايم بدهيد تا نزد او بماند. نسخه كتابت شده اخير قرآن را در صورت لزوم و عملاً براي انتشار، وقتي آمديد به استانبول خواهم فرستاد."قرآن داراي معجزه" كه طاهري و دو عليِ شاغل در كارخانه نور خواسته بودند، همراه با رساله اعجاز قرآن با ضمايماش نزد حافظ امين در استانبول است؛ ترتيبي دادهاند كه خوانده شود و از رويش كتابت كنند. اگر بخواهيد ميتوانيد نسخه مرا از حافظ امين بگيريد و به جايش يكي از نسخههاي زيباي داراي ضمايم بدهيد تا نزد او بماند. نسخه كتابت شده اخير قرآن را در صورت لزوم و عملاً براي انتشار، وقتي آمديد به استانبول خواهم فرستاد.
نامه مفصل، ارزشمند و تأثيرگذار خسرو و نامه مختصر رشدي قهرمان در حاشيهاش، كمكهاي برادران مهممان با قلمهايشان به ما ی كه با آنها ارتباط زيادي دارم ی و اينكه پرداختن به رساله نور را بر هر كار ديگري ترجيح ميدهند، همچنين تلاش و فعاليت بيوقفه خسرو كه از آمدنش تاكنون ادامه دارد، همه ثابت ميكنند كه اسپارتا به صورت تمام و كمال رساله نور را از آن خود ميداند و به جاي يك سعيد هزار سعيد يافته است. حضرت حق را بينهايت شكر و سپاس ونامه مفصل، ارزشمند و تأثيرگذار خسرو و نامه مختصر رشدي قهرمان در حاشيهاش، كمكهاي برادران مهممان با قلمهايشان به ما ی كه با آنها ارتباط زيادي دارم ی و اينكه پرداختن به رساله نور را بر هر كار ديگري ترجيح ميدهند، همچنين تلاش و فعاليت بيوقفه خسرو كه از آمدنش تاكنون ادامه دارد، همه ثابت ميكنند كه اسپارتا به صورت تمام و كمال رساله نور را از آن خود ميداند و به جاي يك سعيد هزار سعيد يافته است. حضرت حق را بينهايت شكر و سپاس و
— 305 —
حمد! هزينه چاپ و جلد "قرآنِ داراي معجزه" به سي هزار ليره بالغ ميشود لذا تأخير در اين مسأله بزرگ فعلاً ضروريست.حمد! هزينه چاپ و جلد "قرآنِ داراي معجزه" به سي هزار ليره بالغ ميشود لذا تأخير در اين مسأله بزرگ فعلاً ضروريست.
رأفت بيگ بخش ابتدايي نامه عجيب و شگفت انگيزش را ی كه موجب حيرت ما شد ی بدان علت در مجموعه نامهها نوشته است كه مدار عبرت قرار گيرد. به ويژه معتقد است گفتار سيام را كه "انا و ذره" نام دارد هر مؤمني بايد حفظ كند، و همچنين ميگويد گربهيي كه در بارلا ذكر يا رحيم، يا رحيم از خود بروز ميداد و نام عبدالرحيم كسب كرده بود برادري دارد كه هنگام اذان محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام مانند انسان مينشيند و مشتاقانه گوش ميكند. اين مطالب ما را هم مانند شما مسرور و متحير كرد؛ آن را بشارتي دانستيم براي ظهور تام اذان محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام. خوابي هم كه محمد حلبيساز كه مانند كاتب عثمان و محمد زهدي در خدمت به قرآن پيشكسوت، ارزشمند و گراميست ديده مهم است. خير است ان شاء الله. براي اسپارتا خير كثير است؛ در اين خواب مژدهي مهمي هست.رأفت بيگ بخش ابتدايي نامه عجيب و شگفت انگيزش را ی كه موجب حيرت ما شد ی بدان علت در مجموعه نامهها نوشته است كه مدار عبرت قرار گيرد. به ويژه معتقد است گفتار سيام را كه "انا و ذره" نام دارد هر مؤمني بايد حفظ كند، و همچنين ميگويد گربهيي كه در بارلا ذكر يا رحيم، يا رحيم از خود بروز ميداد و نام عبدالرحيم كسب كرده بود برادري دارد كه هنگام اذان محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام مانند انسان مينشيند و مشتاقانه گوش ميكند. اين مطالب ما را هم مانند شما مسرور و متحير كرد؛ آن را بشارتي دانستيم براي ظهور تام اذان محمدي عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام. خوابي هم كه محمد حلبيساز كه مانند كاتب عثمان و محمد زهدي در خدمت به قرآن پيشكسوت، ارزشمند و گراميست ديده مهم است. خير است ان شاء الله. براي اسپارتا خير كثير است؛ در اين خواب مژدهي مهمي هست.
نامه برادرمان رأفت به چهار وجه من را خوشحال كرد. اصولاً از گذشته خسرو و رأفت و رشدي در خيال و تصور من يكي شدهاند. حضرت حق را سپاس كه همچنان داراي صداقت تام و ثباتِ قدمي هستند كه از آنها انتظار داشتم.نامه برادرمان رأفت به چهار وجه من را خوشحال كرد. اصولاً از گذشته خسرو و رأفت و رشدي در خيال و تصور من يكي شدهاند. حضرت حق را سپاس كه همچنان داراي صداقت تام و ثباتِ قدمي هستند كه از آنها انتظار داشتم.
به برادران ثابت قدمي كه در نامههاي خسرو و حافظ علي از آنها اسم برده شده، همچنين به كاتب عثمان و محمد زهدي و حافظ علي اسپارتايي و قهرمانان صاو يك به يك سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم. الان در حال نوشتن اين نامه بودم كه امين، نامه صبري، سانترالبه برادران ثابت قدمي كه در نامههاي خسرو و حافظ علي از آنها اسم برده شده، همچنين به كاتب عثمان و محمد زهدي و حافظ علي اسپارتايي و قهرمانان صاو يك به يك سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم. الان در حال نوشتن اين نامه بودم كه امين، نامه صبري، سانترال
اسميست كه استاد به خاطر فعاليت زياد صبري در برقراري ارتباط با طلبههاي ديگر نور به او اطلاق نمود.اسميست كه استاد به خاطر فعاليت زياد صبري در برقراري ارتباط با طلبههاي ديگر نور به او اطلاق نمود.
رساله نور را آورد. آن را باز كرديم، و ديديم نوشته است رساله مناجات كه داير بر بحث عدم بارش باران است، بارها كتابت شده و به بركت همين امر باران باريده و رحمت الهي به داد فقرا و تهيدستان رسيده است. به اين ترتيب مسأله مهمي براي من حل شد.رساله نور را آورد. آن را باز كرديم، و ديديم نوشته است رساله مناجات كه داير بر بحث عدم بارش باران است، بارها كتابت شده و به بركت همين امر باران باريده و رحمت الهي به داد فقرا و تهيدستان رسيده است. به اين ترتيب مسأله مهمي براي من حل شد.
— 306 —
در اينجا هم مردم شديداً به باران نيازمند بودند. هيچ علامتي هم مبني بر اينكه خواهد باريد احساس نميشد. نباريدن باران در زمان اين قحطي براي فقرا و مستمندان بسيار سخت بود. من سه بار بعد از نماز، مستمندان معصوم و حيوانات گرسنه و رساله نور را شفيع قرار دادم و دعا كرديم. ناگهان در همان شب به صورتي كاملاً غير منتظره استجابت كامل دعا را ديديم. من شگفت زده نتوانستم بفهمم كه دعاي ناچيز ما تا چه حد در مسألهيي چنان بزرگ تأثير داشته است. گفتم: "گويا دعاي ما در دعاهاي بسيار مهم سهمي يك هزارمي داشته است". اينك معلوم شد كه ادعيه نوراني و معنوي نورانيهاي اسپارتا از آن رحمت، سهمي هم به ما داده است. حتي اين معنا و اين حيرتام را نيز اكنون به فيضي كه يكي از آمين گويانِ هنگامِ دعا خواندن من بود گفتم. اگر اين را پيشتر به او ميگفتم نميتوانستم حُسن ظناش را نسبت به خودم تعديل كنم؛ چرا كه او بيشترين سهم را به استادش ميدهد.در اينجا هم مردم شديداً به باران نيازمند بودند. هيچ علامتي هم مبني بر اينكه خواهد باريد احساس نميشد. نباريدن باران در زمان اين قحطي براي فقرا و مستمندان بسيار سخت بود. من سه بار بعد از نماز، مستمندان معصوم و حيوانات گرسنه و رساله نور را شفيع قرار دادم و دعا كرديم. ناگهان در همان شب به صورتي كاملاً غير منتظره استجابت كامل دعا را ديديم. من شگفت زده نتوانستم بفهمم كه دعاي ناچيز ما تا چه حد در مسألهيي چنان بزرگ تأثير داشته است. گفتم: "گويا دعاي ما در دعاهاي بسيار مهم سهمي يك هزارمي داشته است". اينك معلوم شد كه ادعيه نوراني و معنوي نورانيهاي اسپارتا از آن رحمت، سهمي هم به ما داده است. حتي اين معنا و اين حيرتام را نيز اكنون به فيضي كه يكي از آمين گويانِ هنگامِ دعا خواندن من بود گفتم. اگر اين را پيشتر به او ميگفتم نميتوانستم حُسن ظناش را نسبت به خودم تعديل كنم؛ چرا كه او بيشترين سهم را به استادش ميدهد.
در نامه صبري گفته ميشود صديق سليمان و برادرانمان در بارلا سلام ميرسانند؛ آنها از پيوند ديرينه خود با رساله نور همچنان محافظت ميكنند؛ اين موارد باعث شد زندگيام را در بارلا با حسرت به ياد آورم. من هم به آنها درودهاي فراوان ميفرستم.در نامه صبري گفته ميشود صديق سليمان و برادرانمان در بارلا سلام ميرسانند؛ آنها از پيوند ديرينه خود با رساله نور همچنان محافظت ميكنند؛ اين موارد باعث شد زندگيام را در بارلا با حسرت به ياد آورم. من هم به آنها درودهاي فراوان ميفرستم.
در نامه خسرو ارجمند نوشته شده است نسخهيي از كتابتهاي رأفت، رشدي، كاتب عثمان، عثمان نوري، عاطف و فيضي از برادران خاص به ما هديه داده ميشود تا به عنوان يادگاري هميشه به خاطر داشته باشيم. حضرت حق به ازاي هر حرفي كه نوشتهاند هزار حسنه عطا كند! آمين.در نامه خسرو ارجمند نوشته شده است نسخهيي از كتابتهاي رأفت، رشدي، كاتب عثمان، عثمان نوري، عاطف و فيضي از برادران خاص به ما هديه داده ميشود تا به عنوان يادگاري هميشه به خاطر داشته باشيم. حضرت حق به ازاي هر حرفي كه نوشتهاند هزار حسنه عطا كند! آمين.
— 307 —
برادران عزيز و صديقام! احتياط هميشه امر پسنديدهييست. در واقع حضرت امام علي (رض) نيز از سر كرامت به ما توصيه ميكند كه جانب احتياط را نگاهداريم. اينك حادثه جديدي را بشنويد كه در شرق رخ داده است:برادران عزيز و صديقام! احتياط هميشه امر پسنديدهييست. در واقع حضرت امام علي (رض) نيز از سر كرامت به ما توصيه ميكند كه جانب احتياط را نگاهداريم. اينك حادثه جديدي را بشنويد كه در شرق رخ داده است:
اثري مشهور به نام "وصيتنامه پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" متعلق به شيخ احمد از خادمان بارگاه پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام توسط مريدان و خلفاي يكي از شيوخ شرق تركيه به نفیع دين در آن حوالي دست به دست ميگردد و توزيع ميشود. اين ماجرا صلاح الدين قهرمان را كه در آن نواحي فعاليت ميكند تا حدودي به احتياط سوق داده است؛ او براي اينكه گمان نشود جريان رسالهي نور ی كه در مرتبهيي بالاتر از همه سياستها قرار دارد و به سياست تنزّل نمييابد ی با جريانهايي كه ممكن است با سياست تماس داشته باشد مشاركتي دارد، مجبور به احتياط بيشتر و متوقف كردن كارهايش شده است. امروز در حالي كه قیرار بود براي انجام وظيفهيي مدت پنج ماه به آنكارا برود به اينجا آمد. يك مأمور مخفي هم كه در تعقيباش بود از پشت سر او وارد شد. بعد از آنكه صلاح الدين برخاست من به آن جاسوس گفتم: رساله نور و شاگرداناش كه درس كاملي از آن گرفتهاند نه فقط در برابر سياستهاي دنيا كه حتي در برابر تمام دنيا هم نميتوانند اين اثر را وسيله قرار دهند و تا امروز نيز چنين نكردهاند؛ ما به دنيا و اهل دنيا كاري نداريم ... اين توهم كه ممكن است از ما ضرري به آنها برسد ديوانگيست.اثري مشهور به نام "وصيتنامه پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام" متعلق به شيخ احمد از خادمان بارگاه پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام توسط مريدان و خلفاي يكي از شيوخ شرق تركيه به نفیع دين در آن حوالي دست به دست ميگردد و توزيع ميشود. اين ماجرا صلاح الدين قهرمان را كه در آن نواحي فعاليت ميكند تا حدودي به احتياط سوق داده است؛ او براي اينكه گمان نشود جريان رسالهي نور ی كه در مرتبهيي بالاتر از همه سياستها قرار دارد و به سياست تنزّل نمييابد ی با جريانهايي كه ممكن است با سياست تماس داشته باشد مشاركتي دارد، مجبور به احتياط بيشتر و متوقف كردن كارهايش شده است. امروز در حالي كه قیرار بود براي انجام وظيفهيي مدت پنج ماه به آنكارا برود به اينجا آمد. يك مأمور مخفي هم كه در تعقيباش بود از پشت سر او وارد شد. بعد از آنكه صلاح الدين برخاست من به آن جاسوس گفتم: رساله نور و شاگرداناش كه درس كاملي از آن گرفتهاند نه فقط در برابر سياستهاي دنيا كه حتي در برابر تمام دنيا هم نميتوانند اين اثر را وسيله قرار دهند و تا امروز نيز چنين نكردهاند؛ ما به دنيا و اهل دنيا كاري نداريم ... اين توهم كه ممكن است از ما ضرري به آنها برسد ديوانگيست.
اولاً: قرآن ما را از سياست منع كرده است، تا حقايق چون الماس، در نظر اهل دنيا به درجه تكه شيشه تنزل نيابد.اولاً: قرآن ما را از سياست منع كرده است، تا حقايق چون الماس، در نظر اهل دنيا به درجه تكه شيشه تنزل نيابد.
ثانياً: شفقت و وجدان و حقيقت ما را از سياست منع ميكند، زيرا اگر شمار منافقان بيدينِ مستحق سيلي از هر ده نفر دو نفر باشد، هفت هشت نفر زن و فرزند و كودك معصوم و بيچاره و ناتوان و بيمار و سالمند هم با آنها مرتبطند. اگر بلا و مصيبتي حادث شود آن بيگناهان نيز دچار بلا ميشوند و شايد دوثانياً: شفقت و وجدان و حقيقت ما را از سياست منع ميكند، زيرا اگر شمار منافقان بيدينِ مستحق سيلي از هر ده نفر دو نفر باشد، هفت هشت نفر زن و فرزند و كودك معصوم و بيچاره و ناتوان و بيمار و سالمند هم با آنها مرتبطند. اگر بلا و مصيبتي حادث شود آن بيگناهان نيز دچار بلا ميشوند و شايد دو
— 308 —
منافق بيديني كه گفتيم كمتر ضرر خواهند ديد. اين است كه پرداختن به سياست آن هم به نحوي كه اداره امور و آسايش مردم به هم بريزد و حصول نتيجه نيز مشكوك باشد چيزيست كه شفقت و رحمت و حق و حقيقتي كه در ماهيت رساله نور هست شاگردان را از آن منع ميكند.منافق بيديني كه گفتيم كمتر ضرر خواهند ديد. اين است كه پرداختن به سياست آن هم به نحوي كه اداره امور و آسايش مردم به هم بريزد و حصول نتيجه نيز مشكوك باشد چيزيست كه شفقت و رحمت و حق و حقيقتي كه در ماهيت رساله نور هست شاگردان را از آن منع ميكند.
ثالثاً: اين وطن، اين ملت و دولتمردان اين وطن، در هر وضعيت و فكري شديداً به رساله نور نيازمندند. ترسيدن يا عداوت كردن كه هيچ، بيدينترينشان نيز ميبايست از اصول حق پرستانه آن طرفداري كنند؛ مگر اينكه خائن در حق تمام ملت و وطن و حاكميت اسلامي باشد، زيرا براي نجات حيات اجتماعي اين ملت و اين وطن از آنارشيسم و رهايي از خطرهاي بزرگ، پنج مطلب اساسي زير لازم و ضروريست:ثالثاً: اين وطن، اين ملت و دولتمردان اين وطن، در هر وضعيت و فكري شديداً به رساله نور نيازمندند. ترسيدن يا عداوت كردن كه هيچ، بيدينترينشان نيز ميبايست از اصول حق پرستانه آن طرفداري كنند؛ مگر اينكه خائن در حق تمام ملت و وطن و حاكميت اسلامي باشد، زيرا براي نجات حيات اجتماعي اين ملت و اين وطن از آنارشيسم و رهايي از خطرهاي بزرگ، پنج مطلب اساسي زير لازم و ضروريست:
اول: مهربانياول: مهرباني
دوم: احترامدوم: احترام
سوم: امنيتسوم: امنيت
چهارم: آگاهي از حرام و حلال و اجتناب از حرامچهارم: آگاهي از حرام و حلال و اجتناب از حرام
پنجم: تبعيت كردن، و دست برداشتن از بيقيد و بندي.پنجم: تبعيت كردن، و دست برداشتن از بيقيد و بندي.
رساله نور وقتي به حيات اجتماعي ميپردازد، پنج مطلب اساسي مذكور را تأمين و سنگ زيرين آسايش (مردم) را تثبيت ميكند. آنان كه با رساله نور مخالفت ميكنند، در واقع كارشان به نفع آنارشيسم است و دشمني با وطن و ملت و آسايش مردم محسوب ميشود.رساله نور وقتي به حيات اجتماعي ميپردازد، پنج مطلب اساسي مذكور را تأمين و سنگ زيرين آسايش (مردم) را تثبيت ميكند. آنان كه با رساله نور مخالفت ميكنند، در واقع كارشان به نفع آنارشيسم است و دشمني با وطن و ملت و آسايش مردم محسوب ميشود.
خلاصهي اين مطلب را براي آن جاسوس بيان كردم، و گفتم: "به كساني كه تو را فرستادهاند بگو از فردي كه هجده سال است حتي يكبار هم براي راحتياش به دولت مراجعه نكرده، و بيست و يك ماه است از جنگهايي كه دنيا را به هرج و مرج كشانده بيخبر است، و درخواستهاي دوستانه افراد مهم در مقامهاي بالا را براي ديدار و گفتگو با ابراز بينيازي نپذيرفته است، چرا بايد ترسيد و متوهم شد؟ اينكه با احتمال دخالت او در دنيايتان ترسيده و با زير نظر گرفتنهاي مدام، او را تحت فشار قرار ميدهيد چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ چه مصلحتي در اينخلاصهي اين مطلب را براي آن جاسوس بيان كردم، و گفتم: "به كساني كه تو را فرستادهاند بگو از فردي كه هجده سال است حتي يكبار هم براي راحتياش به دولت مراجعه نكرده، و بيست و يك ماه است از جنگهايي كه دنيا را به هرج و مرج كشانده بيخبر است، و درخواستهاي دوستانه افراد مهم در مقامهاي بالا را براي ديدار و گفتگو با ابراز بينيازي نپذيرفته است، چرا بايد ترسيد و متوهم شد؟ اينكه با احتمال دخالت او در دنيايتان ترسيده و با زير نظر گرفتنهاي مدام، او را تحت فشار قرار ميدهيد چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ چه مصلحتي در اين
— 309 —
كار وجود دارد؟ براساس كدام قانون چنين ميكنيد؟ ديوانگان هم ميدانند كه مخالفت با او ديوانگيست". جاسوس مذكور آنگاه برخاست و رفت.كار وجود دارد؟ براساس كدام قانون چنين ميكنيد؟ ديوانگان هم ميدانند كه مخالفت با او ديوانگيست". جاسوس مذكور آنگاه برخاست و رفت.
به همهي برادرانمان به خصوص اركان رساله نور و آنان كه در چاپخانه هستند بهويژه ناشران حزب نوري، حافظ علي، طاهري قهرمان، حافظ مصطفي و رفقايشان يكايك سلام ميرسانيم.به همهي برادرانمان به خصوص اركان رساله نور و آنان كه در چاپخانه هستند بهويژه ناشران حزب نوري، حافظ علي، طاهري قهرمان، حافظ مصطفي و رفقايشان يكايك سلام ميرسانيم.
برادران عزيز، صديق و ارجمندم! حضرت حق را بينهايت سپاسگزارم كه در اين زمانه عجيب برادران خالص، مخلص، متواضع و فداكاري چون شما را به ما احسان فرمود.برادران عزيز، صديق و ارجمندم! حضرت حق را بينهايت سپاسگزارم كه در اين زمانه عجيب برادران خالص، مخلص، متواضع و فداكاري چون شما را به ما احسان فرمود.
اين بار چهار نامه را خواندم كه خسرو، حافظ علي، حافظ مصطفي و علي كوچك خطاب به يكديگر نوشتهاند. در اعماق دلم شادي، حس سپاسگزاري و رضايت را حس كردم. پي بردم كه اين برادران بسيار ارزشمند تا چه حد عالي همتاند و روحشان چهقدر متعاليست و در خدمت به رساله نور تا چه مرتبه فداكارند. از آنجا كه رساله نور به دست چنين افراد خالص و قدرتمندي سپرده شده، اطمينان يافتيم كه شكست نخواهد خورد. اين وحدت و تساند نيرومند همواره موجب حيات و درخشش آن خواهد بود.اين بار چهار نامه را خواندم كه خسرو، حافظ علي، حافظ مصطفي و علي كوچك خطاب به يكديگر نوشتهاند. در اعماق دلم شادي، حس سپاسگزاري و رضايت را حس كردم. پي بردم كه اين برادران بسيار ارزشمند تا چه حد عالي همتاند و روحشان چهقدر متعاليست و در خدمت به رساله نور تا چه مرتبه فداكارند. از آنجا كه رساله نور به دست چنين افراد خالص و قدرتمندي سپرده شده، اطمينان يافتيم كه شكست نخواهد خورد. اين وحدت و تساند نيرومند همواره موجب حيات و درخشش آن خواهد بود.
آري برادران من! شما از سرّ اخلاص كاملاً محافظت كرده، و در ميان اين همه اسباب تفرقه، وحدتتان را حفظ ميكنيد و اين واقعاً عاليست. از مطالعه چهار نامهيتان دانستم حافظ علي در اوج تواضع و فروتنياش ی كه واقعاً استثناييست ی از اخلاص خود و قاعدهي "فنا في الاخوان" حفاظت ميكند؛ خسرو تدبير و درايتي دارد كه انصافاً نيازي به تدبير من باقي نميگذارد؛ همچنين اخلاص و تواضع عالياش به حافظ علي ميماند؛ به همين ترتيب دانستم كه حافظ مصطفي در متن اقتدار چشمگيري كه در خدمت نوريه دارد داراي صداقتي واقعي و روحيهي تسليم و فداكاري محض است؛ همچنين دانستم علي كوچك با آن روح بزرگ ی كه معناي حافظ علي و عبدالرحمان و لطفي را در خود دارد ی خدمت بهآري برادران من! شما از سرّ اخلاص كاملاً محافظت كرده، و در ميان اين همه اسباب تفرقه، وحدتتان را حفظ ميكنيد و اين واقعاً عاليست. از مطالعه چهار نامهيتان دانستم حافظ علي در اوج تواضع و فروتنياش ی كه واقعاً استثناييست ی از اخلاص خود و قاعدهي "فنا في الاخوان" حفاظت ميكند؛ خسرو تدبير و درايتي دارد كه انصافاً نيازي به تدبير من باقي نميگذارد؛ همچنين اخلاص و تواضع عالياش به حافظ علي ميماند؛ به همين ترتيب دانستم كه حافظ مصطفي در متن اقتدار چشمگيري كه در خدمت نوريه دارد داراي صداقتي واقعي و روحيهي تسليم و فداكاري محض است؛ همچنين دانستم علي كوچك با آن روح بزرگ ی كه معناي حافظ علي و عبدالرحمان و لطفي را در خود دارد ی خدمت به
— 310 —
رساله نور را بر هر چيز ديگري در دنيا ترجيح داده و آن را بزرگترين مقصد زندگي خود كرده و در مقابله با سبب اختلاف از مقاومتي قدرتمند برخوردار است. در ضمن هيچ ترديدي نداريم كه طاهري و رشدي قهرمان كه با همان شيوه و موضوع مرتبطاند نيز از همان حقيقت و اخلاق برخوردار ميباشند. به حساب رساله نور به درگاه حضرت حق، حمد بيپايان داريم و به شما تبريك ميگوييم كه اين شش ركن (رساله نور) در چنين اوضاع لرزان گذرايي با وحدتي حقيقي دست به دست هم داده شانه به شانه و در كنار يكديگر ششصد بلكه شش هزار ارزش معنوي كسب ميكنند. در نامههاي اخير، درباره محمد زهدي و حافظ علي اسپارتا ی كه از برادران خاص و خالصمان در اسپارتا هستند ی نتوانستم خبري دريافت كنم، لذا نگرانام، ناخوش كه نيستند؟رساله نور را بر هر چيز ديگري در دنيا ترجيح داده و آن را بزرگترين مقصد زندگي خود كرده و در مقابله با سبب اختلاف از مقاومتي قدرتمند برخوردار است. در ضمن هيچ ترديدي نداريم كه طاهري و رشدي قهرمان كه با همان شيوه و موضوع مرتبطاند نيز از همان حقيقت و اخلاق برخوردار ميباشند. به حساب رساله نور به درگاه حضرت حق، حمد بيپايان داريم و به شما تبريك ميگوييم كه اين شش ركن (رساله نور) در چنين اوضاع لرزان گذرايي با وحدتي حقيقي دست به دست هم داده شانه به شانه و در كنار يكديگر ششصد بلكه شش هزار ارزش معنوي كسب ميكنند. در نامههاي اخير، درباره محمد زهدي و حافظ علي اسپارتا ی كه از برادران خاص و خالصمان در اسپارتا هستند ی نتوانستم خبري دريافت كنم، لذا نگرانام، ناخوش كه نيستند؟
از نامه برادرمان حسن عاطف كه در حومه صاندقلي با كمیال شوق و جیديت در حال فعاليت است دريافتم كه برخي روحانيیون براي متوقف كردن فعاليتِ در پیردهي او چند نفر از منسیوبان طريقتها را واسیطه قرار داده و سستي ايجیاد ميكنند. مشرب و مسلك ما مبتني بر حركت مثبت است؛ اين ديدگاه نه تنها مبارزه كه حتي فكر كردن به مبارزه با ديگران را هم مجاز نميداند.از نامه برادرمان حسن عاطف كه در حومه صاندقلي با كمیال شوق و جیديت در حال فعاليت است دريافتم كه برخي روحانيیون براي متوقف كردن فعاليتِ در پیردهي او چند نفر از منسیوبان طريقتها را واسیطه قرار داده و سستي ايجیاد ميكنند. مشرب و مسلك ما مبتني بر حركت مثبت است؛ اين ديدگاه نه تنها مبارزه كه حتي فكر كردن به مبارزه با ديگران را هم مجاز نميداند.
همچنين ما مجبور به يافتن مشتري هم نيستيم؛ مشتري، خود بايد التماس كند؛ برادر مذكور فردي واقعاً خالص و بسيار راستگوست. قلب و روحاش مانند قلماش خوب و پسنديده است. اما او ميخواهد همه چيز در يك لحظه سر و سامان بگيرد؛ اين است كه كمي اذيت ميشود. تا حد امكان خوب است احتياط كند و راه مبارزه با روحانيون مبتدع را نگشايد. حضرت حق ان شاء الله او را موفق خواهد كرد.همچنين ما مجبور به يافتن مشتري هم نيستيم؛ مشتري، خود بايد التماس كند؛ برادر مذكور فردي واقعاً خالص و بسيار راستگوست. قلب و روحاش مانند قلماش خوب و پسنديده است. اما او ميخواهد همه چيز در يك لحظه سر و سامان بگيرد؛ اين است كه كمي اذيت ميشود. تا حد امكان خوب است احتياط كند و راه مبارزه با روحانيون مبتدع را نگشايد. حضرت حق ان شاء الله او را موفق خواهد كرد.
او اركان خالصي را همچون خود در آن منطقه خواهد يافت و شايد يافته باشد.او اركان خالصي را همچون خود در آن منطقه خواهد يافت و شايد يافته باشد.
ما در رأس همه، به او و شاگردان رساله نور كه در اطراف او هستند تبريك ميگوييم. خدمات اندك آنها را بسيار گسترده ميبينيم. من از اينجا امكان مشورت و ارسال خبر براي آنها را ندارم لذا شما به جاي من سلام ما را به آنما در رأس همه، به او و شاگردان رساله نور كه در اطراف او هستند تبريك ميگوييم. خدمات اندك آنها را بسيار گسترده ميبينيم. من از اينجا امكان مشورت و ارسال خبر براي آنها را ندارم لذا شما به جاي من سلام ما را به آن
— 311 —
برادران برسانيد و بگوييد كه تحت عنوان رفقاي صادق عاطف در جمع خاصان دستاوردهاي معنوي ما قرار دارند و هر بامداد به لحاظ معنا در كنار ما ميباشند.برادران برسانيد و بگوييد كه تحت عنوان رفقاي صادق عاطف در جمع خاصان دستاوردهاي معنوي ما قرار دارند و هر بامداد به لحاظ معنا در كنار ما ميباشند.
برادران عزيز، صديق، بيدار، صميمي، متحد و ارجمندم! من هم از اينكه دسيسههاي شياطين انسي و جني را ناكام گذاشتيد به شما تبريك ميگويم. حضرت حق شما را همواره در خدمت نوريه موفق كناد! آمين؛ و تا ابد از شما خشنود باد! آمين.برادران عزيز، صديق، بيدار، صميمي، متحد و ارجمندم! من هم از اينكه دسيسههاي شياطين انسي و جني را ناكام گذاشتيد به شما تبريك ميگويم. حضرت حق شما را همواره در خدمت نوريه موفق كناد! آمين؛ و تا ابد از شما خشنود باد! آمين.
در گذشته، زماني حافظ علي و خسرو در بارلا به تنظيم و استنساخ شجره نامه كلي تمام طريقتها پرداختند و در اين زمينه فعاليتهايي كردند. من در همان زمان با تمنايي بسيار جدي اميدوار بودم اين دو در آينده خدمات مهمي براي رساله نور داشته باشند، مانند دو چشم سر كه دو نگاه دارند ولي يك ديد. حضرت حق را بينهايت شكر كه از آن زمان تاكنون اميدم تحقق يافت و مييابد و اينك كامل شد.در گذشته، زماني حافظ علي و خسرو در بارلا به تنظيم و استنساخ شجره نامه كلي تمام طريقتها پرداختند و در اين زمينه فعاليتهايي كردند. من در همان زمان با تمنايي بسيار جدي اميدوار بودم اين دو در آينده خدمات مهمي براي رساله نور داشته باشند، مانند دو چشم سر كه دو نگاه دارند ولي يك ديد. حضرت حق را بينهايت شكر كه از آن زمان تاكنون اميدم تحقق يافت و مييابد و اينك كامل شد.
برادرانام؛ خطاهاي كوچك همديگر را بزرگ جلوه ندهيد. نه تنها من كه گمان ميكنم هر فرد آگاه از حقيقت تأييد ميكند كه شاگردان رساله نور در اسیپارتا و حیوالي آن از صیداقت و ثبات قیدم و اخیوت و اخیلاص و قهیرماني فوق العادهيي برخوردارند. آنها در اين زمانه عجيب، با وجود هزاران اسباب فساد و تخريب از وحدت و همبستگي و جديتشان در خدمت محافظت ميكنند.برادرانام؛ خطاهاي كوچك همديگر را بزرگ جلوه ندهيد. نه تنها من كه گمان ميكنم هر فرد آگاه از حقيقت تأييد ميكند كه شاگردان رساله نور در اسیپارتا و حیوالي آن از صیداقت و ثبات قیدم و اخیوت و اخیلاص و قهیرماني فوق العادهيي برخوردارند. آنها در اين زمانه عجيب، با وجود هزاران اسباب فساد و تخريب از وحدت و همبستگي و جديتشان در خدمت محافظت ميكنند.
در ميان انبوه حوادث پرتلاطم، رساله نور را نه تنها رها نكرديد و اجازه نداديد چراغاش خاموش شود، بلكه چنان درخشاناش كرديد كه ما را هم روشن ساختيد و بر سر غيرت آورديد. مخصوصاً در فصل بهار و در زمان غفلت عمومي و در بين بلا و مصائب دهشتناكي كه درد معيشت نصيب مردم نموده، با تلاش و كمال شوق براي رسالهنور كار كرديد و اين واقعاً از عنايات الهيست. با تمام دل و جانمان به شما تبريك ميگوييم. شما شش نفر متحدي كه تصميم گرفتهايد قلمهايتان را به حساب ما بهكار گيريد، شما را يك روح در شش جسد، ششدر ميان انبوه حوادث پرتلاطم، رساله نور را نه تنها رها نكرديد و اجازه نداديد چراغاش خاموش شود، بلكه چنان درخشاناش كرديد كه ما را هم روشن ساختيد و بر سر غيرت آورديد. مخصوصاً در فصل بهار و در زمان غفلت عمومي و در بين بلا و مصائب دهشتناكي كه درد معيشت نصيب مردم نموده، با تلاش و كمال شوق براي رسالهنور كار كرديد و اين واقعاً از عنايات الهيست. با تمام دل و جانمان به شما تبريك ميگوييم. شما شش نفر متحدي كه تصميم گرفتهايد قلمهايتان را به حساب ما بهكار گيريد، شما را يك روح در شش جسد، شش
— 312 —
سعيد جديد؛ و بيست و يك برادرم را در حكم بيست و يك عبدالرحمان و عبدالمجيد ميدانم. حضرت حق درهمي از مُركب اين قلمها را كه نور سياه است براساس نص حديث صحيح، معادل صد درهم خون شهيد كناد و در روز حشر و در ميزان به دفتر حسنات آنها اضافه فرمايد! آمين.سعيد جديد؛ و بيست و يك برادرم را در حكم بيست و يك عبدالرحمان و عبدالمجيد ميدانم. حضرت حق درهمي از مُركب اين قلمها را كه نور سياه است براساس نص حديث صحيح، معادل صد درهم خون شهيد كناد و در روز حشر و در ميزان به دفتر حسنات آنها اضافه فرمايد! آمين.
از اينكه شنيدم محمد نقاش و باباجان وارث عاصم در قيد حياتاند و در خدمت رساله نور، مسرور شدم.از اينكه شنيدم محمد نقاش و باباجان وارث عاصم در قيد حياتاند و در خدمت رساله نور، مسرور شدم.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
درگذشت مرحوم محمد زهدي براي رساله نور واقعاً ضايعه بزرگيست. ليكن حضرت حق را سپاس بيپايان كه اين شخص ارجمند در مدتي كوتاه خدمت بسيار زيادي به رساله نور كرد. وظيفه نوريه چهل پنجاه ساله خود را در هشت، نه سال كامل انجام داد. او به لحاظ معنا با خدمت فوق العادهاش در ميان ما و در جمع ما به صورت درخشاني زندگي ميكند. از نظر حسنات، او زنده است؛ همواره در دفتر اعمالاش حسنات زيادي ثبت ميشود.درگذشت مرحوم محمد زهدي براي رساله نور واقعاً ضايعه بزرگيست. ليكن حضرت حق را سپاس بيپايان كه اين شخص ارجمند در مدتي كوتاه خدمت بسيار زيادي به رساله نور كرد. وظيفه نوريه چهل پنجاه ساله خود را در هشت، نه سال كامل انجام داد. او به لحاظ معنا با خدمت فوق العادهاش در ميان ما و در جمع ما به صورت درخشاني زندگي ميكند. از نظر حسنات، او زنده است؛ همواره در دفتر اعمالاش حسنات زيادي ثبت ميشود.
من در گذشته او را در چند نوبت با ذكر صريح ناماش و صدها بار با عنوان طلبه رساله نور به همراه پدر مرحوماش ی كه او را نصيب رساله نور نمود ی در دستاوردهاي معنوي خود شريك كردم؛ به همين ترتيب اينك نيز با ذكر صريح ناماش برخي روزها تا پنجاه بار سهيم ميكنم. معلوم است كه دستاورد او از زندگي فزوني گرفته است. حضرت حق به نزديكان او صبر جميل و به خودش مغفرت كامل احسان فرمايد! آمين.من در گذشته او را در چند نوبت با ذكر صريح ناماش و صدها بار با عنوان طلبه رساله نور به همراه پدر مرحوماش ی كه او را نصيب رساله نور نمود ی در دستاوردهاي معنوي خود شريك كردم؛ به همين ترتيب اينك نيز با ذكر صريح ناماش برخي روزها تا پنجاه بار سهيم ميكنم. معلوم است كه دستاورد او از زندگي فزوني گرفته است. حضرت حق به نزديكان او صبر جميل و به خودش مغفرت كامل احسان فرمايد! آمين.
اين شخص قلم مباركاش را در خدمت ما قرار داده بود من هم او را به جاي عبدالرحمان و عبدالمجيد پذيرفته بودم. ما او را گويي وفات نيافته و قلماش همواره فعال است ميپذيريم. آن شخص مبارك كه در خانهاش به حدود دويست كودك درس قرآن و رساله نور ميداد، مانند عبدالرحمان در زمان اندكي وظيفهي عمري طولاني را خيلي زود انجام داد و به اتمام رساند و رفت. يادداشت درخشانياين شخص قلم مباركاش را در خدمت ما قرار داده بود من هم او را به جاي عبدالرحمان و عبدالمجيد پذيرفته بودم. ما او را گويي وفات نيافته و قلماش همواره فعال است ميپذيريم. آن شخص مبارك كه در خانهاش به حدود دويست كودك درس قرآن و رساله نور ميداد، مانند عبدالرحمان در زمان اندكي وظيفهي عمري طولاني را خيلي زود انجام داد و به اتمام رساند و رفت. يادداشت درخشاني
— 313 —
كه برادرمان كاتب عثمان درباره او نوشته بود در مجموعه نامهها قرار داده شد. او واقعاً شايسته آن يادداشت است. ان شاء الله اين قبيل افراد در اسپارتا بيشتر خواهند باليد و اين درد را به فراموشي خواهند سپارد. از طرف من به مادر و فرزندان او تسليت بگوييد.كه برادرمان كاتب عثمان درباره او نوشته بود در مجموعه نامهها قرار داده شد. او واقعاً شايسته آن يادداشت است. ان شاء الله اين قبيل افراد در اسپارتا بيشتر خواهند باليد و اين درد را به فراموشي خواهند سپارد. از طرف من به مادر و فرزندان او تسليت بگوييد.
نامه مهم خلوصي بيگ را كه از شاگردان بسيار مهم رساله نور است ديدم؛ اين برادرمان الحق كه اول بودنِ خود راهمواره حفظ ميكند. من او را هميشه قلم به دست و مشغول كار رساله نور تصور ميكنم.نامه مهم خلوصي بيگ را كه از شاگردان بسيار مهم رساله نور است ديدم؛ اين برادرمان الحق كه اول بودنِ خود راهمواره حفظ ميكند. من او را هميشه قلم به دست و مشغول كار رساله نور تصور ميكنم.
او در همه مخابرههاي من از مخاطبان صف اول است. رسالههاي مكتوبات كه در پاسخ به پرسشهاي او نوشته شده و نامههاي صميمانهيي كه خود او نوشته است، به جاي او، انسانهاي زيادي را به دايره رساله نور جذب كرده و ميكنند. او همانطور كه خودش گفته است از ما دور نيست. هر روز بارها با هم هستيم. ارتباطمان هيچگاه قطع نشده است. هنگام صحبت با شما، خلوصي را در بينتان ميبينم؛ همچنان كه صبري به نام او با من سخن ميگويد، به جاي من هم با او صحبت كند.او در همه مخابرههاي من از مخاطبان صف اول است. رسالههاي مكتوبات كه در پاسخ به پرسشهاي او نوشته شده و نامههاي صميمانهيي كه خود او نوشته است، به جاي او، انسانهاي زيادي را به دايره رساله نور جذب كرده و ميكنند. او همانطور كه خودش گفته است از ما دور نيست. هر روز بارها با هم هستيم. ارتباطمان هيچگاه قطع نشده است. هنگام صحبت با شما، خلوصي را در بينتان ميبينم؛ همچنان كه صبري به نام او با من سخن ميگويد، به جاي من هم با او صحبت كند.
به همه برادرانمان يك به يك سلام ميرسانيم.به همه برادرانمان يك به يك سلام ميرسانيم.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
هداياي نوراني بسيار مفيد و مبارك شما و يادگار قلمهاي الماسين شما را دريافت كرديم. حضرت حق كاتبان و صاحبان آن قلمها را در برابر حرف به حرف آنها ده برابر رحمت فرمايد! آمين. نوعي از كرامت رسالههاي نوراني سالمندان چنين است: امانت (رساله سالمندان) در راه بود كه به خانه برسد؛ در همين حال مفتي سالمند اينجا كه در هشت سال گذشته فقط دو بار پيش من آمده بود با شهردار بر خلاف انتظار نزد من آمدند. در همين لحظه امين امانت را به در منزل آورد. باز، در همان روز وقتي امانت يعني رساله سالمندان رسيد دو شخص بسيارهداياي نوراني بسيار مفيد و مبارك شما و يادگار قلمهاي الماسين شما را دريافت كرديم. حضرت حق كاتبان و صاحبان آن قلمها را در برابر حرف به حرف آنها ده برابر رحمت فرمايد! آمين. نوعي از كرامت رسالههاي نوراني سالمندان چنين است: امانت (رساله سالمندان) در راه بود كه به خانه برسد؛ در همين حال مفتي سالمند اينجا كه در هشت سال گذشته فقط دو بار پيش من آمده بود با شهردار بر خلاف انتظار نزد من آمدند. در همين لحظه امين امانت را به در منزل آورد. باز، در همان روز وقتي امانت يعني رساله سالمندان رسيد دو شخص بسيار
— 314 —
سالمند كه زعيم سالمندان اُمّي رساله نور در اين شهر هستند از جاهاي مختلف در حالي آمدند كه هر كدام مقداري ماست تبرك در دست داشتند؛ همان روز حلمي بيگ نمیاينده قهیرمانان اسپارتا ی كه قبلاً فقط سه مرتبه پيش من آمده بود ی برخلاف انتظار از فاصلهيي يك روزه آمد؛ در حالي كه امانت در دست ما بود؛ او طوري وارد شد كه گويي براي ديدن هديه آمده است؛ همان موقع يكي از شاگردان رساله نور به نام خيري كه موجب يكي دو كرامت نوريه بوده است از شاگردان مهم رساله نور با فواد كه از روستاي داداي آمده بود وارد شدند. فؤاد سه نسخه از امانتهايي را كه در دست ما بود گرفت تا در استانبول تدريس كند. اين وقايع قطعاً تصادفي و اتفاقي نبودهاند بلكه خبر از حُسن آتيه امانت سالمندان دارد؛ نيز اشارتيست بر حُسن تأثير آن اثر در اين حوالي.سالمند كه زعيم سالمندان اُمّي رساله نور در اين شهر هستند از جاهاي مختلف در حالي آمدند كه هر كدام مقداري ماست تبرك در دست داشتند؛ همان روز حلمي بيگ نمیاينده قهیرمانان اسپارتا ی كه قبلاً فقط سه مرتبه پيش من آمده بود ی برخلاف انتظار از فاصلهيي يك روزه آمد؛ در حالي كه امانت در دست ما بود؛ او طوري وارد شد كه گويي براي ديدن هديه آمده است؛ همان موقع يكي از شاگردان رساله نور به نام خيري كه موجب يكي دو كرامت نوريه بوده است از شاگردان مهم رساله نور با فواد كه از روستاي داداي آمده بود وارد شدند. فؤاد سه نسخه از امانتهايي را كه در دست ما بود گرفت تا در استانبول تدريس كند. اين وقايع قطعاً تصادفي و اتفاقي نبودهاند بلكه خبر از حُسن آتيه امانت سالمندان دارد؛ نيز اشارتيست بر حُسن تأثير آن اثر در اين حوالي.
برادرانام! كمكهاي دو علي، طاهري و حافظ مصطفي از اركان سته، در اين دو سه سال مخصوصاً در اين حوالي به من، و فتوحاتي كه داشتهاند به دليل اخلاص فوق العادهي آنها يا اقتدار عالي و فعاليتهايشان، در چنان مرتبهييست كه شاگردان رساله نور را در اين ولايت براي هميشه رهين منّت خود كرده، و رساله نور را تا ابد در اين منطقه جاگير نمودهاند؛ حضرت حق از آنها و از شما همواره خشنود باد! آمين.برادرانام! كمكهاي دو علي، طاهري و حافظ مصطفي از اركان سته، در اين دو سه سال مخصوصاً در اين حوالي به من، و فتوحاتي كه داشتهاند به دليل اخلاص فوق العادهي آنها يا اقتدار عالي و فعاليتهايشان، در چنان مرتبهييست كه شاگردان رساله نور را در اين ولايت براي هميشه رهين منّت خود كرده، و رساله نور را تا ابد در اين منطقه جاگير نمودهاند؛ حضرت حق از آنها و از شما همواره خشنود باد! آمين.
حاجي حافظ، استاد مدرسه نوريه كه قلم خود را به ياري اُمّي بودن من فرستاد، و پسرش، و دو برادر به نامهاي مصطفي و صالح، همچنين دو برادر ديگر به نامهاي احمد و سليمان همراه پنج برادر ديگر با هم طلبه رساله نور شدند. سه نفر از آنها به ما كمك ميكردند و باباجان هم به شيوهي عاصم به كمك ما شتافت و روح عاصم را شاد نمود، ذكايي نيز روح لطفي را شاد نمود، او مانند ذكاييِ قديم به مسئوليتاش چسبيد و همگي مانند كساني چون احمد نجار، كاتب عثمان، محمد زهدي، نوري، محمدِ حلبي ساز و ديگراني كه ی با خدمات ارزشمند سابق خود اسپارتا را نور افشاني كردند ی براي روشنگري به كاستامونو نيز شتافتند. مصطفي و مصطفي و مصطفي و ايوب كه آنها را تازه شناختهام باحاجي حافظ، استاد مدرسه نوريه كه قلم خود را به ياري اُمّي بودن من فرستاد، و پسرش، و دو برادر به نامهاي مصطفي و صالح، همچنين دو برادر ديگر به نامهاي احمد و سليمان همراه پنج برادر ديگر با هم طلبه رساله نور شدند. سه نفر از آنها به ما كمك ميكردند و باباجان هم به شيوهي عاصم به كمك ما شتافت و روح عاصم را شاد نمود، ذكايي نيز روح لطفي را شاد نمود، او مانند ذكاييِ قديم به مسئوليتاش چسبيد و همگي مانند كساني چون احمد نجار، كاتب عثمان، محمد زهدي، نوري، محمدِ حلبي ساز و ديگراني كه ی با خدمات ارزشمند سابق خود اسپارتا را نور افشاني كردند ی براي روشنگري به كاستامونو نيز شتافتند. مصطفي و مصطفي و مصطفي و ايوب كه آنها را تازه شناختهام با
— 315 —
قلمهاي خويش مانند دوستاني ديرينه در اُمّي بودنام كمك كردهاند و بيترديد بشارت «فَاِنَّكَ مَحْرُوسٌ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِ» را كاملاً تأييد خواهند كرد.قلمهاي خويش مانند دوستاني ديرينه در اُمّي بودنام كمك كردهاند و بيترديد بشارت «فَاِنَّكَ مَحْرُوسٌ بِعَيْنِ الْعِنَايَةِ» را كاملاً تأييد خواهند كرد.
برادران عزيز، صديق و مجاهدم حسن عاطف و رفقاي صادقاش! اولاً: ماههاي مبارك سه گانه را به شما تبريك ميگوييم. يادگارهاي قلم شما و كتابتهايتان را كه سند ثبات قدم و عدم جدايي از رساله نور است؛ خطوطتان بر صفحه دنيا كه اشارت است بر اينكه دينتان را بسيار برتر از دنيا ميدانيد، و امضاهايتان را كه در حكم اسناديست بر ثبات دائميتان در خدمت ايماني، با كمال خشنودي دريافت كرديم و پذيرفتيم. حضرت حق از خزانه رحمتاش به عدد حروف اين كتابتها در دفتر اعمالتان حسنه قيد كناد! آمين.برادران عزيز، صديق و مجاهدم حسن عاطف و رفقاي صادقاش! اولاً: ماههاي مبارك سه گانه را به شما تبريك ميگوييم. يادگارهاي قلم شما و كتابتهايتان را كه سند ثبات قدم و عدم جدايي از رساله نور است؛ خطوطتان بر صفحه دنيا كه اشارت است بر اينكه دينتان را بسيار برتر از دنيا ميدانيد، و امضاهايتان را كه در حكم اسناديست بر ثبات دائميتان در خدمت ايماني، با كمال خشنودي دريافت كرديم و پذيرفتيم. حضرت حق از خزانه رحمتاش به عدد حروف اين كتابتها در دفتر اعمالتان حسنه قيد كناد! آمين.
برادران عزيزم! اينبار چون رسالههاي اخلاص را در كتابتهايتان ديدم شما را به درس رسالههاي مشابه ارجاع ميدهم و نيازي به درس بيشتر نميبينم، اما اين تذكر را به شما ميدهم كه مشرب ما متكي به سرّ اخلاص است و ما به اعتبار مشربمان ی كه حقايق ايمانيست ی مجبور هستيم تا ضرورتي نباشد در حيات دنيوي و اجتماعي دخالت نكنيم و از چيزهايي كه انسان را به رقابت و طرفداري و مبارزه سوق ميدهد كناره بگيريم. هزاران بار افسوس! عالمان و دينداران بيچارهيي كه مورد هجوم مارهاي گزندهي زمانه قرار گرفتهاند، قصورهاي جزئي را كه به نيش پشه ميماند بهانه كرده به انتقاد از يكديگر ميپردازند و اين چنين به اهداف منافقان زنديق ياري رسانده و در نابودي خود كمكشان ميكنند. در نامه يكي از برادرانِ به غايت مخلصمان گفته ميشود عالم و واعظ سالمندي درصدد صدمه زدن به رساله نور است؛ او به اين بهانه كه آدم بيچارهيي چون من ی كه داراي هزاران قصور است ی سنتي از سنتهاي پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را ترك نموده، ميخواسته مرا تخريب كرده و رساله نور را زير سؤال ببرد؛ در حالي كه كار من مبتني بر عذري مهم بوده است.برادران عزيزم! اينبار چون رسالههاي اخلاص را در كتابتهايتان ديدم شما را به درس رسالههاي مشابه ارجاع ميدهم و نيازي به درس بيشتر نميبينم، اما اين تذكر را به شما ميدهم كه مشرب ما متكي به سرّ اخلاص است و ما به اعتبار مشربمان ی كه حقايق ايمانيست ی مجبور هستيم تا ضرورتي نباشد در حيات دنيوي و اجتماعي دخالت نكنيم و از چيزهايي كه انسان را به رقابت و طرفداري و مبارزه سوق ميدهد كناره بگيريم. هزاران بار افسوس! عالمان و دينداران بيچارهيي كه مورد هجوم مارهاي گزندهي زمانه قرار گرفتهاند، قصورهاي جزئي را كه به نيش پشه ميماند بهانه كرده به انتقاد از يكديگر ميپردازند و اين چنين به اهداف منافقان زنديق ياري رسانده و در نابودي خود كمكشان ميكنند. در نامه يكي از برادرانِ به غايت مخلصمان گفته ميشود عالم و واعظ سالمندي درصدد صدمه زدن به رساله نور است؛ او به اين بهانه كه آدم بيچارهيي چون من ی كه داراي هزاران قصور است ی سنتي از سنتهاي پيامبر عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام را ترك نموده، ميخواسته مرا تخريب كرده و رساله نور را زير سؤال ببرد؛ در حالي كه كار من مبتني بر عذري مهم بوده است.
— 316 —
اولاً: هم شخص مذكور و هم شما بدانيد كه من خدمتگزار رساله نور و جارچي اين دكّانم. رساله نور نيز تفسيري حقيقي از قرآن عظيم الشأن و وابسته به آن ميباشد، قرآني كه مرتبط با عرش اعظم است، و قصورات شخصي من به آن ربطي ندارد. لباس مندرس تبليغ من از قيمت الماسهاي ابدي آن نميكاهد.اولاً: هم شخص مذكور و هم شما بدانيد كه من خدمتگزار رساله نور و جارچي اين دكّانم. رساله نور نيز تفسيري حقيقي از قرآن عظيم الشأن و وابسته به آن ميباشد، قرآني كه مرتبط با عرش اعظم است، و قصورات شخصي من به آن ربطي ندارد. لباس مندرس تبليغ من از قيمت الماسهاي ابدي آن نميكاهد.
ثانياً: از طرف من به آن شخص واعظ و عالم سلام برسانيد ... انتقاد و اعتراضش درباره خودم را روي چشم ميگذارم و قبول ميكنم. شما هم او و امثال او را به مناقشه و مناظره نكشانيد، حتي اگر به حق شما تجاوز هم كردند با لعن و نفرين مقابله نكنيد. هر كس كه ميخواهد باشد فرقي ندارد تا وقتي ايمان دارد برادر ماست. حتي اگر با ما دشمني هم بكند براساس مشربمان نبايد با او مقابله كنيم، زيرا دشمنان و مارهاي خطرناكتري هست. ما در دستمان نور داريم نه چماق. نور به كسي آزار نميرساند، با روشنايي نوازش ميدهد. مخصوصاً اگر طرف مقابل اهل علم باشد و تكبري ناشي از علم هم داشته باشد انانيتاش را تحريك نكنيد. در حد امكان اصلثانياً: از طرف من به آن شخص واعظ و عالم سلام برسانيد ... انتقاد و اعتراضش درباره خودم را روي چشم ميگذارم و قبول ميكنم. شما هم او و امثال او را به مناقشه و مناظره نكشانيد، حتي اگر به حق شما تجاوز هم كردند با لعن و نفرين مقابله نكنيد. هر كس كه ميخواهد باشد فرقي ندارد تا وقتي ايمان دارد برادر ماست. حتي اگر با ما دشمني هم بكند براساس مشربمان نبايد با او مقابله كنيم، زيرا دشمنان و مارهاي خطرناكتري هست. ما در دستمان نور داريم نه چماق. نور به كسي آزار نميرساند، با روشنايي نوازش ميدهد. مخصوصاً اگر طرف مقابل اهل علم باشد و تكبري ناشي از علم هم داشته باشد انانيتاش را تحريك نكنيد. در حد امكان اصل
وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًاوَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا
(فرقان: ٧٢) را راهنماي خود قرار دهيد. آن شخص مادام كه ابتدا وارد خدمت رساله نور شده و با نوشتن و مكاتبه همكاري نموده ميتوانيم او را در اين دايره بدانيم، او اگر به لحاظ فكري هم خطايي داشته باشد شما عفوش كنيد. نه تنها مسلماناني كه اهل ديانت و طريقتاند بلكه در اين زمانه عجيب با هر كس ديگرِ برخوردار از ايمان، ولو از فرقه ضاله هم باشد نبايد مقابله كنيم؛ با كساني كه خدا را قبول دارند و وجود آخرت را تصديق ميكنند ولو مسيحي هم كه باشند در خصوص مسائلي كه محل نزاع است نبايد مناقشه كرد؛ اين اقتضاي اين زمانه عجيب، مشرب ما و خدمت مقدسمان است. براي آن كه در برابر انتشار رساله نور در عالم اسلام از نظر حيات اجتماعي و سياسي مانعي ايجاد نشود شاگردان رساله نور مكلفاند رفتار مصالحهآميزي داشته باشند.(فرقان: ٧٢) را راهنماي خود قرار دهيد. آن شخص مادام كه ابتدا وارد خدمت رساله نور شده و با نوشتن و مكاتبه همكاري نموده ميتوانيم او را در اين دايره بدانيم، او اگر به لحاظ فكري هم خطايي داشته باشد شما عفوش كنيد. نه تنها مسلماناني كه اهل ديانت و طريقتاند بلكه در اين زمانه عجيب با هر كس ديگرِ برخوردار از ايمان، ولو از فرقه ضاله هم باشد نبايد مقابله كنيم؛ با كساني كه خدا را قبول دارند و وجود آخرت را تصديق ميكنند ولو مسيحي هم كه باشند در خصوص مسائلي كه محل نزاع است نبايد مناقشه كرد؛ اين اقتضاي اين زمانه عجيب، مشرب ما و خدمت مقدسمان است. براي آن كه در برابر انتشار رساله نور در عالم اسلام از نظر حيات اجتماعي و سياسي مانعي ايجاد نشود شاگردان رساله نور مكلفاند رفتار مصالحهآميزي داشته باشند.
مبادا با نمازهاي جمعه و جماعت روحانيون كاري داشته باشيد. اگر خودتان هم شیركت نميكنيد از كساني كه در اين نمیازها شركت ميكنند انتقاد نكنيد؛ اگر چه امام رباني گفته است: "وارد جاهايي كه بدعت است نشويد". اما نظر او اينمبادا با نمازهاي جمعه و جماعت روحانيون كاري داشته باشيد. اگر خودتان هم شیركت نميكنيد از كساني كه در اين نمیازها شركت ميكنند انتقاد نكنيد؛ اگر چه امام رباني گفته است: "وارد جاهايي كه بدعت است نشويد". اما نظر او اين
— 317 —
است كه چنين مواردي ثواب نخواهد داشت، نه اينكه نماز در چنين مواردي باطل است، زيرا بعضي از سلف صالح پشت كساني چون يزيد و وليد نماز خواندهاند. فرد اگر در رفت و آمد به مسجد مرتكب كباير ميشود بايد در خلوت خانه خود بماند.است كه چنين مواردي ثواب نخواهد داشت، نه اينكه نماز در چنين مواردي باطل است، زيرا بعضي از سلف صالح پشت كساني چون يزيد و وليد نماز خواندهاند. فرد اگر در رفت و آمد به مسجد مرتكب كباير ميشود بايد در خلوت خانه خود بماند.
ثالثاً: در نامه حسن عاطف صحبت از اشخاص بيباك و ثابت قدميست كه از آنها به لوطي تعبير ميكند. ما با روح و جانمان پذيراي اين برادران جديد، جسور و مصمم هستيم. ليكن كساني كه وارد دايره رساله نور ميشوند براي ارزشمندتر كردن شجاعتهاي شخصي خود بايد بهطور جدي در مسير كسب ثبات و متانتي محكم، و همبستگي با برادران بكوشند تا بتوانند شجاعت شخصي خود را كه در حكم تكه شيشهييست به الماس فداكاريِ موجود در صداقت حقپرستي تبديل كنند.ثالثاً: در نامه حسن عاطف صحبت از اشخاص بيباك و ثابت قدميست كه از آنها به لوطي تعبير ميكند. ما با روح و جانمان پذيراي اين برادران جديد، جسور و مصمم هستيم. ليكن كساني كه وارد دايره رساله نور ميشوند براي ارزشمندتر كردن شجاعتهاي شخصي خود بايد بهطور جدي در مسير كسب ثبات و متانتي محكم، و همبستگي با برادران بكوشند تا بتوانند شجاعت شخصي خود را كه در حكم تكه شيشهييست به الماس فداكاريِ موجود در صداقت حقپرستي تبديل كنند.
آري، در مسلك ما بعد از اخلاص كامل مهمترين پايه و اساس ثبات و متانت است. در مورد متانت تاكنون حوادث فراواني وقوع يافته و هر يك از دارندگان آن موفق به انجام خدمت نوريهيي معادل خدمت صد نفر شدهاند. مواردي بوده است كه شخص عاديِ بيست سي ساله نسبت به ولي شصت هفتاد ساله برتري يافته است.آري، در مسلك ما بعد از اخلاص كامل مهمترين پايه و اساس ثبات و متانت است. در مورد متانت تاكنون حوادث فراواني وقوع يافته و هر يك از دارندگان آن موفق به انجام خدمت نوريهيي معادل خدمت صد نفر شدهاند. مواردي بوده است كه شخص عاديِ بيست سي ساله نسبت به ولي شصت هفتاد ساله برتري يافته است.
هر چه قدر جسارت و شجاعت فردي خوب هم باشد، شخص پس از وارد شدن به جماعتي كه داراي وحدت و همبستگي هستند، براي محافظت از آرامش و استحكام آنان نميتواند جسارت خود را به كار گيرد.هر چه قدر جسارت و شجاعت فردي خوب هم باشد، شخص پس از وارد شدن به جماعتي كه داراي وحدت و همبستگي هستند، براي محافظت از آرامش و استحكام آنان نميتواند جسارت خود را به كار گيرد.
حركت براساس سرّ حديث شريفحركت براساس سرّ حديث شريف
سِيرُوا عَلَى سَيْرِ اَضْعَفِكُمْسِيرُوا عَلَى سَيْرِ اَضْعَفِكُمْ
در اين اوضاع فعليِ به هم ريخته بسيار مُضر است؛ مسائلي چون كلاه شاپو يا اذان و عناويني چون دجال و سفيان، روحانيون و سياسيون را به تعدي نسبت به رساله نور و جبهه گرفتن در مقابل آن وا ميدارد. شاگردان رساله نور نبايد در برابر بيگانگان بيسبب وارد بحث و مناظره شوند. لذا رعايت احتياط ضروري و محافظت از اعتدال دم واجب است. كوچكترين بياحتياطيِ شما بر ما كه در اينجا هستيم تأثير ميگذارد.در اين اوضاع فعليِ به هم ريخته بسيار مُضر است؛ مسائلي چون كلاه شاپو يا اذان و عناويني چون دجال و سفيان، روحانيون و سياسيون را به تعدي نسبت به رساله نور و جبهه گرفتن در مقابل آن وا ميدارد. شاگردان رساله نور نبايد در برابر بيگانگان بيسبب وارد بحث و مناظره شوند. لذا رعايت احتياط ضروري و محافظت از اعتدال دم واجب است. كوچكترين بياحتياطيِ شما بر ما كه در اينجا هستيم تأثير ميگذارد.
— 318 —
رساله نور يك دايره نيست؛ همچون دواير متداخل داراي طبقات است. طبقاتي چون "اركان، صاحبان، خاصان، ناشران، طلبهها، و طرفداران" دارد. كسي كه شايستگي ورود به دايره اركان را ندارد نميتوان بيرون دايره قرار داد، البته به شرط آنكه از جريان مخالف رساله نور جانبداري نكند. كسي كه فاقد ويژگي خاصان باشد در صورتي كه وارد مسلك ضدي نشود ميتواند طلبه باشد. كسي كه با بدعت عمل ميكند اما قلباً طرفدار آن نباشد ميتواند دوست (رساله نور) باشد. لذا افراد را با اندك خطا و اشتباهي بيرون نكنيد تا به جبهه دشمن ملحق نشوند. البته آنها را نبايد در اسرار و تدابير ظريف اركان و خاصان رساله نور دخالت داد.رساله نور يك دايره نيست؛ همچون دواير متداخل داراي طبقات است. طبقاتي چون "اركان، صاحبان، خاصان، ناشران، طلبهها، و طرفداران" دارد. كسي كه شايستگي ورود به دايره اركان را ندارد نميتوان بيرون دايره قرار داد، البته به شرط آنكه از جريان مخالف رساله نور جانبداري نكند. كسي كه فاقد ويژگي خاصان باشد در صورتي كه وارد مسلك ضدي نشود ميتواند طلبه باشد. كسي كه با بدعت عمل ميكند اما قلباً طرفدار آن نباشد ميتواند دوست (رساله نور) باشد. لذا افراد را با اندك خطا و اشتباهي بيرون نكنيد تا به جبهه دشمن ملحق نشوند. البته آنها را نبايد در اسرار و تدابير ظريف اركان و خاصان رساله نور دخالت داد.
برادران عزيز و صديقام! در اين دو روز دو حادثه كوچك رخ داد و شش مسأله زير را به خاطرم آورد:برادران عزيز و صديقام! در اين دو روز دو حادثه كوچك رخ داد و شش مسأله زير را به خاطرم آورد:
مسأله اول: صلاح الدين از آنكارا نوشته است: تعدي به طريقتها را شروع كردهاند. هم در آنكارا و هم در شرق در اين زمينه دستگيريهايي بوده است. شاگردان رساله نور هر جا كه باشند تحت عنايت رباني محفوظ ميمانند. اخلاص و احتياط و تساند محكم آنان موجب ميشود عنايت الهي مذكور براي آنها تداوم يابد.مسأله اول: صلاح الدين از آنكارا نوشته است: تعدي به طريقتها را شروع كردهاند. هم در آنكارا و هم در شرق در اين زمينه دستگيريهايي بوده است. شاگردان رساله نور هر جا كه باشند تحت عنايت رباني محفوظ ميمانند. اخلاص و احتياط و تساند محكم آنان موجب ميشود عنايت الهي مذكور براي آنها تداوم يابد.
مسأله دوم: اين روزها همه از فشار و تضييق گلايه دارند. گويي آلودگي فضاي معنوي موجب ابتلا به مرض تضييقات مادي و عمومي شده است. حتي اين وضع روزي به من هم سرايت كرد. رساله نور علاج هر درد ماست و بيماري مذكور در كساني كه به اين اثر ميپردازند يا نيست يا بسيار كم است.مسأله دوم: اين روزها همه از فشار و تضييق گلايه دارند. گويي آلودگي فضاي معنوي موجب ابتلا به مرض تضييقات مادي و عمومي شده است. حتي اين وضع روزي به من هم سرايت كرد. رساله نور علاج هر درد ماست و بيماري مذكور در كساني كه به اين اثر ميپردازند يا نيست يا بسيار كم است.
مسأله سوم: درگذشت مرحوم محمد زهدي از نظر خدمت به رساله نور ما را بسيار متأثر كرد. اما ناگهان به ياد رسالههاي حافظ محمد افتادم كه سال گذشته همه آنها را مصادره كردند و شاگردان رساله نور در روستاي محمد زهدي ظرف ده روز تمام رسالهها را كتابت نموده و به حافظ محمد دادند، تعهد بسيار مردانهمسأله سوم: درگذشت مرحوم محمد زهدي از نظر خدمت به رساله نور ما را بسيار متأثر كرد. اما ناگهان به ياد رسالههاي حافظ محمد افتادم كه سال گذشته همه آنها را مصادره كردند و شاگردان رساله نور در روستاي محمد زهدي ظرف ده روز تمام رسالهها را كتابت نموده و به حافظ محمد دادند، تعهد بسيار مردانه
— 319 —
آنها را به خاطر آوردم و دانستم شاگردان رساله نور در اسپارتا و مناطق اطراف آن ی كه كنام شيران است ی خدمت محمد زهدي را به صورت مضاعف ادامه خواهند داد و خلاء نبودن او را پر خواهند كرد.آنها را به خاطر آوردم و دانستم شاگردان رساله نور در اسپارتا و مناطق اطراف آن ی كه كنام شيران است ی خدمت محمد زهدي را به صورت مضاعف ادامه خواهند داد و خلاء نبودن او را پر خواهند كرد.
مسأله چهارم: در برخي از نامههاي برادران اسپارتايي كه وارد مجموعه نامهها شده است توصيفات بيش از حدي درباره استادشان ديدم. به خودم نگاهي كردم و ديدم حتي زكات آن وصفها نيز شامل من نميشود. با خود گفتم اين تعريفها حق من نيست. گفتم: "با وجود تذكرهاي فراواني كه داده بودم برادران حقپرست من از افراطي كه در حُسن ظنشان دارند و به آن ادامه هم ميدهند چه سودي ميبرند؟" بر قلبام اخطار داده شد: "آنها، اهالي شهرشان و اهالي اسپارتا و حوالياش، يُمن و بركت حسن ظنشان را در مرتبه بيشترين حُسن ظنها ديدهاند لذا در اقتدا به اهل ولايتي چون "عثمان خالديِ بش قضالي" و "توپال شُكري" افراط نكردهاند چون شاهد حقيقتي بودهاند. اما همچنان كه مكاشفه نيازمند تأويل است و خواب را بايد تعبير كرد، و از احكام خاص در صورت تعميم، ممكن است برداشت اشتباه شود؛ آنها نيز فايده شخصيت معنوي رساله نور براي خودشان و شهرشان را ديدهاند پس به توصيف برادري ميپردازند كه يكي از نمايندگان آن شخصيت معنويست و او را استاد مينامند؛ بنابراين به واقعهيي در يك شهر با نظر كلي و عام مينگرند و آن را تعميم داده و به صورت حُسن ظني بيش از حد بروز ميدهند".مسأله چهارم: در برخي از نامههاي برادران اسپارتايي كه وارد مجموعه نامهها شده است توصيفات بيش از حدي درباره استادشان ديدم. به خودم نگاهي كردم و ديدم حتي زكات آن وصفها نيز شامل من نميشود. با خود گفتم اين تعريفها حق من نيست. گفتم: "با وجود تذكرهاي فراواني كه داده بودم برادران حقپرست من از افراطي كه در حُسن ظنشان دارند و به آن ادامه هم ميدهند چه سودي ميبرند؟" بر قلبام اخطار داده شد: "آنها، اهالي شهرشان و اهالي اسپارتا و حوالياش، يُمن و بركت حسن ظنشان را در مرتبه بيشترين حُسن ظنها ديدهاند لذا در اقتدا به اهل ولايتي چون "عثمان خالديِ بش قضالي" و "توپال شُكري" افراط نكردهاند چون شاهد حقيقتي بودهاند. اما همچنان كه مكاشفه نيازمند تأويل است و خواب را بايد تعبير كرد، و از احكام خاص در صورت تعميم، ممكن است برداشت اشتباه شود؛ آنها نيز فايده شخصيت معنوي رساله نور براي خودشان و شهرشان را ديدهاند پس به توصيف برادري ميپردازند كه يكي از نمايندگان آن شخصيت معنويست و او را استاد مينامند؛ بنابراين به واقعهيي در يك شهر با نظر كلي و عام مينگرند و آن را تعميم داده و به صورت حُسن ظني بيش از حد بروز ميدهند".
مسأله پنجم: به خاطر آمد كه رساله نور اجزاي فراوان دارد. با اينكه همه نيازمند آناند اما نميتوانند كليت آن را به دست آورند. در همان لحظه مجموعه «حجة الله البالغه» به عنوان پاسخ به يادم آمد.مسأله پنجم: به خاطر آمد كه رساله نور اجزاي فراوان دارد. با اينكه همه نيازمند آناند اما نميتوانند كليت آن را به دست آورند. در همان لحظه مجموعه «حجة الله البالغه» به عنوان پاسخ به يادم آمد.
آري، مجموعههاي متعددي از رساله نور ميتوان استخراج نمود كه هر يك از آنها رساله نوري كوچك اما توانمندند و ميتوانند به دست هر نيازمندي برسند. به همين مناسبت به ضمايم گفتار بيست و پنجم فكر كردم. در حال حاضر چهار پنج نسخه از آن نزد من است اما بدون ضمائماند. ضميمه نسخهيي كه هيأت خجستگان اين بار از فهرست رموزات ثمیانيه فرستادهاند قسمت ناقصيست؛آري، مجموعههاي متعددي از رساله نور ميتوان استخراج نمود كه هر يك از آنها رساله نوري كوچك اما توانمندند و ميتوانند به دست هر نيازمندي برسند. به همين مناسبت به ضمايم گفتار بيست و پنجم فكر كردم. در حال حاضر چهار پنج نسخه از آن نزد من است اما بدون ضمائماند. ضميمه نسخهيي كه هيأت خجستگان اين بار از فهرست رموزات ثمیانيه فرستادهاند قسمت ناقصيست؛
— 320 —
قسمتهاي مهمي مانند اشاره إِنَّا أَنزَلْنَا و اشاره سيزده "الف" با انگشت در سیورههاي إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ و إِنَّا أَعْطَيْنَا و همين طور اشاره با سيزده دست در فاتحه، وجود ندارد. روز گذشته رساله مختصر سياحت خيالي و سير قلبي را خواندم كه مربوط به آيهي اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ است و در انتهاي مكتوب بيست و نهم قرار دارد. اشاره اين آيه را به رساله نور كه در شعاع اول آمده از ذهن گذراندم. گفتم: اگر اين دو نكته نوريه با حجت تَغْرُبُ (الشَّمْسُ) فِى عَيْنٍ حَمِئَةٍ همراه با نكته و حاشيهاش وارد ضمائم معجزه قرآني گردد مناسب خواهد بود. شما هم اگر مناسب بدانيد، نوشته شود. اگر در مورد نكات اعجاز قرآن هم بخش مهمي بيابيد ميتوانيد آن را هم اضافه كنيد.قسمتهاي مهمي مانند اشاره إِنَّا أَنزَلْنَا و اشاره سيزده "الف" با انگشت در سیورههاي إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ و إِنَّا أَعْطَيْنَا و همين طور اشاره با سيزده دست در فاتحه، وجود ندارد. روز گذشته رساله مختصر سياحت خيالي و سير قلبي را خواندم كه مربوط به آيهي اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ است و در انتهاي مكتوب بيست و نهم قرار دارد. اشاره اين آيه را به رساله نور كه در شعاع اول آمده از ذهن گذراندم. گفتم: اگر اين دو نكته نوريه با حجت تَغْرُبُ (الشَّمْسُ) فِى عَيْنٍ حَمِئَةٍ همراه با نكته و حاشيهاش وارد ضمائم معجزه قرآني گردد مناسب خواهد بود. شما هم اگر مناسب بدانيد، نوشته شود. اگر در مورد نكات اعجاز قرآن هم بخش مهمي بيابيد ميتوانيد آن را هم اضافه كنيد.
مسأله ششم: ماههاي سه گانه و شب رغائب را كه حامل سرّ اعطاي عمري هشتاد و چند ساله، باقي و معنويست با تمام روحام به شما تبريك ميگويم. دو سه روز پيش وقتي گفتار بيست و دوم تصحيح ميشد گوش كردم و ديدم در اين گفتار نورهايي از قبيل ذكر كلي، تفكري وسيع، تهليلهاي متعدد، درس پر قوت ايمان، حضوري بيغفلت، حكمتي قدسي و عبادت فكريِ متعالي وجود دارد. اينجا بود كه حكمت آن را دانستم كه چرا بعضي از شاگردان، رسالهها را به نيت عبادت مينويسند يا مطالعه ميكنند يا ميشنوند. بارك الله گفتم و به آنها حق دادم.مسأله ششم: ماههاي سه گانه و شب رغائب را كه حامل سرّ اعطاي عمري هشتاد و چند ساله، باقي و معنويست با تمام روحام به شما تبريك ميگويم. دو سه روز پيش وقتي گفتار بيست و دوم تصحيح ميشد گوش كردم و ديدم در اين گفتار نورهايي از قبيل ذكر كلي، تفكري وسيع، تهليلهاي متعدد، درس پر قوت ايمان، حضوري بيغفلت، حكمتي قدسي و عبادت فكريِ متعالي وجود دارد. اينجا بود كه حكمت آن را دانستم كه چرا بعضي از شاگردان، رسالهها را به نيت عبادت مينويسند يا مطالعه ميكنند يا ميشنوند. بارك الله گفتم و به آنها حق دادم.
هنگام نوشتن اين پنج شش مسأله در نامه حاضر، نامههاي حافظ علي صاحب كارخانه نور و حسن عاطف را كه در اخلاص و تلاش و تفكرِ ظريف ممتاز است دريافت كرديم. نامه حافظ علي دليلي شد بر اين موضوع كه سجاياي عالي اخلاص مانند ترك انانيت و تبري از حظّ نفس تا چه ميزان در شاگردان رساله نور تظاهر دارد.هنگام نوشتن اين پنج شش مسأله در نامه حاضر، نامههاي حافظ علي صاحب كارخانه نور و حسن عاطف را كه در اخلاص و تلاش و تفكرِ ظريف ممتاز است دريافت كرديم. نامه حافظ علي دليلي شد بر اين موضوع كه سجاياي عالي اخلاص مانند ترك انانيت و تبري از حظّ نفس تا چه ميزان در شاگردان رساله نور تظاهر دارد.
دوباره حافظ علي ميگويد برادرمان خسرو با انتشار "قرآن معجزهدار" كه به قلم خودش كتابت شده به صورت عكس موافق نيست و معتقد است تا وقتي اجیازه چاپ با حروف سربي داده شود منتظر بمانيم؛ و اين دليلي قطعي بر اخلاصدوباره حافظ علي ميگويد برادرمان خسرو با انتشار "قرآن معجزهدار" كه به قلم خودش كتابت شده به صورت عكس موافق نيست و معتقد است تا وقتي اجیازه چاپ با حروف سربي داده شود منتظر بمانيم؛ و اين دليلي قطعي بر اخلاص
— 321 —
فوق العاده او و دورياش از لذتهاي نفسانيست، زيرا اگر قرآن مذكور كه با خط او كتابت شده به صورت عكس چاپ شود انگار در نگاه معنوي جهان اسلام و از نظر ثواب اخروي هزاران نسخه از قرآن را او كتابت كرده است، لذا خسرو با ترك مقامي سودمند، معصومانه، و بزرگ، با در نظر گرفتن سرّ اخلاص، سهم و نصيب خويش را فراموش ميكند و ميگويد با حروف سربي منتشر شود. اما دليل وجود خطاهايي كه او نشان داده بود نيز اين است كه امكان باقي ماندن خطاها در استفاده از حروف سربي به خاطر اينكه كتاب سه بار زير چاپ ميرود همچنان وجود دارد.فوق العاده او و دورياش از لذتهاي نفسانيست، زيرا اگر قرآن مذكور كه با خط او كتابت شده به صورت عكس چاپ شود انگار در نگاه معنوي جهان اسلام و از نظر ثواب اخروي هزاران نسخه از قرآن را او كتابت كرده است، لذا خسرو با ترك مقامي سودمند، معصومانه، و بزرگ، با در نظر گرفتن سرّ اخلاص، سهم و نصيب خويش را فراموش ميكند و ميگويد با حروف سربي منتشر شود. اما دليل وجود خطاهايي كه او نشان داده بود نيز اين است كه امكان باقي ماندن خطاها در استفاده از حروف سربي به خاطر اينكه كتاب سه بار زير چاپ ميرود همچنان وجود دارد.
نتيجه: بيان حافظ علي كه ريشه در اخلاصاش دارد و اينكه خسرو را به لحاظ اخلاص فوق العادهاش تقدير ميكند و خسرو هم بهرهي بزرگ و باقي خود را ناديده ميگيرد تصديق همان ادعاييست كه من از گذشته تاكنون بارها تكرار كردهام: شاگردان حقيقي رساله نور، خدمت ايماني را برتر از هر چيزي ميبينند، اگر به آنها مقام قطبيت هم داده شود به جهت اخلاصي كه دارند خدمتگزاري را ترجيح خواهند داد. موضوع ياد شده، ادعاي مرا بالفعل تأييد ميكند؛ به همين سبب با تمام وجود به اين برادران تبريك ميگوييم.نتيجه: بيان حافظ علي كه ريشه در اخلاصاش دارد و اينكه خسرو را به لحاظ اخلاص فوق العادهاش تقدير ميكند و خسرو هم بهرهي بزرگ و باقي خود را ناديده ميگيرد تصديق همان ادعاييست كه من از گذشته تاكنون بارها تكرار كردهام: شاگردان حقيقي رساله نور، خدمت ايماني را برتر از هر چيزي ميبينند، اگر به آنها مقام قطبيت هم داده شود به جهت اخلاصي كه دارند خدمتگزاري را ترجيح خواهند داد. موضوع ياد شده، ادعاي مرا بالفعل تأييد ميكند؛ به همين سبب با تمام وجود به اين برادران تبريك ميگوييم.
از نامه برادرمان حسن عاطف دانستيم كه واقعاً و با تمام توان كار ميكند. به تعبير خودش يادگاريهاي قلم مجاهدان و جوانمردان رساله نور را به عنوان هديه براي ما ارسال كرده است. ما نيز متقابلاً ميگوييم: حضرت حق تا ابد از آنها خشنود باد! نيز در جملههاي معنيداري كه نوشته است تاحدودي خشونت را نسبت به اهل بدعت ديدم. زمان و زمين و شيوه مثبت رساله نور نه تنها از نظر فعل و عمل بلكه از نظر فكري و ذهني هم اجازه مشغول شدن با اهل بدعت را نميدهد. هميشه احتياط لازم است. آن برادر خالصمان ان شاء الله در آن جاها شاگردان بسيار خالصي چون خود را تربيت خواهد كرد. ما در اينجا در دعاهايمان عاطف و همه رفقايش را كه آنجا هستند سهيم ميكنيم. من شخصاً علاقمندم با آنها مكاتبه داشته باشم، ليكن چون اسپارتا اين وظيفه را كاملتر انجام ميدهد اين مسئوليت را به آنها سپردهام.از نامه برادرمان حسن عاطف دانستيم كه واقعاً و با تمام توان كار ميكند. به تعبير خودش يادگاريهاي قلم مجاهدان و جوانمردان رساله نور را به عنوان هديه براي ما ارسال كرده است. ما نيز متقابلاً ميگوييم: حضرت حق تا ابد از آنها خشنود باد! نيز در جملههاي معنيداري كه نوشته است تاحدودي خشونت را نسبت به اهل بدعت ديدم. زمان و زمين و شيوه مثبت رساله نور نه تنها از نظر فعل و عمل بلكه از نظر فكري و ذهني هم اجازه مشغول شدن با اهل بدعت را نميدهد. هميشه احتياط لازم است. آن برادر خالصمان ان شاء الله در آن جاها شاگردان بسيار خالصي چون خود را تربيت خواهد كرد. ما در اينجا در دعاهايمان عاطف و همه رفقايش را كه آنجا هستند سهيم ميكنيم. من شخصاً علاقمندم با آنها مكاتبه داشته باشم، ليكن چون اسپارتا اين وظيفه را كاملتر انجام ميدهد اين مسئوليت را به آنها سپردهام.
— 322 —
حافظ علي در آخر نامهاش از قهرمانان مدرسه نوريه و احمد و برادرش سليمان ی كه در هيبت و سيستم خسروست ی ستايشهايي كرده است كه ما را خوشحال كرد. در واقع من شاگردان آن مدرسه نوريه را چون طلبههاي مدرسة الزهرايي ميديدم كه از گذشته در فكر و آرزوياش بودهام. هميشه گفتهام: "آنها اين چنين شدند يا اينان پيش قراولان آنهايند".حافظ علي در آخر نامهاش از قهرمانان مدرسه نوريه و احمد و برادرش سليمان ی كه در هيبت و سيستم خسروست ی ستايشهايي كرده است كه ما را خوشحال كرد. در واقع من شاگردان آن مدرسه نوريه را چون طلبههاي مدرسة الزهرايي ميديدم كه از گذشته در فكر و آرزوياش بودهام. هميشه گفتهام: "آنها اين چنين شدند يا اينان پيش قراولان آنهايند".
بِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِبِاسْمِه سُبْحَانَهُ ٭ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُاَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
برادران عزيز و صديقام! شب معراج را به شما تبريك ميگويم و از رحمت الهي مسألت دارم كه شما و ما را در پيروي از سنت سنيّه صاحب معراج عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام كاملاً موفق كند. يكي دو مسألهي كوچك و جالب توجه را براي شما مينويسم كه در يكي دو روز گذشته رخ داده است:برادران عزيز و صديقام! شب معراج را به شما تبريك ميگويم و از رحمت الهي مسألت دارم كه شما و ما را در پيروي از سنت سنيّه صاحب معراج عَليهِ الصَّلاةُ و السّلام كاملاً موفق كند. يكي دو مسألهي كوچك و جالب توجه را براي شما مينويسم كه در يكي دو روز گذشته رخ داده است:
مسأله اول: رويداديست كه يكي از دلايل متعدد مجرد ماندن تعدادي از شاگردان رساله نور را نشان ميدهد. اين روزها حقيقتي را به اجمال براي بانويي كه دختر فرد مهميست گفتم. او كه از جواني ضربه خورده و همچنان مجرد است در پي بهدست آوردن آرامش سعي كرده با رساله نور پيوند يابد در عين حال در يكي از دبيرستانهاي مهم در حال تحصيل ميباشد. اين مطلب را بدان سبب مينويسم كه ممكن است براي برخي در آن حوالي مفيد باشد:مسأله اول: رويداديست كه يكي از دلايل متعدد مجرد ماندن تعدادي از شاگردان رساله نور را نشان ميدهد. اين روزها حقيقتي را به اجمال براي بانويي كه دختر فرد مهميست گفتم. او كه از جواني ضربه خورده و همچنان مجرد است در پي بهدست آوردن آرامش سعي كرده با رساله نور پيوند يابد در عين حال در يكي از دبيرستانهاي مهم در حال تحصيل ميباشد. اين مطلب را بدان سبب مينويسم كه ممكن است براي برخي در آن حوالي مفيد باشد:
به او گفتم حال كه از جواني متضرر شدهيي ديگر وارد قانون تناسل كه وظيفهيي فطريست مشو؛ زيرا لذت و حظّ گذرايي كه مرد در برابر انجام آن وظيفه (ازدواج) به عنوان اجرت دريافت ميكند تا حدودي در همان آغاز، كافي بهبه او گفتم حال كه از جواني متضرر شدهيي ديگر وارد قانون تناسل كه وظيفهيي فطريست مشو؛ زيرا لذت و حظّ گذرايي كه مرد در برابر انجام آن وظيفه (ازدواج) به عنوان اجرت دريافت ميكند تا حدودي در همان آغاز، كافي به
— 323 —
نظر ميرسد. ليكن زن بيچاره در انجام آن وظيفه فطري بايد بار سنگيني را يك سال حمل كند و دشواريهاي يكي دو سالِ نخستِ بزرگ كردن بچه را به جان بخرد و او را تغذيه كند؛ با اين حال احتمال دارد شوهرش به دليل بيحجابي او را متهم به بيصداقتي كند؛ علاوه بر آن ممكن است شوهرش نظر بر ديگري هم داشته باشد و با او چنان كه لازم است صميمانه و مهربانانه رفتار نكند؛ لذا زن با عذاب وجدان و فشارهاي دائمي مواجه خواهد شد؛ در برابر اين سختيهاي احتمالي البته در ازدواج لذت و حظي زودگذر نصيب فرد ميشود كه در اين زمانهي نامناسب، با يك صدم انجام آن وظيفه هم برابري نميكند. مخصوصاً اگر دو طرف از نظر ديانت و سجايا كه از آن به "هم كفو بودن شرعي" تعبير ميشود شايستگي يكديگر را نداشته باشند متحمل مشقات بيشتري خواهند شد. به خصوص كساني كه نام مسلمان دارند اما فاقد تربيت اسلامي هستند، از احترام و مهرباني متقابل كه از ايمان سرچشمه ميگيرد محروماند لذا سعادت و خوشبختي زندگي را كاملاً از بين ميبرند و كاري ميكنند كه طرف مقابل متحمل عذاب جهنم شود.نظر ميرسد. ليكن زن بيچاره در انجام آن وظيفه فطري بايد بار سنگيني را يك سال حمل كند و دشواريهاي يكي دو سالِ نخستِ بزرگ كردن بچه را به جان بخرد و او را تغذيه كند؛ با اين حال احتمال دارد شوهرش به دليل بيحجابي او را متهم به بيصداقتي كند؛ علاوه بر آن ممكن است شوهرش نظر بر ديگري هم داشته باشد و با او چنان كه لازم است صميمانه و مهربانانه رفتار نكند؛ لذا زن با عذاب وجدان و فشارهاي دائمي مواجه خواهد شد؛ در برابر اين سختيهاي احتمالي البته در ازدواج لذت و حظي زودگذر نصيب فرد ميشود كه در اين زمانهي نامناسب، با يك صدم انجام آن وظيفه هم برابري نميكند. مخصوصاً اگر دو طرف از نظر ديانت و سجايا كه از آن به "هم كفو بودن شرعي" تعبير ميشود شايستگي يكديگر را نداشته باشند متحمل مشقات بيشتري خواهند شد. به خصوص كساني كه نام مسلمان دارند اما فاقد تربيت اسلامي هستند، از احترام و مهرباني متقابل كه از ايمان سرچشمه ميگيرد محروماند لذا سعادت و خوشبختي زندگي را كاملاً از بين ميبرند و كاري ميكنند كه طرف مقابل متحمل عذاب جهنم شود.
هم پدر و هم مادر در برابر خدمات و مشقات زيادي كه براي انجام وظيفه قانون تناسل متحمل شدهاند، آنچه دريافت ميكنند اين است كه فرزندشان در اين دنيا در مقابل خدمتها و مهربانيهاي آنان با كمال احترام و اطاعت، حرمتشان را خالصانه نگاه دارد و صادقانه اطاعت كند؛ و پس از وفاتشان هم با صلاحيت و خيرات و دعاهاي خويش موجب شود در دفتر اعمال آنها حسنات نوشته شود؛ و اگر پيش از پانزده سالگي معصومانه از دنيا برود نيز در قيامت شفيع آنها گردد و در بهشت، بچهيي دوست داشتني در آغوش آنان باشد.هم پدر و هم مادر در برابر خدمات و مشقات زيادي كه براي انجام وظيفه قانون تناسل متحمل شدهاند، آنچه دريافت ميكنند اين است كه فرزندشان در اين دنيا در مقابل خدمتها و مهربانيهاي آنان با كمال احترام و اطاعت، حرمتشان را خالصانه نگاه دارد و صادقانه اطاعت كند؛ و پس از وفاتشان هم با صلاحيت و خيرات و دعاهاي خويش موجب شود در دفتر اعمال آنها حسنات نوشته شود؛ و اگر پيش از پانزده سالگي معصومانه از دنيا برود نيز در قيامت شفيع آنها گردد و در بهشت، بچهيي دوست داشتني در آغوش آنان باشد.
اينك فرزندان به جاي تربيت اسلامي با تربيت مدنيت بيميم (دنيت: پستي) بزرگ ميشوند؛ لذا نه از هر ده، بيست فرزند بلكه از چهل فرزند يك نفر در مقابل خدمتها و مهربانيهاي مهم پدر و مادر وظايف فرزندي مذكور خود را به جا ميآورد. باقي با نگرانيهايي كه ايجاد ميكنند مهربانيهاي آنها را هميشه ناديده گرفته و به والدين خود كه دوستان حقيقي و صادق فرزند هستند عذاب وجداناينك فرزندان به جاي تربيت اسلامي با تربيت مدنيت بيميم (دنيت: پستي) بزرگ ميشوند؛ لذا نه از هر ده، بيست فرزند بلكه از چهل فرزند يك نفر در مقابل خدمتها و مهربانيهاي مهم پدر و مادر وظايف فرزندي مذكور خود را به جا ميآورد. باقي با نگرانيهايي كه ايجاد ميكنند مهربانيهاي آنها را هميشه ناديده گرفته و به والدين خود كه دوستان حقيقي و صادق فرزند هستند عذاب وجدان
— 324 —
ميدهند؛ در عين حال در آخرت نيز مدعي ميشوند كه "چرا من را مؤمنانه تربيت نكرديد؟" به جاي آنكه شفيع شوند شاكي ميشوند.ميدهند؛ در عين حال در آخرت نيز مدعي ميشوند كه "چرا من را مؤمنانه تربيت نكرديد؟" به جاي آنكه شفيع شوند شاكي ميشوند.
مسأله دوم: روز گذشته با پنج توافق لطيف كه رخ داد به قطع مطمئن شديم كه در جزئيترين و بياهميتترين كارهايمان هم زير نظر عنايت الهي هستيم.مسأله دوم: روز گذشته با پنج توافق لطيف كه رخ داد به قطع مطمئن شديم كه در جزئيترين و بياهميتترين كارهايمان هم زير نظر عنايت الهي هستيم.
توافق اول: وقتي در را باز كردم برخلاف انتظار چهار نفر از شاگردان رساله نور را ديدم كه نام هر چهار آنها احمد بود. آمده بودند كه كارهايي را براي من انجام دهند. هر چهار نفر در يك لحظه رسيده بودند. دو نفر از آنها از روستا و دو نفر ديگر از محلههاي مختلف اينجا بودند.توافق اول: وقتي در را باز كردم برخلاف انتظار چهار نفر از شاگردان رساله نور را ديدم كه نام هر چهار آنها احمد بود. آمده بودند كه كارهايي را براي من انجام دهند. هر چهار نفر در يك لحظه رسيده بودند. دو نفر از آنها از روستا و دو نفر ديگر از محلههاي مختلف اينجا بودند.
به همين ترتيب مقداري ماست به عنوان تبرك و به عنوان جيره به احمد كوراوغلو يكي ديگر از طلبههاي مهم رساله نور داديم. ماست در دستاش بود كه احمد فرزند حلمي كه از طلبههاي خردسال رساله نور است در را باز كرد؛ او هم همان مقدار ماست را كه به احمد قبلي داده بودم در دست داشت. همزماني و توافق شش نفر از طلبههاي رساله نور به نام احمد آن هم در يك روز شبيه امري تصادفي نيست؛ احتمالاً اشارتيست براي اينكه نظر به اين احمدها جلب شود.به همين ترتيب مقداري ماست به عنوان تبرك و به عنوان جيره به احمد كوراوغلو يكي ديگر از طلبههاي مهم رساله نور داديم. ماست در دستاش بود كه احمد فرزند حلمي كه از طلبههاي خردسال رساله نور است در را باز كرد؛ او هم همان مقدار ماست را كه به احمد قبلي داده بودم در دست داشت. همزماني و توافق شش نفر از طلبههاي رساله نور به نام احمد آن هم در يك روز شبيه امري تصادفي نيست؛ احتمالاً اشارتيست براي اينكه نظر به اين احمدها جلب شود.
توافق دوم: زن فقير و مهاجري از من تبركي خواست. من هم پيراهني به او دادم. پنج دقيقه بعد، زن ديگري به همان نام واسطه مهمي را نزد من فرستاد تا پيراهني را از او بپذيرم. به دليل توافق و همخواني قبول كردم.توافق دوم: زن فقير و مهاجري از من تبركي خواست. من هم پيراهني به او دادم. پنج دقيقه بعد، زن ديگري به همان نام واسطه مهمي را نزد من فرستاد تا پيراهني را از او بپذيرم. به دليل توافق و همخواني قبول كردم.
همان روز نيمي از روغن خوراكيام را به چند مستحق ميدادم. گنجايش ظرف (اهدايي) زياد بود و مقدار كمتري روغن براي من باقي ماند. به همان ترتيب گذشته، آنها هنوز روغن را برنداشته بودند كه فردي از يك روستاي دوردست آمد و در عوض مطالعه كتابهايم همان مقدار روغني را كه در ذهنام بود به من داد. آن را هم به دليل همان توافق و همخواني قبول كردم.همان روز نيمي از روغن خوراكيام را به چند مستحق ميدادم. گنجايش ظرف (اهدايي) زياد بود و مقدار كمتري روغن براي من باقي ماند. به همان ترتيب گذشته، آنها هنوز روغن را برنداشته بودند كه فردي از يك روستاي دوردست آمد و در عوض مطالعه كتابهايم همان مقدار روغني را كه در ذهنام بود به من داد. آن را هم به دليل همان توافق و همخواني قبول كردم.
توافق سوم: باز در همان روز در حالي كه سوار بر اسب به گردش ميرفتم سواري از پشت سرم به سرعت آمد و به من نزديك شد؛ از اسب پايين آمد و پايم را كه در ركاب بود گرفت. او را نميشناختم.توافق سوم: باز در همان روز در حالي كه سوار بر اسب به گردش ميرفتم سواري از پشت سرم به سرعت آمد و به من نزديك شد؛ از اسب پايين آمد و پايم را كه در ركاب بود گرفت. او را نميشناختم.
گفتم: تو كيستي كه تا اين حد دوستي ميكني؟گفتم: تو كيستي كه تا اين حد دوستي ميكني؟
— 325 —
گفت: من خطيب كوزجا هستم.گفت: من خطيب كوزجا هستم.
اصلاً اطلاع نداشتم كه در كاستامونو روستايي به اين نام وجود دارد. وقتي بازگشتم دو نظامي اسپارتايي نزدم آمدند.اصلاً اطلاع نداشتم كه در كاستامونو روستايي به اين نام وجود دارد. وقتي بازگشتم دو نظامي اسپارتايي نزدم آمدند.
يكي از آنها گفت: "از خطيب كوزجا براي تو نامه آوردهام".يكي از آنها گفت: "از خطيب كوزجا براي تو نامه آوردهام".
اين همخواني و توافق عجيب براي من اشارتي بود تا بدانم آنها در اين دو ولايت جداگانه با چنين توافقي صادقانه در خدمت رساله نور فعاليت ميكنند.اين همخواني و توافق عجيب براي من اشارتي بود تا بدانم آنها در اين دو ولايت جداگانه با چنين توافقي صادقانه در خدمت رساله نور فعاليت ميكنند.
صبري به همين مناسبت از طرف من سلام گرمي به خطيب كوزجا برساند. او را در بين طلبههاي خاص در دستاوردهاي معنوي سهيم ميكنيم. از آنجا كه نوشتن نامههاي خصوصي عادتمان نيست براي او نامهيي ننوشتيم؛ به دل نگيرد. ميوهي يك همخواني دلنشين ديگر را همانروز به نحو جالبي ديدم، به اين ترتيب:صبري به همين مناسبت از طرف من سلام گرمي به خطيب كوزجا برساند. او را در بين طلبههاي خاص در دستاوردهاي معنوي سهيم ميكنيم. از آنجا كه نوشتن نامههاي خصوصي عادتمان نيست براي او نامهيي ننوشتيم؛ به دل نگيرد. ميوهي يك همخواني دلنشين ديگر را همانروز به نحو جالبي ديدم، به اين ترتيب:
دو سرباز با كمال محبت و بسيار دوستانه گفتند: تو اسپارتايي هستي، همشهري ما هستي.دو سرباز با كمال محبت و بسيار دوستانه گفتند: تو اسپارتايي هستي، همشهري ما هستي.
من هم گفتم: باعث افتخار است كه بگويم از هر نظر اسپارتیايي هستم. اسپیارتا با خاك و سنگ و همه چيزش در نظر من مبارك است؛ وطن من است، مسقط الرأس صدها و هزاران نفر از برادران حقيقيام است كه هر كدامشان ارزش صد نفر را دارند.من هم گفتم: باعث افتخار است كه بگويم از هر نظر اسپارتیايي هستم. اسپیارتا با خاك و سنگ و همه چيزش در نظر من مبارك است؛ وطن من است، مسقط الرأس صدها و هزاران نفر از برادران حقيقيام است كه هر كدامشان ارزش صد نفر را دارند.
آري، اكثر اهل اسپارتا كه اين طرفها ميآيند، نظامي يا غير نظامي، مرا همشهري خود ميدانند. هر كدامشان كه با من صحبت ميكنند (بيدرنگ) ميپرسند: "اسپارتايي هستي؟"آري، اكثر اهل اسپارتا كه اين طرفها ميآيند، نظامي يا غير نظامي، مرا همشهري خود ميدانند. هر كدامشان كه با من صحبت ميكنند (بيدرنگ) ميپرسند: "اسپارتايي هستي؟"
من هم ميگويم: "مفتخرم كه اسپارتايي هستم". در اسیپارتا آن قیدر بیرادر و خويشیاوند واقعیي دارم كه آن را از جهیات زيیادي به روسیتاي نورس كه مسیقط الرأسام است ترجيح ميدهم. حتي يكي از روستاهاي اسپارتاي بزرگ را بر ناحيه اسپاريتِ ما كه در حكم فرزند اسپارتاي بزرگ است ترجيح ميدهم. اسپارتا برادران خالص و قهرماني نصيب من كرده است لذا خاك و سنگ اسپارتا براي من و شايد براي آناتولي هم مبارك است. ان شاء الله هر يك از بذرهاي نوري كه درمن هم ميگويم: "مفتخرم كه اسپارتايي هستم". در اسیپارتا آن قیدر بیرادر و خويشیاوند واقعیي دارم كه آن را از جهیات زيیادي به روسیتاي نورس كه مسیقط الرأسام است ترجيح ميدهم. حتي يكي از روستاهاي اسپارتاي بزرگ را بر ناحيه اسپاريتِ ما كه در حكم فرزند اسپارتاي بزرگ است ترجيح ميدهم. اسپارتا برادران خالص و قهرماني نصيب من كرده است لذا خاك و سنگ اسپارتا براي من و شايد براي آناتولي هم مبارك است. ان شاء الله هر يك از بذرهاي نوري كه در
— 326 —
آناتولي و جهان اسلام منتشر كرده است مظهر رحمت (الهي) خواهد شد و سنبله خواهد داد؛ و به عنوان غذا و نور و دوا، قحطي معنويت و وبا و ظلم و ظلمت را از بين خواهد برد.آناتولي و جهان اسلام منتشر كرده است مظهر رحمت (الهي) خواهد شد و سنبله خواهد داد؛ و به عنوان غذا و نور و دوا، قحطي معنويت و وبا و ظلم و ظلمت را از بين خواهد برد.
توافق چهارم: پس از نوشتن چهار توافق پيشين، نامه بسيار زيباي حافظ علي بزرگ، نامه معنادار عبدالله چاووش اين خلوصي ثالث، و نامههاي ارزشمند خلوصي بيگ و كاتب عثمان را دريافت كردم. حافظ علي در نامهاش نوشته است: علماي قونيه رساله نور را كتابت كرده و از آن تمجيد و تقدير ميكنند. استاد وهبي رَحْمَةُ اللّٰهِ عَلَيْه صاحب تفسير، در برابر رساله اخلاص احساس مغلوبيت و از رساله نور با شگفتي و تمجيد ياد كرده است. حافظ علي به همين مناسبت گفته است:توافق چهارم: پس از نوشتن چهار توافق پيشين، نامه بسيار زيباي حافظ علي بزرگ، نامه معنادار عبدالله چاووش اين خلوصي ثالث، و نامههاي ارزشمند خلوصي بيگ و كاتب عثمان را دريافت كردم. حافظ علي در نامهاش نوشته است: علماي قونيه رساله نور را كتابت كرده و از آن تمجيد و تقدير ميكنند. استاد وهبي رَحْمَةُ اللّٰهِ عَلَيْه صاحب تفسير، در برابر رساله اخلاص احساس مغلوبيت و از رساله نور با شگفتي و تمجيد ياد كرده است. حافظ علي به همين مناسبت گفته است:
"اين يكي از كرامات رساله نور است. رساله نور به گاو، گوشت و به شير، علف نميدهد. به گاو علف ميدهد و به شير گوشت. آن استاد كه به شير ميماند ابتدا رسايل اخلاص به دستاش رسيده بود"."اين يكي از كرامات رساله نور است. رساله نور به گاو، گوشت و به شير، علف نميدهد. به گاو علف ميدهد و به شير گوشت. آن استاد كه به شير ميماند ابتدا رسايل اخلاص به دستاش رسيده بود".
شش يا هفت روز پيش از دريافت نامه حافظ علي وقتي از كوه قره داغ در كاستامونو پايين ميآمدم با خود ميگفتم: "آهاي، به اسب گوشت ندهي و به شير علف؛ به شير گوشت بده و به اسب علف".شش يا هفت روز پيش از دريافت نامه حافظ علي وقتي از كوه قره داغ در كاستامونو پايين ميآمدم با خود ميگفتم: "آهاي، به اسب گوشت ندهي و به شير علف؛ به شير گوشت بده و به اسب علف".
از اين سخن خوشم آمده بود و آن را پنج شش مرتبه تكرار كرده بودم. يا حافظ علي آن را پيش از من نوشته و كاري كرده بود كه بر زبان من جاري شود يا من آن را قبلاً بيان داشتهام و ترتيبي دادهاند كه او آن را بنويسد. اما در اين توافق و همخواني شگفتانگيز تفاوتي هست؛ او صحبت از علف براي گاو كرده و من از علف براي اسب گفتهام.از اين سخن خوشم آمده بود و آن را پنج شش مرتبه تكرار كرده بودم. يا حافظ علي آن را پيش از من نوشته و كاري كرده بود كه بر زبان من جاري شود يا من آن را قبلاً بيان داشتهام و ترتيبي دادهاند كه او آن را بنويسد. اما در اين توافق و همخواني شگفتانگيز تفاوتي هست؛ او صحبت از علف براي گاو كرده و من از علف براي اسب گفتهام.
— 327 —
برادران عزيز و صديقام؛ دوستان توانمند، متين، جدي، مصمم و فداكارم در خدمت ايماني؛ و رفيقان نورانيام در سياحت برزخي و اخروي!برادران عزيز و صديقام؛ دوستان توانمند، متين، جدي، مصمم و فداكارم در خدمت ايماني؛ و رفيقان نورانيام در سياحت برزخي و اخروي!
حضرت ارحم الراحمين مقابل هر حرف از هداياي قدسيِ اين بار شما هزار بار رحمت نثارتان كند! آمين؛ هداياي نوشته شده با قلمهايي كه نور سياه جاري ميسازند و هر درهمشان به قدر صد درهم از خون شهدا ارزش دارد.حضرت ارحم الراحمين مقابل هر حرف از هداياي قدسيِ اين بار شما هزار بار رحمت نثارتان كند! آمين؛ هداياي نوشته شده با قلمهايي كه نور سياه جاري ميسازند و هر درهمشان به قدر صد درهم از خون شهدا ارزش دارد.
سعي و تلاش فداكارانه شما در اين موسم غفلت و رنج و ملال و در ميان مشغوليتهاي دنيوي واقعاً عنايت خاصه و كرامت نوريه است. حضرت حق همواره از شما خشنود باد! آمين.سعي و تلاش فداكارانه شما در اين موسم غفلت و رنج و ملال و در ميان مشغوليتهاي دنيوي واقعاً عنايت خاصه و كرامت نوريه است. حضرت حق همواره از شما خشنود باد! آمين.
بيست و يك نفر از عبدالرحمانها و عبدالمجيدها براي اينكه قلمهاي الماسينشان ما را ياري كنند نسخهها را بسيار سريع برايمان ارسال كردند؛ انگار محمد زهدي نيز ی كه قبرش پر نور باد ی همچنان قلماش را در برزخ به نفع ما به كار ميگيرد زيرا نسخههايي از ما ترك او فرستاده شد؛ و اين از ته دل مسرورمان كرد و به شُكرمان وا داشت.بيست و يك نفر از عبدالرحمانها و عبدالمجيدها براي اينكه قلمهاي الماسينشان ما را ياري كنند نسخهها را بسيار سريع برايمان ارسال كردند؛ انگار محمد زهدي نيز ی كه قبرش پر نور باد ی همچنان قلماش را در برزخ به نفع ما به كار ميگيرد زيرا نسخههايي از ما ترك او فرستاده شد؛ و اين از ته دل مسرورمان كرد و به شُكرمان وا داشت.
در گذشته كه طلبه بودم از اشخاص موثق شنيدم كه از امامان معروفي نقل ميكردند: "طلبه علوم (ديني) كه جدي و مشتاق و خالص باشد اگر در زمان تحصيل از دنيا برود وضعيتي موافق حال آن عالَم به او احسان ميشود و در برزخ، سرگرم كاري شبيه همان تحصيل در يك مدرسه معنوي خواهد شد". اين مطلب در آن زمان مكرر مدار بحث طلبهها ميشد. اينك در اين موقع كه خالصترين طلبههاي علوم (ديني) طلبههاي رساله نور هستند شكي نيست كه وظايف اشخاصي چون مرحوم محمد زهدي، عاصم و لطفي همچنان ادامه دارد. براي ثبت حسنات در دفتر اعمال آنان، قلمهاي معنوي آنان ان شاء الله در كار است. حضرت حق را شكر بيپايان كه تلاش و كوشش فوق العادهيي كه در شما هست نيازي به چاپخانه باقي نميگذارد. رسالههايي كه اين بار فرستادهايد بسيار زيبا، بسيار كامل و بسيار مورد نياز بود. ليكن من دچار سهو شده بودم. گمان ميكردم لمعه يازدهم و تلويحات تسعه را نوشتهايم حال آنكه اينطور نبوده است.در گذشته كه طلبه بودم از اشخاص موثق شنيدم كه از امامان معروفي نقل ميكردند: "طلبه علوم (ديني) كه جدي و مشتاق و خالص باشد اگر در زمان تحصيل از دنيا برود وضعيتي موافق حال آن عالَم به او احسان ميشود و در برزخ، سرگرم كاري شبيه همان تحصيل در يك مدرسه معنوي خواهد شد". اين مطلب در آن زمان مكرر مدار بحث طلبهها ميشد. اينك در اين موقع كه خالصترين طلبههاي علوم (ديني) طلبههاي رساله نور هستند شكي نيست كه وظايف اشخاصي چون مرحوم محمد زهدي، عاصم و لطفي همچنان ادامه دارد. براي ثبت حسنات در دفتر اعمال آنان، قلمهاي معنوي آنان ان شاء الله در كار است. حضرت حق را شكر بيپايان كه تلاش و كوشش فوق العادهيي كه در شما هست نيازي به چاپخانه باقي نميگذارد. رسالههايي كه اين بار فرستادهايد بسيار زيبا، بسيار كامل و بسيار مورد نياز بود. ليكن من دچار سهو شده بودم. گمان ميكردم لمعه يازدهم و تلويحات تسعه را نوشتهايم حال آنكه اينطور نبوده است.
— 328 —
منهاج السنه نزد ما هست. "لمعه يازدهم" كه حاوي يازده نكته ميباشد با "مرقات السنه" و "تلويحات تسعه"، و بخشي كه شامل چهار خطوه است و بهمثابه ضميمه آن ميباشد، در حالي كه ضميمه "رساله قَدَر" بود ضميمه گفتار هفدهم شده است اگر به عنوان ضميمه تلويحات آورده شود مناسب خواهد بود. بخش پاياني "مكتوب بيست و نهم" نيز كه شامل دو سه صفحه داير بر يك سياحت قلبي و خياليست و ناظر است بر تجلي آيهيمنهاج السنه نزد ما هست. "لمعه يازدهم" كه حاوي يازده نكته ميباشد با "مرقات السنه" و "تلويحات تسعه"، و بخشي كه شامل چهار خطوه است و بهمثابه ضميمه آن ميباشد، در حالي كه ضميمه "رساله قَدَر" بود ضميمه گفتار هفدهم شده است اگر به عنوان ضميمه تلويحات آورده شود مناسب خواهد بود. بخش پاياني "مكتوب بيست و نهم" نيز كه شامل دو سه صفحه داير بر يك سياحت قلبي و خياليست و ناظر است بر تجلي آيهي
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِاللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
اگر در بين مطالب ذكر شده قرار داده شود پسنديده است. حالا عنايت خاصهيي را كه دليلاش مصيبت بوده است برايتان مينويسم تا وسيلهيي براي بيشتر دعا كردن شما شود:اگر در بين مطالب ذكر شده قرار داده شود پسنديده است. حالا عنايت خاصهيي را كه دليلاش مصيبت بوده است برايتان مينويسم تا وسيلهيي براي بيشتر دعا كردن شما شود:
امروز، چهار ساعت پيش، من به تنهايي سوار بر اسبي بسيار سركش در جنگلهاي دنج قره داغ بودم. در همان حال بند افسار پاره شد و اسب، وحشت زده مرا بهطرز بسيار بدي با لگد انداختن به زمين زد. احتمال ميدادم دست و پاي چپام شكسته باشد؛ وضعيت نيز همين را نشان ميداد. اسب به كسي ديگر تعلق داشت. رو به جنگل دنج و خلوت گذاشت و رفت. هيچ كس هم نبود كه كمكم كند. حضرت حق را بينهايت سپاسگزارم كه دست و پايم نشكسته ولي بسيار ضرب ديده بود، طوري كه ميتوانستم با چترم راه بروم. اسب سركش هم داخل جنگل را در پيش گرفت، در مسير بيراهي هماهنگ با راه رفتن من، طوري كه مسافت پانزده دقيقهيي را يك ساعته طي كرديم. اسب در حال خوردن آب بود كه زني به نام نوريه آمد. نان در دست داشت. تكهيي نان به اسب داد و اسب را گرفت. من هم خدا را شكر در آن لحظه توانستم سوار شوم. آمدم و به اتاقام رسيدم. ناگهان باران توفانزايي شروع به باريدن كرد. در مقابل اتاقام شاهد سيل بوديم. اگر آب خوردن اسب با آمدن زن مصادف نميشد، در آن جاي خلوت زير آن بارش تند باران، اسب هم كه متعلق به فرد ديگري بود، حضرت حق از مصيبتهاي ديگري چون احتمال گم شدن حفظمان كرد.امروز، چهار ساعت پيش، من به تنهايي سوار بر اسبي بسيار سركش در جنگلهاي دنج قره داغ بودم. در همان حال بند افسار پاره شد و اسب، وحشت زده مرا بهطرز بسيار بدي با لگد انداختن به زمين زد. احتمال ميدادم دست و پاي چپام شكسته باشد؛ وضعيت نيز همين را نشان ميداد. اسب به كسي ديگر تعلق داشت. رو به جنگل دنج و خلوت گذاشت و رفت. هيچ كس هم نبود كه كمكم كند. حضرت حق را بينهايت سپاسگزارم كه دست و پايم نشكسته ولي بسيار ضرب ديده بود، طوري كه ميتوانستم با چترم راه بروم. اسب سركش هم داخل جنگل را در پيش گرفت، در مسير بيراهي هماهنگ با راه رفتن من، طوري كه مسافت پانزده دقيقهيي را يك ساعته طي كرديم. اسب در حال خوردن آب بود كه زني به نام نوريه آمد. نان در دست داشت. تكهيي نان به اسب داد و اسب را گرفت. من هم خدا را شكر در آن لحظه توانستم سوار شوم. آمدم و به اتاقام رسيدم. ناگهان باران توفانزايي شروع به باريدن كرد. در مقابل اتاقام شاهد سيل بوديم. اگر آب خوردن اسب با آمدن زن مصادف نميشد، در آن جاي خلوت زير آن بارش تند باران، اسب هم كه متعلق به فرد ديگري بود، حضرت حق از مصيبتهاي ديگري چون احتمال گم شدن حفظمان كرد.
تصديق كرديم كه اين مصيبت مختصر به نُه دليل نعمت بوده است؛ و مطمئن شديم كه اين نوع حفظ و حمايت نتيجه دعاهاي صميمانه شماست. حادثهيي كهتصديق كرديم كه اين مصيبت مختصر به نُه دليل نعمت بوده است؛ و مطمئن شديم كه اين نوع حفظ و حمايت نتيجه دعاهاي صميمانه شماست. حادثهيي كه
— 329 —
به نُه دليل موجب شكر و سپاسگزاري ميباشد اشارتيست بر سودمندي فراوان هديه نوريهيي كه روز گذشته دريافت كرديم. زيرا ضرب المثل مشهوريست كه وجود زحمت و مشقت در چيزي نشان از مقبوليت آن چيز دارد.به نُه دليل موجب شكر و سپاسگزاري ميباشد اشارتيست بر سودمندي فراوان هديه نوريهيي كه روز گذشته دريافت كرديم. زيرا ضرب المثل مشهوريست كه وجود زحمت و مشقت در چيزي نشان از مقبوليت آن چيز دارد.
به همه برادرانمان سلام ميرسانيم، برايشان دعا كرده و از آنها نيز التماس دعا داريم.به همه برادرانمان سلام ميرسانيم، برايشان دعا كرده و از آنها نيز التماس دعا داريم.
برادران عزيز، صديق و ارجمندم!برادران عزيز، صديق و ارجمندم!
براي آنكه نشان دهيم در اين ايام مبارك و ليالي شريف بيش از پيش نيازمند دعاهاي ارزشمندتان هستيم در نامه قبلي مصيبتي را نوشتيم كه مربوط به اسب سركشي ميشد و گرچه نُه مورد از ده مورد آن بدل به نعمت شد، ولي يك مورد هم اين بود: حادثه مذكور ضميمه بيماري قولنج و رماتيسمي شد كه از گذشته گرفتارش بودم و مرا بستري كرد. اما نگران نباشيد، بر ميخيزم و ميگردم. هنگام تصحيح رسالههايي كه امروز فرستاديد به قطع اطمينان يافتم كه يك مورد باقي مانده از ده مورد مصيبت ياد شده حكم نعمتي ده درجه بيشتر را يافت؛ همچنين يكي از فايدههايش كه بيش از ده موردِ ميباشند اين است كه: هر چند من در كار تصحيح به ستوه نميآمدم اما عادتام بود كه در هر بار تصحيح كردن باز درسي بگيرم و استفادهيي كنم. لذا بعضي اوقات لذت بسياري ميبردم. در اين فصل ذوق و اشتياق تماشاي جمال صنعت الهي در كوهها و باغها بر ذوق و لذتي كه در تصحيح (مطالب) وجود دارد غلبه ميكرد. بيمارياي كه در اين مصيبت جديد همواره احساس ميشود طوريست كه گويي موجب ميشود با كمال ذوق و شوق، لمعه حضرت ايوب (ع) و لمعه بيماري را در هر نسخه بهطوري كه انگار به تازگي ميبينم، مطالعه و تصحيح كنم. اصلاً ترديدي برايم نماند كه همان بيماري توأم با مشقت به دليل وظيفه نوريهيي داده شده بود كه توأم با لذت و رحمت است. هر چند كه اين بيماري هنگام حركت كردن و وضو گرفتن و نماز خواندن آزارمبراي آنكه نشان دهيم در اين ايام مبارك و ليالي شريف بيش از پيش نيازمند دعاهاي ارزشمندتان هستيم در نامه قبلي مصيبتي را نوشتيم كه مربوط به اسب سركشي ميشد و گرچه نُه مورد از ده مورد آن بدل به نعمت شد، ولي يك مورد هم اين بود: حادثه مذكور ضميمه بيماري قولنج و رماتيسمي شد كه از گذشته گرفتارش بودم و مرا بستري كرد. اما نگران نباشيد، بر ميخيزم و ميگردم. هنگام تصحيح رسالههايي كه امروز فرستاديد به قطع اطمينان يافتم كه يك مورد باقي مانده از ده مورد مصيبت ياد شده حكم نعمتي ده درجه بيشتر را يافت؛ همچنين يكي از فايدههايش كه بيش از ده موردِ ميباشند اين است كه: هر چند من در كار تصحيح به ستوه نميآمدم اما عادتام بود كه در هر بار تصحيح كردن باز درسي بگيرم و استفادهيي كنم. لذا بعضي اوقات لذت بسياري ميبردم. در اين فصل ذوق و اشتياق تماشاي جمال صنعت الهي در كوهها و باغها بر ذوق و لذتي كه در تصحيح (مطالب) وجود دارد غلبه ميكرد. بيمارياي كه در اين مصيبت جديد همواره احساس ميشود طوريست كه گويي موجب ميشود با كمال ذوق و شوق، لمعه حضرت ايوب (ع) و لمعه بيماري را در هر نسخه بهطوري كه انگار به تازگي ميبينم، مطالعه و تصحيح كنم. اصلاً ترديدي برايم نماند كه همان بيماري توأم با مشقت به دليل وظيفه نوريهيي داده شده بود كه توأم با لذت و رحمت است. هر چند كه اين بيماري هنگام حركت كردن و وضو گرفتن و نماز خواندن آزارم
— 330 —
ميدهد اما از آنجا كه ثواب بندگي توأم با بيماري مضاعف است، لذت موجود در تصحيحات وظيفه نوريه، سختيهاي مذكور را بياثر ميكند.ميدهد اما از آنجا كه ثواب بندگي توأم با بيماري مضاعف است، لذت موجود در تصحيحات وظيفه نوريه، سختيهاي مذكور را بياثر ميكند.
اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ سِوَى الْكُفْرِ وَ الضَّلاَلِاَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ سِوَى الْكُفْرِ وَ الضَّلاَلِ
ثانياً: گاهي اوقات يك اشتباه در نسخههاي شما عيناً در چند نسخه ديده ميشود. معلوم است كه معنا خوب فهميده نشده و به همان صورت مانده است. براي نمونه در انتهاي رساله ميانهروي، در سطر پنجمِ حاشيهي خسرو، اين جمله غلط است: "علما نيز به دليل مصارفشان ارزش اموال خود را نميدانند". درست آن چنين است: "علما نيز به دليل معرفتشان، ارزش اموالشان را ميدانند..." به همين ترتيب آن سوي همين سطر، كلمه "در وراي آن" غلط، و درست آن "در ميان آن" است.ثانياً: گاهي اوقات يك اشتباه در نسخههاي شما عيناً در چند نسخه ديده ميشود. معلوم است كه معنا خوب فهميده نشده و به همان صورت مانده است. براي نمونه در انتهاي رساله ميانهروي، در سطر پنجمِ حاشيهي خسرو، اين جمله غلط است: "علما نيز به دليل مصارفشان ارزش اموال خود را نميدانند". درست آن چنين است: "علما نيز به دليل معرفتشان، ارزش اموالشان را ميدانند..." به همين ترتيب آن سوي همين سطر، كلمه "در وراي آن" غلط، و درست آن "در ميان آن" است.
برادران عزيز، صديق، ارجمند و فداكارم!برادران عزيز، صديق، ارجمند و فداكارم!
ديروز شش نامه مهم شما را دريافت كردم. واقعاً دوست داشتم در پاسخ هر نامه، نامه مفصلي مينوشتم. اين حق شماست، اما فيضي نويسنده اين نامه شاهد است كه در شش شب گذشته شش ساعت هم نتوانستهام بخوابم. فقط ششمين شب تقريباً يك ساعت و نيمي خوابيدم. اين است كه به نوشتن جملههايي كوتاه در پاسخ نامههاي مهم اكتفا ميكنم:ديروز شش نامه مهم شما را دريافت كردم. واقعاً دوست داشتم در پاسخ هر نامه، نامه مفصلي مينوشتم. اين حق شماست، اما فيضي نويسنده اين نامه شاهد است كه در شش شب گذشته شش ساعت هم نتوانستهام بخوابم. فقط ششمين شب تقريباً يك ساعت و نيمي خوابيدم. اين است كه به نوشتن جملههايي كوتاه در پاسخ نامههاي مهم اكتفا ميكنم:
اولاً: برادرم صبري، مركز رساله نور! كه خلوصي و حقي و سليمان را نمايندگي ميكني؛ عُشر، زكات شرعيست. زكات هم به مستحقان تعلق دارد.اولاً: برادرم صبري، مركز رساله نور! كه خلوصي و حقي و سليمان را نمايندگي ميكني؛ عُشر، زكات شرعيست. زكات هم به مستحقان تعلق دارد.
ثانياً: برادر خسرو كه گلستانهاي كارخانه گل و بلبلهاي مرحوم بدوي را به سخن در ميآوري! علاوه بر رويدادهاي متعددي كه حاكيست رساله نور اسپارتا را از آفات ارضي و سماوي محافظت كرده است؛ همين حادثه زلزله اخير و تگرگهايي كه بر سر آن روحاني معارض ريخت حجتهاي جديدي ميباشند. ضميمه "معجزات قرآني" را به انديشه مؤثر و درستتان ميسپاريم. شما صفحاتيثانياً: برادر خسرو كه گلستانهاي كارخانه گل و بلبلهاي مرحوم بدوي را به سخن در ميآوري! علاوه بر رويدادهاي متعددي كه حاكيست رساله نور اسپارتا را از آفات ارضي و سماوي محافظت كرده است؛ همين حادثه زلزله اخير و تگرگهايي كه بر سر آن روحاني معارض ريخت حجتهاي جديدي ميباشند. ضميمه "معجزات قرآني" را به انديشه مؤثر و درستتان ميسپاريم. شما صفحاتي
— 331 —
را كه نوشتهايد بفرستيد. ما آن را در اينجا تكميل ميكنيم و بعد، به شما هم خبر ميدهيم.را كه نوشتهايد بفرستيد. ما آن را در اينجا تكميل ميكنيم و بعد، به شما هم خبر ميدهيم.
ثالثاً: برادر حافظ علي، صاحب كارخانه نور! اخلاص و پيوند و اعتقاد عالي تو به رساله نور ان شاء الله باعث درخشش دائمي نورهاي مزبور در آن حوالي خواهد شد. اينكه صداي آن زلزله بزرگ را نشنيدهيي و وقوع آن را احساس نكردهيي مانند همان روحاني كه سيلياش را خورد، از كرامات رساله نور است. معلوم ميشود نه تنها به برخي از شاگردان ضرري نميزند بلكه وجودش را هم از سر عنايت در برابر برخي خاصان پنهان ميكند تا نهراسند.ثالثاً: برادر حافظ علي، صاحب كارخانه نور! اخلاص و پيوند و اعتقاد عالي تو به رساله نور ان شاء الله باعث درخشش دائمي نورهاي مزبور در آن حوالي خواهد شد. اينكه صداي آن زلزله بزرگ را نشنيدهيي و وقوع آن را احساس نكردهيي مانند همان روحاني كه سيلياش را خورد، از كرامات رساله نور است. معلوم ميشود نه تنها به برخي از شاگردان ضرري نميزند بلكه وجودش را هم از سر عنايت در برابر برخي خاصان پنهان ميكند تا نهراسند.
رابعاً: برادر قهرمانام طاهري! كه ما و شاگردان رساله نور را در كاستامونو تا ابد مديون خود كرده و با قلم استثناييات تقريباً كل رساله نور را به اين حوالي رسانده و با فرزند و پدر و مادر و همسرت به رساله نور خدمت كرده و ميكني. حضرتِ حق به همشيرهام در خانه شما و به من شفا عطا فرمايد. نوشتهيي درباره بيماريام برايتان ارسال ميشود. از طرف من به پدر و مادرتان هم بگوييد: "شما اشخاص ارجمندي هستيد كه شاگرد قهرماني مانند طاهري را براي رساله نور تربيت كرديد و بدين واسطه كاري كرديد شاگردي كه موجب ميشود همواره در دفتر اعمالتان حسنات نوشته شود برادر ما باشد، ان شاء الله اين سعادت را هميشه ادامه داده و تكه شيشههاي دنيا را برآن الماسها ترجيح نخواهيد داد. شما از كساني هستيد كه در دعاهاي خصوصي ما جا داريد".رابعاً: برادر قهرمانام طاهري! كه ما و شاگردان رساله نور را در كاستامونو تا ابد مديون خود كرده و با قلم استثناييات تقريباً كل رساله نور را به اين حوالي رسانده و با فرزند و پدر و مادر و همسرت به رساله نور خدمت كرده و ميكني. حضرتِ حق به همشيرهام در خانه شما و به من شفا عطا فرمايد. نوشتهيي درباره بيماريام برايتان ارسال ميشود. از طرف من به پدر و مادرتان هم بگوييد: "شما اشخاص ارجمندي هستيد كه شاگرد قهرماني مانند طاهري را براي رساله نور تربيت كرديد و بدين واسطه كاري كرديد شاگردي كه موجب ميشود همواره در دفتر اعمالتان حسنات نوشته شود برادر ما باشد، ان شاء الله اين سعادت را هميشه ادامه داده و تكه شيشههاي دنيا را برآن الماسها ترجيح نخواهيد داد. شما از كساني هستيد كه در دعاهاي خصوصي ما جا داريد".
خامساً: برادرم حسن عاطف كه استاد مجاهدان، ناصح واقعي لوطيان و شاگرد خالص و مخلص رساله نور هستي! احساسات بسيار ظريف و اديبانه و تعبيرهاي لطيف مخصوص خودت كه در نامه مفصل، تأثيرگذار و مهمات آمده بود خشنودم كرد. برادرم! تأثرت از آزارهايي كه مبتديان و متكبران و ملحدان داشتهاند مرا به حساب تو متأثر كرد. نامهيي را كه قبلاً براي شما نوشتم ان شاء الله آن تأثر را از بين ميبرد؛ مشرب رساله نور اين است كه فرد به وظيفهاش عمل كند و در وظايف حضرت حق دخالتي نكند. وظيفهاش تبليغ است؛ اينكه چيزي را به ديگران بقبولانيم وظيفه حضرت حق است. همچنين در نگاه رساله نور به كميتخامساً: برادرم حسن عاطف كه استاد مجاهدان، ناصح واقعي لوطيان و شاگرد خالص و مخلص رساله نور هستي! احساسات بسيار ظريف و اديبانه و تعبيرهاي لطيف مخصوص خودت كه در نامه مفصل، تأثيرگذار و مهمات آمده بود خشنودم كرد. برادرم! تأثرت از آزارهايي كه مبتديان و متكبران و ملحدان داشتهاند مرا به حساب تو متأثر كرد. نامهيي را كه قبلاً براي شما نوشتم ان شاء الله آن تأثر را از بين ميبرد؛ مشرب رساله نور اين است كه فرد به وظيفهاش عمل كند و در وظايف حضرت حق دخالتي نكند. وظيفهاش تبليغ است؛ اينكه چيزي را به ديگران بقبولانيم وظيفه حضرت حق است. همچنين در نگاه رساله نور به كميت
— 332 —
اهميت داده نميشود. تو در آن حوالي اگر يكي مانند عاطف را بيابي مثل آن است كه صد نفر را يافتهيي. نگران نباش؛ و به آزارهاي ناچيز بيروني در حد امكان اهميتي مده و فقط احتياط كن. در اين موسم معطلي و زمان غفلت و دوره ابتلا به درد معيشت، مختصر مشغوليتي هم مهم است. نه تنها توقف نيست، مغلوبيت بيموفقيت هم در كار نيست. پيروزيهاي چشمگير رساله نور در همه جا مشاهده ميشود.اهميت داده نميشود. تو در آن حوالي اگر يكي مانند عاطف را بيابي مثل آن است كه صد نفر را يافتهيي. نگران نباش؛ و به آزارهاي ناچيز بيروني در حد امكان اهميتي مده و فقط احتياط كن. در اين موسم معطلي و زمان غفلت و دوره ابتلا به درد معيشت، مختصر مشغوليتي هم مهم است. نه تنها توقف نيست، مغلوبيت بيموفقيت هم در كار نيست. پيروزيهاي چشمگير رساله نور در همه جا مشاهده ميشود.
سادساً: برادر عزيزم محمد جلال! كه دوست و برادر ديرينهام هستي و در آن زمان از طلبههاي جدي رساله نور بودي و در مدت اقامتام در اسپارتا خدمت زيادي به من كردي و از اين رو رفيق صميميام شدي. برادري كه همت بلند و دستي كوتاه داري!سادساً: برادر عزيزم محمد جلال! كه دوست و برادر ديرينهام هستي و در آن زمان از طلبههاي جدي رساله نور بودي و در مدت اقامتام در اسپارتا خدمت زيادي به من كردي و از اين رو رفيق صميميام شدي. برادري كه همت بلند و دستي كوتاه داري!
تو را از آن زمان تاكنون فراموش نكردهام. زمان بسياري بين كساني كه در دايره رساله نور با قلمشان فعاليت ميكنند با ذكر نامات سهيم بودهيي. آرزو داشتم استعداد بالا و همت عاليات را در مسير رساله نور به كار بگيريم. معلوم شد درد معيشت تا حدي شما را تحت تأثير قرار داده است. متقابلاً به اعضاي خانواده مخصوصاً به پدر گراميات سلام ميرسانم. بهويژه به محمد سيراني خياط سلام زيادي ميرسانم؛ در ضمن اگر او همان محمد سيراني باشد كه هنگام اقامت در آن جا او را ميشناختم و تلقيام اين بود كه مشابه خسرو است در پاسخ هزار سلاماش، سلام ميرسانم. اين سيراني همانگونه كه از همان زمان به بعد بحثاش وارد يكي از اجزاي رساله نور شد و حذف هم نگرديد، از ذهنام نيز پاك نشده است. بارها انتظار داشتم سيراني در تبعيت از خسرو تلاش و فعاليت كند. معلوم ميشود درد معيشت او را هم گرفتار كرده است.تو را از آن زمان تاكنون فراموش نكردهام. زمان بسياري بين كساني كه در دايره رساله نور با قلمشان فعاليت ميكنند با ذكر نامات سهيم بودهيي. آرزو داشتم استعداد بالا و همت عاليات را در مسير رساله نور به كار بگيريم. معلوم شد درد معيشت تا حدي شما را تحت تأثير قرار داده است. متقابلاً به اعضاي خانواده مخصوصاً به پدر گراميات سلام ميرسانم. بهويژه به محمد سيراني خياط سلام زيادي ميرسانم؛ در ضمن اگر او همان محمد سيراني باشد كه هنگام اقامت در آن جا او را ميشناختم و تلقيام اين بود كه مشابه خسرو است در پاسخ هزار سلاماش، سلام ميرسانم. اين سيراني همانگونه كه از همان زمان به بعد بحثاش وارد يكي از اجزاي رساله نور شد و حذف هم نگرديد، از ذهنام نيز پاك نشده است. بارها انتظار داشتم سيراني در تبعيت از خسرو تلاش و فعاليت كند. معلوم ميشود درد معيشت او را هم گرفتار كرده است.
سابعاً: فرزند معنوي چهارده سالهي خليل ابراهيم از اركان مهم رساله نور، در دايره شاگردان معصوم رساله نور ان شاء الله موقعيت مهمي كسب خواهد كرد؛ در اين شخصيت نوجوان روح يك شاگرد درخشان و بزرگ مشاهده ميشود. او در نامهاش مثل نوجوانان سخن نگفته است بلكه مطالباش مانند مطالب عالميسابعاً: فرزند معنوي چهارده سالهي خليل ابراهيم از اركان مهم رساله نور، در دايره شاگردان معصوم رساله نور ان شاء الله موقعيت مهمي كسب خواهد كرد؛ در اين شخصيت نوجوان روح يك شاگرد درخشان و بزرگ مشاهده ميشود. او در نامهاش مثل نوجوانان سخن نگفته است بلكه مطالباش مانند مطالب عالمي
— 333 —
بزرگ و دقيق است و اين موجب خوشحالي فراوان ما شد. لذا ما شاء الله و بارك الله گفتيم.بزرگ و دقيق است و اين موجب خوشحالي فراوان ما شد. لذا ما شاء الله و بارك الله گفتيم.
ثامناً: قبلاً بهواسطه نوشتهيي نيمه تمام از بيماريام مطلع شده بوديد. براي آن كه مانند رمضان سال گذشته از دعاها و كمكهاي معنوي شما برخوردار شوم مطالبي را به افرادي كه به مناسبت همان بيماري نزدم آمده بودند گفتم؛ مطالب مذكور و يادداشتي نيمه تمام را در اينجا مينويسم:ثامناً: قبلاً بهواسطه نوشتهيي نيمه تمام از بيماريام مطلع شده بوديد. براي آن كه مانند رمضان سال گذشته از دعاها و كمكهاي معنوي شما برخوردار شوم مطالبي را به افرادي كه به مناسبت همان بيماري نزدم آمده بودند گفتم؛ مطالب مذكور و يادداشتي نيمه تمام را در اينجا مينويسم:
به آنها كه جوياي حال من بودند گفتم: اين مصيبت به دليل نظر و ارواح خبيث بر سرم آمده است و بهواسطه رحمت الهي ده مورد آن به يك مورد كاهش يافت؛ نُه موردش به نعمت تبديل گشته، و يك مورد باقي مانده نيز داراي نُه فايده زير شد:به آنها كه جوياي حال من بودند گفتم: اين مصيبت به دليل نظر و ارواح خبيث بر سرم آمده است و بهواسطه رحمت الهي ده مورد آن به يك مورد كاهش يافت؛ نُه موردش به نعمت تبديل گشته، و يك مورد باقي مانده نيز داراي نُه فايده زير شد:
فايده اول: بيماري، به هر ساعت عبادت، ارزش نُه ساعت عبادت را داد.فايده اول: بيماري، به هر ساعت عبادت، ارزش نُه ساعت عبادت را داد.
فايده دوم: اين بيماري باعث شد پانزده نسخه از رساله بيماران را با ذوق و شوق تمام تصحيح كنم و در همان حال بيماري، خيلي زود به دست بيماران و محتاجان برسانم.فايده دوم: اين بيماري باعث شد پانزده نسخه از رساله بيماران را با ذوق و شوق تمام تصحيح كنم و در همان حال بيماري، خيلي زود به دست بيماران و محتاجان برسانم.
فايده سوم: مانند همان بيماري كه در گذشته سعيد قديمي را به سعيد جديد تبديل كرده بود، انتشار درخشان و موفق رساله نور نيز سعيد جديد را تا حدودي با دنيا پيوند داد و اين بيماري موجب رهايي از ضررهاي آن وضعيت شد.فايده سوم: مانند همان بيماري كه در گذشته سعيد قديمي را به سعيد جديد تبديل كرده بود، انتشار درخشان و موفق رساله نور نيز سعيد جديد را تا حدودي با دنيا پيوند داد و اين بيماري موجب رهايي از ضررهاي آن وضعيت شد.
فايده چهارم: در اين ماههاي مبارك، آرزو داشتم با ذوق و شوق فراوان به اعمال اخروي بپردازم اما به دليل فصل و دلايل ديگر موفق نشدم؛ لذا بسيار متأثر بودم. بيماري مذكور به طرزي كاملاً شايستهي اين ماهها با اخلاص و كثرتِ ثوابي برخاسته از بيماري، سبب منفعت عظيمي شد؛ همچنان كه مانع سير و سياحت روزانهام در كوهها و باغها شد از غفلت و خواب شبانه رهايي داد و موجب شد شبها را با كمال تضرع و نياز به احيا بگذرانم.فايده چهارم: در اين ماههاي مبارك، آرزو داشتم با ذوق و شوق فراوان به اعمال اخروي بپردازم اما به دليل فصل و دلايل ديگر موفق نشدم؛ لذا بسيار متأثر بودم. بيماري مذكور به طرزي كاملاً شايستهي اين ماهها با اخلاص و كثرتِ ثوابي برخاسته از بيماري، سبب منفعت عظيمي شد؛ همچنان كه مانع سير و سياحت روزانهام در كوهها و باغها شد از غفلت و خواب شبانه رهايي داد و موجب شد شبها را با كمال تضرع و نياز به احيا بگذرانم.
فايده پنجم: اين بيماري هم مانند بيماري ماه مبارك سال گذشته موجب به غليان آمدن شفقت برادران فداكارم شد و گويي به حساب من زكات اعمالفايده پنجم: اين بيماري هم مانند بيماري ماه مبارك سال گذشته موجب به غليان آمدن شفقت برادران فداكارم شد و گويي به حساب من زكات اعمال
— 334 —
اخرويشان را پرداخت كرده باشند، سرمايه ناقص و پرقصورم از يك به ده و شايد صد و هزار افزايش يافت.اخرويشان را پرداخت كرده باشند، سرمايه ناقص و پرقصورم از يك به ده و شايد صد و هزار افزايش يافت.
فايده ششم: علاجهاي رسالهيي را كه بيست و پنج دواي ايماني را در اختيار بيماران ميگذارد برخويش تطبيق كردم و تصديق نمودم كه عين حقيقتاند. از حساسيت بيش از حدم كه ريشه در اعصابام داشت مشغول امور بيارزش و فاني ميشدم؛ مصيبت ياد شده باعث شد تا از آنها و همچنين كنجكاويهاي نگران كننده و غير ضروري و ارتباطات مُضر و بيفايده تا حدودي نجات پيدا كنم.فايده ششم: علاجهاي رسالهيي را كه بيست و پنج دواي ايماني را در اختيار بيماران ميگذارد برخويش تطبيق كردم و تصديق نمودم كه عين حقيقتاند. از حساسيت بيش از حدم كه ريشه در اعصابام داشت مشغول امور بيارزش و فاني ميشدم؛ مصيبت ياد شده باعث شد تا از آنها و همچنين كنجكاويهاي نگران كننده و غير ضروري و ارتباطات مُضر و بيفايده تا حدودي نجات پيدا كنم.
برادرتان كه به يكايك همه برادران و خواهراناش سلام ميرساند و براي سلامتيشان دعا ميكند و از آنها التماس دعا دارد.برادرتان كه به يكايك همه برادران و خواهراناش سلام ميرساند و براي سلامتيشان دعا ميكند و از آنها التماس دعا دارد.
سعيد نورسيسعيد نورسي
برادران عزيز و صديقام! سه مورد باقي مانده از نُه فايده بيماري را براي شما مينويسم؛ بيمارياي كه يادداشت عربيِ سابق يكي از ثمراتاش است:برادران عزيز و صديقام! سه مورد باقي مانده از نُه فايده بيماري را براي شما مينويسم؛ بيمارياي كه يادداشت عربيِ سابق يكي از ثمراتاش است:
فايده هفتم: اصلاح يكي از اشتباهات مهمِ يكي از شاگردان بااهميت رساله نور است. فعلاً توضيح اين فايدهي مهم مناسب نيست.فايده هفتم: اصلاح يكي از اشتباهات مهمِ يكي از شاگردان بااهميت رساله نور است. فعلاً توضيح اين فايدهي مهم مناسب نيست.
فايده هشتم: بسيار ظريف و غير قابل شرح است، ليكن اشاره كوتاهي به آن خواهيم داشت. همچنان كه خسرو انتشار قرآني را كه كتابت كرده به صورت عكس نپذيرفت، در حالي كه (اگر ميپذيرفت) هزاران نسخه از اين قرآن جذاب به خط او در جهان اسلام توزيع ميشد و او را به مرتبه بالايي از درجه قطبيت ميرساند و افتخار كسب امتياز برتري را نصيب وي ميكرد؛ او اينها را رها نمود و در دايره رساله نور به محافظت از سرّ اخلاص پرداخت و از حظ نفس تبري نمود؛ به همين ترتيب بيماري ياد شده چنان انقلابي در روح من ايجاد كرد كه حتي نفس امارهام قبول نمود تماشاي سپاسگزارانه فتوحات درخشان رساله نور، و لذت و افتخار اخروي حاصل از يك نوع فرماندهيِ مجاهدانه و داراي ثواب را كنارفايده هشتم: بسيار ظريف و غير قابل شرح است، ليكن اشاره كوتاهي به آن خواهيم داشت. همچنان كه خسرو انتشار قرآني را كه كتابت كرده به صورت عكس نپذيرفت، در حالي كه (اگر ميپذيرفت) هزاران نسخه از اين قرآن جذاب به خط او در جهان اسلام توزيع ميشد و او را به مرتبه بالايي از درجه قطبيت ميرساند و افتخار كسب امتياز برتري را نصيب وي ميكرد؛ او اينها را رها نمود و در دايره رساله نور به محافظت از سرّ اخلاص پرداخت و از حظ نفس تبري نمود؛ به همين ترتيب بيماري ياد شده چنان انقلابي در روح من ايجاد كرد كه حتي نفس امارهام قبول نمود تماشاي سپاسگزارانه فتوحات درخشان رساله نور، و لذت و افتخار اخروي حاصل از يك نوع فرماندهيِ مجاهدانه و داراي ثواب را كنار
— 335 —
بگذارم و از لذت و امتياز شخصيام كه نشان از ميوههاي اخروي خدمت ايماني در دنياست، براي سرّ اخلاصي كه قبلاً گفتيم دست بكشم و همه را به برادران ديگر بسپارم و به افتخار و ذوق و شوق آنها اكتفا كنم؛ و بر چهره زيبا و اخروي دنيا چشم ببندم و از اجل و موت با شادي و نشاط استقبال كنم.بگذارم و از لذت و امتياز شخصيام كه نشان از ميوههاي اخروي خدمت ايماني در دنياست، براي سرّ اخلاصي كه قبلاً گفتيم دست بكشم و همه را به برادران ديگر بسپارم و به افتخار و ذوق و شوق آنها اكتفا كنم؛ و بر چهره زيبا و اخروي دنيا چشم ببندم و از اجل و موت با شادي و نشاط استقبال كنم.
فايده نهم: بيماري مذكور سبب اظهار درس جديد و معظمي از اسماي سته سكينه شد؛ درس مذكور صورت تشكر نامه و تحميد نامهيي يافت كه از مدتها پيش وردِ خصوصي من بوده و تاكنون كتابت نگرديده است، و وسيعترين و والاترين مرتبه شكر را كه بزرگترين اساس از چهار اساس مشربمان است در بر ميگيرد، و به نوعي علاج بسياري از بيماريهاي مادي و معنوي من شده است، و اسم اعظم و بسمله را به همراه نُه آيه عظما در بر ميگيرد، و نوزده بار شكر و ثنا را به طرز اعظمي بيان ميكند؛ من نيز به تعداد آن تحميدات مذكور حمد و ثنايي را كه آن اشيا با زبان حال خود ميكنند نيت كرده و به حمد و ثنا ميپردازم.فايده نهم: بيماري مذكور سبب اظهار درس جديد و معظمي از اسماي سته سكينه شد؛ درس مذكور صورت تشكر نامه و تحميد نامهيي يافت كه از مدتها پيش وردِ خصوصي من بوده و تاكنون كتابت نگرديده است، و وسيعترين و والاترين مرتبه شكر را كه بزرگترين اساس از چهار اساس مشربمان است در بر ميگيرد، و به نوعي علاج بسياري از بيماريهاي مادي و معنوي من شده است، و اسم اعظم و بسمله را به همراه نُه آيه عظما در بر ميگيرد، و نوزده بار شكر و ثنا را به طرز اعظمي بيان ميكند؛ من نيز به تعداد آن تحميدات مذكور حمد و ثنايي را كه آن اشيا با زبان حال خود ميكنند نيت كرده و به حمد و ثنا ميپردازم.
به همه برادران يك به يك سلام ميرسانيم، برايشان دعا كرده و آزاد شدنشان را تبريك ميگوييم.به همه برادران يك به يك سلام ميرسانيم، برايشان دعا كرده و آزاد شدنشان را تبريك ميگوييم.
(رخدادي كه موجب عبرت و سرگشتگيست) يكي از اشخاص مهم اركان رساله نور مينويسد: "روزي كه در شهر آداپازاري زمين لرزه شد، چند ساعت پيش از وقوع حادثه، يك گروه بزرگ تئاتر چهار دختر بازيگر زيبا را لخت و عريان و فريبا براي نشان دادن به مردم در كوچه و بازار گرداند. بيش از هزار تماشاگر كه فريفته اين دختران دلربا شده بودند در ساختمان تئاتر گرد آمدند. هنگام شروع نمايش، در يك لحظه زمين با كمال خشم و غضب سيلي دهشتناكي بر چهره بيحياي آنان نواخت؛ آنها را زير و زبر و نابود كرد. ساختمان تئاتر نيز با خاك يكسان شد".(رخدادي كه موجب عبرت و سرگشتگيست) يكي از اشخاص مهم اركان رساله نور مينويسد: "روزي كه در شهر آداپازاري زمين لرزه شد، چند ساعت پيش از وقوع حادثه، يك گروه بزرگ تئاتر چهار دختر بازيگر زيبا را لخت و عريان و فريبا براي نشان دادن به مردم در كوچه و بازار گرداند. بيش از هزار تماشاگر كه فريفته اين دختران دلربا شده بودند در ساختمان تئاتر گرد آمدند. هنگام شروع نمايش، در يك لحظه زمين با كمال خشم و غضب سيلي دهشتناكي بر چهره بيحياي آنان نواخت؛ آنها را زير و زبر و نابود كرد. ساختمان تئاتر نيز با خاك يكسان شد".
— 336 —
من دو سال ميشد كه به اين نوع حوادث دنيا توجه نميكردم و از آنها كاملاً بيخبر بودم. اما پس از آنكه خسرو و چلبي، قهرمان اين روزها از وقوع زمين لرزه خبر دادند فقط به اين حادثه توجه نمودم. خسرو و رفقايش معتقدند در مقابل زمين لرزهي پر سر و صداي اسپارتا، اين شهر از رساله نور چون سپري قدرتمند برخوردار بود لذا به اسپارتا هيچ آسيبي نرسيد. نيز بارش تگرگ تمام محصول يك روحاني را كه معارض رساله نور بود از بين برد؛ اين واقعه، خاص همان روحاني بوده و در اين واقعه به هيچ كس ديگر آسيبي نرسيده است. لذا تقريباً چنين نتيجهيي ميتوان گرفت: اهانتي چنين آشكار به حجاب ی كه از شعاير ديني و از پايههاي مهم رساله نور است ی باعث شده كه رساله نور به ياري مردم آن منطقه نشتابد؛ رساله نوري كه وارد بيشتر ولايات شده اما وارد آدا بازارينشده است.من دو سال ميشد كه به اين نوع حوادث دنيا توجه نميكردم و از آنها كاملاً بيخبر بودم. اما پس از آنكه خسرو و چلبي، قهرمان اين روزها از وقوع زمين لرزه خبر دادند فقط به اين حادثه توجه نمودم. خسرو و رفقايش معتقدند در مقابل زمين لرزهي پر سر و صداي اسپارتا، اين شهر از رساله نور چون سپري قدرتمند برخوردار بود لذا به اسپارتا هيچ آسيبي نرسيد. نيز بارش تگرگ تمام محصول يك روحاني را كه معارض رساله نور بود از بين برد؛ اين واقعه، خاص همان روحاني بوده و در اين واقعه به هيچ كس ديگر آسيبي نرسيده است. لذا تقريباً چنين نتيجهيي ميتوان گرفت: اهانتي چنين آشكار به حجاب ی كه از شعاير ديني و از پايههاي مهم رساله نور است ی باعث شده كه رساله نور به ياري مردم آن منطقه نشتابد؛ رساله نوري كه وارد بيشتر ولايات شده اما وارد آدا بازارينشده است.
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
رساله نور نميتواند ابزار امور دنيوي گردد؛ اين اثر سپر مسائل دنيوي نميشود. زيرا، عبادت فكري مهميست و نميتوان مقاصد دنيوي را بالقصد از آن خواست. اگر خواسته شود اخلاص خدشهدار شده و صورت اين عبادت با ارزش تغيير ميكند. مانند برخي كودكان كه هنگام زد و خورد پشت قرآن سنگر ميگيرند، تا ضربهيي كه قرار است بر سر آنها بخورد با قرآن برخورد كند، از رساله نور نبايد در برابر چنين دشمنان معاندي به عنوان سنگر استفاده كرد. آري، كساني كه عليه رساله نور كار كنند سيلي خواهند خورد. صدها واقعه شاهد اين امر است، ليكن رساله نور را نميتوان در سيلي زدنها استفاده كرد و سيليها نيز با قصد و نيت پيشين نواخته نميشوند، زيرا با سرّ اخلاص و عبوديت منافات دارد. ما كساني را كه به ما ستم ميكنند به پروردگاري ميسپاريم كه از ما حمايت ميكند و در خدمت رساله نور قرار داده است.رساله نور نميتواند ابزار امور دنيوي گردد؛ اين اثر سپر مسائل دنيوي نميشود. زيرا، عبادت فكري مهميست و نميتوان مقاصد دنيوي را بالقصد از آن خواست. اگر خواسته شود اخلاص خدشهدار شده و صورت اين عبادت با ارزش تغيير ميكند. مانند برخي كودكان كه هنگام زد و خورد پشت قرآن سنگر ميگيرند، تا ضربهيي كه قرار است بر سر آنها بخورد با قرآن برخورد كند، از رساله نور نبايد در برابر چنين دشمنان معاندي به عنوان سنگر استفاده كرد. آري، كساني كه عليه رساله نور كار كنند سيلي خواهند خورد. صدها واقعه شاهد اين امر است، ليكن رساله نور را نميتوان در سيلي زدنها استفاده كرد و سيليها نيز با قصد و نيت پيشين نواخته نميشوند، زيرا با سرّ اخلاص و عبوديت منافات دارد. ما كساني را كه به ما ستم ميكنند به پروردگاري ميسپاريم كه از ما حمايت ميكند و در خدمت رساله نور قرار داده است.
— 337 —
آري، برخي نتايج شگرف دنيوي همچون برخي از اوراد مهم، در رساله نور فراوان حاصل شده است، ليكن آنها را نبايد خواست؛ آنها داده ميشوند. نميتوانند علت واقع شوند، ميتوانند فايده باشند. (اين نتايج) اگر قرار بود با خواستن حاصل شوند، علت ميشدند، در آن صورت اخلاص لطمه ميديد، و عبادت را نسبتاً باطل ميكرد. سريعاً اين واقعه را تسكين دهيد در غير اين صورت منافقان از آن استفاده خواهند كرد، شايد هم آنان دخالتي داشته باشند.آري، برخي نتايج شگرف دنيوي همچون برخي از اوراد مهم، در رساله نور فراوان حاصل شده است، ليكن آنها را نبايد خواست؛ آنها داده ميشوند. نميتوانند علت واقع شوند، ميتوانند فايده باشند. (اين نتايج) اگر قرار بود با خواستن حاصل شوند، علت ميشدند، در آن صورت اخلاص لطمه ميديد، و عبادت را نسبتاً باطل ميكرد. سريعاً اين واقعه را تسكين دهيد در غير اين صورت منافقان از آن استفاده خواهند كرد، شايد هم آنان دخالتي داشته باشند.
آري، مقاومت پايدار رساله نور در برابر معانداني تا اين حد خطرناك، به دليل اخلاص است، بدان دليل است كه ابزار و وسيله چيزي قرار نميگيرد، مستقيماً متوجه سعادت ابديست، به جز خدمت ايماني در پي هدف ديگري نيست و به اين دليل است كه به كشف و كرامت شخصي ی كه براي برخي از اهل طريقت مهم است ی اهميتي نميدهد، و مانند صحابههايي كه اصحاب ولايت كبرايند، با سرّ وراثت نبوت صرفاً در پي نشر انوار ايمان و نجات ايمان اهل ايمان است.آري، مقاومت پايدار رساله نور در برابر معانداني تا اين حد خطرناك، به دليل اخلاص است، بدان دليل است كه ابزار و وسيله چيزي قرار نميگيرد، مستقيماً متوجه سعادت ابديست، به جز خدمت ايماني در پي هدف ديگري نيست و به اين دليل است كه به كشف و كرامت شخصي ی كه براي برخي از اهل طريقت مهم است ی اهميتي نميدهد، و مانند صحابههايي كه اصحاب ولايت كبرايند، با سرّ وراثت نبوت صرفاً در پي نشر انوار ايمان و نجات ايمان اهل ايمان است.
دو نتيجهي تحقق يافته رساله نور در اين زمانه عجيب، فوق همهي امور است و نيازي به امور و مقامهاي ديگر باقي نميگذارد:دو نتيجهي تحقق يافته رساله نور در اين زمانه عجيب، فوق همهي امور است و نيازي به امور و مقامهاي ديگر باقي نميگذارد:
نتيجه اول: نشانههاي قوي وجود دارد كساني كه با صداقت و اعتقاد وارد دايره رساله نور ميشوند با ايمان وارد قبر ميگردند.نتيجه اول: نشانههاي قوي وجود دارد كساني كه با صداقت و اعتقاد وارد دايره رساله نور ميشوند با ايمان وارد قبر ميگردند.
نتيجه دوم: در دايره رساله نور بدون اختيار ما و به لحاظ مشاركت معنوي اخروي ی كه تقرر و تحقق مييابد ی هر شاگرد صادق حقيقي با هزاران زبان و قلب، دعا و استغفار و عبادت كرده و مانند بعضي ملائك با چهل هزار زبان تسبيح ميگويد؛ و در جستجوي حقايق قدسي و علوياي چون شب قدر در ماه مبارك رمضان با صد هزار دست بر ميآيد؛ به دليل همين نتيجه معنويست كه شاگردان رسالهي نور خدمت نوريه را بر مقام ولايت ترجيح داده و در پي كشف و كرامت نيستند و سعي نميكنند ميوههیاي آخیرت را در دنيیا بچينند. آنهیا در موفقيت ی كه وظيفهي الهيست ی يا قبولاندن مطالب به خلق يا رواج دادن و غلبه كردن و مظهر شأن و شرف و ذوق و عنايتهايي كه شايسته آن هستند شدن، و اساساً در اموري كه بيرون از دايره وظايفشان است دخالت نكرده و خدمات خود را بر آنهانتيجه دوم: در دايره رساله نور بدون اختيار ما و به لحاظ مشاركت معنوي اخروي ی كه تقرر و تحقق مييابد ی هر شاگرد صادق حقيقي با هزاران زبان و قلب، دعا و استغفار و عبادت كرده و مانند بعضي ملائك با چهل هزار زبان تسبيح ميگويد؛ و در جستجوي حقايق قدسي و علوياي چون شب قدر در ماه مبارك رمضان با صد هزار دست بر ميآيد؛ به دليل همين نتيجه معنويست كه شاگردان رسالهي نور خدمت نوريه را بر مقام ولايت ترجيح داده و در پي كشف و كرامت نيستند و سعي نميكنند ميوههیاي آخیرت را در دنيیا بچينند. آنهیا در موفقيت ی كه وظيفهي الهيست ی يا قبولاندن مطالب به خلق يا رواج دادن و غلبه كردن و مظهر شأن و شرف و ذوق و عنايتهايي كه شايسته آن هستند شدن، و اساساً در اموري كه بيرون از دايره وظايفشان است دخالت نكرده و خدمات خود را بر آنها
— 338 —
بنا نميكنند. آنها خالص و مخلص كار كرده و ميگويند: «وظيفه ما خدمت است، اين كفايت ميكند».بنا نميكنند. آنها خالص و مخلص كار كرده و ميگويند: «وظيفه ما خدمت است، اين كفايت ميكند».
و ثانياً براي كسب (فيوضات) شب قدر ی كه در كل ماه مبارك رمضان پنهان است و ارزش آن به اندازه هشتاد و چند سال ميباشد ی شاگردان رساله نور براساس اقتضاي مشاركت معنوي اخرويشان، وقتي هر يك تعبيراتي مانند اَجِرْنَا؛ اِرْحَمْنَا؛ اِغْفِرْلَنَا را با صيغه متكلم مع الغير به كار ميبرند؛ اين كار بايد به نيت شاگردان صادق رساله نور باشد، تا هر يك از شاگردان، به نام همه مناجات و تلاش كرده باشد. اين درمانده، تمنا دارد براي برادري كه كم ميتواند كار كند و خدمتي فوق توانش از او انتظار ميرود، و براي اينكه حُسن ظنها خطا نشود، همچون رمضان گذشته ياريم كنيد.و ثانياً براي كسب (فيوضات) شب قدر ی كه در كل ماه مبارك رمضان پنهان است و ارزش آن به اندازه هشتاد و چند سال ميباشد ی شاگردان رساله نور براساس اقتضاي مشاركت معنوي اخرويشان، وقتي هر يك تعبيراتي مانند اَجِرْنَا؛ اِرْحَمْنَا؛ اِغْفِرْلَنَا را با صيغه متكلم مع الغير به كار ميبرند؛ اين كار بايد به نيت شاگردان صادق رساله نور باشد، تا هر يك از شاگردان، به نام همه مناجات و تلاش كرده باشد. اين درمانده، تمنا دارد براي برادري كه كم ميتواند كار كند و خدمتي فوق توانش از او انتظار ميرود، و براي اينكه حُسن ظنها خطا نشود، همچون رمضان گذشته ياريم كنيد.
(مسألهيي كه ناگهان به ذهن خطور كرد) در هر واقعه و مصيبتي بهويژه در مصايبي كه ناشي از ظلم بشر است؛ همچنان كه در رساله "قَدَر" بيان شد دو سبب وجود دارد:(مسألهيي كه ناگهان به ذهن خطور كرد) در هر واقعه و مصيبتي بهويژه در مصايبي كه ناشي از ظلم بشر است؛ همچنان كه در رساله "قَدَر" بيان شد دو سبب وجود دارد:
سبب اول: بشر است كه در ظاهر ناظر بر اسباب ميباشد.سبب اول: بشر است كه در ظاهر ناظر بر اسباب ميباشد.
سبب دوم: قدر الهيست.سبب دوم: قدر الهيست.
بشر بر اسباب ظاهري نگاه ميكند، لذا گاه دچار خطا ميشود و ظلم ميكند. اما قدر به نقاط ديگري ناظر است و منطبق با عدالت عمل ميكند. اين روزها سه مسأله به عنوان جواب براي سؤالي معنوي درباره عدالت قَدَريه اخطار شد؛ سه مسألهي نگران كننده و دردآور كه متوجه دايره رساله نور است.بشر بر اسباب ظاهري نگاه ميكند، لذا گاه دچار خطا ميشود و ظلم ميكند. اما قدر به نقاط ديگري ناظر است و منطبق با عدالت عمل ميكند. اين روزها سه مسأله به عنوان جواب براي سؤالي معنوي درباره عدالت قَدَريه اخطار شد؛ سه مسألهي نگران كننده و دردآور كه متوجه دايره رساله نور است.
سؤال نخست: چرا مادران فداكار كه بسيار مشفقاند در اين زمان از ارث اموال فرزندشان محروم شدهاند؟ چرا قدر (الهي) چنين اجازهيي ميدهد؟سؤال نخست: چرا مادران فداكار كه بسيار مشفقاند در اين زمان از ارث اموال فرزندشان محروم شدهاند؟ چرا قدر (الهي) چنين اجازهيي ميدهد؟
پاسخي كه آمد اين است: مادران بر اثر القائات اين عصر مهرباني خود را به طرز اشتباهي به كار ميگيرند، مثلاً ميگويند: "خدا كند فرزندم مقام و رتبه و افتخار كسب كرده در اداره مناسبي مشغول به كار شود". لذا با تمام توانپاسخي كه آمد اين است: مادران بر اثر القائات اين عصر مهرباني خود را به طرز اشتباهي به كار ميگيرند، مثلاً ميگويند: "خدا كند فرزندم مقام و رتبه و افتخار كسب كرده در اداره مناسبي مشغول به كار شود". لذا با تمام توان
— 339 —
فرزندانشان را به دنيا و به سمت دانشگاهها سوق ميدهند. حتي اگر متدين هم باشند فرزندشان را از كلاسهاي علوم قرآني بيرون آورده، با دنيا پيوند ميدهند. اين است كه قدر الهي آنها را به دليل همين خطا كه زاييده شفقت و مهرباني آنان است محكوم به محروميت ياد شده ميكند.فرزندانشان را به دنيا و به سمت دانشگاهها سوق ميدهند. حتي اگر متدين هم باشند فرزندشان را از كلاسهاي علوم قرآني بيرون آورده، با دنيا پيوند ميدهند. اين است كه قدر الهي آنها را به دليل همين خطا كه زاييده شفقت و مهرباني آنان است محكوم به محروميت ياد شده ميكند.
سؤال دوم: براي برخي اشخاص كه با رساله نور مرتبطاند دلام به درد آمد. چرا در حالي كه دو سوم دارايي پدرشان حق آنان است قدر الهي اجازه ميدهد آنها را تا حدودي محروم كنند؟سؤال دوم: براي برخي اشخاص كه با رساله نور مرتبطاند دلام به درد آمد. چرا در حالي كه دو سوم دارايي پدرشان حق آنان است قدر الهي اجازه ميدهد آنها را تا حدودي محروم كنند؟
پاسخي كه آمد اين است: در اين عصر فرزندان به جاي احترام به پدر و مادر و كمال حرمت و اطاعت بيقيد و شرط در برابر مهرباني والدين، بهواسطه القائات عجيب، در بيشتر مواقع چنين نميكنند و حرمت و اطاعت واقعي از بين رفته است، لذا با ظلم و ستم از دريافت دو سوم ارث محروم شدهاند. قدر (الهي) بنابر قصور آنان چنين جوازي داده است. دخترها نيز هر چند از جنبههاي ديگري خطاهاي زيادي دارند اما به دليل ضعفشان بسيار نيازمند دستان مهربان و حمايتگر ميباشند لذا احترام به پدر و مادر و احساس نياز به آنان را از جهتي با حساسيت افزايش دادهاند؛ پس اجازه داده شد به دست ستمگر بشر قسمي از حق برادرانشان موقتاً به آنها داده شود.پاسخي كه آمد اين است: در اين عصر فرزندان به جاي احترام به پدر و مادر و كمال حرمت و اطاعت بيقيد و شرط در برابر مهرباني والدين، بهواسطه القائات عجيب، در بيشتر مواقع چنين نميكنند و حرمت و اطاعت واقعي از بين رفته است، لذا با ظلم و ستم از دريافت دو سوم ارث محروم شدهاند. قدر (الهي) بنابر قصور آنان چنين جوازي داده است. دخترها نيز هر چند از جنبههاي ديگري خطاهاي زيادي دارند اما به دليل ضعفشان بسيار نيازمند دستان مهربان و حمايتگر ميباشند لذا احترام به پدر و مادر و احساس نياز به آنان را از جهتي با حساسيت افزايش دادهاند؛ پس اجازه داده شد به دست ستمگر بشر قسمي از حق برادرانشان موقتاً به آنها داده شود.
سؤال سوم: دليل اينكه برخي اشخاص متدين به سبب زنان دنيادوستشان سختي زيادي ميكشند چيست؟ در اين حوالي اين نوع وقايع زياد است.سؤال سوم: دليل اينكه برخي اشخاص متدين به سبب زنان دنيادوستشان سختي زيادي ميكشند چيست؟ در اين حوالي اين نوع وقايع زياد است.
پاسخي كه آمد چنين است: اشخاص متدين مذكور در زمان آزادي زنان، بهواسطه زنان آزادشان، آلوده دنيا شدند لذا بر اثر اين خطا و به مقتضاي ديانتشان، قَدَر اجازه داد به دست همان زنان سيلي بخورند.پاسخي كه آمد چنين است: اشخاص متدين مذكور در زمان آزادي زنان، بهواسطه زنان آزادشان، آلوده دنيا شدند لذا بر اثر اين خطا و به مقتضاي ديانتشان، قَدَر اجازه داد به دست همان زنان سيلي بخورند.
(باقي مطلب به دليل دخالت ناخواسته يك خانم ارجمند ناتمام ماند.)(باقي مطلب به دليل دخالت ناخواسته يك خانم ارجمند ناتمام ماند.)
— 340 —
برادران عزيز و صديقام!برادران عزيز و صديقام!
اولاً: اگر دعاها در ماه مبارك رمضان خالصانه باشد ان شاء الله قبول ميشود. ليكن دريغا! براي اينكه شاگردان رساله نور را به سمت دنيا بكشانند و حضور قلبشان را از بين ببرند تعرضهايي در كار است، لذا اخلاص و حضور تامهي آنها اندكي آسيب ميبيند. البته شما نبايد نگران شويد. همه چيز را به جناب حق سپرده به اين تعرضها اهميت ندهيد. به عاطف هم بنويسيد نگران نباشد و متأثر نشود. آن هم قضاي الهيست. ان شاء الله "صاو" هم مانند حادثه حافظ محمد به نفع رساله نور خواهد شد.اولاً: اگر دعاها در ماه مبارك رمضان خالصانه باشد ان شاء الله قبول ميشود. ليكن دريغا! براي اينكه شاگردان رساله نور را به سمت دنيا بكشانند و حضور قلبشان را از بين ببرند تعرضهايي در كار است، لذا اخلاص و حضور تامهي آنها اندكي آسيب ميبيند. البته شما نبايد نگران شويد. همه چيز را به جناب حق سپرده به اين تعرضها اهميت ندهيد. به عاطف هم بنويسيد نگران نباشد و متأثر نشود. آن هم قضاي الهيست. ان شاء الله "صاو" هم مانند حادثه حافظ محمد به نفع رساله نور خواهد شد.
اين معارضه كه مفتي اهل طريقت، و روحاني و واعظ متعصب و اهل طريقت، و عالم و صوفي مهمي طي آن به سمت عاطف هجوم بردند و به او تعرض كردند، در پرده آخر به نفع رژيم تمام شد و آنها با اتكا به حمايت و طرفداري رژيم عليه مسلك سنت سَنيّه كه عاطف به دفاع از آن برخاسته بود حمله بردند و تعرض كردند. كساني كه به رساله نور حمله ميكنند دانسته يا نادانسته به زندقه ياري ميرساندند؛ يك دليل براي ادعاي مذكور اين است كه توسط دادگستري به من گفتند: "عاطف كُرد عليه رژيم كار ميكند. بديهيست معارضان او به رژيم اتكا كردهاند".اين معارضه كه مفتي اهل طريقت، و روحاني و واعظ متعصب و اهل طريقت، و عالم و صوفي مهمي طي آن به سمت عاطف هجوم بردند و به او تعرض كردند، در پرده آخر به نفع رژيم تمام شد و آنها با اتكا به حمايت و طرفداري رژيم عليه مسلك سنت سَنيّه كه عاطف به دفاع از آن برخاسته بود حمله بردند و تعرض كردند. كساني كه به رساله نور حمله ميكنند دانسته يا نادانسته به زندقه ياري ميرساندند؛ يك دليل براي ادعاي مذكور اين است كه توسط دادگستري به من گفتند: "عاطف كُرد عليه رژيم كار ميكند. بديهيست معارضان او به رژيم اتكا كردهاند".
من هم گفتم: اينكه رژيم را رد كنيم نه وظيفه ماست و نه توان اين كار را داريم و نه اصلاً به آن فكر ميكنيم؛ رساله نور هم چنين اجازهيي نميدهد. ليكن ما رژيم را قبول نداريم، به گفتههايش عمل نميكنيم و آن را نميخواهيم. رد كردن چيزي، و قبول نداشتن چيز ديگريست؛ عمل نكردن به اوامر (رژيم) كه مطلب كاملاً جداگانهييست. در حكومت حضرت عمر يهوديان و نصارا قانون عدالت شرعيه او را رد نميكردند و كاري هم به آن نداشتند، و كسي هم متعرض آنها نميشد. معلوم ميشود قبول (رض) داشتن و تأييد نكردن از نظر حكومت، بزه يا جرم نبوده است. چنين مخالفان و منكراني در حكومت و حاكميت قدرتمندترين پادشاهان نيز وجود داشتهاند.من هم گفتم: اينكه رژيم را رد كنيم نه وظيفه ماست و نه توان اين كار را داريم و نه اصلاً به آن فكر ميكنيم؛ رساله نور هم چنين اجازهيي نميدهد. ليكن ما رژيم را قبول نداريم، به گفتههايش عمل نميكنيم و آن را نميخواهيم. رد كردن چيزي، و قبول نداشتن چيز ديگريست؛ عمل نكردن به اوامر (رژيم) كه مطلب كاملاً جداگانهييست. در حكومت حضرت عمر يهوديان و نصارا قانون عدالت شرعيه او را رد نميكردند و كاري هم به آن نداشتند، و كسي هم متعرض آنها نميشد. معلوم ميشود قبول (رض) داشتن و تأييد نكردن از نظر حكومت، بزه يا جرم نبوده است. چنين مخالفان و منكراني در حكومت و حاكميت قدرتمندترين پادشاهان نيز وجود داشتهاند.
بنابراين اگر مخالفترين شاگرد رساله نور مؤسس رژيم را هم لعنت كند اما عملاً كاري با حكومت نداشته باشد، طبق قانون نميتوان متعرض انديشه او شد. چنين افرادي از نظر آزادي وجدان و انديشه بري و بيگناهاند.بنابراين اگر مخالفترين شاگرد رساله نور مؤسس رژيم را هم لعنت كند اما عملاً كاري با حكومت نداشته باشد، طبق قانون نميتوان متعرض انديشه او شد. چنين افرادي از نظر آزادي وجدان و انديشه بري و بيگناهاند.
— 341 —
همچنين همیان موقیع كه از متوقف شیدن خدمت درخشیان عاطفهمچنين همیان موقیع كه از متوقف شیدن خدمت درخشیان عاطف
خبري كه هم اينك دريافت كرديم: استاندار دنيزلي با بزرگنماييِ مسأله عاطف، موضوع را به طور سرّي براي استاندار اينجا نوشته است. به حفاظت حافظ حقيقي اتكا كنيد و نگران نباشيد. ليكن احتياط كنيد. به عاطف و دوستاناش كه زنداني شدهاند تسلي خاطر دهيد و بگوييد نگران نباشند. خداوند كريم و رحيم است.خبري كه هم اينك دريافت كرديم: استاندار دنيزلي با بزرگنماييِ مسأله عاطف، موضوع را به طور سرّي براي استاندار اينجا نوشته است. به حفاظت حافظ حقيقي اتكا كنيد و نگران نباشيد. ليكن احتياط كنيد. به عاطف و دوستاناش كه زنداني شدهاند تسلي خاطر دهيد و بگوييد نگران نباشند. خداوند كريم و رحيم است.
و عقبنشيني او و از انديشهي نهاني شدن خدمت گسترده و عالي مرحوم محمد زهدي بدوي محزون شده بودم، نامهيي به دستام داده شد كه ناراحتيام را از بين برد. اين قاعده كه "اگر دري خدمت رساله نور بسته شود درهاي مهمتري باز خواهد شد" باز هم به اجرا درآمد. حافظ زهدي بزرگ كه عموي بزرگ كسي چون صبري از اركان عظيم رساله نور است، و داماد طاهر يكي از قهرمانان رساله نور ميباشد، و زماني در صف اول رساله نور و در رأس شاگرداناش وظيفه نظارت را بر عهده داشت؛ اين برادر غيور جديد و قديممان كه تا به امروز در ارادت قلبياش به رساله نور خدشهيي وارد نشده در نامهيي كه اخلاص و كمال صداقت او را نشان ميدهد مينويسد بدون توجه به قانون، تدريس قرآن به كودكان را ی كه از وظايفِ مهم رساله نور است ی بر عهده گرفته و اين امر توسط گواهي عبدالله چاووش كه خلوصي ثالث است در حاشيه همان نامه تأييد شده است، و اين نشان ميدهد كه زهدي بزرگ به تازگي به جاي مرحوم زهدي بدوي عطا شده و در عوض توقف فعاليت عیاطف نيز فعاليت حافظ زهیدي بزرگ ی كه مدقق و مقتدر و خطيب است ی آغاز گرديده است. حضرت حق را (از اين بابت) شكر ميگوييم. به ايشان همراهِ سلام ابلاغ فرماييد كه از امروز در مشاركت معنوي نوريه شاگردان خاص رساله نور سهيم است و با نام در دعاها از او ياد خواهد شد.و عقبنشيني او و از انديشهي نهاني شدن خدمت گسترده و عالي مرحوم محمد زهدي بدوي محزون شده بودم، نامهيي به دستام داده شد كه ناراحتيام را از بين برد. اين قاعده كه "اگر دري خدمت رساله نور بسته شود درهاي مهمتري باز خواهد شد" باز هم به اجرا درآمد. حافظ زهدي بزرگ كه عموي بزرگ كسي چون صبري از اركان عظيم رساله نور است، و داماد طاهر يكي از قهرمانان رساله نور ميباشد، و زماني در صف اول رساله نور و در رأس شاگرداناش وظيفه نظارت را بر عهده داشت؛ اين برادر غيور جديد و قديممان كه تا به امروز در ارادت قلبياش به رساله نور خدشهيي وارد نشده در نامهيي كه اخلاص و كمال صداقت او را نشان ميدهد مينويسد بدون توجه به قانون، تدريس قرآن به كودكان را ی كه از وظايفِ مهم رساله نور است ی بر عهده گرفته و اين امر توسط گواهي عبدالله چاووش كه خلوصي ثالث است در حاشيه همان نامه تأييد شده است، و اين نشان ميدهد كه زهدي بزرگ به تازگي به جاي مرحوم زهدي بدوي عطا شده و در عوض توقف فعاليت عیاطف نيز فعاليت حافظ زهیدي بزرگ ی كه مدقق و مقتدر و خطيب است ی آغاز گرديده است. حضرت حق را (از اين بابت) شكر ميگوييم. به ايشان همراهِ سلام ابلاغ فرماييد كه از امروز در مشاركت معنوي نوريه شاگردان خاص رساله نور سهيم است و با نام در دعاها از او ياد خواهد شد.
— 342 —
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ٭ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى نَعْمَائهِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ٭ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى نَعْمَائهِ
يكي از كرامتهاي جديد و اعجاز آميز و حمايت كنندهي معجزات احمديه، گفتار بيست و نهم و اشارات الاعجاز ی كه از سلسله كرامات رساله نورند چنين است: اوايل ماه مبارك امسال براساس اطلاعات پزشك، و دلالت علامتهاي مشخص، و افزايش ناگهاني حرارت بدن به بيش از چهل درجه، دچار بيماري سختي شدم كه نتيجه مسموميت بود. در آن هنگام استانداران مناطق ديگر حادثه عاطف را كه كاهي بود چون كوه جلوه دادند و مطالبي را عليه رساله نور به طور سرّي براي دادگستري و نيروي انتظامي و استاندار اينجا فرستادند. دو ساعت پيش از آن، "معجزات احمديه" به سرعت از استانبول به ياري شتافت. اين اثر روي ميز بود كه گفتار بيست و نهم و اشارات الاعجازِ باكرامت از قصبه توسيا رسيد؛ تو گويي اينها هم براي كمك آمده بودند. همان موقع اين سه اثر با جلدهاي تزيين شده روي ميز بودند و ما از احتمال مصادره كتابها نگران بوديم. بيماري سختي اجازه صحبت كردن به من نميداد و از سوي ديگر ناراحت بوديم نكند سه رساله مذكور با بيش از پنجاه كتاب ديگر به دست افراد بينماز افتد. با اين حال سه رساله باكرامت رساله نور چنان حمايت و حفاظت كاملي از ما كردند و پادزهر و علاجي براي مسموميت من شدند كه مطلعين از جمله خود ما هنوز در حيرتيم؛ طوري شد كه گويي هيچگاه بيمار نبودم. رسالههاي مذكور بر طرف مقابل سيليهاي شديد و پرقدرتي وارد كرده و وضعيت خصمانه فوق را به دوستي تبديل نمودند.يكي از كرامتهاي جديد و اعجاز آميز و حمايت كنندهي معجزات احمديه، گفتار بيست و نهم و اشارات الاعجاز ی كه از سلسله كرامات رساله نورند چنين است: اوايل ماه مبارك امسال براساس اطلاعات پزشك، و دلالت علامتهاي مشخص، و افزايش ناگهاني حرارت بدن به بيش از چهل درجه، دچار بيماري سختي شدم كه نتيجه مسموميت بود. در آن هنگام استانداران مناطق ديگر حادثه عاطف را كه كاهي بود چون كوه جلوه دادند و مطالبي را عليه رساله نور به طور سرّي براي دادگستري و نيروي انتظامي و استاندار اينجا فرستادند. دو ساعت پيش از آن، "معجزات احمديه" به سرعت از استانبول به ياري شتافت. اين اثر روي ميز بود كه گفتار بيست و نهم و اشارات الاعجازِ باكرامت از قصبه توسيا رسيد؛ تو گويي اينها هم براي كمك آمده بودند. همان موقع اين سه اثر با جلدهاي تزيين شده روي ميز بودند و ما از احتمال مصادره كتابها نگران بوديم. بيماري سختي اجازه صحبت كردن به من نميداد و از سوي ديگر ناراحت بوديم نكند سه رساله مذكور با بيش از پنجاه كتاب ديگر به دست افراد بينماز افتد. با اين حال سه رساله باكرامت رساله نور چنان حمايت و حفاظت كاملي از ما كردند و پادزهر و علاجي براي مسموميت من شدند كه مطلعين از جمله خود ما هنوز در حيرتيم؛ طوري شد كه گويي هيچگاه بيمار نبودم. رسالههاي مذكور بر طرف مقابل سيليهاي شديد و پرقدرتي وارد كرده و وضعيت خصمانه فوق را به دوستي تبديل نمودند.
مأموران مهم دادگستري و كميسرهاي تحقيق و تفتيش با آنكه براي بازرسي و مصادره جدي آمده بودند بي آنكه به هيچ يك از كتابها كه تعدادشان بيش ازمأموران مهم دادگستري و كميسرهاي تحقيق و تفتيش با آنكه براي بازرسي و مصادره جدي آمده بودند بي آنكه به هيچ يك از كتابها كه تعدادشان بيش از
— 343 —
پنجاه جلد بود دست درازي كنند بخشي از كرامات رسالههاي مذكور را شنيدند و به اين ترتيب تحت حمايت معنوي آنها از همه كتابها محافظت شد. البته ما كتابهاي "مدافعات، مكتوب شانزدهم و رساله رمضانيه" را براي مطالعه به آنها داديم.پنجاه جلد بود دست درازي كنند بخشي از كرامات رسالههاي مذكور را شنيدند و به اين ترتيب تحت حمايت معنوي آنها از همه كتابها محافظت شد. البته ما كتابهاي "مدافعات، مكتوب شانزدهم و رساله رمضانيه" را براي مطالعه به آنها داديم.
روز سوم دو سه ساعت پيش از آنكه كميسر سياسي نيروي انتظامي به همراه يك كميسر تحقيق براي تفتيشِ بيشتر بيايند، همه رسالههاي ديگر براي اينكه بهدست آنها نيفتند با هدايت سه رسالهي باكرامت ياد شده، از نظرها پنهان شدند. آنها در نتيجه دو ساعت بازرسي توانستند يك كارت تبريك ماه رمضان و يك جلد "رساله رمضان" را بهدست آورند. آنها را هم قول دادند كه بعد از مطالعه بازگردانند. علاوه بر قرآن عظيم الشأني كه داراي معجزات بود و در جاي بلندي قرار داشت، نسخههايي از حزب القرآن كه داراي معجزات است و رسالههاي حزبِ نوري، اين وضع خارق العاده را به نمايش گذاشتند. به تعداد حروف اين رسالهها و به تعداد عاشرات دقايق ماه رمضان، حضرت حق را حمد و ثنا ميگوييم.روز سوم دو سه ساعت پيش از آنكه كميسر سياسي نيروي انتظامي به همراه يك كميسر تحقيق براي تفتيشِ بيشتر بيايند، همه رسالههاي ديگر براي اينكه بهدست آنها نيفتند با هدايت سه رسالهي باكرامت ياد شده، از نظرها پنهان شدند. آنها در نتيجه دو ساعت بازرسي توانستند يك كارت تبريك ماه رمضان و يك جلد "رساله رمضان" را بهدست آورند. آنها را هم قول دادند كه بعد از مطالعه بازگردانند. علاوه بر قرآن عظيم الشأني كه داراي معجزات بود و در جاي بلندي قرار داشت، نسخههايي از حزب القرآن كه داراي معجزات است و رسالههاي حزبِ نوري، اين وضع خارق العاده را به نمايش گذاشتند. به تعداد حروف اين رسالهها و به تعداد عاشرات دقايق ماه رمضان، حضرت حق را حمد و ثنا ميگوييم.
اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلى كُلِّ حَالٍ.اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلى كُلِّ حَالٍ.
تأثر بيماري، و تألمي كه به سبب حادثه عاطف در قلب خود حس ميكردم، و ترحم براي آنها و نگراني از اينكه مبادا اين مسائل به اسپارتا هم سرايت كند، و اينكه رساله نور در اين شهر مبارك زير پرده سِرّاً تَنَوَّرتْ قرار ميگرفت، و زير نظر داشتن مداوم همه كساني كه در روز سیوم پس از دو بازرسیي مذكیور نیزد من آمدند و رفتند، و تفتيش خیانه اميین بدون آنكه چيزي در آنجیا بيیابند؛ اينهیا مسائلي بود كه مرا بسيار مضطرب و متألم ميكرد؛ ليكن رحمت حضیرتِ ارحم الراحمين و حمايت عنايت الهي كه تاكنون ادامه داشته، و آرامش حاصل از رضا، تسليم، توكل و اخلاص، همه آن مسائل عذابآور را عقيم كرد. در كمال آسودگي و آرامش، عبارتِ «ببينيم مولا چه ميكند كه هر چه او كند زيباست». گفته در كمال تسليم، احساس آرامش و راحتي كرديم. شما هم اينگونه باشيد و سست نشويد.تأثر بيماري، و تألمي كه به سبب حادثه عاطف در قلب خود حس ميكردم، و ترحم براي آنها و نگراني از اينكه مبادا اين مسائل به اسپارتا هم سرايت كند، و اينكه رساله نور در اين شهر مبارك زير پرده سِرّاً تَنَوَّرتْ قرار ميگرفت، و زير نظر داشتن مداوم همه كساني كه در روز سیوم پس از دو بازرسیي مذكیور نیزد من آمدند و رفتند، و تفتيش خیانه اميین بدون آنكه چيزي در آنجیا بيیابند؛ اينهیا مسائلي بود كه مرا بسيار مضطرب و متألم ميكرد؛ ليكن رحمت حضیرتِ ارحم الراحمين و حمايت عنايت الهي كه تاكنون ادامه داشته، و آرامش حاصل از رضا، تسليم، توكل و اخلاص، همه آن مسائل عذابآور را عقيم كرد. در كمال آسودگي و آرامش، عبارتِ «ببينيم مولا چه ميكند كه هر چه او كند زيباست». گفته در كمال تسليم، احساس آرامش و راحتي كرديم. شما هم اينگونه باشيد و سست نشويد.
به همه برادران سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم.به همه برادران سلام ميرسانيم و برايشان دعا ميكنيم.
— 344 —
بيماري ادامه دارد اما قابل تحمل است. مصيبت يادشده نيز براي آن بود كه انتشار چشمگير رساله نور متوقف شود.بيماري ادامه دارد اما قابل تحمل است. مصيبت يادشده نيز براي آن بود كه انتشار چشمگير رساله نور متوقف شود.
اَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِىاَلْبَاقِى هُوَ الْبَاقِى
برادرتانبرادرتان
سعيد نورسيسعيد نورسي
— 345 —
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
يَا اَللَّهُ * يَا رَحْمنُ * يَا رَحِيمُ * يَا فَرْدُ * يَا حَىُّ * يَا قَيُّومُ * يَا حَكیَمُ * يَا عَیدْلُ * يَا قُدُّوسُ *يَا اَللَّهُ * يَا رَحْمنُ * يَا رَحِيمُ * يَا فَرْدُ * يَا حَىُّ * يَا قَيُّومُ * يَا حَكیَمُ * يَا عَیدْلُ * يَا قُدُّوسُ *
به حق اسم اعظم، به حرمت قرآن معجز البيان و به آبروي رسول اكرم عليهِ الصَّلاةُ وَ السَّلام ناشران اين مجموعه و ياوران ارجمندشان و طلبههاي رساله نور را در جنتالفردوس قرين سعادت ابدي فرما؛ آمين... آنها را در خدمت ايماني و قرآني همواره و هميشه موفق فرما، آمين... و مقابل هر حرف اين مجموعه در دفتر حسناتشان هزار حسنه ثبت بفرما، آمين... و در نشر رسالههاي نور ثبات و دوام و اخلاص، احسان فرما، آمين...به حق اسم اعظم، به حرمت قرآن معجز البيان و به آبروي رسول اكرم عليهِ الصَّلاةُ وَ السَّلام ناشران اين مجموعه و ياوران ارجمندشان و طلبههاي رساله نور را در جنتالفردوس قرين سعادت ابدي فرما؛ آمين... آنها را در خدمت ايماني و قرآني همواره و هميشه موفق فرما، آمين... و مقابل هر حرف اين مجموعه در دفتر حسناتشان هزار حسنه ثبت بفرما، آمين... و در نشر رسالههاي نور ثبات و دوام و اخلاص، احسان فرما، آمين...
يا ارحم الراحمين! همه شاگردان رساله نور را در هر دو جهان سعادتمند فرما، آمين...يا ارحم الراحمين! همه شاگردان رساله نور را در هر دو جهان سعادتمند فرما، آمين...
آنها را از شر شياطين انس و جن محفوظ فرما، آمين ... و گناهان اين سعيد درمانده و بيچاره را ببخش، آمين ...!آنها را از شر شياطين انس و جن محفوظ فرما، آمين ... و گناهان اين سعيد درمانده و بيچاره را ببخش، آمين ...!
به نام همه شاگردان نوربه نام همه شاگردان نور
سعيد نورسيسعيد نورسي